نقدآگین
12.2K subscribers
3.86K photos
3.4K videos
93 files
9.1K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎧«این انقلاب» ضدِّ «آن انقلاب»

🎙دکتر #خسرو_یزدانی

۱۲بهمنِ ۱۴۰۴

@khosrowchannel
.


#حکومت_اسلامی #انقلاب_ملی #ایران



🌾 @Naqdagin
🏛 «این انقلاب» ضدّ «آن انقلاب»

زمان ایستاده است و نمی‌گذرد؛ تلنگری از بیرون نیاز است تا زمان به جنبش درآید و آن‌گاه مردم نیز به جنبش درخواهند آمد. هماره نمی‌توان از «خود» آغازید و بی‌یاریِ «دیگری» روی پا ایستاد و به راه افتاد.

🦠 روزگاری کرونا می‌کشت. مردم، دانایان و دلسوزانِ میهن می‌خواستند واکسن از آمریکا آورده شود تا در آن روزهای اضطراری، از کشتار ویروس پیشگیری شود. فرقهٔ عباپوشان اما از این یاری پیشگیری کرد؛ این فرقهٔ چرک و خون بر کشتار دامن زد. در آن روزها، هیچ‌کس همستارِ (مخالف) پژوهش برای واکسن ایرانی نبود، اما واقعیت این بود که هنوز پاسخی در دست نداشتیم. باور همگانی بر این بود که تا زمان دستیابی به توان داخلی، باید واکسن از آمریکا درخواست شود تا از مرگی که هر روز گسترده‌تر می‌شد، جلوگیری گردد.

🩸 اکنون در پسِ آن کشتار باورنکردنی، دگربار با همان وضعیت اضطراری روبه‌رو هستیم. مردم به‌پا خاستند تا با این ویروسِ بیگانه با تنِ میهن بجنگند، اما ویروس با شتاب خود را تکثیر کرد (در قالب سپاه، بسیج، لباس‌شخصی‌ها، حشدالشعبی و دیگر مزدوران). این فرقه توانست ده‌ها هزار نفر را با دهشتبارترین روش‌ها کشتار کند، هزاران چشم را کور و ده‌ها هزار نفر را اسیر و زخمی سازد. اکنون این فرقه که موجودیت خود را در خطر می‌بیند، حتی در مجلسِ خود نیز لباس جنگیِ بیگانه با ایران به تن کرده تا بر دهشت‌افکنی‌اش بیفزاید.


🛡 از آنجا که مردمِ زخم‌خورده هنوز به‌گونه‌ای کارآمد سازمان‌ نیافته‌اند، نیاز است که از شورای امنیت برای پیشگیری از کشتارهای بیشتر یاری بخواهند. چین و روسیه در کنار فرقهٔ چرک و خون ایستاده‌اند؛ پس یاری باید از نیرویی خواسته شود که از برانداختن این ویروس عباپوش سودی ببرد؛ و آن نیرو همانا آمریکاست. این درخواست برای یورش به مراکز دسیسه و سازمان‌های کشتار، نه دشمنی با میهن، بلکه درکِ درستِ میهن‌پرستی است.

🗳 در سال ۱۳۸۸، میلیون‌ها ایرانی در توهمِ راهبری که خود عضوی از همین فرقه بود، شکست خوردند و به خانه برگشتند. در جنبش‌های ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ نیز که بی راهبر و افق به خیابان ریختند، با کشتارهای خونین روبه‌رو شدیم؛ ولی این بار خیابان به روشنی فریاد زد که چه می‌خواهد و چه نمی‌خواهد. خواستِ روشن مردم چنان دهشتی به جانِ فرقهٔ حاکم و پادشاهی‌ستیزانِ رنگارنگ انداخت که همگی روبند از چهره انداختند. مصدقی‌ها، مجاهدین، چپی‌های گلوبالیست و ملی‌مذهبی‌ها، همگی ناگهان «میهن‌پرست» گشتند و پادشاهی‌خواهان را به میهن‌فروشی متهم کردند. اینان که دیروز با خمینیِ ۵۷ هم‌آوا بودند، امروز با خامنه‌ای هم‌داستان گشته‌اند.

⚔️ مردم ایران انقلابی به راه انداخته‌اند که در ذات خود یک «ضدِ انقلاب» است؛ انقلابی برای فروپاشانیدن ریشه‌های انقلاب ۵۷. آن انقلابِ کذایی، در دشمنی با اسطوره‌ها، آیین‌ها و تاریخِ پیشااسلامی بود؛ انقلابِ «آژیدهاک» در دشمنی با «جمشید». آن انقلاب در خوارداشتِ زندگی و ستایشِ مرگ بود؛ در ستایشِ «اللهِ شوره‌زارها» و امامانی که خون ایرانیان را ریخته بودند. آن انقلاب برای دشمنی با واژهٔ «میهن» و ستایش «امت» بود.

🚩 آن انقلاب برای بزرگداشت حکومت خونریز خلفا، زاری برای حسین و بیزاری از زیبایی و شادی بود؛ انقلابی علیه باده، رقص، موسیقی و اندیشه. آن انقلاب برای پوشاندن تن، نابودی نوروز، ویرانی نشانه‌های تاریخی و برافراشتن درفش بیگانهٔ «الله‌نشان» به جای «شیر و خورشید» بود. آن، انقلابِ مرگ برای برانداختن رفاه و آبادانی بود.

🕊 اکنون انقلابی در همستاری (تقابل) با آن ویرانی به راه افتاده است. این انقلاب، هم‌آوایی با «فریدون» برای سرنگونی «آژیدهاک» است. انقلابی برای بزرگداشت کوروش بزرگ، دانش‌ورزی، گشودگی و پیوند با جهان. این انقلاب «جاوید شاه» می‌گوید، چراکه تنها با شکوهِ پادشاهی است که ایران می‌بالد. این، انقلابی است ایرانی با بینشی که از شاهنامه می‌آید؛ انقلابِ زنانی و مردانی که دلیرانه می‌جنگند اما موری را هم نمی‌آزارند.

🌈 این انقلاب بیش از نان، برای «آزادی» و بیش از آزادی، برای «آزادگی» است؛ رنگین‌کمانی از اسطوره و سیاستِ ایرانی. این انقلاب برای پاداشِ پس‌ از مرگ نمی‌زید، بلکه «زندگی» را پاداش می‌شمارد و برای پاسداشتِ آن می‌جنگد.
این جنبش بزرگ، تحقق تمام این آرمان‌ها را تنها در سایهٔ سامانِ پادشاهی شدنی می‌داند.

✍🏻 دکتر #خسرو_یزدانی

۱۲بهمنِ ۱۴۰۴

@khosrowchannel
.


#حکومت_اسلامی #انقلاب_ملی #ایران



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همیشه دوست داشتم تصور کنم چطور ⁧#سربداران⁩ بر استیلای ۱۲۰ساله‌‌ی مغول فائق آمدند!


.


#انقلاب_ملی #ایران



🌾 @Naqdagin
📍 ۱۸دی - شهریار؛
«جمعیت را ببین. اون شب شمار زیادی جوان جان خودشون را از دست دادن»


🦁 نظیرِ چنین جمعیتِ فراگیری در کل کشور، و چنین شجاعت و عزم راسخی برای پایانِ لکه‌ی ننگِ حکومتِ آخوندی را در کلِ تاریخ جنبش‌های ایران ندیده‌بودیم.

🟢 در ۸۸ جمعیت بیشتر در تهران بود، و نهایتِ آمالش بر سرِ کار آمدنِ نخست‌وزیرِ دهۀ سیاه شصت بود؛ کسی که ذوب در آخوندی داعشی و قاتل بود و گفتمانش نیز گفتمانی شدیداً اسلام‌گرایانه و متوهمانه و مشابه با حکومت داشت.

🔴 اما در قیام آبان ۹۸ نیز جمعیت چنین فراگیر نبود و مطالبات بیشتر رنگ و بوی اقتصادی داشت؛ در آن زمان هنوز به‌شکل ایجابی مشخص نبود که این خشم، می‌خواهد پایانی قطعی بر سلطۀ آخوندیسمِ داعشیِ غرب‌ستیز باشد.

✌️ در سال ۱۴۰۱، اگرچه شعارها بر محورِ آزادی زنان و کرامت انسانی درخشید، اما هنوز گفتمانِ ایجابیِ واحدی بر محور «ایران‌گرایی» و «آلترناتیوِ روشنی» برای جمهوری اسلامی شکل نگرفته بود، و فقدان یک رهبریِ مشخص و پیوندِ معقول با قدرت‌های غربی، مانع از آن شد که ضربه‌ای کاری بر پیکر حکومت دینی وارد شود.

🔥 اما این بار، آنچه در خیابان‌های شهریار و وجب به وجب خاک ایران گذشت، فراتر از یک اعتراض یا جنبش واکنشی بود. این یک «انقلابِ آگاهی» است؛ پیوندِ خشمِ تهیدستان با غرورِ ملیِ جوانانی که دیگر نمی‌خواهند زیر سایهٔ بدقوارهٔ استبدادِ دینی نفس بکشند. این جمعیت، دیگر نه به دنبال «رأی» توهمیِ خود ذیلِ فاشیسمِ اسلامی - آخوندی است و نه به دنبال خیالِ باطلِ «اصلاح»؛ این بار خیابان به صراحت فریاد می‌زند که برای بازپس‌گیری «ایران» آمده است.

این عزم راسخ و بی‌بازگشت، نشان از بلوغی تاریخی دارد که در آن، مرزهای بین مرکز و حاشیه فرو ریخته و همگان بر یک پیمان واحد استوار شده‌اند: «برانداختنِ ریشه‌های انقلاب ۵۷ و بازگشت به شکوهِ ملی و یک حکومت نرمال که با زندگی و دستاوردهایِ انسانیِ و تمدنیِ جهان غرب ستیز ندارد»

.


#انقلاب_ملی #ایران



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘زهرِ مقدسی که شهد پنداشتیم!
— در ستایشِ صداقت و صراحت، علیه مجذوبان و بزک‌گران شر

✍🏻 #فریدون_فرخ

💬 اشو: محمدِ خونخوار
«می‌گویی محمد برای دین شمشیر کشید؟ خب پس کجاست این دین؟ کدام دین؟!

نتیجۀ آن شمشیر کشیدن چیزی نبود جز اینکه جمعی مسلمانِ خونخوار به وجود آورد.

نتیجۀ آن شمشیر چه بود؟ جز اینکه ۱۴۰۰ سال است مسلمانان سراسر جهان خون می‌ریزند؟
سرها را می‌بُرند و به کشتار خود همچنان ادامه می‌دهند؟


و وقتی به نام دین چنین می‌کنند و آدم می‌کشند، ما سکوت می‌کنیم و تلخی‌اش را به روی خودمان نمی‌آوریم؛ این زهر را چنان سرمی‌کشیم که انگار داریم شهد می‌نوشیم!

خمینی که خودش را جانشین محمد می‌داند و حالا مقام امامت دارد، در همین یک سال می‌دانی چند نفر را به قتل رسانده؟ اصلا حساب و کتابش را داری؟

جالب اینجاست که درحالیکه هر روز در ایران مردم را به دار می‌آویزند، همۀ دنیا در مقابل او سکوت می‌کند!

زبانِ همۀ مردم بند آمده از اینکه هر روز خون می‌ریزند، اما چون به نامِ دین است، آن را عینِ ثواب و خیر می‌بینند؛

و این زنجیره قتل و کشتار همچنان ادامه دارد
...»


🍂 قیاس میان «تیغِ برهنه و بی‌رحم کلامِ اشو» و «ذهنِ کپک‌زده، فسیل‌شده و اسلام‌‌پناهِ امثالِ میرحسین موسوی»، شاه‌کلیدِ درکِ فلاکتِ تاریخی ماست. این قیاس، پاسخی‌ست صریح به این معمای خونین که چرا جنبش ۸۸ در نیمه‌راه عقیم ماند، اخته شد و شکست خورد؛ و چرا نیم‌قرن است که یوغِ سنگینِ «داعشِ شیعه» را بر گردن داریم و همچنان در دایره‌ای باطل می‌چرخیم.

🍂 ما دهه‌هاست که تاوانِ سنگینِ یک «توهمِ جمعی» را می‌پردازیم؛ توهمِ اینکه می‌توان با اتکا به کسانی که خودشان معمارانِ وحشت و شیفتۀ «دوران طلاییِ جنایت» بوده‌اند، به آزادی رسید. چه ساده‌لوحانه گمان می‌کردیم کسانی که دل در گروِ «آن جانیِ بیدار» دارند، می‌توانند منجیِ ما باشند. ما عمر، جوانی و سرمایه‌های ملی‌مان را در مسلخِ «اصلاحاتِ تدریجی» قربانی کردیم و در بازیِ مضحک و مهوعِ انتخاب میانِ «آخوندِ قاتل» و «آخوندِ فاشیست» اسیر شدیم؛ تنها به این امیدِ واهی و مازوخیستی که شاید هیولایِ دین‌خو، روزی دموکرات شود، یا با پنبه سر بریدن را جایگزینِ ساتور کند!

🍂 شکستِ ما ناشی از نفهمیدنِ «ذات» بود؛ ناشی از جهلی عمیق نسبت به هستۀ سختِ توحش و درنده‌خوییِ نهفته در «نصوصِ اصلی» حکومتِ دینی. مشکل ما قرائتِ بد از دین نبود، مشکل خودِ متن بود. میرحسین و هم‌قطارانِ استمرارطلبش، تنها جرأت داشتند سطحی از شاخ‌وبرگ‌های خشکیدۀ این «درختِ زقوم» را هرس کنند و هرگز شهامتِ نگریستن به ریشۀ خون‌آلودِ آن را نداشتند؛ همان ریشه‌ای که اشو بدونِ تعارف و لکنت، آن را نشانه رفته است. آن‌ها می‌خواستند با حفظِ تقدسِ چارچوب، محتوا را اندکی مدرن کنند؛ تلاشی عبث همچون بزک کردنِ یک جسد متعفن.

🍂 همین محافظه‌کاری، همین لکنتِ زبان در برابرِ مقدسات، و همین ترس از رویارویی با «اصلِ شر»، ما را به این‌همه هزینه‌دادن‌های بیهوده، فرسایشی و قطره‌چکانی کشاند. اگر همان آغاز، به‌جای دل‌خوش کردن به سراب‌هایی چون «تعدیلِ مذهب»، «جمهوری‌خواهیِ دینی» و «اسلامِ رحمانی»، یک‌بار برای همیشه چشمانمان را باز می‌کردیم و همچون اشو، تیغِ نقد را بر شاهرگِ این تقدسِ دروغین می‌کشیدیم، کار را یکسره می‌کردیم.

🍂 اگر شجاعتِ دیدنِ واقعیتِ عریان را داشتیم و می‌پذیرفتیم که از دلِ این چاه، آبی گرم نمی‌شود و تنها خون می‌جوشد، امروز ناچار نبودیم که نسل‌درنسل، خون و عمر و آینده‌مان را قطره‌قطره به پایِ این بتِ خون‌آشام بریزیم. راهِ نجات هرگز از کوچهٔ بن‌بستِ «اصلاح» نمی‌گذشت؛ راه نجات،
تنها و تنها از بزرگراهِ «انکارِ تمامیتِ این ساختارِ مقدس‌مآبِ داعشی و فرو ریختنِ تمامیِ بت‌های ذهنی و عینی می‌گذشت.

🍂 می‌بایست بسیار زودتر ملتفت می‌شدیم که امثال عبدالکریم سروش، که با برساختن مفاهیم موهومی همچون «پیامبر اقتدارگرا»، به توجیه تئوریکِ بنیان‌گذار این سریال از خلافت‌های داعشی - طالبانی می‌پرداختند، سرانجام در بزنگاه‌های تاریخی، شمشیر را از رو می‌بندند و جانبِ سرکوبگرانِ حکومتِ داعشیِ شیعه را خواهند گرفت. کار این جماعت به جایی رسید که در مدحِ «خویشتن‌داری» جلادان و «کم‌کشتن» معترضان، اشعار پست‌مدرن سرودند و با وقاحت، مردمِ به‌جان‌آمده را به بیگانگان منتسب کردند که در میان‌شان نفوذ کرده‌اند!

🍂 این مولوی‌خوان‌های ملعون‌ِ عقیده‌پرستِ عقده‌ای، عینا گفتمان و ادبیات دستگاه سرکوب را در تحقیر و تخطئۀ رهبرانی که ملت در خیابان‌ها فریادشان زدند، بازتولید کردند. غایتِ تمام تقلاهاشان، چیزی جز حفظ و استمرارِ حکومت وحشتِ اسلامی خمینی نبود و نیست؛ همان سیستمی که سروش و موسوی و خاتمی و...، تا همین چند سال قبل، نعلین‌لیسِ درگاهش بودند و امروز نگران فروریختنِ بنایی هستند که خود در پی‌ریزی‌اش شریک جرم‌اند.

.


#نقد_اسلام #استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا واقعا این اسلام اون اسلام نیست؟!

از نکات جالب دربارۀ شخصیت‌های مدعیِ «عقلِ سرد»ی چون زیدآبادی این است که از سویی، با اسم رمزِ «خشونت‌پرهیزی»، آن هم بلافاصله پس از کشتار بیش از ۵۲ هزار ایرانی در طی ۲ روز، اتهام خشونت را متوجهِ مردمِ نامسلح می‌کنند، بجای اینکه از توحش حکومتِ اسلامی که مجهز به فقهِ داعشیست بگویند! و از سوی دیگر، برای حفظِ ایدئولوژی «داعشی‌گری، سرکوب و خشونت»، چنان تقلا می‌کنند که آدم تعجب می‌کند که اینها هیچ نسبتی با تاریخِ ایران، فراسوی یاوه‌های مرتضی مطهری داشته‌اند؟ آخر خشونت‌پرهیزی شما را باور کنیم یا نازیسم‌پرستی شما را که حتی در حوزۀ عقیده و بیان نیز برای ایرانیان حد و مرز قائل می‌شوید و با سرکوب، می‌کوشید همه را مجبور به احترام به عقاید نازیستی - فاشیستیِ خود کنید؟ آن هم با مصادرۀ اسامی بزرگانی چون حافظ و خیام و رازی که هر چه بزرگی دارند، از اخلاق و خردِ ایرانی‌شان است و آن شجاعتی که در نقد و کنایه به عقاید خرافی و داعشی داشته‌اند.

از طرف دیگر، حتی در هنگامۀ «هولوکاست ایرانی‌»، دلنگرانِ خاک فلسطین‌اند! یعنی حتی وسط فاجعۀ ایدئولوژیِ فلسطین‌گرا، خون ایرانی پشیزی برایشان ارزش ندارد.
#سم_هفته

🔷 سندرم شریعتی:‌ جراحی روی مومیایی!

🔸این جماعتِ «حکیم‌باشی» که نام‌شان را روشنفکر گذاشته‌اند، از شریعتی و گلسرخی گرفته تا فردید و بازرگان و عبدالکریمی و سروش و این جنسِ بنجلِ «لیبرالیسم اسلامی»: جنت‌خواه، همه‌شان جاده‌صاف‌کن‌های همان جهلِ مقدس‌اند که «نکبت ۵۷» را ساخت. شریعتی معجونِ چرک‌وخونی را ساخت که در آن سوسیالیسم را با روضه‌خوانی مخلوط شده‌بود، و حالا این کاریکاتور شریعتی دارد تفاله‌های همان دیگ را دوباره گرم می‌کند. اینها همان «رجاله‌»هایی‌اند که می‌خواهند با کلماتِ دهان‌پرکن، برای این بن‌بستِ تاریخی، سوراخِ فرار بتراشند.

🔸خنده‌دار است، نه؟ می‌گویند «شیعه ضربه‌گیر ایران بود»! مثل این است که بگویی «طنابِ دار»، ضربه‌گیرِ گردن است تا سرِ آدم به زمین نخورد! این‌ها مذهب را سنگر معرفی می‌کنند، اما نمی‌گویند که این سنگر، قرن‌هاست که به گورستانِ آرزوهای این ملت تبدیل شده‌است. ادعا می‌کنند دشمنی با شیعه، خیانت به ایران است؛ اما کیست که نداند همین اصرار بر هویتِ فرقه‌ای، چطور ریشۀ این سرزمین را مثل موریانه خورده‌است؛ می‌خواهند «لکاتۀ» تاریخ را به جای «فرشتۀ» نجات قالب کنند.



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دین، فریب بزرگ؟

🔸#ژواکیم_کارلس_گارسیا (معرفی) تحلیلی انتقادی و تاریخی از ریشه‌های ادیان، به‌ویژه یهودیت و مسیحیت ارائه می‌دهد و با تکیه بر یافته‌های باستان‌شناسی، زبان‌شناسی و دیدگاه‌های روان‌کاوانه‌ای چون فروید، مدعی است که ادیان ابراهیمی محصول تطور و بازنویسی اسطوره‌های بسیار کهن‌تر هستند.

۱. ریشه‌های باستانی و بازنویسی نهایی

* نظریه فروید:
او به سخن فروید استناد می‌کند که ما دین یهود را تنها در شکل نهایی و ویرایش‌شده‌اش (دوران پس از تبعید بابل، حدود قرن ۵ تا ۳ پیش از میلاد) می‌شناسیم.

* تلاش برای حذف ردپای گذشتگان: یهودیان در تدوین نهایی متون خود (تَنَخ یا همان عهد عتیق)، تلاش کردند تأثیرات تمدن‌های مصر، بین‌النهرین، کنعان و سومر را حذف کنند تا دین خود را وحیانی و بی‌رقیب جلوه دهند.

* سینکرتیسم (آمیختگی دینی): مفاهیمی مانند «خدای واحد» از مصر (دوران آخناتون)، داستان‌های آفرینش و طوفان از سومر و بابل، و مبارزه خیر و شر از کنعان و اوگاریت وارد یهودیت شده‌اند.

۲. اکتشافات باستان‌شناسی و نقض ادعای وحیانی بودن

* لوح‌های اوگاریت (۱۹۲۸): کشف این لوح‌ها در سوریه نشان داد که بسیاری از آیینها، القاب خدایان و حتی سبک نوشتاری متون مقدس، هزاران سال پیش از یهودیت در فرهنگ کنعانی وجود داشته‌است.

* گوبکلی‌تپه (ترکیه): این سایت با قدمت ۱۲۰۰۰ سال نشان می‌دهد که میل به امر قدسی و انجام آیین‌های مذهبی بسیار پیش از کشاورزی، خط و حتی مفهوم «گناه نخستین» وجود داشته است. گوبکلی‌تپه نشان می‌دهد که بشر در ابتدا به دنبال «اتصال به کل هستی» بود، نه به دنبال «راضی کردن یک خدای خشمگین». مفهوم «خدا به عنوان پلیس اخلاقی» هزاران سال بعد و برای کنترل جوامع شهری اختراع شد.

۳. تغییر ماهیت مفاهیم در ترجمه

* از ماده به معنا: واژگان عبری که باری فیزیکی و مادی داشتند در ترجمه‌های یونانی (سبعینیه) به مفاهیم انتزاعی تبدیل شدند. برای مثال «کابود» (سنگینی و جرم فیزیکی حضور خدا) به «دوکسا» (جلال و شهرت معنوی) تغییر یافت.

* اهلی کردن خدا: توصیفات خشن و فیزیکی از خدا در متون کهن (مانند خدایی که بوی گوشت سوخته او را آرام می‌کند) در ترجمه‌های مدرن تلطیف شده است تا با تصور امروزی از «خدای عشق» سازگار شود. [بررسی بیشتر]

۴. مفاهیم بنیادین معنویت پیش از ادیان سازمان‌یافته

🔻سه مفهوم کلیدی را در معنویت‌های اولیه شرح می‌دهد:

* انیمیسم (جاندارانگاری): این باور که همه اجزای طبیعت روح دارند. این نگاه باعث احترام به محیط‌زیست می‌شد، برخلاف ادیان مدرن که طبیعت را صرفاً منبعی برای استثمار انسان می‌دانند.

* توتِم: نماد پیوند معنوی یک قبیله با یک عنصر طبیعی. توتم نه یک بت برای پرستش، بلکه نماد هویت و تبار مشترک بود.

* مانا: نیرویی غیرشخصی و قدرتمند که در اشیاء یا افراد وجود دارد. سخنران این مفهوم را با «مسح کردن» در یهودیت مقایسه می‌کند و می‌گوید این قدرت بعدها توسط طبقه کاهنان برای ایجاد سلسله‌مراتب قدرت قبضه شد.

۵. مذهب به مثابه ابزار کنترل و قدرت

* مشروعیت از آسمان: در تمدن‌های بین‌النهرین و مصر، پادشاهان مدعی بودند قدرتشان از آسمان نازل شده است. این ادعا نه برای معنابخشی به زندگی، بلکه برای کنترل انبار غله، تقویم و مالیات بود.

* منفعت قربانی: سخنران می‌پرسد اگر خدایان اسطوره‌ای بودند، قربانی‌ها برای چه کسی بود؟ پاسخ او: قربانی‌ها برای حفظ «ساختار قدرت» بود. دودی که به آسمان می‌رفت نمادین بود، اما گوشت و غله نصیب طبقه کاهنان می‌شد.

۶. منطق قربانی و خون

* خدای گرسنه: در متون کهن (مانند حماسه گیلگمش یا سفر لاویان خدایان از بوی خون و چربی سوخته لذت می‌برند. سخنران به آیین‌های قربانی کردن کودکان در کنعان و داستان قربانی کردن اسحاق اشاره می‌کند و می‌گوید این منطقِ «خون برای آرام کردن خشم خدا» ریشه در تاریخ دارد.

* شراب و بخور: استفاده از «شِکار» (نوشیدنی مست‌کننده) بر روی مذبح برای ایجاد بخارات الکلی و تخدیرکننده بود تا حضور خدا را در فضایی مه‌آلود و سنگین بازسازی کنند.

۷. تقابل دیدگاه مصری و یهودی (مَعَت در برابر گناه نخستین)

* مَعَت (Maat): در مصر باستان، جهان بر پایه تعادل و عدالت (معت) بود. انسان با گناه به دنیا نمی‌آمد، بلکه وظیفه داشت با اعمال عادلانه مانع از ورود آشوب (ایسفت) شود
.
* گناه نخستین: در مقابل، سنت یهودی-مسیحی انسان را «اسباب‌بازی شکسته» و گناهکار ذاتی معرفی کرد. این روایت، انسان را برای رستگاری به نهاد مذهبی وابسته کرد.

سخنران تأکید می‌کند کتاب مقدس کلام خدا نیست، بلکه کلام انسان‌هایی‌ست که اسطوره‌های کهن را برای اهداف سیاسی - اجتماعی زمان خود بازنویسی کرده‌اند. او دعوت می‌کند که با شناخت این ریشه‌ها، از «فریب بزرگ» ادیان سازمان‌یافته رها شده و به حقیقتی بیدار و بدون فیلترهای جزم‌اندیشانه (دگماتیسم) دست یابیم.



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🩸تکرارِ تاریخ توسط حکومتِ داعشی

کلیپ اول مربوط می شود به اعتراضات ۱۹ دی در اردبیل
کلیپ دوم عاشورای ۸۸ تهران

🔸همان‌گونه که در ادامه فیلم می‌بینید مشابه این اتفاق در عاشورای سال ۸۸ نیز افتاد و خودروی پلیس با زیر گرفتن معترضین چند ایرانی را به‌قتل رساند. در آن سال رادان که جانشین نیروی انتظامی بود گفت، مردم ماشین پلیس را دزدیدند و با آن کشته‌سازی کردند! حال این بار باید بگویند موساد ماشین‌های پلیس را دزدیده و چندین اغتشاش‌گر را با هم و بشیوۀ اشرار و اراذل و اشغال‌گران کشته‌است!

🔺لعنت بر آل عبدالکریمی، لعنت بر آل خاتمی، لعنت بر آل پزشکیان و لعنت بر آل روحانی، که هرچه خون از این مردم ریخته شود، از دروغ‌گویی، رذالت، خون‌شویی و خدمت به حکومتِ داعشی دست برنداشتند. تباه‌تر و حرامی‌تر از سرکوبگران و سیاست‌مدارانِ خادم خلیفه، روشنفکر و دانشگاهی‌ای‌ست که خادم چنین کارخانۀ آدم‌کشی و توحشی‌ شده‌است. ایدئولوژی چپ چنان فرد را می‌تواند مسخ کند که در ذیلِ‌ حکومت داعش و کرۀ شمالی هم برای ما روضۀ غزه و لس‌آنجلس را بخواند، اما نوبتِ هموطنان خودش که می‌رسد، علنا از قتل‌عام‌های و جنایات صدام حسین هم دفاع کند!



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جماعتی که نظر را حرام می‌گویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال


🔺سعدی در این بیت با زبانی انتقادی و طعنه‌آمیز به ریاکاری و وارونگی اخلاقی می‌تازد؛ «نظر» نماد نگاه انسانی، عشق، تأمل و حتی اندیشیدن آزاد است و وقتی جماعتی آن را حرام می‌شمارند، یعنی با هرگونه دیدنِ حقیقت، زیبایی یا دیگری دشمن‌اند، اما همان جماعت خون خلق را حلال می‌کنند، یعنی به نام دین یا اخلاق، خشونت، حذف و کشتن انسان‌ها را مجاز می‌دانند.

🔺سعدی تضاد هولناک میان وسواس بر ظواهر و بی‌اعتنایی به جان انسان را افشا می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه دینداریِ بی‌خرد و بدونِ وجدانِ مشترکِ انسانی، ارزش‌ها را معکوس می‌سازد:
نگاه که می‌تواند سرچشمه فهم و مهر باشد گناه شمرده می‌شود، اما خون که نهایت حرمت را دارد بی‌ارزش می‌گردد!


🔺در عمق معنا، سعدی هشدار می‌دهد که وقتی اخلاق از امر مشترک و وجدانی تهی می‌شود و به اجرایِ آداب شریعت فروکاسته یا مسخ می‌شود، شریعت به ابزاری برای خشونت بدل می‌شود، و چنین جماعتی نه نگهبان دین، که تهدیدی برای جان و معنای هر معنویتِ اصیل‌اند.

.


#آخوندیسم



🌾 @Naqdagin
🔸#جاویدنام #حمید_مهدوی، آتش‌نشان اهل مشهد بود که در روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه با شلیک ماموران سرکوبگر به گلویش، در این شهر کشته شد. بی‌شک کشته‌شدن یک نیروی آتش‌نشان در کشتار و قتل‌عام سراسری، ذاتاً ماهیت خبری مهمی دارد اما در مورد حمید مهدوی، یک ویژگی خاص، او را متمایزتر کرد.

🔸حمید در طول اعتراضات مشهد، در میان معترضان حاضر بود و یک ویدیو که پیش از این در صدای آمریکا هم منتشر شده، از حمید مهدوی وجود دارد که یکی از تیرخوردگان را بر دوش‌ خود گرفته تا او را از مهلکه‌ای که در خیابان‌های مشهد وجود دارد، نجات دهد. این شجاعت که برآمده از همان روحیه آتش‌نشانان است، در میان انبوه خبرهای تلخ آن روزها گم شد، اما زمانی که خبر رسید آن فردی که به مجروحان کمک می‌کرد آتش‌نشانی است به نام حمید مهدوی که به دست سرکوبگرانِ حکومت اسلامی کشته شده، او تبدیل به یک قهرمان شد.

🔸طرح‌های گرافیکی زیادی هم در تمجید از این قهرمان مشهدی خیزش ۱۴۰۴ منتشر شده و از جمله رسول خادم با انتشار یکی از آنها در صفحه اینستاگرامش نوشت:
«عاقبت به‌خیر شدی مرد! چه قماری کردی عزیز! همه‌اش برد بود!».


🔸حمید علاوه بر شغل رسمی خود در آتش‌نشانی مشهد، نوعی اینفلئونسر حوزه کار خودش هم بود. صفحه اینستاگرام او با حدود ۱۶ هزار فالوئر، پر بود از ویدیوهایی با محتوای آموزشی و گاه سرگرمی. آخرین پست او دو روز قبل از آغاز اعتراضات دی‌ماه بود که در آن نوشته بود:
«شاید سهم من در این دنیا، شغلی باشد که نزد خدا برایم شفاعت کند».

حالا زیر پست‌های قبلی او پر شده از کامنت‌های مردم که او را در قامت یک قهرمان ملی ستوده‌اند.

🩸سلام بر شهدا - ایستادگان مقابلِ «شهوتِ قدرتِ» بی‌حد علی خامنه‌ای و روحانیت شیعه -

.


#انقلاب_ملی #ایران



🌾 @Naqdagin