نقدآگین
12.2K subscribers
3.86K photos
3.4K videos
93 files
9.1K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸⁨ ژان میشل بلانکر (Jean-Michel Blanquer)، حقوق‌دان و استاد تمام حقوق عمومی، وزیر سابق آموزش ملی فرانسه و رئیس نهاد «آزمایشگاه جمهوری» (نهادی که هدفِ آن پاسداری از ارزش‌های لائیسیته و جمهوریت است)، در سخنانی قاطعانه به ابعاد هولناک سرکوب در ایران می‌پردازد. او معتقد است آنچه رخ داده، فراتر از یک اتفاق عادی و در زمره «جنایت علیه بشریت» است.⁩

📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیه‌ی ضحاک‌نامه اقتدا کرد؟
📺 کشتاری بی‌سابقه در کلَ تاریخ ایران
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📕هندسۀ فرمان‌بری

📺 قتل‌عام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسل‌کشی
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلوله‌ی نازی‌ها
ده‌ها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت می‌کند؟
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📻 افشاگری شکوری‌راد از قتل‌عام ولی‌فقیه

.


#حکومت_اسلامی #انقلاب_ملی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸انتشار ویدیوی گفتگوی علی لاریجانی (بعنوان دبیر شورای امنیت ملی ج.ا ایران) با شبکه الجزیره که در آن وی در برابر تکرار چندین‌باره نام جعلی «خلیج عربی» توسط مجری سکوت کرده، موجی از خشم و انزجار را در فضای مجازی به راه انداخته است؛ سکوتی که ثابت می‌کند مقامات جمهوری اسلامی نه تنها در داخل با غارت اموال مردم، بلکه در عرصه‌ی بین‌المللی نیز با به حراج گذاشتن هویت و تمامیت ارضی ایران، تنها به دنبال بقای سیاسی خود هستند.

📕نصرالله ناموجود: تمدن ایرانی وجود ندارد!
📕اگر ترامپ سخنِ لاریجانی را دربارۀ آمریکا می‌گفت، چه می‌شد؟
📕سعید لیلاز و افسانه‌های یونانی
بازخوانی حقیقت کمبوجیه، خشایارشا و ساسانیان
📕 جمهوری اسلامی یا دشمنِ ایران؟
📕دربارۀ طنازی
📕روایتِ رسانۀ دولتِ فخیمۀ انگلیس
تقدیس رکاکت و کاریکاتورسازی از شعور و مقاومت ملی
📺 صد تن خاک از کجا؟؟؟
📺 اگر‌ جای فردوسی حسین سوژه بود؟!
📕بر کوروشِ بچه‌زنا لعنت!
— تلاقی اسلام و فاشیسم: تاریخ‌زدایی از هویت ملی

🔻ایران‌ستیزیِ خلجی
📕چگونه در ناحق‌ترین موقعیت، خود را محق تصور کنیم؟
📕بی‌فرهنگی این «مسلمانان فرهنگی»
📕بقره‌ای که از ایرانیان و گاوپرستی متنفر است



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 کسری ناجی و رسانۀ بی‌طرفِ(!) بی‌بی‌سی


.


#نقد_رسانه #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دلیلی که دنیا ایرانی‌ها به احترام می‌گذارد و دوست‌شان دارد


📺 شعورِ جمعیِ بی‌نظیرِ ایرانیان

.


انقلاب_ملی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 حماسۀ مونیخ؛ از تفرقه‌سازی تا انکار و همدستی با فاشیسم اسلامی
ضدیتِ بخشی از چپ‌ها با اتحادِ ایرانیان

🎙#شوبین

.


#چپ_ایرانی #نقد_چپ #اپوززیشنقد



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📖 همه دروغ می‌گویند!
قسمت اول (۱/۳)

✍🏻 #هومان_نیکو

💬 «بزرگترین دعوی‌ها آن است که کسی دعوی کند در خدای و اشارت کند به خدای یا سخن گوید از خدای یا قدم در انبساط نهد. این همه که گفتیم از صفات دروغ‌زنان است».


🔺این جمله را عطار نیشابوری در تذکره‌الاولیا از قول یکی از مشایخ صوفیه نقل کرده است. برای درک رادیکال‌ترین معنای ممکن این سخن، باید آن را جدی بگیریم و تا نهایت منطق درونیش پیش برویم، بی‌آنکه به راه‌های گریز معمول پناه ببریم.

☝️ خدا اشاره‌ناپذیر است. این پیش‌فرضی است که عطار و همه عارفان بر آن اتفاق دارند. خدا را نمی‌توان با انگشت نشان داد، نمی‌توان در قالب الفاظ گنجاند، نمی‌توان به مفهومی فروکاست، نمی‌توان به چیزی تشبیه کرد. هر اشاره‌ای به او، از همان لحظه اشاره، او را محدود می‌کند. اشاره یعنی تعیین مرز، یعنی گفتن "او آنجاست" یا "او چنین است". و آنچه مرز داشته باشد، متناهی است. پس هرکه به خدا اشاره کند، در حقیقت به چیزی اشاره کرده که خدا نیست. به بت خود اشاره کرده. به تصویری که در ذهن ساخته اشاره کرده. به مفهومی که خود پرورانده اشاره کرده.

🗣 و سخن گفتن از خدا، همین گونه است. هر جمله‌ای که درباره خدا بگوییم، ناگزیر او را در قالب همان جمله محدود می‌کنیم. بگوییم "خدا مهربان است"، مهربانی را که می‌شناسیم به او نسبت داده‌ایم، و این مهربانی شناخته شده، مهربانی آفریدگان است. بگوییم "خدا همه‌توان است"، قدرت را از قدرت پادشاهان وام گرفته‌ایم. بگوییم "خدا همه‌دان است"، علم را از علم دانشمندان قیاس کرده‌ایم. هر وصفی، تشبیهی در خود دارد. و تشبیه، شرک است؛ شرک خفی، اما شرک. پس هرکه از خدا سخن گوید، به ناچار مشرک است. به ناگزیر دروغ می‌گوید. چون خدایی را وصف می‌کند که با خدای حقیقی تفاوت دارد.

📢 دعوی کردن در خدا، از این هم آشکارتر است. دعوی یعنی ادعای نسبت یا ارتباطی خاص. کسی بگوید "من به خدا رسیدم"، کسی بگوید "خدا در من حلول کرد"، کسی بگوید "من با خدا سخن گفتم"، کسی بگوید "من جانشین خدا بر زمینم". این دعوی‌ها همه متضمن این معناست که گوینده بر خدا احاطه یافته، او را درک کرده، به او دست یافته. اما اگر خدا نامتناهی باشد، چگونه متناهی می‌تواند بر نامتناهی احاطه یابد؟ اگر خدا بی‌نهایت باشد، چگونه دارای حد و مرز می‌تواند او را در بر گیرد؟ این محال است. محال عقلی. پس این دعوی‌ها نیز محالند. و هرکه دعوی محال کند، دروغگو است.

🌊 و قدم در انبساط نهادن، یعنی آن گشاده‌دلی و بی‌پروایی که گاه برای سالکان و رهروان پیش می‌آید. حالتی که در آن احساس می‌کنند همه حجاب‌ها برداشته شده و با خدا در خلوتند. اما عطار می‌گوید اگر این حالت به سخن یا اشاره یا دعوی بینجامد، باز دروغ است. چون این حالت نیز حالتی است نفسانی. آمیخته به خیال و وهم و احساس. و اینها همه حجابند. پس هرکه این حالات را حمل بر حقیقت کند و از آنها سخن گوید، دروغ می‌گوید. خود را فریب داده و دیگران را نیز.

🚫 تا اینجا، همه چیز در چارچوب عرفان متعارف می‌گنجد. اما نکته رادیکال آنجاست که عطار نمی‌گوید اینها صفات مدعیان دروغین است. نمی‌گوید صفات صوفیان ناباب است. نمی‌گوید صفات عوام است که از خدا بی‌خبرند. او به سادگی می‌گوید: "این همه که گفتیم از صفات دروغ‌زنان است." یعنی هر کس این کارها را بکند، دروغ‌زن است. هر کس. بدون استثنا.

📜 و این یعنی: هرکه به خدا اشاره کند، دروغ‌زن است. هرکه از خدا سخن گوید، دروغ‌زن است. هرکه دعوی در خدا کند، دروغ‌زن است. هرکه در انبساط قدم نهد و از آن سخن گوید، دروغ‌زن است. این احکام، همه را شامل می‌شود. پیامبر را شامل می‌شود، ولی و وصی را شامل می‌شود، عارف و صوفی را شامل می‌شود، عامی را شامل می‌شود. هیچ کس از این دایره بیرون نیست. چون ملاک، صدق و کذب ادعا نیست. ملاک، خود ادعاست. و هر ادعایی درباره خدا، به دلیل اشاره‌ناپذیری و وصف‌ناپذیری ذات حق، محال است. و هرکه محال را ادعا کند، دروغگو است.

🥀 پس ابراهیم که گفت "هذا ربی"، دروغ گفته است. موسی که گفت "انی انا الله"، دروغ گفته است. محمد که قرآن را به عنوان کلام الله آورده، دروغ گفته است. کلام الله یعنی سخن خدا. سخن خدا یعنی خدا سخن گفته است. سخن گفتن خدا یعنی او خود را در قالب الفاظ درآورده است. و این یعنی محدود شدن. و محدود شدن با نامتناهی بودن نمی‌سازد. عیسی که خود را "کلمه الله" خوانده، دروغ گفته است. حلاج که گفت "انا الحق"، دروغ گفته است. بایزید که گفت "سبحانی ما اعظم شانی"، دروغ گفته است. جنید که گفته‌ها گفته، دروغ گفته است. و عطار که این سخنان را گرد آورده و در کتابی نوشته، خود نیز دروغ گفته است، چون دارد از کسانی سخن می‌گوید که از خدا سخن گفته‌اند، و خود نیز ناگزیر از به کار بردن نام خدا و اشاره به او شده است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📖 همه دروغ می‌گویند!
قسمت اول (۲/۳)

✍🏻 #هومان_نیکو

🔄 اینجا تناقضی بنیادین پدید می‌آید. عطار می‌خواهد بگوید خدا وصف‌ناپذیر است، اما برای گفتن این مطلب، ناگزیر از وصف کردن شده است. می‌خواهد بگوید هرکه از خدا سخن گوید دروغ‌زن است، اما خودش دارد از خدا سخن می‌گوید. می‌خواهد ما را به سکوت دعوت کند، اما با صدای بلند این دعوت را کرده است. این تناقض، گریزناپذیر است. هر کس که زبان به سخن گشاید، در همین تناقض می‌افتد. پس چه باید کرد؟

🧩 برخی گفته‌اند این سخنان را جز اهلش درک نکنند. برخی گفته‌اند اینها شطحیات است و در حالت بیخودی گفته شده. برخی گفته‌اند اشاره است نه تعبیر. برخی گفته‌اند رمز است نه صریح. برخی گفته‌اند هرکه به مقام فنا رسد، دیگر او نیست که سخن می‌گوید، خداست که از او سخن می‌گوید. اما این توجیهات، هیچ‌کدام مسئله را حل نمی‌کند. اگر در حالت بیخودی سخنی گفته شود، آن سخن برای ما که در هشیاری هستیم چه معنایی دارد؟ اگر رمز است، چگونه می‌توانیم رمزگشایی کنیم؟ اگر خدا از او سخن گفته، پس باز سخنی از خدا در کار است. و آن سخن نیز باید در قالب الفاظ باشد و الفاظ محدود. پس باز به همان تناقض بازگشته‌ایم. این توجیهات تنها تلاش‌هایی است برای گریز از نتیجه‌ای که متن عطار به آن می‌انجامد، اما هیچ‌کدام کامیاب نیستند.

🤫 تنها راهی که می‌ماند، سکوت است. خاموشی مطلق. نه گفتن "خدا هست"، نه گفتن "خدا نیست". نه گفتن "خدا را می‌توان شناخت"، نه گفتن "خدا را نمی‌توان شناخت". نه گفتن "خدا مهربان است"، نه گفتن "خدا مهربان نیست". نگفتن هیچ. اما سکوت نیز اگر با قصد عبادت باشد، خود نوعی سخن است. سکوت عابدانه یعنی "من در برابر خدا سکوت کرده‌ام" و این نیز سخنی است درباره خدا. پس حتی سکوت نیز ما را رها نمی‌کند.

⛓️ پس چه؟ آیا هیچ راهی نیست؟ منطق عطار به اینجا می‌رسد: هر راهی بسته است. هر سخنی دروغ است. هر اشاره‌ای خطاست. هر دعوی‌ای باطل است. هر حالتی که به سخن و اشاره و دعوی بینجامد، دروغ‌زنانه است. و انسان ناگزیر از سخن و اشاره و دعوی است. ناگزیر از زیستن در این جهان محدود و متناهی. ناگزیر از به کار گرفتن زبان و مفاهیم. پس انسان محکوم است به دروغ. محکوم است به گفتن سخنانی که با حقیقت مطابقت ندارند. محکوم است به اشاره به چیزی که نمی‌توان به آن اشاره کرد.

🕋 و این یعنی دین، تمام دین، دروغ است. نه از آن رو که گروندگانش قصد فریب دارند، بلکه از آن رو که ساختار دین بر اساس سخن گفتن از خدایی بنا شده که نمی‌توان از او سخن گفت. دین مدعی است که خدا با انسان سخن گفته است. اما اگر خدا با انسان سخن گفته باشد، یعنی خود را در قالب زبان بشری محدود کرده است. و این با نامتناهی بودنش سازگار نیست. دین مدعی است که انسان می‌تواند خدا را بشناسد. اما اگر خدا نامتناهی باشد، شناخت او محال است. شناخت یعنی احاطه علمی بر چیزی. و هیچ متناهی‌ای نمی‌تواند بر نامتناهی احاطه یابد. دین مدعی است که انسان می‌تواند به خدا نزدیک شود. اما نزدیکی مکانی است و خدا مکان ندارد. نزدیکی معنوی نیز اگر به معنای شباهت باشد، باز مستلزم تشبیه است و تشبیه شرک.

📉 پس تمام ارکان دین فرو می‌ریزد. نبوت فرو می‌ریزد، چون نبوت سخن گفتن از خداست. وحی فرو می‌ریزد، چون وحی سخن خداست. کتاب مقدس فرو می‌ریزد، چون کتاب مقدس سخنانی است درباره خدا. عبادت فرو می‌ریزد، چون عبادت نوعی اشاره به خداست. دعا فرو می‌ریزد، چون دعا سخن گفتن با خداست. اخلاق دینی فرو می‌ریزد، چون اخلاق دینی مبتنی بر اوامر و نواهی خداست. همه چیز فرو می‌ریزد.

🏚 و آنچه می‌ماند، ویرانه‌ای است از سخنان متناقض. ویرانه‌ای که در آن، هر کس چیزی گفته است و هیچ کس نتوانسته است چیزی بگوید. انبیا گفته‌اند، اولیا گفته‌اند، عارفان گفته‌اند، فیلسوفان گفته‌اند، و همه به ناچار دروغ گفته‌اند. نه از روی عمد، که از روی ضرورت. ضرورت زیستن در جهان زبان. ضرورت سخن گفتن. ضرورت معنا بخشیدن به هستی. اما این ضرورت، حقیقت را تغییر نمی‌دهد. دروغ، دروغ است، حتی اگر از آن ناگزیر باشیم.

🖋 عطار در این جمله کوتاه، تمام این ویرانی را نشان داده است. او گفته هرکه از خدا سخن گوید دروغ‌زن است. و این حکم، خود او را نیز شامل می‌شود. او نیز دروغ گفته است، چون از خدا سخن گفته است. تفاوتی نمی‌کند که او عطار باشد یا بایزید یا جنید یا حلاج. هیچ‌کدام از این نام‌ها از دایره دروغ بیرون نیستند. هیچ‌کدام امتیازی ندارند. همه در یک قلمرو قرار می‌گیرند: قلمرو کسانی که از چیزی سخن گفته‌اند که نمی‌توان از آن سخن گفت.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📖 همه دروغ می‌گویند!
قسمت اول (۳/۳)

✍🏻 #هومان_نیکو

🚧 و این پایان راه است. بن‌بست کامل. هیچ راهی به سوی حقیقت نیست. هر راهی که پیموده شود، به دروغ می‌انجامد. هر کلمه‌ای که بر زبان آید، حقیقت را تحریف می‌کند. هر اشاره‌ای که کرده شود، خطاست. و انسان در این جهان، محکوم است به زیستن با این دروغ‌ها. محکوم است به سخن گفتن با اینکه می‌داند سخنش نارساست. محکوم است به اشاره کردن با اینکه می‌داند اشاره‌اش خطاست. محکوم است به دعوی کردن با اینکه می‌داند دعوی‌اش باطل است.

🎭 تنها چیزی که می‌ماند، پذیرش همین تناقض است. پذیرش اینکه انسان نمی‌تواند به خدا دست یابد. پذیرش اینکه هرچه هست، ظاهر است و زهدان در پس پرده. پذیرش اینکه دین، بازی‌ای است با واژه‌ها. بازی‌ای که در آن، همه می‌گویند و هیچ‌کس نمی‌گوید. بازی‌ای که در آن، همه اشاره می‌کنند و هیچ‌کس نشان نمی‌دهد. بازی‌ای که در آن، همه دعوی می‌کنند و هیچ‌کس به جایی نمی‌رسد.

🌪 و این رادیکال‌ترین معنای سخن عطار است: دین، قلمرو دروغ است. نه به معنای فریب و نیرنگ، که به معنای نارسایی ذاتی. نارسایی‌ای که از ذات انسان و ذات خدا برمی‌خیزد. انسان متناهی است و خدا نامتناهی. و میان متناهی و نامتناهی، هیچ پلی نیست. هیچ نسبتی نیست. هیچ ارتباطی نیست. هرچه هست، خیال است. هرچه هست، وهم است. هرچه هست، دروغی است ناگزیر.

.


#نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اخلاق پس از ترک دین

🔸ویدیو بخشی از پادکست Almost Awakened است که در آن بریت هارتلی و بیل ریل با دکتر لیز بوکار (Liz Bucar)، استاد دین‌شناسی دانشگاه نورث‌ایسترن و نویسنده کتاب‌های جنجالی «دزدی از دین من» و «فراتر از سلامتی»، گفتگو می‌کنند. این اپیزود به بررسی چالش‌های اخلاقی پس از ترک دین و نحوه استفاده از ابزارهای مذهبی در زندگی غیرمذهبی می‌پردازد.

🎓 دکتر لیز بوکار کیست و از کجا شروع کرد؟

🔹 برخلاف بسیاری از اساتید الهیات، او در محیطی مذهبی و سخت‌گیر بزرگ نشده است. او ابتدا به کارهای عدالت اجتماعی علاقه‌مند بود و از طریق همکاری با گروه‌های مسیحی حامی حقوق باروری (طرفدار حق انتخاب) به مطالعه دین علاقه‌مند شد.

🔹 او در مقطع دکترا به مطالعه تطبیقی ادیان روی آورد و زبان‌های عربی و فارسی را آموخت تا بتواند بر روی سنت‌های اسلامی کار کند.

🔹 اکنون او خود را در فضای میان «شکاکیت» (Skeptic) و «جستجوگری» (Seeker) می‌بیند؛ کسی که عضو هیچ دینی نیست اما دین را منبعی غنی از فریم‌ورک‌های اخلاقی می‌داند.

📚 مفهوم «دزدی از دین» (Religious Appropriation)

🔹 تمرکز اصلی کتاب «Stealing My Religion» بر این است که چگونه افراد غیرمذهبی در غرب، بدون توجه به ریشه‌ها و اخلاقیات یک دین، بخش‌هایی از آن را جدا کرده و به عنوان ابزار مصرف می‌کنند.

🔹 مثال یوگا: او به عنوان یک مربی تایید شده یوگا، نقد می‌کند که چگونه یوگا در غرب به ابزاری برای «زیباتر شدن بدن» یا «کاهش استرس» تقلیل یافته است. او داستانی از یک زن جنوب آسیایی را نقل می‌کند که به دلیل اعتراض به استفاده کلیشه‌ای و تمسخرآمیز از واژه «ناماسته» در یک استودیو یوگا، اخراج شده بود.

🧘 فراتر از «ولنس» (Beyond Wellness)

🔹 کتاب جدید او با عنوان «Beyond Wellness» به این موضوع می‌پردازد که شاخص‌های سلامتی (مثل BMI، رژیم غذایی و ورزش) برای یک زندگی معنادار کافی نیستند.

🔹 او معتقد است که تقلیل دادن تمرینات معنوی (مثل مدیتیشن یا یوگا) به «سلامتی جسمی»، در واقع گرفتنِ هسته اخلاقی و اجتماعی آن تمرینات است. او می‌گوید:
«نشانگرهای سلامتی من عالی هستند، اما این برای انسان بودن کافی نیست.»


⚖️ اخلاق پس از خروج از دین

🔹 یکی از محورهای بحث این است که وقتی کسی دین را ترک می‌کند، معمولاً «جامعه» و «ساختار اخلاقی» خود را نیز از دست می‌دهد.

📌📌📌 بوکار پیشنهاد نمی‌کند که مردم دوباره به سازمان‌های مذهبی بپیوندند، بلکه معتقد است باید فهمید چرا به سمت تمرینات معنوی کشیده می‌شویم. او می‌گوید دین فقط «تمرین» نیست، بلکه مجموعه‌ای از «تعهدات اخلاقی و پیوندهای اجتماعی» است که نباید در دنیای مدرن به صورت «سلو» (منزوی) مصرف شوند.

⚠️ شکاکیت به سیستم‌های مذهبی

🔹 در بخش‌های پایانی، بیل ریل از دیدگاه خود اشاره می‌کند که سیستم‌های مذهبی و معنوی به مرور زمان تمایل دارند علیه افرادی که قرار است به آن‌ها کمک کنند، بچرخند و آسیب بزنند.

🔹 این گفتگو به این نتیجه می‌رسد که برای زندگی در دنیای پس از دین، باید یاد بگیریم چگونه از منابع ادیان «به طور اخلاقی» و با آگاهی از ریشه‌ها استفاده کنیم، بدون اینکه دوباره در دام ساختارهای قدرت بیفتیم.

👣 جمع‌بندی نهایی

❇️ این اپیزود برای کسانی که در مرحله «Deconstruction» (وارسی و نقد باورها) هستند، یک پیام کلیدی دارد:
معنویت بدون اخلاق و بدون پیوند با ریشه‌های تاریخی‌اش، صرفاً به یک محصول مصرفی دیگر در بازار مدرن تبدیل می‌شود که ممکن است «حس خوبی» بدهد، اما «معنای عمیقی» تولید نمی‌کند.


📻 اخلاق در اسلام و نزد خداناباوران
📻 مسئله اخلاق برای بی‌خدایان
📕بنیادی‌ترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
📕چرا مشکل از «مذهب/ایدئولوژی» است، نه فقط از «آدم‌های ناسالم»؟
📕پایانِ اعتبارِ بَزَک؛ چرا نسخه نواندیشی دیگر درمانگر نیست؟

.


#نقد_ادیان #فلسفیدن #فلسفه_اخلاق #دین_و_اخلاق



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تئوریسین‌های کشتار دی‌ماه: پزشکیان در کنار ماشاالله شمس‌الواعظین، بیژن عبدالکریمی و محمدرضا جلائی‌پور

🔻شاید باورتان نشود، ولی این خون‌شور خبیث و نجس‌المغز، عملا از جنایت پیش‌دستانه و قتل‌عام ملت عراق توسط صدام‌ حسین جانیِ مجنون، و در نتیجه از کشتار و قتل‌عام پیش‌دستانه ملت ایران در این ایام و ایام قبلی (از جمله جنبش سبز و...)، در چندین نوبت دفاع بدونِ لکنت کرده‌بود:

1️⃣ عبدالکریمی پیشتر در مناظره با وریا امیری از کشتار پیش‌دستانۀ چند صد هزار نفر عراقی برای جلوگیری از سقوطِ حکومت بعثی و حملۀ امریکا دفاع کرده‌بود:
🩸🩸🩸«اگر صدام چند صد هزار نفر را می‌کشت تا حکومتش سقوط نکند و عددی بیشتر کشته نشوند، عملی اخلاقی کرده‌بود!»


🔺🔻یعنی عملا از هر نوع جنایت و تعرض پیش‌دستانه‌ای در سرکوب حمایت می‌کند؛

🩸 چونان که از بمباران شهرها در جنگ و از ترورهای کور حماس از مردم معمولی حمایت صریح کرده‌ [همۀ این‌ها هم در همین مناظرۀ اخیر].

2️⃣ عبدالفاشیست در گفتگو با احمد زیدآبادی گفته‌بود:
🩸 کسی صورت صدام را سفید نمی‌کند و من وضعیت امروز عراق را نگاه می‌کنم و در مورد گذشته عراق از [جنایاتِ] صدام در برابر جنایات آمریکا دفاع می‌کنم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘از «جن‌گیری» در لندن تا «دشمن‌تراشی» در تهران؛ مکانیسمِ یکسانِ تجاوزِ دو امام
— آشکار شدنِ آپارتایدِ همدلیِ چپِ جهانی

✍🏻 #ف_آصفی

👳🏿‍♂️ محکومیت امام جماعت لندن به جرم ۲۱ فقره جرم جنسی علیه کودکان و زنان⁠

یک امام جماعت در شرق لندن به دلیل ارتکاب ۲۱ فقره جرم جنسی علیه زنان و کودکان، در دادگاه مجرم شناخته شد.⁠

پلیس متروپولیتن لندن اعلام کرده است عبدالحلیم خان ۵۴ ساله که بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۵ از موقعیت مذهبی خود برای سوءاستفاده از چندین زن و دختر بهره برده بود، در دادگاه به ۲۱ فقره جرم جنسی از جمله تجاوز و آزار جنسی کودکان محکوم شده است.⁠

بر اساس اعلام دادستانی بریتانیا، عبدالحلیم خان قربانیان را به مکان‌های خلوت مانند آپارتمان‌ها یا نقاط دور از دید دیگران می‌کشاند و با طرح ادعاهایی درباره داشتن قدرت‌های ماورایی یا تسخیر شدن افراد توسط «جن»، آنان را فریب می‌داد و مورد آزار جنسی قرار می‌داد.⁠

دادستان پرونده تأکید کرده است که این امام جماعت با سوءاستفاده از اعتماد و جایگاه مذهبی خود، قربانیان را فریب داده و آنان را به انجام اعمال جنسی بدون رضایت وادار کرده است.⁠

قرار است حکم نهایی عبدالحلیم خان در ماه آینده صادر شود.


🔺باورپذیر نیست، اما حقیقت دارد: عبدالحلیم خان برای ۲۱ فقره جرم جنسی محاکمه می‌شود، اما علی خامنه‌ای که مسئولیت مستقیم تجاوز سیستماتیک به روح و جسم یک ملت برای چهار دهه را بر عهده دارد، مصون مانده است.

🔺الگوی رفتاری هر دو یکسان است: «استفاده از جایگاه مذهبی برای ارضا قدرت و شهوت، و توسل به ماوراء (جن یا دوژمن) برای توجیه جنایتهای شبانه‌روزی خود». تفاوت تنها در مقیاس است؛ یکی در پستوی یک آپارتمان جنایت می‌کند و دیگری در وسعت یک فلات و در بازه‌ی زمانیِ چهار دهه در حق چندین نسلِ پیاپی!

🔺تناقض دردناک اینجاست: آن امام جماعتِ خُرد، چون قدرتِ سیاسی ندارد، «شیطان» نامیده می‌شود؛ اما امام‌ِ دیکتاتوری که میلیون‌ها نفر را آواره و هزاران نفر را در کف خیابان‌ها، نماز جمعه‌ها و سیاه‌چال‌های زندان سلاخی، کور و شکنجه کرده و ملت را به فقر مطلق و یاس و افسردگی از آینده‌ی خود واداشته، آزادانه حکم می‌راند. نه دادگاه‌های بین‌المللی برایش کیفرخواست صادر می‌کنند و نه آن جنبش‌های پر سروصدای «چپ» در غرب که تنها مظالمِ اسرائیل برای‌شان ظلمِ غیرقابل تحمل تعریف شده‌است، نام او را فریاد می‌زنند. برای این جریانات، گویی مظلومیت و خون تنها زمانی مشروعیت دارد که از خنجرِ آمریکا یا اسرائیل ریخته شود. آن‌ها که برای یک نابرابریِ کوچک یا اشتباهِ پلیس در نیویورک و لندن گلو پاره می‌کنند، در برابر شکنجه، کور کردن و اعدامِ هزاران جوان در تهران، دچار «نابیناییِ عمدی» می‌شوند.

🔺در جهان‌بینیِ الکنِ آن‌ها، چون جنایتکار برچسبِ «ضدِ امپریالیست» بر پیشانی دارد، پس قربانیانش ارزشِ برهم زدنِ آرامشِ کافه‌های بروکلین و برلین را ندارند! این همان «آپارتایدِ همدلی» است؛ جایی که اگر دیکتاتوری از جنسِ «مادورو» یا «خامنه‌ای» ملتی را سلاخی کند، چون در جبهه‌ی ضدِ غرب است، شرارتش به «مقاومت» تعبیر می‌شود یا در بهترین حالت، نادیده گرفته می‌شود.

🔺فاجعه‌بارتر، واکنش به‌اصطلاح روشنفکرانِ دینی و روشنفکرانِ چپ در مقابل مجازاتِ جانیان است. اگر روزی اراده‌ای جهانی بخواهد امثال این امام یا مادورو را (که حتی انگشت کوچک جنایات این مدعیِ اتصال به غیب و ملکوت هم نبود) بازخواست کند، ناگهان امثال سروش و جریان چپ‌زده، عَلمِ «حقوق بین‌الملل» و «استقلال کشورها» را بلند می‌کنند و روضه می‌خوانند که «حاکمیت ملی خدشه‌دار شد!». گویی استقلال یک کشور، یعنی آزادی دیکتاتور در سلاخی مردمش! این‌ها مشکل‌شان با آمریکاست که دقیقا در ذهنِ آن‌ها، نقشِ «شیطان بزرگ» که خمینیِ بنیادگرا به‌کار برده را دارد. شیطان هر کار اخلاقی‌ و ثمربخشی در راستایِ آزادیِ ملت‌ها نیز بکند باید محکوم شود، و در هر جرم و جنایت و شرارتی در دنیا، اوست که مسئول اصلی‌ست.

🔺این قانونِ نانوشته و سیاه تاریخ است: کسی که یک نفر را بکشد، قاتلی‌ست که باید قصاص شود و به چشم «شیطانی مجسم» به او نگریست؛ اما آنکه هزاران هزار نفر را از دم تیغ بگذراند و کور و سیه‌روز کند به نام خدا، «نماینده خدا» لقب می‌گیرد! شرارت وقتی به نهایتِ غلظت می‌رسد، در ذهنِ میان‌مایه، هاله‌ای از تقدس و هیبت پیدا می‌کند؛ گویی جنایتکار خودِ «قانون» است، نه کسی که ساحتِ حیوانیت را نیز به لجن کشیده است.

🔺 بنا بر نقل‌قول کاترین شکدم، خامنه‌ای چنان دچار وهم شده که خود را «دست و اراده خدا» می‌پندارد که جان انسان‌ها را چون او می‌گیرد. اما فاجعه‌بارتر از خودانگاره این متوهمان، بلاهتِ جریان‌های سیاسیِ پرادعا در جنبش‌های چپ‌گراست؛ کسانی که گویی برای جنایاتِ عظیمی که پیوندی با جبهه آمریکا و اسرائیل ندارد، هیچ ترازوی اخلاقی و هیچ فریادی ندارند!



🌾 @Naqdagin