نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘شاه یا خمینی؟

(دکتر سروش و یک انتخاب خطیر
)

(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق

دکتر سروش پس از مقایسهٔ روح الله خمینی و محمدرضا پهلوی و پس از به پا خاستنِ موجی از انتقاد و اعتراض پیرامونِ اعلام نظرش، در یک فایل صوتی، به ایضاح موضعش و به بررسی نقدهای وارد شده پرداخته است (اینجا).

دکتر سروش در ابتدای سخن، به مذمت توهین‌ها و تخریب‌هایی می‌پردازد که متعاقب شنیدن یک نظر مخالف، چون طوفان به سوی او روان شد. دکتر سروش این امر را به فرهنگِ استبدادیِ ما ربط می‌دهد و البته از این حیث حق دارد و مناقشه‌ای نیست؛ زیرا در کثیری از موارد، به ناحق، «فحاشی»، به جای «نقادی و استدلال‌ورزی» نشست؛

اما دکتر سروش در اصل سخن و در خصوصِ نقدهای اساسی، یا مغالطه کرده و یا آنها را مسکوت گذاشته و پاسخ نداده و تنها به بررسیِ نقدهای ضعیفِ وارد شده به خودش پرداخته است.

نگارندهٔ این سطور، پرداختن انتقادی به این موضوع، یعنی انتخاب خمینی به جای محمدرضا پهلوی (در فرضی خیالی که گزینهٔ سومی چون امثال مهندس بازرگان متصور نیست) را بسیار مهم و مفید می‌داند؛ زیرا بزرگانِ فکری و فلاسفهٔ ما، ظاهراً آنقدر در آسمانِ انتزاع زندگی و تفلسف کرده‌اند که وقتی برای لحظاتی به خاک انضمام نزول اجلال می‌کنند، عموماً مواضع نادرست می‌گیرند و آسیب تولید می‌کنند و آش‌هایی مثل انقلاب ۵۷ را می‌پزند و بعد، از پذیرش مسئولیت به قدر سهم خویش شانه خالی می‌کنند؛ مانند مرحوم شایگان که به قول خود دکتر سروش به ناروا «خمینی را در ابتدا گاندی دوم نامیده بود»(!) و البته در اواخر عمر (برخلاف دکتر سروش) شجاعانه اذعان کرد که «گند زده است»؛ لذا اگر بعد از چهل سال، در مقام نقد و داوریِ نظر دکتر سروش نسبت به این امر، به بصیرت‌ها و ملاک‌هایی برسیم، می‌تواند برای آینده، به دقت ما در انتخاب هایمان کمک کند؛ اما آن نقدهای اساسیِ مدنظرم کدام‌اند؟

۱) ما در عالم واقع بسیار می‌بینیم که شخصی بی سواد است؛ اما تاجر و کاسب موفقی است و وضع مالی بسیار خوبی دارد. در مقابل، افرادی را می‌بینیم که لیسانس یا دکترای حتی اقتصاد دارند؛ اما در تولید و کسب ثروت، ناتوان‌اند؛ یک مثال بارز برای بیان مرادم، شخص نادر و فیلسوف و متفکر و فرهیخته و فرزانه‌ای چون مصطفی ملکیان است که حسب اذعان خودش، در حوزهٔ عقل معاش، بسیار ضعیف است. به همین قیاس، سخن در نقد موضع دکتر سروش این است که سواد روح الله خمینی در یک حوزهٔ مشخص از معارف بشری؛ مثل فقه و عرفان و فلسفهٔ اسلامی، مزیتی برای انتخاب خمینی در مقام حاکم سیاسی و ارشد نیست؛ زیرا شاه سابق، اگر چه شخصِ فرهیخته و متفکر و باتدبیر و روشنفکر و دموکراتی نبود و ضعف ها و نواقص متعددی داشت؛ اما حداقل در این سطح شعور مملکت‌داری داشت که:

اولاً) این سطح از تنش خارجی را با قدرت‌های خارجی، اعم از ابر قدرت ها یا همسایگان ایجاد نکند و نیز از اشغال سفارت یک ابر قدرت که توسط چند جوان خام و چگوارا زده و جو گیر صورت گرفته بود، حمایت نکند؛

ثانیاً) به فکر «جنگ جنگ تا رفع فتنه از جهان» و آزادیِ کربلا و قدس نیفتد و به کشورش هزینه‌های کلان و گزاف تحمیل نکند.

ثالثاً) سنگسار و جواز ازدواج با دختربچه و جواز قتل مرتد و یا جواز قطع دست و پا و شلاق و یا تبعیض حقوقی بین کافر/مسلمان و زن/مرد را سخن الله یا سخن فراتاریخی الله که می‌بایست به شکل قانون اعمال شود نداند و نشان دادن ساز موسیقیِ حتی سنتی از تلویزیون را ممنوع نکند و به حجاب اجباری و «روسری با توسری» فرمان ندهد و امثالهم.

مغالطهٔ دکتر سروش این است که می‌گوید: «هر دو مستبد بودند»؛ اما نه عزیز من! استبداد، مفهومی طیفی است و شدت و ضعف دارد. همچنین خود دکتر سروش به صورت متناقض در یکجا اذعان می‌کند که استبداد دینی، بدتر از استبداد غیر دینی است؛ اما آنجا که می‌خواهد از موضع مورد بحثش؛ یعنی انتخاب خمینی در آن آزمونِ خیالی دفاع کند، نقل به مضمون می گوید: «هر دو مستبد بودند و لذا فرقی نمی‌کرد و هیچ کدام مزیتی نسبت به یکدیگر از این حیث ندارند».

(ادامه دارد)


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📘شاه یا خمینی؟

(دکتر سروش و یک انتخاب خطیر
)

(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق

۲) دکتر سروش در خصوص مردمی بودنِ خمینی که حرفی کاملاً درست است، می‌گوید که مردمی بودن هیتلر، ربطی به خمینی نداشت؛

اما چرا ربطی نداشت؟ دلیل شما چیست که ربطی نداشت؟ نقدِ وارده این است که وقتی مردمی با خروشِ عواطف و با شیفتگی و با ذوب کردنِ عقلانیت و فردیتِ خویش در شخصیتِ رهبر و پیشوا، چون سیل حرکت می‌کنند، عموماً شر و خسارت تولید می‌شود؛ زیرا قدرت نقادی و واقع‌بینیشان را از دست می‌دهند؛

پس ربطِ مردمی بودن خمینی با هیتلر، همین «فروکوفتنِ عقلانیت و فردیت از مجرای عشق به رهبر و ذوب شدن در او ست»؛ نه اینکه در این نقد، شخصیت و رفتار خمینی دقیقاً از همهٔ وجوه با هیتلر مقایسه شده باشد.

برای یک سیاستمدار، جذب مردم مهم است؛ اما یک داور و ناقدِ بیرونی و روشنفکر، جذب مردم را موقعی ارزشمند می‌بیند که بر مبنای عقلانیت و دقت در برنامه‌های دقیق و عقلانی و علمی و عادلانهٔ آن سیاستمدار اتفاق افتاده باشد. اینکه «مردمی» از فرطِ خرافات، بی سوادی، بلاهت، بی‌بصیرتی، توهم، هیجان‌زدگی و عوامیت، بدون اینکه بدانند اصلاً مفاد و مفهوم و مدلول و تبعاتِ تئوری ولایت مطلقهٔ فقیه چیست، همین‌طور دیمی و گتره‌ای، فوج فوج، چون سیلی ویرانگر به راه می‌افتند و از چالهٔ استبداد غیر دینی به چاه ویلِ استبداد دینی، سرازیر می‌شوند و مآلاً سرنوشتِ چند نسل را سیاه‌تر می‌کنند، چه ارزشی در مقام داوریِ سیاسی می‌تواند داشته باشد؟

۳) اما نکتهٔ مهمِ بعدی، این است که ما یکبار برای همیشه می‌بایست تکلیف خودمان را با اخلاق جنسیِ حاکمان روشن کنیم و از خودمان بپرسیم که برای مثال، بین یک حاکم همجنس‌گرا، اما بالنسبه اخلاقی و عالم و موفق و توانمند در عرصهٔ سیاسی و مدیریت و مملکت‌داری با شخصی که چون مسیح و بودا و گاندی، غریزهٔ جنسیش را سرکوب کرده است؛ اما نسبت به شخص قبل (یعنی فردِ همجنس‌گرا)، در حوزهٔ سیاسی و مملکت‌داری، ضعیف‌تر است، کدام یک ارجح‌اند؟

در این حوزه، یعنی در مقام سیاست‌ورزی و مملکت‌داری و آیین شهریاری، اخلاق جنسی و سبک زندگی و عفتِ حاکمان که راجع به غریزهٔ جنسی ست، چه ربطی به ما دارد؟

البته در مانحن فیه نکتهٔ بسی مهم‌تر این است که دکتر سروش، که در اسلامش، ازدواج موقت و اجارهٔ کنیز و سکس با کنیز وجود دارد، با چه ملاکی محمدرضا پهلوی را ناعفیف می‌نامد؟ آیا حسن بن علی به خاطر کثرت در ازدواج و طلاق دادن زنانش، حتی مورد انتقاد علی بن ابی طالب قرار نگرفت؟

چرا اگر یک پیرمرد ۶۰ ساله، برود و صرفاً بر مبنای ارضای غریزهٔ جنسی با یک دختربچهٔ ۹ ساله، صرفاً برای یک شب، ازدواج موقت کند یا چندین زن صیغه‌ای و دائم بگیرد و چون پیامبر اسلام، علاوه بر چندین همسر، حتی از لذت جنسیِ کنیزان نیز تمتع جوید و کار را به ماجرای ماریه قبطیه و مداخله و پارتی‌بازیِ الله به نفع رسولش برساند، بی عفت نیست؛ اما اگر شخصی در قالب سبک زندگی مدرن، بر مبنای توافق، تنوع در رابطهٔ جنسی داشته باشد، زنباره است؟

۴) مغالطهٔ بعدی دکتر سروش این است که می گوید: «انقلاب می شود؛ اما اگر می‌خواهید، یقهٔ کسی را بگیرید، یقیهٔ محمدرضا پهلوی را بگیرید که با تن به اصلاح ندادن و با استبداد‌ورزی، کار را به انقلاب کشاند».

در اینجا باید به دکتر سروش گفت که خیر! ما منتقدینِ مدنظر، هم یقهٔ شاه سابق و پسر حقیر و وقیح و بی‌سوادش را می‌گیریم که هیچ انتقادی را نسبت به پدر و پدر بزرگش قبول نمی‌کند و هم یقهٔ شما روشنفکران را و هم یقهٔ مردم و عوام را و هم یقهٔ چپ و چپ‌ها را و هم یقهٔ اسلام و آخوندها را. مرجح چیست که تنها یقهٔ محمدرضا پهلوی را بگیریم؟

اتفاقاً بیش از همه باید یقهٔ روشنفکرانِ کتاب خوانده و غرب رفته را به قصد نقادی و روشنگری و عبرت‌آموزی گرفت که از تاریخ انقلاب‌های پیش از خود، حداقلی از عبرت را نگرفته بودند و جامعهٔ خود را نمی‌شناختند و متوجه نبودند که در جامعه‌ای «مذهبی-فقهی-اسطوره ای-خرافی-تعبدی-استبدادی» که در آن هیچ حزب فراگیری وجود ندارد و از طرف دیگر، لشکری از آخوندهای خرافاتی و بی سواد و بی هنر و بی کار و مفت‌خور با مرجعیت و نفوذ اجتماعی در کانتکست، در قالب شبکهٔ مساجد تا اعماق شهرها و روستاها متشکل و سازماندهی شده‌اند، انقلاب چه فاجعه‌ای ایجاد می‌کند و چطور به اقتفای منطق قدرت، قدرت سیاسی، دو دستی تقدیم روحانیون می‌شود.

دکتر سروش پس از حدود نیم قرن حکومت دینی، تازه به این نتیجه رسیده است که «تا فرهنگ استبدادیِ ما درمان نشود، حکومت ما دموکرات نمی‌شود»؛ اما نقد من به شما غرب رفته‌ها و جان استوارت میل خوانده‌ها این است که چرا این بدیهیات را زودتر متوجه نشدید؟ چه نقصی در شیوهٔ تفکر شما متفکران و روشنفکران و فیلسوفانِ ما وجود دارد که چون مرحوم شایگان، «خمینی» را «گاندی» دیدید؟ و بدیهیات و اولیات را ندیدید؟

#بازنشر


🌾@Naqdagin
📚برهان قاطعِ محمد: "خدا سر شاهده!"
(۱/۳)
✍️#بهرام_بسطامی

🔍 به معجزه‌‌ای جدید که اخیراً دانشمندان چینی(!) کشف کرده‌اند، توجه فرمایید:

برهان قاطعِ «خدا سر شاهده» که مؤلفان قرآن برای اثبات الهی بودن منشأ کتاب و پیامبر اسلام طرح کرده‌اند، برهانی است که کافران (مؤمنان هر دینی غیر اسلام، یا اکثریت جمعیت کرهُ زمین) را انگشت به دهان نموده و تا یک قدمی شهادتین آورده است:

📍«لکِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِما أَنْزَلَ إِلَيْکَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَ الْمَلائِکَةُ يَشْهَدُونَ وَ کَفي‏ بِاللَّهِ شَهيدا: ولی [در برابر عدم ایمان و عدم تصدیقِ ادیان دیگر به صداقت تو در ادعای رسالتت] خدا شاهده به آنچه بر تو نازل کرده که آن را به علم و دانش خود نازل کرده، و فرشتگان هم شاهد‌ند، گرچه شهادت خدا به تنهایی کافیه». (فصل زنان، جملهٔ ۱۶۶)

🔍این جمله مدت‌ها، از آوانِ جوانی‌ و مسلمانی‌ام، یک سؤال جدی و مایۀ حيرتم بود که خدا زبانم لال، در حال بیان چه سخن مهمل و هذیان‌گونه‌ای است؟ ولی خب، این هم به لیست آیات خط کشی شده و علامت‌سؤال و تعجب‌دارم افزوده شد، تا شاید روزی بتوانم بهتر فهمش کنم.

آخر وقتی یک مؤمن، نظام معنابخشی را منحصر به یک دین و یک کتاب خاص و اساسا قبول ادیان خاص و سازماندهی شده، می‌داند، در مقابل تناقض‌های متعدد، چنین رویکردی را اتخاذ می‌کند؛ یعنی تناقض‌ها را از علم ناقص خود یا گناهکاری خود و...می‌بیند؛ یا اگر کمی جلوتر رود مثل جناب آیت الله کمال حیدری، بحث تحریف تاریخی قرآن را علم می‌کند، تا مشکل را به یکسری واسطه ناالهی قرآن تقلیل دهد؛ یا اگر کمی روشنفکرتر شود، می‌گوید من روح قرآن را می‌گیرم و عرضیات آن و بخش‌های خطای برداشتی محمد که حاصل محدودیت‌های ذهن و روان اوست را در اپوخه می‌گذارم؛ یا اگر نتواند این ماله‌کشی‌ها و خودفریبی‌ها جهت گریز از افتادن به افق برهوت‌واری که بدون دین موروثی تصور می‌کند را انجام دهد، سراغ دین و ایدئولوژی ثانی و ثالثی می‌رود مگر حتا لحظه‌ای برزخ «تقریبا هیچ از خود و جهان نمی‌دانم» و «چقدر تنها، محدود و آسیب‌پذیر هستم» را تجربه نکند.

🔍در ختمِ قرآن‌های گذشته‌ام، بارها به عقب و جلوی این جمله و تفاسیر (۱) و.. رجوع کرده بودم و مرتب دست خالی بازگشتم، ولی امروز بعد خواندنِ یادداشت زیر، لازم دیدم با این جملهٔ خنده‌دار مؤلفان قرآن، تصفیهٔ حساب بکنم:

«تعابیری مثل «خدا را شاهد می‌گیرم» نیز با تعابیری مثل «برخلاف میل» هم‌خانواده است. وقتی کسی می‌گوید «خدا را شاهد می‌گیرم که بر خلاف میل باطنی این کار را کردم»، از دو مفهوم کاملا نامحسوس و غیرقابل بررسی و غیرقابل راستی‌آزمایی استفاده کرده است.

منظور او از اینکه «خدا را شاهد می‌گیرد» چیست؟ آیا می‌تواند دست خدا را بگیرد و در صحنه حاضر کند تا خدا صحت حرف او را تأیید کند؟ اینکه کسی در دل خدا را شاهد کارهای خود بداند و در زبان خدا را به شهادت بطلبد، آیا در عرصۀ مهم و بزرگی چون مناسبات اجتماعی و سیاسی، او را قابل اعتماد و حرفش را معتبر می‌کند؟

«خدا» موجودی نامحسوس است و نمی‌تواند در صحنه حاضر شود و صدق سخن یا قسم کسی را که به وجود او استشهاد می‌کند تأیید یا تکذیب کند
». (برخلاف میل به صحنه آمدن(!): خدا را شاهد می‌گیرم!)

🔍 این جملهٔ قرآن به تنهایی می‌تواند بدل به آیه‌/نشانه‌ای هدایت‌بخش برای یک مسلمان متعهد به حقیقت (و نه هویت) باشد و کلّ باور سست و تئولوژیک الهی بودن منشإ قرآن را نقض کند. اگر نظیر این جمله در کتاب افلاطون، چه می‌گویم، رساله و مقالهٔ یک دانشجوی کارشناسی الاهیات باشد، باعث وهن خرد و اخلاق گفتاری او خواهد شد.

البته شخص می‌تواند در تصورات خودش، با درجه‌ای خودشیفتگی، خود را بر قلّه‌ٔ قافِ حقّ مطلق وهم کند، اما بیان آن و خدا را شاهد گرفتن، چه از قولِ خود و چه از قول خود خدا(؟) مبنی بر حق بودن ادعاهای سترگش (که جز با برهانی واقعی و آزمونی (حداقل از سنخ مدعیاتی که در بایبل هست)، قابل تصدیق شدن توسط مؤمنین به ادیان دیگر یا ملحدین نیست) جز از یکسری انسان عوام و میان‌مایه که ذره‌ای به تقوا/اخلاق بیان مجهز نیستند، برنمی‌آید؛ چه رسد به انسان‌هایی حکیم و فرزانه و چه رسد به خود خدای حکمت مطلق و مظلوم و ساکتِ مادر مرده که هزاران مدعی دارد!

(ادامه دارد)

نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📚برهان قاطعِ محمد: "خدا سر شاهده!"
(۲/۳)
✍️#بهرام_بسطامی

🔍در واقع کاندیداهای سوپرشارلاتان ریاست‌جمهوری، با همان منش و اخلاق منحطِ ریاکارانه و پوچی سخن می‌گویند که پیشتر در فرهنگ قسم‌گو و ریاکار ما متداول است و مؤلفان قرآن نیز از همین فرهنگ برای اثبات نظامِ باور خود در مقابل مؤمنین به ادیان دیگر که در زمانهٔ آن‌ها می‌زیستند، بهره جستند تا دسته‌ای از مؤمنین ساده دل را با کلام‌هایی عوام‌فریبانه راضی و خوش کنند؛ که هر چند اکثریت مؤمنین به بایبل (و تقریباً اکثر مومنین جهان باستان) و...این نظام باور جدید را تصدیق نمی‌کنند، اما شما بنا به تصدیق و شهادت خود الله بر الهی بودن این نظام باور، ایمان بیاورید یا بر ایمان و یقین خود بیافزایید و به خود شک راه ندهید؛ که شهادت چه کسی ارزش بیشتری از خود الله را دارد؟ هر چند فرشته‌ها (و اجنّه که اینجا فراموش شده، ولی در سورهٔ جن، به جای برهان و معجزه و پاسخ به سؤالات علمی مؤمنان ادیان قبلی، از آن‌ها نیز مایه‌ای خیالی گذاشته شده که آنان نیز شهادتین خوانده و ایمان آورده‌اند به اسلام) نیز شهادت می‌دهند.

🔍حالا بین شهادت الله، اجنُه و ملائکه چه فرقی است که بتوان آزمود و پی برد که اصلا وجود خارجی هم دارند؟! آیت الله جوادی آملی ماوراءالطبیعه/جن و جنت‌شناس، اعلم!!! (که از پس توضیح علمی چگونگی تحقق بانکداری اسلامی و بورس اسلامی بر نمی‌آید و این دو سازمان بومی برخلاف نمونه‌های غربی‌ و غیراسلامی‌شان سرمایهٔ بخش بزرگی از ایرانیان را به خاک سیاه کشانده‌اند؛ ولی ایشان باز هم در این زمینه‌ها از موضع بالا شکایت غـُر زنانه و طلبکارانه می‌کند؛ تو گویی آتاتورک ولی مطلقهٔ فقیه است و نه یکی از قماش خودشان؛ ولی همین شیخ، تک تک کوچه‌های جهنم و بهشت و انواع مدل اجنًه و ملائکه و هدف‌های خدا در خلقت و انواع عوالم بعد مرگ را به خیال خود، مثل کف دست می‌شناسد).

🔍نکتهٔ گریه‌آور آن است که اگر دقیقا با همین سبک استدلال و روش آیهٔ مورد بحث، خداوند اراده کند پیامبری برای مسلمانان گرفتار گمراهی بیاورد، چنان تکفیرش می‌کنند و کافر بدو می‌شوند، که به اصطلاح (و به غلطی مصطلح) اهل جاهلیت هم، چنین خشن با ابواب رحمت خدا و عباد صالحش برخورد نمی‌کردند و با فعل خود فریاد نمی‌کشیدند: «یدالله مغلولة! پیامبر-برانگیزی خدا تمام‌شدنی است؛ خدا بعد یک پر کاری تاریخی، در استراحت مطلق به سر می‌برد».

فقط نگاهی گذرا به خشونت‌های فجیعی که در حق باب و بهاء شده که در استدلال‌ورزی مشابهت‌ها و بلکه خلاقیت‌های بیشتری از مؤلفان قرآن داشتند، و پیروان اکثرا بی‌خطر و صادق و ساده‌ٔ بهاییت، که از حق تحصیل و زندگی و نماینده داشتن و تبلیغ و..محروم‌اند، و چونان با آنان برخورد می‌شود که در داستان‌های اسلامی، یهود با محمد و مسلمانان چنین نکرده است، و حتی اسرائیل با اعراب و مسلمانان شهروندش یک صدم چنین رفتاری را بروز نمی‌دهد، آدمی را به حیرت می‌افکند که مدعیان اسلام به کدام اصل پایبند هستند؟ چطور همزمان، روش برهان و استدلالی خطا را معجزه می‌دانند و کلام خود خدا، ولی اگر همان کلام یا کمی بهتر از آن توسط پیامبران بعدی زده شود، بدون ترس، کافر حربی آن پیامبران می‌شوند؟ و از پیامبرکشی، شکنجه، تعقیب و آزار مؤمنین به پیامبران متأخرتر هیچ باکی از قیامت و الله و ملائکه که شاهد اعمال خود می‌دانند، نمی‌کنند؟ چه رسد به شرم اولیهٔ انسانی و حتی حیوانی که حیوان نیز با حیوان دیگر، به صرف یکسری باور متفاوت چنین برخوردهای وحشیانه‌ای نمی‌کند که بعد مدعی رحمت للعالمین بودن نبی‌شان و رحمان رحیم بودن اللهشان شوند! و از یهودیان و مسیحیان نیز شاکی باشند که چرا به نبی‌ سراسر عشق و خرد و دانش آنان مؤمن نشدند؟ در حالی که خودشان حتی به قبرستان بهاییان با این همه اشتراکات عقیدتی با خودشان رحم نمی‌کنند و از یک قبرستان درست داشتن مثل سایر ادیان محرومشان می‌کنند؛ بعد انتظار دارند یهودیان قدس هم، با آن تاریخ دراز در بایبل را، دودستی به این بهاییان یهود و مسیحیت بدهند.

(ادامه دارد)


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📚برهان قاطعِ محمد: "خدا سر شاهده!"
(۳/۳)
✍️#بهرام_بسطامی

🔍 بد نیست در خاتمه، به یک وجه دیگری که در این یادداشت به آن اشاره شده و از همین وجه نیز می‌توان به نقد و بررسی بخش‌های دیگری از قرآن و حدیث ‍(یعنی تألیفات جهت ساخت نظام باور توسط امثال ابن‌ اسحاق در مراکز سیاسیِ زمان در بیش از یک قرن بعد محمد تاریخی) پرداخت، اشارتی کنیم.

وَ النَّجْمِ إِذا هَوي‏ ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ وَ ما غَوي‏ وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوي‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحي‏ عَلَّمَهُ شَديدُ الْقُوي‏: سوگند به ستاره آن گاه که در افق فرو شود، که همنشین شما محمّد نه از راه راست منحرف شده و نه در تشخیص حقیقت دچار خطا گردیده است. او به رأى و هوای نفس خود سخن نمی‌گوید؛ بلکه مگر وحی‌ای که از جانب خدا به او مى‌رسد، نیست. جبرئیل، آن فرشته برخوردار از نیروهاى سخت و پایدار، آن را به او آموخت» (جملات ۱ تا ۵، بخش ستاره)

🔍این
چند جمله با سوگندِ به ظاهر الله به یک مخلوق ناچیز خودش که کوچک در نظر مردمان بوده (ستاره) آغاز می‌شود (که در نظر اول کاری عبث است؛ مگر اینکه از وجه ادبی بگیریم که معلوم نیست چه تناسب زیباشناسانه‌ای با جملات بعدی دارد؟ و خدا از وجه ادبی چرا باید سوگند بخورد به چیزی، خصوصا بی‌ارزش‌تر از خودش). و البته مؤلفان این متن از سوگند برای اثبات خطابی ادعایی بزرگ در ذهن مخاطب عامی بهره جسته‌اند؛ اثبات یک گزارهٔ مهم در تئولوژی (نظام باور) اسلامی که آن، عصمت ‍و الهی بودن تمامی اقوال پیامبرِ مذکورِ در حدیث و سیره، حداقل در بُعد ادعاهای درون متنی قرآنِ منتسب به او است. بخش مرتبط از يادداشت مورد اشاره را بخوانیم و به این جملات قرآن با تأمل انتقادی بنگریم:

«اکثریت قریب به‌اتفاق ثبت‌نام‌کنندگان مدعی بودند که ورودشان به این کارزار برخلاف «میلشان» بوده است؛ و نوعاً از مفاهیمی تقریباً مشابه برای اثبات و باور‌پذیر کردن مدعای خود استفاده کرده‌اند.

معیارِ برخلاف ‌میل‌بودن چیست؟ وقتی کسی می‌گوید برخلاف میل کاری را انجام داده است چگونه می‌توان باور کرد که راست می‌گوید؟ با همین منطق، معنای «کمال میل» چیست؟ کسی که می‌گوید «با کمال میل» کاری را انجام می‌دهد، دقیقاً منظورش چیست؟

تعابیری مثل «خدا را شاهد می‌گیرم» نیز با تعابیری مثل «برخلاف میل» هم‌خانواده است. وقتی کسی می‌گوید «خدا را شاهد می‌گیرم که بر خلاف میل باطنی این کار را کردم»، از دو مفهوم کاملا نامحسوس و غیرقابل بررسی و غیرقابل راستی‌آزمایی استفاده کرده است» (
برخلاف میل به صحنه آمدن: خدا را شاهد می‌گیرم).

حال تفسیر حوزویانی چون جوادی آملی را بخوانیم و ببینیم از جاگذاری این علَامه‌ها و دانشمندان باسواد(!) با این سطح عقلانیت و استنباط‌گریِ تعطیل، به جای شاه سابق، می‌خواستيم بعد ۴۳ سال، اقتصاد و سیاست‌ داخلی ژاپن و آلمان را تجربه کنیم؟ و در حال رقابت با ونزوئلا، سوریه و یمن در آخر جدول اقتصاد جهان نباشیم؟

«اگر معصوم حقیقتى را بیان نماید که عنصر دینى نباشد - مثلاً از یک مطلب علمى سخن بگوید -، قطعاً سخن او مطابق با واقع است. همان گونه که اگر مطلبى شرعى و دینى را بیان نماید، هیچ خطایى در سخن او نیست». تأملات در علم اصول فقه، کتاب اول، دفتر پنجم، مبادی صدوری سنت، مرتبه و دامنه ى عصمت، ص ۳۵. [۱۶]

«از آیه "و ما ینطق عن الهوی" استفاده می شود که رفتار و سیره‌ی پیامبر (ص) هم علاوه بر گفتار آن جناب، هیچ گاه بدون اذن وحی نبوده است و اگر هم فرضا چنین معنای فراگیری را نتوانیم از این آیه استنباط کنیم از آیات دیگری مثل آیه ی ۵۰ سوره ی انعام و آیات دیگر، چنین چیزی استظهار می شود». جوادی آملی عبدالله، تفسیر موضوعی فرآن، سیره ی رسول اکرم (ص) در قرآن، ج ۸، ص ۳۳.

با این دستگاه تحلیلی می‌خواستیم کرونا را توطئهٔ آمریکا برای ژن ایرانی توهم نکنند؟ و بعد واکسن آمریکا و انگلیس را با یک مغالطه پیشا-سیکل بر ملت خودشان حرام نکنند و از جی‌پی‌اس کار گذاشتن در واکسن صحبت نکنند؟ می‌خواستیم درِ ایران‌خودرو به عنوان بزرگترین دزد و قاتل ملی را تخته‌کنند؟ می‌خواستیم از آمریکا و اسرائیل لولو خورخوره درست نکنند و مثل روسیه و چین و تمام کشورهای دنیا با هر کشوری در موضوعات مورد مناقشه مذاکره کنند؟ و از مذاکره یک تابویی در حد فراتر از زنا و تن‌فروشی نسازند؟ یا با شورای نگهبان، اکثریت ایرانیان نخبه و متخصص و وطن دوست را، چون به اباطیل و خرافات خودشان باور ندارند یا ملتزم نیستند، رد صلاحیت نکنند؟

دستگاه ذهنی یک عالم مسلمان، از آغاز با این همه خبط و خطا آلوده شده که امکان تحلیل حداقلی استدلال‌ها با آن همه سال تحصیل را به او نمی‌دهد؛ بی‌شک تا محو نشدن و تضعیف تدریجی چنین دستگاه واژگونی، امکان بهروزی مردم ایران و منطقه یک خواب خواهد بود.

ارجاعات: (اینجا)


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
1️⃣ ترامپ:
مردم [در افغانستان یا خاورمیانه] آزادی نمی‌خواهند


یکی رو دیدم می‌گه [حالا نمی‌خوام بگم کی بود چون خجالت‌آوره]:
می‌خواستیم زن‌ها در اونجا، مجبور نباشند که فلان‌چیز [برقع] را بپوشند.


من هم گفتم: آها، خب منطقیه! خیلی هم خوب.

بعد دیدم با چند زن مصاحبه کردند و گفتند:
«ما می‌خواهیم [حجاب یا برقع] داشته‌باشیم؛ هزار ساله [حجاب یا برقع] داریم. چرا اصلا کسی باید بخواد بگه [حجاب] نداشته‌باشیم؟».


اونا خودشون می‌خوان!! اصلا ما چرا خودمون رو داخل ماجرا می‌کنیم؟

راستش [با برقع] راحت‌تر هم هست، و لازم نیست دیگه آرایش کنین!! ببینی چقدر همه‌تون خوشگلین؛ آسون‌تر نبود؟

من اگه زن بودم، نمی‌خواستم [آرایش کنم!]. بیا! عزیزم، آماده شدم، بریم! حقیقته!!

نه! می‌دونین دلیل اینکه نمی‌خوام اسمش رو ببرم، اینه که طرف جمهوری‌خواه بوده؛ هه...اما دموکرات‌ها هم همینجوری فکر می‌کنند! [با لحن تمسخرآمیز] «دموکراسی می‌خواند! دموکراسی!».

2️⃣ مغالطات ترامپ در اینجا، از هر زاویۀ همدلانه‌ای بنگریم، شرم‌آور است، و کسانی که در آمریکا و سالیان سال پرورش در محیطی لیبرال و آزاد، چنین برای مهملات او کف می‌زنند، خجالت‌آورتر.

🍂 اینکه در هر جامعه‌ای عده‌ای هستند که از زنجیرها دفاع می‌کنند و زنجیرها را می‌پرستند، اگر توجیهی برای تعمیم آن عده به کل آن جمعیت و نادیده گرفتن «حقوق فردی» و «حقوق طبیعی» بود، ولو آن فردها، اقلیت باشند، که چنین نیست، اساسا برده‌داری در آمریکا و بسیاری نقاط جهان، برچیده نمی‌شد.

🍂 اینکه همۀ ارزش‌ها و حقوق، در ذیل منافع اقتصادیِ و گروهی ما فهم و تحلیل شود، یک ابتذال و سقوطِ تمام‌عیار است. کسی که با همین منطق رای جمع می‌کند، در فردای پیروزی‌اش نیز می‌تواند با توجیهاتِ اقتصادی، و چند تعمیم نابجای مشابه، حقوق افراد مخالف یا دگراندیش را نقض کند، یا بگوید برای چه مثلا باید برای حفظ حقوق فلان دسته از شهروندان مداخله کنیم و هزینه‌ای بدهیم؟ چرا باید فلان قوانین حافظِ حقوق شهروندان را تصویب کنیم و برای مثال در خشونت خانگی علیه زنان مداخله کنیم و انرژی و زمان و پول صرف کنیم؟ برخی از زنان اتفاقا گفته‌اند خیلی هم دوست دارند که چوب ترِ «مردِ آلفا» بالای سرشان باشند و...، آن‌ها خودشان می‌خواهند و انتخابِ خودشان است!

🍂 حتی اگر در این موضوع خاص، از نظر اقتصادی و منافع ملی، عدم مداخله موجه باشد، قرار نیست ارزش‌های انسانی با زبانی لخت به گند کشیده‌شوند و یا با انواع مغالطاتِ کودکانه، انسان‌های یکی جغرافیا با تاریخِ تمدنیِ بلند را پست و هم‌شکل جلوه بدهیم؛ آن هم در وسطِ سرزمینی که اتفاقا به سرزمین مهاجران مشهور است و از بسیاری مهاجرانِ خاورمیانه‌‌ای تشکیل شده، و از بسیاری جهات، وام‌دار همین انسان‌هاست که ارزش‌های فرهنگی لیبرال را به‌درجات پذیرفته‌اند و برای حفظ آن ارزش‌ها نیز به سهم خود، هزینه داده‌اند و می‌دهند.

🍂 حجاب در جهان امروز، از اساس بر نوعی «کالا/جنس‌دوم‌»انگاریِ زنان استوار است و جز با داغ و درش و خشونتِ دولتی، نمی‌تواند بقایی فراگیر بیابد. دفاع از این حد از «زن‌ستیزی دولتی» و «نقض حقوق فردی»، که مطابق آن، مردان نیز به آلت‌هایی متحرک و بی‌اراده تقلیل و تخفیف می‌یابند، آن هم در وسطِ مهدِ دموکراسی، حقیقتا شرم‌آور است. آن هم با وجود هزینه‌های سنگین و متعددی که زنان و مردان این جغرافیای جنگ‌/مذهب‌زده، با مقاومت هر-روزه‌شان برای پایان‌بخشی به آن، جلوی لنز دوربین‌های جهان داده‌اند و می‌دهند، نوعی دهن‌کجیِ آشکار به ارزشمندیِ خون‌ها و هزینه‌هایی که آزادی‌خواهان این خطه خرج آرمان‌شان کرده‌اند، محسوب می‌شود. تصور کنید ترامپ نظیر همین ادبیات را دربارۀ یهودیان در آلمان هیتلری به‌کار می‌برد، بی‌شک مواجهۀ سختی که با او می‌شد، اساسا قابلِ قیاس نبود.

🍂 جز این، نگاه او بسیار نژادپرستانه است و باور دارد کل مردم خاورمیانه [یا افغانستان]، از ادراکِ «زیبایی» و مفهومی به نام «آزادی» بیگانه‌اند و آزادی را نمی‌خواهند؛ درحالی‌که حتی در دل افغانستان نیز جنبش‌های مختلفی برای حقوق زنان وجود دارد؛ منتها چون حقوق زن افغانستانی و خاورمیانه‌ای، نامهم‌تر از حقوق همجنس‌گرایان و ترنس‌ها تلقی می‌شود [رجوع کنید به برخورد دوگانه در المپیک پاریس با این دو موضوع]، این صداها با کمترین هزینه و با شدیدترین روش‌ها سرکوب می‌شوند؛ چه رسد به ایران که جنبش «زن، زندگی، آزادی»‌اش، جهانی را به تحسین و تعظیم واداشت و تبلورِ امری تاریخی و شگفت شد.

🍂 کسانی که به چنین شخصیتی امید بسته‌اند که با جنگ یا تحریم، حکومت آخوندی را براندازد نیز نیازمند کمی تامل بیشترند تا از ساده‌لوحی‌شان کاسته شود.


.


#زنان #مغلطجات #آمریکا #مغالطات #مغلطه #انتخابات_آمریکا #ترامپ #دونالد_ترامپ #افغانستان #ایران #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #گشت_ارشاد #زن_ستیزی #نیکا_شاکرمی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 مغالطۀ «قیمت بنزین»

🎙#پیمان_مولوی (اقتصاددان)

🔻نکته‌ای که همواره شنیده می‌شود این است که:
«قیمت بنزین کمتر از قیمت آب است».

چرا بسیاری از افراد در رابطه با افزایش قیمت بنزین تاکید دارند اما در رابطه با آزادسازی کامل واردات خودرو با تعرفه صفر هیچ نمی‌گویند.

🔻بعضی می‌گویند:
«مردم بنزین زیاد مصرف می‌کنند».

مردم صبح‌ها بنزین می‌خورند؟ کدام دیوانه‌ای در تهران بنزین زیاد مصرف می‌کند؟

🔺ماشینی که تولید و در ایران فروخته می‌شود ۵ برابر معمول بنزین مصرف می‌کند. اگر ۳۰ درصد ماشین‌های ایران را با خودروهای جدید و بروز عوض کنیم، از واردکننده بنزین به صادرکننده تبدیل می‌شویم.


🗄پست‌ مرتبط

📕قیمت خودرو‌ ۱۶ برابر همسایگان ایران!
📺 قبول داری هیچ ارزونی بی‌دلیل نیست؟
.


#اقتصاد #حکومت_اسلامی #استمرارطالبان #مغلطجات #عقل_سلیم #مغالطه #مغالطات #دروغ #دروغ_ممنوع #پوپولیسم #پزشکیان #مسعود_پزشکیان #محمدرضا_عارف #اقتصادی #رانت #ژن_خوب #بنزین #خودرو #بابک_زنجانی #چای_دبش #اختلاس #شمخانی #هکتور #اصلاح‌طلب #اصول‌گرا #مافیای_خودرو #واردات #واردات_خودرو #ایران‌خودرو #سایپا #حسن_روحانی



🌾@Naqdagin
اسلام و برده‌داری
@Naqdagin
🎧اسلام و برده‌داری (+)
— طبیعت و تکامل، مؤیدِ برده‌داری؟!

🎙 #فردزیلا و #شبگرد

🔸در این اپیزود، به بررسی دیدگاه‌های آخوند عباس فتحی، دربارۀ موضوع حساس و بحث‌برانگیزِ «برده‌داری در اسلام» پرداخته می‌شود. آیا محمد بن عبدالله، تقویت‌کنندۀ برده‌داری بود یا تعضیف‌کنندۀ آن؟ پس از مرگِ او، آمار بردگان و کنیزها کاهش یافت یا افزایش؟

🔸اسلام‌گرایان به‌طرز عجیبی، فجایعِ حاصل از برده‌داری در جهان اسلام را از دید عموم (از جمله خود مسلمانان) پنهان کرده‌اند. اگر مردم به عمق این مسائل پی ببرند، حس شفقت انسانی، آن‌ها را در مسیرِ جستجویِ حقیقت راهنما خواهد شد. بسیاری از مسلمانان سابق نیز به دلیل همین مسئلۀ برده‌داری اسلامی از دین اسلام روی‌گردان شده‌اند.


.




#روشنفکری_دینی #نقد_اسلام #مغلطجات #برده‌داری #اسلام#مغالطات #تاریخ_اسلام



🌾 @Naqdagin
📺 آزمون تاریخی ادیان
شکست بهائیت و قدرت اقناع اسلام

🍂 دکتر سروش قدرت اقناع اسلام و قرآن را یکی از شواهد توفیق تاریخی دین اسلام می‌داند و معتقد است به‌خلاف بهائیت که در آزمون تاریخی ناکام ماند، اسلام در این امتحان قرین توفیق بوده‌است.

🍂 عبدالکریم سروش «تاریخ» را یکی از معیارهای ارزیابی ادیان می‌داند و بر این اساس از ناکامی بهائیت و کامیابی اسلام سخن می‌گوید. سروش موفقیت شعرایی چون مولوی و حافظ را نیز بر همین اساس ارزیابی می‌کند.

🍂 بنا به‌ادعای زیرکانۀ دکتر سروش، توفیق ضرورتا حقانیت و انتساب دین به مرجع قدسی را نمی‌رساند، اما «وجهی مهم از حجیت» را دارد.

🍂 اما پرسشِ اصلی این‌جاست که آیا مسیحیت (که بنیاد مبارزۀ الاهیات قرآنی با آن بعنوان مظهر آشکار شرک بوده‌است) چون پیروان بس بیشتری از اسلام دارد، و تاریخی بلندتر از ماندگاری نیز داشته و فیلسوفان و دانشمندان و نیکوکاران و مصلحین و قدیسین بیشتری در تاریخ را به نام خود ثبت کرده‌است، پس حجیت بیشتری از اسلام بر حقانیت آن هست؟ یا یهودیت که مبتنی بر شمشیر پیش نرفته و اهل تبلیغ و افزودن پیروان نبوده، حجیت کمتری از اسلام و مسیحیت که مبتنی بر شمشیر و تبلیغ پیش رفته‌اند، داشته‌است؟ یا هندوئیسم (دینی با دریایی از خدایان) و بودیسم (مکتبی بدون خدا) که جمع‌شان از جمعیت مسلمین نیز بیشتر است و زمانی بلندتر نیز در تاریخ باقی مانده‌اند، حجیتِ بیشتری از اسلام و یهودیت دارند؟ فیلسوف وقتی خود را مقید به یک مذهب و دین بداند (که برای آن کمترین برهان قابل ارائه‌ای نیز ندارد و مثل یک متکلم ایمان‌ورزی می‌کند)، و عمری در ستیز با مذهبی خاص زیست کرده‌باشد، دقتِ بیانش چنین مخدوش می‌شود.

✍🏻 #محمود_کریمی


.


#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #نقد_ادیان #مغلطجات #مغالطات #تاریخ_ادیان #دین #مغلطه #بهائیت



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بزرگترین کلاهبرداری تاریخ (+)
۹ ترفند روانی که ادیان با آن شما را فریب دادند!

🔸در این ویدیو، #فردزیلا ۹ ترفند روانی را که توسط ادیان برای فریب مردم استفاده می‌شود، مورد بحث قرار می‌دهد. این ترفندها شامل:
1️⃣ پسگویی: ادعای پیش‌بینی رویدادهایی که قبلاً اتفاق افتاده‌اند، مانند کتاب دانیال.

2️⃣ اجرای پیامبرگونه: انجام اقداماتی برای تحقق بخشیدن به یک پیشگویی، مثل ورود عیسی به اورشلیم سوار بر الاغ.

3️⃣ حرف‌های گنگ و مبهم: استفاده از زبانی چندپهلو که به طرق مختلف تفسیر می‌شود، مانند نوستراداموس.

4️⃣ بازسازی شکست: توجیه پیشگویی‌های شکست‌خورده با دلایل الهی.

5️⃣ زمان‌بندی باز و بی‌انتها: پیش‌بینی رویدادها بدون تاریخ دقیق، مانند "به زودی".

6️⃣ بازنویسی و جعل خود تاریخ: ساختن داستان‌های تاریخی برای تطبیق با پیشگویی‌ها، مثل داستان کشتار نوزادان بیت‌لحم.

7️⃣ پیشگویی‌های بی‌هدف، فراوان، بازی با احتمالات: انجام تعداد زیادی پیشگویی مبهم به امید درست درآمدن برخی.

8️⃣ فشار اجتماعی و حافظه انتخابی: استفاده از فشار گروهی برای سرکوب شک و برجسته کردن موفقیت‌ها.
*
9️⃣ ناهماهنگی شناختی: تمایل افراد به انکار شواهد متناقض با باورهایشان.


🔺فردزیلا در پایان نتیجه می‌گیرد که این ترفندها برای کنترل ذهن و جامعه طراحی شده‌اند و برای فهم جهان به تفکر نقادانه و کنجکاوی علمی نیاز است.

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:

0:49 - پسگویی: ادعای پیش‌بینی رویدادهای گذشته
15:51 - اجرای پیامبرگونه: انجام اقدامات برای تحقق پیشگویی
24:04 - حرف‌های گنگ و مبهم: استفاده از زبان چندپهلو
38:26 - بازسازی شکست: توجیه پیشگویی‌های شکست‌خورده
49:12 - زمان‌بندی باز و بی‌انتها: پیش‌بینی بدون تاریخ دقیق
58:30 - بازنویسی و جعل خود تاریخ: ساختن داستان‌های تاریخی
1:06:37 - پیشگویی‌های بی‌هدف، فراوان، بازی با احتمالات
1:15:15 - فشار اجتماعی و حافظه انتخابی
1:17:15 - ناهماهنگی شناختی
1:25:02 - نتیجه‌گیری: نیاز به تفکر نقادانه و کنجکاوی علمی

📺 کلاهبرداری «معجزات علمی قرآن» (شناخت ۸ حقه)
📺 آیا طبق اسناد تاریخی-تمدنی پیامبری وجود داشته‌است؟
📺 کپی‌کاریِ خدا از خاخام‌ها؟!
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل‌به‌نعل «رمانس اسکندر»
📺 افسانهٔ ایران‌ستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 ابراهیم و اشتباهاتِ اللهِ تقلب‌کار در کُپ‌زدن!
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپی‌کاران!
📻 سروش در ترازو: خرافات کپی‌پیستی
📻 منابع ساختِ «قصۀ خضر و موسی»
📻 گاف‌ها به‌مثابه امضایِ بشری
🔻خلاصۀ برنامه‌های اخ‌الرشید
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخن‌ور(!) به تحدی مولفان قرآن!
📻 ریشه‌های قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن

.


#نقد_ادیان #مغلطجات #دین‌شناسی #تاریخ_ادیان #خرافات #دین #ادیان #مغالطات



🌾 @Naqdagin
بزرگترین کلاهبرداری تاریخ: 9 ترفند روانی که ادیان با آن شما را فریب…
🎧بزرگترین کلاهبرداری تاریخ (+)
۹ ترفند روانی که ادیان با آن شما را فریب دادند!

🔸در این برنامه، #فردزیلا ۹ ترفند روانی را که توسط ادیان برای فریب مردم استفاده می‌شود، مورد بحث قرار می‌دهد. این ترفندها شامل:
1️⃣ پسگویی: ادعای پیش‌بینی رویدادهایی که قبلاً اتفاق افتاده‌اند، مانند کتاب دانیال.

2️⃣ اجرای پیامبرگونه: انجام اقداماتی برای تحقق بخشیدن به یک پیشگویی، مثل ورود عیسی به اورشلیم سوار بر الاغ.

3️⃣ حرف‌های گنگ و مبهم: استفاده از زبانی چندپهلو که به طرق مختلف تفسیر می‌شود، مانند نوستراداموس.

4️⃣ بازسازی شکست: توجیه پیشگویی‌های شکست‌خورده با دلایل الهی.

5️⃣ زمان‌بندی باز و بی‌انتها: پیش‌بینی رویدادها بدون تاریخ دقیق، مانند "به زودی".

6️⃣ بازنویسی و جعل خود تاریخ: ساختن داستان‌های تاریخی برای تطبیق با پیشگویی‌ها، مثل داستان کشتار نوزادان بیت‌لحم.

7️⃣ پیشگویی‌های بی‌هدف، فراوان، بازی با احتمالات: انجام تعداد زیادی پیشگویی مبهم به امید درست درآمدن برخی.

8️⃣ فشار اجتماعی و حافظه انتخابی: استفاده از فشار گروهی برای سرکوب شک و برجسته کردن موفقیت‌ها.
*
9️⃣ ناهماهنگی شناختی: تمایل افراد به انکار شواهد متناقض با باورهایشان.
🔺فردزیلا در پایان نتیجه می‌گیرد که این ترفندها برای کنترل ذهن و جامعه طراحی شده‌اند و برای فهم جهان به تفکر نقادانه و کنجکاوی علمی نیاز است.

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:

0:49 - پسگویی: ادعای پیش‌بینی رویدادهای گذشته
15:51 - اجرای پیامبرگونه: انجام اقدامات برای تحقق پیشگویی
24:04 - حرف‌های گنگ و مبهم: استفاده از زبان چندپهلو
38:26 - بازسازی شکست: توجیه پیشگویی‌های شکست‌خورده
49:12 - زمان‌بندی باز و بی‌انتها: پیش‌بینی بدون تاریخ دقیق
58:30 - بازنویسی و جعل خود تاریخ: ساختن داستان‌های تاریخی
1:06:37 - پیشگویی‌های بی‌هدف، فراوان، بازی با احتمالات
1:15:15 - فشار اجتماعی و حافظه انتخابی
1:17:15 - ناهماهنگی شناختی
1:25:02 - نتیجه‌گیری: نیاز به تفکر نقادانه و کنجکاوی علمی

📺 کلاهبرداری «معجزات علمی قرآن» (شناخت ۸ حقه)
📺 آیا طبق اسناد تاریخی-تمدنی پیامبری وجود داشته‌است؟
📺 کپی‌کاریِ خدا از خاخام‌ها؟!
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل‌به‌نعل «رمانس اسکندر»
📺 افسانهٔ ایران‌ستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 ابراهیم و اشتباهاتِ اللهِ تقلب‌کار در کُپ‌زدن!
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپی‌کاران!
📻 سروش در ترازو: خرافات کپی‌پیستی
📻 منابع ساختِ «قصۀ خضر و موسی»
📻 گاف‌ها به‌مثابه امضایِ بشری
🔻خلاصۀ برنامه‌های اخ‌الرشید
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخن‌ور(!) به تحدی مولفان قرآن!
📻 ریشه‌های قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن

.


#نقد_ادیان #مغلطجات #دین‌شناسی #تاریخ_ادیان #خرافات #دین #ادیان #مغالطات


🌾 @Naqdagin
📻 سه شیاد (منبع)
قسمت یکم


📺 بزرگترین کلاهبرداری تاریخ
📺 کلاهبرداری «معجزات علمی قرآن» (شناخت ۸ حقه)
📺 آیا طبق اسناد تاریخی-تمدنی پیامبری وجود داشته‌است؟
📺 کپی‌کاریِ خدا از خاخام‌ها؟!
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل‌به‌نعل «رمانس اسکندر»
📺 افسانهٔ ایران‌ستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 ابراهیم و اشتباهاتِ اللهِ تقلب‌کار در کُپ‌زدن!
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپی‌کاران!
📻 سروش در ترازو: خرافات کپی‌پیستی
📻 منابع ساختِ «قصۀ خضر و موسی»
📻 گاف‌ها به‌مثابه امضایِ بشری
🔻خلاصۀ برنامه‌های اخ‌الوحید
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخن‌ور(!) به تحدی مولفان قرآن!
📻 ریشه‌های قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن

.


#نقد_ادیان  #دین‌شناسی #تاریخ_ادیان #خرافات #دین #ادیان #مغالطات



🌾 @Naqdagin
📺 مغالطاتِ قرآن در رد اهل کتاب
— الله: استادِ مغالطه و عوام‌فریبی

🔸این ویدیو بخشی از سخنرانی سید #احمد_قبانچی (اندیشمند و منتقد عراقی و مسلط به زبان فارسی و تاثیرپذیرفته از جریان‌های نواندیش و روشنفکر دینی ایرانی) است که تحت عنوان «مغالطه در قرآن در پاسخ به اهل کتاب» منتشر شده است. او در این ویدیو با نگاهی نقادانه به بررسی روش قرآن در تقابل با عقاید مسیحیان و یهودیان می‌پردازد و معتقد است که قرآن در برخی موارد دچار «تحریفِ معنایی» یا «مغالطه» شده تا عقاید آن‌ها را سخیف نشان دهد.

📖 ۱. نقد برخورد قرآن با عقیده مسیحیان (پسر خدا)

📍 مغالطه در معنای «فرزند»: القبانجی استدلال می‌کند که وقتی مسیحیان می‌گویند «عیسی پسر خداست»، منظورشان ولادت جسمانی و بیولوژیک (مانند تولد انسان از پدر و مادر) نیست. آن‌ها به معنای فلسفی و روحانی معتقدند که مسیح «صادرِ اول» یا کلمه خداست؛ مشابه همان چیزی که فلاسفه مسلمان درباره «عقل اول» یا صوفیه درباره «نور محمدی» می‌گویند.

📍 تحریف قرآن: او می‌گوید قرآن این معنای روحانی را به معنای جسمانی تحریف کرده و می‌پرسد: «چگونه او را فرزندی باشد در حالی که همسری نداشته است؟» (انعام: ۱۰۱). القبانجی معتقد است قرآن با این پرسش، عقیده مسیحیان را به شکلی ساده‌لوحانه بازسازی کرده تا به راحتی آن را ابطال کند، در حالی که اصل عقیده آن‌ها بر پایه ازدواج و همسر نبوده است.

📜 ۲. نقد برخورد قرآن با عقاید یهودیان

📍 ادعای «عُزیر پسر خداست»: او اشاره می‌کند که قرآن می‌گوید یهودیان معتقدند عزیر پسر خداست (توبه: ۳۰)، در حالی که او معتقد است این ادعا صرفاً برای مخدوش کردن توحیدِ یهودیان مطرح شده و یهودیان چنین عقیده‌ای ندارند.

📍 پرستش احبار و راهبان: القبانجی به آیه «اتخذوا احبارهم ورهبانهم ارباباً من دون الله» (توبه: ۳۱) اشاره می‌کند که می‌گوید یهودیان و مسیحیان، عالمان و راهبان خود را به جای خدا، پروردگار گرفتند.

🤔 ۳. مغالطه در تفسیر «عبادت» و «اطاعت»

📍 روایت امام صادق: او به روایتی استناد می‌کند که در آن از امام صادق پرسیده شد: «آیا آن‌ها واقعاً عالمانشان را می‌پرستیدند؟» و پاسخ این بود که: «خیر، آن‌ها را عبادت نمی‌کردند، بلکه در هر چه می‌گفتند از آن‌ها اطاعت می‌کردند».

📍 نقد القبانجی: او می‌گوید اگر اطاعت محض از عالمان به معنای «عبادت» و «شرک» باشد، پس مسلمانان (چه شیعه در تقلید از مراجع و چه سنی در پیروی از مشایخ) نیز در حال عبادت عالمان خود هستند. او می‌پرسد چرا قرآن اطاعتِ یهودیان از عالمانشان را «عبادت و شرک» می‌نامد اما همین رفتار را در میان مسلمانان مجاز می‌داند؟ او این کار را نوعی «تحریف معنایی» برای زیر سوال بردن اخلاص و توحید اهل کتاب می‌خواند.

نتیجه‌گیری کلی:
احمد القبانجی در این ارائه کوتاه سعی دارد بگوید که قرآن در مقام محاجه با مخالفان، گاهی سخن آن‌ها را تغییر داده یا از معنای اصلی تهی کرده تا بتواند بر آن‌ها پیروز شود؛ روشی که او آن را نوعی «مغالطه» در استدلال‌های قرآنی می‌داند.

🔻احمد قبانچی ۱
📺 نقد بنیادینِ کوثر و قدر
📺 فیل: توهین به شعور بشر
📺 ابراهیمِ قرآن: در تضاد با عقل
📺 نقد سورۀ الرحمن
📺 نقد سورۀ همزه
📺 نقد سورۀ قریش؛ اعجاز ادبی؟
📺 راز نغمۀ الهی؛ چرا قرآن معجزه است؟
📺 محمد صادق بود اما قرآن کلام خدا نیست
📺 اعتماد غیرعقلانی محمد به مدعی جبرئیلی

🔻احمد قبانچی ۲
📺 آیا عرب‌ قادر به آوردن متنی مشابهِ قرآن نبود؟
📺 آیا کعبه توسط ابراهیم ساخته شد؟
📺 ضرر شریعت بیش از نفع آن است!
— لزوم الغای شریعتِ اسلام بدلیلِ «غلبۀ ضرر بر منفعت»
📻 کفرِ خدا به خدای ادیان

🔻احمد قبانچی ۳
📺 قصۀ معراج در حد کارتون‌ کودکان است!
📺 مهدی منتظر: بین اسطوره و نیاز روانی
📺 نقدِ ادلۀ وجود امام زمان
📺 طول عمر امام مهدی؟

🔻مسیحیت Vs اسلام
📕مسیح قرآن: خدایی که خدا نیست!
📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بی‌نهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
📺 مسیح: خدا یا پیامبر؟
📺 تمایزِ اسلام و مسیحیت
📕زیبایی‌شناسیِ گناه
📕اسلام پسرفتی نسبت به مسیحت؟

📕 محمد و علی در قعر جهنم دانته
📺 اسلام بدعت صدم مسیحیت: یوحنای دمشقی
📕رد محمد توسط توماس آکویناس
📕آموزه‌های یعقوب: شمشیر و پیامبری یا دجال؟

📺 «عیسی» و «انجیل» آشکارگرِ هویت مؤلفان قرآن
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 تصدیقِ صلیب‌کشیده‌شدن و رستاخیزِ عیسا در قرآن (کریستف لوکزنبرگ)
📺 مستند «عیسا و اسلام» (یک، دو، سه)
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن

📺 قرآن مصدقِ بایبل، بایبل مکذبِ قرآن!
📕قرآن از تحریف لفظی سخنی نمی‌گوید
📺 تحریفِ «پیش‌گویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📕بشارت‌تراشی‌ مسلمانان (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
📺 انجیل خرافی/بی‌اعتبار توماس و خلق پرنده در کودکی

.


#نقد_قرآن #نقد_اسلام #مغالطات



🌾@Naqdagin
🎧 «برهان تَمانُع» در ترازو
قسمت اول از «کالبدشناسیِ پارانویای غلبه: واسازیِ مغالطاتِ قرآن علیه شرک»

🎙اپیزود نود و نهم از #نقدآگین‌گپ، و قسمت هفتم از سلسله‌ جلساتِ بررسیِ جستارِ انتقادیِ «تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتی قرآن از سنت‌های پیشین و پیامدهای تمدنی آن» به قلم #حسین_میرصلاح [متنِ واکاوی‌شده: از اینجا تا اینجا]

🔥 اگر کل ۱۰۰ هزار سال تاریخ دین‌داری انسان را روی یک ساعت دیواری ۲۴ ساعته نگاشت کنیم، توحید انحصاری و خطی تنها ۳۶ دقیقهٔ پایانی این شبانه‌روز را اشغال می‌کند! پس چگونه مؤلفانِ قرآن ادعا می‌کنند که ۹۷/۵ درصد از حافظهٔ تاریخی و زیستهٔ بشر در فهم کیهان، حاصل یک «آشوب ساده‌لوحانه» بوده است؟

🏛 در این اپیزود، به جراحیِ شکاف‌شناسانهٔ یکی از مشهورترین استدلال‌های قرآنی علیه کثرت‌گرایی مِتافیزیکی می‌پردازیم؛ برهان تمانع («لو کان فیهما آلهة إلا الله لفسدتا»). برهانی که در ظاهر محکم به نظر می‌رسد، اما با تدقیق در ترازوهای تاریخ ادیان، الهیات فلسفی و پدیدارشناسی شر، سستی و کوررنگیِ بنیادین آن عیان می‌شود.

🧠 پرسش‌ها و محورهای کلیدی این اپیزود:


🌀 مغالطهٔ پهلوان‌پنبه در قرآن: چرا مؤلفانِ قرآن کثرت‌گرایی را صرفاً به یک «جنگِ قدرتِ قبایلی و افقی» فرو کاهیدند و از درک ساختارهای هرمی، طولی و هارمونیک (مانند نوافلاطونیان) عاجز ماندند؟

🌋 رئالیسم چندخدایی در برابر فانتزی توحیدی:
چرا بشر باستان با مشاهدهٔ آنتروپی، طوفان و رنج، جهان را مجمعی از اراده‌های متعارض می‌دید و چرا در الهیات باستان «مسئلهٔ شر» اصلاً بحران وجودی محسوب نمی‌شد؟

باتلاق توحید خطی:
ادیان ابراهیمی چگونه با صاف کردن لایه‌های وجود و ترسیم خدای قادر و رحیم مطلق، خود را در چالهٔ تناقضاتِ حل‌نشدنیِ تئودیسه و توجیه اخلاقی شرور غرق کردند؟

🎭 تبیین بدیل در برابر ادعای توحید خطی:
واکاوی ۷ دیدگاه دینی و فلسفی (از باستان تا عصر مدرن) که نشان می‌دهند جهان برخلاف مفروضات مولفان قرآن، انباشته از تضاد و نقایص ساختاری است؛ واقعیت عینیِ سرشار از رنجی که پایداری آن نه محصولِ تدبیر یک خدای مهربان، بلکه حاصل مکانیسم‌های کور، توازن شکنندهٔ نیروها یا ساختار شکنجه‌گاهی فیزیک است.

🎙 این اپیزود کاوشی است در عمیق‌ترین لایه‌های متافیزیک و تاریخ اندیشه؛ مواجهه‌ای بدون سانسور با انسداد معرفت‌شناختیِ متن قرآن که مولفانش آن را به علم مطلق الهی منتسب کرده‌اند.

1️⃣📻 تقلیل استعاره به کالبد
۶) از «خدایِ رنج‌کشیده» تا «سلطانِ مکار»؛ تدفینِ سوژه در کَفَنِ شَریعت
خوانش هگلی - هایدگری از انسداد تمدنی در افقِ قرآن
۵) مهندسیِ بندگی
— پیوندِ اندام‌وارِ «فُرمِ عبادت و دعا، توحیدِ خطی و ماشینِ سلطهٔ امپراتوری‌‌ها»
۴) رمزگشایی از هدفِ سناریونویسانِ قرآن از «سورۀ جن»
۳) زهدان‌های مصلوب به‌پایِ شکنجه‌گاهِ توحید؛ تاراجِ تختِ «مادرِ کیهان»، «خدایِ جنگ» و «دهرِ قاهر»؛ با چه غایتی؟
۲) سقوط زنان از «پیشانی زئوس» به «حرمسرای الله»؛ مرز باریکِ میان «فیضان فلسفی» و «شیءانگاری قرآنی»
۱) «ذبحِ اسلامیِ» استعاره‌‌ها؛ چگونه «عروجِ روح» به «تنانه‌ترین مباحث» تقلیل یافت؟

.


#نقد_قرآن #مغلطجات #مغالطات



🌾 @Naqdagin
📺 چگونه «مغالطاتِ منطقی» سوره و کلام خدا شدند؟
— بررسی انتقادیِ سوره‌های نحل و روم
(۴/۴)
نحوهٔ کارکرد مغالطهٔ دست‌چین کردن داده‌ها
🔻در مغالطهٔ دست‌چین کردن داده‌ها (دست‌چین کردن داده‌ها)، با حجم عظیمی از داده‌های متضادِ موجود در «کلِ طبیعت» روبه‌رو هستیم.

🔻الگوی استدلال الهیاتی برای اثبات صفاتی مانند «رحمت و حکمت»، طبیعت را به دو شاخهٔ کاملاً جداگانه تقسیم می‌کند:

شاخهٔ نخست (داده‌های گزینش‌شده): پدیده‌های گوارا و مفید مانند عسل، شیر خالص و باران حیات‌بخش تفکیک می‌شوند تا مستقیماً به این نتیجهٔ پیش‌فرض‌گرفته متصل شوند که:
«طبیعت گواهی می‌دهد که خالق آن مهربان و حکیم است.»


شاخهٔ دوم (داده‌های حذف‌شده): در مقابل، تمامِ پدیده‌های تلخ، مخرب و بی‌رحمانهٔ موجود در همان طبیعت—مانند سلول‌های سرطانی، انگل‌های مغزی کودکان، مارهای سمی و سیل‌های ویرانگر—کاملاً نادیده گرفته شده یا خارج از معادله قرار می‌گیرند.

نتیجهٔ منطقی: اگر قرار است «طبیعت» به عنوان شاهد و گواه بر صفاتِ سازنده‌اش استادگی کند، نمی‌توان فقط به شهادتِ بخش‌های دوست‌داشتنیِ آن گوش داد و بخش‌های آشفته‌ساز را سانسور کرد.

☂️ چتر استنباط:

ترکیبِ فلسفهٔ سنجشِ شواهد و زیست‌شناسیِ داروینی، تضادِ روش‌شناختیِ الهیاتِ طبیعی را عیان می‌سازد. منطقِ علمی حکم می‌کند که اگر شواهد (طبیعت) قرار است ما را به نتیجه برسانند، باید مجموعِ داده‌ها (هم بخش‌های زیبا و هم بخش‌های بیرحم و قاطع) در معادله وارد شوند. انتخابِ گزینشیِ بخش‌های گوارا و نادیده گرفتنِ فجایعِ طبیعی، یک سوگیری شناختی برای حفظِ فرضِ اولیه است.

6️⃣ چتر استنباط نهایی؛ تقابلِ «پژوهشِ گشوده» و «دُورِ پیش‌فرض‌انگارانه»

🔻با کنار هم قرار دادنِ این ۵ گامِ استدلالی موجود در سوره‌های نحل و روم، می‌توان ساختارِ ذهنی و استدلالیِ متن را در الگوی زیر خلاصه کرد:
۱) مصادره به مطلوب: موجودات از همان قدمِ اول «مخلوق» نامیده می‌شوند.

۲)
توسل به جهل: از ناآگاهی انسان در پاسخ به مجهولات کیهانی و زیست‌شناختی، به عنوان محلی برای اثبات استفاده می‌شود.

۳)
خدای رخنه‌ها و علت کاذب: این شکاف‌ها بدون اثبات علّیِ مستقل، با فاعلِ الهی پر می‌شوند.

۴)
تأکید بر نتیجه: منفعتِ اتفاقیِ انسان از پدیده‌ها، به عنوان غایتِ اصلیِ آفرینشِ آن‌ها جا زده می‌شود.

۵) دست‌چین کردن داده‌ها:
تنها بخش‌های گوارا و مفیدِ طبیعت استخراج شده و به عنوان دلیلِ حکمت ارائه می‌شوند، درحالی‌که خشونت و ناهماهنگیِ طبیعت سانسور می‌شود.


در نهایت، نقدِ اصلی به پرسشگری بازمی‌گردد: آیا متن واقعاً از مشاهدهٔ طبیعت به خدا رسیده است، یا این‌که ابتدا به خدا باور داشته و سپس طبیعت را طوری بازتفسیر و سانسور کرده که با فرضِ اولیه‌اش همخوانی داشته باشد؟

📍پژوهشِ واقعی و تفکر عقلانی زمانی آغاز می‌شود که «پاسخ» در مقدمه گذاشته نشود و اجازه داده شود پرسش تا زمانی که شواهدِ تجربی و منطقیِ کافی برای آن یافت نشده، آزاد و باز باقی بماند.

اما در ساختارِ این سوره‌ها، پاسخ از پیش مشخص است و طبیعت تنها به عنوان ابزاری برای تأییدِ مجددِ آن پاسخِ پیش‌فرض‌گرفته فراخوانده می‌شود.

📻 «برهان تَمانُع» در ترازو (قسمت اول)
📕"سلطانِ" قرآن ظنّی‌تر از "ظنّ" سلطان!
— الله یا سلطانِ مغالطه‌‌‌ و عوام‌فریبی؟
📕کالبدشناسیِ پارانویای غلبه: کالبدشکافیِ مغالطاتِ قرآن علیه شرک
📺 مغالطاتِ قرآن در رد اهل کتاب

.


#نقد_قرآن #مغلطجات #مغالطات #تفکر_انتقادی



🌾 @Naqdagin