📘ضرورتِ «فهم درستِ نقطۀ تسلیم»
✍🏻 #حامد_کاتوزی
🕊 پرواضح است كه حكومت صهيونيستى اسرائيل اهميتى براى جان انسانها قائل نيست، اما عالیترين شكل پيروزى نه «بخشش است و نه انتقام»، بلكه «مهار فورى جنگ و جنگافروزى»ست. جنگ محصولى به جز ويرانى ندارد. شجاعتِ حقيقى نه در «انتقام و حملۀ واكنشى» بلكه اتفاقا در «فهم و مواجۀ درست با نقطۀ تسليم» است: نقطۀ تسليم خود يا حريف.
🔺در هر مواجهای، نقطهاى وجود دارد كه در آنجا بايد ايستاد و از «واكنش و ادعا» دست كشيد. فهمِ درست اين نقطه، در خود و در حريف، خود نوعِ اعلايی از «فاعليت و جوانمردى»ست.
🎯 هر مبارزهاى مىتواند بىشمار «هدف» داشتهباشد. هدف نمىتواند «علتِ مبارزه» باشد، بلكه تنها ضرورت مىتواند علتِ كافى مبارزه باشد. يك ضرورت براى مبارزه كافىست، اما بیشمار هدف نيز نمیتواند مبارزه را توجيه كنند. ضرورت را عقل تعيين میكند و هدف را ميل.
🧠 مبارزه بر اساس ميل، «از پيش باخته، مغلوب، واكنشى و صرفًا خودارضاكننده» است. اينكه چه زمانى شخص دست از مبارزه مىكشد، نشاندهندۀ اقتدار و فاعليت حقيقى است، حتى فاعلانهتر از واكنش آغازين. انتقام به هيچ عنوان تصميمى «فاعلانه و آزاد» نيست؛ چرا كه از اساس نوعى «واكنش »است، و اعتبار هر واكنشى به «كنشكر و علتِ بيرونىِ» آن مربوط است نه واكنشكر.
⚖️ واكنشكر در هر صورت «مفعول كُنش» است؛ هر چند كه واكنشش خيلى خيلى سخت باشد. تنها عملى كه توجيه و ضرورت عقلانى داشتهباشد، میتواند بهمثابه كنش فاعلانه و آزاد در نظر گرفته شود و بر اساس حكمى كلى صورت كيرد.
🥋 در هنرهاى رزمى اصيل، همواره میكوشند «هيجان و ميل» را مهار كنند تا «عقلى سرد و مسلط» حاكم شود. عقلى كه میتواند دقيق و پايدار تصميمگيرى كند. اين عقل سرد میتواند بهمثابه كُل در برابر رویداد جزئى انديشه كند و منافع را عام و عمومى ببيند و بفهمد. در صورتى كه هيجانات و عواطف شخصى، قومى يا ايدئولوژيك، ممكن است نهتنها «كاركردِ موثر»ى در هنگام نبرد نداشتهباشند بلكه فرد را دچار نوعى «كورى موقت» در مواجهه كنند. از همين جهت، او را در موقعيتى آسيبپذير مانندِ «انتقامجويى، خشم، خودبزرگبينى» و غيره قرار مىدهند؛ كه وقتى در قالب هيجان بروز پيدا كنند، مىتوانند كوركننده و خودويرانگر شوند. در نهايت هم، حتى اگر انتقام محقق شود، چيزى به جز نوعى خودارضائى نيست. كشتن كسى نبايد و نمىتواند غم ديگرى را تسكين دهد.
🏛 در شرايط كنونى، حكومتِ مستقر، مسئول تصميمگيرى در جهت «منافع عامۀ مردم ساكن ايران» است و مردم ايران حق دارند در برابر تماميت ارضى كشور خود و هزينههاى تحميلى، تصميمگيرنده باشند.
🚫 حاكمان نمىتوانند صرفا بر اساس در نظر گرفتن «منافع يا ديدگاه شخصى برخى افراد، نهادها و نظامهاى خاص»، براى سرنوشت مردم ايران تصميمگيرى كنند و آتش جنگ را به خانههاى مسكونى بكشانند. در اين دقيقه از تاريخ، مسئوليتى خطير و تاريخى بر عهدۀ ايشان قرار گرفتهاست. مىبايست با عقلى كلنگرانه، «منافع عام» را در نظر گرفته و شرايطى را براى پذيرشِ «نقطۀ تسليم و توافق» فراهم آورند.
⚠️ در غير اين صورت، اگر مثل هميشه با «خشم و خشونت» تصميمگيرى كنند، ممكن است بيش از پيش «خواری، خسارات و تلفات» افزايش يابد. پذيرش «نقطۀ درست تسليم و توافق»، بیشك گريزى از ويرانىِ كامل ايران و خساراتِ جدىتر و جبرانناپذیرتر است.
🛡 در ضمن، «قدرت تهاجمى» لزوماً بهمعناى «توان دفاعى» نيست. اينكه كسى مىتواند انسانهاى بيشترى را بكشد، بهمعناى اين نيست كه مىتواند از خود و قلمرو خود دفاع كند.
🔺🔺🔺توان دفاعى بيش از هر چيز به «دور نگه داشتنِ خطر» مرتبط مىشود، كه «خرد و فهم» مىخواهد.
🪦 بسيارى از مشاورين حكومتى كه مىبايست اين حرفها را مىگفتند و در تصميمات مؤثر بودند، اكنون كشته شدهاند. اصلاً شايد اكنون هم براى پذيرش نقطۀ تسليمِ خردمندانه، ديگر خيلى دير شدهباشد.
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #حامد_کاتوزی
🕊 پرواضح است كه حكومت صهيونيستى اسرائيل اهميتى براى جان انسانها قائل نيست، اما عالیترين شكل پيروزى نه «بخشش است و نه انتقام»، بلكه «مهار فورى جنگ و جنگافروزى»ست. جنگ محصولى به جز ويرانى ندارد. شجاعتِ حقيقى نه در «انتقام و حملۀ واكنشى» بلكه اتفاقا در «فهم و مواجۀ درست با نقطۀ تسليم» است: نقطۀ تسليم خود يا حريف.
🔺در هر مواجهای، نقطهاى وجود دارد كه در آنجا بايد ايستاد و از «واكنش و ادعا» دست كشيد. فهمِ درست اين نقطه، در خود و در حريف، خود نوعِ اعلايی از «فاعليت و جوانمردى»ست.
🎯 هر مبارزهاى مىتواند بىشمار «هدف» داشتهباشد. هدف نمىتواند «علتِ مبارزه» باشد، بلكه تنها ضرورت مىتواند علتِ كافى مبارزه باشد. يك ضرورت براى مبارزه كافىست، اما بیشمار هدف نيز نمیتواند مبارزه را توجيه كنند. ضرورت را عقل تعيين میكند و هدف را ميل.
🧠 مبارزه بر اساس ميل، «از پيش باخته، مغلوب، واكنشى و صرفًا خودارضاكننده» است. اينكه چه زمانى شخص دست از مبارزه مىكشد، نشاندهندۀ اقتدار و فاعليت حقيقى است، حتى فاعلانهتر از واكنش آغازين. انتقام به هيچ عنوان تصميمى «فاعلانه و آزاد» نيست؛ چرا كه از اساس نوعى «واكنش »است، و اعتبار هر واكنشى به «كنشكر و علتِ بيرونىِ» آن مربوط است نه واكنشكر.
⚖️ واكنشكر در هر صورت «مفعول كُنش» است؛ هر چند كه واكنشش خيلى خيلى سخت باشد. تنها عملى كه توجيه و ضرورت عقلانى داشتهباشد، میتواند بهمثابه كنش فاعلانه و آزاد در نظر گرفته شود و بر اساس حكمى كلى صورت كيرد.
🥋 در هنرهاى رزمى اصيل، همواره میكوشند «هيجان و ميل» را مهار كنند تا «عقلى سرد و مسلط» حاكم شود. عقلى كه میتواند دقيق و پايدار تصميمگيرى كند. اين عقل سرد میتواند بهمثابه كُل در برابر رویداد جزئى انديشه كند و منافع را عام و عمومى ببيند و بفهمد. در صورتى كه هيجانات و عواطف شخصى، قومى يا ايدئولوژيك، ممكن است نهتنها «كاركردِ موثر»ى در هنگام نبرد نداشتهباشند بلكه فرد را دچار نوعى «كورى موقت» در مواجهه كنند. از همين جهت، او را در موقعيتى آسيبپذير مانندِ «انتقامجويى، خشم، خودبزرگبينى» و غيره قرار مىدهند؛ كه وقتى در قالب هيجان بروز پيدا كنند، مىتوانند كوركننده و خودويرانگر شوند. در نهايت هم، حتى اگر انتقام محقق شود، چيزى به جز نوعى خودارضائى نيست. كشتن كسى نبايد و نمىتواند غم ديگرى را تسكين دهد.
🏛 در شرايط كنونى، حكومتِ مستقر، مسئول تصميمگيرى در جهت «منافع عامۀ مردم ساكن ايران» است و مردم ايران حق دارند در برابر تماميت ارضى كشور خود و هزينههاى تحميلى، تصميمگيرنده باشند.
🚫 حاكمان نمىتوانند صرفا بر اساس در نظر گرفتن «منافع يا ديدگاه شخصى برخى افراد، نهادها و نظامهاى خاص»، براى سرنوشت مردم ايران تصميمگيرى كنند و آتش جنگ را به خانههاى مسكونى بكشانند. در اين دقيقه از تاريخ، مسئوليتى خطير و تاريخى بر عهدۀ ايشان قرار گرفتهاست. مىبايست با عقلى كلنگرانه، «منافع عام» را در نظر گرفته و شرايطى را براى پذيرشِ «نقطۀ تسليم و توافق» فراهم آورند.
⚠️ در غير اين صورت، اگر مثل هميشه با «خشم و خشونت» تصميمگيرى كنند، ممكن است بيش از پيش «خواری، خسارات و تلفات» افزايش يابد. پذيرش «نقطۀ درست تسليم و توافق»، بیشك گريزى از ويرانىِ كامل ايران و خساراتِ جدىتر و جبرانناپذیرتر است.
🛡 در ضمن، «قدرت تهاجمى» لزوماً بهمعناى «توان دفاعى» نيست. اينكه كسى مىتواند انسانهاى بيشترى را بكشد، بهمعناى اين نيست كه مىتواند از خود و قلمرو خود دفاع كند.
🔺🔺🔺توان دفاعى بيش از هر چيز به «دور نگه داشتنِ خطر» مرتبط مىشود، كه «خرد و فهم» مىخواهد.
🪦 بسيارى از مشاورين حكومتى كه مىبايست اين حرفها را مىگفتند و در تصميمات مؤثر بودند، اكنون كشته شدهاند. اصلاً شايد اكنون هم براى پذيرش نقطۀ تسليمِ خردمندانه، ديگر خيلى دير شدهباشد.
.➖➖➖
#سیاست #فلسفیدن #ایران #نه_به_جنگ #توقف_فورى_جنگ
🌾 @Naqdagin