نقدآگین
12.2K subscribers
3.86K photos
3.4K videos
93 files
9.1K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📕زلزله‌ی سیاسی در پایتخت‌های جهان

✍🏻 اخبار جمهور

🔸جهان دیروز شاهد واقعه‌ای بود که تحلیل‌گران سیاسی آن را «نقطه بازگشت‌ناپذیر» در مبارزات خارج از کشور می‌نامند. در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و در آستانه چهلم جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، بیش از ۱.۵ میلیون ایرانی در یک زنجیره انسانی جهانی از اقیانوسیه تا سواحل غربی آمریکا، حمایت خود را از «انقلاب ملی ایران» اعلام کردند.

🔸جزئیات بیشتر در عکس‌نوشته‌ها و پست بعدی

📺 شعورِ جمعیِ بی‌نظیرِ ایرانیان
📺 حماسۀ مونیخ؛ از تفرقه‌سازی تا انکار و همدستی با فاشیسم اسلامی
📺 اهمیتِ کنش‌گریِ یک‌پارچه‌ی ایرانیان خارج از کشور
📺 دلیلی که دنیا ایرانی‌ها به احترام می‌گذارد و دوست‌شان دارد

.


#انقلاب_ملی #ایران_متحد



🌾 @Naqdagin
📕زلزله‌ی سیاسی در پایتخت‌های جهان

✍🏻 اخبار جمهور

🔸جهان دیروز شاهد واقعه‌ای بود که تحلیل‌گران سیاسی آن را «نقطه بازگشت‌ناپذیر» در مبارزات خارج از کشور می‌نامند. در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و در آستانه چهلم جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، بیش از ۱.۵ میلیون ایرانی در یک زنجیره انسانی جهانی از اقیانوسیه تا سواحل غربی آمریکا، حمایت خود را از «انقلاب ملی ایران» اعلام کردند.

​۱. آمریکای شمالی؛ کانون انفجار جمعیت

​کانادا (۴۸۰,۰۰۰ نفر): به گزارش The Canadian Press، تورنتو با حضور خیره‌کننده ۳۵۰ هزار نفر در خیابان یانگ، شاهد بزرگ‌ترین تجمع اعتراضی تاریخ خود بود. هم‌زمان، ونکوور با ۵۰ هزار نفر و شهرهای مونترال، اتاوا و کالگری با تجمعات ده‌هزار نفری، رکورد حضور ایرانیان در این کشور را شکستند.

​ایالات متحده (۵۸۰,۰۰۰ نفر)
: خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد که لس‌آنجلس با حضور ۳۵۰ هزار نفری بار دیگر به قلب تپنده اعتراضات تبدیل شد. در واشینگتن دی.سی ۸۵ هزار نفر مقابل کاخ سفید تجمع کردند و سانفرانسیسکو با ۶۵ هزار نفر در کنار تجمعات نیویورک، شیکاگو و هیوستون، آمار کل آمریکا را به بیش از نیم میلیون نفر رساند.

​۲. اروپا؛ مونیخ در تسخیر معترضان

آلمان (۳۰۰,۰۰۰ نفر): هم‌زمان با نشست سران در کنفرانس امنیتی، ۲۵۰ هزار نفر به گزارش دویچه وله (DW) مونیخ را به تعطیلی کشاندند. تجمعات مکمل در برلین و هامبورگ آمار این کشور را به مرز ۳۰۰ هزار نفر رساند.

​بریتانیا و سایر اروپا
: لندن با حضور ۵۰ هزار نفری در میدان ترافالگار و استکهلم با ۳۰ هزار نفر، در کنار پاریس، آمستردام و اسلو، پیامی واحد به پارلمان‌های اروپایی مخابره کردند.

​۳. شرق دور و اقیانوسیه؛ آغازگران موج

​استرالیا و نیوزیلند (۸۰,۰۰۰ نفر): این حرکت از اوکلند و ولینگتون آغاز شد و در سیدنی و ملبورن با حضور ۷۰ هزار نفری به اوج رسید.

​آسیا: در توکیو و سئول، ایرانیان با تجمعاتی سازمان‌یافته در مقابل مراکز دیپلماتیک، آغازگر این روز تاریخی در قاره آسیا بودند.

🔶 ​بازتاب و تحلیل بین‌المللی


🔸​خبرگزاری رویترز در تحلیل نهایی خود نوشت:
«وسعت جغرافیایی و انسجام بی‌سابقه حول فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، نشان‌دهنده تولد یک آلترناتیو قدرتمند و سازمان‌یافته در خارج از مرزهاست.»


🔸شبکه سی‌ان‌ان (CNN) نیز تأکید کرد که:
این حضور میلیونی در چهلم شهدای دی‌ماه، فشار دیپلماتیک بر جمهوری اسلامی را به بالاترین سطح خود در دهه‌های اخیر رسانده است.


📺 شعورِ جمعیِ بی‌نظیرِ ایرانیان
📺 حماسۀ مونیخ؛ از تفرقه‌سازی تا انکار و همدستی با فاشیسم اسلامی
📺 اهمیتِ کنش‌گریِ یک‌پارچه‌ی ایرانیان خارج از کشور
📺 دلیلی که دنیا ایرانی‌ها به احترام می‌گذارد و دوست‌شان دارد

.


#انقلاب_ملی #ایران_متحد



🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📊 وقتی ریاضیات، روایت رسمی را رسوا می‌کند! — نقد و بررسی خون‌شوریِ عمادالدین باقی (۱/۲) ✍🏻 #ارسالی_مخاطبان 🔸یادداشت اخیر آقای عمادالدین باقی، اگرچه در پوسته‌ای از «نصیحت‌گری مشفقانه» و دعوت به پرهیز از خشونت پیچیده شده، اما با نادیده گرفتن الفبای «مدیریت…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 تولدهای باکره پیش از عیسی مسیح
(۱/۲)
🎙پروفسور #خزعل_ماجدی

🔸تولد باکره عیسی مسیح یک عقیده اساسی و عمومی در مسیحیت است، جایی که مسیحیان معتقدند مریم باکره به وسیله روح القدس (متی 1:18 و لوقا 1:27) باردار شد بدون اینکه انسانی او را لمس کند، که این تحقق نبوت اشعیا است که می‌گوید:
«اما خود خداوند به شما نشانه‌ای خواهد داد: اینک باکره باردار خواهد شد و پسری خواهد زایید و نام او را عمانوئل خواهند گذاشت» (اشعیا 7:14).


🔸مسیحیان و مسلمانان هر دو به تولد عیسی از مریم باکره بدون دخالت مرد ایمان دارند، اما در تفسیرهای روحانی و اعتقادی این تولد تفاوت‌هایی وجود دارد.

🔗 پیش‌تر در «خدایی که به یونانی سخن گفت» و "تحریفِ «پیش‌گویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»" و ابراهیم در آتش: اشتباهات الله در کُپ‌زدن! و... نشان دادیم که بسیاری از دکترین‌های دینی (مانند باکرگی مریم یا مفهوم شیطان و نجات ابراهیم از آتش) نه از وحی الله به محمد، بلکه از اشتباهات یا دستکاری‌های ترجمه‌ایِ‌ منابعِ تالیف قرآن حاصل شده‌اند.

🔸کاتولیک‌های پیرو دین مسیحیت تولد عیسی مسیح را در ۲۵ دسامبر/آذر هر سال جشن می‌گیرند، در حالی که بیشتر کلیساهای ارتدکس این مناسبت را در ۷ ژانویه/دی جشن می‌گیرند و کلیساهای ارمنی آن را در ۶ ژانویه جشن می‌گیرند. یک دین واحد، اما فرقه‌های آن بر تاریخ واحدی برای تولد سرورشان عیسی مسیح توافق ندارند!

🔸عیسی مسیح تنها کسی نیست که در تاریخ ۲۵-۱۲ متولد شده است، بلکه کسانی پیش از او در جشن‌های تولد بوده‌اند مانند: آتیس، بودا، دیونیسوس، هراکلس، کریشنا، اوزیریس، میترا و دیگران، همه این‌ها طبق افسانه‌ای که درباره روز ۲۵ دسامبر صحبت می‌کند، بسیار پیش از مسیح بوده‌اند، یعنی این تاریخی که برای عیسی مسیح در نظر گرفته شده، از ادیان غیرابراهیمی الهام گرفته شده است.

🔸پروفسور #خزعل_ماجدی (تاریخ‌نگار و پژوهشگر برجسته عراقی در زمینه ادیان و اسطوره‌شناسی) به کالبدشکافی موضوع جنجالی تولدهای از باکره پیش از مسیحیت می‌پردازد. او با نگاهی علمی و تطبیقی، نشان می‌دهد که بسیاری از ویژگی‌های زندگی عیسی مسیح، ریشه در الگوهای اساطیری کهن‌تری دارد که هزاران سال پیش از او وجود داشته‌اند.

🏛 ۱. زیربنای بحث: مسیحیت؛ کپی یا استعاره؟

🔸الماجدی معتقد است که تاریخ ۲۵ دسامبر (کانون اول)، تولد از مادری باکره، مصلوب شدن برای نجات بشریت و رستاخیز پس از سه روز، یک «الگوی اساطیری ثابت» است. او می‌گوید نویسندگان اناجیل (متی و لوقا) از این مفاهیم که در فضای فرهنگی روم، یونان و شرق باستان غوطه ور بود، برای تبیین شخصیت عیسی استفاده کردند تا او را به عنوان «بزرگ‌ترین نجات‌دهنده» معرفی کنند.

🧬 ۲. هفت کهن‌الگوی پیش از مسیح (سیر تا پیاز نمونه‌ها)

🔻دکتر الماجدی ۷ شخصیت برجسته را نام می‌برد که زندگی‌شان شباهت‌های شگفت‌انگیزی با عیسی دارد:

1. آتیس - آناتولی [۱۵۰۰ سال پیش از مسیح]:
* متولد از باکره‌ای به نام «نانا» در ۲۵ دسامبر.
* مصلوب بر درخت، مرگ برای نجات بشر و رستاخیز پس از ۳ روز (قبر خالی او در ۲۵ مارس پیدا شد).
* القاب: شبان نیکو، پسر خدا، منجی. آیین او شامل نان و شراب به عنوان گوشت و خون خدا بود.

2. بودا - هند [سده ۶ پیش از مسیح]:
* تولد از ملکه «مایا» (باکره)، اعلام تولد با ظهور ستاره، هدایای گران‌بهای دانایان.
* غسل تعمید با آب، شفا دادن بیماران، سیر کردن ۵۰۰ نفر با یک تکه بیسکویت کوچک.
* القاب: حامل نور، نور جهان.

3. دیونیسوس - یونان:
* تولد در ۲۵ دسامبر از باکره، تبدیل آب به شراب، رستاخیز در ۲۵ مارس.
* القاب: شاهِ شاهان، پسر یگانه خدا، آلفا و امگا. کلمه «مسیح» (ممسوح) در مورد او نیز به کار می‌رفت.

4. هرکول - یونان:
* تولد در ۲۵ دسامبر از باکره، فدا شدن در اعتدال بهاری.
* القاب: شاهزاده صلح، منجی.

5. کریشنا - هند [بسیار ساطع و درخشان]:
* تولد از «دِواکی» باکره در ۲۵ دسامبر در یک غار. اعلام تولد با ستاره.
* بیدار کردن مردگان، شفای جذامیان و کوران.
* مصلوب شدن با تیر، هبوط به دوزخ و صعود به آسمان در روز سوم.

6. میترا - ایران و روم:
* تولد در ۲۵ دسامبر (روز خورشید شکست‌ناپذیر).
* داشتن ۱۲ حواری (نماد ۱۲ برج فَلَکی)، شام آخر، مرگ و رستاخیز.
* الماجدی معتقد است مسیحیت رومی مستقیماً از دل آیین میترایی (میتراسیسم) جوانه زده است.

7. اوزوریس و هوروس - مصر:
* تولد در ۲۵ دسامبر از باکره (ایزیس).
* القاب: راه حقیقت و نور، کلمه‌ای که جسم شد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📺 تولدهای باکره پیش از عیسی مسیح
(۲/۲)
🎙پروفسور #خزعل_ماجدی

🎨 ۳. نکات تکملیلی

☀️ نجوم در لباس اسطوره:

🔸دلیل اینکه همه این‌ها ۲۵ دسامبر متولد می‌شوند، «انقلاب زمستانی» است. خورشید در ۲۱ دسامبر به پایین‌ترین نقطه می‌رسد و ۳ روز متوقف می‌ماند (مرگ خورشید) و در ۲۵ دسامبر دوباره شروع به بالا آمدن می‌کند (تولد خورشید). عیسی مسیح در واقع «خورشید معنوی» است که جایگزین «خورشید فیزیکی» در آیین‌های پاگان شده است.

🧪 ریشه واژه «مسیح»:
نکته بسیار جالب الماجدی درباره ریشه بین‌النهرینی کلمه مسیح است. «مشمشو» یا «مسمسو» کاهنانی بودند که پادشاه را با روغن معطر (عطر زیتونی) مسح می‌کردند تا بوی الوهیت بگیرد. این نشان می‌دهد مفهوم «مسیح» یک رتبه سیاسی-آیینی در خاورمیانه بوده که قرن‌ها قبل از یهودیت وجود داشته است.

🧩 معماری پازلی ادیان:
مسیحیت مانند دیگر ادیان یک «مذهب التقاطی» (Syncretic) است. یعنی تکه‌هایی از اخلاق یهودی، فلسفه افلاطونی یونان و اسطوره‌شناسی شرقی (میترا و اوزوریس) را ترکیب کرد تا پکیجی بسازد که برای امپراتوری روم قابل هضم باشد.

🕯 مرگ و رستاخیز؛ نیاز روانی انسان:
چرا این الگوی ۳ روز مرگ و رستاخیز تکرار می‌شود؟ چون انسان باستان شاهد چرخه طبیعت (زمستان و بهار) بود. او نیاز داشت خدایی داشته باشد که مثل طبیعت بمیرد و دوباره زنده شود تا امید به زندگی پس از مرگ را در دل او زنده نگه دارد.

جمع‌بندی
دکتر الماجدی تأکید می‌کند که هدف او تخریب عقاید نیست، بلکه نشان دادن این است که «ساختار اسطوره‌ای» مسیحیت، لباسی است که بر تن یک شخصیت تاریخی پوشانده شده است. عیسی مسیح در اناجیل، نه یک گزارش تاریخی صرف، بلکه یک «موزاییک فرهنگی» از تمام منجیانی است که بشر پیش از او ستایش می‌کرد.

🌟الماجدی اشاره می‌کند که حتی «صلیب» رمز خورشید از ۶۰۰۰ سال پیش بوده و مسیحیت فقط این نماد کهن را به معنای جدیدی (محل مصلوب شدن) پیوند زده است.

۱. صلیب قبل از مسیحیت (نماد کیهانی):

بسیار قبل از اینکه عیسی مسیحی متولد شود، نماد «صلیب» در تمدن‌های بین‌النهرین، مصر و حتی ایران باستان وجود داشت. در آن زمان، صلیب اصلاً ابزار اعدام نبود، بلکه نماد «خورشید» و «چهار جهت اصلی» بود. خط عمودی نشان‌دهنده محور آسمان و خط افقی نشان‌دهنده زمین یا مسیر حرکت خورشید بود.

۲. تلاقی ستاره‌شناسی و الهیات:

الماجدی توضیح می‌دهد که چطور مسیحیت اولیه برای اینکه در میان مردمِ آن زمان (که به خورشید و اسطوره‌های کهن باور داشتند) پذیرفته شود، نمادهای آن‌ها را «بازتعریف» کرد.

در اسطوره‌های کهن:
خورشید در زمان انقلاب زمستانی انگار بر روی «صلیبِ فَلَکی» (تقاطع صور فلکی) می‌میرد و دوباره متولد می‌شود.

در مسیحیت:
این پدیده ستاره‌شناسی به یک واقعه تاریخی-مذهبی تبدیل شد: «مرگ منجی بر روی صلیب».

۳. تغییر کارکرد نماد:

الماجدی معتقد است نویسندگان اناجیل، واقعه مصلوب شدن را طوری روایت کردند که با آن پیش‌زمینه ۶۰۰۰ ساله خورشیدی هم‌خوانی داشته باشد. یعنی مسیحیت نیامد یک نماد جدید اختراع کند، بلکه «برچسب» صلیب را عوض کرد؛ آن را از یک نماد خورشیدی-طبیعی به یک نماد رنج و رستگاری مذهبی تبدیل کرد.

🔻خزعل ماجدی
📺 فرشتگان، اجنه و شیاطین
📺 آدم و حوا و شیث که بودند؟
📺 آیا طبق تاریخ پیامبری وجود داشته؟
📺 چگونه ادیان سامی با افسانۀ «موسی و فرعون»، تمدن مصر را تحریف کردند؟

🔻نقد مسیحیت
📺 چه کسانی و چگونه مسیحیت را ساختند؟
📺 ۸ دلیل مبنی بر اینکه مسیح یک «اختراع سیاسی» بود
📺«همسایه‌ات را... دوست بدار» دعوتی به محبتِ فراگیر؟
📺 چگونه مسیحیت به وجود آمد؟
📺 جردن پیترسون: «عیسی خداست!»
📺 داستانِ اسطوره‌ایِ «بکارتِ» مریم
📺 عیسی و رمز و راز فرزندانش
📻 عیسی مسیح
📻 «نهادِ روحانیت» علیهِ روح

📺 آیا عیسی همان خدای عهد عتیق است؟ دو خدای اسرائیل
📺 پولس رسول هیچ‌کدام از نامه‌ها را ننوشته است!
📺 خوانندگانِ اناجیل می‌دانستند که «یک پسر خدا» وجود دارد—آن شخص عیسی نبود
📕“فرزند خدا” در یهود و یونان
📕عیسی: «فرزندِ معبد»
📺خلاصۀ کتابِ «چگونه عیسی خدا شد؟ تعالی واعظ یهودی»
📕پاولس و پیدایش مسیحیت
📕فشرده‌ای پیرامون «تاریخ رستگاری»

🔻مسیحیت Vs اسلام
📕مسیح قرآن: خدایی که خدا نیست!
📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
📺 تمایزِ اسلام و مسیحیت
📕اسلام پسرفتی نسبت به مسیحت؟

📺 اسلام بدعت صدم مسیحیت: یوحنای دمشقی
📕رد محمد توسط توماس آکویناس
📕آموزه‌های یعقوب: شمشیر و پیامبری یا دجال؟

📺 «عیسی» و «انجیل» آشکارگرِ هویت مؤلفان قرآن
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن

📺 قرآن مصدقِ بایبل، بایبل مکذبِ قرآن!
📕قرآن از تحریف لفظی سخنی نمی‌گوید
📺 تحریفِ «پیش‌گویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📕بشارت‌تراشی‌ مسلمانان (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
📺 انجیل خرافd توماس و خلق پرنده در کودکی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 تفاوتِ پلیسِ کانادای دموکراتیک و پلیسِ جاعش

🔸بیش از گذشته آشکار شده‌است که مشکلِ اصلی، فرهنگِ مردم ایران نیست؛ مشکل حکومتِ وحشی و داعشیِ اسلامی‌ست که از دلِ ۵۷ ظهور یافت و ایرانیان را از ابتدایی‌ترین حقوقِ انسانیِ بشرِ امروز محروم کرده‌است. حکومتی که مردم در نظرش بردگانی بی‌اراده بیش نیستند که جز برای بیعت و تاییدِ فرامینِ نائبِ ‌امام‌زمانِ خیالی‌ و منصوبانش، حقّ آمدن به خیابان‌ها را ندارند،‌ وگرنه باید سلاخی شوند.

📺 شعورِ جمعیِ بی‌نظیرِ ایرانیان
📕زلزله‌ی سیاسی در پایتخت‌های جهان
📺 حماسۀ مونیخ؛ از تفرقه‌سازی تا انکار و همدستی با فاشیسم اسلامی
📺 اهمیتِ کنش‌گریِ یک‌پارچه‌ی ایرانیان خارج از کشور
📺 دلیلی که دنیا ایرانی‌ها به احترام می‌گذارد و دوست‌شان دارد

.


#انقلاب_ملی #داعشی_شیعی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸دانشگاه در دوران جمهوری اسلامی عملا از جایگاهِ «نهادِ علم» تهی شده و به فضایی بدل گشته که خروجیِ آن نه اندیشه، بلکه فرومایگی تا منتها درجه‌ی آن است. این ساختار، دانشگاه را به پستوی جامعه تبدیل کرده است؛ جایی که در آن، معیارِ رسیدن به مقام استادی نه دانش و تخصص، بلکه میزانِ رذالت، حقارت و وفاداریِ کورکورانه به ایدئولوژیِ حاکم است. در این فرآیند، «شایسته‌سالاری» جای خود را به «حقیرپروری» داده و موجوداتی به کرسی‌های علمی تکیه زده‌اند که تنها هنرشان، توجیهِ جنایت و جهل است.

🔻در مقامِ مقایسه با کشورهای منطقه، از جمله ترکیه، تفاوت‌های ساختاری عمیقی وجود دارد که نمی‌توان نادیده گرفت:

نخست آنکه، در ترکیه فضای سیاسی دارای تکثری (پلورالیسم) بس بیشتر از ج.ا است. چندین حزبِ قدرتمند با گرایشاتِ متنوع از لائیک و سکولار گرفته تا ملی‌گرا و محافظه‌کار در رقابت هستند. این یعنی «سیاست» در انحصار یک گروه یا یک فرد نیست و جامعه بطور نسبی حق انتخاب بین گزینه‌های واقعی را دارد.

دوم آنکه، در ترکیه مسئله‌ی پوشش هرگز به ابزاری برای قتل‌عامِ سیستماتیکِ شهروندان تبدیل نشده است. تفاوت است میان کشوری که در آن حجاب یک انتخاب یا چالشِ اجتماعی است، با حکومتی که به خاطر چند تار مو، جوانان را در خیابان به قتل می‌رساند و کور می‌کند و «گشتِ کشتار» راه می‌اندازد.

سوم آنکه، تجمعات مسالمت‌آمیز در ترکیه، هرچند گاه با سرکوب همراه بوده، اما هرگز آمار کشته‌شدگانی مشابه جنایاتِ جمهوری اسلامی نداشته است. حتی خونین‌ترین واقعه در تاریخ معاصر ترکیه، یعنی انفجار ۲۰۱۵ در «تجمع صلح» آنکارا که منجر به کشته شدن ۱۰۹ نفر و زخمی شدن ۵۰۰ نفر شد، یک عملیاتِ تروریستی (داعش) بود، نه شلیکِ مستقیم و هدفمندِ نهادهای نظامیِ حاکمیت به قلب و سرِ معترضان با سلاح‌های سنگین جنگی در تمام شهرها. در جمهوری اسلامی، سرکوب نه یک «اتفاق»، بلکه «استراتژیِ بقا» است.

چهارم آنکه، برای رسیدن به دموکراسی واقعی، باید از الگوهای استبدادی فاصله گرفت و به سوی ساختارهایی حرکت کرد که در آن‌ها حقِ اعتراض و تکثرِ اندیشه به رسمیت شناخته شود. مقایسه ایران با هر جامعه‌ی نیمه‌دموکراتیک دیگری، نشان‌دهنده عمقِ سقوطِ ما در چاهِ استبدادِ دینی است. اینکه این فرد لعین، عملا از سرکوبِ مردم برای شرکت در اعتراضاتِ مسالمت‌آمیز می‌گوید، یعنی عملا نظام اعتراف کرده که هیچ حقی برای اعتراض قائل نیست و شوآف جداکردنِ معترض از اغتشاش‌گر، حتی میان نیروهای ایدئولوژیک نیز خریدار ندارد.

🩸باید خون گریست
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیه‌ی ضحاک‌نامه اقتدا کرد؟
🩸 سکانسِ آخر: چشمِ بیدارِ طاق‌بستان
🪓 معماران خون
📺 کشتاری بی‌سابقه در کلَ تاریخ ایران
📕اصل فتنه است [نه کشتن]؛ انقدر می‌کشیم تا دیگر فتنه‌ای نباشد!

📻 افشاگری شکوری‌راد از قتل‌عام ولی‌فقیه
📊 وقتی ریاضیات، روایت رسمی را رسوا می‌کند!
— نقد و بررسی خون‌شوریِ عمادالدین باقی
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلوله‌ی نازی‌ها
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📕هندسۀ فرمان‌بری

ده‌ها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت می‌کند؟
📺 قتل‌عام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسل‌کشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بی‌سابقه در کلَ تاریخ ایران

.


#انقلاب_ملی #داعش_شیعی



🌾@Naqdagin
Forwarded from نقدآگین
#نظرسنجی ۱۷
اگر امروز یزید بن معاویه، معاویه و محمد بن عبدالله و روح الله خمینی زنده بودند و قرار بود رهبر نیم‌قرن آیندهٔ حکومت ایران بنا به رأی شما انتخاب شود، چه کسی را برمی‌گزیدید؟
Final Results
22%
۱. محمد بن عبدالله
29%
۲. یزید بن معاویه
35%
۳. معاویه بن ابوسفیان
3%
۴. علی خامنه‌ای
8%
۵. محمود احمدی‌نژاد
3%
۶. روح‌الله خمینی
نقدآگین pinned «🌡 حرارت جنگی در خاورمیانه رو باید از پیشونی اسراییل اندازه گرفت، و پیشونی اسراییل نشون نمیده منتظر یک جنگ تمام عیار یا طولانی هستند. البته من اطلاعات نظامی که بقیه ندارند ندارم، و فقط از روی وایبی که از اسراییلی‌ها می‌گیرم این رو میگم. 🛡 موقعیت بسیار شبیه…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📖 دروغ‌های مومنانۀ علی: شرک در توحید
قسمت اولِ «همه دروغ می‌گویند!»
(۱/۳)
✍🏻 #هومان_نیکو

🍂 نخستین خطبه نهج‌البلاغه، که اغلب به عنوان یکی از ستیغ‌های بلاغت عربی و ژرفای توحیدی شناخته می‌شود، ظاهراً تلاشی است برای ترسیم خدایی که بی چون‌وچرا فراتر از هر بند و وابستگی انسانی، زبانی، مکانی، زمانی است.

🍂 علی بن ابی‌طالب با زبانی فاخر و آهنگین، خدا را از هرگونه توصیف مثبت (kataphatic) دور می‌کند و به سوی نفی‌های پی‌درپی (apophatic) می‌رود. اما همین که این متن را بدون دست آویختن به توجیهات عرفانی، ادبی یا بلاغی - که اغلب برای پوشاندن شکاف‌ها به کار می‌روند - با عینک منطق صِرف و بی‌تعارف بخوانیم، کل ساختمان از پایه فرومی‌ریزد.

🍂 تناقض نه تنها در حاشیه یا در تفسیرهای بعدی، بلکه در هسته هر جمله وجود دارد. خدا سخن‌ناپذیر شناسانده می‌شود، اما از او سخن گفته شده است. اشاره‌ناپذیر است، اما به او اشاره شده. وصف‌ناپذیر است، اما وصف شده. این تناقض‌ها تصادفی نیستند؛ آنها نتیجه ناگزیر زبان انسانی‌ هستند که - ناساز با همه ادعاهای پرطمطراق درباره وی - در دام محدودیت‌های خویش گرفتار است.

🔺هر تلاش برای گریز از محدودیت، خود محدودیت تازه‌ای می‌سازد. نتیجه نهایی این است که سر به سر خطبه - با همه زیبایی و فصاحتش - یک دروغ ناگزیر است؛ دروغی که اگر نگوییم از سر فریب، دست‌کم از دل محکومیت انسانی میرا و محدود به زیستن در جهان متناهی و سخن گفتن با ابزار محدود برمی‌خیزد.


🍂 از همان نخستین جمله، تناقض خود را عیان می‌سازد:
"سپاس خدایی را که ستایشگران به کرانه ستودنش نمی‌رسند، شمارندگان نعمت‌هایش را نمی‌توانند بشمارند، کوشندگان حق او را به جا نمی‌آورند".


🔺این جمله خود یک ستایش و یک سپاس است. خود سخن گفتن از خداست. اگر خدا به‌راستی فراتر از هر ستایش، هر مدح و هر سپاس باشد، چرا باید او را ستایش کنیم؟ اگر هیچ مدحی به او نمی‌رسد، این "الحمد لله" چیست؟ جز یک ادعای پوچ و یک دروغ آراسته. همین که دهان باز کنیم و بخوانیم "سپاس او را"، او را در چارچوب ستایش قرار داده ایم. او را سزاوار ستایش دانسته‌ایم، و شایسته ستایش بودن یعنی محدود شدن به چیزی که بشر می‌تواند درک کند، تصور کند و بیان کند.

📌 اگر خدا به راستی فراتر از سپاس و ستایش باشد، حتی نباید نامش را برد، چه رسد به اینکه با صفات فاخر و آهنگین وی را ستایش کنیم. اما علی [نقدآگین: یا دقیق‌تر بگوییم، متنِ منسوب‌شده به او] ستایش می‌کند؛ با واژگان پرطنطنه و زیبا. این واژه‌ها نه تنها چیزی را نجات نمی‌دهند، بلکه حجابی سنگین‌تر می‌سازند: حجابی از زیبایی که چشم را کور می‌کند، گوش را کر می‌سازد و ذهن را در توهم ژرفا فرو می‌برد.

📌 ستایش، نخستین گام اسارت خدا در زبان است. اولین لحظه خیانت به ادعای فراتر بودن از هر چیز و همه چیز. این تناقض را می‌توان در هر ستایش الهی تکرار کرد. هر "سبحان الله"، هر "الحمد لله"، هر "الله اکبر" و هر "جوشن کبیر"ی درست همان کاری را می‌کند که خطبه مدعی نفی آن است: خدا را به سطح چیزی که سزاوار بزرگداشت، سزاوار سپاس و شایسته تقدیس است پایین می‌آورد.

🍂 پس از ستایش آغازین، خطبه به زنجیره نفی‌ها می‌رسد:
همت‌های بلندپرواز به ژرفای او راه نمی‌یابند، تیزهوشی‌های ژرف‌نگر به حقیقتش دست نمی‌رسند. برای صفت او حد محدود نیست، توصیفی موجود نیست، در زمان شمردنی نمی‌گنجد، مهلتی کش‌آمده نمی‌پذیرد.


🔺این نفی‌ها ظاهراً خدا را بی‌کران، ناوابسته و بی‌چند‌وچون می‌سازند. اما گره کار درست در همین نفی‌هاست. هر نفی، خودش صفت است. هر "راه نمی‌یابد" یعنی شکاف و فاصله‌ای در کار است - و فاصله یعنی حد. "به حد محدود نیست" یعنی حد ندارد - و نداشتن حد خودش یک حد است: حدِ نداشتنِ حد. "توصیفی موجود نیست" خودش یک توصیف است. "در زمان نمی‌گنجد" خودش تعیین رابطه‌ای منفی با زمان است - یعنی رابطه‌ای دارد، هرچند منفی.

📌 هر "نیست" که گفته می‌شود، در حقیقت می‌گوید "او این نیست" - و "این نیست" یعنی "آن است". و "آن است" یعنی تعریف. تعریف یعنی مرز. مرز یعنی محدودیت.


🔺علی می‌خواهد خدا را از هر مرزی آزاد کند، اما با هر "نه"، یک مرز تازه می‌کشد. با هر نفی، خدا را در چارچوب آنچه نیست محبوس می‌کند. اگر خدا به‌راستی بدون حد باشد، حتی نمی‌توان گفت "بدون حد است". چون "بدون حد بودن" خودش صفتی است که ذهن محدود ما ساخته و به خدا چسبانده. پس این نفی‌ها رهایی نمی‌آورند، بلکه اسارت می‌آورند. اسارت در هزاران "نیست" که در نهایت خدا را به چیزی تبدیل می‌کنند که فقط از جنس وازگان منفی است:
باشنده‌ای که تنها با زنجیره‌ای از نفی‌ها تعریف می‌شود.

🔺این همان پارادوکسی است که در الهیات منفی در سنت‌های مسیحی و اسلامی تکرار می‌شود: نفی صفات، خود به صفتی تبدیل می‌شود. نفی حد، حد می‌سازد. نفی توصیف، توصیف می‌کند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📖 دروغ‌های مومنانۀ علی: شرک در توحید
قسمت اولِ «همه دروغ می‌گویند!»
(۲/۳)
✍🏻 #هومان_نیکو

🍂 علی سپس به آفرینش اشاره می‌کند:
مخلوقات را با قدرت آفرید، بادها را با رحمت پراکند، زمین لرزان را با کوه‌ها استوار کرد.


🔺🔺📌این توصیفات خدا را فاعل می‌نمایند: کسی که عمل می‌کند، تغییر می‌دهد، اثر می‌گذارد، چیزی را از نیستی به هستی می‌آورد. اما بلافاصله تناقض فاعلیت ظاهر می‌شود. فاعل است، اما نه به معنای حرکت و ابزار. فاعل بودن بدون حرکت و ابزار یعنی چه؟ هیچ. فاعلیت یعنی تأثیر گذاشتن. تأثیر گذاشتن یعنی تغییر دادن چیزی در زمان یا مکان. تغییر بدون حرکت ممکن نیست. آفرینش بدون ابزار ممکن نیست - حتی اگر ابزار ارادی یا ذهنی باشد، باز نوعی فرآیند است، نوعی پویایی درونی. اگر نه حرکت باشد و نه ابزار، این فاعلیت چه است؟ واژه‌ای خالی. صدایی بدون محتوا.

🔻علی می‌گوید:
خدا جهان را آفرید.


🔺اما فاعلیتی که بدون حرکت و ابزار باشد، برای ذهن انسانی نامفهوم است، بدون مصداق است، بدون اثر تصورکردنی است. اگر آفرینش بدون فرآیند باشد، آفرینش چه بود؟ یک لحظه ناگهانی بدون علت؟ یک تصادف؟ یا هرکز روی نداده و رخ ننموده؟ این ادعا نه تنها آفریننده بودن خدا نشان نمی‌دهد، بلکه او را از آفریننده بودن هم خلع می‌کند.

🔺فاعلی که فعل ندارد، فاعل نیست. و اگر فاعل نیست، آفرینش هم نیست. و اگر آفرینش نیست، جهان چگونه هست؟ این تناقض، کل بخش آفرینش را پوچ می‌کند. توصیف آفرینش، خدا را به سطح فاعل‌های دنیوی پایین می‌آورد، اما نفی ابزار و حرکت، همان توصیف را از محتوی تهی می‌سازد‌


🍂 به بخش مرکزی تناقض‌ها می‌رسیم:
هست، بی‌آنکه از رویدادی پدید آمده باشد؛ موجود است، بی‌آنکه از نیستی سر برآورده باشد.


🔺"هست" یعنی وجود دارد. وجود دارد یعنی در موقعیتی است. هر موجودی موقعیت دارد - فیزیکی، ذهنی، مفهومی، زبانی. اگر موقعیت نداشته باشد، یعنی وجود ندارد. اگر بگوییم در مکان فیزیکی نیست، پس در ذهن است - در تصور ما. اگر در ذهن نیست، در مفهوم است - مفهومی که ما ساخته‌ایم. اگر در مفهوم نیست، در زبان است - چون هم اینک داریم از آن سخن می‌گوییم. اگر در هیچ‌کدام نیست، یعنی نیست.

🍂 علی می‌گوید:
"هست"، اما بی‌درنگ می‌گوید هرکه به او اشاره کند، او را محدود کرده است.

🔺📌🔺 پس "هست" بدون اشاره چیست؟ چیزی که نمی‌توان به آن اشاره کرد، نمی‌توان گفت "هست". چون گفتن "هست" خودش اشاره است. اشاره به وجود. اشاره به بودن. و اشاره یعنی محدود کردن. محدود کردن یعنی دروغ گفتن درباره چیزی که نمی‌توان محدود کرد. این دور باطل، وجود خدا را نابود می‌کند: یا "هست" است و پس محدود است، یا بی‌مکان است و پس "هست" نیست.

🍂 تناقض آشکارتر:
با هر چیز است، نه به معنای هم‌نشینی؛ غیر از هر چیز است، نه به معنای جدایی.


🔺📌🔺 "با" یعنی همراهی، حضور مشترک، پیوستگی. اگر همراهی نباشد، "با" چه معنایی دارد؟ هیچ. علی واژه‌ای روزمره را به کار می‌برد تا حس نزدیکی بدهد، سپس معنای آشنایش را نفی می‌کند بدون پیشنهاد معنای دیگری. این نه ژرفا است، نه رهایی؛ بازی با کلمات است. ابهام ساختگی برای اینکه چیزی گفته شود بدون اینکه چیزی گفته شود. خدا همزمان با همه چیز است و با هیچ چیز نیست. نزدیک است و دور است. حاضر است و غایب است. این جمله نه توحید می‌آورد، نه چیزی را توضیح می‌دهد؛ فقط واژگان را به چرخش درمی‌آورد تا خواننده احساس کند چیزی ژرف شنیده، اما وقتی دقیق نگاه کند، چیزی جز پوچی نمی‌بیند.

🍂 زنجیره پرآوازه:
«هرکه خدا را وصف کند، همراهش کرده؛ هرکه همراه کند، دوگانه‌اش پنداشته؛ هرکه دوگانه پندارد، بخش‌پذیر دانسته؛ هرکه بخش‌پذیر بداند، حقیقتش را نشناخته؛ هرکه نشناسد، برایش جای اشاره می‌پندارد؛ هرکه جای اشاره بپندارد، محدودش کرده».


🔺این زنجیره ظاهراً خدا را از هر شرک و محدودیتی پاک می‌کند، اما کل زنجیره خودش وصف و توصیف و اشاره است. علی دارد خدا را وصف می‌کند که وصف‌ناپذیر است. دارد محدود می‌کند که محدودناپذیر است. دارد اشاره می‌کند که اشاره‌ناپذیر است. کل خطبه یک اشاره درازدامنه و زیبا به چیزی است که نباید به آن اشاره کرد. و این یعنی کل متن دروغ است - نه به دلیل نیت بد، بلکه به دلیل ناگزیری زبان الکن این مرد و عجز او در استدلال. ناچاری زیستن در جهان محدود. ناچاری سخن گفتن برای اینکه چیزی گفته باشد. خدایی که نمی‌توان از او سخن گفت، اما علی از او سخن گفته. پس خطبه در تناقض کامل با خودش است. اگر درست باشد، خودش نادرست است. اگر نادرست باشد، همه نفی‌ها و ادعاهایش فرو می‌ریزد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📖 دروغ‌های مومنانۀ علی: شرک در توحید
قسمت اولِ «همه دروغ می‌گویند!»
(۳/۳)
✍🏻 #هومان_نیکو

🔻هیچ راهی به سوی این خدا نیست:
* نه با ستایش که او را شایسته ستایش می‌کند؛
* نه با نفی که او را تعریف می‌کند؛
* نه با اشاره که محدود می‌کند؛
* نه با سخن که او را در واژگان به بند می‌کشد؛
* نه با سکوت، چون سکوت عابدانه خودش اشاره‌ای است به خدا.


🔺این خدا سراسر دسترس‌ناپذیر است. نزدیک شدن به او یعنی یا خاموشی مطلق - که دین بدون سخن، بدون عبادت، بدون دعا، بدون اشاره نمی‌تواند وجود داشته باشد - یا دروغ گفتن با کلمات محدود.

🔺🔺دینداران محکوم به دروغ‌اند. محکوم به پرستش خدایی که خودشان در ذهن و زبان ساخته‌اند. خدای راستین مؤمنان بت است. خدای دست‌یافتنی، ساخته‌شده است. ساخته‌شده از واژگان، از نفی‌ها، از خیال‌ها. دین، سراسر دین، پرستش بت است. بت بی‌صفت. بت بی‌مکان. بت بی‌هم‌نشین. بت بی‌زمان. بت‌هایی که نه از سنگ، که از واژه‌ها و نفی‌ها ساخته می‌شوند و سپس پرستیده می‌شوند.

🔺📌🔺تنها خدایی که نمی‌توان از آن بت ساخت، خدایی است که نتوان حتی نامش را برد، نتوان از او سخن گفت، نتوان به او اشاره کرد. اما چنین خدایی هیچ است؛ پرستش‌ناپذیر، دعاناپذیر. باورناپذیر. عشق نورزیدنی، نزیستنی!

🔺پس دیندار ناگزیر است یکی را برگزیند: یا بت بسازد و بپرستد -که بت‌پرستی است - یا هیچ نپرستد - که بی‌دینی است. این خطبه با همه فصاحت و زیبایی واژگانش، به همان بن‌بستی می‌رسد که هر تلاشی برای سخن گفتن از خدا می‌رسد: هر راهی به خدا، راه به دروغ است. هر سخنی درباره خدا، دروغ است. هر اشاره‌ای به خدا، دروغ است. هر دعوی‌ای در خدا، دروغ است. علی هم دروغ گفته است. هم به دلیل عجز در برهان‌آوری هم از روی ناچاری گرفتاری در زبان. ناچاری زیستن در جهان متناهی. ناچاری سخن گفتن برای معنا بخشیدن به چیزی که معنایی ندارد. اما این ناچاری حقیقت را تغییر نمی‌دهد. دروغ، دروغ است.

🔻از این رو با واکاوی موبه‌موی خطبه همه ارکان دین فرو می‌ریزد:
* نبوت فرو می‌ریزد چون سخن از خداست.
* وحی فرو می‌ریزد چون سخن خداست.
* کتاب فرو می‌ریزد چون واژگان محدود است.
* پرستش فرو می‌ریزد چون اشاره به خداست.
* نیایش فرو می‌ریزد چون سخن گفتن با خداست.
* اخلاق دینی فرو می‌ریزد چون استوار بر فرمان‌های خداست.


🔺📌🔺همه‌چیز ویرانه‌ای‌ست از کلمات متناقض و ادعاهای پوچ. و آنچه می‌ماند، پذیرش این ویرانه است: پذیرش اینکه انسان محکوم به دروغ است. محکوم به سخن گفتن درباره چیزی که نمی‌توان سخن گفت. محکوم به زیستن با خیال‌هایی که حقیقت ندارند. این رادیکال‌ترین نتیجه‌ای است که می‌توان از این خطبه گرفت: علی بن ابی طالب با این سخن خدا را نشان نداد، بلکه نشان داد که حتی او هم نمی‌تواند از دام زبان بگریزد. حتی او هم ناگزیر به دروغ بوده است. و این پایان راه است. بن‌بست کامل. هیچ پلی میان متناهی و نامتناهی نیست. هیچ نسبتی نیست. هیچ ارتباطی نیست. هرچه هست، دروغ ناگزیر است.

🔻سندیت‌سنجی
📕نهج‌البلاغه و علی؟
📕نهج‌البلاغه در ترازوی قرآن
📺 نهج‌البلاغه پیروز تحدی؛ اعجاز ادبی قرآن کجاست؟
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟ (قسمت ۱)، (قسمت ۲)

📕سندیت زیارت جامعۀ کبیره
📕
دعای عرفه و حسين؟

📕کلینی و اصول کافی؟
📺 سندیتِ دعای کمیل
📺 لعنیات زیارت عاشورا
📺 سندیتِ اصول کافی؟
📺 دربارۀ نقشِ شیخ محمدباقر مجلسی
📺 کمیل و مجلسی
📺 اعتبارِ کتبِ رجالی شیعه؟
📺 لعنیات زیارت عاشورا

.


#نقد_ادیان #فلسفیدن #توحید #شرک #نقد_شیعه



🌾@Naqdagin
نقدآگین pinned «📺 «هر پسربچه و زنِ غیرباکره را بکشید!» — فرمانِ صریحِ «الله/یهوه» در تورات (سفر اعداد، باب ۳۱، آیه ۱۷) (۱) 🔻کپشنِ ویدیوی اخ‌الوحید: این قسمت پاسخی‌ست به «شبهه» ر مورد جنگ‌ها در عهد عتیق و کشتن کودکان. کسانی که این تصور غلط را مطرح می‌کنند، آن را در پس‌زمینه‌ی…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻پدرِ #جاویدنام #پوریا_باقری:
آخرین آهنگی که دوست داشت و گوش می‌کرد رو هنوز گوش می‌کنیم…
اما این‌بار ...
با دستان پدری که هر ضربه‌ی سنتورش
پر از دلتنگی و خاطره است.
از «من باید می‌رفتم»
تا موندنِ یک پدر با یک دنیا جای خالی… 🖤


🔸جاویدنام پوریا باقری، جوان ۲۲ ساله، متولد شهریار و دانشجوی ترم ۷ علوم ورزشی، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضاتِ ملی در شهریار به دست «سرباز-بردگانِ» ولایت‌فقیه به‌قتل رسید.

🩸سلام بر شهدا - ایستادگان مقابلِ «شهوتِ قدرتِ» بی‌حد علی خامنه‌ای و روحانیت شیعه -

.


#انقلاب_ملی #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin