نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
🖼 تفسیری بر «قاضی بزرگ»
— اثر جیمز اِنسور‏

✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🍂 ما تماشاگران خسته هیاهوی جهان، در آستانه این پرده‌ی رنگین که انسور با جنون خویش از روح زمانه برگرفت، لحظه‌ای درنگ ‏کنیم. «قاضی بزرگ» نه یک دادگاه، بلکه صحنه‌ی شیدایی عالم است؛ جایی که حقیقت همچون ماسکی بر چهره‌ی بازیگران، ‏پیچیده و مضحک، پدیدار می‌شود.‏

🍂 انسور، نقاش بزرگ فلاندرز، با قلم‌مویی آغشته به زهر طنز و رنگ‌های کارناوال، پرده از نمایش بزرگ «قضاوت» برمی‌دارد.

🍂 در ‏مرکز صحنه، شخصیتی استوار، همچون شمایلی اسکلتی، نشسته؛ نه نماد عدالت کور، بلکه پیکر خودِ "حکمیت" است که از زیر ‏بار سنگین دنیا به پوچی و تهی‌شدگی رسیده. این قاضی، نه از عدالت، بلکه از خستگیِ ابدیِ داوری بر انسان‌ها می‌گوید.‏

🍂  او قاضی بزرگ است، اما در نگاه انسور، بزرگی‌اش نه در عصمت، که در ابهامِ هولناک اوست. آیا او مردگان را داوری می‌کند، ‏یا زندگان را به جرم نفس‌کشیدن در این نمایشِ مهوع، محکوم می‌سازد؟ صورت او، عریان از گوشت و پوست، نشان از این دارد ‏که زیر هر جامه و عنوان، یک اسکلت خنده‌رو (یا گریان)، در انتظارِ برهنگیِ نهایی است.‏

🍂 اطراف او را گروهی از شخصیت‌ها احاطه کرده‌اند، با جامه‌هایی پر زرق و برق و چهره‌هایی که خود ماسکی مضحک‌اند. ‏اینجاست که فلسفه به یاری هنر می‌آید:

📌
قضاوت چیست جز پوشیدنِ نقابِ دانایی، بر چهره‌ی نادانیِ مطلق؟ هر فریادی، هر حرکت ‏دستی، هر چشم خیره، خود اعترافی است پنهان: ما حکم می‌دهیم تا خود داوری نشویم.‏

🍂 این اثر، تجسمِ «کارناوالِ حقیقت» است. در فضای مبهم و تیره، رنگ‌های لجام‌گسیخته‌ی لباس‌ها، نه شادی، بلکه پریشانیِ درون را ‏فریاد می‌زنند. این رنگ‌ها، جشن نیستند؛ رسواییِ آشکار است. انسور با جسارت تمام، جوهره‌ی نقد خود را به سوی نهادهایی ‏پرتاب می‌کند که ادعای نظم و داوری دارند. او می‌گوید: بنگرید! عدالت شما، تنها یک بازیِ کریه با ماسک‌هایِ موقت است.‏

🍂 اینجا، داوری، بیشتر یک اعدامِ نمادین است تا اجرای قانون. شاهدان، وکلای مدافع، و خود محکومان، همه در یک رقصِ ‏بالماسکه شرکت دارند.
و چه ستمی بزرگ‌تر از آنکه حکم، از دهان کسانی صادر شود که خود بازیچه‌ی هوس و کینه و جهل‌اند؟


اما ورای طعنه‌ی تلخ، «قاضی بزرگ» پرسشی عمیق را مطرح می‌کند: «حکم‌دهنده» کیست؟
از منظر فلسفی، قضاوت، تمنایِ دیرینه‌ی انسان برای تعریفِ «مرز» است. مرز میان نور و ظلمت، خیر و شر، حق و باطل. اما انسور، با ‏نقاشی‌اش، این مرزها را در هم می‌شکند. او به ما می‌گوید: هیچ قاضی‌ای وجود ندارد، مگر «ترسِ» انسان از آشوب. ما حکم ‏می‌دهیم تا مطمئن شویم که در جهان، هنوز نظمی، هرچند پوشالی، برقرار است.‏

🍂 قضاوت، در نهایت، نه عملِ عقل، بلکه کنشِ اراده است. اراده‌ای که می‌خواهد جهان را در قالب‌هایِ محدود خود بگنجاند. ولی ‏این اثر، خود گواهی است بر ناکامی این اراده. همان‌طور که رنگ‌ها در پس‌زمینه‌ای تیره می‌لرزند، حکمِ قاضی بزرگ نیز در ‏نهایت در هاله‌ای از ابهام و پوچیِ غایی فرو می‌رود.‏

🍂 در برابر این اثر شگفت‌انگیز، ما نه داوران، که خود محکومانیم. محکوم به تماشایِ ابدیتِ ماسک‌ها و جستجویِ بی‌پایانِ چهره‌ای ‏که هرگز برنمی‌آید. انسور به ما آموخت که اگر قرار است داوری‌ای صورت گیرد، آن داوری باید بر نقاب‌های ما باشد، نه بر روح ‏عریان و خسته‌ای که زیر آنها پنهان است. ‏
‏«قاضی بزرگ» فریاد می‌زند:
ای انسان! از قضاوت کردن دیگران دست بکش، و از ترسِ داوریِ خود رها شو. حقیقت، رهاوردِ این ‏برهنگی است، و عدالت، تنها در غیابِ قاضیِ بزرگ، مجال ظهور می‌یابد. ‏

@nasaksara

.


#نگار_نو #فلسفیدن #نقاشی #هنر #قضاوت



🌾 @Naqdagin
💨آلودگی هوا: قتل‌عام خاموشی که دولت آن را امضا می‌کند🇮🇷

✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

💨 ایران، سرزمین کهن، این روزها در دود غلیظی غرق شده که نه فقط آسمان را کور کرده، بلکه ریه‌های میلیون‌ها انسان را می‌سوزاند. همین امروز، شاخص کیفیت هوای تهران از ۳۰۰ گذشته، اصفهان ۲۸۰، اهواز ۴۵۰، اراک و کرج بالای ۲۵۰. این اعداد دیگر فقط «شاخص» نیستند؛ حکم اعدام تدریجی‌اند. طبق گزارش سال ۱۴۰۳ سازمان بهداشت جهانی، آلودگی هوا سالانه بیش از ۶۰ هزار ایرانی را مستقیماً می‌کُشد. شصت هزار! یعنی هر سال، معادل جمعیت یک شهر متوسط ایران، زیر خروس‌خوان بنزین سوپرِ پالایشگاه‌های فرسوده و مازوت‌سوزی نیروگاه‌ها جان می‌دهند و کسی حتی یک دقیقه سکوت ملی اعلام نمی‌کند.

💨 ۶۰ هزار مرگ در سال یعنی روزانه ۱۶۴ نفر. یعنی همین حالا که شما این متن را می‌خوانید، چند کودک در بیمارستان‌های تهران با ماسک اکسیژن در حال خفه شدن‌اند. یعنی مادرانی که سال‌هاست بوی دود جای بوی نان صبح را گرفته، دیگر نمی‌توانند برای فرزندشان نفس بکشند. این مرگ‌ها را نه موشک دشمن، نه زلزله، نه سیل می‌کشد؛ این مرگ‌ها را تصمیمات غلط، بی‌کفایتی مطلق و فساد سیستماتیک مدیریت کلان کشور می‌کشد.

💨 بیایید عددهای تلخ‌تر را هم بگوییم: وزارت بهداشت در سال ۱۴۰۱ اعتراف کرد که فقط در تهران، آلودگی هوا سالانه بیش از ۴۸۰۰ نفر را می‌کشد. یعنی در هشت سال گذشته، فقط در پایتخت، بیش از ۴۰ هزار نفر قربانی سیاست «نمی‌صرفد فیلتر نصب کنیم»، «نمی‌صرفد خودروسازی را تعطیل کنیم»، «نمی‌صرفد مازوت را کنار بگذاریم» شده‌اند. این ۴۰ هزار نفر، نه شهید راه آزادی‌اند، نه کشته‌های جنگ تحمیلی؛ قربانی بی‌وطنی مسئولینی‌اند که ماشین خارجی آخرین مدل سوار می‌شوند، در ویلاهای لواسان نفس می‌کشند و برای مردم نسخه «در خانه بمانید» می‌پیچند.

💨 یادتان هست زمستان ۹۶؟ وقتی تهران ۲۷ روز پی‌درپی تعطیل شد و باز هم کسی استعفا نداد؟ یادتان هست که همان سال، رئیس‌جمهور سابق گفت «آلودگی هوا سیاسی است»؟ سیاسی؟! مرگ کودک ۹ ساله‌ای که به خاطر حمله آسم در آمبولانس جان داد سیاسی است؟ سرطان ریه‌ای که در ۱۰ سال گذشته در ایران ۱۱۵ درصد رشد کرده سیاسی است؟ (آمار مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی تهران، ۱۴۰۳)

💨 و حالا، در آبان ۱۴۰۴، دوباره همان داستان تکراری: مدارس تعطیل، دانشگاه‌ها غیرحضوری، بیماران قلبی بمیرند، سالمندان در خانه حبس شوند، زنان باردار جنین‌شان آسیب ببیند و هیچ کس، هیچ کس، پاسخگو نباشد. نه وزیر نفت استعفا می‌دهد که چرا پالایشگاه‌ها هنوز استاندارد یورو۵ ندارند، نه وزیر صمت که چرا ۳۰ سال است خودروسازان آشغال تولید می‌کنند، نه رئیس سازمان محیط زیست که فقط بلد است بگوید «مازوت نمی‌سوزانیم» و بعد دوربین‌های مخفی نشان دهند نیروگاه‌ها شب‌ها دود سیاه می‌پاشند توی صورت مردم.

💨 این دیگر آلودگی هوا نیست؛ این نسل‌کشی سازمان‌یافته است. این قتل‌عام با امضای کسانی است که بودجه‌های نجومی را صرف تبلیغات و پروژه‌های نمایشی می‌کنند اما برای یک فیلتر دوده روی اتوبوس‌های شرکت واحد پول ندارند. این کشتار عمدی مردمی است که مالیات می‌دهند تا مسئولین در کاخ‌هایشان اکسیژن خالص تنفس کنند.

💨 تا کی باید کودکمان را با سرفه‌های خونی از خواب بیدار کنیم؟ تا کی باید به مادرمان بگوییم «امروز بیرون نرو، می‌میری»؟ تا کی باید در شهری زندگی کنیم که نفس کشیدن در آن مساوی است با خودکشی تدریجی؟

💨 این متن را نه برای تغییر مسئولین می‌نویسم؛ آن‌ها گوششان کر و دل شان کور است. برای شما می‌نویسم، برای آن مادری که فرزندش را در آغوش گرفته و اشک می‌ریزد، برای آن پیرمردی که با ویلچر در پارک خالی نشسته و به آسمان خاکستری نگاه می‌کند. ما دیگر نمی‌توانیم ساکت بمانیم. این دود فقط ریه را نمی‌سوزاند؛ وجدان یک ملت را هم دارد خاکستر می‌کند. اگر امروز فریاد نزنیم، فردا دیگر کسی نمانده که فریاد بزند.

@nasaksara

⭕️ افزایش چشمگیر تولید «بنزین پتروشیمی»؛ هدیه سرطان‌زای جمهوری اسلامی به ایرانیان

آلودگی هوا در ده‌ها شهر ایران طی روزهای اخیر به میزان «سمی و خطرناک» برای همه افراد و گروه‌های سنی رسیده است و مردم از تهران و کرج و اراک گرفته تا مشهد، تبریز، اصفهان، اهواز، همدان یا ساری، با انتشار تصاویر و ویدیوهایی از تجربه «شدید‌ترین میزان آلودگی طی دهه‌های اخیر» سخن می‌گویند.

در برخی از این کلان‌شهرها مانند تهران یا تبریز، وب‌سایت‌های کنترل کیفیت هوا به دستور مقام‌ها، از ارائه آخرین داده‌ها یا نمایش اعداد صحیح درباره شدت آلودگی‌ها منع شده‌اند. با این حال، وب‌سایت‌های جهانی معتبر در روز سه‌شنبه ۴ آذر، شاخص آلودگی هوای تهران را با وجود تعطیلی ادارات و مدارس، حدود عدد ۱۸۱ نشان می‌دهند که آن را در سطح خطرناک قرار می‌دهد.

بیشتر بخوانید....

@IndyPersian


.


#نگار_نو #فلسفیدن #نقاشی #هنر #قضاوت



🌾 @Naqdagin