نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.37K videos
93 files
9.06K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘آیا کاشف الکل، ملحد و منکر وحی و نبوت بوده؟

✍🏻 #مسعود_باب‌الحوائجی

بعنوان مقدمه عرض کنم که موج آتئیستی مدرن، بر بی‌طرفی امر تحقیق بسیار تأثیر گذاشته و‌ محقق‌نماهای این عرصه، دنبال یارگیری از شخصیت‌های تاریخی‌اند؛ حتا اگر شده با گِل‌آلودکردنِ منابعِ پژوهش، تا یارانِ موهوم خویش را از میان اندیشمندان، بعنوان ملحدان تاریخ، برجسته کنند؛ روندی که دقیقا نسبت به زکریای رازی اتفاق افتاده و او را ملحد و منکر فلسفۀ وحی و نبوت معرفی می‌کنند.

بله، منابع تاریخی که گواه الحاد #زکریای_رازی باشد نیز اندک نیست، اما برای این که دریابیم این دسته از منابع تا چه اندازه معتبرند، باید کمی حوصله کنیم.

🔻اولاً ۲ منبع معرفی کنم که در عصر ما بی‌طرف و محققانه به زندگی رازی پرداخته‌اند:

1️⃣ مستشرق و عرب‌شناس یهودی «پل‌کراوس» که از پراگ به قاهره کوچید و در اثر مهمی که به نام «لسیرة‌الفلسفیة» از خود بجا گذاشت، بخشی را به زندگی رازی اختصاص داد.

2️⃣ «تاریخ الالحاد» اثر فیلسوف معاصر مصری عبدالرحمن بدوی (که اتفاقا حساسیتی به پدیدۀ الحاد متفکران تاریخ اسلامی ندارد اما) در خصوص زکریای رازی معتقد است پژوهش‌های تاریخی و منابع دست‌اول این ادعا را تأیید نمی‌کنند.

بدوی
و پی‌آیندِ او، پل کراوس، باورشان این است که برچسب الحادی رازی ناشی از درگیری‌های فرقه‌ایِ او با رافضیان ‌و‌ باطنیه و شیعۀ اسماعیلی‌مذهب بوده‌است.

تقریبا دشمنان رازی که او را متهم به الحاد و نفی نبوت کرده‌اند بی‌استثنا، اسماعیلی و از روافض باطنی بودند؛ از کسانی چون ابوحاتم رازی که همشهری او بوده تا حمید‌الدین کرمانی که شاگرد همین ابوحاتم بوده تا ناصرخسروی شاعر که از دشمنان رازی‌ست، همه از اسماعیلیان متعصبند؛ از آنجا که زکریای رازی بحث‌هایی با معتزلۀ اسماعیلی عصر خود داشته، این‌ افراد در آثارشان او را متهم به مانوی‌گری و عقاید مزدکی و هندوییسم کرده‌اند، و می‌دانید که این شیوۀ رایج بحث‌های فرقه‌ای بوده؛ مثلا نگاه کنید خوانساری در روضات الجنات چه اتهام‌هایی معادل کفر به سهل بن عبدالله تستری صوفی می‌زند؛ صرفا بدین دلیل که او صوفی‌ست و گرایش به شیعه ندارد.

حسین نصر استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه آمریکایی جورج‌تاون نیز تمام هجمه‌های کفرآمیزی که علیه رازی صورت گرفته را از طرف غالیان شیعۀ اسماعیلی دانسته.

می‌دانید کتابی هست به نام «أعلام‌النبوة» كه حاوی مناظره ابوحاتم اسماعیلی با زکریای رازی‌ست، تا رازی را ملحد و منکر وحی و فلسفه نبوت نشان دهد، اما این کتاب، تألیف دشمن درجۀ یک اوست که خودش از داعیان و مبلغان اسماعیلیه است.

مخالفانش از ابوریحان بیرونی تا همین ابوحاتم، دو كتاب بنام «حیل‌المتنبئین» یا «مخاریق الانبیا» و «تنبؤالنبوة» به رازی نسبت داده‌اند تا او را منکر وحی و نبوت نشان دهند؛ دو کتابی که هیچ رد و اثری از آن در تاریخ نمی‌توانید بیابید؛ مگر تنها و تنها در گفته‌های مخالفان وی که مشخص است برساختی از اتهامات جعلی برای محاکمه/محکومیت اوست و مدعی‌اند که مبنی بر فتاوایی سوزانده‌شده بوده؛ که این هم دروغ تاریخی دیگری‌ست که هیچ ذکری از این فتاوا در تاریخ نیست؛ چراکه این ۲ کتاب از اساس تألیف نشده‌اند، اما بعکس، بنابر مدارک و اسناد مشخص است که زکریای رازی جز اینکه طبیبی حاذق و متکلمی چیره‌دست و حتا فیلسوفی برجسته بوده، از سویی فقیهی مطرح هم بوده، تا جایی که فخررازي که امام‌المشککین است، در مواردی متعرض آراء فقهي زکریای رازی شده و در آن نظریات فقهی شاهدیم که رازی به احادیث و روایات نبوی استشهاد کرده، اگر کسی منکر نبوت باشد، آیا به احادیث فقهی متوسل می‌شود؟

از دیگر محققان زندگی رازی دکتر«عبداللطیف العبد» است که تز دکترایش در خصوص زندگی رازی است و مصحح کتاب «الطب الروحانی» رازی است؛ می‌نویسد:
رازی در این اثر بشدت خواهان احترام به تعالیم ادیان و پیامبران است؛ حتا انتقاد شدیدی نسبت به فیلسوفانی دارد که می‌گویند: «ان‌ العشق منقبة من مناقب الانبياء» [یعنی رازی چنان مقام پیامبران را قدسی می‌بینید که حتا حاضر نیست خصلت‌های زمینی چون عشق را به آنها نسبت دهد].


حتا از مناظرات مشهور رازی که همۀ منابع نقل کرده‌اند، مناظرۀ کلامی او با ابوالقاسم بلخی از فقیهان معتزلی معاصر با اوست که موضوع بحث دربارۀ آیات اسماء و صفات در قرآن است و رازی اگر معتقد به قرآن و پیامبر نباشد، چطور می‌تواند در آن مناظرات بر خصم و حریف متکلم خود به آیات قرآن استناد کند؟

رازی حتا رساله‌هایی در فقه «طهارت و نجاست» دارد که مستند بسیاری از اقوالش قول و فعل نبی است که در فصل ۱۶ «الطب الروحانی» وی آمده و اصلا تعبیر طب روحانی او اشاره به شریعت در ادیان ابراهیمی‌ست. مهم‌تر از همه، تعبیر امام ذهبی در «سیر اعلام النبلاء» جلد ۱۴ ص۳۵۴ است که رازی را حجت در علم رجال و تحقیق و صاحب تصانیف و از اذکیای زمانه و ملیح‌التألیف می‌داند.



🌾 @Naqdagin
📘رازی و خیام: از فرد تا جریان‌های اندیشگی
(۱/۴)
🍂 در گسترۀ فراخ تاریخ اندیشه، آن‌گاه که از چهره‌های برزگ سخن می‌رانبم، همواره دو لایه از واکاوی پیشاروی ماست: لایۀ ظاهری و فردی که به زندگی شخصی و باورهای درونی این اندیشمندان می‌پردازد، و لایۀ ژرف‌تر و ساختاری که «جریان‌های اندیشگی» برآمده از اندیشه‌های آنان را می سنجد و برمی‌رسد‌.

🍂 زکریای رازی و خیام، این دو چهرۀ فروزان اندیشۀ ایرانی، بیش از آنکه به‌سان افرادی مستقل ارزشمند باشند، نمادهای جریان‌های اندیشگی ژرف، دگرگون‌ساز و دگردیسنده‌اند. این نوشتار بر آن است که با گذر از لایۀ فردی و شخصی، به کاوش در آن لحظاتِ ناب و نایاب و تابناکی بپردازد که ایمان سست می‌شود و خرد در اوجِ بی‌پروایی خود، به پرسشگری می‌پردازد - لحظاتی که ما از آنها به‌عنوانِ «لحظات الحاد و سرکشی» یاد می کنیم.

🍂 در برخودد با اندیشه‌های رازی و خیام در سدۀ کنونی، همواره دو رویکرد ناسازگار رویاروی یکدیگر رده برکشیده‌اند: رویکردی که می‌کوشد این چهره‌ها را یکسره در چارچوب باور دینی بگنجاند، و رویکردی که آن‌ها را نمادهای ناباوری و دین‌ستیزی می‌شناساند.

🍂 آقای مسعود باب‌الحوائجی و هم‌اندیشان ایشان، نمونه آشکار رویکرد نخست‌اند که به پشتوانۀ برخی بن‌مایه‌های (منابع) تاریخی می‌کوشند رازی را فیلسوفی باورمند و پایبند به شریعت بشناسانند؛ در برابر، برخی دیگر با بازگشت به گفته‌ها و نوشته‌های منسوب به این اندیشمندان، آن‌ها را درفش‌دارانِ خردگرایی گزاف‌کارانه و حتی الحاد می‌دانند. اما راست آن است که هر دو رویکرد، از درکِ ارزشِ راستین این چهره‌ها به کردارِ نمایتدگانِ "ایده‌های جریان‌ساز" ناتوان هستند.

🍂 آنچه رازی و خیام را به چهره‌هایی ماندگار در تاریخ اندیشه تبدیل کرده، نه زندگیِ ویژۀ آن‌ها، و نه حتی باورهای درونی‌شان، بلکه آن توفانِ اندیشگی‌ای‌ست که به‌نام آن‌ها در تاریخ ثبت شده‌است. این توفان اندیشگی، که گاه در پیکر آثار نوشتاری و گاه در چهرۀ جریان‌های اندیشگی نمودار شده، مرزهای کهن اندیشه را درنوردیده و افق‌های نوینی پیشاروی اندیشمندانِ پس از آنان گشوده‌است.

🔻پرسش دربارۀ اینکه آیا رازی به‌راستی چنین می گفت که:
از کجا و از چه رو شما این سخن را بایسته انگاشته‌اید که کردگار یک گروه برگزیده را به پایگاه برانگیختگی برکشیده و دیگران را نه؟

چرا پیامبران را بر سایر مردم برتری داده و تنها اینان را به راهنمایی مردمان گمارده و همۀ مردم را نیازمند ایشان گردانیده است؟

و از کجا به خود اینچنین پروانه داده‌اید در داناییِ فرزانه‌ترین فرزانگان، که چنین کاری را برای مردم روا بدارد و این کار سنگین و بیدادگرانه را بر برخی از مردم بار کند، تا بدین راه میان مردمان کینه‌توزی‌ها برانگیزاند، و نبردهای سهمگین پدید آورد و مردمان را به ژرفای نیستی و نابودی رهنمون گردد؟


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘رازی و خیام: از فرد تا جریان‌های اندیشگی
(۴/۴)
🍂 فرق این دم‌ها با الحاد سازمان‌یافته در همین ناپایداری و خودانگیختگی‌شان است. الحادِ سازمان‌یافته -که آن هم در این فرهنگ‌ جایی در خورِ خویش دارد- مانند کاخی استوار است که با نقشه و اندازه ساخته می‌شود؛ ولی این دم‌های الحاد، مانند گل‌های خودرو هستند که ناگهان از میان سنگ‌های خاره‌ سنت سر-برمی‌آورند. این فرق گوهرین، موجب می‌شود که این لحظه‌های خودرو، کمتر در آماج تیغ کین و انکار قرار گیرند و بی‌آواز اما کارساز و بی‌هنگام، ولی بنیان‌کن، در پیکر سنت رخنه کنند و اخگرهای تازه‌ای از اندیشه و بازاندیشی را در دل آن بیفروزند.

🍂 در چنین دم‌های ناب خردورزی، فرزانگانی چون رازی و خیام (یا هر نام دیگری که چنین ایده‌ها یا اندیشه‌های ژرفی را آفریده‌است)، نه‌تنها دگرگونی‌های ژرف در سپهر اندیشه پدید آوردند، بلکه خود به نمادهای تابناک پرسش‌گری و ژرف‌نگری بدل شدند. ایشان با گام نهادن در راه آزاداندیشی، از مرزهای تنگ آیین‌های هم‌روزگار با خویش فراتر رفتند و افق‌های نوی پیش روی جویندگان حقیقت گشودند.

🍂 این دو چهرۀ فروزان به‌سان نمایندگان چنین ایده‌هایی، هرچند در زمینۀ کوشش‌های اندیشگی با همدیگر فرق دارند، هر دو در گسترۀ توفان‌‌‌خیز اندیشه‌های نو جای دارند. رازی با نگرش‌های دانش‌بنیان و فلسفی خویش، با نقد بنیادین باورهای دینی، در پی برپایی خردمحوریِ ناب در سپهر خداشناسی بود. او انگاره‌های دینی را بی‌باکانه به پرسش کشید، تا آنجا که به نقدِ «مفهوم پیامبری و بعثت/برانگیحتگی» پرداخت. در نوشتارهایش به‌روشنی می‌خوانیم که «خداباوری» می‌باید بر بنیاد «خرد و برهان» استوار باشد، نه بر «پیروی کورکورانه». خیام نیز بر همین راه است. اما پرسش‌های ژرف او در جامۀ «چامه‌های نغز و اندیشه‌سروده‌ها» رخ نموده‌اند. او نه‌تنها ساختارهای دینی را به چالش می‌کشد، که با نمایاندن گذرا بودنِ زندگی، آدمی را به رویارویی با این واقعیتِ گزنده فرا-می‌خواند. رباعیات او با آن زبان گزنده و بی‌همتا، هم نومیدیِ ژرفش از جهان را می‌نمایاند و هم تلاشی‌ست برای آشکار ساختنِ بیهودگیِ همۀ بندها و بافته‌های بشری.

🍂 آنچه این دو فرزانۀ خردگرا را سزاوار سپاس‌داشت می‌سازد، نه‌تنها نگرشِ ژرف‌نگرانه‌شان به ساختارهای دینی، که پیش‌کشیدن پرسش‌های بی‌باکانه‌ای‌ست که به نیوشندگان اندیشه، دلیری ویژه‌ای می‌بخشد. پرسش‌هایی که هم خردورزی را ارج می‌نهند و هم آدمی را به پذیرفتن تردیدهای بنیادین خود فرامی‌خوانند. پرسش‌هایی که هم بر خردی بیش و کم رها شده استوارند، هم آدمی را به دیدارِ تردیدهای ناگزیر در راه شناخت فرا-می‌خوانند.

🍂 نکته‌ درخور توجه آن که، شک‌ورزی و نقد سنت در اندیشۀ خیام و رازی، نه از جنسِ ستیهندگی کورکورانه با دین یا سنت، بلکه همچون فرایندی‌ست که به چهره‌ای فلسفی و خردمندانه به آدمی امکان می‌دهد، تا درک و تجربه‌ای ژرفتر از حقیقت پیدا کند و به پرسش‌های بنیادین بپردازد. چنین ژرف‌اندیشی‌هایی، در پهنۀ تاریخ چونان چشمه‌ساران زاینده جوشیده‌اند. این دو خردورز فرزانه، نه‌تنها در کاوش گوهرِ شناخت کوشیدند، که در گسترشِ آن به جهان، نقشی یگانه بر دوش کشیدند.

🍂 بدین‌سان، ایده و ژرف‌اندیشی‌هایی که این دو خردورزِ ایرانی تا به امروز نمایندگی می‌کنند، همچنان در زهدان دگردیسی‌های اندیشگی زنده‌اند و هر یک تندبادی سهمگین در سپهرِ اندیشه و شناخت برانگیخته‌اند که هم پرسش‌هایی بنیادین را برافراخته و برافروخته‌اند، که همچنان‌ ارزش اندیشیدن دارند. این دو فرزان ایرانی، در تاریک‌خانۀ تقلید و خشک‌اندیشی روزگار خویش، چراغ‌داران خرد پرسشگر و سنجشگر بودند. پرسش‌هایی که از ژرفای نوشتارهایشان سر برمی‌آورد، تاکنون در اندیشۀ راست‌جویان زنده‌مانده و چراغی‌ گشته‌اند روشنگر در تاریک‌راه‌های اندیشه.

🍂 این دو فرزانۀ ایرانی از پیشروان بی‌همتای اندیشۀ فلسفی در جهان‌اند که با دلیریِ بی‌مانند در برابر هرآنچه بی‌پرسش پذیرفته می‌شد، ایستادند و از کارِ بزرگ پرسش‌گری هرگز بازنایستادند. ایشان درفش‌داران آن جریان ژرفِ اندیشگی‌اند که آدمی را به واکاوی و سنجشِ همۀ بدیهی‌نموده‌ها فرا می‌خوانند. آنها نه شخص، که نمایندۀ ایده‌هایند و همین ایده‌های توفنده‌اند که راهبر آینده‌اند.


📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 ابن راوندی و زکریای رازی
📕خیام؛ خداناباور یا ندانم‌گرا؟
📕نقد به‌مثابه روشنگری (۱ تا ۱۱ | ۱۲ تا ۲۸| ۲۹ تا ۳۴|۳۵ | ۳۶ تا ۴۶)
📕حقیقت‌گویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شراب‌خواری خیام و تفکر؟
📕هستی‌شناسی نفی در خیامیت
📕خیام؛ خداناباور یا ندانم‌گرا؟
📕عمر خیام پرومته‌ ایران
📕آیا کاشف الکل، ملحد و منکر وحی بوده؟
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)

.


#نقد_اسلام #فلسفیدن #خیام #رازی #زکریای_رازی #فلسفه #اندیشه #نقد_دین #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin
🎧 رازی و خیام: از فرد تا جریان‌های اندیشگی

🔸در اپیزود شانزدهم از #نقدآگین‌‌گپ، خلاصۀ جستاری را طرح می‌کنیم که به بررسی جایگاه و تأثیر اندیشه‌های محمد زکریای رازی و عمر خیام در تاریخ تفکر می‌پردازد. نویسنده استدلال می‌کند که این دو شخصیت بیش از افراد منفرد، نماد "جریان‌های اندیشگی" مهم و دگرگون‌ساز هستند که سنت‌های فکریِ زمان خود را به چالش کشیدند.

🔸برخلاف رویکردهای تقلیل‌گرایانه که آنها را صرفاً در قالب باورهای دینی یا الحاد محض می‌بینند، نویسنده بر لحظاتِ "الحاد و سرکشی" در اندیشه‌های منسوب به این دو تأکید می‌کند. این لحظات، نه به‌معنای بی‌دینی سازمان‌یافته، بلکه به‌عنوان شکاف‌ها و پرسش‌های رادیکال در برابر سنت، راه را برای خردورزی مستقل گشودند. هدف اصلی متن، توجه به تأثیر پایدار و جریان‌سازِ ایده‌های منسوب به رازی و خیام است، حتی اگر انتساب دقیق برخی از این ایده‌ها، به خود آنها قطعی نباشد.

📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 ابن راوندی و زکریای رازی
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانم‌گرا؟
📕نقد به‌مثابه روشنگری (۱ تا ۱۱ | ۱۲ تا ۲۸| ۲۹ تا ۳۴|۳۵ | ۳۶ تا ۴۶)
📕حقیقت‌گویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شراب‌خواری خیام و تفکر؟
📕هستی‌شناسی نفی در خیامیت
📕خیام؛ خداناباور یا ندانم‌گرا؟
📕عمر خیام پرومته‌ ایران
📕آیا کاشف الکل، ملحد و منکر وحی بوده؟
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)

.


#نقد_اسلام #فلسفیدن #خیام #رازی #زکریای_رازی #فلسفه #اندیشه #نقد_دین #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin