نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘سقوطِ آزادِ «غایتِ خلقت» به «بزِ بلاگردانِ خلافت» (۲)
— امام زمان، لِفت دِ گروپ: WTF happened

✍🏻 حاج #محمود_کریمی

🔶 اسلام: دینِ سیاست یا سیاستِ دین؟

🍂 از همان لحظه‌ای که محمد در مدینه مسجد ساخت، سیاست و دین نه‌فقط هم‌زیست، بلکه هم‌زاد شدند. مسجد، هم محراب دعا شد و هم مرکز صدور فرمان. قرآن، هم کتابی برای ایمان بود و هم آیین‌نامه‌ای برای اداره‌ی جنگ، اقتصاد، مناسبات اجتماعی، و حتی احکام کیفری. پیامبر، هم رسولی آسمانی بود و هم حاکمی زمینی.

🍂 و درست از همان‌جا بود که اسلام از مسیر عرفانی دین‌های دیگر فاصله گرفت: دیگر دین، صرفاً راهی برای نجات روح نبود، بلکه به یک «ساختار قدرت» بدل شد؛ ساختار توتالیتری که هم قلب و ذهن انسان را می‌خواست مالک شود، هم بدنش را، هم دارایی‌اش را، و هم وفاداری‌اش را.

🩸 دین، وقتی شمشیر به دست گرفت

🍂 قدسیت در اسلام، نه به معنای پرواز روح در خلوتِ عبادت، که به معنای اطاعت از نظم حاکم بود. آیه‌ی معروف «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ» (نساء: ۵۹)، در عمل به این معنا رسید: اطاعت از خدا، مساوی‌ست با اطاعت از قدرتِ مدعیِ خدا.

🍂 و در همین ساختار است که خدا به ابزاری بدل می‌شود؛ نه آن خدای عرفانی که «در خلوت عاشقانه با انسان نجوا می‌کند»، بلکه «خدای دولتی» که فهرست جرایم، مجازات‌ها، مالیات‌ها و مجاز بودنِ شکنجه را امضا می‌کند.

🍂 اسلام، برخلاف مسیحیت نخستین که برای قرن‌ها تحت آزار بود، یا بودیسم که اساساً سکولار زاده شد، از بدو تولد با شمشیر، غنیمت، و تقسیم قدرت گره خورد. از همان آغاز، اسلام به‌جای آن‌که رهایی‌بخش باشد، خود بدل شد به زنجیری بر گردن انسان؛ زنجیرِ تو در تویی که به سجده و به خاک افتادن به سویِ قبلۀ «صاحب‌شمشیرِ مدعیِ راه انحصاریِ رستگاری» فرمان می‌داد.

🗡 چرا دین و سیاست چنین به‌هم جوش خوردند؟

🍂 برای فهم این پیوند، باید به بستر تاریخی اسلام نگاه کرد: اسلام در یک ساختار قبیله‌ای متولد شد. جایی که دولت-ملت وجود نداشت و قبیله، واحد سیاسی، اقتصادی و اخلاقی جهان بود. در این فضا، محمد فقط نمی‌توانست موعظه‌گر باشد؛ او باید رئیس قبیلۀ جدید هم می‌بود: هم واعظ، هم داور، هم ژنرال، هم حسابدار. و این، آغاز پروژه‌ی «دین-دولت» شد.

🍂 اما مسئله فقط در تولد اسلام نیست. مسئله این‌جاست که این پیوند هرگز نقد نشد، بلکه تقدیس شد. در تفکر اسلامی، مخصوصاً شیعی، همواره «حکومت دینی» نه یک خطر، بلکه یک آرمان تلقی شد. فقه، سیاست را نهادینه کرد. عرفان، فرمان‌برداری را زیبا کرد. و قدرت، خدا را به خدمت گرفت.

👈 از آن لحظه، هرکس که قدرت و تریبون داشت، توانست نام خود را «ولیّ امر» بگذارد و زبان خدا را مصادره کند.

⚡️ وقتی سیاست دین را بلعید

🍂 امروز، همان پیوند اولیه به نهایت تناقض خود رسیده است. فقیهان، به نام دین، زبان دین را بریده‌اند. در نظام‌هایی که به‌نام دین حکومت می‌کنند، حتی «قدسیت» هم مصرفی و موقتی است: اگر دین نظم موجود را تأیید کند، مقدس است؛ اگر نظم را تهدید کند، باید کنار زده شود. مردی که بر منبر می‌گوید:
«حفظ نظام از جان امام زمان هم واجب‌تر است»،

عملاً اعلام می‌کند که حتی حجت خدا، و هر حکم و قاعده و ارزشی، باید قربانی ساختار قدرت شود.

🔺اینجا، دیگر چیزی از قدسیت باقی نمی‌ماند؛ فقط یک ماشین ایدئولوژیک می‌ماند که با الهیات، سیاست را توجیه می‌کند و با دین، سرکوب را مشروعیت می‌بخشد.

🔺و این‌جا دیگر ما با «دین» به معنای رابطه‌ی انسان و خدا طرف نیستیم، بلکه با «نظامِ قدرتِ نرم (تبلیغات و ذهن‌شویی با اتوریته‌های دینی) و سختی» طرفیم که در آن خدا یک سردفتر است، شریعت قانون اساسی‌ست، و ایمان، وسیله‌ی کنترل.

🔸 در وجوبِ جهاد برایِ «طلاق دین و سیاست»

🍂 اگر انسان ایرانی بخواهد بار دیگر نفسی آزاد بکشد، باید این پیوند شوم [دین و سیاست] را یک‌بار برای همیشه پاره کند.
خدایان، اگر می‌خواهند در آسمان بمانند، همان‌جا بمانند؛ اما حق ندارند در اداره‌ی امور کشور و زندگی روزمره‌ی مردم دخالت کنند. قلمروشان فراتر از این دنیاست و نباید حاکمیت انسان را خدشه‌دار سازند.


🍂 دین، اگر بخواهد باقی بماند و معنای حقیقی خود را حفظ کند، باید به حریم خصوصی انسان بازگردد؛ به همان جایی که از آن‌جا آمده بود: به «اضطراب وجودی، به رازهای درونی، به خاموشی تفکر و به پرستشِ» بی‌قدرت و فارغ از سیاست.

🍂 اسلام، تنها زمانی که از سیاست جدا شود، شاید برای نخستین‌بار «دین» شود. در غیر این صورت، همان‌طور که شاهدیم، به کاریکاتوری مضحک و بی‌اثر از دین و معنویت بدل خواهد شد که نه قداستی دارد و نه هدایتی. باری‌ست بر دوش همگان و مصداقِ بارزِ عذاب الیم و جاودانه‌سازیِ جهنم!

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘سقوطِ آزادِ «غایتِ خلقت» به «بزِ بلاگردانِ خلافت» (۳)

✍🏻 حاج #محمود_کریمی

🔶 امام: از «غایت خلقت» تا «بز بلا گردانِ خلافت»

🍂 در تشیع، امام جایگاهی دارد که در کمتر دینی برای یک انسان متصور شده. امام نه‌تنها معصوم و دانای کل است، بلکه غایت خلقت، حجت خدا بر زمین، و واسطۀ فیض الهی است.
اگر امام نبود، زمین اهلش را فرو می‌برد.

🔺در این منطق، حتی پیامبر نیز بدون امام ناقص است. گویا خداوند هم محتاج امام است تا تدبیر جهان کند. این تصویر، امام را به چیزی فراتر از انسان، فراتر از نبی، و گاهی فراتر از خودِ خدا بدل می‌کند.

امام؛ ابرموجود یا ابر-دروغ؟🧌

🍂 این جایگاه اسطوره‌ای، بجای آنکه موجب تعالی انسان شود، او را بردۀ یک سلسله‌مراتب قدسی کرد. امامی که قرار بود منجی باشد، بدل شد به زنجیر. قرار بود مرهم باشد، اما ابزار قدرت شد.

🍂 در تاریخ، همان امامانی که هزاران روایت از معجزات‌شان نقل شده، خود، قربانی سیاست خلافت بودند: حسن مجتبی را با زهر کشتند، حسین را در کربلا سر بریدند، و باقی یا در حصر بودند یا در تقیه و سکوت.

⁉️اما اینجا یک تناقض زهرآگین پدیدار می‌شود: اگر امام منصوب خداست و علم لدنی دارد و همۀ ذرات هستی مطیع اویند، پس چگونه خلیفه یا همسرش می‌تواند او را مسموم کند؟ اگر او حجت‌الله است، پس چرا در برابر سیاست آن‌قدر ناتوان بود که ناچار شد در پستوهای خانه‌اش پنهان شود و در تقیه بمیرد؟

🔺امام نه یک موجود مافوق‌انسانی، بلکه یک دارای تبارِ خاص و عالمِ نسبیِ دین و شخصیت تاریخیِ گرفتار «مناسبات قدرت» بود که بعدها، برای «مشروعیت‌سازی قدرت»، به اسطوره تبدیل شد.

⚔️ امام؛ بز بلا گردان

غیبت کبری تشیع را در برابر بزرگ‌ترین بحران تاریخ خود قرار داد: اگر امام غایب است، پس چه‌کسی باید جامعه را هدایت کند؟ چه‌کسی باید در سیاست و قضاوت و عبادات نقش امام را ایفا کند؟

🍂 در آغاز، این بحران را با ابداع نائبان خاص مدیریت کردند: سفیرانی که مدعی بودند مستقیما با امام زمان در ارتباط‌اند و پیام‌هایش را به مردم می‌رسانند. اما همین نائبان چهارگانه بزودی بدل به قطب‌های قدرت مالی و سیاسی شدند و ثروت‌های کلان خمس و وجوهات را در شبکه‌ای پنهان بین خود تقسیم کردند.

🍂 وقتی آخرین نایب خاص (علی بن محمد سمری) درگذشت، یک بن‌بست تازه آغاز شد. حالا هرکس می‌توانست مدعی شود که “نمایندۀ عام امام زمان” است.

🍂 در همین دوره بود که فقها آرام‌آرام نقش واسطه میان مردم و امام غایب را تصاحب کردند. آن‌ها خود را نائب‌الامام و حاکم شرع نامیدند، و با فتوا و حدیث، امام را از یک اصل زنده به یک فرع بی‌جان فروکاستند. امام زمان که باید محور قدرت می‌بود، در عمل به ابزار مشروعیت‌بخشی برای طبقۀ ملایان فرو کاسته‌شد و در عمل، به بز بلاگردان همۀ بی‌عدالتی‌ها و بحران‌ها تبدیل شد:
نبودِ عدالت؟ “منتظر باشید تا او بیاید.” نبودِ آزادی؟ “اگر ظهور کند، درست می‌شود.”


🩸 صفویان و مصادرۀ امامان

🍂 با برآمدن صفویان، ایده‌ی امام غایب وارد مرحله‌ای تازه شد. شاهان صفوی نه‌تنها مذهب شیعه را رسمی کردند، بلکه امامان را پرچم جنگ‌های توسعه‌طلبانه‌ی خود ساختند:

🚩 امام حسین به نماد حماسه و جنگ مقدس بدل شد.
🚩امام علی بهانه‌ای برای سرکوب اهل‌سنت شد.
🚩و امام زمان؟ به یک لوگو سیاسی برای دولت صفوی که در عمل به خون و شمشیر استوار بود.

🔺اینجا روحانیت هم با قدرت صفویان هم‌دست شد. فقهای درباری برای شاهان فتوا صادر کردند و در مقابل، مشروعیت خود را از همان شاهان گرفتند. امام، که باید منجی مستضعفان باشد، به بز بلاگردانی بدل شد که هر جنایتی را بر دوشش می‌انداختند تا تاج و تخت صفویان بماند.

👳🏿‍♂️ ولایت فقیه؛ آخرین گروگان‌گیری

🍂 ولایت‌فقیه اوج این روند بود؛ آخرین پرده از مصادرۀ امام توسط روحانیت. در دوران مشروطه، هنوز بسیاری از علما قائل به مشارکت فقیه در سیاست نبودند و امام غایب را دلیل پرهیز از ورود به قدرت می‌دانستند. اما در قرن بیستم، فقیهان انقلابی چون منتظری و خمینی، نظریه‌ای تدوین کردند که فقیه را جایگزین امام غایب می‌کرد:

حالا دیگر فقیه نه‌فقط “نائب‌” امام، بلکه حاکم مطلق جامعه بود.
فقیه حق داشت به نیابت از امام، بجنگد، سرکوب کند، مالیات بگیرد و حتی قانون وضع کند.
و اگر لازم باشد، حتی در برابر امام زمان بایستد «تا نظام آسیب نبیند».

🔺امام زمان اسیر و غلامِ حلقه‌به‌گوشِ آشکارِ فقیه شد. اسیر شبکه‌ای بروکراتیک و امنیتی که هر صدایی جز صدای ولی‌فقیه را “انحراف” می‌نامد. این همان نقطه‌ای‌ست که امام زمان بطور کامل از «غایت خلقت» تنزل یافت و کاملا به بز بلاگردانی بدل شد که وجودش فقط برای توجیه قدرت فقیه بود: یک سایۀ ابدی، یک اسمِ محض، یک افسانۀ سیاسی. حالا نماز هر روزۀ مساجدِ شیعه این شده‌بود:
«مرگ بر ضد ولایت فقیه (ولو امام زمان باشد؛ چرا که "حفظ نظام" از "حفظ امام زمان" هم واجب‌تر است!).




🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیاتِ ساده‌لوحانه و خنده‌دار
— که بشری بودن قرآن را ثابت می‌کنند

🎙#لیلی_العاصیة

مقدمۀ نقدآگین

🔸چه دوران شگفت‌انگیزی‌ست! وقتی می‌بینیم در دل جهان عرب، زنانی برخاسته‌اند که جرئت کرده‌اند پرده‌های هزارساله تقدس را کنار بزنند و از متنی انتقاد کنند که قرن‌هاست هویت‌بخش اعراب بوده. زنانی که نه‌تنها زیر بار تقدس قرآن نرفته‌اند، بلکه با صدایی رسا، این کتاب را سطر به سطر می‌خوانند و همان‌جا که تناقض، حشو، خشونت و نگاه مردسالارانه موج می‌زند، دست می‌گذارند و بی‌محابا می‌گویند:
«این سخن بشر است، بنا بر این مجموعه شواهد و ادله!».


🔸این اولین زن عرب ناقد اسلامی‌ست که سعادتِ آشنایی با او را داشته‌ایم. برای ما که سال‌هاست در فضای نقد دین فارسی‌زبان نفس کشیده‌ایم، تماشای چنین پدیده‌ای، تجربه‌ای تازه و شورانگیز است. صدایی که از اعماق جغرافیای قرآن برخاسته و با زبانی که زمانی ابزار سلطه بوده، حالا به سلاح پرسشگری تبدیل شده است. این ویدیو نمونه‌ای است از همین موج تازه. گوینده، زنی عرب و صاحب کانالی متمرکز بر نقد اسلام، با طنز، شجاعت و نکته‌سنجی، آیاتی از قرآن را که از نظر او نشانه‌های آشکار بشری بودن این متن هستند، انتخاب کرده و با شما به اشتراک می‌گذارد.

🔸این نه‌فقط یک نقد ساده است، بلکه فریاد زنی‌ست که می‌گوید: «دیگر خاموش نخواهیم ماند». و همین کافی‌ست تا ما از تماشای این ویدیو، نه فقط لذت ببریم، بلکه به وجد آییم؛ چون صدای زنان عرب در این حوزه، آغازگر تحولی‌ست که حتی تصورش برای بسیاری لرزه‌آور بود.
▪️▪️▪️

🔻متنِ سازندۀ ویدیو:

در قرآن، آیات جالب، ظریف و سرگرم‌کننده‌ی بسیاری وجود دارد که اگر خواننده‌اش عقل سلیمی داشته باشد، بر لبانش لبخند می‌آورد و او را به تعجب وامی‌دارد که چگونه میلیون‌ها نفر از آن سرسری می‌گذرند، در حالی که دیگران در آن اوج بلاغت، حکمت و الهام الهی را می‌بینند، و چگونه مسلمانان همچنان قرآن را جدی می‌گیرند و با آیات آن نماز می‌خوانند و برای دیگران مثال می‌آورند. امروز مجموعه‌ای از این آیات را برای شما انتخاب کرده‌ام تا با هم سرگرم شویم!


🍂 این ویدیو به بررسی آیاتی از قرآن می‌پردازد که نشان‌دهندۀ بشری بودن قرآن و عدم ارتباط آن با وحی الهی‌ست. این آیات شامل داستان‌ها و خرافات گذشتگان، مسائل مربوط به زندگی شخصی پیامبر، و همچنین آیاتی‌ست که به خشونت و جنگ تشویق می‌کنند.

🔻نکات کلیدیِ ویدیو:

🔸 آیه ۶۱ سوره نور: این آیه به تفصیل بیان می‌کند که چه کسانی مجاز به خوردن غذا در خانه دیگران هستند. گوینده این آیه را پر از حشو و تکرار می‌داند و معتقد است که می‌توانست به شکلی مختصرتر بیان شود.

🔸 آیه ۸ سوره نحل: این آیه به خلقت اسب، قاطر و الاغ برای سواری و زینت اشاره می‌کند. گوینده این آیه را ساده و بدیهی می‌داند و معتقد است که نیازی به وحی الهی برای بیان چنین مطلبی نبوده است. همچنین، به تفسیر برخی که این آیه را به وسایل نقلیه مدرن تعبیر می‌کنند، انتقاد می‌کند.

🔸 آیات ۵ تا ۷ سوره نحل: این آیات به منافع چهارپایان مانند گرمایش، خوراک، و حمل بار اشاره می‌کنند. گوینده معتقد است که این مطالب برای اعراب آن زمان بدیهی بوده و نیازی به بیان آنها در قرآن نبوده است.

🔸 آیه ۸۰ سوره نحل:
این آیه به ساختن خانه از پوست چهارپایان و استفاده از پشم و موی آنها برای اثاثیه اشاره می‌کند. گوینده این آیه را نیز بدیهی و نشان‌دهنده تأثیر محیط زندگی نویسنده قرآن می‌داند.

🔸 آیه ۴۲ سوره اسراء
: این آیه به رد وجود خدایان دیگر در کنار الله می‌پردازد و می‌گوید که اگر خدایان دیگری وجود داشتند، برای رسیدن به عرش الهی تلاش می‌کردند. گوینده این استدلال را ضعیف و نشان‌دهنده تفکر بشری می‌داند.
بگو: اگر همان‌گونه که (مشرکان) می‌گویند خدایانی دیگر با او (الله) بودند، در این صورت (آن خدایان) به سوی صاحب عرش راهی جستجو می‌کردند (تا بر او غلبه کنند).


🔸 آیه مربوط به عدم وجود فرزند برای خدا در سوره انعام
: این آیه دلیل عدم وجود فرزند برای خدا را نداشتن همسر عنوان می‌کند. گوینده این استدلال را نیز بشری و محدود به درک انسانی می‌داند.

🔸 آیه "سنفرغ لكم أيها الثقلان" در سوره الرحمن
: این آیه به این معناست که خداوند به زودی به حساب انسان‌ها و جنیان خواهد رسید. گوینده معتقد است که این آیه نشان‌دهنده خشم و ناامیدی مولف قرآن از عدم ایمان مردم است.

🔸 آیات مربوط به ولید بن مغیره در سوره مدثر
: این آیات به تهدید و وعید ولید بن مغیره، یکی از مخالفان پیامبر اسلام، می‌پردازد. گوینده این آیات را نشان‌دهنده استفاده از خدا برای تسویه حساب‌های شخصی می‌داند.

🔸 سوره عادیات
: این سوره با قسم به اسب‌های دونده آغاز می‌شود و در نهایت از ناسپاسی/بخل انسان می‌گوید. گوینده این سوره را پر حشو/تکرار و نشان‌دهندۀ تأثیرپذیری مولفِ قرآن از احساسات شخصی خود می‌داند.

.


#نقد_قرآن



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘از بمب شیمیایی تا بیانیه‌های شاعرانه: معمارانِ توهم آزادی!
— چرا محصور ولایت‌، جلادِ مردم را «وجدان بیدار» نامید؟

🔻
میرحسین موسوی، ۶ دی ۱۳۶۶:
تکنولوژی ساخت انواع سلاح‌های شیمیایی را به دست آورده‌ایم
بخش ویژه‌ای برای تولید 💣انواع سلاح‌های تهاجمی شیمیایی در پیشرفته‌ترین شکل آن💣 به وجود آمده
که اگر روزی اسلام به ما اجازه استفاده ازاین امکانات را بدهد
در تولید کلان و استفاده از آن مشکلی نداشته باشیم

@hafezeye_tarikhi


1️⃣ چگونه کسی که برای جنگ و حفظ نظام، «تولیدِ انواع سلاح‌های تهاجمیِ شیمیایی» و قتل‌عام کور را، اخلاقی و ضروری و مجاز می‌دانست، همان کسی شد که برای آزادی مردمی که در برابر همان نظام ایستاده بودند، مکرر نسخۀ «راهپیمایی‌های سکوتِ» بی‌هدف و دستاورد می‌پیچید؟ بین این دو تضاد است یا یک هم‌سوییِ کامل؟

📌 مگر او بهتر از هر کسی نمی‌دانست که این نظام هیچ حد و مرزی ندارد و با سکوت و بوسه و گل و لبخند تسلیمِ خواسته‌های مردم نمی‌شود؟ همان نظامی که رأی مردم را زیر پا گذاشت، به خیانت و تقلب مشروعیت بخشید، و هر صدای معترضی را با باتوم، شکنجه، تجاوز و گلوله پاسخ داد. پس چرا این‌ دریای خون و لجن را در سال ۸۸، تنها یک «دعوای خانوادگی» نامید و خواستِ مردم برای رهایی از دیکتاتوریِ ولایت‌فقیه و ساختنِ آینده‌ای آزاد را، به «نزاع قدرت خودش و چند چهرۀ دیگر» در رأس حکومت تقلیل داد؟

🔺این همان منطق سیاست‌ِ ولایت‌فقیهی‌ست که در مکتبِ «آن وجدان بیدار» آموخته و درونی کرده‌است: برای حفظ قدرت، هر سلاحِ و وسیلۀ غیراخلاقی‌ای مجاز است؛ اما وقتی پای خواسته‌های بنیادینِ مردم وسط است، باید آن‌ها را به طرق مختلف سرِ کار گذاشت و اخته کرد و نیروهای‌شان را با راه‌پیمایی‌های بی‌خطر-و-خاصیت تحلیل برد. موسوی با زبانی شیرین و مزورانه، همان کاری را با مردم کرد که امامِ و مرادش با زبان تلخ:
حفظ نظام (به‌مثابه اوجب واجبات).


2️⃣ و حیرت‌آورتر آن‌که، حتی پس از ۸۸ و حصر خانگی، به‌جای نقد بنیادینِ گذشته‌اش و همان نظامی که معمارش بود، همچنان از «دوران طلایی امام» گفت و از خمینی، به‌عنوان «وجدان بیدار تاریخ» یاد کرد و بر زخم‌های بازِ خانواده‌های داغدار سیاسی و جبهه و خانواده‌های گرفتارِ انواعِ مصائبِ بی‌پایانِ جنگ و حافظۀ پر از خون دهه شصت نمک پاشید؛ گویی تمام فجایع جنگ، اعدام‌ها و جنایت‌ها تنها در حاشیه‌ای از «وجدان پاک خمینی» رخ داده‌اند!

🔺اگر موسوی همان‌قدر که در دهه ۶۰ برای حفظ نظام بی‌رحم و بی‌ملاحظه بود، در دهه ۸۰ برای آزادی مردم جدی و صادق می‌بود، بی‌شک امروز این‌جا نبودیم. جنبش سبز با نارهبری‌ها و خیانت‌های موسوی به رای مردم اخته شد؛ نسلی که می‌توانست سرنوشت خود را رقم بزند، با سریال بیانیه‌های شاعرانه‌اش قربانی شد و به کهن‌الگوی ذهنیت شیعی که شکست و مظلومیت را می‌پرستد و جبرِ محتومِ خود می‌پندارد، هدایت شد.

🔺با دیدنِ این نقل‌قول‌های مشعشع که حتی یک بار نیز از آن‌ها، در انبوه بیانیه‌هایِ این در ظاهر محصور، یک بار ابراز شرم‌ساری و توبه‌ای مشخص با ذکر حماقت‌ها و رذالت‌های فردی‌اش نکرده، چراییِ «عصر طلایی» نامیدنِ چنان دوران لجن‌آلود و خونینی که جوانان مردم، یا در جبهه‌ها یا در سکوهای اعدام، تکه‌تکه می‌شدند، بهتر درک می‌شود. حتی حالا هم، در برابر این زنجیرۀ بی‌پایان از ناکارآمدی‌ها و فجایع ملی، به جای فراخوان به عبور قاطع از کل نظام، طرحی توهم‌آلود مانند «رفراندوم برای تغییر قانون اساسی در ذیل ج.ا» پیش می‌کشد؛ گویی همان ساختار تمامیت‌خواه که با جنایت و سرکوب خود را حفظ کرده، قرار است داوطلبانه آزادی ببخشد! این دقیقا امتدادِ همان خطِ وقت‌کُشی و فریبِ افکار عمومی در جنبش سبز است تا مردم، به‌جای پیگیری سرنوشت خود، در دام امیدهای واهی و بازی‌های درون‌ساختاری گرفتار بمانند.

3️⃣ تناقضِ فکت‌های تاریخی چون این سند، با پیام‌های سیاسی پس از انواعِ فشارهای بین‌المللی هم شایانِ توجه است: متن پیام آیت‌الله خامنه‌ای به کنفرانس خلع سلاح هسته‌ای (فروردین ۱۳۸۹):
«ما معتقدیم که افزون بر سلاح هسته‌ای، دیگر انواع سلاح‌های کشتار جمعی نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میکروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی می‌شوند. ملت ایران که خود قربانی کاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملت‌ها خطر تولید و انباشت این گونه سلاح‌ها را حس می‌کند و آماده است همه امکانات خود را در مسیر مقابله با آن قرار دهد. ما کاربرد این سلاح‌ها را حرام می‌دانیم و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفه همگان می‌دانیم.»


.


#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
تغییر دیدگاه سیاسی/ایدئولوژیک همون تغییر سلیقه درباره زنت نیست که تو دلت نگه داری و به بابات فحش بدی که اون عفریته رو به زور برات گرفت، باید دهنتو باز کنی بگی غلط کردم. تا حالا گفته غلط کردم؟ نه. پس تغییر نکرده.
سوال بعدی‌.
داریم یک خوی وحشی از دین خودمان نشان می‌دهیم ولی درست نیست غرب اجازه دهد یک خوی وحشی از دین خودمان نشان دهیم.
اقوال الانعام
داریم یک خوی وحشی از دین خودمان نشان می‌دهیم ولی درست نیست غرب اجازه دهد یک خوی وحشی از دین خودمان نشان دهیم.
👆این حمله کردن مکرر به غرب و لیبرال‌دموکراسی که از حکومتی‌ها تا صادراتی‌ها (اکبر گنجی و...) تا عبدالکریمی و دیگر چپ‌ها و حتی مصدقی‌های مدعی لائیسیته و ملی‌گرایانِ پهلوی‌گرای پناهنده به غرب، می‌بینیم، جالبه.

عملا در «زیرزمینِ دنیا» و «تونل وحشتِ» اوباشِ پوچ‌گرا و بنیادگرا گیر افتاده‌‌اند (خودشون و مردم‌شون)، و این تونل وحشت، حاصلِ تاریخِ خودشون و کارهای انباشت‌شده و انجام‌نشده‌شون در مواجهه با دین و دولته، اما صبح‌وشام‌شون در حال غر زدن‌های کودکانه و ابلهانه و بی‌ربط دربارۀ غرب‌‌اند، یا در حال پوششِ اخبار مظلومیت مردمانِ دیگر و روضه‌خوانی برای اونا، و نوعی ساختِ چهرۀ جهان‌وطنی و دلسوز همۀ بشر
(ولی خب، واقعیت اینه که این ادعای «دلسوزِ همه‌ی مردم دنیا بودن»، بیشتر یه ژسته. در واقع متمرکز بر مظلومیتِ یک مردم خاص از مردمان دنیا هستند؛ چرا که انسان عملا زمان و انرژی بس محدودی داره و واقعیت مواجهۀ اونا هم همینو می‌رسونه؛ حتی بخشی از زمان و انرژی روزانه‌شون هم به حمله و محکوم‌کردنِ مردم و اپوزیسیون تلف می‌شه که مثل اونا خودشونو جهان‌وطن نشون نمی‌دن و به‌نظر اونا، همین خودمحوری کفایت می‌کنه برای فاشیست‌ و بی‌رحم و لایق فلاکت و... نامیدن‌شون، تا حسّ قدیس‌بودن‌شون بیشتر ارضا بشه. کنش سیاسی توی نظر این دسته، نه تلاش برای کسب قدرت و تغییرِ شرایط برای منافعِ خود و ملتِ خود، بلکه تلاش برای منزه مونده و وعظ‌های اتشین و همۀ جهان رو قضاوت اخلاقی کردنه).


کسانی که نیم‌قرن به خانه‌تان حمله کرده‌اند و کل خانواده‌تون رو به کنیزی و بردگی و گرسنگی و تحقیر روزمره گرفته‌‌اند، تنها فکر و ذکری که دارید، بیرون کردنِ اونا با هر وسیلۀ ممکنه تا از بی‌خانمانی و تحقیر و تجاوزِ هر روزه رها بشید؛ ولو اون خان‌دایی یا پدر و مادرتون باشه! بعد که این پروسه را طی کردید، تازه فرصتی شاید برای نفس‌کشیدن و فکر کردن به فلان همسایۀ ستم‌کار، یا فلان پولداری که هواتون رو چندان نداشته، پیدا کنید!

اما چون زندگی در زیرِ سایۀ چنین جهنمی برای این دسته‌ها عادی شده و نوعی حسّ ناتوانی در اونا درونی شده، نوعی کنش‌ورزی کم‌هزینه (و البته بی‌فایده) رو انتخاب می‌کنند؛ می‌خوان تمام مسائل خیابان و شهر و کشور و جهان رو حل کنند در زبان و بیانیه و مصاحبه و بحث و گفتگو (نه در عمل، در خیال، و با روشن‌کردنِ مردم نادونی که مثلِ اونا جهان‌وطن نیستن در زبان)، و بعد کنارش برن دنبالِ آزاد کردن خونۀ خودشون از اِشغال و فلاکت؛ و خود همین نوع مواجهۀ بدونِ اولویت‌بندی و تمرکز، عامل کِش اومدنِ بیش از حدِ وضعیت فاجعه‌بار و عادی‌سازیِ بیشتر شری که بر اونا به‌شکل هر روزه مسلطه، شده‌.

این مواجهۀ پاره‌وقت و تفننی با مسالۀ ایران خیلی خیلی مهمه و یک نشانۀ مهم از بیماریِ پوچ‌گرایی یا نبودِ هدفِ واضح و اولیت‌بندی مشخص، محسوب می‌شه. تقریبا اکثریت اپوزیسیون این‌طوری‌اند.

و عجیب اینه که (جدا از تمسخرِ هر فرد و گروهی غیر خودشون) اون کسی که همه‌شون مشترکا ازش می‌ترسن و مسخره‌اش می‌کنند، و فکر و ذکر صبح‌وشام‌ِ هر روزشون، اون و تمسخر و تحقیر و بدگویی از اونه، این نوع مواجهۀ پاره‌وقت و پراکنده رو کمتر نشون داده؛ هرچند بگیم اونم جدیتِ لازم چنین امر مهم و عظیمی رو نداشته، اما تمرکز شخصی‌ِ روزانه‌اش روی مثلا زدنِ فلان و بهمان گروه و فردِ رقیب، یا رسیدگی به مظالم این کشور و اون کشور، و بیانیه‌دادن‌های محکومیتِ بی‌فایده برای ایران و حتی همون مردم، یا انعکاسِ فلاکتِ مظلومان فلان نقطه از زمین نبوده. در واقع اگه فقط یک نقطۀ قوت داشته‌باشه، همینه.

👇نقل قولی از اریک در این موضوع گویاتره:
کاملا جدی خلاصه‌ش همونه که بالاش نوشته، فقط سه تا ایموجی از خودش اضافه کرده، بعلاوه کلمه تپل.
اقوال الانعام
کاملا جدی خلاصه‌ش همونه که بالاش نوشته، فقط سه تا ایموجی از خودش اضافه کرده، بعلاوه کلمه تپل.
کاملا این احتمال وجود داره که در آینده ملت به این نتیجه برسن که جدی‌‌ترین شخصیت اپوزیسیون همون رضا پهلوی بود که هیچ‌چیزش جدی نیست. و بعد دهان همه باز بمونه ازینکه در چه کویر لختی زندگی کردیم که کسی که هیچ‌چیزش جدی نبود جدی‌ترین شخصیت اپوزیسیون بود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 تک‌همسری یا روابط جنسی بی‌تعهد؟ طبیعت انسان کدام است؟ (منبع)

🔸ما با استفاده از مدل‌های قدرتمند هوش مصنوعی، دو اندیشمند و محقق ساختیم که درباره طبیعت روابط جنسی انسان با یکدیگر مناظره می‌کنند:
‌ آیا انسان‌ها به طور طبیعی/تکاملی روابط جنسی بی‌تعهد داشته‌اند، یا این که انسان برای تک‌همسری متوالی (سریالی) تکامل یافته.

🔸این گفتگو علم پشت روابط انسانی، پژوهش‌ها و استدلال‌های علمی رو مورد بررسی قرار می‌ده‌. این کاوش تأمل‌برانگیز به روانشناسی تکاملی و استراتژی تولیدمثلی می‌پردازه.

🔸 اندیشمند اول (طرفدار روابط جنسی بی‌تعهد): این اندیشمند با استناد به کتاب "سکس در سپیده‌دم" اثر کریستوفر رایان، استدلال می‌کند که تک‌همسری یک اختراع فرهنگی نسبتاً جدید است و انسان‌ها در بیشتر تاریخ خود در جوامع شکارچی-گردآورنده با روابط جنسی متعدد و اشتراکی زندگی می‌کردند. او به شواهدی مانند آناتومی بدن انسان (اندازه بیضه‌ها و آلت تناسلی مردان)، رفتار نخستی‌ها (شامپانزه‌ها و بونوبوها) و وجود جوامعی با پدری چندگانه (مانند قبایل آمازون) اشاره می‌کند. او معتقد است که سیستم‌های مغزی مانند دوپامین و اکسی‌توسین برای ایجاد و حفظ روابط اجتماعی چندگانه طراحی شده‌اند، نه محدود کردن خود به یک رابطه. همچنین، او به مراسم جنسی گروهی در برخی جوامع و صدای بلند جنسی زنان به عنوان شواهدی برای طبیعی بودن روابط جنسی بی‌تعهد اشاره می‌کند. او استدلال می‌کند که احساساتی مانند غیرت و حسادت، فرهنگی و محصول سرکوب هستند، نه طبیعی.

🔸 اندیشمند دوم (طرفدار تک‌همسری سریالی): این اندیشمند با استناد به کتاب "آناتومی عشق" اثر هلن فیشر، معتقد است که انسان‌ها به طور طبیعی تمایل به تک‌همسری سریالی دارند، یعنی برای دوره‌های مشخصی (حدود سه تا چهار سال) با یک شریک جفت می‌شوند و سپس ممکن است شریک خود را تغییر دهند. او به سیستم‌های مغزی عشق (شهوت، عشق رمانتیک و وابستگی) اشاره می‌کند که برای ایجاد و حفظ پیوندهای عاطفی موقت طراحی شده‌اند. او آمار طلاق در سال‌های سوم تا چهارم ازدواج را به عنوان شاهدی بر این الگو ارائه می‌دهد. او استدلال می‌کند که احساساتی مانند غیرت و حسادت، واکنش‌های طبیعی برای محافظت از پیوند زوجی هستند. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که حتی در جوامعی با آزادی جنسی بیشتر، افراد معمولاً یک شریک اصلی دارند.


🔻نکات کلیدی و کاربردی بحث:
🔸 طبیعی بودن امیال: هر دو اندیشمند توافق دارند که داشتن میل به افراد دیگر یا مشکل داشتن با تک‌همسری، نقص شخصیتی نیست، بلکه بخشی از طبیعت انسان است.

🔸 اهمیت صداقت: تاکید می‌شود که صداقت در روابط بسیار مهم است و بسیاری از مشکلات به دلیل دروغ و مخفی‌کاری ایجاد می‌شوند.

🔸 انتخاب آگاهانه: هدف از فهمیدن طبیعت انسان، گرفتن انتخاب‌های آگاهانه‌تر در روابط است، چه انتخاب تک‌همسری باشد و چه روابط باز.

🔸 مدیریت غیرت:
غیرت را می‌توان با درک اینکه آموخته شده و غریزی نیست**، مدیریت کرد.

🔸 انتظارات واقع‌بینانه:
درک طبیعت عشق و وابستگی به داشتن انتظارات واقع‌بینانه‌تر از روابط کمک می‌کند.

🔸 تأثیر فرهنگ: شرطی‌سازی فرهنگی نقش مهمی در شکل‌گیری الگوهای روابط دارد.

🔸 انقلاب کشاورزی: مطرح می‌شود که انقلاب کشاورزی و ظهور مالکیت خصوصی، تأثیر زیادی بر تغییر الگوهای روابط جنسی و سرکوب جنسیت زنان داشته است.


.


#چیستا #علم #زیست‌روان #هوش_مصنوعی



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍🏻 #اریک

خورشید هم به صورت تدریجی خنک خواهد شد. پس از ۶ میلیارد سال‌.


🔻پی‌نوشت:
یسری، یسری جملات رو تمام عمرشون مثل زامبی‌ها تکرار می‌کنند، بدونِ اینکه لحظه‌ای فکر کنند. حدود ۳ دهه از اصلاحات گذشته، ولی وضعِ فیلترینگ بوده که هر روز شدیدتر و بیشتر شده؛ همین‌طور، ارزش پول ملی هم از اول انقلاب تا امروز، از جمله دوران اصلاحات و اعتدال و...، یک‌سره به سمت نابود شدن هرچه بیشتر پیش رفته! در سیاست خارجه هم هیچ تغییر پایدار و دستاورد محسوسی بدست نیامده؛ در شورای نگهبان و آزادیِ انتخابات هم روند سقوط آزاد طی شده تا نهایتا نوبت به مُفتَخران به هیچ‌کس‌بودگی و آلتِ‌محض‌بودگی چون رئیسی و پزشکیان رسید!

کسی که با «تدریج و اصلاحات» جمله‌سازی می‌کند، ولی نمی‌تواند رزومه و کارنامۀ ملموسی بدهد، صرفا می‌خواهد بگوید، خفه شوید و به خوابِ انتظار برگردید! مثل دانشجویی که بارها و بارها مشروط شده و افتاده، و هر بار به او می‌گوییم یا این رشته در توان تو نیست، یا بیا به فلان نحو، و بطور جدی، درس بخوان، می‌گوید:
سخت نگیر! این کاری که می‌خوای کاری شاق/انقلابی‌‌ست؛ باید استقامت کرد و زمان صرف کرد و بتدریج به موفقیت رسید!



🌾 @Naqdagin
⚠️ مطابق فقهِ تهوّع‌شناسی، مشاهدۀ ویدیوی چپ، بدون اقامۀ رقصِ راست، مکروهِ مؤکد است و در مواردی موجب قِیء قلبی و استفراغ مغز می‌گردد.

⚠️ احوط آن است که ویدیوی دوم حتما اقامه شود تا معده و مغزی باقی بماند.

⚠️ بلکه احتیاطِ واجب آن است که دومی بلافاصله دیده شود؛ و خدای ناکرده ترتیب برعکس صورت نگیرد.

🤓 باب‌الاحکام: تطهیرِ عیون به رقص حوری‌العین، مقابل پروپاگاندایِ مفت‌گرون!

اما بعد...

و بدان‌که فضاحت این پروپاگاندا برابر تولیدات نازلِ بالیوود، دلالت دارد بر نزول مراتب عقل و هنر عرازشه تا مرتبۀ جُلبک‌المستقیم؛ فلعنةالله علی الابتذال و کمبودالویتامین!

بل در پاره‌ای از اقوال، گفته‌شده که سطحِ قصه‌سازی و بازیگری و عمقِ تفکر این کلیپ، ‌بحدی نازل است که موجب تحریکِ عطسۀ روح و لرزشِ چاکرای ذوق می‌گردد؛ و اهل خبره گویند: اگر بالیوود نفس بکشد و این کلیپ سخن گوید، بی‌شک از شرمش مالیوود شود!

والعجبُ کلّ العجب مِن قومٍ یدّعون تهذیبَ جامعه، و لایعرفون حتی تدوینَ یک پلانِ مقبول؛ فکأنّهم یلبسون عباءةَ حیا، و یفکرون بعقل عروسک.


✍🏻 آیت‌الشک شیخ شِکَرالدینِ پُفک‌آبادی (دامَ عطسه‌الشریفه)

.


#نقدخند #زنان



🌾@Naqdagin