آیا محمد رسول خداست؟
@Naqdagin
🎧 آیا محمد رسول خداست؟
🎙مناظرۀ #اسکپتیک و #عقیل_هاشمی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙مناظرۀ #اسکپتیک و #عقیل_هاشمی
.
#نقد_اسلام #تفکر_انتقادی #مغلطجات#مناظره #گفتگو #الهیات #دین_و_زندگی #مغالطات #مغلطه #مغالطه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 بعد از مرگ و فرکانس؛ جهنم؟ نه!
🎙#دورلس_کنون *
🔸یکی از نقدهایی که بر آموزشِ دین و فرقهای خاص در مدارس وارد است، این است که چنین رویکردی ذهنِ دانشآموز را در جهان مدرنی که تمام مرزها برداشتهشده و در یک دهکده جهانی بر محور حقوق برابر و عقلانیت و اخلاقِ مدرن و مشارکت جمعی در اقتصادی جهانی زندگی میکنیم، در محدودهای بس تنگ و فرقهای حفظ میکند، و فرد را ناتوان از درکِ نقاط مزیت و اشتراک ادیان دیگر، و ایضا نقاطِ ضعف دینِ موروثیِ خود کرده، و در نتیجه، او را از امکانِ تعامل سازنده و گشودگی با دیگریها بازمیدارد. این امر خصوصا در جهان مدرن، یک نقطۀ ضعف برای شخص خواهد بود و او را در زندگی روزمره نیز دچار مشکلات اساسی میکند.
🔸اما این ضعف را صرفا نمیتوان با آموزشِ برابرِ دیگر ادیان برطرف کرد؛ چرا که اگر قرار است نگاههای متفاوت که هیچ مبنایِ یقینی قابل اثباتی ندارند، و باگهای منطقی و اخلاقی و علمی در کتبِ مرجعشان کم یافت نمیشود را بیاموزیم، چرا نباید نظر تجربهگرانی چون این زن (دورلُس کَنون) و نظایر آن را نیز در اختیار کودکان قرار دهیم تا از زوایایی فراتر از چند دین و مذهب زندهی دنیا نیز مطلع شوند؟
🔸اگر سخنانِ چنین افرادی را جزو شبهعلم دستهبندی کنیم، چگونه میتوانیم اجازهی تدریسِ ادیانی که مملو از خرافات و عقاید غیراخلاقی از جمله دیگریستیزی عقیدتی، زنستیزی، باورمند به ژن خاص، و عقلگریز و عقلستیز و در تضاد با علم هستند، و هر یک بشکلی خودشیفتهوار و ابلهانه، فقط راه رستگاری و بهترین دین و برنامهی سعادت را، بدون هیچ دلیل و بحث معقول و محکمهپسند و آزادی، در جیب خود میدانند، بدهیم.
🔸از هر زاویه نگاه کنیم، این دست نظرات، برای کسی که میخواهد یک نظامِ باور کارآمد و بهبودگرِ اخلاقی بر محور باور به ماوراءالطبیعه داشتهباشد، بسی اخلاقیتر و معقولتر است تا مثلا خدای مسیحیت، که هرکه را به الوهیت و شرطِ ضروریِ نجاتبودنِ عیسی باور نیاورد، لایقِ مرگی بدون برگشت میداند و از رستگاری و زندگیِ جاوید محروم میکند، یا اللهِ قرآن که در دهان مشرکان و مرتدان و مخالفان اسلام، ولو متدین به ادیان دیگر توحیدی یا چندگانهپرست، یا بیدینان اخلاقی و معنوی، برای ابد آتش میریزد و لایق شکنجههای سادیستی میداند، یا مثل یک ارباب عصبی مست، بر سر مخلوقاتِ خودش داد میکشد:
بعبارتی، وعدههای شکنجه ابدی و تصاویر هولناک جهنم، با مهر و بخشش مطلق که در یک نظام اخلاقیِ متعالی انتظار میرود، همخوانی ندارد.
👹 وصف بیمارگون شکنجههای ابدی
🔶 تصاویر هولناک از جهنم:
در قرآن، شکنجه جهنم با تصاویر بسیار خشنی توصیف میشود. بعنوان مثال، از درخت «زقّوم» نام برده شده که میوهاش همچون سر شیطان است و در شکمهای گناهکاران همچون مس گداخته میجوشد.
🔶 تحقیر و اهانت:
آیاتی همچون «[ای سگان] خفه شوید و با من سخن نگویید»، لحنی تحقیرآمیز و اهانتآمیز نسبت به اهل جهنم (با مترهای قرآنی) دارد.
🔶 مقایسه با اخلاق بهبودگر
از این منظر، نظامی اخلاقی که بر بخشش، مهر و فرصت بازگشت استوار است، میتواند اخلاقیتر از نظامی باشد که بر مجازات ابدی و لحن تحقیرآمیز و خشن تأکید دارد. در این نگاه، هدف اخلاق و آفرینش، ترمیم و بهبود است، نه شکنجه/حذف ابدی.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#دورلس_کنون *
🔸یکی از نقدهایی که بر آموزشِ دین و فرقهای خاص در مدارس وارد است، این است که چنین رویکردی ذهنِ دانشآموز را در جهان مدرنی که تمام مرزها برداشتهشده و در یک دهکده جهانی بر محور حقوق برابر و عقلانیت و اخلاقِ مدرن و مشارکت جمعی در اقتصادی جهانی زندگی میکنیم، در محدودهای بس تنگ و فرقهای حفظ میکند، و فرد را ناتوان از درکِ نقاط مزیت و اشتراک ادیان دیگر، و ایضا نقاطِ ضعف دینِ موروثیِ خود کرده، و در نتیجه، او را از امکانِ تعامل سازنده و گشودگی با دیگریها بازمیدارد. این امر خصوصا در جهان مدرن، یک نقطۀ ضعف برای شخص خواهد بود و او را در زندگی روزمره نیز دچار مشکلات اساسی میکند.
🔸اما این ضعف را صرفا نمیتوان با آموزشِ برابرِ دیگر ادیان برطرف کرد؛ چرا که اگر قرار است نگاههای متفاوت که هیچ مبنایِ یقینی قابل اثباتی ندارند، و باگهای منطقی و اخلاقی و علمی در کتبِ مرجعشان کم یافت نمیشود را بیاموزیم، چرا نباید نظر تجربهگرانی چون این زن (دورلُس کَنون) و نظایر آن را نیز در اختیار کودکان قرار دهیم تا از زوایایی فراتر از چند دین و مذهب زندهی دنیا نیز مطلع شوند؟
🔸اگر سخنانِ چنین افرادی را جزو شبهعلم دستهبندی کنیم، چگونه میتوانیم اجازهی تدریسِ ادیانی که مملو از خرافات و عقاید غیراخلاقی از جمله دیگریستیزی عقیدتی، زنستیزی، باورمند به ژن خاص، و عقلگریز و عقلستیز و در تضاد با علم هستند، و هر یک بشکلی خودشیفتهوار و ابلهانه، فقط راه رستگاری و بهترین دین و برنامهی سعادت را، بدون هیچ دلیل و بحث معقول و محکمهپسند و آزادی، در جیب خود میدانند، بدهیم.
🔸از هر زاویه نگاه کنیم، این دست نظرات، برای کسی که میخواهد یک نظامِ باور کارآمد و بهبودگرِ اخلاقی بر محور باور به ماوراءالطبیعه داشتهباشد، بسی اخلاقیتر و معقولتر است تا مثلا خدای مسیحیت، که هرکه را به الوهیت و شرطِ ضروریِ نجاتبودنِ عیسی باور نیاورد، لایقِ مرگی بدون برگشت میداند و از رستگاری و زندگیِ جاوید محروم میکند، یا اللهِ قرآن که در دهان مشرکان و مرتدان و مخالفان اسلام، ولو متدین به ادیان دیگر توحیدی یا چندگانهپرست، یا بیدینان اخلاقی و معنوی، برای ابد آتش میریزد و لایق شکنجههای سادیستی میداند، یا مثل یک ارباب عصبی مست، بر سر مخلوقاتِ خودش داد میکشد:
«[ای سگان] خفه شوید و با من سخن نگویید» (اخسأوا فیها ولا تکلمون).
بعبارتی، وعدههای شکنجه ابدی و تصاویر هولناک جهنم، با مهر و بخشش مطلق که در یک نظام اخلاقیِ متعالی انتظار میرود، همخوانی ندارد.
👹 وصف بیمارگون شکنجههای ابدی
🔶 تصاویر هولناک از جهنم:
در قرآن، شکنجه جهنم با تصاویر بسیار خشنی توصیف میشود. بعنوان مثال، از درخت «زقّوم» نام برده شده که میوهاش همچون سر شیطان است و در شکمهای گناهکاران همچون مس گداخته میجوشد.
🔶 تحقیر و اهانت:
آیاتی همچون «[ای سگان] خفه شوید و با من سخن نگویید»، لحنی تحقیرآمیز و اهانتآمیز نسبت به اهل جهنم (با مترهای قرآنی) دارد.
🔶 مقایسه با اخلاق بهبودگر
از این منظر، نظامی اخلاقی که بر بخشش، مهر و فرصت بازگشت استوار است، میتواند اخلاقیتر از نظامی باشد که بر مجازات ابدی و لحن تحقیرآمیز و خشن تأکید دارد. در این نگاه، هدف اخلاق و آفرینش، ترمیم و بهبود است، نه شکنجه/حذف ابدی.
* معرفی
دورلُس کَنون، نویسنده، هیپنوتراپیست و محقق آمریکایی بود که بخاطر کارش در زمینهٔ هیپنوتراپی کوانتومی (Quantum Healing Hypnosis Technique - QHHT) شناخته میشود. او از طریق این روش، که ترکیبی از هیپنوتیزم عمیق و کار با ضمیر ناخودآگاه است، به بررسی پدیدههایی مانند زندگیهای گذشته، تناسخ، و ارتباط با سطح بالاتری از آگاهی میپرداخت.
کانون ادعا میکرد که با استفاده از QHHT، میتواند بیمارانش را به یک وضعیت عمیق ذهنی ببرد و اطلاعاتی را از «خودِ برتر» یا «ضمیر ناخودآگاه» آنها دریافت کند. او بر این باور بود که این ضمیر ناخودآگاه، منبع اصلی تمام دانش و درمان است و میتواند به سوالات مربوط به زندگی فرد، بیماریها و حتی اسرار جهان پاسخ دهد.
مفاهیم اصلی کار او عبارتند از:
* تناسخ: باور به وجود زندگیهای متعدد و تأثیر آنها بر زندگی کنونی.
* خودِ برتر: یک بخش از آگاهی که فراتر از ذهن آگاه بوده و منبع دانش و درمان است.
* فرازمینیها و تمدنهای باستانی: او در تحقیقات خود به ارتباط انسان با موجودات فرازمینی و همچنین تمدنهای گمشده مانند آتلانتیس اشاره میکرد.
کانون بیش از ۱۷ کتاب تألیف و کارگاههای آموزشی زیادی برگزار کردهاست. اگرچه کار او در میان بسیاری از افراد طرفدار دارد، اما در محافل علمی و پزشکی اصلی جریان، بهعنوان شبهعلم شناخته میشود و فاقد پشتوانهٔ علمی معتبر است.
.
#نقد_ادیان #نقد_قرآن #نقد_اسلام #نظام_آموزشی #آموزش_دینی #دین_و_زندگی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin