Telegram
نقدآگین
❓چرا ذهن باستانی محدودیتِ نیروهای ماورایی را میپذیرفت؟ (۴/۵)
📌 خدایان نیازمند به انسانها (۲)
— ریشۀ تاریخیِ «نماز و دعا و قربانی»
🔺این سوالی ما را از حوزه داستانسرایی اسطورهای، مستقیماً به قلمرو زیستشناسی تکاملی، روانشناسی شناختی و جامعهشناسی باستان میبرد.
🔺اگر انسانها صرفاً خدایان را به عنوان نیروهای کور و بیطرف طبیعت (مثل قانون جاذبه یا تغییر فصول) میدیدند و به ایده «نیاز خدایان به قربانی و عبادت» نمیرسیدند، تمدن بشری احتمالاً در همان مراحل اولیه خود متوقف میشد. ایده قربانی و عبادت، صرفاً یک باور خرافی نبود؛ بلکه یک «فناوری اجتماعی و روانی» بود که مزایای تکاملی فوقالعادهای برای بقای انسان داشت.
🔻در ادامه بررسی میکنیم که چرا این ایده فراگیر (اپیدمیک) شد و چه ارزشهای تکاملی حیاتی برای گونه انسان داشت.
👁 ۱. ارزش روانشناختی: توهمِ کنترل و کاهش اضطراب (نظریه عاملیت)
مغز انسان به شدت تمایل دارد برای هر اتفاقی، یک «عامل هوشمند و هدفمند» پیدا کند (این ویژگی تکاملی را HADD یا دستگاه ردیاب عاملیت بیشفعال مینامند). برای انسان باستان، شنیدن صدای رعد و برق به این معنی نبود که فشار هوا تغییر کرده؛ بلکه یعنی
🔻حالا دو سناریو را با هم مقایسه کنیم:
1️⃣ سناریو الف (طبیعت بیطرف): خشکسالی آمده، چون طبیعت اینطور میخواهد. طبیعت گوش ندارد، مغز ندارد، احساس ندارد و شما هیچ کاری نمیتوانید بکنید جز اینکه بنشینید و از گرسنگی بمیرید. این نگاه، منفعلکننده و به شدت اضطرابآور است و سیستم روانی انسان را فلج میکند.
2️⃣ سناریو ب (خداوند نیازمند و معاملهگر): خشکسالی آمده چون خدای باران از ما دلخور است یا گرسنه است. این سناریو به انسان «امید» و «توهم کنترل» میدهد. انسان میگوید:
🤝 ۲. ارزش اجتماعی: ایجاد «چسب اجتماعی» و همکاری در ابعاد بزرگ
انسانها بطور طبیعی (از نظر ژنتیکی) تنها میتوانند در گروههای کوچک (حدود ۱۵۰ نفر - عدد دانبار) با هم همکاری کنند، چون در گروههای کوچک همه همدیگر را میشناسند و به هم اعتماد دارند.
برای ساختن یک تمدن، کانال کشی رودخانهها، یا دفاع از شهر، نیاز به همکاری هزاران انسان غریبه بود.
❓چطور میتوان هزاران غریبه را به هم وفادار کرد؟
🔺پاسخ «مناسک عبادی و قربانیهای مشترک» بود.
🔻وقتی یک قبیله یا شهر دور هم جمع میشدند و گرانبهاترین دارایی خود (مثلا یک گاو یا بخشی از گندم) را در یک مراسم پر زرقوبرق و ترسناک قربانی میکردند، چند اتفاق تکاملی مهم میافتاد:
🐃 سیگنالدهی پرهزینه: در زیستشناسی تکاملی، اگر میخواهی نشان دهی به گروه وفاداری، باید هزینهای سنگین بپردازی. کسی که بهترین گاو خود را قربانیِ خدای مشترک جامعه میکند، به بقیه غریبهها ثابت میکند:
👨👩👧👧 ایجاد هویت جمعی: تماشای یک مناسک باشکوه، موسیقی، بوهای خاص و خون قربانی، مغز انسانها را در یک وضعیت خلسه جمعی قرار میداد و احساس «ما بودن» را تزریق میکرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📌 خدایان نیازمند به انسانها (۲)
— ریشۀ تاریخیِ «نماز و دعا و قربانی»
❓سوال: اگر انسانها به این ایده که خدایان عبادت و قربانی انسان رو میخوان، نمیرسیدن چی میشد؟ -یعنی صرفا به خدایانی باور مییافتن که نیروهایی در طبیعتند-
به عبارت بهتر، چرا چنین ایدهای -نیاز خدایان به قربانی و عبادت- اساسا در میان انسان اپیدمیک شد و چه ارزش تکاملی ای داشت؟
🔺این سوالی ما را از حوزه داستانسرایی اسطورهای، مستقیماً به قلمرو زیستشناسی تکاملی، روانشناسی شناختی و جامعهشناسی باستان میبرد.
🔺اگر انسانها صرفاً خدایان را به عنوان نیروهای کور و بیطرف طبیعت (مثل قانون جاذبه یا تغییر فصول) میدیدند و به ایده «نیاز خدایان به قربانی و عبادت» نمیرسیدند، تمدن بشری احتمالاً در همان مراحل اولیه خود متوقف میشد. ایده قربانی و عبادت، صرفاً یک باور خرافی نبود؛ بلکه یک «فناوری اجتماعی و روانی» بود که مزایای تکاملی فوقالعادهای برای بقای انسان داشت.
🔻در ادامه بررسی میکنیم که چرا این ایده فراگیر (اپیدمیک) شد و چه ارزشهای تکاملی حیاتی برای گونه انسان داشت.
👁 ۱. ارزش روانشناختی: توهمِ کنترل و کاهش اضطراب (نظریه عاملیت)
مغز انسان به شدت تمایل دارد برای هر اتفاقی، یک «عامل هوشمند و هدفمند» پیدا کند (این ویژگی تکاملی را HADD یا دستگاه ردیاب عاملیت بیشفعال مینامند). برای انسان باستان، شنیدن صدای رعد و برق به این معنی نبود که فشار هوا تغییر کرده؛ بلکه یعنی
«کسی آن بالا خشمگین است».
🔻حالا دو سناریو را با هم مقایسه کنیم:
1️⃣ سناریو الف (طبیعت بیطرف): خشکسالی آمده، چون طبیعت اینطور میخواهد. طبیعت گوش ندارد، مغز ندارد، احساس ندارد و شما هیچ کاری نمیتوانید بکنید جز اینکه بنشینید و از گرسنگی بمیرید. این نگاه، منفعلکننده و به شدت اضطرابآور است و سیستم روانی انسان را فلج میکند.
2️⃣ سناریو ب (خداوند نیازمند و معاملهگر): خشکسالی آمده چون خدای باران از ما دلخور است یا گرسنه است. این سناریو به انسان «امید» و «توهم کنترل» میدهد. انسان میگوید:
«خب! من میدانم چه کار کنم. بهترین گوسفندم را قربانی میکنم، گریه میکنم و از او پوزش میخواهم.»
🧠 ارزش تکاملی: این توهم کنترل، اضطراب وجودی را کاهش میداد، به انسان خسته و ناامید «انگیزه حرکت و بقا» میداد و مانع از فروپاشی روانی جامعه در مواجهه با بلایای طبیعی میشد.
🤝 ۲. ارزش اجتماعی: ایجاد «چسب اجتماعی» و همکاری در ابعاد بزرگ
انسانها بطور طبیعی (از نظر ژنتیکی) تنها میتوانند در گروههای کوچک (حدود ۱۵۰ نفر - عدد دانبار) با هم همکاری کنند، چون در گروههای کوچک همه همدیگر را میشناسند و به هم اعتماد دارند.
برای ساختن یک تمدن، کانال کشی رودخانهها، یا دفاع از شهر، نیاز به همکاری هزاران انسان غریبه بود.
❓چطور میتوان هزاران غریبه را به هم وفادار کرد؟
🔺پاسخ «مناسک عبادی و قربانیهای مشترک» بود.
🔻وقتی یک قبیله یا شهر دور هم جمع میشدند و گرانبهاترین دارایی خود (مثلا یک گاو یا بخشی از گندم) را در یک مراسم پر زرقوبرق و ترسناک قربانی میکردند، چند اتفاق تکاملی مهم میافتاد:
🐃 سیگنالدهی پرهزینه: در زیستشناسی تکاملی، اگر میخواهی نشان دهی به گروه وفاداری، باید هزینهای سنگین بپردازی. کسی که بهترین گاو خود را قربانیِ خدای مشترک جامعه میکند، به بقیه غریبهها ثابت میکند:
«ببینید! من حاضرم برای عقیده مشترکمان هزینه بدهم، پس من آدم قابل اعتمادی هستم و به شما خیانت نمیکنم.»
👨👩👧👧 ایجاد هویت جمعی: تماشای یک مناسک باشکوه، موسیقی، بوهای خاص و خون قربانی، مغز انسانها را در یک وضعیت خلسه جمعی قرار میداد و احساس «ما بودن» را تزریق میکرد.
🛡 ارزش تکاملی: جوامعی که به خدایانِ نیازمند به قربانی باور داشتند، میتوانستند ارتشهای بزرگتر، پروژههای کشاورزی عظیمتر و انسجام اجتماعی قویتری بسازند.
آنها به راحتی قبیلههایی را که چنین باور انسجامبخشی نداشتند و پراکنده بودند، نابود یا جذب میکردند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
❓چرا ذهن باستانی محدودیتِ نیروهای ماورایی را میپذیرفت؟ (۵/۵)
📌 خدایان نیازمند به انسانها (۳)
— ریشۀ تاریخیِ «نماز و دعا و قربانی»
⚖️ ۳. کنترل اجتماعی: مهار مفتخورها (Free-Riders)
در هر جامعهای، افرادی پیدا میشوند که میخواهند از دستاوردهای جامعه (امنیت، غذا، رفاه) استفاده کنند اما خودشان هزینهای نپردازند (مفتخوری یا Free-riding). در گروههای بزرگ، پلیس و حاکم نمیتوانند ۲۴ ساعته همهجا را مراقبت کنند. ایده «عبادت و قربانی» بهترین ابزار مهار این افراد بود:
👈🪓 اگر تو قربانی نمیدادی یا در عبادت شرکت نمیکردی، نه تنها خودت، بلکه کل قبیله مغضوب خدا میشد (چون خدا خشکسالی را برای همه میفرستاد، نه فقط برای فرد خاطی).
🔺🪓بنابراین، جامعه خودش وارد عمل میشد و افراد سرکش را تنبیه یا طرد میکرد.
🥩 ۴. کارکرد اقتصادی و توزیع پروتئین (یک پیامد ثانویه اما حیاتی)
در بسیاری از تمدنهای باستان، گوشت یک کالای به شدت لوکس و نایاب بود. یخچال وجود نداشت و اگر کسی حیوانی را ذبح میکرد، گوشت آن به سرعت فاسد میشد.
مناسک قربانی در معابد، در واقع سیستم توزیع ثروت و مدیریت تغذیه جامعه بود:
حیوان به نام خدا ذبح میشد (مشروعیت و تقدس).
بخش کوچکی از آن (مثل چربی یا خون) روی آتش سوزی میشد (سهم نمادین خدا).
بخش عمده گوشت میان کاهنان، مقامات و مردم عادی و فقرا توزیع میشد.
🧭 اگر این ایده شکل نمیگرفت، چه میشد؟
اگر انسانها صرفاً خدایان را نیروهای کور طبیعت میدیدند:
1️⃣ جوامع در حد قبیلههای کوچک باقی میماندند: بدون مناسک عبادی مشترک، ابزاری برای پیوند دادن هزاران غریبه و ساختن شهرهای اولیه (مثل اوروک، بابل و ممفیس) وجود نداشت.
2️⃣ علم زودتر متولد نمیشد: عجیب است، اما تلاش برای «فهمیدن زبان خدایان» از طریق مناسک و قربانی، انسان را به سمت نجوم (برای تعیین زمان دقیق مناسک) و ریاضیات و خط (برای ثبت هدایای معابد) سوق داد. معابد اولین مراکز انباشت دانش و ثروت بشر بودند.
💡 خلاصه کلام:
ایده «نیاز خدایان به قربانی و عبادت» یک جهش تکاملی در فرهنگ بشر بود. این ایده به انسان قدرت پیشبینی و عمل داد، غریبهها را به همپیمانان نزدیک تبدیل کرد، نظم و قانون را بدون نیاز به اداراتِ پلیسِ بزرگ حفظ کرد و ساختار تمدن را پیریزی نمود. گونههایی از انسان که این «ویروس ذهنی کارآمد» را گرفتند، دست برتر را در بقا و تکامل از آن خود کردند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📌 خدایان نیازمند به انسانها (۳)
— ریشۀ تاریخیِ «نماز و دعا و قربانی»
⚖️ ۳. کنترل اجتماعی: مهار مفتخورها (Free-Riders)
در هر جامعهای، افرادی پیدا میشوند که میخواهند از دستاوردهای جامعه (امنیت، غذا، رفاه) استفاده کنند اما خودشان هزینهای نپردازند (مفتخوری یا Free-riding). در گروههای بزرگ، پلیس و حاکم نمیتوانند ۲۴ ساعته همهجا را مراقبت کنند. ایده «عبادت و قربانی» بهترین ابزار مهار این افراد بود:
🗿خدایان فقط ناظر نبودند؛ آنها نیازمند سهم خود بودند.
👈🪓 اگر تو قربانی نمیدادی یا در عبادت شرکت نمیکردی، نه تنها خودت، بلکه کل قبیله مغضوب خدا میشد (چون خدا خشکسالی را برای همه میفرستاد، نه فقط برای فرد خاطی).
🔺🪓بنابراین، جامعه خودش وارد عمل میشد و افراد سرکش را تنبیه یا طرد میکرد.
👁 ارزش تکاملی: این باور، یک سیستم خودکنترلی و «پلیس نامرئی» در ذهن تکتک اعضا ایجاد میکرد که هزینههای نظارت اجتماعی را به شدت کاهش میداد و بقای گروه را تضمین میکرد.
🥩 ۴. کارکرد اقتصادی و توزیع پروتئین (یک پیامد ثانویه اما حیاتی)
در بسیاری از تمدنهای باستان، گوشت یک کالای به شدت لوکس و نایاب بود. یخچال وجود نداشت و اگر کسی حیوانی را ذبح میکرد، گوشت آن به سرعت فاسد میشد.
مناسک قربانی در معابد، در واقع سیستم توزیع ثروت و مدیریت تغذیه جامعه بود:
حیوان به نام خدا ذبح میشد (مشروعیت و تقدس).
بخش کوچکی از آن (مثل چربی یا خون) روی آتش سوزی میشد (سهم نمادین خدا).
بخش عمده گوشت میان کاهنان، مقامات و مردم عادی و فقرا توزیع میشد.
🍖 ارزش تکاملی: مناسک قربانی، بهانهای فصلی یا ماهانه بود تا کل جامعه (به ویژه طبقات ضعیفتر) به منابع حیاتی پروتئین دسترسی پیدا کنند، بدون اینکه حس صدقه گرفتن به آنها دست دهد؛ این کار در قالب یک جشن مذهبی متبرک انجام میشد.
🧭 اگر این ایده شکل نمیگرفت، چه میشد؟
اگر انسانها صرفاً خدایان را نیروهای کور طبیعت میدیدند:
1️⃣ جوامع در حد قبیلههای کوچک باقی میماندند: بدون مناسک عبادی مشترک، ابزاری برای پیوند دادن هزاران غریبه و ساختن شهرهای اولیه (مثل اوروک، بابل و ممفیس) وجود نداشت.
2️⃣ علم زودتر متولد نمیشد: عجیب است، اما تلاش برای «فهمیدن زبان خدایان» از طریق مناسک و قربانی، انسان را به سمت نجوم (برای تعیین زمان دقیق مناسک) و ریاضیات و خط (برای ثبت هدایای معابد) سوق داد. معابد اولین مراکز انباشت دانش و ثروت بشر بودند.
💡 خلاصه کلام:
ایده «نیاز خدایان به قربانی و عبادت» یک جهش تکاملی در فرهنگ بشر بود. این ایده به انسان قدرت پیشبینی و عمل داد، غریبهها را به همپیمانان نزدیک تبدیل کرد، نظم و قانون را بدون نیاز به اداراتِ پلیسِ بزرگ حفظ کرد و ساختار تمدن را پیریزی نمود. گونههایی از انسان که این «ویروس ذهنی کارآمد» را گرفتند، دست برتر را در بقا و تکامل از آن خود کردند.
📻 «اختراع خدا» اثر توماس رومر
🔻خاستگاه یکتاپرستی
📻 ۱. خدایان انسانوار و هیولاهای الهی
📻 ۲. شورای الهی
📻 ۳. خانوادهٔ الهی
📻 ۴. خدایان متعدد، جفتها و دیگر روابط الهی
📻 ۵. ویژگیهای خدایان
📻 ۶. زندگی و مرگ بعل
📻 ۷. اِل، یَهْوِه، و خدای آغازین اسرائیل و خروج
📻 ۸. ظهور بلاغت یکتاپرستانه در یهودای باستان
📻 ۹. شکلگیری الهیات یکتاپرستانه در بایبل عبری
📻 ۱۰. یکتاپرستی در کتاب اشعیا
📺 از «خدای طوفان» تا خدای یکتا
📻 آیا یهوه بازسازیِ بعل بود؟
📺 «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ»
— و چالش تَنزیه در مواجهه با آیات و احادیث تَجسیم
📺 دگرگشتِ یهوه
📕مغلطۀ یکتاپرستی
.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
"I Am Who I Am" is a PERSIAN MYTH: The Greatest Biblical Cover-Up Exposed
The story of Moses and the Burning Bush is one of the most foundational narratives in the Bible—but what if it was entirely plagiarized? In this video, we critically examine the Book of Exodus to expose how later Priestly scribes hijacked an older, simpler…
📺 "هستم آنکه هستم" یک افسانۀ ایرانی
— بزرگترین پنهانکاریِ مولفانِ تورات
(۱/۲)
🎙#فردزیلا
❓داستان موسی و بوتهٔ سوزان یکی از بنیادیترین روایتها در کتاب مقدس است—اما اگر کاملاً کپیبرداری شده باشد چه؟ در این ویدئو، کتاب خروج را بهطور انتقادی بررسی میکنیم تا نشان دهیم چگونه کاتبان خاخام بعدی یک افسانهٔ قدیمیتر و سادهتر را ربوده و با تبلیغات امپراتوری هخامنشیان تزریق کردند؟
1️⃣ مهندسی معکوس داستان بوته سوزان و نفوذ امپراتوری هخامنشی
🔥 افسانه بوته سوزان به عنوان یک برساخت ادبی:
بر اساس تحلیلهای مستند ویدیو، روایت مواجهه موسى (Moses) با بوته سوزان در بیابان، یک گزارش عینی یا معجزه تاریخی نیست؛ بلکه یک «فرانکنشتاین الهیاتی و سیاسی» است که قرنها بعد توسط کاتبان و نویسندگان یهودی سر هم بندی شده است. شخصیت موسی در متن کتاب خروج (Exodus)، یک آواتار اسطورهای است که برای مشروعیت بخشیدن به یک تاریخِ اختراعشده طراحی شده است.
🔥 تاثیر امپراتوری هخامنشی و آیین زرتشت:
نویسندگانی که این متن را نهایی کردند—به ویژه لایه ویرایشی موسوم به «منبع کاهنی» (Priestly Source)—در یک خلاء فرهنگی کار نمیکردند. آنها تحت سلطه ژئوپلیتیک امپراتوری هخامنشی (Achaemenid Empire) و دین رسمی و دولتی آن یعنی آیین زرتشت فعالیت داشتند. در جهانبینی زرتشتی، «آتش مقدس» (Sacred Fire) محور اصلی ایدئولوژی و طهارت کلی بود. کاتبان یهودی برای اینکه خدای محلی و ولایتی خود (یهوه) را در سطح جهانی مطرح کنند، مجبور بودند همان عناصر کیهانی را به او نسبت دهند که اهورامزدا (Ahura Mazda) فرماندهی میکرد.
🔥 شکافهای آشکار در ویرایش متن عبری:
بررسی ساختار متن عبری نشان میدهد که اسطوره «تجلی خدا در آتش» به شکل بسیار ناشیانهای به یک داستان قدیمیتر و سادهترِ آزادیبخش سنجاق شده است.
📌🔥داستان بوتهای که میسوزد اما خاکستر نمیشود، کاملاً از خط اصلی داستان جداست، هیچ نقشی در ادامه ماجرا ندارد و دیگر هرگز در کتاب خروج به آن اشاره نمیشود (یک بنبست روایتی کامل).
هدف از این الحاق، مشروعیت بخشیدن به آتش جاویدان در آیینهای معبد خودشان—به ویژه شعله همیشگی «منورا» (Menorah یا همان شمعدان هفتشاخه)—از طریق بازتاب دادن آن به گذشته و زمان فراخوانی موسی بود.
2️⃣ شواهد باستانشناسی جزیره الفانتین و ورود سختافزار زرتشتی
🔥 کشف پاپیروسهای جزیره الفانتین:
برای اثبات نفوذ آتشپرستی ایرانی به یهودیت، باید به شواهد سخت باستانشناسی در جزیره «الفانتین» (Elephantine، جزیرهای در رود نیل مصر) رجوع کرد. در قرن پنجم پیش از میلاد، این جزیره محل سکونت یک مستعمره نظامی از پرستندگان یهوه (Yahwists) بود که معبد بزرگی برای خدای خود داشتند. پاپیروسهای کشفشده در این منطقه، توهم انزوای مطلق الهیاتی یهودیت اولیه را به طور کامل در هم میشکند.
🔥 واژه کلیدی اترودان (Atrodon) و پنهانکاری الهیاتی:
در یک پاپیروسِ بهجا مانده از سال ۴۰۷ پیش از میلاد که حملهای به معبد یهودیان را مستند میکند، فهرستی از اقلام آیینی معبد ذکر شده است. در متن آرامی این سند، دقیقاً از واژه «اترودان» (Atrodon) استفاده شده است. این یک وامواژه فنی تخصصی از زبان اوستایی (Avestan Language—زبان مقدس زرتشتیان) است که از ترکیب "Atar" (آتش مقدس) و پسوند "Don" (جایگاه) ساخته شده و مستقیماً به معنای «آتشدان زرتشتی» است.
🔥 تحریف اصطلاحات توسط محققان سنتی:
دانشمندان مذهبی و سنتی تلاش میکنند تا با ترجمه نادرست «اترودان» به عنوان یک «منقل معمولی» یا «مذبح بخور»، آن را به چارچوب شریعت لاویان (Levitical Framework) بازگردانند. این یک بیصداقتی علمی است؛ چرا که یهودیان الفانتین واژه آرامی «مَدبَحا» (Madbaha) را برای محراب قربانی میشناختند و در همان اسناد برای محراب خونین خود به کار میبردند.
وجود یک اترودان در کنار مدبحا نشان میدهد که آنها سختافزار آیینی ایرانی را وارد معبد خود کرده بودند.
در سنت زرتشتی، آتشدان جایگاه سوختن گوشت یا بخور نیست، بلکه باید کاملاً پاک نگه داشته شود و صرفاً برای تکریم شعله جاویدان الهی است. با ورود این سختافزار، نرمافزار الهیاتی ایران نیز به دین یهود تزریق شد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بزرگترین پنهانکاریِ مولفانِ تورات
(۱/۲)
🎙#فردزیلا
❓داستان موسی و بوتهٔ سوزان یکی از بنیادیترین روایتها در کتاب مقدس است—اما اگر کاملاً کپیبرداری شده باشد چه؟ در این ویدئو، کتاب خروج را بهطور انتقادی بررسی میکنیم تا نشان دهیم چگونه کاتبان خاخام بعدی یک افسانهٔ قدیمیتر و سادهتر را ربوده و با تبلیغات امپراتوری هخامنشیان تزریق کردند؟
1️⃣ مهندسی معکوس داستان بوته سوزان و نفوذ امپراتوری هخامنشی
🔥 افسانه بوته سوزان به عنوان یک برساخت ادبی:
بر اساس تحلیلهای مستند ویدیو، روایت مواجهه موسى (Moses) با بوته سوزان در بیابان، یک گزارش عینی یا معجزه تاریخی نیست؛ بلکه یک «فرانکنشتاین الهیاتی و سیاسی» است که قرنها بعد توسط کاتبان و نویسندگان یهودی سر هم بندی شده است. شخصیت موسی در متن کتاب خروج (Exodus)، یک آواتار اسطورهای است که برای مشروعیت بخشیدن به یک تاریخِ اختراعشده طراحی شده است.
🔥 تاثیر امپراتوری هخامنشی و آیین زرتشت:
نویسندگانی که این متن را نهایی کردند—به ویژه لایه ویرایشی موسوم به «منبع کاهنی» (Priestly Source)—در یک خلاء فرهنگی کار نمیکردند. آنها تحت سلطه ژئوپلیتیک امپراتوری هخامنشی (Achaemenid Empire) و دین رسمی و دولتی آن یعنی آیین زرتشت فعالیت داشتند. در جهانبینی زرتشتی، «آتش مقدس» (Sacred Fire) محور اصلی ایدئولوژی و طهارت کلی بود. کاتبان یهودی برای اینکه خدای محلی و ولایتی خود (یهوه) را در سطح جهانی مطرح کنند، مجبور بودند همان عناصر کیهانی را به او نسبت دهند که اهورامزدا (Ahura Mazda) فرماندهی میکرد.
🔥 شکافهای آشکار در ویرایش متن عبری:
بررسی ساختار متن عبری نشان میدهد که اسطوره «تجلی خدا در آتش» به شکل بسیار ناشیانهای به یک داستان قدیمیتر و سادهترِ آزادیبخش سنجاق شده است.
در نسخه اولیه و بنیادی داستان، خدا صرفاً ناله بنیاسرائیل را در مصر میشنود، عهد خود را یادآوری میکند و به قهرمان خود فرمان حرکت میدهد.
📌🔥داستان بوتهای که میسوزد اما خاکستر نمیشود، کاملاً از خط اصلی داستان جداست، هیچ نقشی در ادامه ماجرا ندارد و دیگر هرگز در کتاب خروج به آن اشاره نمیشود (یک بنبست روایتی کامل).
هدف از این الحاق، مشروعیت بخشیدن به آتش جاویدان در آیینهای معبد خودشان—به ویژه شعله همیشگی «منورا» (Menorah یا همان شمعدان هفتشاخه)—از طریق بازتاب دادن آن به گذشته و زمان فراخوانی موسی بود.
2️⃣ شواهد باستانشناسی جزیره الفانتین و ورود سختافزار زرتشتی
🔥 کشف پاپیروسهای جزیره الفانتین:
برای اثبات نفوذ آتشپرستی ایرانی به یهودیت، باید به شواهد سخت باستانشناسی در جزیره «الفانتین» (Elephantine، جزیرهای در رود نیل مصر) رجوع کرد. در قرن پنجم پیش از میلاد، این جزیره محل سکونت یک مستعمره نظامی از پرستندگان یهوه (Yahwists) بود که معبد بزرگی برای خدای خود داشتند. پاپیروسهای کشفشده در این منطقه، توهم انزوای مطلق الهیاتی یهودیت اولیه را به طور کامل در هم میشکند.
🔥 واژه کلیدی اترودان (Atrodon) و پنهانکاری الهیاتی:
در یک پاپیروسِ بهجا مانده از سال ۴۰۷ پیش از میلاد که حملهای به معبد یهودیان را مستند میکند، فهرستی از اقلام آیینی معبد ذکر شده است. در متن آرامی این سند، دقیقاً از واژه «اترودان» (Atrodon) استفاده شده است. این یک وامواژه فنی تخصصی از زبان اوستایی (Avestan Language—زبان مقدس زرتشتیان) است که از ترکیب "Atar" (آتش مقدس) و پسوند "Don" (جایگاه) ساخته شده و مستقیماً به معنای «آتشدان زرتشتی» است.
🔥 تحریف اصطلاحات توسط محققان سنتی:
دانشمندان مذهبی و سنتی تلاش میکنند تا با ترجمه نادرست «اترودان» به عنوان یک «منقل معمولی» یا «مذبح بخور»، آن را به چارچوب شریعت لاویان (Levitical Framework) بازگردانند. این یک بیصداقتی علمی است؛ چرا که یهودیان الفانتین واژه آرامی «مَدبَحا» (Madbaha) را برای محراب قربانی میشناختند و در همان اسناد برای محراب خونین خود به کار میبردند.
وجود یک اترودان در کنار مدبحا نشان میدهد که آنها سختافزار آیینی ایرانی را وارد معبد خود کرده بودند.
در سنت زرتشتی، آتشدان جایگاه سوختن گوشت یا بخور نیست، بلکه باید کاملاً پاک نگه داشته شود و صرفاً برای تکریم شعله جاویدان الهی است. با ورود این سختافزار، نرمافزار الهیاتی ایران نیز به دین یهود تزریق شد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
"I Am Who I Am" is a PERSIAN MYTH: The Greatest Biblical Cover-Up Exposed
The story of Moses and the Burning Bush is one of the most foundational narratives in the Bible—but what if it was entirely plagiarized? In this video, we critically examine the Book of Exodus to expose how later Priestly scribes hijacked an older, simpler…
📺 "هستم آنکه هستم" یک افسانۀ ایرانی
— بزرگترین پنهانکاریِ مولفانِ تورات
(۲/۲)
🎙#فردزیلا
3️⃣ کدگذاری رفتاری؛ لباس مغان بر تن موسی
🔥 راستگردانیِ زبانشناختی فعل نَشال (Nashal):
در داستان بوته سوزان، فرمان عجیبی از دل آتش صادر میشود:
معلمان مذهبی این را یک نشانه عمومی از احترام در شرق باستان میدانند، اما این رفتار یک کورئوگرافی (طراحی حرکت آیینی) کاملاً متمایز و سرقتشده از ایرانیان است.
در متن عبری، واژه استفادهشده برای درآوردن صندل، فعل «نَشال» (Nashal) است. این فعل به معنای کندن کامل یا دور انداختن کفش (که معمولاً با ریشه عبری 'Sour' بیان میشود) نیست، بلکه دقیقاً به معنای «شُل کردن یا لغزاندن پا از کفش» است.
🔥 تطابق با مناسک زرتشتی (آیین یسنا):
📌 این تمایز ظریف زبانی، دقیقاً با حرکات تنظیمشده یک موبد زرتشتی در هنگام نزدیک شدن به آتش مقدس در آیین «یسنا» (Yasna Ritual) مطابقت دارد. موبدان زرتشتی (مانند راسپی یا زوت) در امپراتوری هخامنشی، طبق قوانین سختگیرانه طهارت، به محض رسیدن به آستانه حضور آتش، پاپوشهای مخصوص خود را شل کرده و پا برهنه بر روی زمین مقدسِ روبروی شعله میایستادند تا طهارت خاک حفظ شود.
🔥 مهر هخامنشی PTS20 به عنوان سند تصویری:
این واقعیت تنها از روی متون بازسازی نشده است؛ بلکه شواهد تصویری همزمان از تخت جمشید (Persepolis) آن را تایید میکند. در اثر مهر هخامنشی معروف به "PTS20"، یک آتشدان زرتشتی در مرکز قرار دارد. در سمت چپ، موبدی که در حال خدمت به آتش است، با قوس پای کاملاً برهنه (Barefoot) توسط هنرمند باستان ترسیم شده است؛ در حالی که شخص سمت راست (اسپانسر عالیرتبه آیین که برسمها را در دست دارد اما با آتش تماس مستقیم ندارد) کفش به پا دارد.
👣 کاتبان کتاب مقدس با برهنه کردن پای موسی در برابر آتش غیرسوزان، او را در ژست فیزیکی دقیق یک «مغ زرتشتی» (Persian Magus) بازآفرینی کردند تا بالاترین اقتدار کاهنیِ مورد تایید امپراتوری را به او ببخشند.
4️⃣ سرقت فیلسوفانه نام خدا؛ از سنگنبشته بیستون تا کتاب خروج
🔥 جمله معروف «هستم آنکه هستم» (I Am Who I Am):
وقتی موسی نام خدای درون آتش را میپرسد، او پاسخ میدهد:
الهیدانان قرنها این جمله را به عنوان عمیقترین تجلی متافیزیکی یک خالق قائمبهذات ستودهاند. اما این عبارت در واقع یک ترفند زبانشناختی به نام «میدراشِ نام» (Name Midrash) است؛ یعنی یک ریشهشناسی عامیانه و ساختگی برای توجیه نام سنتی «یهوه» (Yahweh) و تبدیل آن به فعلی از ریشه «وجود».
🔥 تبلیغات حکومتی داریوش بزرگ در بیستون:
چون در سنگنبشته بیستون (Behistun Inscription) در غرب ایران، داریوش بزرگ نه تنها اهورامزدا را میستاید، بلکه مستقیماً به «خدایانی که هستند» یا «خدایانی که وجود دارند» (بنیاد هستی و راستی) متوسل میشود. در جهانبینی هندوایرانی، مفهوم «بودن» و «وجود» مستقیماً با «راستی و نظم کیهانی» (Asha/Arta) گره خورده و در تضاد مطلق با «دروغ» (Druj) قرار دارد.
🔥 میراث الهیاتی امپراتوری در ادیان ابراهیمی:
نویسندگان کتاب خروج، این الهیات دولتی هخامنشی را سرقت کرده و به نام یهوه پیوند زدند تا او نیز همان رزومه امپراتوری اهورامزدا را داشته باشد.
اثرات این سرقت ادبی الهیاتی تا متون بعدی نیز ادامه یافت؛ وقتی در کتاب مکاشفه یوحنا (Book of Revelation) در عهد جدید، خدا به عنوان «کسی که هست و بود و میآید» توصیف میشود، این عبارت فرزند مستقیم متون زرتشتی ساسانی مانند «بندهش» (Bundahishn) است که هرمز را به عنوان «کسی که بود و هست و همیشه خواهد بود» (Ormazd: who was, is, and always will be) تعریف میکند.
🔺خدایی که امروزه میلیاردها نفر او را به عنوان معمار مطلق و همیشگی جهان میپرستند، نه بر فراز کوه، بلکه در کارگاههای کتابت یهودیان و با استفاده از نقشههای کپیشده از مغان زرتشتی ساخته شده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بزرگترین پنهانکاریِ مولفانِ تورات
(۲/۲)
🎙#فردزیلا
3️⃣ کدگذاری رفتاری؛ لباس مغان بر تن موسی
🔥 راستگردانیِ زبانشناختی فعل نَشال (Nashal):
در داستان بوته سوزان، فرمان عجیبی از دل آتش صادر میشود:
«نعلین خود را از پا درآور، چرا که مکانی که در آن ایستادهای زمین مقدسی است».
معلمان مذهبی این را یک نشانه عمومی از احترام در شرق باستان میدانند، اما این رفتار یک کورئوگرافی (طراحی حرکت آیینی) کاملاً متمایز و سرقتشده از ایرانیان است.
در متن عبری، واژه استفادهشده برای درآوردن صندل، فعل «نَشال» (Nashal) است. این فعل به معنای کندن کامل یا دور انداختن کفش (که معمولاً با ریشه عبری 'Sour' بیان میشود) نیست، بلکه دقیقاً به معنای «شُل کردن یا لغزاندن پا از کفش» است.
🔥 تطابق با مناسک زرتشتی (آیین یسنا):
📌 این تمایز ظریف زبانی، دقیقاً با حرکات تنظیمشده یک موبد زرتشتی در هنگام نزدیک شدن به آتش مقدس در آیین «یسنا» (Yasna Ritual) مطابقت دارد. موبدان زرتشتی (مانند راسپی یا زوت) در امپراتوری هخامنشی، طبق قوانین سختگیرانه طهارت، به محض رسیدن به آستانه حضور آتش، پاپوشهای مخصوص خود را شل کرده و پا برهنه بر روی زمین مقدسِ روبروی شعله میایستادند تا طهارت خاک حفظ شود.
🔥 مهر هخامنشی PTS20 به عنوان سند تصویری:
این واقعیت تنها از روی متون بازسازی نشده است؛ بلکه شواهد تصویری همزمان از تخت جمشید (Persepolis) آن را تایید میکند. در اثر مهر هخامنشی معروف به "PTS20"، یک آتشدان زرتشتی در مرکز قرار دارد. در سمت چپ، موبدی که در حال خدمت به آتش است، با قوس پای کاملاً برهنه (Barefoot) توسط هنرمند باستان ترسیم شده است؛ در حالی که شخص سمت راست (اسپانسر عالیرتبه آیین که برسمها را در دست دارد اما با آتش تماس مستقیم ندارد) کفش به پا دارد.
👣 کاتبان کتاب مقدس با برهنه کردن پای موسی در برابر آتش غیرسوزان، او را در ژست فیزیکی دقیق یک «مغ زرتشتی» (Persian Magus) بازآفرینی کردند تا بالاترین اقتدار کاهنیِ مورد تایید امپراتوری را به او ببخشند.
4️⃣ سرقت فیلسوفانه نام خدا؛ از سنگنبشته بیستون تا کتاب خروج
🔥 جمله معروف «هستم آنکه هستم» (I Am Who I Am):
وقتی موسی نام خدای درون آتش را میپرسد، او پاسخ میدهد:
«اهیه اشر اهیه» (Ehyah Asher Ehyah) یا همان «من هستم آنکه هستم».
الهیدانان قرنها این جمله را به عنوان عمیقترین تجلی متافیزیکی یک خالق قائمبهذات ستودهاند. اما این عبارت در واقع یک ترفند زبانشناختی به نام «میدراشِ نام» (Name Midrash) است؛ یعنی یک ریشهشناسی عامیانه و ساختگی برای توجیه نام سنتی «یهوه» (Yahweh) و تبدیل آن به فعلی از ریشه «وجود».
🔥 تبلیغات حکومتی داریوش بزرگ در بیستون:
❓چرا کاتبان یهودی در دوره هخامنشی ناگهان نیاز پیدا کردند خدای قبیلهای و جنگجوی خود را به عنوان «صرفِ وجود و حقیقت کیهانی» تعریف کنند؟
چون در سنگنبشته بیستون (Behistun Inscription) در غرب ایران، داریوش بزرگ نه تنها اهورامزدا را میستاید، بلکه مستقیماً به «خدایانی که هستند» یا «خدایانی که وجود دارند» (بنیاد هستی و راستی) متوسل میشود. در جهانبینی هندوایرانی، مفهوم «بودن» و «وجود» مستقیماً با «راستی و نظم کیهانی» (Asha/Arta) گره خورده و در تضاد مطلق با «دروغ» (Druj) قرار دارد.
🔥 میراث الهیاتی امپراتوری در ادیان ابراهیمی:
نویسندگان کتاب خروج، این الهیات دولتی هخامنشی را سرقت کرده و به نام یهوه پیوند زدند تا او نیز همان رزومه امپراتوری اهورامزدا را داشته باشد.
اثرات این سرقت ادبی الهیاتی تا متون بعدی نیز ادامه یافت؛ وقتی در کتاب مکاشفه یوحنا (Book of Revelation) در عهد جدید، خدا به عنوان «کسی که هست و بود و میآید» توصیف میشود، این عبارت فرزند مستقیم متون زرتشتی ساسانی مانند «بندهش» (Bundahishn) است که هرمز را به عنوان «کسی که بود و هست و همیشه خواهد بود» (Ormazd: who was, is, and always will be) تعریف میکند.
🔺خدایی که امروزه میلیاردها نفر او را به عنوان معمار مطلق و همیشگی جهان میپرستند، نه بر فراز کوه، بلکه در کارگاههای کتابت یهودیان و با استفاده از نقشههای کپیشده از مغان زرتشتی ساخته شده است.
📻 «اختراع خدا» اثر توماس رومر
🔻خاستگاه یکتاپرستی
📻 ۱. خدایان انسانوار و هیولاهای الهی
📻 ۲. شورای الهی
📻 ۳. خانوادهٔ الهی
📻 ۴. خدایان متعدد، جفتها و دیگر روابط الهی
📻 ۵. ویژگیهای خدایان
📻 ۶. زندگی و مرگ بعل
📻 ۷. اِل، یَهْوِه، و خدای آغازین اسرائیل و خروج
📻 ۸. ظهور بلاغت یکتاپرستانه در یهودای باستان
📻 ۹. شکلگیری الهیات یکتاپرستانه در بایبل عبری
📻 ۱۰. یکتاپرستی در کتاب اشعیا
📺 دگرگشتِ یهوه
📺 از «خدای طوفان» تا خدای یکتا
📕مغلطۀ یکتاپرستی
📻 معامله با خدایان
📻 آیا یهوه بازسازیِ بعل بود؟
.
#نقد_ادیان #نقد_بایبل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
How We Got Monotheism
Was monotheism passed down from Pharaoh Akhenaten of Ancient Egypt? Who was the ancient goddess Asherah? How did exposure to other empires shape the Hebrew Bible?
William is joined by Francesca Stavrakopoulou, author of God: An Anatomy, to explore the evolution…
William is joined by Francesca Stavrakopoulou, author of God: An Anatomy, to explore the evolution…
📺 چگونه یکتاپرستی شکل گرفت؟
(۱/۳)
❓آیا یکتاپرستی از فرعون آخناتون مصر باستان به ارث رسیده است؟ الهه باستانی آشِره کی بود؟ چگونه مواجهه با امپراتوریهای دیگر شکل کتاب مقدس عبری را تغییر داد؟
🔸ویلیام به همراه«پروفسور فرانچسکا استاوراکوپولو (استاد کتاب مقدس عبری و دین باستان در دانشگاه اکستر) نویسنده کتاب «خدا: آناتومی»، به بررسی تکاودی امل خدای یهوه و نظریه فروید که یکتاپرستی یهز مصر باستان به ارث رسیده است، میپردازد.
1️⃣ ریشههای نظریه فروید و پدیده «ایجپتومانیا» (مصر دوستی)
زمینه تاریخی و روانشناختی فروید: زیگموند فروید در اواخر دهه ۱۹۳۰ میلادی (کتاب «موسی و یکتاپرستی» را در سال ۱۹۳۹) مینویسد. او یک یهودی است که در بریتانیا زندگی میکند؛ دورانی که یهودستیزی شدید در فرهنگ بریتانیا جریان دارد و با قدرت گرفتن نازیسم در آلمان و آستانه جنگ جهانی دوم، اضطراب و فشار روانی بسیار بالایی بر جامعه یهودیان حاکم است.
شکلگیری نظریه: در همین دوران، «ایجپتومانیا» (موج شیفتگی به مصر باستان در اروپا) به اوج خود رسیده بود؛ چرا که مقبره توتعنخآمُن در سال ۱۹۲۲ کشف شده بود و بازکشف آخناتون و هنر متمایز دوره او نیز به اواخر قرن ۱۹ برمیگشت. فرهنگ اروپایی آن زمان، مصر باستان را مظهر شکوه، ظرافت و پیچیدگی میدانست.
فروید برای رهایی از شرم و فشار یهودستیزی، تلاش کرد منشأ توحید یهودی را به شکوه و عظمت مصر باستان پیوند بزند. (مجری اشاره میکند که ناشر کتاب فروید در بریتانیا، انتشارات هوگارت متعلق به لئونارد وولف و همسرش ویرجینیا وولف بوده است).
هسته فرضیه فروید: از نظر فروید، یکتاپرستیِ آخناتون (پرستش خدای آتون به عنوان تکخدای خورشیدی) یک نیروی عظیم روانی-مذهبی بود که پس از مرگ او سرکوب و حذف شد، اما بعداً در شخصیت «موسی» (که فروید او را همدوره آخناتون میدانست) دوباره ظهور کرد و موسی این مفهوم را به بنیاسرائیل منتقل نمود.
نقد آکادمیک امروز: از نظر آکادمیک، هیچ «دیانای یا پیوند مستقیم ساختاری» میان مذهب آخناتون و کتاب مقدس عبری وجود ندارد، اما فروید از این جهت در مسیر درستی بود که نشان داد ایدههای تکخدایی وقتی ظهور میکنند، حتی در صورت سرکوب، کاملاً نابود نمیشوند و بعداً در بستر تشابهات فرهنگی منطقهای بازآفرینی میشوند.
2️⃣ ماهیت اولیه «یهوه» و چندخدایی در میان بنیاسرائیل باستان
تصور سنتی در برابر واقعیت تاریخی: در الهیات سنتی یهودیت، مسیحیت و اسلام، اینگونه تصویر میشود که خدا (که در سنت یهودی «یهوه» نامیده میشود) از همان ابتدا خدایی یگانه، جهانی و بدون شریک بوده که ابراهیم را از بینالنهرین (عراق امروزی) برگزید و به کنعان (جنوب لوانت شامل فلسطین، اسرائیل، لبنان و اردن امروزی) فرستاد.
❌ اما شواهد تاریخی نشان میدهد این تصور، یک توسعه الهیاتی متأخر در عصر آهن است.
اولین مستندات تاریخی از نام یهوه: قدیمیترین سند بدون مناقشه مکتوب که در آن به نام «یهوه» و پادشاهان اسرائیل اشاره شده، «کتیبه مِشا» (یا سنگ موآب، متعلق به قرن نهم پیش از میلاد در اردن امروزی) است. (البته کتیبههای مصری قرون ۱۴ و ۱۳ پیش از میلاد به گروهی از بدویان به نام "یاهو" یا "یامو" اشاره دارند، اما بیشتر دانشمندان معتقدند آن زمان این یک نام جغرافیایی و نام یک مکان بوده است، نه نام یک خدا).
👺منشأ جغرافیایی و ماهیت اولیه یهوه: بر اساس کهنترین اشعار کتاب مقدس عبری (عهد عتیق)، یهوه در ابتدا یک «خدای جنگجو» بود که از بیابانهای خشک و سرخرنگ جنوب یعنی «ادوم» (منطقهای در جنوب اردن فعلی و حوالی پترا که واژه ادوم با خون و خاک سرخ همریشه است) برخاسته بود. قبایل پرستشکننده او به مرور زمان به سمت شمال (اسرائیل کنونی) مهاجرت کردند.
❌ پروفسور استاوراکوپولو تأکید میکند که داستان «خروج دستهجمعی از مصر» [شکافتن دریا و قصص هزار و یک شب موسی] به آن شکل حماسی، فاقد اصالت تاریخی قطعی است و بیشتر بازتاب مهاجرتهای مداوم ناشی از بحرانهای اقلیمی و فروپاشی اقتصادی اواخر عصر برنز است.
👰🏻 همسر یهوه (اشِراه): شواهد باستانشناسی قطعی از قرن هشتم پیش از میلاد در صحرای سینا و کرانه باختری (نزدیک اورشلیم) به دست آمده که در کتیبههای عبری، مردم خواستار برکت از «یهوه و اشِراه او» شدهاند. «اشِراه» (یا اتیرات) در متون اوگاریت (شهری باستانی در سوریه) به عنوان بانوی اول آسمان و همسر «ایل» (خدای عالیرتبه و پدر خدایان) شناخته میشد. وجود اشراه در کنار یهوه به او مشروعیت مذهبی به عنوان خدای ارشد میبخشید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۳)
❓آیا یکتاپرستی از فرعون آخناتون مصر باستان به ارث رسیده است؟ الهه باستانی آشِره کی بود؟ چگونه مواجهه با امپراتوریهای دیگر شکل کتاب مقدس عبری را تغییر داد؟
🔸ویلیام به همراه«پروفسور فرانچسکا استاوراکوپولو (استاد کتاب مقدس عبری و دین باستان در دانشگاه اکستر) نویسنده کتاب «خدا: آناتومی»، به بررسی تکاودی امل خدای یهوه و نظریه فروید که یکتاپرستی یهز مصر باستان به ارث رسیده است، میپردازد.
1️⃣ ریشههای نظریه فروید و پدیده «ایجپتومانیا» (مصر دوستی)
زمینه تاریخی و روانشناختی فروید: زیگموند فروید در اواخر دهه ۱۹۳۰ میلادی (کتاب «موسی و یکتاپرستی» را در سال ۱۹۳۹) مینویسد. او یک یهودی است که در بریتانیا زندگی میکند؛ دورانی که یهودستیزی شدید در فرهنگ بریتانیا جریان دارد و با قدرت گرفتن نازیسم در آلمان و آستانه جنگ جهانی دوم، اضطراب و فشار روانی بسیار بالایی بر جامعه یهودیان حاکم است.
شکلگیری نظریه: در همین دوران، «ایجپتومانیا» (موج شیفتگی به مصر باستان در اروپا) به اوج خود رسیده بود؛ چرا که مقبره توتعنخآمُن در سال ۱۹۲۲ کشف شده بود و بازکشف آخناتون و هنر متمایز دوره او نیز به اواخر قرن ۱۹ برمیگشت. فرهنگ اروپایی آن زمان، مصر باستان را مظهر شکوه، ظرافت و پیچیدگی میدانست.
فروید برای رهایی از شرم و فشار یهودستیزی، تلاش کرد منشأ توحید یهودی را به شکوه و عظمت مصر باستان پیوند بزند. (مجری اشاره میکند که ناشر کتاب فروید در بریتانیا، انتشارات هوگارت متعلق به لئونارد وولف و همسرش ویرجینیا وولف بوده است).
هسته فرضیه فروید: از نظر فروید، یکتاپرستیِ آخناتون (پرستش خدای آتون به عنوان تکخدای خورشیدی) یک نیروی عظیم روانی-مذهبی بود که پس از مرگ او سرکوب و حذف شد، اما بعداً در شخصیت «موسی» (که فروید او را همدوره آخناتون میدانست) دوباره ظهور کرد و موسی این مفهوم را به بنیاسرائیل منتقل نمود.
نقد آکادمیک امروز: از نظر آکادمیک، هیچ «دیانای یا پیوند مستقیم ساختاری» میان مذهب آخناتون و کتاب مقدس عبری وجود ندارد، اما فروید از این جهت در مسیر درستی بود که نشان داد ایدههای تکخدایی وقتی ظهور میکنند، حتی در صورت سرکوب، کاملاً نابود نمیشوند و بعداً در بستر تشابهات فرهنگی منطقهای بازآفرینی میشوند.
2️⃣ ماهیت اولیه «یهوه» و چندخدایی در میان بنیاسرائیل باستان
تصور سنتی در برابر واقعیت تاریخی: در الهیات سنتی یهودیت، مسیحیت و اسلام، اینگونه تصویر میشود که خدا (که در سنت یهودی «یهوه» نامیده میشود) از همان ابتدا خدایی یگانه، جهانی و بدون شریک بوده که ابراهیم را از بینالنهرین (عراق امروزی) برگزید و به کنعان (جنوب لوانت شامل فلسطین، اسرائیل، لبنان و اردن امروزی) فرستاد.
❌ اما شواهد تاریخی نشان میدهد این تصور، یک توسعه الهیاتی متأخر در عصر آهن است.
اولین مستندات تاریخی از نام یهوه: قدیمیترین سند بدون مناقشه مکتوب که در آن به نام «یهوه» و پادشاهان اسرائیل اشاره شده، «کتیبه مِشا» (یا سنگ موآب، متعلق به قرن نهم پیش از میلاد در اردن امروزی) است. (البته کتیبههای مصری قرون ۱۴ و ۱۳ پیش از میلاد به گروهی از بدویان به نام "یاهو" یا "یامو" اشاره دارند، اما بیشتر دانشمندان معتقدند آن زمان این یک نام جغرافیایی و نام یک مکان بوده است، نه نام یک خدا).
👺منشأ جغرافیایی و ماهیت اولیه یهوه: بر اساس کهنترین اشعار کتاب مقدس عبری (عهد عتیق)، یهوه در ابتدا یک «خدای جنگجو» بود که از بیابانهای خشک و سرخرنگ جنوب یعنی «ادوم» (منطقهای در جنوب اردن فعلی و حوالی پترا که واژه ادوم با خون و خاک سرخ همریشه است) برخاسته بود. قبایل پرستشکننده او به مرور زمان به سمت شمال (اسرائیل کنونی) مهاجرت کردند.
❌ پروفسور استاوراکوپولو تأکید میکند که داستان «خروج دستهجمعی از مصر» [شکافتن دریا و قصص هزار و یک شب موسی] به آن شکل حماسی، فاقد اصالت تاریخی قطعی است و بیشتر بازتاب مهاجرتهای مداوم ناشی از بحرانهای اقلیمی و فروپاشی اقتصادی اواخر عصر برنز است.
👰🏻 همسر یهوه (اشِراه): شواهد باستانشناسی قطعی از قرن هشتم پیش از میلاد در صحرای سینا و کرانه باختری (نزدیک اورشلیم) به دست آمده که در کتیبههای عبری، مردم خواستار برکت از «یهوه و اشِراه او» شدهاند. «اشِراه» (یا اتیرات) در متون اوگاریت (شهری باستانی در سوریه) به عنوان بانوی اول آسمان و همسر «ایل» (خدای عالیرتبه و پدر خدایان) شناخته میشد. وجود اشراه در کنار یهوه به او مشروعیت مذهبی به عنوان خدای ارشد میبخشید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
How We Got Monotheism
Was monotheism passed down from Pharaoh Akhenaten of Ancient Egypt? Who was the ancient goddess Asherah? How did exposure to other empires shape the Hebrew Bible?
William is joined by Francesca Stavrakopoulou, author of God: An Anatomy, to explore the evolution…
William is joined by Francesca Stavrakopoulou, author of God: An Anatomy, to explore the evolution…
📺 چگونه یکتاپرستی شکل گرفت؟
(۲/۳)
👩👩👧👦 شورای خدایان و ادغام «ایل» و «یهوه»: بنیاسرائیل باستان مانند همسایگان کنعانی خود دارای یک پانتئون (مجموعه خدایان) و شورای الهی (مانند کوه المپ یونانیان) بودند. خدای اول بنیاسرائیل در واقع «ایل» (El) بود (که نام "اسرائیل" نیز از آن گرفته شده و با واژه "الله" همریشه است). یهوه در ابتدا یکی از پسران یا خدایان زیرمجموعه بود که بعداً با خدای پدر (ایل) ادغام و جایگزین او شد. همچنین یهوه ویژگیهای «بعل» (خدای طوفان، باران و جنگجوی ابرسوار کنعانی که معادل زئوس یونانی است) را نیز در خود ادغام کرد.
3️⃣ تحول الهیاتی: از تکثرگرایی به یکتاپرستی انحصاری در تبعید بابل
آغاز سرکوب نمادها (آیکونوکلاسم): در اواخر قرن هشتم پیش از میلاد، امپراتوری آشور، پادشاهی شمال اسرائیل (به پایتختی سامریا یا نابلس امروزی) را نابود کرد. پادشاهی یهودا در جنوب به پایتختی اورشلیم تنها ماند. طبق متون مذهبی، پادشاهانی چون «حزقیا» و بعدها «یوشیا» (در قرن هفتم پ.م) دست به اصلاحات مذهبی خشونتآمیز زدند؛ معابد خارج از اورشلیم را تخریب کردند، مجسمهها را شکستند و اعلام کردند یهوه را فقط باید در معبد اورشلیم و بر اساس متون اولیه «تورات» (که در آن زمان احتمالاً نسخهای از سفر تثنیه با شعار: یک خدا، یک معبد، یک امت بود) پرستش کرد.
فاجعه سال ۵۸۷ پیش از میلاد و بحران بابل: امپراتوری بابل نو، آشوریان را شکست داد و در سال ۵۸۷ پ.م اورشلیم و معبد آن را ویران کرد و نخبگان، شاهزادگان، کاهنان و صنعتگران یهود را به اسارت به بابل برد.
ایده خلاقانه نخبگان در بابل: نخبگان یهود در بابل با یک پرسش هولناک روبرو شدند:
آنها برای حفظ هویت خود، روایتی جدید ساختند:
✂️ تولد توحید مطلق و حذف رقبا: برای اینکه یهوه بتواند امپراتوریهای آشور، بابل و مصر را کنترل کند، باید از یک خدای قبیلهای و محلی به یک «خدای خالق جهان» تبدیل میشد. در این بازنویسیِ سنتهای شفاهی و نگارش متون مذهبی در بابل و دوران پس از آن، تمام رقبای یهوه حذف شدند؛ بعل و ایل کنار رفتند، همسرش اشراه حذف شد و دیگر خدایان شورای الهی به رتبههای پایینتر یعنی «فرشتگان و کارگزاران بیاختیار» تنزل یافتند. یهوه در آسمان کاملاً تنها شد.
4️⃣ تأثیرات بیرونی (زرتشتیگری و مصر) و ماندگاری تصویر خورشیدی
تأثیر امپراتوری هخامنشی و آیین زرتشت: با فتح بابل توسط کوروش بزرگ (پادشاه ایران) در قرن پنجم پیش از میلاد، تبعیدیان یهود اجازه یافتند به اورشلیم بازگردند و معبد را بازسازی کنند. کتاب مقدس عبری نگاهی بسیار مثبت به ایران دارد و حتی در کتاب اشعیا از کوروش به عنوان «مسیح» (مسحشده/برگزیده خدا) یاد شده است.
📌📌📌 آیین زرتشت آن زمان با محوریت «اهورامزدا» (خدای آسمان و زمین) شکلی از توحید امپراتوری را ارائه میداد که خدایان دیگر اقوام را در خود ادغام (یا استعمار) میکرد. این فضا، تأثیر مستقیمی بر تثبیت مذهب «تکپرستی انحصاری» (Monolatry - یعنی باور به وجود خدایان دیگر اما پرستش انحصاری یک خدا) در میان نخبگان یهودِ بازگشته از بابل داشت.
تأثیرات فرهنگی مصر و مزمور ۱۰۴: رابطه فرهنگی با مصر همواره برقرار بود. شباهتهای شگفتانگیزی میان «سرود بزرگ آتون» (سروده شده توسط آخناتون در مصر) و «مزمور ۱۰۴ کتاب مقدس» وجود دارد (هر دو به توصیف غروب خورشید، آمدن تاریکی، بیرون آمدن شیرها برای شکار و طلوع مجدد خورشید و بازگشت حیوانات به لانههایشان میپردازند). با این حال، این یک کپیبرداری مستقیم نیست؛ بلکه این تصاویر خورشیدی در کنار تصاویر بعل (خدای طوفان) از قرن ۱۴ پیش از میلاد در «نامههای عمارنه» (مکاتبات حاکمان لوانت با آخناتون) در اتمسفر فرهنگی منطقه وجود داشته و بعدها در سنتهای شعری یهود ترکیب شده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۳)
👩👩👧👦 شورای خدایان و ادغام «ایل» و «یهوه»: بنیاسرائیل باستان مانند همسایگان کنعانی خود دارای یک پانتئون (مجموعه خدایان) و شورای الهی (مانند کوه المپ یونانیان) بودند. خدای اول بنیاسرائیل در واقع «ایل» (El) بود (که نام "اسرائیل" نیز از آن گرفته شده و با واژه "الله" همریشه است). یهوه در ابتدا یکی از پسران یا خدایان زیرمجموعه بود که بعداً با خدای پدر (ایل) ادغام و جایگزین او شد. همچنین یهوه ویژگیهای «بعل» (خدای طوفان، باران و جنگجوی ابرسوار کنعانی که معادل زئوس یونانی است) را نیز در خود ادغام کرد.
3️⃣ تحول الهیاتی: از تکثرگرایی به یکتاپرستی انحصاری در تبعید بابل
آغاز سرکوب نمادها (آیکونوکلاسم): در اواخر قرن هشتم پیش از میلاد، امپراتوری آشور، پادشاهی شمال اسرائیل (به پایتختی سامریا یا نابلس امروزی) را نابود کرد. پادشاهی یهودا در جنوب به پایتختی اورشلیم تنها ماند. طبق متون مذهبی، پادشاهانی چون «حزقیا» و بعدها «یوشیا» (در قرن هفتم پ.م) دست به اصلاحات مذهبی خشونتآمیز زدند؛ معابد خارج از اورشلیم را تخریب کردند، مجسمهها را شکستند و اعلام کردند یهوه را فقط باید در معبد اورشلیم و بر اساس متون اولیه «تورات» (که در آن زمان احتمالاً نسخهای از سفر تثنیه با شعار: یک خدا، یک معبد، یک امت بود) پرستش کرد.
فاجعه سال ۵۸۷ پیش از میلاد و بحران بابل: امپراتوری بابل نو، آشوریان را شکست داد و در سال ۵۸۷ پ.م اورشلیم و معبد آن را ویران کرد و نخبگان، شاهزادگان، کاهنان و صنعتگران یهود را به اسارت به بابل برد.
ایده خلاقانه نخبگان در بابل: نخبگان یهود در بابل با یک پرسش هولناک روبرو شدند:
آیا یهوه شکست خورده است؟
آنها برای حفظ هویت خود، روایتی جدید ساختند:
«خیر، خدایان بابل قویتر از یهوه نیستند؛ بلکه یهوه به عنوان خدای خالق و جهانی، از بابلیها به عنوان ابزاری برای تنبیه ما به خاطر گناهانمان (از جمله پرستش اشراه و دیگر خدایان) استفاده کرده است؛ چون او خدایی حسود است».
✂️ تولد توحید مطلق و حذف رقبا: برای اینکه یهوه بتواند امپراتوریهای آشور، بابل و مصر را کنترل کند، باید از یک خدای قبیلهای و محلی به یک «خدای خالق جهان» تبدیل میشد. در این بازنویسیِ سنتهای شفاهی و نگارش متون مذهبی در بابل و دوران پس از آن، تمام رقبای یهوه حذف شدند؛ بعل و ایل کنار رفتند، همسرش اشراه حذف شد و دیگر خدایان شورای الهی به رتبههای پایینتر یعنی «فرشتگان و کارگزاران بیاختیار» تنزل یافتند. یهوه در آسمان کاملاً تنها شد.
4️⃣ تأثیرات بیرونی (زرتشتیگری و مصر) و ماندگاری تصویر خورشیدی
تأثیر امپراتوری هخامنشی و آیین زرتشت: با فتح بابل توسط کوروش بزرگ (پادشاه ایران) در قرن پنجم پیش از میلاد، تبعیدیان یهود اجازه یافتند به اورشلیم بازگردند و معبد را بازسازی کنند. کتاب مقدس عبری نگاهی بسیار مثبت به ایران دارد و حتی در کتاب اشعیا از کوروش به عنوان «مسیح» (مسحشده/برگزیده خدا) یاد شده است.
📌📌📌 آیین زرتشت آن زمان با محوریت «اهورامزدا» (خدای آسمان و زمین) شکلی از توحید امپراتوری را ارائه میداد که خدایان دیگر اقوام را در خود ادغام (یا استعمار) میکرد. این فضا، تأثیر مستقیمی بر تثبیت مذهب «تکپرستی انحصاری» (Monolatry - یعنی باور به وجود خدایان دیگر اما پرستش انحصاری یک خدا) در میان نخبگان یهودِ بازگشته از بابل داشت.
تأثیرات فرهنگی مصر و مزمور ۱۰۴: رابطه فرهنگی با مصر همواره برقرار بود. شباهتهای شگفتانگیزی میان «سرود بزرگ آتون» (سروده شده توسط آخناتون در مصر) و «مزمور ۱۰۴ کتاب مقدس» وجود دارد (هر دو به توصیف غروب خورشید، آمدن تاریکی، بیرون آمدن شیرها برای شکار و طلوع مجدد خورشید و بازگشت حیوانات به لانههایشان میپردازند). با این حال، این یک کپیبرداری مستقیم نیست؛ بلکه این تصاویر خورشیدی در کنار تصاویر بعل (خدای طوفان) از قرن ۱۴ پیش از میلاد در «نامههای عمارنه» (مکاتبات حاکمان لوانت با آخناتون) در اتمسفر فرهنگی منطقه وجود داشته و بعدها در سنتهای شعری یهود ترکیب شده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
How We Got Monotheism
Was monotheism passed down from Pharaoh Akhenaten of Ancient Egypt? Who was the ancient goddess Asherah? How did exposure to other empires shape the Hebrew Bible?
William is joined by Francesca Stavrakopoulou, author of God: An Anatomy, to explore the evolution…
William is joined by Francesca Stavrakopoulou, author of God: An Anatomy, to explore the evolution…
📺 چگونه یکتاپرستی شکل گرفت
(۳/۳)
🔻برای درک بهتر این شباهت شگفتانگیز، بیایید بخشهای موازی و دقیقِ «سرود بزرگ آتون» (مصر باستان) و «مزمور ۱۰۴» (کتاب مقدس) را در کنار هم بررسی کنیم:
🌅 ۱. غروب خورشید و آغاز تاریکی
⛺️ سرود بزرگ آتون:
📖 مزمور ۱۰۴ (آیات ۱۹-۲۰):
🦁 ۲. بیداری شیرها برای شکار
⛺️ سرود بزرگ آتون:
📖 مزمور ۱۰۴ (آیه ۲۱):
☀️ ۳. طلوع مجدد خورشید و آغاز روز
⛺️ سرود بزرگ آتون:
📖 مزمور ۱۰۴ (آیات ۲۲-۲۳):
⛵️ ۴. کشتیها و موجودات دریا
⛺️ سرود بزرگ آتون:
📖 مزمور ۱۰۴ (آیات ۲۵-۲۶):
🌾 ۵. وابستگی تمام موجودات به منبع حیات
⛺️ سرود بزرگ آتون:
📖 مزمور ۱۰۴ (آیه ۲۷):
کشف باستانشناسی کتف حینوم: در درهای نزدیک اورشلیم، در مقبرهای متعلق به قرن هفتم پیش از میلاد (دوران پادشاهی یهودا)، دو طومار نقرهای بسیار کوچک (به طول ۲ سانتیمتر) کشف شد که به عنوان تعویذ (چشمزخم) به گردن مردگان آویخته میشد. روی آنها قدیمیترین متن مکتوب از کتاب اعداد (فصل ۶) حک شده است:
🔺 این عبارت («تابش صورت خدا») کاملاً یک «تصویر خورشیدی» (Solar Imagery) و بازتابی از همان الهیات آتونِ آخناتون است.
🔺جالب اینکه در کنار این طومارها، مجسمههای کوچک «بِس» (Bes - خدای کوتوله، محافظ و زشتروی مصری با اندام جنسی برجسته که برای دور کردن شیاطین استفاده میشد) یافت شده است.
🔺🌞این امر نشان میدهد که حتی پس از اصلاحات مذهبی، ردپای تفکر خورشیدی آتون و خدایان مصری برای محافظت از انسانها در برابر تاریکی و مرگ، در قلب اورشلیم زنده بوده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۳)
🔻برای درک بهتر این شباهت شگفتانگیز، بیایید بخشهای موازی و دقیقِ «سرود بزرگ آتون» (مصر باستان) و «مزمور ۱۰۴» (کتاب مقدس) را در کنار هم بررسی کنیم:
🌅 ۱. غروب خورشید و آغاز تاریکی
⛺️ سرود بزرگ آتون:
«وقتی تو در افق غربی غروب میکنی، زمین در تاریکیِ مرگبار فرو میرود... هر شیری از بیشه خود بیرون میآید و همه خزندگان میگزند.»
📖 مزمور ۱۰۴ (آیات ۱۹-۲۰):
«ماه را برای تعیین فصلها ساخت و خورشید زمان غروب خود را میداند. تاریکی را پدید میآوری و شب میشود، که در آن همه حیوانات جنگل بیرون میآیند.»
🦁 ۲. بیداری شیرها برای شکار
⛺️ سرود بزرگ آتون:
«شیرها از غارهای خود بیرون میآیند تا شکار کنند.»
📖 مزمور ۱۰۴ (آیه ۲۱):
«شیرهای جوان برای شکار میغرند و روزی خود را از خدا میطلبند.»
☀️ ۳. طلوع مجدد خورشید و آغاز روز
⛺️ سرود بزرگ آتون:
«زمین روشن میشود وقتی تو در افق طلوع میکنی... انسانها بیدار میشوند و بر پاهای خود میایستند... سراسر زمین به کار خود مشغول میشود.»
📖 مزمور ۱۰۴ (آیات ۲۲-۲۳):
«چون خورشید طلوع کند، آنها جمع میشوند و در لانههای خود آرام میگیرند. آنگاه انسان برای کار خود بیرون میرود و تا شامگاه به زحمت خویش مشغول میشود.»
⛵️ ۴. کشتیها و موجودات دریا
⛺️ سرود بزرگ آتون:
«کشتیها در رودخانه به بالا و پایین بادبان میکشند و راهها پیش روی تو باز میشوند. ماهیها در رود پیش روی تو میجهند.»
📖 مزمور ۱۰۴ (آیات ۲۵-۲۶):
«این دریاست، بزرگ و وسیع، که در آن موجودات بیشمار حرکت میکنند... کشتیها در آن روانند و آن لویاتان (موجود دریایی) که برای بازی در آن ساختی.»
🌾 ۵. وابستگی تمام موجودات به منبع حیات
⛺️ سرود بزرگ آتون:
«چشمهای همه به تو دوخته شده است... تویی که روزیِ آنها را در زمانش عطا میکنی.»
📖 مزمور ۱۰۴ (آیه ۲۷):
«همگی چشمانتظار تو هستند تا روزیِ آنها را در وقتش به ایشان بدهی.»
کشف باستانشناسی کتف حینوم: در درهای نزدیک اورشلیم، در مقبرهای متعلق به قرن هفتم پیش از میلاد (دوران پادشاهی یهودا)، دو طومار نقرهای بسیار کوچک (به طول ۲ سانتیمتر) کشف شد که به عنوان تعویذ (چشمزخم) به گردن مردگان آویخته میشد. روی آنها قدیمیترین متن مکتوب از کتاب اعداد (فصل ۶) حک شده است:
«یهوه تو را برکت دهد... و بگذارد صورتش بر تو بتابد...».
🔺 این عبارت («تابش صورت خدا») کاملاً یک «تصویر خورشیدی» (Solar Imagery) و بازتابی از همان الهیات آتونِ آخناتون است.
🔺جالب اینکه در کنار این طومارها، مجسمههای کوچک «بِس» (Bes - خدای کوتوله، محافظ و زشتروی مصری با اندام جنسی برجسته که برای دور کردن شیاطین استفاده میشد) یافت شده است.
🔺🌞این امر نشان میدهد که حتی پس از اصلاحات مذهبی، ردپای تفکر خورشیدی آتون و خدایان مصری برای محافظت از انسانها در برابر تاریکی و مرگ، در قلب اورشلیم زنده بوده است.
📺 "هستم آنکه هستم" یک افسانۀ ایرانی
📻 «اختراع خدا» اثر توماس رومر
🔻خاستگاه یکتاپرستی
📻 ۱. خدایان انسانوار و هیولاهای الهی
📻 ۲. شورای الهی
📻 ۳. خانوادهٔ الهی
📻 ۴. خدایان متعدد، جفتها و دیگر روابط الهی
📻 ۵. ویژگیهای خدایان
📻 ۶. زندگی و مرگ بعل
📻 ۷. اِل، یَهْوِه، و خدای آغازین اسرائیل و خروج
📻 ۸. ظهور بلاغت یکتاپرستانه در یهودای باستان
📻 ۹. شکلگیری الهیات یکتاپرستانه در بایبل عبری
📻 ۱۰. یکتاپرستی در کتاب اشعیا
📺 دگرگشتِ یهوه
📺 از «خدای طوفان» تا خدای یکتا
📕مغلطۀ یکتاپرستی
📻 معامله با خدایان
📻 آیا یهوه بازسازیِ بعل بود؟
.
#نقد_ادیان #نقد_بایبل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘وقتی روانکاو نیازمندِ روانکاوی میشود 📺 روانکاویِ «پرستو احمدی» — واکاوی ناگفتههای یک کنسرت مجازی 🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی 🔸اینجا خود دکتر محمدرضا ابراهیمی احتمالا باید روانکاوی شود. اینکه مثل عوام، خصوصا بخشی از یک جریان سیاسی خاص که هر کس و اکتی…
👇بعد از خواندن این پست، به آنچه ریپلای زده شده «وقتی روانکاو نیازمندِ روانکاوی میشود» رجوع کنید و ببینید چقدر توهم توطئه در جامعه قوی است که حتی روانکاو مملکت هم چنین سخنان یاوهای گفته بود که همان زمان نقد شد:
🔸به امید روز نزدیکی که شریعتپرستانِ «خدا و دین و شریعت»نشناس، به کنج خانه و مسجد و هیئت خود بروند، و به نیمقرن دل مردم را خالی کردن با پمپاژ «غم و اندوه و ماتم و عزا و افسردگی و هراس و اضطراب» بهمثابه «معنویتِ دروغین»شان، خاتمه بدهند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻دادگاه کیفری قم حکم پرونده کنسرت کاروانسرا را صادر کرد: ۷۴ ضربه شلاق تعزیری، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال ممنوعیت از فعالیت هنری برای پرستو احمدی
🔹 پرستو احمدی، خواننده، به همراه هشت نفر دیگر از دستاندرکاران و نوازندگان «کنسرت کاروانسرا» به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال ممنوعیت از فعالیت هنری محکوم شدند.
🔹این حکم از سوی دادگاه کیفری استان قم صادر شده و محمد شیری، رئیس شعبه رسیدگیکننده، دفاعیات این نه نفر را وارد ندانسته است.
🔹اتهام مطرحشده علیه آنان «جریحهدار کردن عفت عمومی از طریق تولید و انتشار محتوای مبتذل و خلاف اخلاق در بستر فضای مجازی» عنوان شده است.
@womenstudies
🔸به امید روز نزدیکی که شریعتپرستانِ «خدا و دین و شریعت»نشناس، به کنج خانه و مسجد و هیئت خود بروند، و به نیمقرن دل مردم را خالی کردن با پمپاژ «غم و اندوه و ماتم و عزا و افسردگی و هراس و اضطراب» بهمثابه «معنویتِ دروغین»شان، خاتمه بدهند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘وقتی روانکاو نیازمندِ روانکاوی میشود
📺 روانکاویِ «پرستو احمدی»
— واکاوی ناگفتههای یک کنسرت مجازی
🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
🔸اینجا خود دکتر محمدرضا ابراهیمی احتمالا باید روانکاوی شود. اینکه مثل عوام، خصوصا بخشی از یک جریان سیاسی خاص که هر کس و اکتی…
📺 روانکاویِ «پرستو احمدی»
— واکاوی ناگفتههای یک کنسرت مجازی
🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
🔸اینجا خود دکتر محمدرضا ابراهیمی احتمالا باید روانکاوی شود. اینکه مثل عوام، خصوصا بخشی از یک جریان سیاسی خاص که هر کس و اکتی…
Telegram
نقدآگین
📺 کنسرت کاروانسرا
🎤 #پرستو_احمدی
🔸من، پرستو؛ دختری که میخواهم برای مردمی که دوستشان دارم بخوانم. این حقیست که نمیتوانستم از آن چشم بپوشم؛ خواندن برای خاکی که عاشقانه دوستش دارم. اینجا، در این نقطه از ایران عزیزمان، در این تکهای که تاریخ و اسطورههای ما به هم پیوند میخورند، صدای من را در این کنسرت فرضی بشنوید و خیال کنید، این وطن زیبا را...
توضیحات بیشتر
🔸به امید روز نزدیکی که شریعتپرستانِ «خدا و دین و شریعت»نشناس، به کنج خانه و مسجد و هیئت خود بروند، و به نیمقرن دل مردم را خالی کردن با پمپاژ «غم و اندوه و ماتم و عزا و افسردگی و هراس و اضطراب» بهمثابه «معنویتِ دروغین»شان، خاتمه بدهند.
🌾 @Naqdagin
🎤 #پرستو_احمدی
🔸من، پرستو؛ دختری که میخواهم برای مردمی که دوستشان دارم بخوانم. این حقیست که نمیتوانستم از آن چشم بپوشم؛ خواندن برای خاکی که عاشقانه دوستش دارم. اینجا، در این نقطه از ایران عزیزمان، در این تکهای که تاریخ و اسطورههای ما به هم پیوند میخورند، صدای من را در این کنسرت فرضی بشنوید و خیال کنید، این وطن زیبا را...
توضیحات بیشتر
پرستو احمدی، خواننده و آهنگساز، در یکی از کاروانسراهای ایران کنسرتی را بدون حجاب اجباری با نام «کنسرت کاروانسرا» اجرا و آن را از یوتیوب پخش کرد.
پرستو احمدی در جریان خیزش انقلابی، قطعه «از خون جوانان وطن» را اجرا کرده بود که با استقبال گستردهای روبهرو شد.
در این ویدیو اجرای قطعه «مرا ببوس» را از او در اجرای «کنسرت کاروانسرا» میبینید که احسان بیرقدار، سهیل فقیهنصیری، امین طاهری و امیرعلی پیرنیا هم به عنوان نوازنده او را همراهی کردند.
طرح ایران به گردنش انداخته و اول ویدیوی اجراش نوشته، نمیخواد از حق آواز خوندنش بگذره.
-#پرستو_احمدی احتمالا بعد این کنسرت ویدیویی امشب به دردسر بیافته، اما شجاعانه و بدون حجاب از حقش نگذشت.
#زن_زندگی_آزادی
MaryamMoqaddam
#پرستو_احمدی تو ایران کنسرت بیتماشاچی برگزار کرده و گذاشته یوتیوب. وقتی هر قطعه تموم میشه به وجد میای و همون لحظه که همه باید تشویق کنن صدای سکوت میاد. خیلی غمانگیزه.
mosh_tabaa
دوستان اگه میتونید برید 📱 صفحه پرستو احمدی در یوتیوب و ازش حمایت کنید. حداقل اینکه میتونید ویدیوهاش رو لایک کنید و سابسکرایب کنید.
Amooamirkhan
🔸به امید روز نزدیکی که شریعتپرستانِ «خدا و دین و شریعت»نشناس، به کنج خانه و مسجد و هیئت خود بروند، و به نیمقرن دل مردم را خالی کردن با پمپاژ «غم و اندوه و ماتم و عزا و افسردگی و هراس و اضطراب» بهمثابه «معنویتِ دروغین»شان، خاتمه بدهند.
🔹 پرستو احمدی، خواننده، به همراه هشت نفر دیگر از دستاندرکاران و نوازندگان «کنسرت کاروانسرا» به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال ممنوعیت از فعالیت هنری محکوم شدند.
🔹این حکم از سوی دادگاه کیفری استان قم صادر شده و محمد شیری، رئیس شعبه رسیدگیکننده، دفاعیات این نه نفر را وارد ندانسته است.
🔹اتهام مطرحشده علیه آنان «جریحهدار کردن عفت عمومی از طریق تولید و انتشار محتوای مبتذل و خلاف اخلاق در بستر فضای مجازی» عنوان شده است.
.➖➖➖
#بوقت_آواز #زنان #حکومت_اسلامی #کنسرت #خوانندگی_زنان #آزادی_اجتماعی #حجاب_اجباری
🌾 @Naqdagin
📺 🧠 پوسیدگی مغز چیز جدیدی نیست؛ تاریخ راه مبارزه با آن را نشان میدهد
1️⃣ ریشههای تاریخی و فلسفی توجه و ذهن
مفهوم توجه (Attention) و وضعیت ذهن از گذشتههای بسیار دور، موضوعی حیاتی برای متفکران تاریخ غرب بوده است. در سنتهای کلاسیک، کیفیت توجه یک فرد، امری فرعی یا تصادفی نبوده، بلکه بازتاب مستقیمی از انضباط درونی و شخصیت (Character) او به شمار میآمده است. متفکران گذشته بر این باور بودند که انسان وظیفهای اخلاقی برای ورزش دادن و به کار انداختن ذهن خود دارد؛ به طوری که گناه تنبلی (Sloth) را همانقدر که به بدن مربوط میدانستند، برای عقل و هوش نیز صادق میدیدند.
💡 ایدههای فرعی و دیدگاه فیلسوفان:
🧠 افلاطون (Plato) و پویایی روح: افلاطون معتقد بود که افکار ما مستقیماً روی روح اثر میگذارند. او روح را به «چشم» تشبیه میکرد؛ وقتی چشم به چیزی مینگرد که حقیقت و روشنایی بر آن میتابد، درک میکند و میفهمد، اما وقتی به سمت تاریکی و امور فانی میرود، دچار توهم و عقاید سطحی میشود. در نتیجه، روح دائماً توسط چیزی که به آن میاندیشد شکل میگیرد.
🏛 نظام آموزشی یونان (Paideia): این ایده افلاطونی اساس نظام تربیتی یونان باستان را تشکیل میداد. یونانیان باور داشتند هر چیزی که کودک مصرف میکند (از داستانها و موسیقی گرفته تا تصاویر اطرافش) مستقیماً شخصیت او را میسازد. به همین دلیل در رساله «جمهور»، افلاطون پیشنهاد اخراج برخی شاعران (مانند هومر) را مطرح کرد، چون خدایان هومری را دمدمیمزاج و جنجالی میدانست که جوانان را در مسیر غلطی بار میآوردند.
👑 مارکوس آئورلیوس (Marcus Aurelius) و رنگآمیزی روح: این امپراتور و فیلسوف رواقی در کتاب «تاملات» به خود یادآوری میکند که ذهن شبیه افکار روزمره و عادتهای فکریاش میشود؛ در واقع «روح با رنگ افکارش رنگآمیزی میشود». او در میان جنگ و مسئولیتهای سنگین سیاسی، انضباط درون را حفظ میکرد.
🌾 ارسطو (Aristotle) و ارزش تامل: ارسطو در کتاب «اخلاق نیکوماخوس» استدلال میکند که تامل و تفکر عمیق (Contemplation)، بالاترین فعالیت در دسترس انسان و خالصترین ابراز هویت انسانی است. از نگاه ارسطویی، حواسپرتیهای مزمن امروزی صرفاً کاهش بهرهوری نیستند، بلکه نشانهای از یک زندگی کاسته شده و محققنشده به شمار میروند.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۸۶۵ کلمه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
1️⃣ ریشههای تاریخی و فلسفی توجه و ذهن
مفهوم توجه (Attention) و وضعیت ذهن از گذشتههای بسیار دور، موضوعی حیاتی برای متفکران تاریخ غرب بوده است. در سنتهای کلاسیک، کیفیت توجه یک فرد، امری فرعی یا تصادفی نبوده، بلکه بازتاب مستقیمی از انضباط درونی و شخصیت (Character) او به شمار میآمده است. متفکران گذشته بر این باور بودند که انسان وظیفهای اخلاقی برای ورزش دادن و به کار انداختن ذهن خود دارد؛ به طوری که گناه تنبلی (Sloth) را همانقدر که به بدن مربوط میدانستند، برای عقل و هوش نیز صادق میدیدند.
💡 ایدههای فرعی و دیدگاه فیلسوفان:
🧠 افلاطون (Plato) و پویایی روح: افلاطون معتقد بود که افکار ما مستقیماً روی روح اثر میگذارند. او روح را به «چشم» تشبیه میکرد؛ وقتی چشم به چیزی مینگرد که حقیقت و روشنایی بر آن میتابد، درک میکند و میفهمد، اما وقتی به سمت تاریکی و امور فانی میرود، دچار توهم و عقاید سطحی میشود. در نتیجه، روح دائماً توسط چیزی که به آن میاندیشد شکل میگیرد.
🏛 نظام آموزشی یونان (Paideia): این ایده افلاطونی اساس نظام تربیتی یونان باستان را تشکیل میداد. یونانیان باور داشتند هر چیزی که کودک مصرف میکند (از داستانها و موسیقی گرفته تا تصاویر اطرافش) مستقیماً شخصیت او را میسازد. به همین دلیل در رساله «جمهور»، افلاطون پیشنهاد اخراج برخی شاعران (مانند هومر) را مطرح کرد، چون خدایان هومری را دمدمیمزاج و جنجالی میدانست که جوانان را در مسیر غلطی بار میآوردند.
👑 مارکوس آئورلیوس (Marcus Aurelius) و رنگآمیزی روح: این امپراتور و فیلسوف رواقی در کتاب «تاملات» به خود یادآوری میکند که ذهن شبیه افکار روزمره و عادتهای فکریاش میشود؛ در واقع «روح با رنگ افکارش رنگآمیزی میشود». او در میان جنگ و مسئولیتهای سنگین سیاسی، انضباط درون را حفظ میکرد.
🌾 ارسطو (Aristotle) و ارزش تامل: ارسطو در کتاب «اخلاق نیکوماخوس» استدلال میکند که تامل و تفکر عمیق (Contemplation)، بالاترین فعالیت در دسترس انسان و خالصترین ابراز هویت انسانی است. از نگاه ارسطویی، حواسپرتیهای مزمن امروزی صرفاً کاهش بهرهوری نیستند، بلکه نشانهای از یک زندگی کاسته شده و محققنشده به شمار میروند.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۸۶۵ کلمه
.
#نقد_فرهنگ #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
پوسیدگی مغز چیز جدیدی نیست؛ تاریخ راه مبارزه با آن را نشان میدهد
2️⃣ مکانیسمهای مهندسیشده اقتصاد توجه (Attention Economy) برخلاف دوران باستان که سیستمهای تربیتی برای پرورش ذهن ساخته میشدند، دنیای مدرن یک اقتصاد کامل را بر پایه تضعیف و استثمار توجه بنا کرده است. اقتصاد توجه یک پیامد بیطرف و اتفاقی از فناوری نیست، بلکه…
Telegram
نقدآگین
📘تفاهمنامۀ «انشاءالله»
✍🏻 #مهرپویا_علا
تا این لحظه میشود گفت دستاورد این تفاهمنامه برای آمریکا خروج از باتلاق بود. واشنگتن اشتباهی کرد و وارد کارزاری شد که آن را «عملیات ویژه» میپنداشت اما خیلی زود خود را وسط جنگ یافت؛ و جنگ هم بدون اعزام نیروی زمینی، ماهها برنامهریزی، آمادهسازی افکار عمومی، یافتن متحد در میان دولتهای مهم، پیشبینی بودجه و هزینههای جانبی ناشی از جنگ و... شدنی نیست. ظاهرا سطح فناوری در جهان به اندازهای نرسیده که یک قدرت جهانی بتواند بدونِ یا با حداقلِ تلفات نتیجه واقعی در جنگ بگیرد. حدی از آمادگی برای هزینه دادن لازم است و در آمریکا دلیلی نمیبینند که بخواهند برای جایی به نام ایران متحمل چنین هزینهای بشوند.
تصور این بود که کار مانند ونزوئلا ساده پیش خواهد رفت و این تصور غلط از آب در آمد. از این لحاظ «عملیات ویژه» آمریکا در ایران بسیار به عملیات ویژه روسیه در اوکراین شباهت دارد. تفاوت در اینجاست که آمریکا دستکم فعلا توانست با کمتر از بیست کشته خود را از باتلاق خارج سازد، درحالیکه روسیه به دلیل ماهیت جنگطلب، استبدادی و ناسیونالیستی حکومتش هرچه بیشتر در این باتلاق فرو رفت، تا جاییکه امروز صدها هزار کشته و زخمی داده است و بعنوان یک «ابرقدرت» زیرساختهای حیاتیاش را در پایتختش بمباران میکنند و اتفاق خاصی نمیافتد!
تنها مانع آمریکا برای خروج از این باتلاق تنگه هرمز بود. اگر ج.ا تنگه را رها نمیکرد، آمریکا نمیتوانست بیتفاوت بماند؛ چون اولا موضوعی خارج از مرزهای ایران است و دوم اینکه نقض دریانوردی آزاد بدعتی بسیار بد بر جای میگذارد و فردا کشورهای دیگر هم که در مجاورت تنگهها قرار دارند، اقدام مشابه خواهند کرد. یک دولت متوسط مانند ایران نمیتواند چنین بدعتهایی را در سطح جهان بگذارد. محاصره دریایی برای مقابله با این وضعیت بود. محاصره اما نمیتوانست برای مدت طولانی بدون درگیری ادامه یابد و نهایتاً کار به جنگ دوباره میکشید. امروز میتوان گفت که محاصره به هدفش رسید.
پس میتوان گفت که آمریکا و دولت ترامپ فعلا قسر در رفتهاند و البته فعلا یک ناکامی، اگر نه شکست، هم به نامشان ثبت شد. جلوی ضرر را فعلاً گرفتهاند و آن را منفعت میدانند که وقتی با وضعیت روسیه در اوکراین مقایسه کنیم، میبینیم پر بیراه نیست.
اما چرا اینقدر از قید «فعلا» استفاده میکنم؟ چون در ادامه هر سناریویی محتمل است و هیچکس نمیتواند سیر رویدادها را پیشبینی کند. حتی کسانی هم که به دادههای بسیار بیشتری در مقایسه با ما آدمهای عادی دسترسی دارند، نمیتوانند با اطمینان بالا بگویند چه اتفاقی خواهد افتاد.
خود این تفاهمنامه ماهیت «انشاءالله» دارد. در ظاهر امتیازهای زیادی به ایران داده شده و این خیلیها را دچار شگفتی کرده است که چطور ممکن است آمریکا چنین امتیازاتی بدهد؛ اما تنها مورد «نقد» تفاهمنامه همان باز شدن تنگه و رفع محاصره دریایی است. یعنی دو طرف علیالحساب پذیرفتهاند که به ۸ اسفند ۱۴۰۴ باز گردند. تمام امتیازات موعود تنها منوط به حل مسائلی است که در مواردی ۳۰ سال و در مواردی ۴۷ سال است که حل نشدهاند. حالا قرار است در این دو ماه این مسائل حل شوند؟
اگر این اتفاق بیفتد، میتوان گفت که هرچه در این متن تا اینجا نوشتهام به یک معنا خطاست و قضیه نهتنها بسیار فراتر و عمیقتر از یک خروج از باتلاق برای آمریکاست، بلکه میتوان آن را یک پیروزی بزرگ برای آمریکا در نظر گرفت که با کمتر از بیست کشته و چهل روز کارزار عمدتاً هوایی به هدفش (اجرای سناریوی مشابه ونزوئلا در ایران) رسید. بندهای این تفاهمنامه در صورت اجرای کامل به معنای استحاله جمهوری اسلامی است؛ یعنی ما وارد دورهای میشویم که جمهوری خلق چین در ۱۹۷۶ و اتحاد شوروی در ۱۹۹۱ وارد آن شدند. حالا اینکه ویژگی این دوره چیست، خود نیاز به بحثی جدا دارد.
ولی فقط در نظر بگیرید که شرکتهای خصوصی چگونه حاضرند تا سیصد میلیارد دلار در کشوری با نظام مالی مافیایی و منزوی ایران سرمایهگذاری کنند؟ غیر از این است که بسیار چیزها باید در اینجا دچار تغییر اساسی شوند، تا چنین چیزی امکانپذیر شود؟
من احتمال وقوع این سناریو را کم نمیدانم، گرچه برای وقوع آن حاضر نیستم با کسی شرط ببندم. ما شواهدی به نفع تحقق این سناریو داریم. تعدادی تابو در این مدت شکسته شدهاند. در ساختار سیاسی ایران رویدادهای شگفتی در جریان است. اصلاً یک دلیل اینکه میگویم کسی نمیتواند با اطمینان بالا پیشبینی کند، همین است که مسیر آینده تا حد زیادی به توان نیروهای متضاد در درون ایران و منطقه بستگی دارد.
یک احتمال هم میتواند این باشد که جنگ دوباره آغاز شود. ایران و آمریکا هیچیک تمایل به این سناریو ندارند که اگر داشتند این تفاهم به دست نمیآمد. بااینحال، مسئله لبنان و اسرائیل به نفع آغاز دوباره جنگ عمل میکند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #مهرپویا_علا
تا این لحظه میشود گفت دستاورد این تفاهمنامه برای آمریکا خروج از باتلاق بود. واشنگتن اشتباهی کرد و وارد کارزاری شد که آن را «عملیات ویژه» میپنداشت اما خیلی زود خود را وسط جنگ یافت؛ و جنگ هم بدون اعزام نیروی زمینی، ماهها برنامهریزی، آمادهسازی افکار عمومی، یافتن متحد در میان دولتهای مهم، پیشبینی بودجه و هزینههای جانبی ناشی از جنگ و... شدنی نیست. ظاهرا سطح فناوری در جهان به اندازهای نرسیده که یک قدرت جهانی بتواند بدونِ یا با حداقلِ تلفات نتیجه واقعی در جنگ بگیرد. حدی از آمادگی برای هزینه دادن لازم است و در آمریکا دلیلی نمیبینند که بخواهند برای جایی به نام ایران متحمل چنین هزینهای بشوند.
تصور این بود که کار مانند ونزوئلا ساده پیش خواهد رفت و این تصور غلط از آب در آمد. از این لحاظ «عملیات ویژه» آمریکا در ایران بسیار به عملیات ویژه روسیه در اوکراین شباهت دارد. تفاوت در اینجاست که آمریکا دستکم فعلا توانست با کمتر از بیست کشته خود را از باتلاق خارج سازد، درحالیکه روسیه به دلیل ماهیت جنگطلب، استبدادی و ناسیونالیستی حکومتش هرچه بیشتر در این باتلاق فرو رفت، تا جاییکه امروز صدها هزار کشته و زخمی داده است و بعنوان یک «ابرقدرت» زیرساختهای حیاتیاش را در پایتختش بمباران میکنند و اتفاق خاصی نمیافتد!
تنها مانع آمریکا برای خروج از این باتلاق تنگه هرمز بود. اگر ج.ا تنگه را رها نمیکرد، آمریکا نمیتوانست بیتفاوت بماند؛ چون اولا موضوعی خارج از مرزهای ایران است و دوم اینکه نقض دریانوردی آزاد بدعتی بسیار بد بر جای میگذارد و فردا کشورهای دیگر هم که در مجاورت تنگهها قرار دارند، اقدام مشابه خواهند کرد. یک دولت متوسط مانند ایران نمیتواند چنین بدعتهایی را در سطح جهان بگذارد. محاصره دریایی برای مقابله با این وضعیت بود. محاصره اما نمیتوانست برای مدت طولانی بدون درگیری ادامه یابد و نهایتاً کار به جنگ دوباره میکشید. امروز میتوان گفت که محاصره به هدفش رسید.
پس میتوان گفت که آمریکا و دولت ترامپ فعلا قسر در رفتهاند و البته فعلا یک ناکامی، اگر نه شکست، هم به نامشان ثبت شد. جلوی ضرر را فعلاً گرفتهاند و آن را منفعت میدانند که وقتی با وضعیت روسیه در اوکراین مقایسه کنیم، میبینیم پر بیراه نیست.
اما چرا اینقدر از قید «فعلا» استفاده میکنم؟ چون در ادامه هر سناریویی محتمل است و هیچکس نمیتواند سیر رویدادها را پیشبینی کند. حتی کسانی هم که به دادههای بسیار بیشتری در مقایسه با ما آدمهای عادی دسترسی دارند، نمیتوانند با اطمینان بالا بگویند چه اتفاقی خواهد افتاد.
خود این تفاهمنامه ماهیت «انشاءالله» دارد. در ظاهر امتیازهای زیادی به ایران داده شده و این خیلیها را دچار شگفتی کرده است که چطور ممکن است آمریکا چنین امتیازاتی بدهد؛ اما تنها مورد «نقد» تفاهمنامه همان باز شدن تنگه و رفع محاصره دریایی است. یعنی دو طرف علیالحساب پذیرفتهاند که به ۸ اسفند ۱۴۰۴ باز گردند. تمام امتیازات موعود تنها منوط به حل مسائلی است که در مواردی ۳۰ سال و در مواردی ۴۷ سال است که حل نشدهاند. حالا قرار است در این دو ماه این مسائل حل شوند؟
اگر این اتفاق بیفتد، میتوان گفت که هرچه در این متن تا اینجا نوشتهام به یک معنا خطاست و قضیه نهتنها بسیار فراتر و عمیقتر از یک خروج از باتلاق برای آمریکاست، بلکه میتوان آن را یک پیروزی بزرگ برای آمریکا در نظر گرفت که با کمتر از بیست کشته و چهل روز کارزار عمدتاً هوایی به هدفش (اجرای سناریوی مشابه ونزوئلا در ایران) رسید. بندهای این تفاهمنامه در صورت اجرای کامل به معنای استحاله جمهوری اسلامی است؛ یعنی ما وارد دورهای میشویم که جمهوری خلق چین در ۱۹۷۶ و اتحاد شوروی در ۱۹۹۱ وارد آن شدند. حالا اینکه ویژگی این دوره چیست، خود نیاز به بحثی جدا دارد.
ولی فقط در نظر بگیرید که شرکتهای خصوصی چگونه حاضرند تا سیصد میلیارد دلار در کشوری با نظام مالی مافیایی و منزوی ایران سرمایهگذاری کنند؟ غیر از این است که بسیار چیزها باید در اینجا دچار تغییر اساسی شوند، تا چنین چیزی امکانپذیر شود؟
من احتمال وقوع این سناریو را کم نمیدانم، گرچه برای وقوع آن حاضر نیستم با کسی شرط ببندم. ما شواهدی به نفع تحقق این سناریو داریم. تعدادی تابو در این مدت شکسته شدهاند. در ساختار سیاسی ایران رویدادهای شگفتی در جریان است. اصلاً یک دلیل اینکه میگویم کسی نمیتواند با اطمینان بالا پیشبینی کند، همین است که مسیر آینده تا حد زیادی به توان نیروهای متضاد در درون ایران و منطقه بستگی دارد.
یک احتمال هم میتواند این باشد که جنگ دوباره آغاز شود. ایران و آمریکا هیچیک تمایل به این سناریو ندارند که اگر داشتند این تفاهم به دست نمیآمد. بااینحال، مسئله لبنان و اسرائیل به نفع آغاز دوباره جنگ عمل میکند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin