نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.41K videos
93 files
9.11K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
نقدآگین pinned «📺 عدالت در قرآن برای دفاع از امر زشت چندهمسری، می‌گن اسلام گفته باید بین زنان عدالت برقرار کنی. عدالت اینه که آیه ۵۱ از سورهٔ احزاب می‌گه!😢😡 جمله‌های داخل کروشه، تفسیری است که با توجه به متن آیه نوشته شده. آیه تمام اختیار برای رابطه را به محمد داده و در…»
نقدآگین pinned «🎧 آیا در قرآن تناقض وجود دارد؟ (+) — خلاصه‌ای از «نقد قرآن»، اثرِ ارزشمندِ دکتر سُها 🔻در این کتاب، نویسنده سعی کرده با بررسی مواردی مثل: 1️⃣ تناقضات ظاهری در برخی آیات 2️⃣ تفاوت روایت‌ها در داستان‌های قرآنی 3️⃣ مسائل مربوط به تاریخ جمع‌آوری قرآن 4️⃣ و…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 از ذهنیت مذهبی تا بی‌ذهنی و گشودگی به هستی
— بت‌شکنی مقدس: چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" می‌نامد؟
(۱/۳)
🎙#اشو

شوک‌درمانی معنوی
در نگاه نخست، وقتی شنونده‌ای ناآشنا با ادبیات اشو مواجه می‌شود که او تمام پیامبران، آواتارها و مقدسین تاریخ را با عبارت رکیک «فضولات مقدس» (Holy Shit) خطاب می‌کند، واکنشی جز خشم، تعجب یا انزجار نخواهد داشت. این کلام در ظاهر، اوجِ کفرگویی و توهین به باورهای میلیاردی انسان‌هاست. اما اگر از لایه‌ی سطحیِ زبان عبور کنیم و به عمقِ استراتژیِ آموزشی او بنگریم، درمی‌یابیم که این پرخاشگری زبانی، نه از سرِ نفرت، بلکه نوعی «جراحیِ ادراکی» یا «شوک‌درمانی» است. اشو در اینجا در نقشِ یک معلمِ اخلاق ظاهر نمی‌شود، بلکه در نقشِ یک «بیدارکننده» عمل می‌کند که قصد دارد خوابِ سنگینِ هزارساله‌ی مخاطبش را با یک فریادِ گوش‌خراش پاره کند.

۱. مکانیزمِ ذهنِ بت‌ساز: تقدس به مثابه مخدر

برای درکِ چراییِ این حمله، ابتدا باید آسیب‌شناسیِ ذهنِ انسان از دیدگاه اشو را بشناسیم. انسانِ معمولی همواره به دنبالِ «امنیت» است، نه «حقیقت». حقیقت ترسناک، ناشناخته و مسئولیت‌آور است؛ اما امنیت، آرام‌بخش است.

ذهن انسان برای فرار از مسئولیتِ رشدِ شخصی، دست به خلقِ «ابرقهرمان‌های معنوی» می‌زند. ما پیامبران و قدیسین را آن‌قدر بالا می‌بریم و در هاله‌ای از نور و تقدس می‌پیچیم که دست‌نیافتنی شوند. چرا؟ چون اگر آن‌ها «فرزندان خاص خدا» باشند و ما «انسان‌های معمولی»، آنگاه ما بهانه‌ای عالی داریم که مثل آن‌ها نباشیم. ما می‌گوییم:
«او مسیح بود، من که نمی‌توانم مسیح باشم، پس فقط او را می‌پرستم.»


اینجاست که اشو وارد می‌شود. او معتقد است که تصویرِ ذهنیِ ما از پیامبران، تبدیل به «مخدر» شده است. ما به جای پیمودنِ راه، عکسِ راهنما را می‌پرستیم. این تصاویر مقدس به قول اشو تبدیل به "Holy Shit" می‌شوند؛ یعنی موانعی که اگرچه برچسبِ «مقدس» دارند، اما ماهیتشان جز «فضولاتِ ذهنی» و انباشتِ حافظه نیست و راهِ تنفسِ آگاهیِ زنده را می‌بندند.

۲. سنتِ «بودا را بکش»: ریشه‌های شرقی تفکر اشو

این رویکرد اشو، اگرچه با زبانِ مدرن و غربی (و گاهی بی‌پروایانه) بیان می‌شود، اما ریشه در سنتِ کهنِ «ذن بودیسم» دارد. یک کوآن (معمای) مشهور در ذن می‌گوید:
«اگر در مسیرت بودا را دیدی، او را بکش!».


🔺معنای این جمله کشتنِ فیزیکی نیست؛ بلکه به این معناست که اگر در مراقبه یا مسیرِ جستجوی حقیقت، تصویرِ بودا به ذهنت آمد و تو محوِ تماشای آن شدی، تو در دامِ ذهن افتاده‌ای. تو به جای تجربه کردنِ «حقیقتِ بی‌فرم»، به «فرم» چسبیده‌ای.

اشو وقتی واژه‌ی "Holy Shit" را به کار می‌برد، دقیقاً در حالِ اجرای همین تکنیک است. او می‌خواهد این چسبندگیِ ذهنی را از بین ببرد. او می‌داند که تا وقتی ذهنِ مریدان پر از تصاویرِ عیسی، محمد، بودا یا کریشناست، جایی برایِ سکوت و تجربه‌ی مستقیمِ خدا وجود ندارد. او با توهین به این تصاویر، سعی می‌کند ارزشِ آن‌ها را در ذهنِ مخاطب بشکند تا مخاطب «رها» شود.

۳. نفیِ پیامبریِ خود: بستنِ راهِ فرار

بخشِ دوم و بسیار کلیدیِ صحبت‌های اشو، جایی است که می‌گوید:
«من نه پیامبرم، نه خاص هستم و نه پیامی تازه دارم.»


این شاید هوشمدانه‌ترین بخشِ استراتژی اوست. اگر اشو پیامبرانِ قبلی را نفی می‌کرد اما ادعا می‌کرد که «من پیامبرِ جدید هستم»، صرفاً یک بتِ کهنه را با یک بتِ نو جایگزین کرده بود. مریدانش دوباره همان بازیِ قدیمی را شروع می‌کردند: پرستشِ اشو به جایِ بیداریِ درون.

او با اصرار بر اینکه «من معمولی‌ام» و «من هیچ‌کاره‌ام»، آخرین پناهگاهِ مرید را ویران می‌کند. او می‌گوید:
* دنبالِ من راه نیفتید، من شما را به جایی نمی‌برم.
* من واسطه‌ی بین شما و خدا نیستم.
* هیچ «پیامِ» بسته‌بندی شده‌ای وجود ندارد که با حفظ کردنِ آن نجات پیدا کنید.


او با این کار، مرید را در یک خلأ ترسناک اما ضروری رها می‌کند. وقتی هیچ پیامبری نیست، هیچ کتابِ مقدسی نیست و خودِ استاد هم ادعای نجات‌بخشی ندارد، انسان تنها می‌ماند. و در این «تنهاییِ مطلق» است که انسان مجبور می‌شود به درونِ خودش نگاه کند. این همان لحظه‌ی بیداری است.

۴. چرا باید احساسات جریحه‌دار شوند؟

اشو آگاه است که کلامش باعثِ رنجش و خشمِ دین‌داران یا حتی مریدانِ خودش می‌شود. او می‌گوید این تصاویر به ذهنِ شما «چسبیده‌اند». کندنِ یک چسبِ زخمِ کهنه، دردناک است.

مخاطب به آن تصاویرِ مقدس دلبستگیِ عاطفی دارد. آن‌ها هویتِ او هستند. وقتی اشو آن‌ها را "Shit" می‌نامد، در واقع به «هویتِ عاریتیِ» مخاطب حمله می‌کند. اما اشو معتقد است این درد، مثلِ دردِ نیشترِ جراح است. تا وقتی که دملِ چرکینِ «تقلید» و «پرستشِ کورکورانه» پاره نشود، شفایی حاصل نخواهد شد. او حاضر است منفور باشد، اما شاگردش را در خوابِ شیرینِ خرافات رها نکند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📺 از ذهنیت مذهبی تا بی‌ذهنی و گشودگی به هستی
— بت‌شکنی مقدس: چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" می‌نامد؟
(۲/۳)
🎙#اشو

نتیجه‌گیری: دعوت به بلوغ


خلاصه کلامِ اشو در این قطعه، دعوت به «بلوغ معنوی» است. کودک نیاز دارد دستِ پدر را بگیرد، اما انسانِ بالغ باید روی پای خود بایستد.

📌 نامیدنِ مقدسین به عنوانِ مانع، و نفیِ جایگاهِ ویژه‌ی خود، تلاشی است برای اینکه انسان بفهمد:
«خدا در آسمان‌ها یا در تاریخِ گذشته نیست؛ خدا (یا حقیقت) همان زندگی‌ای است که همین الان در رگ‌های تو جاری است. واسطه‌ها را حذف کن، تصاویر را دور بریز و مستقیم با هستی روبرو شو».


🔺این پیامی است که شنیدنش جسارت می‌خواهد، و فهمیدنش، آمادگی برای عبور از تمامِ باورهای موروثی.

شاید این پرسش طرح شود که، خب این با ماتریالیسم و مصرف گرایی چه فرقی داره و آتئیسم؟ بدون راهنما فرد قرار است به چه غایت و مقصدی برسد و دست یابد جز موفقیت و کسب پول و شهرت و قدرت و لذتهای زودگذر؟ و به نهیلیسم دچار نشود؟

این پرسش یکی از دقیق‌ترین و بنیادی‌ترین نقدها به تفکر اشو و به طور کلی عرفان‌های بدون شریعت (Non-dogmatic spirituality) است. در نگاه اول، حق با پرسشگر است؛ اگر آسمان را خالی کنیم و پیامبران را کنار بگذاریم، چه چیزی جز «زمین» و «مادیات» باقی می‌ماند؟

اما فلسفه‌ی اشو پاسخ بسیار ظریف و متفاوتی به این مسئله دارد. او معتقد است که اتفاقاً دین‌داری سنتی و ماتریالیسم دو روی یک سکه‌اند و راه حل او (معنویتِ بیدار) با هر دو متفاوت است.

🔻در اینجا تفاوت دیدگاه او با ماتریالیسم، آتئیسم و نهیلیسم را بررسی می‌کنیم و اینکه «مقصد» در نگاه او چیست:

۱. تفاوت با ماتریالیسم و مصرف‌گرایی: فرار به بیرون vs. بازگشت به درون

پرسشگر نگران است که بدون خدا، انسان غرق در پول و لذت شود. پاسخ اشو این است:

* ماتریالیسم و دین‌داری هر دو «فرار» هستند: اشو می‌گوید انسانِ خواب‌الود، احساس خلأ درونی دارد. یک ماتریالیست سعی می‌کند این خلأ را با پول، ماشین و سکس پر کند. یک دین‌دارِ سنتی سعی می‌کند همان خلأ را با تصویرِ خدا، بهشت و شفاعتِ پیامبران پر کند.

* نقد اشو: هر دو گروه در حالِ «پر کردن» سوراخِ وجودشان با چیزی «بیرونی» هستند. فرقی نمی‌کند آن چیز «کالای لوکس» باشد یا «کالای مقدس».

* راهِ سوم اشو: او نمی‌گوید بروید دنبال پول (مصرف‌گرایی)، بلکه می‌گوید «به درون برگردید و با آن خلأ روبرو شوید». هدف او لذتِ زودگذر نیست، بلکه «سرور» (Bliss) است که از درون می‌جوشد و نیازی به خریدنِ کالا یا تکیه به پیامبر ندارد.

۲. تفاوت با آتئیسم (خدا‌ناباوری): نفیِ خدا vs. اثباتِ خدای‌گونگی

آتئیسمِ مدرن معمولاً جهان را ماشینی، تصادفی و فاقد روح می‌داند. اما اشو آتئیست نیست، او «غیرِ تئیست» (Non-theist) است.

* خدا به مثابه‌ی شخص (God): اشو با خدایی که مثل پادشاه در آسمان نشسته و دستور می‌دهد (خدای ادیان ابراهیمی) مخالف است و آن را توهم می‌داند.

* خدا به مثابه‌ی کیفیت (Godliness): او به شدت به «قدسی بودنِ هستی» باور دارد. او می‌گوید خدا «شخص» نیست، بلکه «جریانِ حیات» در درخت، سنگ و انسان است.

* تفاوت: یک آتئیست می‌گوید "درخت فقط چوب است"، اما اشو می‌گوید "درخت تجلیِ رقصِ هستی است؛ با آن مدیتیشن کن". بنابراین جهانِ اشو سرد و مکانیکی نیست، بلکه زنده، هوشمند و مقدس است.

۳. تفاوت با نهیلیسم (پوچ‌گرایی): پوچیِ سرد vs. پوچیِ رقصان

نهیلیسم (منفی و منفعل) می‌گوید:
«هیچ معنایی وجود ندارد، پس افسرده باش و بمیر.»


اشو می‌گوید:
«هیچ معنای «از پیش تعیین شده‌ای» وجود ندارد، پس آزاد باش و برقص!»


* از نظر اشو، اینکه "هدفی" (مثل بهشت یا مأموریت الهی) وجود ندارد، خبرِ بد نیست؛ خبرِ خوب است. چون یعنی تو ابزارِ دستِ خدا نیستی. تو آزادی که زندگی‌ات را مثل یک بومِ نقاشی خلق کنی.

* او نهیلیسم را «نفیِ منفی» می‌داند، اما دیدگاه خودش را «فضایِ خالیِ خلاق» (Sunyata) می‌نامد. مثل تفاوتِ یک ظرفِ خالی که «بی‌محتواست» با اتاقی خالی که «آماده‌ی چیدمان» است.

۴. بدون راهنما و هدف، انسان به کجا می‌رسد؟

اگر بپرسید «غایت و مقصد چیست؟». اینجاست که پارادایم شیفت (تغییر زاویه دید) اصلی رخ می‌دهد:

* حذفِ «آینده»: در ادیان و ایدئولوژی‌ها، هدف همیشه در «آینده» است (بهشت، جامعه بی‌طبقه، رستگاری، زمانه‌ی ظهور امام زمان و مسیح). این باعث می‌شود انسان «حال» را فدا کند.

* مقصد «اکنون» است: اشو می‌گوید بزرگترین فریب، کلمه‌ی «هدف» است. زندگی «هدف» ندارد، زندگی خودش «معنا» است. گل رز برای چه هدفی باز می‌شود؟ برای هیچ. باز شدنِ گل، خودِ پاداش است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📺 از ذهنیت مذهبی تا بی‌ذهنی و گشودگی به هستی
— بت‌شکنی مقدس: چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" می‌نامد؟
(۳/۳)
🎙#اشو

* زوربای بودایی: انسانِ ایده آلِ اشو، ترکیبی است از «زوربا» (شخصیت یونانی که عاشق رقص، غذا و لذت زمینی است) و «بودا» (که نمادِ سکوت، عمق و آگاهی است).
* او نمی‌خواهد انسان فقط دنبال پول باشد (مثل ماتریالیست‌ها).
* و نمی‌خواهد انسان فقط در غار ریاضت بکشد (مثل مرتاض‌ها).
* او می‌گوید:
«پاهایت روی زمین محکم باشد (لذت ببر، ثروت بساز، زندگی کن) اما سرت در آسمانِ آگاهی باشد (وابسته نباش، شاهد باش، بیدار باش).»


۵. جایگزینِ راهنما چیست؟ (تکنیکِ «شاهد»)

اشو پیامبران را حذف می‌کند تا «معلمِ درون» بیدار شود.
او می‌گوید تا وقتی دستت در دستِ راهنماست، پاهای خودت قوی نمی‌شود. جایگزینِ راهنما، «آگاهی» (Awareness) است.
* فردِ مصرف‌گرای معمولی، ناآگاهانه خرید می‌کند و می‌خورد (خواب است).

* سالکِ مطلوبِ اشو، اگر غذا می‌خورد یا پول درمی‌آورد، با «هشیاریِ کامل» و بدونِ وابستگی این کار را می‌کند. او اربابِ لذت است، نه برده‌ی آن.

خلاصه
تفاوت اینجاست:
۱. ماتریالیست: جهان ماده است، بخور و بخواب (بی‌خبری).
۲. دین‌دار: جهان مزرعه آخرت است، زجر بکش تا پاداش بگیری (معامله‌گری).
۳. نهیلیست: جهان پوچ است، ناامید باش (تاریکی).
۴. اشو: جهان بازی و رقص الهی (Leela) است؛ نه هدفی در آینده هست و نه خدایی در بالا. هدف، خودِ «زندگی کردن با هوشیاری و سرور» در همین لحظه است.

🔻اشو و اسلام
🐫 شتر و رابطه در اسلام
📕پیرامون خمینیاک و پُری از پِهِن گاو
📕اشو: مهمل بودن قرآن
📕محمد از «مراقبه» هیچ نمی‌دانست!
📺 از حمایت از تنوع‌طلبیِ مردان تا رواجِ هم‌جنس‌بازی

🔻اشو
📺 تضادِ اعتقاد و هشیاری!
📕خدا یا عروسک‌خرسیِ بزرگ؟
📺 برای ارزش عشق چه رخ داده‌؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!
📓علم مراقبه و تانترا

🔻شرق Vs اسلام
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را می‌کشد، شیعه مغزش را!
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»

.


#نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «🥺🎅🏼 محکومیتِ الله/محمد با کتابِ [منسوب به] خودش! «لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ؟ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ؛ چرا چیزی می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟ نزد خدا بسیار ناپسند است که چیزی بگویید و عمل نکنید!» (۲ و ۳، صف) 🔻در…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 سورۀ فیل: توهین به شعور انسان! (منبع)

🔸استاد #احمد_قبانچی از این نکتۀ مهم و راه‌گشا (در شناخت منابع تالیف قرآن) غفلت می‌ورزد که تمایزی جدی میان «روایت قرآن» و «شأن‌نزول‌های متأخری» که در دورهٔ عباسی بر آن الحاق شده، وجود دارد. قرآن مشخص نمی‌کند که اصحاب فیل چه کسانی بوده‌اند و الله از چه کسانی دفاع کرده‌است. روایت مربوط به کعبه و حفاظت از آن، در تاریخ‌نگاری‌های متأخر نسبت به زمان تالیف قرآن نگاشته شده و معنای این سوره را در جهت اهداف ایدئولوژیک امپراتوری عربی جعل کرده است.

🔻در ویدیویی که از مصاحبۀ #حامد_عبدالصمد با استاد #محمد_المسیح ترجمه کرده‌بودیم (📺 نقد سوره فیل: افسانهٔ ایران‌ستیز قرآن) به تناقضات این افسانه و منشاء اصلی‌اش و وجه ایران‌ستیزانه/مسیحی‌اش پرداخته‌بودیم:
🔸ابعاد و چرایی وجوه مسیحی-رومی و ایران‌ستیزانه قرآن (در کنار اقتباسات پرشمارش از متون زرتشتی - بایبلی) مدتها موضوع کاوش و پرسشم بوده‌است. در سوره روم و در سوره فیل، به‌درجات می‌توان همین وجه را مشاهده کرد؛ امری که کمتر ایرانیان بدان توجه می‌کنند و اگر توجه کنند نیز چونان علی شریعتی، با نوعی سوگیری مثبت اسلامی از آن یاد می‌کنند و راه را برای پرسش‌هایی که طرحشان، حداقل برای یک ایرانی (فارغ از عقیده‌اش) ضروری‌ست، می‌بندند.

🔸اصحاب فیل و «ابرهه/ابراهام»، داستانی پیرامون سرداری یمنی نیست؛ بلکه بنا به شواهد و به احتمال بالا، برگرفته شده از متنی غلوآمیز و جعلی از کشیشان مسیحی پس از جنگ با ارتش بهرام چوبین (شاه‌-سردار نابغه جنگ در تاریخ) است که به جنگ با رومیان مسیحی رفته بود و در این رویارویی، سپاه ارمنی، جزو عوامل مؤثر در پیروزی رومیان و شکست ایرانیان بودند.

🔸بعدتر این متن غلوآمیز‌ توسط سیره‌نویسان مسلمان بعنوان واقعیت تاریخی بیان شده تا برای کعبه-مکه، نوعی تاریخ تقدس و وجود تاریخی دراز دامن جعل کنند.

🔗 مطالعۀ توضیحات و شواهد دقیقتر (اینجا)


🔻در مقالۀ «ابطالِ ادعای محمد با «نورِ» تورات و «حافظان»ش» ابعادِ این «ایران‌ستیزی و روم‌گراییِ» قرآن را بیشتر شکافتیم:
این پژوهش نشان داد که قرآن اولیه در محیطی شکل گرفت که سرشار از روایت‌های سریانی-مسیحی بود؛ محیطی آمیخته با افسانه‌های اسکندر، قصه‌های هفت‌خفتگان، و ایدئولوژی پرو-بیزانسی. همین بستر است که می‌تواند هم سوگیری‌های سیاسی قرآن (از شادی هیجان‌زده برای پیروزی روم مسیحی و شکست ایران زرتشتی، تا تمسک به افسانۀ بازتولیدیِ پروپاگاندای امپراتوری روم بنا بر بازسازیِ مسیحیِ چهرۀ اسکندر سفاک و گجستکِ، بجای ارجاع به کوروشِ ایرانیِ رهایی‌بخش ملتِ موحد یهود) را توضیح دهد، و هم علت این‌که چرا محمد، در آزمون یهودیان، به جای روایات اصیل یهودی، به منابع ثانوی رایج در شام و حیره روی آورد. این خطاها، نه لغزش‌های جزئی، بلکه نشانه‌ای روشن از گسست محمد از سنت رسمی اهل کتاب بودند؛ سنتی که یهودیان با آن آمدند تا صدق ادعای او را بیازمایند.


@naghde_eslamm

🔻احمد قبانچی ۱
📺 نقدِ سورۀ الرحمن
📺 نقد سورۀ هُمزه
📺 نقد سورۀ قریش؛ اعجاز ادبی؟!
📺 رازِ "نغمۀ الهی"؛ چرا قرآن معجزه است؟
📺 محمد صادق بود، اما قرآن کلام خدا نیست
📺 اعتماد غیرعقلانی محمد به مدعی جبرئیلی

🔻احمد قبانچی ۲
📺 آیا کعبه توسط ابراهیم ساخته شد؟
📺 ضرر شریعت بیش از نفع آن است!
— لزوم الغای شریعتِ اسلام بدلیلِ «غلبۀ ضرر بر منفعت»
📕گفتگوی قبانچی با خداناباوران عرب
📻 کفرِ خدا به خدای ادیان
🔻احمد قبانچی ۳
📺 مهدی منتظر: بین اسطوره و نیاز روانی
📺 نقدِ ادلۀ وجود امام زمان
📺 طول عمر امام مهدی؟

🔻تالیف قرآن
📺 آفرینشِ قرآن
📕افشای تالیف جمعی‌ قرآن با ریاضی
📺 آیا قرآن کار جمعی بوده‌؟
📻 گاف‌ها بمثابه امضا
📺 چه کسی قرآن را تالیف کرد؟

🔻اصحاب کهف
📻 سروش در ترازو: خرافات کپی‌پیستی
📕اصحاب کهف و روشنفکر دینی
📕سلمان و قرآن و مغالطه‌‌ در کلام نبوی

🔻گرایش مسیحی - ایران‌ستیز
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📺 اصحاب کهف: بافتۀ کشیشی مسیحی
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی
🔻ذوالقرنین و رمانس اسکندر
📺 ذوالقرنین کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📕افسانۀ سُریانیِ دروازه‌ی اسکندر

🔻عباسیان و ساخت ایدئولوژی - دین
📺 آیا قبل اسلام عرب‌ وجود داشت؟
📻 رمضان عباسی: مهندسی مناسک، ساخت یک امت
📺 ریشه‌های مبهم عباسیان و شکل‌گیری اولیه اسلام
📻«جغرافیای قرآن» علیه تاریخ‌سازی عباسی
📕عباسیان: تغییر قبله و تحریف قرآن
📻 انفصال عباسیان از مسیحیت اموی
📻 سلمان و تاریخ‌تراشی عباسی
📻 چرا تاریخ‌پردازی عباسی؟
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)

🔻کعبه - مکه
📕ابراهیم: افسانۀ سفر به حجاز
📺 ابن زبیر هویت‌تراش؛ بنیان‌گذار کعبه
📻 مراحل تغییر قبله در اسلام
📻 مثلثِ «مرو، مکه، پترا»
📻 مبداء اسلام: پترا، عراق یا بلخ؟
📺 مکه یا بکه؟
📺 بکه مکه نیست
📕از بکه تا مکه
🔻حامد عبدالصمد
📺 ساخت و مرمت خانۀ کعبه

.


#نقد_قرآن #بازنگری



🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📘بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد — چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بی‌نهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟ (۱) ✍🏻 #حسین_میرصلاح مقدمه 🔸این مقاله پس از تماشایِ بخشی از سخنانِ نقادانۀ آخوند #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی…»
نقدآگین pinned «📘سوژۀ مقاومِ مدرن یا سوژۀ ولایی؟ — شریعتی و سروش و روحانیت نقاد در برابر نهیلیسمِ چپِ فردیدی - حکومتی ✍🏻 #محمود_کریمی 🔸تقابل تاریخیِ روشنفکرانِ نقاد (مانند علی شریعتی و عبدالکریم سروش) با نهاد تاریخی روحانیت، چیزی بیش از یک دعوای ایدئولوژیک بوده‌است؛ این…»
نقدآگین pinned «📘بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد — چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بی‌نهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟ (۲) 🎅🏼💋💄 مانیفست استبدادِ مذکر: وقتی الله «کارگزارِ هوس» می‌شود اگر شما دو نفر به سوی خدا توبه کنید (بهتر…»
نقدآگین pinned «🎧 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد — چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بی‌نهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟ 🔻عیسی مسیح: «هرکس زنش را به هر علتی جز خیانت طلاق دهد و با زن دیگری ازدواج کند، زناکار محسوب می‌شود»…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸در سوئد، خطبه‌های جنجالی یک امام جماعت درباره خشونت علیه زنان (بنا به نصّ صریح قرآن و احادیث صحیح نبوی)، واکنش‌های گسترده‌ای را به دنبال داشته است.

🔸امام مسجد الرحمه در شهر کریستیانستاد پس از بیان سخنانی مبنی بر اینکه مردان در برخی شرایط حق دارند همسران خود را تنبیه کنند، از سمت خود برکنار شد.

🔸اما این تصمیم، از نگاه برخی جریان‌های سیاسی در سوئد کافی نبوده است.⁩ آن‌ها خواستارِ «بستنِ آن مسجد»، «تخریبِ آن» و یا «تغییر کاربری آن» شده‌اند.


📺 قرآن و کتک زدن زنان؟ - کمال حیدری
📺 زنان در نظر علمای اسلام
📻 زن در چشم علی
📕نامه علی دربارۀ زنان
📺 مغالطهٔ علی علیه زنان
📺 طبق اسلام زن باید در خانه بماند!
📕حقوق و اختیارات زنان عرب قبل اسلام
📺 راه برخورد با مردی که صیغه میکنه!
📕حقوق زنان: عقبگرد از عرف و ادیان
📕تجاوز به زن شوهردار اسیر/کنیز
📺 بردگان جنسی و روشنفکری دینی
📺 گناهی به نام زن بودن در اسلام

📺 تیمارستانِ متجاوزان ولایی
📺 رسالۀ روح‌الله خمینی و دختر کودک و نوزاد
📕عدالت در قرآن: «چک‌لیستِ امتیازات مردانه»
📕«الله و قانون» در خدمت قدرت
📕طمع به عروس، نقض ده‌فرمان

.


#زنان_و_اسلام #نقد_قرآن



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 "امامانِ ما «واسطه نیستند»، خودِ خدا هستند؛ مختار به اجابتِ دعای بندگان!"
— حرف‌ این شیخ را مشرکان هم نمی‌زدند!
(۱/۲)
🔻آخوند حلال‌زاده «دانشمند(!)» که به اردستانی گفته‌بود:
خاک بر سر توی بی‌غیرت! این حرف را سنی‌ها هم نمی‌زنند!

تو شیخِ مفلوکِ حرام‌زاده، با لباس آخوندی، می‌آی مزخرفات تحویل مردم می‌دی؟!


🔺و اگر نظامِ قضایی‌ای در این کشور در حد عدالتِ داعشیِ اسلامی نیز برقرار بود، نه مشابهِ سرنوشتِ امام جماعتی در کشور سوئد که بابتِ خواندنِ آیه‌ی غیراخلاقیِ قرآن و حدیثِ صحیحِ محمد دربارۀ «کتک زدن زنان»، از مسجد اخراج شد و تا بستنِ مسجد و حتی تخریبِ آن شاید پیش بروند، باید این آخوند بی‌چاک‌ودهان که مرتکبِ «قذف» شده را، طبقِ قوانین شریعت قرآن، ۸۰ ضربه شلاق، آن هم علنی، می‌زدند تا مابقیِ الوات و فحاشانِ تهی‌مغز، حسابِ کار دست‌شان بیاید که شریعت اسلام، غیرآخوند و آخوند نمی‌شناسد:
و کسانی که به زنان پاک‌دامن نسبت زنا می‌دهند، سپس چهار شاهد نمی‌آورند، آن‌ها را ۸۰ تازیانه بزنید... (نور: ۴).


🔺اما، همین طبلِ میان‌تهی، عملا عقایدِ غلوآمیز و مشرکانه‌ای را به‌نام اسلام ترویج می‌دهد، که اگر خود پیامبر اسلام زنده بود، به‌جرم بدعت و ترویجِ شرک در لباس اسلام، با شمشیر از وسط دونصفش می‌کرد!

🔸مهم‌ترین درگیری مولفان ناصریِ (یهودی - مسیحیِ) قرآن، با پدیدۀ شرک -از نظر خودشان- (به‌طور خاص «تثلیثی‌های مسیحی») بوده‌است، و بر سر همین تفسیرِ الوهیِ جایگاهِ عیسی و مریم و...، که وفقِ قرآن، آن‌ها را خدا نمی‌دانستند، بلکه «شفیع مقرب» یا «فرزند/نزدیک به خدا» می‌دانستند.
«و کسانی که غیر از خدا را سرپرستانی گرفتند [و گفتند:] ما آن‌ها را نمی‌پرستیم مگر برای اینکه ما را هرچه بیشتر به خدا نزدیک کنند...» (زمر: ۳)


🔺اما شیعۀ اثنی عشری یک ضدحملۀ اساسی‌تر و چند جانبه از دلِ اسلام زد، و عملا «مرکزیتِ قرآن» را موردِ هدف قرار داد و توسل به انبوهی روایاتی که معلوم نیست چند قرن بعد، و توسطِ چه جریان‌هایی و با چه مقاصدی به خاندان علی نسبت داده‌شدند، مذهبیِ آشکارا فاجعه‌بارتر از تثلیث مسیحیان، با چهارده معصوم، یعنی تثلیثی (اقنومِ خدایانی) بزرگتر، خمْسةَ عَشَری (۱۵ تایی)، ساخت؛ چرا که حتی مشرکانِ قرآنی نیز صفاتِ الهی را به خدای خالق نسبت نمی‌دهند:
"«بگو: «چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی می‌دهد؟ یا چه کسی مالک (و خالق) گوش و چشم‌هاست؟ و چه کسی زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد؟ و چه کسی امور جهان را تدبیر می‌کند؟» به‌زودی خواهند گفت: «الله»؛ پس بگو: «پس چرا (از شرک و شفیع‌جویی) نمی‌پرهیزید؟»" (یونس: ۳۱).


***
🔸در قرآن، دلیل اینکه مشرکان برای خدا شفیع قائل می‌شدند، به باور آن‌ها به نزدیکی این شفیعان به خداوند و توانایی‌شان در واسطه‌گری برای جلب رضایت الهی برمی‌گشت. آن‌ها معتقد بودند که این شفیعان (مانند اولیاءالله، یا فرشتگان) می‌توانند در درگاه الهی برایشان شفاعت کنند و خداوند را به سوی آن‌ها هدایت کنند.

آیا مشرکان مخاطب قرآن، شفعیان را خدا می‌دانستند؟

🔸در بیشتر موارد، مشرکان به صراحت این شفیعان را "خدا" نمی‌دانستند. آن‌ها باور داشتند که خداوند تنها ذات اقدس الهی و خالق هستی است، اما این شفیعان را موجوداتی نزدیک به خدا و دارای اختیاراتی از جانب او می‌دانستند که می‌توانند در مسائل دنیوی و اخروی به آن‌ها کمک کنند. این باور، ریشه در تصور آن‌ها از یک سلسله مراتب الهی داشت که در آن، موجوداتی واسطه بین انسان و خداوند قرار می‌گرفتند.

🔻اما این باور، در عمل، از نظر مولفان قرآن، همانند شرک به خدا بود. زیرا:

عبادت غیر از خدا: زمانی که انسان برای حل مشکلات یا جلب رضایت، به جای رو آوردن مستقیم به خدا، به سراغ موجودات دیگر می‌رود و از آن‌ها طلب کمک می‌کند، این عمل خود نوعی عبادت یا استمداد از غیر خداست که در قرآن به شدت نهی شده است.
آگاه باشید که دین خالص از آنِ خداست؛ و کسانی که به جای او سرپرستانی گرفتند [و گفتند:] ما آن‌ها را نمی‌پرستیم مگر برای اینکه ما را به خدا نزدیک کنند... [خداوند میان آن‌ها در آنچه اختلاف دارند داوری خواهد کرد]. (زمر: ۳).

[خدایا] تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم. (فاتحه: ۵)


دادن صفات الهی: وقتی انسان برای شفیعان، قدرت طلبیدن و واسطه‌گری که از مختصات خداوند است را قائل می‌شود، در واقع صفاتی را به آن‌ها نسبت می‌دهد که تنها از آنِ خداوند است.
«ای مردم! مثالی زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانی را که غیر از خدا می‌خوانید، هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند، هرچند برای این کار دست به دست هم دهند! [و اگر مگس چیزی از آن‌ها برباید، نمی‌توانند آن را بازپس گیرند]». (حج: ۷۳)


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin