نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.41K videos
93 files
9.11K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
من یک اصلاح‌طلبم!
#اعترافات

من اصلاح‌طلبم. همان چپی سابق، که الان فقط رنگ شکلاتی شیری گرفته‌ام و مزه‌ام را از تلخ زهرماری با افزودن کمی شکر تعدیل کرده‌ام. ولی در اصل همانم که همیشه بودم.

من از خشونت بدم می‌آید، به خصوص خشونتی که مردم علیه حکومت به کار برند. البته می‌فهمم که خشونت جاهایی هم کاربرد دارد، مثلاً خشونت حکومت علیه مردم، ولی ترجیحم این است که این خشونت علیه رفقای روشنفکرم نباشد. البته من خودم یا امنیتی بوده‌ام یا رفقای نزدیک امنیتی دارم و می‌فهمم که به مردم ‌عادی یا گرسنگان که برسد، «تا نباشد چوب تر، فرمان نبرند گاو و خر!». البته معتقدم که ابتدا باید گفت و گو کرد (من عاشق «گفتگوی مدنی»ام)، ولی اگر گفت و گو جواب نداد، خشونت و شکنجه و قتل و کشتار جایز است، فقط باید مواظب بود که دشمنان سوءاستفاده نکنند. وقتی هم که جامعه در بهت کشتاری بی‌مانند فرو رفته، ما یا سکوت می‌کنیم (چون تایید صلاحیت‌مان در انتخابات آتی برای کشور مهم‌تر است)، یا برای مسائل بی‌اهمیت از جناح مقابل شکوه و شکایت می‌کنیم.

من از زمانی که خودم یا دوستانم سفارت‌نوردی می‌کردیم و «امپریالیسم‌ستیز» بودیم، فرق زیادی نکرده‌ایم، ولی چون همیشه با چپ جهانی دوستی داشته‌ایم و سعی کرده‌ایم با مد روز هماهنگ باشیم، زمانی شعار «گفتگوی تمدن‌ها» دادیم. ولی در همان حال یادمان بود که ما باید با آمریکا دشمنی ورزیم، باید که شخصی چون فیدل کاسترو را تا توی قبرش بستاییم و باید که دوستدار حماس باشیم و باید که از همه گروه‌های «آزادیخواه» (در حقیقت گروه‌های چپی مسلح) در همه جای جهان حمایت کنیم. حواسمان هم بود که «عملیات انتحاری» با «عملیات استشهادی» فرق می‌کند، و می‌دانستیم کدامیک را باید تایید و‌کدامیک را محکوم کنیم.

ما همیشه خیلی قشنگ از فساد انتقاد کرده‌ایم، ولی همانقدر با دوستانمان در انواع بخور بخورهای نظام شرکت کرده‌ایم که رفقای اصولگرایمان و دشمنان قسم‌خورده‌مان در حزب پایداری. از انواع مدیریت‌های خصولتی گرفته تا رانت‌های دیگر.

ما خیلی طرفدار دموکراسی هستیم. بنابراین از شورای نگهبان به خاطر نظارت استصوابی انتقاد داشته‌ایم. شدت این انتقاد تا آنجایی بالا یا پایین بوده که صلاحیت ما و رفقای ما را رد کرده یا نکرده‌اند. دموکراسی را هم فقط در چارچوب نظام قبول داریم. همیشه هم از اینکه از کل شاکله سیاسی نظام بیرون گذاشته شویم چنان می‌ترسیم که اگر صلاحیت یک گوسفند که روزی از بغل حزب ما رد شده تایید شود، از مردم خواهیم خواست تا در انتخابات شرکت کرده، بین بد و بدتر به آن گوسفند رای دهند.

دوست دارم که خودم را مانند شطرنج بازی ببینم که با بقیه نهادهای قدرت در ایران در حال رقابت است. ولی متاسفانه بقیه ارکان نظام بیشتر برایم نقش فاحشه سیاسی را قائلند. مهم‌ترین وظیفه من اجرای نقش ویترین قشنگ برای هر آنچه از زشتی و تباهی است که آن پشت اتفاق می‌افتد.

من خیلی از خودم خوشم می‌آید، و دوست دارم بقیه هم بدانند من چه آدم خوبی هستم. بنابر این همیشه از «تندروی‌های بعضی‌ها» در نظام گله کرده‌ام. البته خودم هم زمانی همان تندروی‌ها را داشتم، ولی حاضر نیستم معذرت‌خواهی کنم، چون همیشه دلیل می‌آورم که «آن زمان جو زمانه اینطوری بود» یا آنکه «من واقعاً کاره‌ای نبودم و در باطن خودم هم مخالف این تندروی‌ها بودم». البته معذرت‌خواهی نکردنم هم گاهی از روی مصلحت است: مثلا نظام دوست ندارد که من اقرار کنم سفارت‌نوردی کار بدی بوده، و من نمی‌خواهم خاطر نظام را بیازارم.

من همیشه دنبال این قرائت و آن قرائت از اسلامم. بستگی به مد روز، قرائتم هم تغییر می‌کند. البته مدعی‌ام که این تغییر قرائت به سبب «فربه شدن انبان معرفتم» بوده است.

و آخر کار آنکه، من همیشه دوستدار و‌ مرید آن پیر فرزانه، آن عالم بزرگ، آن بنیان‌گذار جمهوری اسلامی بوده‌ام. معتقدم که مشکلات اکنون کشور حاصل انحرافاتی است که بعد از او اتفاق افتاد. معتقدم دیکتاتوری ممکن است به جانشینش بچسبد (به خصوص وقتی صلاحیت ما برای انتخابات رد می‌شود)، ولی اصلاً به آن عالم فرزانه (که معتقدم از تمام حکمرانان ایران در طول تاریخ دانشمندتر بود) نمی‌چسبد.

@jenabegav

.


#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان


🌾 @Naqdagin
من مذهبی طرفدار نظامم!
#اعترافات

من باور دارم که به خاطر مذهبم است که طرفدار نظامم، و بقیه هم همین را در من باور دارند. ولی واقعیت آن است که مذهب من طرفداری از نظام است. من حاضرم دین و قرآن و احادیث و تاریخ اسلام را، هر جور لازم باشد، آنقدر بپیچانم تا طرفداری از هر چیز نظام را که دلم بخواهد از آنها بیرون بکشم. من ظاهراً خیلی محافظه‌کارم، ولی در واقع با ورود هر گونه بدعت و انحرافی در دین تا وقتی آسیبی به نظام نرساند مشکلی ندارم، و اگر به نظام خدمت هم کند که با روی گشاده از آن استقبال می‌کنم. اگر هم قرآن و احادیث افاقه نکرد، «خواب فلان عالم» (که ممکن است خودش سالها پیش مرده باشد!) همیشه برای حقانیت اعتقاد جدیدم کار می‌کند. من به خصوص از دروغ خوشم می‌آید، یا لااقل خیلی هم بدم نمی‌آید، به خصوص دروغی که توسط منبری یا مداح گفته شود یا تایید شود. من اصلا به دروغ همانقدر اعتیاد دارم که یک هروئینی به هروئین!

خیلی احتمالش کم است که من روزی توبه واقعی کنم. من اگر روزی از نظام کاملاً برگردم، معمولاً تبدیل به دشمن شماره یک دین و ‌دینداری می‌شوم. یا آنکه دینداری خود را حفظ می‌کنم و حتی ممکن است حتی در نقطه‌ای نظام را دجال هم بنامم، ولی منتظر اولین فرصت می‌مانم (مثلاً حادثه‌ای در فلسطین، یا حمله داعش یا ....) تا دوباره برگردم در آغوش نظام!

دست به توجیه من حرف ندارد! بدترین و‌کثافت‌ترین اعمال را به راحتی آب خوردن توجیه می‌کنم.‌ این در حالی است که تا دیروز به خاطر عملی مشابه، ولی از سوی اشخاص دیگر، رگ گردنم باد می‌کرد و فریاد وااسلاما، وامصیبتا سر می‌دادم.

نوع دینداریم خیلی بستگی به سیاست‌های نظام دارد: یک روزی شیعه تند و تیز، و یک زمان طرفدار وحدت اسلامی با اهل تسنن. هر چهارشنبه، اول صبح در اداره زیارت عاشورا (که در واقع مخصوص روز عاشوراست!) را با لعن و‌ نفرینش می‌خوانم، ولی در عین حال به شدت در مورد «برادران» سنی خود در فلسطین نگرانم (همان برادرانی که بزرگانشان را هر چهارشنبه لعن می‌کنم). البته این نگرانی در مورد برادران سنی شامل سنی‌های اویغور در چین نمی‌شود، چون معتقدم سَلَفی‌ها در آنها نفوذ کرده‌اند، ولی همان زمان سیدقطب، یعنی پدرخوانده همه سلفی‌ها را، می‌ستایم چونکه مورد تایید نظام است‌. تنها مشکلی که با داعش (و‌نیز طالبان) دارم این است که آنها ضدشیعه‌اند؛ در غیر این صورت آنها را هم چون برادران دینی در آغوش می‌گرفتم. با کشتن سنی‌ها اگر از طرف اسد بود مشکلی نداشتم، ولی اگر اسرائیل بکشد آن را خیلی خیلی بد می‌دانم.

در دینداری من یک عنصر هست که از تمام عناصر دیگر مهم‌تر و پررنگ‌تر است، و آن «هیئت» است که همان چیزی است که در جوامع دیگر کلوب نامیده می‌شود، ولی من برای آنکه احساس خودمقدس‌بینی کنم، آن را جزو مقدسات کرده‌ام. تمام سال باید به هر بهانه‌ای هیئت رفت! مداحان هم هر آنچه من دوست دارم از ریا و دروغ و تزویر برایم فراهم می‌کنند.

معمولاً همان زمان که خیلی دیندارم، خیلی وطن‌پرست هم هستم. آنقدر وطن‌پرستم که دینداریم حالت مشرکانه می‌گیرد. «تشیع» را به راحتی آب خوردن (یا با هزار دوز و‌کلک «تحلیل تاریخی») با «ایران» یکی می‌کنم، و بیماری خودبزرگ‌پنداری ایرانی را سوار بر حس اقلیت بودن شیعه (و بنابر این خاص بودن آن) در دنیای اسلام می‌کنم.

مفاهیم دینی برای من همان کاربردی را دارد که مقوله‌هایی چون «انرژی اتمی» یا «قدرت موشکی» و مانند آن! همه اینها کاربرد اصلی‌شان برایم خودارضایی ذهنی است. مثلاً فضیلت راستگویی را در نظر بگیرید! برای من، این معنیش انزجار و خودداری از دروغ نیست! من برعکس عاشق دروغم. من عمداً کلمه عربی «صدق» را به جایش به کار می‌برم تا بتوانم با داستان عارفانه و خواب و کلمه‌بافی با این مفهوم خودارضایی کنم. یا مثلاً دغدغه من برای حجاب از خودارضایی من با فانتزی قدرت و کنترل سرچشمه می‌گیرد. برای همین است که نباید تعجب کنید اگر من در همان روزی که روزه مستحبی گرفته‌ام، رشوه هم می‌گیرم. یا با همراهی مداح مورد علاقه خود، بعد از یک  مجلس عزاداری پرشور، گعده‌ای آکنده از جک‌های جنسی می‌گذرانیم.

من خیلی دوست دارم فکر کنم طرفداریم از نظام انگیزه‌های دینی فداکارانه دارد؛ دوست دارم با امام حسین یا لااقل با ابوالفضل‌العباس احساس خویش‌یکی‌پنداری کنم. این است که امتیازات و رانت‌هایی که نصیبم می‌شود را معمولاً اموری کاملاً طبیعی یا حاصل شایستگی خودم می‌دانم، و نه امتیازات خاص! من به همان راحتی خون برادرم را، برای حصول رانت بیشتر، می‌فروشم که عقاید دینی خود را. خیلی دوست دارم گفته امام حسین را نقل کنم که «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید»، ولی در وجود خودم یک ذره آزادگی وجود ندارد.

@jenabegav

.


#حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
📘نام مستعار: تروریست
(۱/۲)
#محسن_امام‌وردی

تاریخ جمهوری‌اسلامی تاریخ کشاکش دائمی یک نام با یک شبح است: یک طرف نامِ «تروریسم» و طرف دیگر شبحِ نیروهای امنیتی؛ یعنی خود اسلحه‌به‌دست‌های حاکم. هرجا که شبکه‌ی قدرتِ جمهوری اسلامی به بن‌بست‌های استراتژیک رسیده، برای بیرون‌رفتن از مخمصه، ظاهراً شروع به گلاویزشدن با این شبح کرده است. برای مثال: در بحران‌های نفتی و نظامیِ خاورمیانه، جمهوری‌اسلامی با شبح تروریسم در سوریه درگیر می‌شود. موقع موشک‌زدن به هواپیماهای مسافربری، جمهوری‌اسلامی تظاهر می‌کند مشغولِ مبارزه با شبح تروریسم است [پس خطاهاش مجازند]. در خیزش مردمی زمستان ۱۴۰۴ مردم را به گلوله می‌بندد و شبِ قبل از کشیدن ماشه، نام مردم را تغییر می‌دهد: تروریست‌ها. ـــ و فردای کشتارها جار می‌زند که «مردم به دست تروریست‌ها کشته شدند.» اینجا تناقضی آشکار وجود دارد که تمام پرده‌های قبلی نمایش را هم لو می‌دهد: آیا ممکن است مردمی که دیروز تبدیل به تروریست شدند، فردا توسط تروریست‌ها کشته شوند؟ به‌تعبیر روشن‌تر: آیا تروریست‌ها تروریست‌اند چون خودکشی می‌کنند؟ یا چون دیگران را می‌کشند؟
اگر تروریست‌ها بنابر وظیفه‌شان می‌بایست «مردم» را بکشند، چرا هرگز در گردهمایی‌های حکومتی به سراغ مردم نمی‌آیند؟ چیزی این وسط ناخواناست.
شبح تروریسم در نگاه اول، در سوریه و لبنان و مراسم موشک‌زدن به هواپیما، گویا تحت‌فرمانِ نیرویی بزرگ‌تر از خودش است، اما دقیق‌تر که بشویم می‌بینیم نسبت حاکم با تروریسم، نه نسبت تقابل، بلکه درست و اتفاقاً نسبت ترادف است: حاکم و تروریست مترادف هم‌اند. تروریست نام مستعار حکومتی درمانده است که تنها پاسخ به سؤالی آزاردهنده را در نابودکردن پرسنده‌ی سؤال می‌بیند. ــــ در سوریه موفق به انداختن تقصیر بر دوش دیگران شدند، در مورد هواپیما تقصیر را انکارکردند و در پرده‌ی آخر، پرده‌ی صریحِ وقاحت، تقصیر مرگ را بر دوش کشته‌شدگان انداختند. این سه نوع تروریست‌سازی پله‌های تکامل دادوستد با شبح تروریسم هستند: از جنگ با تروریسم تا تبدیل کردن تروریسم به اسم مستعار عملیاتی.

در این زدوخوردها میان جمهوری‌اسلامی و شبح تروریسم، با تمام تفاوت‌هایی که دارند [مثلاً در سوریه تروریسم چیزی بیگانه و از آسمان افتاده بود، در شلیک به هواپیما تروریسم عودکردن پارانویایی بود نسبت به اسرائیل و آمریکا و در خیزش ۱۴۰۴ تروریست ظاهراً نام دیگرِ کشته‌شده‌هایی‌ست که امکان دفاع و رولیت‌کردن آن‌چه گذشت را ندارند.] در تمام این گوناگونی، همواره چند قاعده‌ی ثابت تکرار می‌شود: قاعده‌ی اول قطع‌کردن راه‌های ارتباطی است. هیچ بازنمایی‌ای جز بازنمایی حاکم نباید از وضعیت ارائه شود. چه در سوریه، چه در آسمان تهران و چه روی زمین. قاعده‌ی دوم محوکردن مرزهای هویتی است. وقتی می‌پرسند تروریست در این وضعیت دقیقاً کیست؟ حاکم جواب می‌دهد: او/آن‌ها. جوابی ناپیدا. هرکسی جز خودش. بدون هیچ مرجعی در واقعیت. دژمن. چیزی نامتعین. قاعده‌ی سوم از دل همین قاعده‌ی دوم بیرون می‌آید: پس چطور باید او را شناخت؟ او را که هیچ تعیّنی ندارد. پاسخ قاطع و استثناناپذیر است: تروریست کسی‌ست که حاکم می‌گوید. معیار همین است. تروریست نه به‌خاطر اعمال‌اش، بلکه پیشاپیش، از شبِ قبل، قبل از این‌که دست به هیچ اقدامی بزند به‌دلیلِ شیوه‌ی حاکم در نام‌گذاری او تبدیل به تروریست می‌شود.
می‌بینید؟ یک چرخه‌ی باطل بین نام‌گذاری، کشتار، نام‌گذاری، کشتار، و همین‌طور تا بی‌نهایت، وجود دارد. تروریسم درواقع چیزی نیست جز سایه‌ی خشمگین حاکمی هذیان‌زده که روی چیزها می‌افتد تا آن‌ها را تبدیل به اشباحی قابل قربانی‌کردن کند. سایه‌ی سلطان. ظل‌الله. سایه‌ی مرگ. در آخرین ترفند، در زمستان ۱۴۰۴، این چرخه‌ی نام‌گذاری و کشتار به‌نحوی پیچیده اما خام‌دستانه تغییر شکل داده است:

«۱. مردم را تروریست بنامید. ۲. به مردم شلیک کنید. ۳. بگویید تروریست‌ها این کار را کرده‌اند. ۴. نگویید تروریست دقیقاً کیست. ۵. برای کشته‌شده‌ها سوگواری‌های جعلی برگزار کنید، تا حتا سوگواری را تصاحب کنید.»

اینجا تروریست دیگر نه صرفاً سایه‌ی حاکم روی سر یک بیگانه، بلکه نامی‌ست که حاکم بر تصویر خود در آینه می‌گذارد. تصویری که از آن شرم می‌کند. بعد از قتل‌عامِ هزاران هزار شهروند عادی ـــ تعدادی که هنوز مشخص نیست، چون اینترنت موقع نوشتن این متن قطع است، اما می‌شود از پچپچه‌ها و خون کف پیاده‌روها تشخیص داد که خبر بدی در راه است ـــ وقتی از حاکم که تنها نیروی مسلحِ مسلط بر خیابان‌ها بوده است نام قاتل را می‌پرسند، با اسلحه‌ی خونی دست‌اش به تلنبار کشته‌شده‌های جوان نگاه می‌کند و به تصویر پلید خودش توی دریاچه‌ی خون می‌گوید «تروریست! تروریست‌ها آن‌ها را کشتند.»
📘نام مستعار: تروریست
(۲/۲)
#محسن_امام‌وردی

این یک کاربرد خلاقانه از نام تروریسم است. تا امروز هیچ حاکمی هم‌زمان مردم خودش و قاتل نامرئیِ مردم خودش را تروریست ننامیده بود. اما سؤال مهمی درست در همین نقطه به ذهن می‌رسد:
«حاکم از چه چیزی شرم می‌کند؟ که با سرِ بالا گرفته فریاد نمی‌زند: حق داشتم بکشم، پس کشتم.»
اگر حاکم نماینده‌ی تام‌الاختیار خداست روی زمین، پس از چه چیزی می‌ترسد؟ درباره‌ی چه چیزی تردید دارد؟ اگر کشتن مردمِ معترض و سوگوارکردن بازمانده‌ها تا روز مرگ‌شان دستوری از آسمان‌هاست، پس از چه چیزی باید شرمگین بود؟ چرا به آرمان خودتان پایبند نیستید؟ اگر در راه خدا کشته‌اید، با صدای بلند اعلام کنید. اگر در راه حقیقت‌تان قتل عام کرده‌اید، با صدای بلند اعلام کنید. چرا از آرمان‌هایتان شرمگین‌اید؟ چه چیزی در انعکاس چهره‌هایتان در خون می‌بینید که شرم می‌کنید نام‌تان را با صدای بلند بگویید و افتخار کنید که برای آرمان‌تان دست به قتل برادر و دوست و همسایه زده‌اید؟

تروریسم. ترور. تروریست. این‌ها دال‌هایی پوک و سرگردان‌اند که به زمین و زمان می‌زنند تا مدلولی برای خودشان دست‌وپا کنند؛ مثل پیراهن‌هایی خونی که در باد می‌چرخند تا بالأخره بر تنی پوشیده شوند.

 تروریسم، این لغت مزدورِ هزارمعنا درنهایت اما به چه معناست؟ کدام معناش را باید باور کرد؟ سیاه‌پوش‌های داعش؟ برج‌های دوقلو در آتش، یا حکومتی که به هزاران هزار نفر از مردم خودش شلیک می‌کند؟ تروریسم آیا به‌سادگی به معنای حکومتِ وحشت است؟ این معنای نهاییِ تروریسم است؟ چیره‌شدن بر جمعیت‌ها به‌واسطه‌ی پراکندن وحشت؟ اگر این است، آیا چیزی ترسناک‌تر از رگبار گرفتن روی مردم دست‌خالی وجود دارد؟ تنها یک‌چیز: ابهام. ابهامی از این جنس که: ما هزاران هزار کشته داده‌ایم، از دوست، از خانواده، از همسایه، از همکار و همکلاسی، اما هیولایی دربرابر ماست که به ما تلقین می‌کند قاتل فرار کرده است، قاتلی ناشناس، نامرئی و غیرقابل تعقیب. یک ابهام محض. چیزی ترسناک‌تر از امری که از شناسایی می‌گریزد نیست. چه کسی کشت؟ معلوم نیست. چه کسی قاتل ماست؟ معلوم نیست. این معلوم نیست‌ها احمقانه‌اند، پس تبدیل به کلمه‌ای رسمی‌تر می‌شوند: تروریست. کلمه‌ای احمقانه‌تر. این ابهام بنیادی‌ترین صورت اشاعه‌ی وحشت است. وحشت از امر همیشه غریبه. امر نامعلوم. امر نام‌ناپذیر.
حکومتِ وحشت، تروریسم، چیزی جز حکومت ابهام نیست. شبکه‌ی نشانه‌ایِ تروریسم را به یاد بیاورید: سربازهای بی‌نام، صورت‌های پوشیده، صداهای دست‌کاری شده. ــــ حالا در آخرین به‌روزرسانی تروریسم با نشانه‌هایی نو مواجه‌اسم: تلفن‌های قطع‌شده، اینترنت قطع‌شده، قتل‌عام‌های سازمانی و راهپیمایی فرمایشی روی خون. این صورتِ متأخر تروریسم است. حکومتِ وحشت.

@thestutter

.


#حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ساچمه‌های چفیه‌دار و حیدرگویانِ خلیفهٔ تروریست‌ها

«خوشا آن‌کس که جان و هرچه از اوست
برای خاک ایرانش فدا کرد

خوشا آن‌کس که در تاریخ میهن
چو گرداَفرید و آرش ماجرا کرد

خدایا کشورم را سر بریدند
سپس گفتند این‌ها را خدا کرد

دو صد افسوس زیرا ملت من
فقط بر بغض پنهان اکتفا کرد

رجا فریاد سر ده بغض بشکن
که دست اهرمن با ما چه ها کرد؟»

♦️علی پارسا، پزشک، رزمنده مدافع میهن در جنگ ایران و عراق شرح میدهد چگونه در شازند اراک با دستان بالا به عنوان معترض هدف شلیک ساچمه قرار گرفته، و برای شرکت در راهپیمایی و نوشته هایش به دادگاه خوانده شده.

«ملت عزیز با افتخار می پذیرم حتی اگر دو چشمم...»

۲۳ دی ۱۴۰۴

👈 یکی از ده‌ها هزار پیکر زخم‌خورده ملت شریف ایرانِ اِشغالی. این ویدئو در شبکه‌های اجتماعی خیلی مورد توجه قرار گرفته

.


#حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
نوشته فرزند علی یونسی، از حاکمان شرع سال ۶۰، از روسای دادگاه‌های انقلاب ارتش در دهه ۶۰، از قاضیان ویژه دادگاه تخلفات جنگی سال ۶۷، دادستان تهران (از ۶۸ تا ۷۲)، چهارمین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی و دستیار ویژه حسن روحانی در دوران ریاست جمهوری او.

همسر خواهر حسن یونسی، مهدی سنایی تا دو هفته پیش معاون سیاسی مسعود پزشکیان و پیشتر سفیر جمهوری اسلامی در روسیه بود.
@babakgha

.


#حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
Forwarded from Vergangenheit²
تقریبا از زمانی که آخرین امتحان رو داشتیم می‌دادیم تا امروز ظهر، استادان مختلف با لحن ملتمسانه ازمون خواستند که حتما به جاکشیان رای بدیم و برای تحریک عذاب وجدان ما، شروع کردن به نقل خاطره از زمانی که "نامه ملایم" می‌نوشتند برای عفو دانشجوهای دستگیر شده و همچنین اشاره به این نکته که اگر رای ندن "بلا" سرشون میاد که منظور همون قطع شدن 20 تومن حقوق خنده‌دار هیئت علمیه.
این دلقک‌ها کجا و فیشته و شلایرماخر کجا.
Forwarded from Vergangenheit²
Vergangenheit²
با لحن ملتمسانه ازمون خواستند که حتما به جاکشیان رای بدیم
الان وقت بازکردن زخم‌های قدیمی نیست ولی چون من به‌شدت کینه‌ای هستم توانایی گذرکردن ندارم:

اون جماعتی که همین چند وقت پیش آگاهانه یا جاهلانه به مردم می‌گفتند که باید به جناح لجن‌زادۀ "اصلاحات" رای داد وگرنه "جنگ می‌شه" یا "قتل‌عام می‌کنند"، امروز باید پاسخگو باشند. چون هم جنگ شد و هم یک قتل‌عامِ فجیع و بی‌مانند صورت گرفت.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باورتان می‌شد روزی اسطورهٔ وقاحت که حقوق‌بگیر ج.ا بود طبق مستندات خودی‌هاشان، حقایقی را بگوید که فیلسوف فردیدیِ محور مقاومت حتی شرافتِ فروارد کردنِ آن‌ها را نداشته‌باشد؟

این فلسفه که از آدم چنین چیزِ جبونِ تحتِ تسلط حزب‌اللهی‌های فاشیستی ساخته، به‌چه دردی می‌خورد، جز نمایش نخبگی و خود را از عوام فراتر جلوه دادن؟

فلسفه‌ای که تو را به ابزارِ سرکوب نرمِ هر مقاومت ملیِ ایرانیان، مطابقِ ارادهٔ به‌اصطلاح جبههٔ محور مقاومت، بدل کرده، و توجیه‌گر دستانِ خونینِ قصابِ ایرانیان (و سوری‌ها و...)، دقیقا چه نسبتی با حقیقت دارد؟

دانشی که تو را حتی به این شعور نرسانده که سقوط دائمیِ اقتصادی ایرانیان را، به دولت هاشمی و ماشمی تقلیل ندهی، و واقعیتِ آشکارِ قدرتِ نمایشیِ دولت‌ها و قدرتِ گسترده و غیرقابل نظارت و پاسخگویِ هستهُ سخت قدرت و مافیای اقتصادی سپاه و بیت را انکار کنی، چه میزان از دانشِ بقال و چقال و عمه و ننه‌ات که تحقیر می‌کنی، مبتذل‌تر است؟

فلسفه و دانش برای برخی همان نقشی را دارد که عبا و عمامه برای رهبرشان را، پاسخ به "عقدهٔ حقارت" و "شهوت کلام" با نمایش فضیلت و تقلا برای شهرت و در صدر و میانهٔ چشم‌ها بودنِ مدام.
موساد از بالای ساختمان شهرداری به مردم شلیک می‌کرد حرامی‌ها؟
@khod2

.


#حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
ایران👆

نیم گیگ ۳۰ روزه ۳۷۰ تومان
پنج گیگ ۳۰ روزه سه و نیم میلیون

در این کشور اگر امکانات کافی داشته باشند اکسیژن رو هم خواهند فروخت!

البته قبلش یک قحطی ساختگی ایجاد می‌کنند تا مردم مجبور شوند برای نیازهای طبیعی و دم دستی خود هزینه‌های سنگین پرداخت کنند.

بی‌شک تا زمانی که جمهوری اسلامی حاکم بر ایران است، ده میدان گازی و صد چاه نفت هم اگر کشف شود و علم و فناوری هم هزار برابر الان توسعه پیدا کند، توفیری به حال ما نخواهد داشت و ما در یک سیر قهقرایی دائم رو به بدبختی و فلاکت با سرعت حرکت خواهیم کرد.

@khod2

.


#حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
می‌خواستم بگم کاش یکسری چپ‌های جهان یه ثانیه دست از خون‌شویی برای جمهوری اسلامی بردارن. بعد یادم اومد به بهانه مبارزه با سرمایه‌داری و امپریالیسم مورد بوده چپ‌ها از آلمان نازی، خمرهای سرخ و بشار اسد هم حمایت کردن!

@morteza_news

.


#حکومت_اسلامی #نقد_چپ


🌾 @Naqdagin
کاربران ایرانی پس از اخراج فاطمه اردشیر لاریجانی از هیئت علمی دانشگاه اموری، کارزاری را برای اخراج لیلا خاتمی از دانشسرای یونیون نیویورک به راه‌ انداخته‌اند

دختر رئیس جمهوری پیشین ج.ا در دانشسرای نیویورک استاد دانشکده ریاضی است

براساس داده‌های پایگاه این مرکز آموزشی، لیلا خاتمی از سال ۲۰۰۴ ایران را ترک کرده و در دانشگاه‌های فرانسه، ایتالیا و آمریکا مشغول تحصیل و تدریس بوده است

محمد خاتمی، «رئیس جمهوری اصلاحات» نظام اسلامی، پس از کشتار هزاران تن از مردم ایران در هفته‌های گذشته، با صدور بیانیه‌ای، انقلاب ملی ایران را «توطئه بزرگ برنامه‌ریزی‌شده» توصیف کرد و نوشت: «اظهارات مقامات اسرائیلی و حمایت آمریکا، تردیدی در شکل‌گیری یک توطئه بزرگ برنامه‌ریزی شده علیه ایران به جا نمی‌گذارد»


🔺بیش باد! دیپورتِ فوریِ تک‌تکِ این لجن‌زادگان برای چشیدنِ طعم زندگی در ذیلِ جهنمِ ساخته شده توسط والدین‌‌شان، باید مطالبۀ ملی از دول غربی بشه. ایرانیان باید خیلی زودتر از این حد از همدستی در جنایت و خون‌شوری، وارد این مرحله می‌شدند. بی‌شک اگر کمی جدی‌تر این موضع را پی می‌گرفتیم، زبان و دست بسیاری از این لجن‌ها چنین دراز نمی‌شد.
آنتونی آلبانیز، نخست‌وزیر استرالیا، صبح دوشنبه ضمن «سرکوبگر» خواندن جمهوری اسلامی، قاطعانه در کنار مردم ایران ایستاد و مبارزه آنان برای تغییر و کرامت انسانی را ستود. او با اشاره به نقش مخرب بین‌المللی رژیم و ابهام در آمار قربانیان سرکوب، خبر مهم «اخراج سفیر جمهوری اسلامی» را رسماً اعلام کرد. آلبانیز علت این تصمیم قاطع را دخالت مستقیم نهادهای وابسته به حکومت ایران در طراحی و اجرای حملات خرابکارانه در خاک استرالیا عنوان کرد.

.


#حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 شلیک تروریست‌های خلیفه به مخالفانِ چادری

🔸شلیک گلوله به سمت زنان و کودکان در تجمع اعتراضی مردم در شهر مذهبیِ خمینی شهر اصفهان.

🔸ویدیو برای ایام اولیۀ اعتراضات است و قبل از پنج‌شنبه و جمعۀ خونین، که عبدالکریم سروش، پس از این صحنه‌ها، از «خویشتن‌داری خلافت اسلامی» تشکر کرده‌بود!

📺 ساچمه‌های چفیه‌دار و حیدرگویانِ خلیفهٔ تروریست‌ها
📺 «نجاست مسجع» حاج فرج دغل
📕درباره مواضع سیاسیِ رقت‌انگیزِ عبدالکریم سروش
📕دربارۀ سکوت و بی‌تفاوتیِ فلسطین‌بازان

.


#حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻سخنان نماینده پارلمان بلژیک در دفاع از ملت ایران:
«رژیم ایران در ذات خود، نسخهٔ شیعیِ دولت اسلامی (داعش) است.

این یک رژیم شریعت‌محورِ جهادی و آدم‌کش است: نسبت به ما جهادی است و نسبت به ملتِ ایران یک رژیم شریعتی.

ایران اشغال شده است. این کشور توسط رژیم اسلامی اشغال شده و مردم ایران توسط آیت‌الله‌ها به گروگان گرفته شده‌اند.

ضمناً رژیم آیت‌الله‌ها اساساً هرگز نباید به وجود می‌آمد — با تشکر هم از غرب — و مدت‌هاست که باید به زباله‌دان تاریخ سپرده می‌شد.

دولت بلژیک 🇧🇪 در برابر اسرائیل سخت‌گیر و در برابر داعش شیعیِ نرم است. بنابراین، در برابر متحدان سخت‌گیر و در برابر اسلامو‌نازیسم نرم‌خو است».


.


#حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
دو نقطۀ عطف اخیر در تاریخ حیات اجتماعی ما ایرانیان

✍️ بیژن عبدالکریمی، ۳ بهمن ۱۴۰۴

حملۀ اسرائیل و آمریکا به خاک کشورمان، در ۲۳ خرداد، و حوادث روزهای هفتم تا بیست‌ودوم دیماه امسال (۱۴۰۴)، دو رویداد و دو نقطۀ عطف تاریخی در تاریخ حیات اجتماعی ما، ایرانیان بوده است، دو رویدادی که به‌خوبی آشکار می‌سازد نظام سلطۀ جهانی، به رهبری اسرائیل و آمریکا، کمر به نابودی ایران و ایرانی بسته است و هر دو مورد می‌بایست به بیداری همۀ نیروهای اجتماعی، از جمله حاکمیت و دولت، و غلبه بر اینرسی حاکم بر همۀ گفتمان‌ها منتهی می‌شد، لیک متأسفانه این غلبه هنوز خود را نمایان نکرده است. حوادث دیماه ایران نشان داد: 

۱. پاشنۀ آشیل ما، بیش از آن که توان قدرت‌های سلطه‌گر غربی با هژمونی امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم جهانی باشد، ضعف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعۀ خود ماست. 

۲. خشونت ظاهرشده در جامعۀ ایران، که هیچ‌ چیز از داعشی‌گری کم نداشت، نشان داد نیروهای وابسته به سازمان سیا و موساد و نیز نیروهای سازمان مجاهدین خلق، پ.ک.ک، جیش‌العدل و سلطنت‌طلبان برای سرنگونی حاکمیت جمهوری اسلامی، نیل به قدرت و تجزیۀ ایران از چه خشونت‌گرایی عریان و داعشی‌گونه، و حتی بدتر از داعش، برخوردارند؛ تا آنجا که برخی از اعتراض‌کنندگان پس از رؤیت این خشونت آشکار صحنه را ترک گفتند. 

۳.  ما، ایرانیان، داعش را در بیرون از مرزهای کشور دنبال می‌کردیم، بی‌خبر از آن که داعشی‌گری در بطن جامعۀ ما و از درون شهرهای بزرگ تهران، مشهد، اصفهان، کرمانشاه، و... بروز یافت. در دیماه امسال خشونتی را در داخل مرزهای کشور و در میان بخشی از جامعۀ ایران تجربه کردیم که، اگر نگوییم بی‌نظیر، لااقل کم‌نظیر بود. این خشونت، نتیجۀ طبیعی فرهنگ، تمدن و خرد ایرانی و صرفاً حاصل اعتراضات مدنی مردم نجیب جامعۀ ما نبود و نمی‌توانست باشد. بی‌تردید، در این خشونت داعشی‌وار، «دیگری» و «بیگانه» حضوری چشمگیر داشته است، اگر چه همۀ عوامل را به‌هیچ‌وجه نمی‌توان به نقش بیگانگان تقلیل داد. 

۴. امروز پرسش هر یک از آگاهان جامعه نباید صرفاً این باشد که نقش دیگرانی چون دولت و حاکمیت در بروز این خشونت چه بوده است؛ بلکه باید از خود بپرسیم: «نقش هر یک از ما در بروز این خشونت بی‌نظیر و داعشی‌گری در حیات اجتماعی معاصر ما ایرانیان چه بوده است؟ و آیا ما روشنفکران و نخبگان دانشگاهی، که با صَرف تمام نیرو و توان خود برای نقد حاکمیت و قدرت سیاسی، دو مقولۀ بنیادین «فرهنگ و اخلاق» در جامعه را به فراموشی سپرده، دائماً بر آتش شکاف حاکمیت‌ـ‌ملت و بیگانگی و ازخودبیگانگی افراد با جامعه خودشان دمیدیم، در ظهور یک چنین خشونتی در جامعۀ اخلاقی و معنوی ایران نقشی نداشتیم؟

۵.  امروز دیگر پرسش هیچ یک از ایران‌دوستان حقیقی و عاشقان این مردم، این فرهنگ و این سرزمین، نباید این باشد که «آینده چه خواهد شد؟»؛ بلکه باید این پرسش باشد: «برای مقابله با ظهور فجایع عظیم و حملات خونباری که کشور و مردم عزیزمان، ایران، را تهدید می‌کند، هریک از ما چه می‌توانیم بکنیم؟»

۶. من به عنوان یک استاد دانشگاه، یک اهل قلم و یکی از نقادان سیاسی و اجتماعی حاکمیت ایران، که در تهران و در بطن حوادث دیماه ایران بوده‌ام شهادت می‌دهم تصویری که رسانه‌های بی‌بی‌سی، ایران‌ـ‌اینترنشنال و صدای آمریکا و برخی دیگر از رسانه‌های معاند و نیز گزارش‌هایی که در سازمان ملل متحد و شورای حقوق بشر این سازمان ارائه می‌دهند دروغی محض و شرم‌آور و برای آماده‌سازی شرایط ذهنی جهانیان برای حملۀ مجدد به ایران است. برای نمونه، نه فقط دولت ایران بابت جسد کشتگان پول و حق تیر دریافت نمی‌کند، دروغ آشکاری که برساخت رسانه‌ای بی‌بی‌سی و ایران‌اینترنشنال و دیگر رسانه‌های ضدملی بود، بلکه دولت با شهید اعلام کردن بسیاری از کشته‌شدگان، برای آنها حق و حقوق ویژه‌ای قائل شده است. 

۷. من به عنوان یک استاد دانشگاه، یک اهل قلم و یکی از نقادان سیاسی و اجتماعی حاکمیت ایران، که در تهران و در بطن حوادث دیماه ایران بوده‌ام، شهادت می‌دهم پلیس و نیروهای انتظامی، و امنیتی ما، علی‌رغم نقطه‌ضعف‌ها و انتقاداتی که یقیناً دارند، اگر نگویم پاک‌ترین، یکی از پاک‌ترین نیروهای انتظامی و امنیتی جهانند و تا روز چهارشنبه، 17 دیماه دستور شلیک به سوی اعتراض‌کنندگان را نداشتند و صرفاً پس از حملۀ تروریست‌های حرفه‌ای و تعلیم‌دیده به سوی نیروهای انتظامی و پاسگاه‌ها به منظور خلع سلاح آنها دستور شلیک یافتند و در این ردو بدل شدن آتش، بی‌تردید تعدادی از افراد بی‌گناه، در کنار نیروهای انتظامی، امنیتی و بسیجی کشورمان نیز کشته شده‌اند.