Telegram
نقدآگین
📘سامی عوض الذیب
سامی عوض الذیب ابو ساحلیه (Sami Awad Aldeeb Abu-Sahlieh) یک حقوقدان سوئیسی فلسطینیتبار است که در ۵ سپتامبر ۱۹۴۹ در زبابده، نزدیک جنین در کرانه باختری متولد شده است. او بهعنوان یکی از متخصصان برجسته در زمینه حقوق عربی و اسلامی شناخته میشود.
تحصیلات و فعالیتهای دانشگاهی
الذیب تحصیلات خود را در رشته حقوق در دانشگاه فریبورگ سوئیس به پایان رساند و دکترای حقوق را نیز از همین دانشگاه دریافت کرد. همچنین، او دارای دیپلم علوم سیاسی از مؤسسه مطالعات بینالمللی ژنو است. از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۹، او ریاست بخش حقوق عربی و اسلامی در مؤسسه سوئیسی حقوق تطبیقی را بر عهده داشت. پس از آن، مرکز حقوق عربی و اسلامی را تأسیس کرد و در دانشگاههای مختلفی در سوئیس، فرانسه و ایتالیا تدریس کرده است.
آثار و دیدگاهها
الذیب نویسنده کتابها و مقالات متعددی در حوزه حقوق عربی و اسلامی است. در سال ۲۰۰۸، او نسخهای دوزبانه (عربی-فرانسوی) از قرآن منتشر کرد که سورهها را بر اساس ترتیب زمانی طبقهبندی کرده و به تفاوتها، نسخها و ارتباط با متون یهودی و مسیحی اشاره دارد. او همچنین نسخههایی مشابه به زبانهای ایتالیایی و انگلیسی تهیه کرده است. الذیب همچنین قانون اساسی سوئیس را به زبان عربی ترجمه کرده است.
مواضع و باورها
الذیب خود را مسیحی معرفی میکند، اما به مفهوم سنتی وحی اعتقاد ندارد و آن را "سخن انسان درباره خدا" میداند. او به سکولاریسم پایبند است و در زمینههای حقوق بشر، مخالفت با ختنه مردان و زنان، ذبح مذهبی، گورستانهای مذهبی، مجازات اعدام و خشونت فعالیت میکند.
برای آشنایی بیشتر با دیدگاهها و آثار سامی الذیب، میتوانید به سایت رسمی او مراجعه کنید: sami-aldeeb.com
مواضع دربارۀ اسلام
سامی الذیب دیدگاههایی بسیار انتقادی و جنجالبرانگیز نسبت به اسلام دارد، بهویژه در حوزههایی مانند منشأ قرآن، شریعت، و جایگاه دین در حکومت و جامعه. در ادامه، چکیدهای از مهمترین دیدگاههای او درباره اسلام آورده شده است:
🧠 ۱. قرآن: ساخته ذهن بشر، نه کلام خدا
او معتقد است که قرآن نوشتهٔ انسان است، نه وحی الهی. بهویژه تأکید دارد که این کتاب، حاصل یک فرایند تاریخی، فرهنگی و سیاسی است.
در آثارش استدلال میکند که قرآن توسط یک خاخام یهودی عربزبان در زمینهای میانفرهنگی نوشته شده و شباهتهای بسیاری با متون یهودی دارد.
او نسخهای از قرآن را بر اساس ترتیب زمانی سورهها همراه با حواشی تاریخی و مقایسه با متون یهودیـمسیحی منتشر کردهاست تا نشان دهد چگونه قرآن متأثر از این متون بودهاست.
⚖️ ۲. نقد شریعت اسلامی
سامی الذیب شریعت اسلامی را نظامی واپسگرا و ناقض حقوق بشر میداند. بهویژه با قوانینی مانند:
بهشدت مخالف است و آنها را ابزار سلطهجویانهای برای حفظ نظام مردسالار میداند.
🕊 ۳. سکولاریسم و نقد دین سیاسی
او مدافع جدایی کامل دین از حکومت است. معتقد است که اسلام سیاسی (اعم از سنی یا شیعه) یک تهدید بزرگ برای آزادیهای فردی، دموکراسی و حقوق بشر است. از دید او، بسیاری از روشنفکران عرب یا دینیاند یا از نقد صریح دین میترسند؛ او این محافظهکاری را نوعی خیانت به عقلانیت میداند.
👩⚖️ ۴. مخالفت با فقه سنتی در حوزه حقوق مدنی
الذیب بهویژه به قوانین خانواده و جزا در فقه اسلامی انتقاد دارد. او از ختنه پسران و دختران، حجاب اجباری، تبعیض علیه زنان و محدودیتهای اعمالشده بر غیرمسلمانان شدیداً انتقاد کرده است. کتابهایی درباره تطبیق حقوق اسلامی با قوانین بینالمللی نوشته که نشان میدهند فقه اسلامی در بسیاری زمینهها با اصول حقوق بشر جهانی ناسازگار است.
📢 ۵. پیشنهاد اصلاح بنیادین
او اصلاحات جزئی در فقه را ناکافی میداند. معتقد است باید منابع مقدس دین، از جمله قرآن و حدیث، زیر ذرهبین عقل نقادانه و علمی قرار گیرند، و در بسیاری موارد، نقش آنها در نظامهای مدنی کنار گذاشته شود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
سامی عوض الذیب ابو ساحلیه (Sami Awad Aldeeb Abu-Sahlieh) یک حقوقدان سوئیسی فلسطینیتبار است که در ۵ سپتامبر ۱۹۴۹ در زبابده، نزدیک جنین در کرانه باختری متولد شده است. او بهعنوان یکی از متخصصان برجسته در زمینه حقوق عربی و اسلامی شناخته میشود.
تحصیلات و فعالیتهای دانشگاهی
الذیب تحصیلات خود را در رشته حقوق در دانشگاه فریبورگ سوئیس به پایان رساند و دکترای حقوق را نیز از همین دانشگاه دریافت کرد. همچنین، او دارای دیپلم علوم سیاسی از مؤسسه مطالعات بینالمللی ژنو است. از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۹، او ریاست بخش حقوق عربی و اسلامی در مؤسسه سوئیسی حقوق تطبیقی را بر عهده داشت. پس از آن، مرکز حقوق عربی و اسلامی را تأسیس کرد و در دانشگاههای مختلفی در سوئیس، فرانسه و ایتالیا تدریس کرده است.
آثار و دیدگاهها
الذیب نویسنده کتابها و مقالات متعددی در حوزه حقوق عربی و اسلامی است. در سال ۲۰۰۸، او نسخهای دوزبانه (عربی-فرانسوی) از قرآن منتشر کرد که سورهها را بر اساس ترتیب زمانی طبقهبندی کرده و به تفاوتها، نسخها و ارتباط با متون یهودی و مسیحی اشاره دارد. او همچنین نسخههایی مشابه به زبانهای ایتالیایی و انگلیسی تهیه کرده است. الذیب همچنین قانون اساسی سوئیس را به زبان عربی ترجمه کرده است.
مواضع و باورها
الذیب خود را مسیحی معرفی میکند، اما به مفهوم سنتی وحی اعتقاد ندارد و آن را "سخن انسان درباره خدا" میداند. او به سکولاریسم پایبند است و در زمینههای حقوق بشر، مخالفت با ختنه مردان و زنان، ذبح مذهبی، گورستانهای مذهبی، مجازات اعدام و خشونت فعالیت میکند.
برای آشنایی بیشتر با دیدگاهها و آثار سامی الذیب، میتوانید به سایت رسمی او مراجعه کنید: sami-aldeeb.com
مواضع دربارۀ اسلام
سامی الذیب دیدگاههایی بسیار انتقادی و جنجالبرانگیز نسبت به اسلام دارد، بهویژه در حوزههایی مانند منشأ قرآن، شریعت، و جایگاه دین در حکومت و جامعه. در ادامه، چکیدهای از مهمترین دیدگاههای او درباره اسلام آورده شده است:
🧠 ۱. قرآن: ساخته ذهن بشر، نه کلام خدا
او معتقد است که قرآن نوشتهٔ انسان است، نه وحی الهی. بهویژه تأکید دارد که این کتاب، حاصل یک فرایند تاریخی، فرهنگی و سیاسی است.
در آثارش استدلال میکند که قرآن توسط یک خاخام یهودی عربزبان در زمینهای میانفرهنگی نوشته شده و شباهتهای بسیاری با متون یهودی دارد.
او نسخهای از قرآن را بر اساس ترتیب زمانی سورهها همراه با حواشی تاریخی و مقایسه با متون یهودیـمسیحی منتشر کردهاست تا نشان دهد چگونه قرآن متأثر از این متون بودهاست.
⚖️ ۲. نقد شریعت اسلامی
سامی الذیب شریعت اسلامی را نظامی واپسگرا و ناقض حقوق بشر میداند. بهویژه با قوانینی مانند:
حدود (سنگسار، قطع دست، شلاق)
قوانین ارث، ازدواج و طلاق
موقعیت زنان و غیرمسلمانان (اهل ذمه)
بهشدت مخالف است و آنها را ابزار سلطهجویانهای برای حفظ نظام مردسالار میداند.
🕊 ۳. سکولاریسم و نقد دین سیاسی
او مدافع جدایی کامل دین از حکومت است. معتقد است که اسلام سیاسی (اعم از سنی یا شیعه) یک تهدید بزرگ برای آزادیهای فردی، دموکراسی و حقوق بشر است. از دید او، بسیاری از روشنفکران عرب یا دینیاند یا از نقد صریح دین میترسند؛ او این محافظهکاری را نوعی خیانت به عقلانیت میداند.
👩⚖️ ۴. مخالفت با فقه سنتی در حوزه حقوق مدنی
الذیب بهویژه به قوانین خانواده و جزا در فقه اسلامی انتقاد دارد. او از ختنه پسران و دختران، حجاب اجباری، تبعیض علیه زنان و محدودیتهای اعمالشده بر غیرمسلمانان شدیداً انتقاد کرده است. کتابهایی درباره تطبیق حقوق اسلامی با قوانین بینالمللی نوشته که نشان میدهند فقه اسلامی در بسیاری زمینهها با اصول حقوق بشر جهانی ناسازگار است.
📢 ۵. پیشنهاد اصلاح بنیادین
او اصلاحات جزئی در فقه را ناکافی میداند. معتقد است باید منابع مقدس دین، از جمله قرآن و حدیث، زیر ذرهبین عقل نقادانه و علمی قرار گیرند، و در بسیاری موارد، نقش آنها در نظامهای مدنی کنار گذاشته شود.
📻 گفتگوی سامی عوض الذیب با کریستف لوکزنبرگ (انفصال عباسیان از مسیحیت اموی (شرقی/توحیدی)
.
#منتقدان_اسلام #پژوهشگران_دین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 انفصال عباسیان از مسیحیت اموی (شرقی/توحیدی) | زبان: عربی
📌 خلاصه در اپیزود بیستونهم نقدآگینگپ
🔸این ویدیو، که شامل بخشهایی از گفتگوی سال ۲۰۲۱ سامی عوض الذیب با #کریستف_لوکزنبرگ است، به تحلیل و تفسیر متون موجود در «قبة الصخره» میپردازند. در این ویدیو لوکزنبرگ با تکیه بر زبانهای عربی و آرامی سریانی، استدلال میکند که واژۀ "محمد" در این متون، نه به اسم خاص پیامبری عرب، بنا به تصور مسلمانان، بلکه بهشکل صفت و بهمعنای "ممجد" بکار رفته و اشاره به مسیح است.
🔸لوکزنبرگ معتقد است که این تعابیر، در اصل متعلق به «مسیحیت عربی/شرقی» بوده و بعدها توسط عباسیان، بهویژه در زمان مأمون، به اسلام منتقل و به پیامبر مسلمانان نسبت دادهشدهاند. همچنین، او بیان میکند که در زمان ساختِ قبة الصخره، دین امویان مسیحی بوده و قرآن هنوز وجود نداشته، و تغییر قبله از قدس به مکه نیز در دوران بعدی و توسط عباسیان صورت گرفتهاست. این تحلیلها بر اهمیت تاریخی متون قبة الصخره بعنوان بخشی از میراث مشترک تأکید دارند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📌 خلاصه در اپیزود بیستونهم نقدآگینگپ
🔸این ویدیو، که شامل بخشهایی از گفتگوی سال ۲۰۲۱ سامی عوض الذیب با #کریستف_لوکزنبرگ است، به تحلیل و تفسیر متون موجود در «قبة الصخره» میپردازند. در این ویدیو لوکزنبرگ با تکیه بر زبانهای عربی و آرامی سریانی، استدلال میکند که واژۀ "محمد" در این متون، نه به اسم خاص پیامبری عرب، بنا به تصور مسلمانان، بلکه بهشکل صفت و بهمعنای "ممجد" بکار رفته و اشاره به مسیح است.
🔸لوکزنبرگ معتقد است که این تعابیر، در اصل متعلق به «مسیحیت عربی/شرقی» بوده و بعدها توسط عباسیان، بهویژه در زمان مأمون، به اسلام منتقل و به پیامبر مسلمانان نسبت دادهشدهاند. همچنین، او بیان میکند که در زمان ساختِ قبة الصخره، دین امویان مسیحی بوده و قرآن هنوز وجود نداشته، و تغییر قبله از قدس به مکه نیز در دوران بعدی و توسط عباسیان صورت گرفتهاست. این تحلیلها بر اهمیت تاریخی متون قبة الصخره بعنوان بخشی از میراث مشترک تأکید دارند.
📺 آرای لوکزنبرگ به زبان ساده
📺خوانشِ سریانی-آرامی قرآن
📺 خوانش سریانی و محو لاسوگاس
📺 معرفی و نقد کتاب خوانش سریانی قرآن
📺 زبان اولیۀ قرآن (قبل از ترجمه) سریانی بود
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد
📓خوانش سریانی-آرامی قرآن (جستاری برای رازگشایی زبان قرآن)
📺 مصاحبهٔ دکتر بنائی با نقدآگین| سنجش تاریخنگاری اسلامی (جلسهٔ یکم: قسمت یکم، قسمت دوم| جلسه دوم: قسمت یکم، قسمت دوم)
📺 معنای تاریخ رستگاری (یکم - دوم)
📕باکره؛ کدام باکره؟
📺 دن گیبسون و مسجدالاقصا
📕رازگشایی از یک چیستان (یک، دو، سه، چهار)
📕از بکه تا مکه -قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن-
📺 مسجدالاقصی اصلی کجاست؟
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📻 یهودیان ناصری، مولفانِ قرآنِ اولیه
📻 هویت نصارایِ (یهودیانِ ناصری) مولفِ قرآنِ اولیه
📻 آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام
📺 نقد تاریخی پیدایش اسلام (یکم | دوم)
📕محمدهای گوناگون در گزارشهای مسیحی
📺 ابن اسحاق دجال: آیا محمد دروغ است، کدام محمد؟
📻 آیا پیامبر اسلام وجود داشتهاست؟
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📓ارتداد در مسیحیت آغازین و نقش آن در پیدایش اسلام
📓مغاك تيرۀ تاريخ
📓پروژۀ محمدسازى (جلد اول | جلد دوم)
📻 کتاب صوتی مَغاک تیره تاریخ
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
📻 علی انسانی تاریخی یا برساخته؟
(قسمت یکم - قسمت دوم)
📕معاويه و مستشرقان
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحیانیت قرآن
.
#بازنگری #نقد_قرآن #اناره
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 انفصال عباسیان از مسیحیت اموی (شرقی/توحیدی)
🔸در اپیزود بیستونهم از #نقدآگینگپ، به خلاصهای از مباحث طرحشده در این ویدیو میپردازیم.
🔸این ویدیو، که شامل بخشهایی از گفتگوی سال ۲۰۲۱ سامی عوض الذیب با #کریستف_لوکزنبرگ است، به تحلیل و تفسیر متون موجود در «قبة الصخره» میپردازند. در این ویدیو لوکزنبرگ با تکیه بر زبانهای عربی و آرامی سریانی، استدلال میکند که واژۀ "محمد" در این متون، نه به اسم خاص پیامبری عرب، بنا به تصور مسلمانان، بلکه بهشکل صفت و بهمعنای "ممجد" بکار رفته و اشاره به مسیح است.
🔸لوکزنبرگ معتقد است که این تعابیر، در اصل متعلق به «مسیحیت عربی/شرقی» بوده و بعدها توسط عباسیان، بهویژه در زمان مأمون، به اسلام منتقل و به پیامبر مسلمانان نسبت دادهشدهاند. همچنین، او بیان میکند که در زمان ساختِ قبة الصخره، دین امویان مسیحی بوده و قرآن هنوز وجود نداشته، و تغییر قبله از قدس به مکه نیز در دوران بعدی و توسط عباسیان صورت گرفتهاست. این تحلیلها بر اهمیت تاریخی متون قبة الصخره بعنوان بخشی از میراث مشترک تأکید دارند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸در اپیزود بیستونهم از #نقدآگینگپ، به خلاصهای از مباحث طرحشده در این ویدیو میپردازیم.
🔸این ویدیو، که شامل بخشهایی از گفتگوی سال ۲۰۲۱ سامی عوض الذیب با #کریستف_لوکزنبرگ است، به تحلیل و تفسیر متون موجود در «قبة الصخره» میپردازند. در این ویدیو لوکزنبرگ با تکیه بر زبانهای عربی و آرامی سریانی، استدلال میکند که واژۀ "محمد" در این متون، نه به اسم خاص پیامبری عرب، بنا به تصور مسلمانان، بلکه بهشکل صفت و بهمعنای "ممجد" بکار رفته و اشاره به مسیح است.
🔸لوکزنبرگ معتقد است که این تعابیر، در اصل متعلق به «مسیحیت عربی/شرقی» بوده و بعدها توسط عباسیان، بهویژه در زمان مأمون، به اسلام منتقل و به پیامبر مسلمانان نسبت دادهشدهاند. همچنین، او بیان میکند که در زمان ساختِ قبة الصخره، دین امویان مسیحی بوده و قرآن هنوز وجود نداشته، و تغییر قبله از قدس به مکه نیز در دوران بعدی و توسط عباسیان صورت گرفتهاست. این تحلیلها بر اهمیت تاریخی متون قبة الصخره بعنوان بخشی از میراث مشترک تأکید دارند.
📺 آرای لوکزنبرگ به زبان ساده
📺خوانشِ سریانی-آرامی قرآن
📺 خوانش سریانی و محو لاسوگاس
📺 معرفی و نقد کتاب خوانش سریانی قرآن
📺 زبان اولیۀ قرآن (قبل از ترجمه) سریانی بود
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد
📓خوانش سریانی-آرامی قرآن (جستاری برای رازگشایی زبان قرآن)
📺 مصاحبهٔ دکتر بنائی با نقدآگین| سنجش تاریخنگاری اسلامی (جلسهٔ یکم: قسمت یکم، قسمت دوم| جلسه دوم: قسمت یکم، قسمت دوم)
📺 معنای تاریخ رستگاری (یکم - دوم)
📕باکره؛ کدام باکره؟
📺 دن گیبسون و مسجدالاقصا
📕رازگشایی از یک چیستان (یک، دو، سه، چهار)
📕از بکه تا مکه -قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن-
📺 مسجدالاقصی اصلی کجاست؟
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📻 یهودیان ناصری، مولفانِ قرآنِ اولیه
📻 هویت نصارایِ (یهودیانِ ناصری) مولفِ قرآنِ اولیه
📻 آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام
📺 نقد تاریخی پیدایش اسلام (یکم | دوم)
📕محمدهای گوناگون در گزارشهای مسیحی
📺 ابن اسحاق دجال: آیا محمد دروغ است، کدام محمد؟
📻 آیا پیامبر اسلام وجود داشتهاست؟
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📓ارتداد در مسیحیت آغازین و نقش آن در پیدایش اسلام
📓مغاك تيرۀ تاريخ
📓پروژۀ محمدسازى (جلد اول | جلد دوم)
📻 کتاب صوتی مَغاک تیره تاریخ
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
📻 علی انسانی تاریخی یا برساخته؟
(قسمت یکم - قسمت دوم)
📕معاويه و مستشرقان
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحیانیت قرآن
.
#بازنگری #نقد_قرآن #نقد_اسلام #اناره
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 تاریخِ صدرِ اسلام (۵) (زبان: عربی)
— مقدمهای بر نُسخِ خطیِ صنعاء و اهمیت آنها
📌 خلاصۀ ویدیو در اپیزود سیامِ نقدآگینگپ
🎙#محمد_المسیح (+)
🔻استاد محمد المسیح در قسمت پنجم از مجموعۀ «تاریخِ صدر اسلام»، به دو ادعای بحثبرانگیز خود که بر اساس بررسی مخطوطات صنعاء مطرح شدهاند، میپردازد. او با اشاره به اینکه مخطوطات صنعاء بنا بر اجماع بیشتر متخصصان، قدیمیترین دستنوشتههای قرآنی در جهان محسوب میشوند، این ادعاها را مطرح میکند:
اولاً، حروف عربی که در قدیمیترین دستنوشتههای عربی و قرآنی بهکار رفتهاند (مانند آنچه در مخطوطات صنعاء یافت شده)، اصالتاً متعلق به مکه و مدینه نیستند. این ادعا بر پایهی شناسایی و طبقهبندی "خط مائل" که به عنوان یکی از قدیمیترین خطوط عربی و خط اصلی در قدیمیترین لایههای مخطوطات صنعاء (مانند گروه ۰۱-۲۷.۱) شناخته میشود و ارتباط ندادن آن با مکه و مدینه است.
ثانیاً، قرآن در ابتدا صرفاً به صورت حفظی منتقل نشده، بلکه از همان مراحل اولیه نسخههای مکتوب با تنوعاتی وجود داشتهاست. مبنای این ادعا، وجود تفاوتهای معنادار در نسخههای خطی بسیار قدیمی یافت شده در صنعاء (به ویژه در لایههای زیرین و گروه ۰۱-۲۷.۱)، از جمله اختلاف در ترتیب سورهها، رسمالخط و به خصوص قرائت برخی کلمات نسبت به مصحف فعلی و قرائتهای رسمی شناخته شدهاست. وجود این تفاوتها در قدیمیترین نسخههای مکتوب، نشاندهنده روندی در سیر تحول و تدوین قرآن و وجود نسخهها و قرائتهای مختلف در مراحل اولیه است. حتی وجود لایههای پالمپسست (متن زیرین پاک شده و بازنویسی شده) در برخی از این مخطوطات نیز نشانهای از بازنویسی و اصلاح متون در مراحل اولیه تدوین تلقی شده است. این کشف و بررسی مخطوطات صنعاء به طور کلی "نظرات رایج در مطالعات قرآنی را تغییر داده است" و ادعاهای محمد المسیح نیز در راستای همین یافتههای جدید مطرح شدهاند.
🔸در اپیزود سیامِ نقدآگینگپ به خلاصهای از مباحث طرحشده در این ویدیو میپردازیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مقدمهای بر نُسخِ خطیِ صنعاء و اهمیت آنها
📌 خلاصۀ ویدیو در اپیزود سیامِ نقدآگینگپ
🎙#محمد_المسیح (+)
🔻استاد محمد المسیح در قسمت پنجم از مجموعۀ «تاریخِ صدر اسلام»، به دو ادعای بحثبرانگیز خود که بر اساس بررسی مخطوطات صنعاء مطرح شدهاند، میپردازد. او با اشاره به اینکه مخطوطات صنعاء بنا بر اجماع بیشتر متخصصان، قدیمیترین دستنوشتههای قرآنی در جهان محسوب میشوند، این ادعاها را مطرح میکند:
اولاً، حروف عربی که در قدیمیترین دستنوشتههای عربی و قرآنی بهکار رفتهاند (مانند آنچه در مخطوطات صنعاء یافت شده)، اصالتاً متعلق به مکه و مدینه نیستند. این ادعا بر پایهی شناسایی و طبقهبندی "خط مائل" که به عنوان یکی از قدیمیترین خطوط عربی و خط اصلی در قدیمیترین لایههای مخطوطات صنعاء (مانند گروه ۰۱-۲۷.۱) شناخته میشود و ارتباط ندادن آن با مکه و مدینه است.
ثانیاً، قرآن در ابتدا صرفاً به صورت حفظی منتقل نشده، بلکه از همان مراحل اولیه نسخههای مکتوب با تنوعاتی وجود داشتهاست. مبنای این ادعا، وجود تفاوتهای معنادار در نسخههای خطی بسیار قدیمی یافت شده در صنعاء (به ویژه در لایههای زیرین و گروه ۰۱-۲۷.۱)، از جمله اختلاف در ترتیب سورهها، رسمالخط و به خصوص قرائت برخی کلمات نسبت به مصحف فعلی و قرائتهای رسمی شناخته شدهاست. وجود این تفاوتها در قدیمیترین نسخههای مکتوب، نشاندهنده روندی در سیر تحول و تدوین قرآن و وجود نسخهها و قرائتهای مختلف در مراحل اولیه است. حتی وجود لایههای پالمپسست (متن زیرین پاک شده و بازنویسی شده) در برخی از این مخطوطات نیز نشانهای از بازنویسی و اصلاح متون در مراحل اولیه تدوین تلقی شده است. این کشف و بررسی مخطوطات صنعاء به طور کلی "نظرات رایج در مطالعات قرآنی را تغییر داده است" و ادعاهای محمد المسیح نیز در راستای همین یافتههای جدید مطرح شدهاند.
🔸در اپیزود سیامِ نقدآگینگپ به خلاصهای از مباحث طرحشده در این ویدیو میپردازیم.
📻 مصحفهای قدیمی و قدیمیترین نسخۀ خطی قرآن (۴)
📻 تاریخچه و تطور خط قرآن
📻 خط عربی اولیۀ قرآن (۳)
📻 جغرافیای متن قرآن و خط حجازی (۲)
📻 منابع دستهاول قرآن (۱)
📻 تاریخچه و تطور خط قرآن (۲)
📻 نسخۀ خطی پاریس و قرآن اولیه - قرآن در مکه نازل نشده- (۱)
🔻دو ترجمۀ نقدآگین از محمدالمسیح
📺 افسانهٔ ایرانستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 ابن اسحاق دجال: آیا محمد دروغ است، کدام محمد؟
.
#بازنگری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – تاریخ صدر اسلام ۴
Telegram
نقدآگین
🎧 #تاریخ_صدر_اسلام (۵)
— مقدمهای بر نُسخِ خطیِ صنعاء و اهمیت آنها
🔸در اپیزود سیامِ #نقدآگینگپ به خلاصهای از مباحث طرحشده در این ویدیو میپردازیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مقدمهای بر نُسخِ خطیِ صنعاء و اهمیت آنها
🔸در اپیزود سیامِ #نقدآگینگپ به خلاصهای از مباحث طرحشده در این ویدیو میپردازیم.
🔻استاد محمد المسیح در قسمت پنجم از مجموعۀ «تاریخِ صدر اسلام»، به دو ادعای بحثبرانگیز خود که بر اساس بررسی مخطوطات صنعاء مطرح شدهاند، میپردازد. او با اشاره به اینکه مخطوطات صنعاء بنا بر اجماع بیشتر متخصصان، قدیمیترین دستنوشتههای قرآنی در جهان محسوب میشوند، این ادعاها را مطرح میکند:
اولاً، حروف عربی که در قدیمیترین دستنوشتههای عربی و قرآنی بهکار رفتهاند (مانند آنچه در مخطوطات صنعاء یافت شده)، اصالتاً متعلق به مکه و مدینه نیستند. این ادعا بر پایهی شناسایی و طبقهبندی "خط مائل" که به عنوان یکی از قدیمیترین خطوط عربی و خط اصلی در قدیمیترین لایههای مخطوطات صنعاء (مانند گروه ۰۱-۲۷.۱) شناخته میشود و ارتباط ندادن آن با مکه و مدینه است.
ثانیاً، قرآن در ابتدا صرفاً به صورت حفظی منتقل نشده، بلکه از همان مراحل اولیه نسخههای مکتوب با تنوعاتی وجود داشتهاست. مبنای این ادعا، وجود تفاوتهای معنادار در نسخههای خطی بسیار قدیمی یافت شده در صنعاء (به ویژه در لایههای زیرین و گروه ۰۱-۲۷.۱)، از جمله اختلاف در ترتیب سورهها، رسمالخط و به خصوص قرائت برخی کلمات نسبت به مصحف فعلی و قرائتهای رسمی شناخته شدهاست. وجود این تفاوتها در قدیمیترین نسخههای مکتوب، نشاندهنده روندی در سیر تحول و تدوین قرآن و وجود نسخهها و قرائتهای مختلف در مراحل اولیه است. حتی وجود لایههای پالمپسست (متن زیرین پاک شده و بازنویسی شده) در برخی از این مخطوطات نیز نشانهای از بازنویسی و اصلاح متون در مراحل اولیه تدوین تلقی شده است. این کشف و بررسی مخطوطات صنعاء به طور کلی "نظرات رایج در مطالعات قرآنی را تغییر داده است" و ادعاهای محمد المسیح نیز در راستای همین یافتههای جدید مطرح شدهاند.
📻 مصحفهای قدیمی و قدیمیترین نسخۀ خطی قرآن (۴)
📻 تاریخچه و تطور خط قرآن
📻 خط عربی اولیۀ قرآن (۳)
📻 جغرافیای متن قرآن و خط حجازی (۲)
📻 منابع دستهاول قرآن (۱)
📻 تاریخچه و تطور خط قرآن (۲)
📻 نسخۀ خطی پاریس و قرآن اولیه - قرآن در مکه نازل نشده- (۱)
🔻دو ترجمۀ نقدآگین از محمدالمسیح
📺 افسانهٔ ایرانستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 ابن اسحاق دجال: آیا محمد دروغ است، کدام محمد؟
.
#بازنگری #نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 سلیمان و مورچه و خاخامها
— پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
📌خلاصۀ ویدیو در اپیزود سیویکم نقدآگینگپ
🎙#اخ_الوحید
🔻این برنامه [با زبان عربی] دو نکته را در بر میگیرد:
اول اینکه مولفان قرآن بهنام الله بختبرگشته و همیشه ساکت (مثل زئوس و مابقی خدایانِ تاریخ) خرافاتِ مجعول و دستساز خاخامهای یهودی، از کتب تفسیری و تعلیمی، از جمله مورچۀ حکیم و سخنور سلیمان، را آوردهاند و بهاسم کلام و وحیِ خدا به خلقالله غالب کردهاند،
و دوم اینکه مولفان قرآن، بشکلی جاهلانه/خودشکن، چالشی را که برای انسانها/اجنه، برای آوردن چند آیه شبیه به قرآن مطرح کرده بودند، نقض کردهاند. مورچۀ مخلوقِ خیالِ خاخامها، چالش را پذیرفت و با فصاحت و بلاغتی بینظیر (طبق تصدیقِ مفسران مسلمان)، مولفان قرآن را شکست داد!
ریشههای داستان مورچه و سلیمان و نقدهای مطرح شده بر آن
داستان مورچه و سلیمان که در سوره نمل، آیات ۱۸ و ۱۹ قرآن کریم آمده است، بر اساس تحلیل اخ الوحید، ریشههایی در ادبیات اسطورهای و خرافاتِ یهود (معادل با اسرائیلیات) دارد. این روایت در منابعی چون تلمود و میدراشها (نه بایبل عبری یا تورات، بلکه کتب تفسیری خاخامها و قصههای خیالی و خرافی که از خود طرح کردهاند) یافت میشود.
📜 منابع یهودیِ مولفان قرآن
1️⃣ در مجموعه میدراشها با عنوان "اوتزار میدراشیم"، داستانی به نام "مورچه و قصر مهر و مومشده" وجود دارد که در آن مورچهای با سلیمان گفتوگو کرده و از حکمت و تدبیر او سخن میگوید. در این روایت، مورچه با سلیمان در مورد فناپذیری او در مقابل بقای خود، و حکمت ورای جمعآوری غذا صحبت میکند و حتی قصر سلیمان را به زندانی مهر و مومشده تشبیه میکند که سلیمان از مورچه درس تواضع میآموزد.
روایت گفتگوی مورچه و سلیمان (یا قصر مورچگان) که در اوتزار همیدراشیم آمده، جزو میدراشهای آگادا است، یعنی تفاسیر غیرقانونی که بیشتر برای آموزش اخلاق، تحریک تخیل یا تقویت ایمان عمومی بهکار میرفتهاند.
🔺این روایتها
▪️نزد علمای یهود معتبر و قطعی شمرده نمیشوند.
بیشتر بعنوان تمثیل و آموزش غیرمستقیم استفاده میشوند.
▪️برای کودکان، مخاطبان عام یا جلسات غیرعلمی بیان میشدند.
در میدراش "یالکوت شمعونی" به رفتار مورچهها در جمعآوری آذوقه اشاره شده که زمینهساز داستانهای ارتباط سلیمان با موجودات مختلف است.
2️⃣ کتاب "اساطیر یهود" اثر لویی گینزبرگ، داستانهای متعددی از ارتباط سلیمان با حیوانات را گردآوری کرده است. در این کتاب، به طور خاص در بخش چهارم، صفحه ۱۵۷، داستانی نقل شده که در آن سلیمان به دره نملهها میرسد و صدای نملهای را میشنود که به بقیه نملهها دستور میدهد برای فرار از زیر پای سلیمان و سربازانش عجله کنند. برخی منابع این داستان گینزبرگ را منبع اصلی داستان قرآنی میدانند.
🔸اخ الوحید مورد بررسی به نقد این داستان در قرآن میپردازد و بیان میکند که مولفان قرآن مطالب را از منابع مختلف از جمله اساطیر و خرافات یهود جمعآوری کردهاند.
🔸تمرکز اصلی نقد، بر بررسیهای مفصل و گاه تخیلی علمای مسلمان بر روی گفتار کوتاه آن مورچه در قرآن است. این علما ۱۰ یا ۱۱ نوع بلاغت و فصاحت را در این ۱۲ کلمه یافتهاند.
🔸علمای تفسیر و لغت در مورد جزئیات غیرضروری مانند اسم مورچه (که نامهای متعددی برای آن ذکر کردهاند)، جنسیت آن (نر یا ماده)، اندازه آن (از اندازه خروس و گوسفند تا گرگ و حتی شتر!)، و حتی اخلاق و ایمان آن مورچه با یکدیگر اختلاف کردهاند. برخی تفاسیر این بحثها را به جایی رساندهاند که نمله را مؤمن و موحد دانسته و دارای ادب و اخلاق رفیع در قبال سلیمان معرفی کردهاند.
🔸در اپیزود سیویکمِ نقدآگینگپ به خلاصهای از مباحث طرحشده در این ویدیو میپردازیم.
⚠️ در اپیزود سیودوم، اشکالاتی بر برخی نظراتِ اخالوحید را طرح کردهایم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
📌خلاصۀ ویدیو در اپیزود سیویکم نقدآگینگپ
🎙#اخ_الوحید
🔻این برنامه [با زبان عربی] دو نکته را در بر میگیرد:
اول اینکه مولفان قرآن بهنام الله بختبرگشته و همیشه ساکت (مثل زئوس و مابقی خدایانِ تاریخ) خرافاتِ مجعول و دستساز خاخامهای یهودی، از کتب تفسیری و تعلیمی، از جمله مورچۀ حکیم و سخنور سلیمان، را آوردهاند و بهاسم کلام و وحیِ خدا به خلقالله غالب کردهاند،
و دوم اینکه مولفان قرآن، بشکلی جاهلانه/خودشکن، چالشی را که برای انسانها/اجنه، برای آوردن چند آیه شبیه به قرآن مطرح کرده بودند، نقض کردهاند. مورچۀ مخلوقِ خیالِ خاخامها، چالش را پذیرفت و با فصاحت و بلاغتی بینظیر (طبق تصدیقِ مفسران مسلمان)، مولفان قرآن را شکست داد!
ریشههای داستان مورچه و سلیمان و نقدهای مطرح شده بر آن
داستان مورچه و سلیمان که در سوره نمل، آیات ۱۸ و ۱۹ قرآن کریم آمده است، بر اساس تحلیل اخ الوحید، ریشههایی در ادبیات اسطورهای و خرافاتِ یهود (معادل با اسرائیلیات) دارد. این روایت در منابعی چون تلمود و میدراشها (نه بایبل عبری یا تورات، بلکه کتب تفسیری خاخامها و قصههای خیالی و خرافی که از خود طرح کردهاند) یافت میشود.
📜 منابع یهودیِ مولفان قرآن
1️⃣ در مجموعه میدراشها با عنوان "اوتزار میدراشیم"، داستانی به نام "مورچه و قصر مهر و مومشده" وجود دارد که در آن مورچهای با سلیمان گفتوگو کرده و از حکمت و تدبیر او سخن میگوید. در این روایت، مورچه با سلیمان در مورد فناپذیری او در مقابل بقای خود، و حکمت ورای جمعآوری غذا صحبت میکند و حتی قصر سلیمان را به زندانی مهر و مومشده تشبیه میکند که سلیمان از مورچه درس تواضع میآموزد.
روایت گفتگوی مورچه و سلیمان (یا قصر مورچگان) که در اوتزار همیدراشیم آمده، جزو میدراشهای آگادا است، یعنی تفاسیر غیرقانونی که بیشتر برای آموزش اخلاق، تحریک تخیل یا تقویت ایمان عمومی بهکار میرفتهاند.
🔺این روایتها
▪️نزد علمای یهود معتبر و قطعی شمرده نمیشوند.
بیشتر بعنوان تمثیل و آموزش غیرمستقیم استفاده میشوند.
▪️برای کودکان، مخاطبان عام یا جلسات غیرعلمی بیان میشدند.
در میدراش "یالکوت شمعونی" به رفتار مورچهها در جمعآوری آذوقه اشاره شده که زمینهساز داستانهای ارتباط سلیمان با موجودات مختلف است.
2️⃣ کتاب "اساطیر یهود" اثر لویی گینزبرگ، داستانهای متعددی از ارتباط سلیمان با حیوانات را گردآوری کرده است. در این کتاب، به طور خاص در بخش چهارم، صفحه ۱۵۷، داستانی نقل شده که در آن سلیمان به دره نملهها میرسد و صدای نملهای را میشنود که به بقیه نملهها دستور میدهد برای فرار از زیر پای سلیمان و سربازانش عجله کنند. برخی منابع این داستان گینزبرگ را منبع اصلی داستان قرآنی میدانند.
🔸اخ الوحید مورد بررسی به نقد این داستان در قرآن میپردازد و بیان میکند که مولفان قرآن مطالب را از منابع مختلف از جمله اساطیر و خرافات یهود جمعآوری کردهاند.
🔸تمرکز اصلی نقد، بر بررسیهای مفصل و گاه تخیلی علمای مسلمان بر روی گفتار کوتاه آن مورچه در قرآن است. این علما ۱۰ یا ۱۱ نوع بلاغت و فصاحت را در این ۱۲ کلمه یافتهاند.
🔸علمای تفسیر و لغت در مورد جزئیات غیرضروری مانند اسم مورچه (که نامهای متعددی برای آن ذکر کردهاند)، جنسیت آن (نر یا ماده)، اندازه آن (از اندازه خروس و گوسفند تا گرگ و حتی شتر!)، و حتی اخلاق و ایمان آن مورچه با یکدیگر اختلاف کردهاند. برخی تفاسیر این بحثها را به جایی رساندهاند که نمله را مؤمن و موحد دانسته و دارای ادب و اخلاق رفیع در قبال سلیمان معرفی کردهاند.
🔸در اپیزود سیویکمِ نقدآگینگپ به خلاصهای از مباحث طرحشده در این ویدیو میپردازیم.
⚠️ در اپیزود سیودوم، اشکالاتی بر برخی نظراتِ اخالوحید را طرح کردهایم.
📻 سروش در ترازو: خرافات کپیپیستی
📻 منابع ساختِ «قصۀ خضر و موسی»
📻 یهودیان ناصری، مولفانِ قرآنِ اولیه
📻 هویت نصارایِ (یهودیانِ ناصری) مولفِ قرآنِ اولیه
📕بلقیس و مورچه
📕سلیمان و اسبها
📕ملکۀ سبا و یونان
📺 قابیل و کلاغِ خاخامها
📺 کپیکاریِ خدا از خاخامها؟!
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعلبهنعل «رمانس اسکندر»
📺 افسانهٔ ایرانستیز قرآن (اصحاب فیل)
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📺 اصحاب کهف: بافتۀ کشیشی مسیحی
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 ابراهیم و اشتباهاتِ اللهِ تقلبکار در کُپزدن!
📺 کپیبرداری داستان محمد و کدمون انگلیسی
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی
📺 داستانهای قرآن؛ ادبیات یا تاریخ؟
📕اصحاب کهف و روشنفکران دینی
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
.
#بازنگری #نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧سلیمان و مورچه و خاخامها
— پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
🔸در اپیزود سیویکمِ #نقدآگینگپ به خلاصهای از مباحث طرحشده در این ویدیو میپردازیم.
⚠️ در اپیزود سیودوم، اشکالاتی بر برخی نظراتِ اخالوحید را طرح کردهایم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
🔸در اپیزود سیویکمِ #نقدآگینگپ به خلاصهای از مباحث طرحشده در این ویدیو میپردازیم.
🔻اخالوحید در برنامهاش دو نکته را طرح میکند:
اول اینکه مولفان قرآن بهنام الله بختبرگشته و همیشه ساکت (مثل زئوس و مابقی خدایانِ تاریخ) خرافاتِ مجعول و دستساز خاخامهای یهودی، از کتب تفسیری و تعلیمی، از جمله مورچۀ حکیم و سخنور سلیمان، را آوردهاند و بهاسم کلام و وحیِ خدا به خلقالله غالب کردهاند،
و دوم اینکه مولفان قرآن، بشکلی جاهلانه/خودشکن، چالشی را که برای انسانها/اجنه، برای آوردن چند آیه شبیه به قرآن مطرح کرده بودند، نقض کردهاند. مورچۀ مخلوقِ خیالِ خاخامها، چالش را پذیرفت و با فصاحت و بلاغتی بینظیر (طبق تصدیقِ مفسران مسلمان)، مولفان قرآن را شکست داد!
ریشههای داستان مورچه و سلیمان و نقدهای مطرح شده بر آن
داستان مورچه و سلیمان که در سوره نمل، آیات ۱۸ و ۱۹ قرآن کریم آمده است، بر اساس تحلیل اخ الوحید، ریشههایی در ادبیات اسطورهای و خرافاتِ یهود (معادل با اسرائیلیات) دارد. این روایت در منابعی چون تلمود و میدراشها (نه بایبل عبری یا تورات، بلکه کتب تفسیری خاخامها و قصههای خیالی و خرافی که از خود طرح کردهاند) یافت میشود.
📜 منابع یهودیِ مولفان قرآن
1️⃣ در مجموعه میدراشها با عنوان "اوتزار میدراشیم"، داستانی به نام "مورچه و قصر مهر و مومشده" وجود دارد که در آن مورچهای با سلیمان گفتوگو کرده و از حکمت و تدبیر او سخن میگوید. در این روایت، مورچه با سلیمان در مورد فناپذیری او در مقابل بقای خود، و حکمت ورای جمعآوری غذا صحبت میکند و حتی قصر سلیمان را به زندانی مهر و مومشده تشبیه میکند که سلیمان از مورچه درس تواضع میآموزد.
روایت گفتگوی مورچه و سلیمان (یا قصر مورچگان) که در اوتزار همیدراشیم آمده، جزو میدراشهای آگادا است، یعنی تفاسیر غیرقانونی که بیشتر برای آموزش اخلاق، تحریک تخیل یا تقویت ایمان عمومی بهکار میرفتهاند.
🔺این روایتها
نزد علمای یهود معتبر و قطعی شمرده نمیشوند.
بیشتر بعنوان تمثیل و آموزش غیرمستقیم استفاده میشوند.
برای کودکان، مخاطبان عام یا جلسات غیرعلمی بیان میشدند.
در میدراش "یالکوت شمعونی" به رفتار مورچهها در جمعآوری آذوقه اشاره شده که زمینهساز داستانهای ارتباط سلیمان با موجودات مختلف است.
2️⃣ کتاب "اساطیر یهود" اثر لویی گینزبرگ، داستانهای متعددی از ارتباط سلیمان با حیوانات را گردآوری کرده است. در این کتاب، به طور خاص در بخش چهارم، صفحه ۱۵۷، داستانی نقل شده که در آن سلیمان به دره نملهها میرسد و صدای نملهای را میشنود که به بقیه نملهها دستور میدهد برای فرار از زیر پای سلیمان و سربازانش عجله کنند. برخی منابع این داستان گینزبرگ را منبع اصلی داستان قرآنی میدانند.
🔸اخ الوحید مورد بررسی به نقد این داستان در قرآن میپردازد و بیان میکند که مولفان قرآن مطالب را از منابع مختلف از جمله اساطیر و خرافات یهود جمعآوری کردهاند.
🔸تمرکز اصلی نقد، بر بررسیهای مفصل و گاه تخیلی علمای مسلمان بر روی گفتار کوتاه آن مورچه در قرآن است. این علما ۱۰ یا ۱۱ نوع بلاغت و فصاحت را در این ۱۲ کلمه یافتهاند.
🔸علمای تفسیر و لغت در مورد جزئیات غیرضروری مانند اسم مورچه (که نامهای متعددی برای آن ذکر کردهاند)، جنسیت آن (نر یا ماده)، اندازه آن (از اندازه خروس و گوسفند تا گرگ و حتی شتر!)، و حتی اخلاق و ایمان آن مورچه با یکدیگر اختلاف کردهاند. برخی تفاسیر این بحثها را به جایی رساندهاند که نمله را مؤمن و موحد دانسته و دارای ادب و اخلاق رفیع در قبال سلیمان معرفی کردهاند.
⚠️ در اپیزود سیودوم، اشکالاتی بر برخی نظراتِ اخالوحید را طرح کردهایم.
📻 سروش در ترازو: خرافات کپیپیستی
📻 منابع ساختِ «قصۀ خضر و موسی»
📻 یهودیان ناصری، مولفانِ قرآنِ اولیه
📻 هویت نصارایِ (یهودیانِ ناصری) مولفِ قرآنِ اولیه
📕بلقیس و مورچه
📕سلیمان و اسبها
📕ملکۀ سبا و یونان
📺 قابیل و کلاغِ خاخامها
📺 کپیکاریِ خدا از خاخامها؟!
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعلبهنعل «رمانس اسکندر»
📺 افسانهٔ ایرانستیز قرآن (اصحاب فیل)
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📺 اصحاب کهف: بافتۀ کشیشی مسیحی
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 ابراهیم و اشتباهاتِ اللهِ تقلبکار در کُپزدن!
📺 کپیبرداری داستان محمد و کدمون انگلیسی
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی
📺 داستانهای قرآن؛ ادبیات یا تاریخ؟
📕اصحاب کهف و روشنفکران دینی
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
.
#بازنگری #نقد_اسلام #نقد_قرآن #قصص_قرآن #منابع_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 وحی، رویا یا تالیف؟
— ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
— با نگاهی مجدد به قصۀ سلیمان و مورچه
🔸ساعتی بعد از نشر پادکست خلاصۀ «مطلب اخ الوحید و برخی جستجوهای مستقل اولیه»، که روایت گفتگوی مورچه با سلیمان را به کتب تفسیری خاخامی نسبت میداد، با به ذهن آمدن یک سوال، تحقیقی دقیقتر از جهت تاریخی کردیم که نتیجهای متفاوت دربارۀ تقدم و تاخر ظهور داستان گفتگوی مورچه و سلیمان (در قرآن و منابع یهودی) به ما داد.
🔸از جهت صداقت و التزام به حقیقت، بلافاصله خواستیم نتیجۀ آخرین تحقیقات را نیز بهسرعت نشر دهیم.
🔸نکته اینجاست که نقدهای وارده در مطلب اخیر، فقط به اینکه کدام متن متقدمتر بوده، برنمیگشت، بلکه نفسِ گفتگو با مورچه/حیوانات بمثابه امری غیرعلمی/خرافی، آن هم تا حد سخنوری بلیغانه و حکیمانۀ یک حیوان، با زبانِ «گزارش واقعگونۀ» قرآن (که تا قرنها همینگونه فهمیده میشده توسط علما/امامان)، مورد چالش بود؛ خرافهای که -یعنی حرف زدن حیوانات با انسانها- هیچ ردی از موردی مشابه با آن آن در بایبل عبری موجود نیست، و یهودیان این بخش اقتباس شده از قرآن در کتب تفسیریشان را نیز نامعتبر و صرفا تمثیلی و تعلیمی میدانند.
🔻در نهایت، وقتی آخرین نتایج دربارۀ این قصه و قصص دیگر قرآن چون ذوالقرنین و یاجوج و ماجوج (رمانس اسکندر)، اصحاب کهف، اصحاب فیل، کلاغ و قابیل، ابراهیم و آتش و...، که قبلتر به منابعشان پرداختهایم را، مبنایی برای وزنکشی ۴ تئوری دربارۀ منشاء قرآن کردیم، نتیجه توسط چتجیپیتی بیان شد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
— با نگاهی مجدد به قصۀ سلیمان و مورچه
🔸ساعتی بعد از نشر پادکست خلاصۀ «مطلب اخ الوحید و برخی جستجوهای مستقل اولیه»، که روایت گفتگوی مورچه با سلیمان را به کتب تفسیری خاخامی نسبت میداد، با به ذهن آمدن یک سوال، تحقیقی دقیقتر از جهت تاریخی کردیم که نتیجهای متفاوت دربارۀ تقدم و تاخر ظهور داستان گفتگوی مورچه و سلیمان (در قرآن و منابع یهودی) به ما داد.
🔸از جهت صداقت و التزام به حقیقت، بلافاصله خواستیم نتیجۀ آخرین تحقیقات را نیز بهسرعت نشر دهیم.
🔸نکته اینجاست که نقدهای وارده در مطلب اخیر، فقط به اینکه کدام متن متقدمتر بوده، برنمیگشت، بلکه نفسِ گفتگو با مورچه/حیوانات بمثابه امری غیرعلمی/خرافی، آن هم تا حد سخنوری بلیغانه و حکیمانۀ یک حیوان، با زبانِ «گزارش واقعگونۀ» قرآن (که تا قرنها همینگونه فهمیده میشده توسط علما/امامان)، مورد چالش بود؛ خرافهای که -یعنی حرف زدن حیوانات با انسانها- هیچ ردی از موردی مشابه با آن آن در بایبل عبری موجود نیست، و یهودیان این بخش اقتباس شده از قرآن در کتب تفسیریشان را نیز نامعتبر و صرفا تمثیلی و تعلیمی میدانند.
🔻در نهایت، وقتی آخرین نتایج دربارۀ این قصه و قصص دیگر قرآن چون ذوالقرنین و یاجوج و ماجوج (رمانس اسکندر)، اصحاب کهف، اصحاب فیل، کلاغ و قابیل، ابراهیم و آتش و...، که قبلتر به منابعشان پرداختهایم را، مبنایی برای وزنکشی ۴ تئوری دربارۀ منشاء قرآن کردیم، نتیجه توسط چتجیپیتی بیان شد.
🔸این پادکست به بررسی ریشهها و منشأ داستانهای مطرح شده در قرآن، بهویژه قصه گفتوگوی سلیمان با مورچه میپردازد. این روایات در سنت یهودی، در دسته «میدراشهای آگادا» قرار میگیرند که جنبه تمثیلی، اخلاقی و داستانی دارند و نزد علمای یهود اعتبار شرعی و تاریخی قطعی ندارند. آنها بیشتر برای آموزش غیرمستقیم یا تحریک تخیل مخاطب استفاده میشدند، نه بهعنوان گزارشهای دقیق تاریخی. همچنین تحقیقاتی وجود دارد که نشان میدهد نسخه کامل گفتوگوی لفظی مورچه با سلیمان**، بهویژه داستان «مورچه و قصر مهر و مومشده»، تنها در متون متأخر یهودی (پس از قرن هفتم میلادی، احتمالاً در قرن هجدهم یا نوزدهم) یافت میشود و **احتمالاً پس از ظهور اسلام و با تأثیرپذیری از سنتهای اسلامی شکل گرفته و به زبان عبری ترجمه شده است. در متون کهن یهودی (عهد عتیق، میشنا، تلمود) تنها به دانش یا سلطه سلیمان بر حیوانات اشاره شده، نه گفتوگوی زبانی.
🔸تحلیل مطرح شده نشان میدهد که اگر داستانهایی در قرآن (مانند گفتوگوی مورچه که از نظر علمی محال است یا داستانهایی با شباهت به رمانس اسکندر و اصحاب کهف) ریشه در افسانهها، خرافات یا فولکلورهای بشری داشته باشند، نظریۀ سنتی وحی که قرآن را کلام مستقیم و بیخطای خدا میداند، با مشکلات جدی مواجه میشود. ارائه داستانهای غیرواقعی بعنوان کلام خدا با صفت «حکیم» و «صادق» بودن خداوند در تضاد است و موجب گمراهی مؤمنان در پذیرش آنها بعنوان حقایق عینی شده است.
🔸همچنین، نظریه «رویاهای رسولانه» که وحی را تجربه ذهنی و عرفانی پیامبر تفسیر میکند، اگرچه میتواند تأثیر فرهنگ زمانه را توجیه کند، اما در مواجهه با شباهتهای دقیق ساختاری و محتوایی قرآن با منابع افسانهای بشری و این پرسش که چرا خداوند از طریق رویا، افسانههایی را به پیامبر الهام کرده که باعث گمراهی مؤمنان شده، با چالش روبرو میشود.
🔸با پذیرش صحت تحقیقات درباره پیشینی بودن یا برساخته بشری بودن این داستانها، نظریههایی مانند «تدوین قرآن توسط گروهی از مولفان» محتملتر به نظر میرسد. این نظریه میتواند دسترسی به منابع متعدد، شباهتهای متنی، وجود تناقضات و تلاشهای تدوین پس از پیامبر را بهتر توضیح دهد و با پژوهشهای تجدیدنظرطلبانه (مانند لوکزنبرگ) سازگارتر است. نظریه «تألیف قرآن توسط یک نفر (محمد)» نیز مطرح است، اما دسترسی گسترده به منابع متنوع برای یک فرد در آن زمان چالشبرانگیز است.
🔸از نگاه مطرح شده در پادکست، مولفان قرآن «خرافات دستساز روحانیون مسیحی/یهودی» را از کتب تفسیری و تعلیمی برگرفته و «به اسم کلام خدا-محمد» غالب کردهاند. تمرکز نقد همچنین بر تفاسیر مفصل و گاه تخیلی علمای مسلمان بر روی گفتار مورچه در قرآن است، که چگونه بر اساس آن بحثهایی طولانی دربارۀ بلاغت، اسم، جنسیت، اندازه و حتی اخلاق و ایمان مورچه شکل گرفته، درحالیکه اساس آن روایتی نامعتبر نزد یهودیان و از نظر عقلی و علمی محال (مانند سخن گفتن مورچه) است. این مسائل، نظریه سنتی وحی را بتنهایی زیر سوال میبرد و نظریه رویاهای رسولانه نیز در توجیه کپی دقیق ساختاری افسانهها و گمراهی مؤمنان دچار مشکل میشود. این تحلیلها نشان میدهند که فهم قرآن نیازمند بازنگری عمیق در ماهیت وحی و فرآیند شکلگیری متن است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 در جستجوی محمد در تاریخ (۱) (+)
🎙گفتگوی فریبرز داودی با دکتر #محسن_بنائی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتگوی فریبرز داودی با دکتر #محسن_بنائی
🔻۳ مصاحبۀ نقدآگین با دکتر بنائی
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی (جلسهٔ یکم: یکم، دوم| جلسه دوم: یکم، دوم)
📺 معنای تاریخ رستگاری (یکم - دوم)
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
📓ارتداد در مسیحیت آغازین و نقش آن در پیدایش اسلام
📓مغاك تيرۀ تاريخ
📓پروژۀ محمدسازى (جلد اول | جلد دوم)
📓راز بزرگ اسلام (آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام)
📻 انفصال عباسیان از مسیحیت اموی
📻 هویت نصارایِ مولفِ قرآنِ اولیه
📻 آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 ابن اسحاق دجال: آیا محمد دروغ است، کدام محمد؟
📺 نقد تاریخی پیدایش اسلام (یکم | دوم)
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحیانیت قرآن
📺 معاویه، فرمانروایی ایرانی؟!
📺 خلاصۀ کتابِ ممنوعۀ «مغاک تیرۀ تاریخ»
📻 نسبت محمدِ سیرهها و تاریخ
📻 آیا پیامبر اسلام وجود داشتهاست؟
📻 علی انسانی تاریخی یا برساخته؟
(قسمت یکم - قسمت دوم)
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📕محمدهای گوناگون در گزارشهای مسیحی
.
#بازنگری #تاریخ_اسلام #نقد_اسلام #اناره
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
جستجوی محمد در تاریخ
@Naqdagin
🎧 در جستجوی محمد در تاریخ (۱) (+)
🎙گفتگو با دکتر #محسن_بنائی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتگو با دکتر #محسن_بنائی
🔻۳ مصاحبۀ نقدآگین با دکتر بنائی
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی (جلسهٔ یکم: یکم، دوم| جلسه دوم: یکم، دوم)
📺 معنای تاریخ رستگاری (یکم - دوم)
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
📓ارتداد در مسیحیت آغازین و نقش آن در پیدایش اسلام
📓مغاك تيرۀ تاريخ
📓پروژۀ محمدسازى (جلد اول | جلد دوم)
📓راز بزرگ اسلام (آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام)
.
#بازنگری #تاریخ_اسلام #نقد_اسلام #اناره
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
از ۳۰ فیل، یک فیلِ سفیدِ خری(!) که حرامزاده(!) بود، از علی پیروی نکرد و به عربی"یا علی" نگفت! و علی [که نهجالبلاغه هم همین آخوندها با این سطح از هوش و توان تحلیل و تسلط به روش تحقیق علمی، به او نسبت میدهند] گردنش را با ذولفقار از تن جداکرد! 🔸این داستان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😘😁😂🌈
🔻بیژن در نظام بعدی:
فرق من با دیگر نخبگان کشور اینه: من نقد میزنم که در واقع چگونه، ملت من از بردگیِ سلطۀ نظام ولایت درآید؛ ما از ولیفقیه دیندارتر داشتیم؟ اینجا حیاتخلوت پرستوهای روسی و کالاهای بنجل چینی بود؛ مشهد و قمِ ما فاحشهخانۀ عربهای منطقه و افغانستانیها و دیگران بود؛
🔺فرصتطلبی محافظهکارانه (آن هم در ذیل نظامی توتالیتر) و تعمیمهای باطل و بیانِ نقاط مثبت یک فرد یا نظم سیاسی، بهعنوانِ نقاطِ منفی آن (انکار وجوهِ مثبت ولو ناچیز آن)، با توسل به به گفتمان ناموسی و جنسیتزده جهتِ تحریک مخاطبِ عوام، از روی بغض و کینه نسبت به یک ایده یا نظام یا شخص یا تمدن که با آن مخالفیم، از ویژگیهای یک دوستدار حقیقت و اهل فلسفۀ صادق نیست. بدتر از همه آنکه، همۀ این اشتباهاتِ جدیِ خود را به «شیطنت دشمنان و رسانهها» نسبت دهیم، و با گرفتار شدن به خودشیفتگی/غرور کاذب، شرم کنیم از معذرتخواهیای صادقانه و دیدن این اشتباهاتِ فاجعهبار و سترگِ خود، و برای خود شأن یک قدیس و خدای معصوم زمینی را قائل شویم.
🌾 @Naqdagin
🔻بیژن در نظام بعدی:
فرق من با دیگر نخبگان کشور اینه: من نقد میزنم که در واقع چگونه، ملت من از بردگیِ سلطۀ نظام ولایت درآید؛ ما از ولیفقیه دیندارتر داشتیم؟ اینجا حیاتخلوت پرستوهای روسی و کالاهای بنجل چینی بود؛ مشهد و قمِ ما فاحشهخانۀ عربهای منطقه و افغانستانیها و دیگران بود؛
فرزندان ما گرفتار... قاریانِ قرآن بودند...
🔺فرصتطلبی محافظهکارانه (آن هم در ذیل نظامی توتالیتر) و تعمیمهای باطل و بیانِ نقاط مثبت یک فرد یا نظم سیاسی، بهعنوانِ نقاطِ منفی آن (انکار وجوهِ مثبت ولو ناچیز آن)، با توسل به به گفتمان ناموسی و جنسیتزده جهتِ تحریک مخاطبِ عوام، از روی بغض و کینه نسبت به یک ایده یا نظام یا شخص یا تمدن که با آن مخالفیم، از ویژگیهای یک دوستدار حقیقت و اهل فلسفۀ صادق نیست. بدتر از همه آنکه، همۀ این اشتباهاتِ جدیِ خود را به «شیطنت دشمنان و رسانهها» نسبت دهیم، و با گرفتار شدن به خودشیفتگی/غرور کاذب، شرم کنیم از معذرتخواهیای صادقانه و دیدن این اشتباهاتِ فاجعهبار و سترگِ خود، و برای خود شأن یک قدیس و خدای معصوم زمینی را قائل شویم.
📺 ژاپن بیغیرت و سربازان آمریکایی
.➖➖➖
#سم_هفته
🌾 @Naqdagin
📘نقدی بر تناقضاتِ معرفتی و نسبت آن با ساختار قدرت
✍🏻 امضا محفوظ، طلبۀ سابق حوزۀ علمیه
🍂 گفتمان بیژن عبدالکریمی چه در ساحت نظر و چه در عمل، دچارِ تناقضات درونی و تعمیمهای ناروا و ناسازگاریهای معرفتیست که نقدِ رویکرد او را بعنوان چهرۀ تاثیرگذار ضروری مینماید.
🍂 بررسی مناظرۀ اخیر ایشان با حجتالاسلام اکبرنژاد، از این حیث واجد اهمیت است که در این مناظره، تناقضات معرفتی و رفتاری او بار دیگر چهره از نقاب برداشت و تا آنجا پیش رفت که یک متفکر به خود اجازه داد تا به مردم شریف ایران افترا ببند و توهین کند.
🍂 امید که بررسیهای اینچنینی (ولو به اجمال) بتواند نقش مثبتی ایفا کرده و موجب گردد تا دغدغهمندان این مرز و بوم، به دام شبهروشنفکرانی چون او نیفتند که علیرغم مدعیاتشان، هیچ تعهدی به مردم ندارند و برای نیل به مقاصد ایدئولوژیک خود از انواع مغالطات و اصطلاحات فلسفی استمداد میجویند تا مخاطب را مرعوب آراء ایدئولوژیک خویش سازند.
🍂 البته لازم به ذکر است که تا حد وسع میکوشم از مطلقانگاری دوری جویم و به هیچ روی قصد ندارم تا از ایشان تصویر شر مطلق را ارائه کند و به وجوه مثبت و نقاط قوت اندیشههایشان نیز اذعان میکنم.
تعمیمهای تقلیلگرایانه
از نقد یکدستی تا بازتولید یکدستانگاری
🍂 عبدالکریمی در گفتمان خود، از جمله در مواجهه با اکبرنژاد، از یکدستپنداشتن مردم انتقاد میکند، اما در لایههای دیگر گفتمان او، همان الگوی «تعمیم ناروا» نسبت به گروههایی چون «روشنفکران، اپوزیسیون و نخبگان دانشگاهی» به وضوح دیده میشود.
🍂 استعمال تعابیری همچون «اپوزیسیون احمق» یا «روشنفکران غربزده» حکایت از نوعی داوری کلینگرانه دارد که در تعارض با ادعای «کثرتگرایی معرفتی» و «پرهیز از یکدستانگاری» است.
🍂 از منظر نظریه گفتمان، این رویکرد نشاندهندۀ باز تولید ساختاری «طرد و حذف» است که بهجای گفتوگوی انتقادی، مرزهای معرفتی میان خود و دیگری را تقویت میکند و مشروعیت گفتمانهای آلترناتیو را بهشکلی مطلقانگارانه نفی میکند.
بنظر و عمل دوگانه در مواجهه با علی شریعتی
🍂 همچنین عبدالکریمی به تکرار از گزارۀ مشهور شریعتی بهره میجوید و بر این نکته مهر تایید مینهد که «مردم خود قربانی سیاستهای حکومتاند و هر کس که مردم را نقد بزند و متهم کند، پفیوز است» (به تعبیر دکتر شریعتی)، حال آنکه مخاطب جدی او با اندک تامل، پی خواهد برد که وی دائما در حال تطهیر سیاستهای حکومت و مقصرسازی و اهانت به گروههای مختلف مردم است و تا آنجا پیش میرود که این گروههای مختلف را بتدریج و با آمادهسازی اذهان، به کل مردم تسری میدهد (بهجز اقلیتی کوچک از مردم از دستۀ حامیانِ همیشگی مقاومت و نظام).
🍂 عباراتهایی همچون «هذیانگویی مردم»، «تبداری مردم»، «ناآگاهی و فقدان تشخیص عقلانی مردم»، و در مورد اخیر، «فاحشه» نامیدنِ یک شهر مهم و پیشتاز ایران در توسعه با تعمیمی باطل (بهصرف وجود احتمالی انگشتشماری شاغل در این حرفه)، خود گویای صحت مدعیات نویسندۀ این متن است.
🍂 این دوگانه میان گفتار اخلاقی و کردار معرفتی، منجر به شکلگیری تناقضات گوناگونی گردیدهاست که از منظر اخلاقِ و نگاه انتقادی، اعتبار گفتار و گوینده را مخدوش میسازد.
🍂 باید توجه داشت که نقد مردم، چنانچه با درک تاریخی، روانشناختی و نهادی همراه نباشد، به بازتولید همان گفتمان نخبهگرایانهای منجر خواهد شد که در ظاهر عبدالکریمی مدعی نقد آن است.
تزریق ایدئولوژی در پوشش بیطرفی
🍂 عبدالکریمی چه در این مناظره و چه در مناظرات دیگر و مکتوباتش، سعی میکند که خود را در موضعی «مستقل و فراایدئولوژیک» قرار دهد، اما در مقام عمل، نقدهای او نسبت به ساختار قدرت، غالبا با «کلیگویی، ابهام و محافظهکاری» همراه است. درحالیکه نقدهای ایشان نسبت به اپوزیسیون و روشنفکران داخلی، صراحت و حتی «خشونت گفتمانی» دارد.
🍂 این عدم تقارن معرفتی بهتعبیرِ فوکو، بخشی از «اقتصاد قدرت در گفتمان» است. به بیانی دیگر، سکوت او در برابر برخی نهادها و فریاد علیه برخی دیگر، ساختار قدرت را بازتولید میکند و این رویکرد، چیزی نیست جز مشروعیتبخشی به وضع موجود.
🍂 البته میتوان نقدهای مهمتر و جدیتری هم به رویکردهای فلسفی و سیاسی او وارد ساخت که بهجهت پرهیز از اطناب سخن و توجه خاص به این مناظره، از ورود به آنها صرف نظر می کنیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 امضا محفوظ، طلبۀ سابق حوزۀ علمیه
🍂 گفتمان بیژن عبدالکریمی چه در ساحت نظر و چه در عمل، دچارِ تناقضات درونی و تعمیمهای ناروا و ناسازگاریهای معرفتیست که نقدِ رویکرد او را بعنوان چهرۀ تاثیرگذار ضروری مینماید.
🍂 بررسی مناظرۀ اخیر ایشان با حجتالاسلام اکبرنژاد، از این حیث واجد اهمیت است که در این مناظره، تناقضات معرفتی و رفتاری او بار دیگر چهره از نقاب برداشت و تا آنجا پیش رفت که یک متفکر به خود اجازه داد تا به مردم شریف ایران افترا ببند و توهین کند.
🍂 امید که بررسیهای اینچنینی (ولو به اجمال) بتواند نقش مثبتی ایفا کرده و موجب گردد تا دغدغهمندان این مرز و بوم، به دام شبهروشنفکرانی چون او نیفتند که علیرغم مدعیاتشان، هیچ تعهدی به مردم ندارند و برای نیل به مقاصد ایدئولوژیک خود از انواع مغالطات و اصطلاحات فلسفی استمداد میجویند تا مخاطب را مرعوب آراء ایدئولوژیک خویش سازند.
🍂 البته لازم به ذکر است که تا حد وسع میکوشم از مطلقانگاری دوری جویم و به هیچ روی قصد ندارم تا از ایشان تصویر شر مطلق را ارائه کند و به وجوه مثبت و نقاط قوت اندیشههایشان نیز اذعان میکنم.
تعمیمهای تقلیلگرایانه
از نقد یکدستی تا بازتولید یکدستانگاری
🍂 عبدالکریمی در گفتمان خود، از جمله در مواجهه با اکبرنژاد، از یکدستپنداشتن مردم انتقاد میکند، اما در لایههای دیگر گفتمان او، همان الگوی «تعمیم ناروا» نسبت به گروههایی چون «روشنفکران، اپوزیسیون و نخبگان دانشگاهی» به وضوح دیده میشود.
🍂 استعمال تعابیری همچون «اپوزیسیون احمق» یا «روشنفکران غربزده» حکایت از نوعی داوری کلینگرانه دارد که در تعارض با ادعای «کثرتگرایی معرفتی» و «پرهیز از یکدستانگاری» است.
🍂 از منظر نظریه گفتمان، این رویکرد نشاندهندۀ باز تولید ساختاری «طرد و حذف» است که بهجای گفتوگوی انتقادی، مرزهای معرفتی میان خود و دیگری را تقویت میکند و مشروعیت گفتمانهای آلترناتیو را بهشکلی مطلقانگارانه نفی میکند.
بنظر و عمل دوگانه در مواجهه با علی شریعتی
🍂 همچنین عبدالکریمی به تکرار از گزارۀ مشهور شریعتی بهره میجوید و بر این نکته مهر تایید مینهد که «مردم خود قربانی سیاستهای حکومتاند و هر کس که مردم را نقد بزند و متهم کند، پفیوز است» (به تعبیر دکتر شریعتی)، حال آنکه مخاطب جدی او با اندک تامل، پی خواهد برد که وی دائما در حال تطهیر سیاستهای حکومت و مقصرسازی و اهانت به گروههای مختلف مردم است و تا آنجا پیش میرود که این گروههای مختلف را بتدریج و با آمادهسازی اذهان، به کل مردم تسری میدهد (بهجز اقلیتی کوچک از مردم از دستۀ حامیانِ همیشگی مقاومت و نظام).
🍂 عباراتهایی همچون «هذیانگویی مردم»، «تبداری مردم»، «ناآگاهی و فقدان تشخیص عقلانی مردم»، و در مورد اخیر، «فاحشه» نامیدنِ یک شهر مهم و پیشتاز ایران در توسعه با تعمیمی باطل (بهصرف وجود احتمالی انگشتشماری شاغل در این حرفه)، خود گویای صحت مدعیات نویسندۀ این متن است.
🍂 این دوگانه میان گفتار اخلاقی و کردار معرفتی، منجر به شکلگیری تناقضات گوناگونی گردیدهاست که از منظر اخلاقِ و نگاه انتقادی، اعتبار گفتار و گوینده را مخدوش میسازد.
🍂 باید توجه داشت که نقد مردم، چنانچه با درک تاریخی، روانشناختی و نهادی همراه نباشد، به بازتولید همان گفتمان نخبهگرایانهای منجر خواهد شد که در ظاهر عبدالکریمی مدعی نقد آن است.
تزریق ایدئولوژی در پوشش بیطرفی
🍂 عبدالکریمی چه در این مناظره و چه در مناظرات دیگر و مکتوباتش، سعی میکند که خود را در موضعی «مستقل و فراایدئولوژیک» قرار دهد، اما در مقام عمل، نقدهای او نسبت به ساختار قدرت، غالبا با «کلیگویی، ابهام و محافظهکاری» همراه است. درحالیکه نقدهای ایشان نسبت به اپوزیسیون و روشنفکران داخلی، صراحت و حتی «خشونت گفتمانی» دارد.
🍂 این عدم تقارن معرفتی بهتعبیرِ فوکو، بخشی از «اقتصاد قدرت در گفتمان» است. به بیانی دیگر، سکوت او در برابر برخی نهادها و فریاد علیه برخی دیگر، ساختار قدرت را بازتولید میکند و این رویکرد، چیزی نیست جز مشروعیتبخشی به وضع موجود.
🍂 البته میتوان نقدهای مهمتر و جدیتری هم به رویکردهای فلسفی و سیاسی او وارد ساخت که بهجهت پرهیز از اطناب سخن و توجه خاص به این مناظره، از ورود به آنها صرف نظر می کنیم.
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📕عبدالکریمی را چه شده؟!
📕«اصغر لجن و علی گاوکش» در دانشگاه
📕از مغاک عصر ظلمت
📕فیلسوفان آلمانی چه میگویند؟
📕دیسکو و عیشونوش در نظر پدیدارشناس شیعه!
📕مخالفتِ عوامانه و گلهوار
📺 ژاپن بیغیرت و سربازان آمریکایی🗿
📺 خودفیلسوفپندار ابرمغلطهکار
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
.
#نقد_روشنفکران #نقد_چپ #استمرار_طالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘فلسفه در خدمت استبداد: از خیانت به حقیقت تا توجیه جنایت
— سوگنوشتهای در نقد ایستارهای شبهفلسفیِ بیژن عبدالکریمی
(۱)
به یکباره جان در ستم سوختن
مرا بهتر از با ستم ساختن
(علی اکبر سعیدی سیرجانی)
🍂 سعیدی سیرجانی، رادمردی راستنهاد و آزاداندیش، نماد ایستادگی…
— سوگنوشتهای در نقد ایستارهای شبهفلسفیِ بیژن عبدالکریمی
(۱)
به یکباره جان در ستم سوختن
مرا بهتر از با ستم ساختن
(علی اکبر سعیدی سیرجانی)
🍂 سعیدی سیرجانی، رادمردی راستنهاد و آزاداندیش، نماد ایستادگی…
📘فلسفه در خدمت استبداد: از خیانت به حقیقت تا توجیه جنایت
— سوگنوشتهای در نقد ایستارهای شبهفلسفیِ بیژن عبدالکریمی
(۳۱)
🍂 قدرت نرم به توانمندیهایی اشاره دارد که بدون بهرهگیری از زور و دفاع از ایدئولوژیهای چندگانگیستیز، یاراست رفتارها و دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی را راهبر باشد. اینگونه قدرت، ناساز با قدرتهای سخت، با بهرهگیری از فریبایی و تأثیرگذاری فرهنگی، اقتصادی یا اجتماعی، دگرگونیهای دلخواه را در کشورها پدید میآورد. نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل، یکی از نمایندگان بنیادی اینگونه قدرت به شمار میآیند. این نهادها نهتنها به دنبال ایجاد نظم جهانی هستند، بلکه در پی آنند که از راه گفتوگو و همکاری، راهچارهایی برای گرفتاریهای جهانی پیدا کنند. با آنکه این نهادها کاستیها و مرزمندیهای ساختاری دارند ، حضور آنها در گستره جهانی، گونهای هماهنگی و سامانمندی نسبی را فراهم میآورد که میتواند از بیقانونی و هرج و مرج بیرویه جلوگیری کند.
🍂 نهادهای بینالمللی، بهویژه در زمینۀ حقوق بشر و دادگری جهانی، توانستهاند سنجیداری همگانی برای رفتار کشورها و دولتها پدید آورند. این سنجیدارها، هر چند همهجا و همهگاه بهدرستی بهکار گرفته نمیشوند، همچنان نقشی بسزا در کاهش تباهی و ناروایی دارند. برای نمونه، کنوانسیونها و پیماننامههای بینالمللی، حتی زمانی که نهادهای ویژه یارای کاربست فشار سر به سری نیستند، میتوانند زمینهساز جلوگیری از فروپاشی یکسره نظامهای حقوقی شوند و دستکم کشورهای ناتوانتر را از آسیبهای بیشتر در امان نگه دارند.
🍂 بودن این نهادها زمینهای برای پیوند و همسخنی میان کشورها پدید میآورد. در جهان پیچیده و پرتنش کنونی، گفتوگوهای میان کشورها از ابزارهای کارساز برای لگامزدن بر آشوبها و کاهش ستیزهاست. بی این نهادها، بیم افزایش درگیریها و جنگها بسیار بیشتر میشد. ازاینرو، گاه این نهادها همچون سوپاپی ایمنی کار میکنند که میتواند از دگرگونی بحرانها به جنگهای گسترده پیشگیری کند.
🍂 جنبشهای مردمی نیز میتوانند با بهرهگیری از این ساختارها، دادخواهی خود را جهانی سازند. این جنبشها، با یاری گرفتن از نهادهای بینالمللی، توان رساندن بانگ دادخواهی به جهان و جلب پشتیبانی جهانی را دارند. افزون بر این، آنها میتوانند نهتنها برای دادگری پیکار کنند، بلکه با بهرهگیری از این فرصتها، در گسترش حقوق مردمان در گستره گیتی نیز نقشآفرینی کنند.
🍂 با همه کاستیها و مرزمندیها، نهادهای جهانی همچنان ابزاری برای دادگری و زمینهساز دگرگونیهای اجتماعیاند. بهجای فروپاشی، باید این نهادها را پالوده و کارآمدتر ساخت.
🔺در برابر، عبدالکریمی با کنار نهادن نهادهای جهانی و پیشنهاد ایستادگی بر بنیاد ایدئولوژیهای چندگانگیستیز، بهجای راهکارهای سازنده، تنها بر آشوب و ستیزه میافزاید. این نگرش، با ناسازگاریهای ژرف همراه است و فرجامی وارونه در پی دارد. او ایستادگی چندگانگیستیز را راهچاره میپندارد، ولی گذشت زمان آشکار ساخته که چنین باورهایی، بهجای رامش و داد، بیشتر به ساختارهای نوی از سرکوب و زنجیرهای از کشمکشهای بیپایان میانجامند. این رهیافت توان برپایی داد و آرامش ماندگار را ندارد.
🍂 همچنین، کنار گذاشتن نهادهای بین المللی، به معنای نابودی چارچوبهایی است که سالها پیوندهای جهانی را سامان دادهاند. با نبود این چارچوبها، زورمندان، لگامگسیخته خواهند تاخت و سرزمینهای ناتوانتر آسیبهای سنگینتری خواهند دید. بهجای برچیدن این نهادها، باید آنها را پالود و کاستیهایشان را زدود.
🔺اگر عبدالکریمی این نهادها را پیکرهای درون تهی میداند، بایسته است جایگزینی کارآمد و شایسته پیش نهد. اما رهیافت او، که بر “ایدئولوژی مقاومت”، “جنگ” و آشفتگی استوار است، تنها بر ژرفای بحرانها میافزاید و ویرانی گستردهتری در پی خواهد داشت. رویارویی با چندگونگی، نهتنها راهی خردمندانه برای بهبود نهادهای بینالمللی نیست، که خود مایۀ افزایش نابسامانیهای تازهتر خواهد شد.
🍂 برچیدن سر به سری نهادهای جهانی برابر است با کنار گذاشتن هرگونه سامان و استاندارد در پهنۀ جهان. در چنین گیروداری، آشفتگی و ستیزههای بیپایان، جای پیشرفت و دگرگونی را خواهند گرفت. ازاینرو، چنین رویکردی نهتنها خردپذیر نیست، که تهدیدی سخت برای آینده جهان است.
🍂 سرانجام، آنچه عبدالکریمی پیشنهاد میدهد، بهجای ساختن بنیادهایی نو و کارآمد، بیشتر به نابودی میگراید. ولی حقیقت این است که بهبود وضعیت جهان با ویرانسازی این نهادها شدنی نیست. بر وارونه، باید بر پالایش و بهسازی آنها پافشاری کرد تا بتوانند در راه دادگری جهانی کارآمدتر باشند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— سوگنوشتهای در نقد ایستارهای شبهفلسفیِ بیژن عبدالکریمی
(۳۱)
🍂 قدرت نرم به توانمندیهایی اشاره دارد که بدون بهرهگیری از زور و دفاع از ایدئولوژیهای چندگانگیستیز، یاراست رفتارها و دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی را راهبر باشد. اینگونه قدرت، ناساز با قدرتهای سخت، با بهرهگیری از فریبایی و تأثیرگذاری فرهنگی، اقتصادی یا اجتماعی، دگرگونیهای دلخواه را در کشورها پدید میآورد. نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل، یکی از نمایندگان بنیادی اینگونه قدرت به شمار میآیند. این نهادها نهتنها به دنبال ایجاد نظم جهانی هستند، بلکه در پی آنند که از راه گفتوگو و همکاری، راهچارهایی برای گرفتاریهای جهانی پیدا کنند. با آنکه این نهادها کاستیها و مرزمندیهای ساختاری دارند ، حضور آنها در گستره جهانی، گونهای هماهنگی و سامانمندی نسبی را فراهم میآورد که میتواند از بیقانونی و هرج و مرج بیرویه جلوگیری کند.
🍂 نهادهای بینالمللی، بهویژه در زمینۀ حقوق بشر و دادگری جهانی، توانستهاند سنجیداری همگانی برای رفتار کشورها و دولتها پدید آورند. این سنجیدارها، هر چند همهجا و همهگاه بهدرستی بهکار گرفته نمیشوند، همچنان نقشی بسزا در کاهش تباهی و ناروایی دارند. برای نمونه، کنوانسیونها و پیماننامههای بینالمللی، حتی زمانی که نهادهای ویژه یارای کاربست فشار سر به سری نیستند، میتوانند زمینهساز جلوگیری از فروپاشی یکسره نظامهای حقوقی شوند و دستکم کشورهای ناتوانتر را از آسیبهای بیشتر در امان نگه دارند.
🍂 بودن این نهادها زمینهای برای پیوند و همسخنی میان کشورها پدید میآورد. در جهان پیچیده و پرتنش کنونی، گفتوگوهای میان کشورها از ابزارهای کارساز برای لگامزدن بر آشوبها و کاهش ستیزهاست. بی این نهادها، بیم افزایش درگیریها و جنگها بسیار بیشتر میشد. ازاینرو، گاه این نهادها همچون سوپاپی ایمنی کار میکنند که میتواند از دگرگونی بحرانها به جنگهای گسترده پیشگیری کند.
🍂 جنبشهای مردمی نیز میتوانند با بهرهگیری از این ساختارها، دادخواهی خود را جهانی سازند. این جنبشها، با یاری گرفتن از نهادهای بینالمللی، توان رساندن بانگ دادخواهی به جهان و جلب پشتیبانی جهانی را دارند. افزون بر این، آنها میتوانند نهتنها برای دادگری پیکار کنند، بلکه با بهرهگیری از این فرصتها، در گسترش حقوق مردمان در گستره گیتی نیز نقشآفرینی کنند.
🍂 با همه کاستیها و مرزمندیها، نهادهای جهانی همچنان ابزاری برای دادگری و زمینهساز دگرگونیهای اجتماعیاند. بهجای فروپاشی، باید این نهادها را پالوده و کارآمدتر ساخت.
🔺در برابر، عبدالکریمی با کنار نهادن نهادهای جهانی و پیشنهاد ایستادگی بر بنیاد ایدئولوژیهای چندگانگیستیز، بهجای راهکارهای سازنده، تنها بر آشوب و ستیزه میافزاید. این نگرش، با ناسازگاریهای ژرف همراه است و فرجامی وارونه در پی دارد. او ایستادگی چندگانگیستیز را راهچاره میپندارد، ولی گذشت زمان آشکار ساخته که چنین باورهایی، بهجای رامش و داد، بیشتر به ساختارهای نوی از سرکوب و زنجیرهای از کشمکشهای بیپایان میانجامند. این رهیافت توان برپایی داد و آرامش ماندگار را ندارد.
🍂 همچنین، کنار گذاشتن نهادهای بین المللی، به معنای نابودی چارچوبهایی است که سالها پیوندهای جهانی را سامان دادهاند. با نبود این چارچوبها، زورمندان، لگامگسیخته خواهند تاخت و سرزمینهای ناتوانتر آسیبهای سنگینتری خواهند دید. بهجای برچیدن این نهادها، باید آنها را پالود و کاستیهایشان را زدود.
🔺اگر عبدالکریمی این نهادها را پیکرهای درون تهی میداند، بایسته است جایگزینی کارآمد و شایسته پیش نهد. اما رهیافت او، که بر “ایدئولوژی مقاومت”، “جنگ” و آشفتگی استوار است، تنها بر ژرفای بحرانها میافزاید و ویرانی گستردهتری در پی خواهد داشت. رویارویی با چندگونگی، نهتنها راهی خردمندانه برای بهبود نهادهای بینالمللی نیست، که خود مایۀ افزایش نابسامانیهای تازهتر خواهد شد.
🍂 برچیدن سر به سری نهادهای جهانی برابر است با کنار گذاشتن هرگونه سامان و استاندارد در پهنۀ جهان. در چنین گیروداری، آشفتگی و ستیزههای بیپایان، جای پیشرفت و دگرگونی را خواهند گرفت. ازاینرو، چنین رویکردی نهتنها خردپذیر نیست، که تهدیدی سخت برای آینده جهان است.
🍂 سرانجام، آنچه عبدالکریمی پیشنهاد میدهد، بهجای ساختن بنیادهایی نو و کارآمد، بیشتر به نابودی میگراید. ولی حقیقت این است که بهبود وضعیت جهان با ویرانسازی این نهادها شدنی نیست. بر وارونه، باید بر پالایش و بهسازی آنها پافشاری کرد تا بتوانند در راه دادگری جهانی کارآمدتر باشند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin