Telegram
نقدآگین
📘وقتی «فیلسوف حکومتی» روی جنایتِ «فقیهانِ جلاد و ایرانستیز» ماله میکشند
📌بیژن عبدالولایی پیشتر در مناظره با وریا امیری از کشتار پیشدستانۀ چند صد هزار نفر عراقی، برای جلوگیری از سقوطِ حکومت بعثی و حملۀ امریکا دفاع کردهبود:
پرده اول: استدلالِ مضحکِ «فیلسوفنما» (بیژن عبدالولایتفقیه)
🔻در میانه حمام خون دی، فیلسوفِ خودفروخته نظام، با قیاس و برهانی که مرغ پخته را به خنده (و گریه) میاندازد، سعی در تبرئهی قاتلان دارد. بیایید منطقِ او را کالبدشکافی کنیم:
* صغری: ایران، کشورِ حافظ و سعدی و شیعهی حسینبنعلی است؛ ائمهی شیعه نمادِ مروت و جوانمردی بودهاند (فرضِ انتزاعی و بیتوجه به سابقهی حسنین و علی در کشتار ایرانیان و اعراب).
* کبری: در دو روز گذشته، شاهد قتلعام وحشیانهی ۳۰ تا ۵۰ هزار نفر بودهایم (واقعیتِ میدانی).
🔺نتیجهگیری: پس این خشونت، «ذاتیِ» ما نیست و لابد کارِ «دیگری، بیگانه و دوژمن» است!
🔺تحلیل: این «پفیوزِ سیاسی»، با رذیلانهترین ترفند ممکن، جای «جلاد» و «قربانی» را عوض میکند. وقتی او از «خشونت ناسازگار با فرهنگ ایرانی» حرف میزند، منظورش رگبارِ دوشکای سپاه و این سیل از ویدیوهای جانیانِ یونیفرمپوش و مسلح نیست؛ منظورش «دفاعِ مشروعِ مردم» است! او میخواهد بگوید اگر ملت جلوی قصابیشدن ایستادند، پس تحت تأثیر و نفوذ بیگانه بودهاند، وگرنه ایرانیِ اصیل باید مثل گوسفند قربانی شود!
🔺او عامدانه فراموش میکند که نیروهای سرکوب، نه با «کتابهای غربی»، بلکه با نغمههای «حیدر حیدر» و روضههای کربلا شارژ روانی شدند تا هموطن خود را به مثابهی «لشکر یزید و پیادهنظام غرب صهیونیست» تکهتکه کنند.
پرده دوم: فقهِ زجرکشکردن (پاسخِ واقعیِ جاعش)
برخلافِ آن فیلسوفِ مالهکش که سعی در روتوشِ چهرهی هیولا دارد، سیستمِ واقعی نقاب به چهره ندارد. برای درکِ «منطقِ خشونتِ دیماه»، نباید به اراجیفِ این بیشرفانِ بیآبرو گوش داد؛ باید به حسن عباسی و سفیر ج.ا، و دیگر آدمکشان مدرسِ عقیدتی ج.ا گوش داد:
و به سخنان «ابوالفضل بهرامپور» رجوع کرد؛ مفسرِ رسمی و محبوبِ صداوسیما که «تئوریسینِ قساوت» است.
🔻بهرامپور در این برنامه تلویزیونیِ معروف، پرده از ناخودآگاهِ (و خودآگاهِ) رژیم برداشت. او با خونسردیِ یک سلاخ، آیهی ۳۳ سورهی مائده را نه برای زمانِ پیامبر، بلکه برای کفِ خیابانهای امروز تجویز کرد:
* نسخهی زجرکش کردن: او صراحتاً گفت که کشتنِ سریع (اعدام) کافی نیست؛ مخالف باید «زجرکش» شود.
* پروتکلِ قطع عضو: با دقتِ یک جراحِ دیوانه توضیح داد: «دست راست و پای چپ را قطع کنید» و «چشم در بیاورید».
* دفاع از کشتار انبوه: وقتی مجری از اعداد پرسید، او ابایی نداشت که بگوید کشتن چند هزار نفر هم برای «حفظ نظام» کم است!
🔺این یعنی خشونتِ دیماه، یک «انحراف» یا «نفوذِ بیگانه» نبود؛ اجرایِ دقیقِ احکامِ ایدئولوژیکِ حاکمیت بود. آن تکتیراندازی که مغز نوجوان را هدف گرفت، و آن بازجویی که در کهریزکهای جدید تجاوز کرد و تیرخلاص زد، دقیقاً داشتند «تفسیرِ بهرامپور» را عملیاتی میکردند، نه «عرفانِ بیژن» را.
❓نتیجهگیری: چه کسی «بیگانه» است؟
🔸بیژن عبدالولایتفقیه درست میگوید که «این خشونت با روح و خرد ایرانی سازگار نیست»؛ اما نتیجهگیریاش غلط است. خشونتِ جاری، محصولِ «دخالت بیگانه» از آن سوی مرزها نیست؛ محصولِ «بیگانگیِ ایدئولوژیکِ حکومت داعشیِ فقها بر ایران» است.
* امنیتی که آنها از آن دم میزنند، امنیتِ «بیت» است، نه امنیتِ اکریت ملت مخالف و بیولایت!
* نظمی که میخواهند، «سکوتِ گورستانی»ست.
🔺آن کس که در خیابان کشتار میکند، آن کس که حکمِ «زجرکش کردن» میدهد (بهرامپور) و آن کس که این جنایت را با کلماتِ زیبا میپوشاند (بیژن)، هر سه اضلاعِ یک مثلثاند: مثلثِ اشغالگری. مردم ایران در دیماه، نه با همدیگر، که با این «اشغالگرانِ ایدئولوژیک» روبرو شدند.
پانوشت: ابوالفضل بهرامپور کیست؟ یک تندرویِ خودسر نیست؛ کارشناس ارشد علوم قرآنی، مؤسس دفتر ترجمه دارالقرآن و چهره امینِ سازمان تبلیغات اسلامی است. سخنان او، «مانیفستِ عملیاتیِ» نیروهای سرکوب در روزهای بحران است. هر گلولهای که شلیک شد، یک آیه تفسیر شده توسط امثال او بود.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📌بیژن عبدالولایی پیشتر در مناظره با وریا امیری از کشتار پیشدستانۀ چند صد هزار نفر عراقی، برای جلوگیری از سقوطِ حکومت بعثی و حملۀ امریکا دفاع کردهبود:
حتی عراق صدام را بر عراق آزاد امروز ترجیح میدهد، و نقل به مضمون میگوید اگر صدام چند صد هزار نفر را میکشت تا حکومتش سقوط نکند و عددی بیشتر کشته نشوند، عملی اخلاقی کردهبود! یعنی عملا از هر نوع جنایت و تعرض پیشدستانهای در سرکوب حمایت میکند؛ چونان که از بمباران شهرها در جنگ و از ترورهای کور حماس از مردم معمولی حمایت صریح کرده [همۀ اینها هم در همین مناظرۀ اخیر].
پرده اول: استدلالِ مضحکِ «فیلسوفنما» (بیژن عبدالولایتفقیه)
🔻در میانه حمام خون دی، فیلسوفِ خودفروخته نظام، با قیاس و برهانی که مرغ پخته را به خنده (و گریه) میاندازد، سعی در تبرئهی قاتلان دارد. بیایید منطقِ او را کالبدشکافی کنیم:
* صغری: ایران، کشورِ حافظ و سعدی و شیعهی حسینبنعلی است؛ ائمهی شیعه نمادِ مروت و جوانمردی بودهاند (فرضِ انتزاعی و بیتوجه به سابقهی حسنین و علی در کشتار ایرانیان و اعراب).
* کبری: در دو روز گذشته، شاهد قتلعام وحشیانهی ۳۰ تا ۵۰ هزار نفر بودهایم (واقعیتِ میدانی).
🔺نتیجهگیری: پس این خشونت، «ذاتیِ» ما نیست و لابد کارِ «دیگری، بیگانه و دوژمن» است!
🔺تحلیل: این «پفیوزِ سیاسی»، با رذیلانهترین ترفند ممکن، جای «جلاد» و «قربانی» را عوض میکند. وقتی او از «خشونت ناسازگار با فرهنگ ایرانی» حرف میزند، منظورش رگبارِ دوشکای سپاه و این سیل از ویدیوهای جانیانِ یونیفرمپوش و مسلح نیست؛ منظورش «دفاعِ مشروعِ مردم» است! او میخواهد بگوید اگر ملت جلوی قصابیشدن ایستادند، پس تحت تأثیر و نفوذ بیگانه بودهاند، وگرنه ایرانیِ اصیل باید مثل گوسفند قربانی شود!
🔺او عامدانه فراموش میکند که نیروهای سرکوب، نه با «کتابهای غربی»، بلکه با نغمههای «حیدر حیدر» و روضههای کربلا شارژ روانی شدند تا هموطن خود را به مثابهی «لشکر یزید و پیادهنظام غرب صهیونیست» تکهتکه کنند.
پرده دوم: فقهِ زجرکشکردن (پاسخِ واقعیِ جاعش)
برخلافِ آن فیلسوفِ مالهکش که سعی در روتوشِ چهرهی هیولا دارد، سیستمِ واقعی نقاب به چهره ندارد. برای درکِ «منطقِ خشونتِ دیماه»، نباید به اراجیفِ این بیشرفانِ بیآبرو گوش داد؛ باید به حسن عباسی و سفیر ج.ا، و دیگر آدمکشان مدرسِ عقیدتی ج.ا گوش داد:
📺 حسن عباسی: اصل فتنه است؛ انقدر میکشیم تا دیگر فتنهای نباشد!
📺 جلسه درسِ آدمکشهای ولایی
📺 چمران: هیچ معترضی کشته نشده؛ همه محارب بودند!
و به سخنان «ابوالفضل بهرامپور» رجوع کرد؛ مفسرِ رسمی و محبوبِ صداوسیما که «تئوریسینِ قساوت» است.
🔻بهرامپور در این برنامه تلویزیونیِ معروف، پرده از ناخودآگاهِ (و خودآگاهِ) رژیم برداشت. او با خونسردیِ یک سلاخ، آیهی ۳۳ سورهی مائده را نه برای زمانِ پیامبر، بلکه برای کفِ خیابانهای امروز تجویز کرد:
* نسخهی زجرکش کردن: او صراحتاً گفت که کشتنِ سریع (اعدام) کافی نیست؛ مخالف باید «زجرکش» شود.
* پروتکلِ قطع عضو: با دقتِ یک جراحِ دیوانه توضیح داد: «دست راست و پای چپ را قطع کنید» و «چشم در بیاورید».
* دفاع از کشتار انبوه: وقتی مجری از اعداد پرسید، او ابایی نداشت که بگوید کشتن چند هزار نفر هم برای «حفظ نظام» کم است!
🔺این یعنی خشونتِ دیماه، یک «انحراف» یا «نفوذِ بیگانه» نبود؛ اجرایِ دقیقِ احکامِ ایدئولوژیکِ حاکمیت بود. آن تکتیراندازی که مغز نوجوان را هدف گرفت، و آن بازجویی که در کهریزکهای جدید تجاوز کرد و تیرخلاص زد، دقیقاً داشتند «تفسیرِ بهرامپور» را عملیاتی میکردند، نه «عرفانِ بیژن» را.
❓نتیجهگیری: چه کسی «بیگانه» است؟
🔸بیژن عبدالولایتفقیه درست میگوید که «این خشونت با روح و خرد ایرانی سازگار نیست»؛ اما نتیجهگیریاش غلط است. خشونتِ جاری، محصولِ «دخالت بیگانه» از آن سوی مرزها نیست؛ محصولِ «بیگانگیِ ایدئولوژیکِ حکومت داعشیِ فقها بر ایران» است.
* امنیتی که آنها از آن دم میزنند، امنیتِ «بیت» است، نه امنیتِ اکریت ملت مخالف و بیولایت!
* نظمی که میخواهند، «سکوتِ گورستانی»ست.
🔺آن کس که در خیابان کشتار میکند، آن کس که حکمِ «زجرکش کردن» میدهد (بهرامپور) و آن کس که این جنایت را با کلماتِ زیبا میپوشاند (بیژن)، هر سه اضلاعِ یک مثلثاند: مثلثِ اشغالگری. مردم ایران در دیماه، نه با همدیگر، که با این «اشغالگرانِ ایدئولوژیک» روبرو شدند.
پانوشت: ابوالفضل بهرامپور کیست؟ یک تندرویِ خودسر نیست؛ کارشناس ارشد علوم قرآنی، مؤسس دفتر ترجمه دارالقرآن و چهره امینِ سازمان تبلیغات اسلامی است. سخنان او، «مانیفستِ عملیاتیِ» نیروهای سرکوب در روزهای بحران است. هر گلولهای که شلیک شد، یک آیه تفسیر شده توسط امثال او بود.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘بنیادیترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
(۱/۲)
✍🏻 #بهروز_عین
🍂 این پرسش، صرفاً یک کاوش تاریخی یا جامعهشناختی نیست؛ بلکه مواجههای مستقیم با هسته یک ایده الهیاتی است: ایده میثاق. اسلام از همان لحظههای آغازینش در صحرای حجاز جهان را نه بهعنوان یک کل انسانی، بلکه به دو قلمرو بنیادین تقسیم میکند؛ قلمروی درون میثاق الهی، جایی که مؤمنان در پیوند با امر قدسی رده برکشیدهاند، و قلمروی برون میثاق، جایی که غیرمؤمنان -چه کافران، مشرکان یا حتی اهل کتاب - در موقعیتی وجودی محکوم قرار میگیرند.
🍂 این تقسیمبندی تصادفی یا صرفاً اخلاقی نیست؛ بلکه ساختاری هستیشناختی است که سیاست، اخلاق و روان جمعی را شکل میدهد. دیگری از آغاز نه بهعنوان انسانی مستقل با حقوق ذاتی، بلکه بهعنوان تهدید الهیاتی تعریف میشود. این تعریف، خشونت را نه به یک انحراف تاریخی یا خطای فردی، بلکه به یک امکان بالقوه و مشروع درون میثاق تبدیل میکند؛ خشونتی که میتواند هر لحظه به وظیفهای مقدس بدل شود.
🍂 برای درک این ایده، باید به ریشههای الهیاتی آن بازگشت. قرآن، متن بنیادین اسلام، جهان را بر اساس میثاق الهی سازماندهی میکند. در سورههایی مانند بقره و آل عمران، مؤمنان کسانیاند که با خدا پیمان بستهاند و غیرمؤمنان کسانی که این پیمان را شکسته یا انکار کردهاند. این میثاق، مانند عهد عتیق در یهودیت، اما با ابعادی جهانیتر، نه صرفاً قرارداد اخلاقی، بلکه مرزی وجودی است. فیلسوفانی مانند کارل اشمیت، در نظریه سیاسی خود، مفهوم «دوست و دشمن» را پایه سیاست میدانند؛ در اسلام، این تمایز نه سکولار، بلکه الهیاتی است. دشمن پیشاپیش توسط خداوند تعیین شده: "إِنَّ الْکَافِرِینَ کَانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبِینًا" (نساء: ۱۰۱). این پیشاپیشبودگی کلیدیترین نکته در مواجهه با دیگری است؛ دیگری نه بهخاطر اعمالش، بلکه به سبب موقعیتش در نقشه الهی محکوم است. خشونت علیه او نه برخاسته از انتخابی اخلاقی، بلکه زاییده ضرورت حفظ میثاق الهی است. این منطق، کینهتوزی را از یک احساس فردی به ساختاری جمعی بدل میکند؛ کینهای که تقدس مییابد و به موتور انتقام تبدیل میشود.
🍂 این کینه چگونه عمل میکند؟ از نگرگاه روانشناسانه، این کینه پاسخ به رنج است، اما وقتی با میثاق الهیاتی پیوند بخورد، از مرزهای فردی فراتر میرود. نیچه در "تبارشناسی اخلاق" کینه را بهعنوان «روانشناسی بردگان» توصیف میکند؛ جایی که ضعیفان رنج خود را به انتقام تبدیل میکنند. در اسلام، این کینه نه تنها بردگی، بلکه عدالت الهی است. برای شیعه، رنج عاشورا - جانباختن حسینبنعلی -نماد ابدی کینه علیه «دشمنان میثاق» است؛ این رنج هویت جمعی میسازد و هر محرم بازتولید این کینه است. انتقام، چه در انقلاب ۵۷ ایران، چه در درگیریهای فرقهای، عدالت قدسی مییابد. سنی نیز، در گروههایی چون داعش یا القاعده، سربریدن را عبادت میداند؛ چرا که دیگری پیشاپیش خارج از میثاق است. شیعه و سنی، هرچند فرقهای متفاوت، فرزندان یک منطقاند: دشمنسازی قدسی. تاریخ اسلام آکنده است از بازتولید این منطق؛ از جهادهای اولیه که نه تنها دفاع، بلکه گسترش میثاق بود، و غیرمؤمنان یا تسلیم میشدند یا نابود. کشتار خونین ایرانیان در دیماه ۱۴۰۴ نیز از همین منطق تبعیت میکرد.
🍂 این خشونت محدود به زمان و مکان یا فرقهای خاص (برای نمونه، فرقه شیعه ظهورگرا نيست) نیست؛ آن ساختاری فلسفی است که در طول تاریخ بالفعل میشود. هگل در "پدیدارشناسی روح" از دیالکتیک ارباب و برده سخن میگوید؛ در اسلام، میثاق این دیالکتیک را الهیاتی میکند. مؤمن ارباب است، چون در قلمرو میثاق ایستاده، و غیرمؤمن بردهای محکوم. این ساختار، فاصله بین اخلاق نظری و عمل سیاسی را باز میکند. قرآن هم صلح را ستایش میکند، هم خشونت را علیه کافران مشروع میداند؛ تناقض ظاهری، در واقع بخشی از منطق میثاق است. وقتی دیگری تهدید عدالت الهی باشد، خشونت طبیعی است. تاریخ نشان میدهد؛ از نسلکشی ارمنیان در امپراتوری عثمانی تا جنگهای امروز خاورمیانه، کینه پیشاپیش مشروعیت مییابد. تروریسم اسلامی مدرن نیز بازتولید همین منطق است؛ غرب به عنوان «برون میثاق» دیده میشود و انتقام وظیفه.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #بهروز_عین
🍂 این پرسش، صرفاً یک کاوش تاریخی یا جامعهشناختی نیست؛ بلکه مواجههای مستقیم با هسته یک ایده الهیاتی است: ایده میثاق. اسلام از همان لحظههای آغازینش در صحرای حجاز جهان را نه بهعنوان یک کل انسانی، بلکه به دو قلمرو بنیادین تقسیم میکند؛ قلمروی درون میثاق الهی، جایی که مؤمنان در پیوند با امر قدسی رده برکشیدهاند، و قلمروی برون میثاق، جایی که غیرمؤمنان -چه کافران، مشرکان یا حتی اهل کتاب - در موقعیتی وجودی محکوم قرار میگیرند.
🍂 این تقسیمبندی تصادفی یا صرفاً اخلاقی نیست؛ بلکه ساختاری هستیشناختی است که سیاست، اخلاق و روان جمعی را شکل میدهد. دیگری از آغاز نه بهعنوان انسانی مستقل با حقوق ذاتی، بلکه بهعنوان تهدید الهیاتی تعریف میشود. این تعریف، خشونت را نه به یک انحراف تاریخی یا خطای فردی، بلکه به یک امکان بالقوه و مشروع درون میثاق تبدیل میکند؛ خشونتی که میتواند هر لحظه به وظیفهای مقدس بدل شود.
🍂 برای درک این ایده، باید به ریشههای الهیاتی آن بازگشت. قرآن، متن بنیادین اسلام، جهان را بر اساس میثاق الهی سازماندهی میکند. در سورههایی مانند بقره و آل عمران، مؤمنان کسانیاند که با خدا پیمان بستهاند و غیرمؤمنان کسانی که این پیمان را شکسته یا انکار کردهاند. این میثاق، مانند عهد عتیق در یهودیت، اما با ابعادی جهانیتر، نه صرفاً قرارداد اخلاقی، بلکه مرزی وجودی است. فیلسوفانی مانند کارل اشمیت، در نظریه سیاسی خود، مفهوم «دوست و دشمن» را پایه سیاست میدانند؛ در اسلام، این تمایز نه سکولار، بلکه الهیاتی است. دشمن پیشاپیش توسط خداوند تعیین شده: "إِنَّ الْکَافِرِینَ کَانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبِینًا" (نساء: ۱۰۱). این پیشاپیشبودگی کلیدیترین نکته در مواجهه با دیگری است؛ دیگری نه بهخاطر اعمالش، بلکه به سبب موقعیتش در نقشه الهی محکوم است. خشونت علیه او نه برخاسته از انتخابی اخلاقی، بلکه زاییده ضرورت حفظ میثاق الهی است. این منطق، کینهتوزی را از یک احساس فردی به ساختاری جمعی بدل میکند؛ کینهای که تقدس مییابد و به موتور انتقام تبدیل میشود.
🍂 این کینه چگونه عمل میکند؟ از نگرگاه روانشناسانه، این کینه پاسخ به رنج است، اما وقتی با میثاق الهیاتی پیوند بخورد، از مرزهای فردی فراتر میرود. نیچه در "تبارشناسی اخلاق" کینه را بهعنوان «روانشناسی بردگان» توصیف میکند؛ جایی که ضعیفان رنج خود را به انتقام تبدیل میکنند. در اسلام، این کینه نه تنها بردگی، بلکه عدالت الهی است. برای شیعه، رنج عاشورا - جانباختن حسینبنعلی -نماد ابدی کینه علیه «دشمنان میثاق» است؛ این رنج هویت جمعی میسازد و هر محرم بازتولید این کینه است. انتقام، چه در انقلاب ۵۷ ایران، چه در درگیریهای فرقهای، عدالت قدسی مییابد. سنی نیز، در گروههایی چون داعش یا القاعده، سربریدن را عبادت میداند؛ چرا که دیگری پیشاپیش خارج از میثاق است. شیعه و سنی، هرچند فرقهای متفاوت، فرزندان یک منطقاند: دشمنسازی قدسی. تاریخ اسلام آکنده است از بازتولید این منطق؛ از جهادهای اولیه که نه تنها دفاع، بلکه گسترش میثاق بود، و غیرمؤمنان یا تسلیم میشدند یا نابود. کشتار خونین ایرانیان در دیماه ۱۴۰۴ نیز از همین منطق تبعیت میکرد.
🍂 این خشونت محدود به زمان و مکان یا فرقهای خاص (برای نمونه، فرقه شیعه ظهورگرا نيست) نیست؛ آن ساختاری فلسفی است که در طول تاریخ بالفعل میشود. هگل در "پدیدارشناسی روح" از دیالکتیک ارباب و برده سخن میگوید؛ در اسلام، میثاق این دیالکتیک را الهیاتی میکند. مؤمن ارباب است، چون در قلمرو میثاق ایستاده، و غیرمؤمن بردهای محکوم. این ساختار، فاصله بین اخلاق نظری و عمل سیاسی را باز میکند. قرآن هم صلح را ستایش میکند، هم خشونت را علیه کافران مشروع میداند؛ تناقض ظاهری، در واقع بخشی از منطق میثاق است. وقتی دیگری تهدید عدالت الهی باشد، خشونت طبیعی است. تاریخ نشان میدهد؛ از نسلکشی ارمنیان در امپراتوری عثمانی تا جنگهای امروز خاورمیانه، کینه پیشاپیش مشروعیت مییابد. تروریسم اسلامی مدرن نیز بازتولید همین منطق است؛ غرب به عنوان «برون میثاق» دیده میشود و انتقام وظیفه.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘بنیادیترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
(۲/۲)
✍🏻 #بهروز_عین
🍂 این خشونت محصول حادثه نیست، بلکه نتیجه ساختار غیرستیز قرآن است. اگر کسی گمان کند که خشونت تنها انحراف فرقهای است، اشتباه کرده است. انحرافها تنها بالفعل شدن امکان درونیاند. لویناس در فلسفه اخلاق از «چهره دیگری» سخن میگوید؛ جایی که دیگری مستقل است و خشونت علیه او نقض اخلاق است. در الهیات اسلامی، چهره دیگری پوشیده در محکومیت الهی است. کینه، سازوکار هستیشناختی دارد؛ رنج تاریخی نه راهی برای همدلی، بلکه سوخت موتور انتقام است. در انقلاب ایران، کینه سیاسی شد؛ آمریکا «شیطان بزرگ» بود، نه صرفاً بهخاطر سیاستهایش، بلکه به عنوان نماد برون میثاق. در داعش، خلافت تحقق میثاق بود و مخالفان مستحق مرگ.
🍂 مقایسه با دیگر ادیان روشن میکند: مسیحیت نیز میثاق دارد، اما تأکید بر عشق و بخشش خشونت را اندکی مهار میکند. یهودیت با مفهوم «قوم برگزیده» محدود به قوم است. اسلام با ادعای جهانی، تقسیم را به همه انسانیت تعمیم میدهد؛ بنابراین پتانسیل خشونت بیشتر است. مشکل، نه اسلام به تنهایی، بلکه هر الهیاتی است که دیگری را پیشاپیش محکوم کند. در اسلام، ادغام دین و سیاست این ساختار را قدرتمندتر میسازد. در سطح اجتماعی، این منطق توحش را بازتولید میکند. وقتی کینه تقدس یابد، اخلاق در خدمت امر قدسی درمیآید؛ قتل، خود به تحقق عدالت تبدیل میشود.
🍂 آیا راهی برای فروکاستن این خشونت وجود دارد؟ تنها با تغییر ساختار میثاق. اگر میثاق بازتعریف شود، با تأکید بر انسانیت مشترک، کینه مهار میشود. متفکرانی چون عبدالکریم سروش از «قرائتهای متعدد» سخن میگویند؛ جایی که دیگری نه محکوم، بلکه شریک گفتوگوست. اما دشوار است؛ چون در قرآن میثاق هسته هویت است. تا وقتی دیگری پیشاپیش تعریف شود، خشونت بالقوه باقی میماند. از این گذشته، خود عبدالکریم سروش در قیام اخیر نیز نشان داد بیشتر یک عبدِ الله در دست آویختن به ریسمان میثاق است تا انسانی آزاد!
🍂 در نهایت، پرسش فلسفی ما را به مواجهه با خود میکشاند: خشونت اسلام نه بیرونی، بلکه درونی است؛ محصول ایدهای که جهان را تقسیم میکند و کینه را مقدس میشمارد. تاریخ، فلسفه و روانشناسی گواهاند که این ساختار، موتور ابدی انتقام است. تنها با نقد رادیکال میثاق، میتوان به جهانی بدون این خشونت امید داشت. اما آیا چنین نقدی ممکن است، وقتی میثاق خود را ابدی میداند؟
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #بهروز_عین
🍂 این خشونت محصول حادثه نیست، بلکه نتیجه ساختار غیرستیز قرآن است. اگر کسی گمان کند که خشونت تنها انحراف فرقهای است، اشتباه کرده است. انحرافها تنها بالفعل شدن امکان درونیاند. لویناس در فلسفه اخلاق از «چهره دیگری» سخن میگوید؛ جایی که دیگری مستقل است و خشونت علیه او نقض اخلاق است. در الهیات اسلامی، چهره دیگری پوشیده در محکومیت الهی است. کینه، سازوکار هستیشناختی دارد؛ رنج تاریخی نه راهی برای همدلی، بلکه سوخت موتور انتقام است. در انقلاب ایران، کینه سیاسی شد؛ آمریکا «شیطان بزرگ» بود، نه صرفاً بهخاطر سیاستهایش، بلکه به عنوان نماد برون میثاق. در داعش، خلافت تحقق میثاق بود و مخالفان مستحق مرگ.
🍂 مقایسه با دیگر ادیان روشن میکند: مسیحیت نیز میثاق دارد، اما تأکید بر عشق و بخشش خشونت را اندکی مهار میکند. یهودیت با مفهوم «قوم برگزیده» محدود به قوم است. اسلام با ادعای جهانی، تقسیم را به همه انسانیت تعمیم میدهد؛ بنابراین پتانسیل خشونت بیشتر است. مشکل، نه اسلام به تنهایی، بلکه هر الهیاتی است که دیگری را پیشاپیش محکوم کند. در اسلام، ادغام دین و سیاست این ساختار را قدرتمندتر میسازد. در سطح اجتماعی، این منطق توحش را بازتولید میکند. وقتی کینه تقدس یابد، اخلاق در خدمت امر قدسی درمیآید؛ قتل، خود به تحقق عدالت تبدیل میشود.
🍂 آیا راهی برای فروکاستن این خشونت وجود دارد؟ تنها با تغییر ساختار میثاق. اگر میثاق بازتعریف شود، با تأکید بر انسانیت مشترک، کینه مهار میشود. متفکرانی چون عبدالکریم سروش از «قرائتهای متعدد» سخن میگویند؛ جایی که دیگری نه محکوم، بلکه شریک گفتوگوست. اما دشوار است؛ چون در قرآن میثاق هسته هویت است. تا وقتی دیگری پیشاپیش تعریف شود، خشونت بالقوه باقی میماند. از این گذشته، خود عبدالکریم سروش در قیام اخیر نیز نشان داد بیشتر یک عبدِ الله در دست آویختن به ریسمان میثاق است تا انسانی آزاد!
🍂 در نهایت، پرسش فلسفی ما را به مواجهه با خود میکشاند: خشونت اسلام نه بیرونی، بلکه درونی است؛ محصول ایدهای که جهان را تقسیم میکند و کینه را مقدس میشمارد. تاریخ، فلسفه و روانشناسی گواهاند که این ساختار، موتور ابدی انتقام است. تنها با نقد رادیکال میثاق، میتوان به جهانی بدون این خشونت امید داشت. اما آیا چنین نقدی ممکن است، وقتی میثاق خود را ابدی میداند؟
.
#نقد_اسلام #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
attach 📎
📘آیا ادیان ابراهیمی "صلحجو" بودهاند؟!
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🔻تام باراک سفیر آمریکا در ترکیه دربارهی صلح در خاورمیانه گفت:
"علمسیاست" علمِ سطح است، و "سیاست" سطحِ ماجرایِ انسانی است. در ژرفای این سطح، الباقیِ علومانسانی مستقرند، چنانکه بهلحاظ موضوعی در ژرفای آن سطح، همه موضوعات مربوط به انسان مستقرند. آن "سطح"ای که موضوعِ علمسیاست است، بحثِ "قدرت" است.
جدال برسر قدرت، متضمن و پژواکدهنده باقی فهمهای انسانی از حقوباطل، شوقوالفت است. این فهمها خود منسوجاتی تافته از الیاف درهمپیچیده و متکثر "فرهنگ"اند.
اگر بدنه کلی علومانسانی را بتوان به "علمِفیزیک" مانند کرد، متشکل از آستروفیزیک تا شیمی و مکانیک و استاتیک، بحث "فرهنگ"، مبحث دشواریابِ فیزیککوانتومی است.
تام باراک سیاستمرد است. از او انتظار فهمژرفاییِ مقولات تمدنی نمیرود. "سیاست"، علمی کاربردی است. همه علوم کاربردی سطحیترینِ علمهایند، زیرا بیدرنگ معطوف به "کُنش"اند، آنان بیدرنگ معطوف به "معرفت" نیستند.
مثلاً مهندسیِ مکانیک یک علم کاربردی است، اما مکانیکِ نسبیتی یا کوانتومی علومی معطوف به فهماند؛ کاربردشان بعدها ممکن است معلوم بشود یا نشود. مال مکانیک نسبیتی زود معلوم شد، وقتی که خواستیم از کرهزمین فراتر برویم؛ امروز هم در فناوری GPS استفادهاش میکنیم. در مقابل، کاربرد فیزیککوانتومی از بامداد پلانک و بور، تا همین دیروز که بحث کامپیوترهای کوانتومی طرح شد و امروز که فناوریِ ایجادِ رانش به مدد موتورهای کوانتومی گهگاه طرح میشود، مطرح نبود. آنچه مطرح بود، فهمِ پدیدارها به یاری فیزیک کوانتومی بود، فهمی که مثلا آینشتاین تا آخر عمر از آن تنزد.
این مثالها از فیزیک را برای تقریب به ذهن این نکته آوردم که چرا از امثال سیاستمردانِ فاضلی چون تامباراک نمیتوان انتظار فهم ژرفایی مقولات انسانی را داشت. سیاستمردان، دورترین آدمها از ساحت تعمق در مقولاتِ "فرهنگ" و تمدناند.
اینها همه مقدمه بود برای نشاندادن آنکه "انتظارِ صلحِ" آقای باراک از ابراهیم تا عیسیمسیح، چقدر پرت از مرحله حقیقت است! البته احتجاج "خطابی" که بهکار بردند درخشان بود و نشانه جودت ذهن ممتاز ایشان است. اما کاروبارِ "درسطحِ" ناظر بر سیاست که داشته و دارند، جواز ژرفاپیماییهای بیشتر در مقولاتانسانی را به ایشان نمیدهد، به کارشان هم نمیآید.
تامباراک که پرورده فرهنگِ یهودی/مسیحی است، ملهم از سویهی "مسیحیِ" بسترِ فرهنگش، نگاه صلحخواهی و صلحجویی به کلانجریانهای دینی دارد. برای ادراک ژرفای نادرستیِ این نگاه آرمانیِ مسیحی، باید پای درسِ از نیچه بهاینسویِ دینشناسی فرهنگی نشست. [بگذارید فروتنانه و با پوزش(!) بگویم که اکثریت قاطع اندیشمندان و دینپژوهان ما بکلی پرت از این مرحله "نیچه تا امروزِ" دینشناسیاند!]
برخلاف مسیحیتی که از سرچشمه گنوزیساش بهژرفا باردارِ گریز از اینجهان به امید ملکوتِ پدری شد، یهودیت از بدایت، هویت قبیلهای بیش نبود، تا در نهایتاش صورتِ یک "دینِ" اینجهانیِ بیمعاد را یافت. تاریخ یهود نیز درست از همینروی تاریخِ "ستیزه با دیگران" بودهاست، از اهالی بومی سرزمین کنعان (Philistines) تا ستیز ایشان با بابلیان و رومیان و مسیحیان، و کوتاهسخن "هر دیگرانی".
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🔻تام باراک سفیر آمریکا در ترکیه دربارهی صلح در خاورمیانه گفت:
این یک سوال بزرگ غیر قابل حل است
ابراهیم نتوانست این کار را انجام دهد، اسماعیل و اسحاق نتوانستند آن را انجام دهند، موسی نتوانست آن را انجام دهد، عیسی نمی توانست آن را انجام دهد، هفت جـنگ صلـیبی نتوانست آن را انجام دهد.
بنابراین فکر کردن به اینکه قرار است این کار را تا دو سال دیگر انجام دهید، احتمالاً واقع بینانه نیست.
"علمسیاست" علمِ سطح است، و "سیاست" سطحِ ماجرایِ انسانی است. در ژرفای این سطح، الباقیِ علومانسانی مستقرند، چنانکه بهلحاظ موضوعی در ژرفای آن سطح، همه موضوعات مربوط به انسان مستقرند. آن "سطح"ای که موضوعِ علمسیاست است، بحثِ "قدرت" است.
جدال برسر قدرت، متضمن و پژواکدهنده باقی فهمهای انسانی از حقوباطل، شوقوالفت است. این فهمها خود منسوجاتی تافته از الیاف درهمپیچیده و متکثر "فرهنگ"اند.
اگر بدنه کلی علومانسانی را بتوان به "علمِفیزیک" مانند کرد، متشکل از آستروفیزیک تا شیمی و مکانیک و استاتیک، بحث "فرهنگ"، مبحث دشواریابِ فیزیککوانتومی است.
تام باراک سیاستمرد است. از او انتظار فهمژرفاییِ مقولات تمدنی نمیرود. "سیاست"، علمی کاربردی است. همه علوم کاربردی سطحیترینِ علمهایند، زیرا بیدرنگ معطوف به "کُنش"اند، آنان بیدرنگ معطوف به "معرفت" نیستند.
مثلاً مهندسیِ مکانیک یک علم کاربردی است، اما مکانیکِ نسبیتی یا کوانتومی علومی معطوف به فهماند؛ کاربردشان بعدها ممکن است معلوم بشود یا نشود. مال مکانیک نسبیتی زود معلوم شد، وقتی که خواستیم از کرهزمین فراتر برویم؛ امروز هم در فناوری GPS استفادهاش میکنیم. در مقابل، کاربرد فیزیککوانتومی از بامداد پلانک و بور، تا همین دیروز که بحث کامپیوترهای کوانتومی طرح شد و امروز که فناوریِ ایجادِ رانش به مدد موتورهای کوانتومی گهگاه طرح میشود، مطرح نبود. آنچه مطرح بود، فهمِ پدیدارها به یاری فیزیک کوانتومی بود، فهمی که مثلا آینشتاین تا آخر عمر از آن تنزد.
این مثالها از فیزیک را برای تقریب به ذهن این نکته آوردم که چرا از امثال سیاستمردانِ فاضلی چون تامباراک نمیتوان انتظار فهم ژرفایی مقولات انسانی را داشت. سیاستمردان، دورترین آدمها از ساحت تعمق در مقولاتِ "فرهنگ" و تمدناند.
اینها همه مقدمه بود برای نشاندادن آنکه "انتظارِ صلحِ" آقای باراک از ابراهیم تا عیسیمسیح، چقدر پرت از مرحله حقیقت است! البته احتجاج "خطابی" که بهکار بردند درخشان بود و نشانه جودت ذهن ممتاز ایشان است. اما کاروبارِ "درسطحِ" ناظر بر سیاست که داشته و دارند، جواز ژرفاپیماییهای بیشتر در مقولاتانسانی را به ایشان نمیدهد، به کارشان هم نمیآید.
تامباراک که پرورده فرهنگِ یهودی/مسیحی است، ملهم از سویهی "مسیحیِ" بسترِ فرهنگش، نگاه صلحخواهی و صلحجویی به کلانجریانهای دینی دارد. برای ادراک ژرفای نادرستیِ این نگاه آرمانیِ مسیحی، باید پای درسِ از نیچه بهاینسویِ دینشناسی فرهنگی نشست. [بگذارید فروتنانه و با پوزش(!) بگویم که اکثریت قاطع اندیشمندان و دینپژوهان ما بکلی پرت از این مرحله "نیچه تا امروزِ" دینشناسیاند!]
برخلاف مسیحیتی که از سرچشمه گنوزیساش بهژرفا باردارِ گریز از اینجهان به امید ملکوتِ پدری شد، یهودیت از بدایت، هویت قبیلهای بیش نبود، تا در نهایتاش صورتِ یک "دینِ" اینجهانیِ بیمعاد را یافت. تاریخ یهود نیز درست از همینروی تاریخِ "ستیزه با دیگران" بودهاست، از اهالی بومی سرزمین کنعان (Philistines) تا ستیز ایشان با بابلیان و رومیان و مسیحیان، و کوتاهسخن "هر دیگرانی".
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
attach 📎
📘آیا ادیان ابراهیمی "صلحجو" بودهاند؟!
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
اگر بدویت تاریخیِ یهود، آنان را قبیلهگرا (در معنای دقیقِ پیوندهای خونی) نمود، اسلام پدیده متاخری بود که تجربه هردوی یهودیت و مسیحیت را داشت. اسلام در سیر دایرهوارش، از دگرسو به قبیلهگراییِ یهودیت رسید، منتها در سطحی بالاتر: قبیله در معنایِ استعاری، و نه تحتاللفظیِ افادهکنندهی پیوند خونی (چنانکه در میان یهود هست).
از ایننظر مسیحیت را میتوان یک "میانپرده"ی ملکوتی (محوِ "آنجهان") در تاریخ تطور ادیان ابراهیمی دانست، که هر دو سویش (یعنی یهودیت و اسلام) مستقر بر استوانه "قبیله"اند که در یهودیت قبیلهی خونی و در اسلام قبیلهی استعاریِ همکیشی است.
ستیزهجوییِ جنگطلب و خونریز یهودیت و اسلام، درست از اینروست. این درحالیست که مسیحیت برای دگردیسی بهسویِ جنگجویی و خونریزی، بسیبیش از هزارسال زمان نیاز داشت!
توجه بکنید وقتی که امپراطوریِ روم مسیحی شد و در راستایِ سرشتِ بسطسیاسیِ از آغازش، به مسیحی کردن اقوام بومی اروپا همت گماشت تا آنان را خود درجنماید، اینکار را عمدتاً با تبلیغ و تبشیر و رشوهدادن به سران قبایل و دلجویینمودن از ایشان کرد، نه به شمشیر و خونریزی.
پدیده "امپراطوری" بنابهسرشت متکی به شمشیر است، اما مسیحیتی که در جانِ امپراطوری روم خزید، شمشیر امپراطوری را غلاف کرد، آنقدر که شاخه غربی آن، در عرض قدری بیش از صدسال پس از مسیحیشدن "فروریخت"! شاخه شرقی تا هزارسال بعدتر ماند، اما از سرنوشت شاخه غربیاش عبرت گرفت تا نگذارد "مسیحیت" شمشیرش را غلاف کند، و نگذاشت، تا ماند!
اسلام درحالی که نگاهِ حسرتباری به "وارستگیِ" مسیحیت از اینجهان دارد (هرجا در قرآن سخن از عیسی و مریم و ذکریا میرود، لحنویژه درشتناکش، "عاطفی و نرم و پرمحبت" میشود!!!)، "خیال" فروهشت و به "واقعیت" پرداخت: تصاحب قدرت با خون و شمشیر!
اسلام چندان "بشارت" نداد، "ایمان" نخواست، بهجایش تهدید کرد و "تسلیم" خواست، و برایش،تجاوز کرد و کُشت و اسیر و برده گرفت؛ ندرتاً هم برای زهرچشمگرفتن، قتلعام هم کرد (بنیقریظه در زمان پیامبر، و ابنقتیبه اموی در صفحات خراسان، محض نمونه!) و به خواری و خفت فروکوفت (...و هم صاغرون!).
بیجهت نیست که تاریخاسلام از پس از هجرت تا امروز، بدیندرجه خونآلود است. سرشتِ آغازین نهضتها در جان بسطتاریخیِ پسینشان خزیده و مستقر میشود. پس بدنه اصلی و شریعتمدارِ اسلام بعدها نیز روایحِ گنوستیکی را که منادیِ "وارستگی از اینجهان" بودند [همان به غلطِ مصطلح: "عرفاناسلامی") از خود راند، مُهر تکفیر و تفسیق برایشان کوفت و حتی در قتل و هدم ایشان کوشید: از حلاج و عینالقضات تا آقامحمدعلی بهبهانی عصر قجر که آخوندِ "صوفیکش" لقبگرفت و راست یا دروغ معروف است که قربهالیالله خودش سَر میبُرید! آشنا نیست؟!
این همه طول دادم تا توجهها را پرتی خطابیاتِ ممتاز تامباراکِ سیاستمرد جلب کنم که در قیاسِ خطا با مسیحیت، القای این گمانِ غلط میکرد که ادیان ابراهیمی کوشندگان برای "صلح" بودند!!!! این سخن در حق یهودیت و اسلام همانقدر غلط است که اسکندر تا تموچینچنگیز را کوشنده صلح بدانیم!!
@sahebolhavashi
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
اگر بدویت تاریخیِ یهود، آنان را قبیلهگرا (در معنای دقیقِ پیوندهای خونی) نمود، اسلام پدیده متاخری بود که تجربه هردوی یهودیت و مسیحیت را داشت. اسلام در سیر دایرهوارش، از دگرسو به قبیلهگراییِ یهودیت رسید، منتها در سطحی بالاتر: قبیله در معنایِ استعاری، و نه تحتاللفظیِ افادهکنندهی پیوند خونی (چنانکه در میان یهود هست).
از ایننظر مسیحیت را میتوان یک "میانپرده"ی ملکوتی (محوِ "آنجهان") در تاریخ تطور ادیان ابراهیمی دانست، که هر دو سویش (یعنی یهودیت و اسلام) مستقر بر استوانه "قبیله"اند که در یهودیت قبیلهی خونی و در اسلام قبیلهی استعاریِ همکیشی است.
ستیزهجوییِ جنگطلب و خونریز یهودیت و اسلام، درست از اینروست. این درحالیست که مسیحیت برای دگردیسی بهسویِ جنگجویی و خونریزی، بسیبیش از هزارسال زمان نیاز داشت!
توجه بکنید وقتی که امپراطوریِ روم مسیحی شد و در راستایِ سرشتِ بسطسیاسیِ از آغازش، به مسیحی کردن اقوام بومی اروپا همت گماشت تا آنان را خود درجنماید، اینکار را عمدتاً با تبلیغ و تبشیر و رشوهدادن به سران قبایل و دلجویینمودن از ایشان کرد، نه به شمشیر و خونریزی.
پدیده "امپراطوری" بنابهسرشت متکی به شمشیر است، اما مسیحیتی که در جانِ امپراطوری روم خزید، شمشیر امپراطوری را غلاف کرد، آنقدر که شاخه غربی آن، در عرض قدری بیش از صدسال پس از مسیحیشدن "فروریخت"! شاخه شرقی تا هزارسال بعدتر ماند، اما از سرنوشت شاخه غربیاش عبرت گرفت تا نگذارد "مسیحیت" شمشیرش را غلاف کند، و نگذاشت، تا ماند!
اسلام درحالی که نگاهِ حسرتباری به "وارستگیِ" مسیحیت از اینجهان دارد (هرجا در قرآن سخن از عیسی و مریم و ذکریا میرود، لحنویژه درشتناکش، "عاطفی و نرم و پرمحبت" میشود!!!)، "خیال" فروهشت و به "واقعیت" پرداخت: تصاحب قدرت با خون و شمشیر!
اسلام چندان "بشارت" نداد، "ایمان" نخواست، بهجایش تهدید کرد و "تسلیم" خواست، و برایش،تجاوز کرد و کُشت و اسیر و برده گرفت؛ ندرتاً هم برای زهرچشمگرفتن، قتلعام هم کرد (بنیقریظه در زمان پیامبر، و ابنقتیبه اموی در صفحات خراسان، محض نمونه!) و به خواری و خفت فروکوفت (...و هم صاغرون!).
بیجهت نیست که تاریخاسلام از پس از هجرت تا امروز، بدیندرجه خونآلود است. سرشتِ آغازین نهضتها در جان بسطتاریخیِ پسینشان خزیده و مستقر میشود. پس بدنه اصلی و شریعتمدارِ اسلام بعدها نیز روایحِ گنوستیکی را که منادیِ "وارستگی از اینجهان" بودند [همان به غلطِ مصطلح: "عرفاناسلامی") از خود راند، مُهر تکفیر و تفسیق برایشان کوفت و حتی در قتل و هدم ایشان کوشید: از حلاج و عینالقضات تا آقامحمدعلی بهبهانی عصر قجر که آخوندِ "صوفیکش" لقبگرفت و راست یا دروغ معروف است که قربهالیالله خودش سَر میبُرید! آشنا نیست؟!
این همه طول دادم تا توجهها را پرتی خطابیاتِ ممتاز تامباراکِ سیاستمرد جلب کنم که در قیاسِ خطا با مسیحیت، القای این گمانِ غلط میکرد که ادیان ابراهیمی کوشندگان برای "صلح" بودند!!!! این سخن در حق یهودیت و اسلام همانقدر غلط است که اسکندر تا تموچینچنگیز را کوشنده صلح بدانیم!!
@sahebolhavashi
.
#نقد_اسلام #حکومت_اسلامی #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 نیروهاهای داعشی بیگانه در حالِ کودتا!
➖➖➖
🌾@Naqdagin
«اگر در سوریه نمیجنگیدیم،....»
«عوضش امنیت داریم»
«با معترضان صحبت میکنیم!»
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍اردَبیل ⚠️هشدار ⚠️
🔻بیژن عبدالکریمی:
➖➖➖
🌾@Naqdagin
«اگه در سوریه نمیجنگیدیم، داعشیا میاومدن» و...
«عوضش امنیت داریم»
«با معترضان صحبت میکنیم!»
🔻بیژن عبدالکریمی:
"خشونتی که در دی ماه «ظهور پیدا کرد» بههیچ وجه با روح و فرهنگ و خرد ایرانی سازگار نیست.
صغزی: این کشور شیعه حسین بن علی است! ارزشهای او را به یاد آوریم! این کشور کشوریست که تمام ائمهاش به عصمت و پاکدمنی و لطف و مروت و جوانمردی شناخته میشوند؛
کبری: خشونت افسارگسیختهای را شاهد بودیم که حداقل ۳۰ الی ۵۰ هزار نفر در ۲ روز قتلعام شدهاند.
نتیجه: بدون دخالت بیگانه و دیگری، چنین خشونتی در فرهنگ ما شکل نمیگرفت."
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 کهریزک، آخرِ خطِ یک فاجعه
🔹در حالت عادی، پزشکی قانونی کهریزک در جنوب تهران، روزانه ظرفیت پذیرش کمتر از ۴۰ جسد را دارد، اما ویدیوهای متعدد از این مرکز، صدها جسد را آن هم تنها در روز بیستم دیماه ۱۴۰۴ نشان میدهد.
🔹ما پیشتر با دلایل غیرقابل انکار نشان دادیم که پیکر دستکم ۹۵۰ نفر از کشتهشدگان اعتراضات اخیر فقط در همان تاریخ به کهریزک منتقل شده است.
🔹در این ویدیو، با استفاده از تصاویر، نقشهها و دلایل مختلف، نشان میدهیم که چرا این تعداد بهراحتی از هزار نفر هم فراتر میرود.
🔹ویدیوهای کهریزک، سندی مهم درباره ابعاد کشتار دی ۱۴۰۴ محسوب میشود.
👈 مقاله مرتبط با این ویدیو در سایت فکتنامه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔹در حالت عادی، پزشکی قانونی کهریزک در جنوب تهران، روزانه ظرفیت پذیرش کمتر از ۴۰ جسد را دارد، اما ویدیوهای متعدد از این مرکز، صدها جسد را آن هم تنها در روز بیستم دیماه ۱۴۰۴ نشان میدهد.
🔹ما پیشتر با دلایل غیرقابل انکار نشان دادیم که پیکر دستکم ۹۵۰ نفر از کشتهشدگان اعتراضات اخیر فقط در همان تاریخ به کهریزک منتقل شده است.
🔹در این ویدیو، با استفاده از تصاویر، نقشهها و دلایل مختلف، نشان میدهیم که چرا این تعداد بهراحتی از هزار نفر هم فراتر میرود.
🔹ویدیوهای کهریزک، سندی مهم درباره ابعاد کشتار دی ۱۴۰۴ محسوب میشود.
👈 مقاله مرتبط با این ویدیو در سایت فکتنامه
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
📕 سلاخی با بسمالله
📺 انقدر میکشیم تا دیگر فتنهای نباشد!
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه یا رهبرِ گروههای تروریست
📺 چمران: هیچ معترضی کشته نشده؛ همهشان محارب بودند!
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📍اردَبیل ⚠️هشدار ⚠️ «اگه در سوریه نمیجنگیدیم، داعشیا میاومدن» و... «عوضش امنیت داریم» «با معترضان صحبت میکنیم!» 🔻بیژن عبدالکریمی: "خشونتی که در دی ماه «ظهور پیدا کرد» بههیچ وجه با روح و فرهنگ و خرد ایرانی سازگار نیست. صغزی: این کشور شیعه حسین بن…
Telegram
نقدآگین
📍اردَبیل ⚠️هشدار ⚠️
«اگه در سوریه نمیجنگیدیم، داعشیا میاومدن» و...
«عوضش امنیت داریم»
«با معترضان صحبت میکنیم!»
🔻بیژن عبدالکریمی:
"خشونتی که در دی ماه «ظهور پیدا کرد» بههیچ وجه با روح و فرهنگ و خرد ایرانی سازگار نیست.
صغزی: این کشور شیعه حسین…
«اگه در سوریه نمیجنگیدیم، داعشیا میاومدن» و...
«عوضش امنیت داریم»
«با معترضان صحبت میکنیم!»
🔻بیژن عبدالکریمی:
"خشونتی که در دی ماه «ظهور پیدا کرد» بههیچ وجه با روح و فرهنگ و خرد ایرانی سازگار نیست.
صغزی: این کشور شیعه حسین…
📺 «رنسانس مردانه» در ایران
✍🏻 #حامد_کناریوند
🔸سالها به ما یاد داده بودند که اگر بلایی سرِ ناموست آمد، باید از ترسِ حرف مردم «دق» کنی، پنهانش کنی یا حتی طردش کنی. جمهوری اسلامی روی همین «نقطهضعف فرهنگی» حساب باز کرده بود. تجاوز میکرد تا خانوادهها را با «لکه ننگ» فلج کند.
🔸اما داوود منادی، تمام معادلاتِ اتاق فکرِ بازجویان را به هم ریخت. او همسرش (ریحان یولداشی) را که مادرِ جاویدنام ونوس بود و در بازداشت مورد تعرض قرار گرفته بود، قایم نکرد. او فریاد زد. او کنار همسرش نشست و به چشمهای جنایتکاران زل زد.
🔸این تصویر، فقط یک دادخواهی نیست؛ این «تشییع جنازهی فرهنگِ آبروداریِ سنتی» است. مردِ ایرانیِ امروز، غیرتش را در «حذفِ زن» نمیبیند؛ در «ایستادن پشتِ زن» میبیند.
🔸شرم، مالِ کسی است که جنایت کرده و دستدرازی، نه کسی که رنج کشیده. سلاحِ «تجاوز» دیگر کار نمیکند. شما میخواستید با بیآبرویی آنها را بشکنید، اما آنها با «شجاعت» شما را رسوا کردند. ما با نسلی طرفیم که از «تاریکی» نمیترسد؛ چون خودش «نور» است.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #حامد_کناریوند
🔸سالها به ما یاد داده بودند که اگر بلایی سرِ ناموست آمد، باید از ترسِ حرف مردم «دق» کنی، پنهانش کنی یا حتی طردش کنی. جمهوری اسلامی روی همین «نقطهضعف فرهنگی» حساب باز کرده بود. تجاوز میکرد تا خانوادهها را با «لکه ننگ» فلج کند.
🔸اما داوود منادی، تمام معادلاتِ اتاق فکرِ بازجویان را به هم ریخت. او همسرش (ریحان یولداشی) را که مادرِ جاویدنام ونوس بود و در بازداشت مورد تعرض قرار گرفته بود، قایم نکرد. او فریاد زد. او کنار همسرش نشست و به چشمهای جنایتکاران زل زد.
🔸این تصویر، فقط یک دادخواهی نیست؛ این «تشییع جنازهی فرهنگِ آبروداریِ سنتی» است. مردِ ایرانیِ امروز، غیرتش را در «حذفِ زن» نمیبیند؛ در «ایستادن پشتِ زن» میبیند.
🔸شرم، مالِ کسی است که جنایت کرده و دستدرازی، نه کسی که رنج کشیده. سلاحِ «تجاوز» دیگر کار نمیکند. شما میخواستید با بیآبرویی آنها را بشکنید، اما آنها با «شجاعت» شما را رسوا کردند. ما با نسلی طرفیم که از «تاریکی» نمیترسد؛ چون خودش «نور» است.
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸پدر دادخواهِ #جاویدنام #صدرا_سلطانی، از جاویدنامان انقلاب ملی، در سخنانی میگوید پسرش هفت ماه پیش در حملهای که به گفته او منزلشان هدف قرار گرفت، به شکل معجزهآسا جان سالم برده بود اما در نهایت «به دست جمهوری اسلامی» کشته شد.
🔸او گفت در شبی که خانهشان هدف قرار گرفت، صدرا در منزل حضور نداشت و همراه دوستانش بیرون رفته بود و از آن حادثه نجات یافت. به گفته او، صدرا در ماههای پس از آن حادثه دچار تحول روحی شده بود و همواره از خود میپرسید چرا در آن شب زنده مانده است.
🔸پدر صدرا سلطانی افزود پسرش علاقه داشت پاسخ این پرسش را بیابد و گفت شاید اکنون پاسخ خود را گرفته باشد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔸او گفت در شبی که خانهشان هدف قرار گرفت، صدرا در منزل حضور نداشت و همراه دوستانش بیرون رفته بود و از آن حادثه نجات یافت. به گفته او، صدرا در ماههای پس از آن حادثه دچار تحول روحی شده بود و همواره از خود میپرسید چرا در آن شب زنده مانده است.
🔸پدر صدرا سلطانی افزود پسرش علاقه داشت پاسخ این پرسش را بیابد و گفت شاید اکنون پاسخ خود را گرفته باشد.
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
ایندیپندنت فارسی
«به قصد کشت کتک میزنند و شکنجه میکنند»؛ بازداشت هزاران ایرانی دیگر
با گذشت بیش از یک ماه از حضور گسترده میلیونها ایرانی در خیابانها علیه جمهوری اسلامی و در حمایت از فراخوانهای شاهزاده رضا پهلوی، موج بازداشت معترضان و مخالفان حکومت در ایران همچنان با شدت ادامه
⭕️«به قصد کشت کتک میزنند و شکنجه میکنند»؛ بازداشت هزاران ایرانی دیگر در هفته گذشته
📌«بسیاری از سولههای صنعتی را هم به بازداشتگاه تبدیل کردهاند و کمترین نظارت و حداقلهای لازم برای حفظ جان و سلامت بازداشتشدگان وجود ندارد»
♦️با گذشت بیش از یک ماه از حضور گسترده میلیونها ایرانی در خیابانها علیه جمهوری اسلامی و در حمایت از فراخوانهای شاهزاده رضا پهلوی، موج بازداشت معترضان و مخالفان حکومت در ایران همچنان با شدت ادامه دارد و گستردهتر شده است.
اطلاعات و گزارشهای اختصاصی رسیده به ایندیپندنت فارسی نشان میدهد نیروهای نظامی، امنیتی و لباسشخصی جمهوری اسلامی طی روزها و هفتههای اخیر و در شهرهای مختلف ایران، با یورش به منازل، محل کار یا در خیابان، هزاران نفر را همراه با ضربوشتم بازداشت کردهاند و این بازداشتها در اغلب موارد، بدون رعایت حداقلهای قانونی و حقوقی انجام شده است.
بیشتر بخوانید...
امیرحسین میراسماعیلی
🔸به کسانی که مرتب در محکومکردن خشونت زبانی - رفتاریِ برخی از افراد در گروههای مختلف مردم و اپوزیسیون (چه به حق از سوی آنها، و چه ناحق و بلاهتآمیز) تولید محتوا میکنند و مرتب و رگباری صدای پای فاشیسم و.. میشنوند، در وسط آشویتس داعش شیعی، ولی حتی جرات نمیکنند، یک پست از خشونتها و جنایتهای بیحد این زندانِ بزرگ که ایران است را روزانه، و بلکه ماهانه، بازنشر کنند، توجه کنید تا دریابید، با چه انسانهای نابالغ و دچار عقدههای ناخودآگاهی طرفیم.
🔸کسانی عملا با بایکوت و مسکوتگذاریِ خشونتِ افسارگسیختۀ مستقر و همدستی در سانسور این رذالتِ بیحد، با بهانههای مختلف، اقدام میکنند، ولی مدام به آیندۀ خیالی فرداهای دور نامعلوم میپردازند، و با ارجاع به سخنان و رفتارهای موردی افرادی از مردم و اپوزیسیون در چنین وضعیتِ فاجعهباری، آیندهی بدونِ نازیسم را تیرهتر از امروز جلوهگر میشوند، در واقع بدون کمترین وجدان و خودآگاهیای، به ادامۀ تصفیهحسابهای حزبی - ایدئولوژیکِ گذشتۀ خود میپردازند، و دچار نوعی بیماری عجیباند که اشتراکات جدی با حکومت نازیستیِ مستقر دارند؛ یا بعضا با آن حس همذاتپنداری بیشتری میکنند، و در سرکوبگریاش در ناخودآگاهِ خود همدلاند.
🔸صداوسیمای حکومت نیز در این نیمقرنه، بهشکل شبانهروز در حالِ نشان دادنِ توحشِ پلیسِ آمریکا و اروپا با معترضان با انواع پروپاگاندا و پیاز داغ زدن بودهاست تا با این دور-بینی، جنایاتِ بدون حد و مرز روزمرۀ حکومت اسلامی را به زیر فرش بیاندازد، و این مدعیان نیز، شبانهروز از همین تاکتیک بهره میبرند، ولو بعضا خودشان قصدی آگاهانه نداشتهباشند، ولی چون وجودشان از کینه یا هراسِ غلبۀ جریانهای رقیبِ سیاسی پر است، بسادگی بازیچۀ اتاقفکرهای سرکوبگرِ جمهوری اسلامی میشوند.
🔸این بهمعنای بستنِ دربِ نقد نیست. نقد را میتوان و باید در هر لحظه که رفتار احمقانه و خطرناکی دیده میشود، بیان کرد و اسیر گفتمانِ «لحظهی حساس کنونی» نشد؛ اما نقد در وسط آشویتس هم آدابی دارد، و کسی میتواند رفتار یهودیهایی که در حالِ تماشای کشتهشدن فوجفوج عزیزانِ خود، کنش و کلام اشتباه و ابلهانه و افراطیای رقم میزنند را نقد کند، که بهشکل مداوم توجه کند به ابعاد جنایت بالفعل حکومت نازیستی، و ضرورتِ بیان و افشا و ابراز انزجار و نفرت از آن جنایات و عاملانِ اصلیشان، و در کنار آن، به نقد تندرویها و بلاهتهای جریانهای مختلفِ مردم و اپوزیسیون نیز بپردازد؛ و البته باید مشخص باشد فاصلۀ کهکشانیِ جنایتِ سازماندهیشدۀ بالفعل حکومت اوباش داعشی با چهار حماقت لفظی یا فیزیکیِ گروههای مختلفِ خارج از قدرت.
🔺صداقت و شرافت انسانی چنین تفکیکهایی را ایجاب میکند؛ چرا فقط آنکه با ساچمه و گلولۀ جنگی به بچههای مردم شلیک میکند، سرکوبگر نیست، آنکه بخشی از ابزار پروپاگاندای سرکوبگران مستقر میشود، و میان امور واقعِ مختلف تفکیک قائل نمیشود، و همۀ طرفها را به مساوات، و بلکه طرف محکوم را با شدت و گستردگیِ بیشتر، محکوم میکند، تا ریشسفید و خردمند جمع نماید، و کمترین خطری از جانبِ شر مستقر تهدیدش نکند نیز بخشی از پازلِ سرکوب است.
.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 «رضا عاشری» عضو شورای شهر رشت و نزدیک به «سعید جلیلی» در پیامی خصوصی که به «اشکان سلیمانی» از فعالان جنبش ژینا ارسال کرده به صراحت و با ادبیاتی نابهجا و بیرحمانه نوشته است که جمهوری اسلامی معترضان را به قتل رسانده است. رضا عاشری برای اشکان سلیمانی نوشته:
این ویدیو را اشکان سلیمانی ضبط و برای ایران وایر ارسال کرده است. رضا عاشری شعاری در بالای صفحه خود در ایسنتاگرام نوشته است:
🔺پیشتر از او صوتی منتشر شدهبود که خواهان آن شدهبود که خسارات عظیمِ آتشزدن بازار رشت توسط حکومتِ آخوندی را از معترضان بازداشتی بگیرند با مصادرۀ خانهها و اموالشان.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
«داستان رفیقات رو که مثل سگ کشیدیم رو هم شنیدی که.»
این ویدیو را اشکان سلیمانی ضبط و برای ایران وایر ارسال کرده است. رضا عاشری شعاری در بالای صفحه خود در ایسنتاگرام نوشته است:
«اسلامی که به عدالت نرسد، کفریست که لباس توحید به تن کرده».
🔺پیشتر از او صوتی منتشر شدهبود که خواهان آن شدهبود که خسارات عظیمِ آتشزدن بازار رشت توسط حکومتِ آخوندی را از معترضان بازداشتی بگیرند با مصادرۀ خانهها و اموالشان.
.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸#جاویدنام #رزیتا_رخزاده، دختر مکانیک و فعال در حوزه تعمیر خودرو، که با ویدیوهایش شجاعت و جسارتش را نشان میداد، در ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات در آریاشهر بر اثر شلیک مستقیمِ «سرباز-بردگانِ» خلافتِ «اوباشگریانِ شیعه» به قتل رسید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🩸سلام بر شهدا - ایستادگان مقابلِ «شهوتِ قدرتِ» بیحد علی خامنهای و روحانیت شیعه -
.
#انقلاب_ملی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا راهپیمایی ۲۲ بهمن نمادٍ «نفی آزادی و جمهوریت» است؟
🎙#محمدتقی_اکبرنژاد
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙#محمدتقی_اکبرنژاد
📕نام مستعار: تروریست
📺 راهپیماییهای حکومتی و ولایتِ مطلقۀ کذابان
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📺 تاجزاده و قتلعام حکومتی کوی دانشگاه
📺 محمدرضا باهنر: اسیدپاشیها کار حزباللهیها بود؛ سریع آزادشان کردیم!
📺 اعتراف محمود احمدینژاد دربارۀ پشتپردۀ سناریوهای نخنمای نائب امام زمان!
📕پرسشهایی که موجوداتی چون بیژن عبدالکریمی پاسخی برایشان ندارند
📺 خیز برای اقتدارگراییِ عریان
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلولهی نازیها
🪓 معماران خون
📺 ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه کسی واقعا در توهم بود؟
🔸وقتی این صوت را میشنویم تازه درمییابیم که عدم شناختِ «داعشِ شیعی» و تصور یکی بودنِ دو نظام سیاسیِ اتوریتر ملیگرا و ایدئولوژیکِ بنیادگرا در مواجهه با جمعیت میلیونی ایرانیان، مختص به رضا پهلوی نبود که تصور میکرد با دعوت به خیابان، بسادگی همهچیز تمام میشود مشابه با انقلابِ ۵۷؛ بلکه اصلاحطلبانی که در دل حکومت بودند نیز شناختی از میزانِ توحش و جنونِ قدرت و سفاکی این رژیم نداشتند.
📕نام مستعار: تروریست
📺 راهپیماییهای حکومتی و ولایتِ مطلقۀ کذابان
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📺 تاجزاده و قتلعام حکومتی کوی دانشگاه
📺 محمدرضا باهنر: اسیدپاشیها کار حزباللهیها بود؛ سریع آزادشان کردیم!
📺 اعتراف محمود احمدینژاد دربارۀ پشتپردۀ سناریوهای نخنمای نائب امام زمان!
📕پرسشهایی که موجوداتی چون بیژن عبدالکریمی پاسخی برایشان ندارند
📺 خیز برای اقتدارگراییِ عریان
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلولهی نازیها
🪓 معماران خون
📺 ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی