Telegram
نقدآگین
❓چرا مسعود دیروز مجبور به درآوردن کت شد؟
✍️#حامد_پاکطینت
👔 مسعود پزشکیان رئیس جمهور محبوبمان دیروز در مصاحبه تاریخی خود بدلیل گرمای اتاق مجبور به درآوردن کت خود در مقابل چشمان میلیونها نفر شد تا نشان دهد صرفه جویی راهی به مراتب خلاقانه از روشن کردن کولر در چله تابستان و حتی در دفتر بالاترین مقام اجرایی کشور است!
⚡️ حرکتی تکان دهنده بود؛
📉 او حق دارد کتش را درآورد چون ۱۵% از برق تولیدی کشور در مسیر انتقال تلف می شود و چندین هزار مگاوات ظرفیت برق تولیدی اساسا به اتاق ساختمانهای مملکت از جمله اتاق او نمی رسد. برای کشوری که نیروگاههایش عمری بالاتر از ۳۰ سال یعنی ۳ برابر استاندارد جهانی دارد البته این عارضه طبیعی است و باید با آن کنار آمد!
📊 او حق دارد کتش را درآورد چون تقاضای برق در ایران حدود ۸۰ هزار مگاوات و توان تامین برق ۶۵ هزار مگاوات است یعنی بی کت یا با کت چیزی در حدود ۱۵ هزار مگاوات کسری برق داریم که توان تامین آنرا بدلایلی که می دانیم نداریم و تنها ۶۳% از برق تولیدی بدلیل فرسودگی شبکه توزیع بدستمان می رسد.
🚫 او حق دارد کتش را درآورد چون پس از تحریم، ورود سرمایه خارجی به پروژه های نیروگاهی و انرژی کشور متوقف شد و از اجرای پروژه های میلیارد دلاری ناگزیر به اجرای چند پروژه کوچک و ناقابل رضایت دادیم. عمده فناوری نیروگاهی و تجهیزات شبکه برق بدلیل مشغولیات ما در خودکفایی در حوزه هایی دیگر نیازمند واردات بوده و عملا زیرساخت کشور تعطیل است؛
🛢 او حق دارد کتش را درآورد چون پس از تحریم های نفتی صادرات ۲.۵ میلیون بشکه ای نفت ما به کمتر از ۱ میلیون رسید و حتی زمانی که نرسید پولهای حاصل از فروش آن به کشور نرسید تا اگر سرمایه گذار خصوصی هم در کشور پیدا نشد، دولت نیز از انجام این کار ناتوان باشد؛
🔥 طی فقط ۴ سال گذشته ۸۶ میلیارد دلار معادل یک چهارم تولید ناخالص ملی کشور یارانه انرژی داده شد تا رکورد کره زمین شکسته شود و اینک راهی جز کندن کت نمانده است. هر کشور دیگری هم روی این کره خاکی نیمی از بودجه اش را با یارانه هایی که بیشترین مصرف کننده هایش خواص هستند آتش می زد به همین سرنوشت دچار می شد؛
💸 او حق دارد کتش را درآورد چون در مقابل ۱۵ میلیارد دلار قاچاق شیرین سوخت ارزان به خارج از مرزهای ایران چاره دیگری ندارد؛
₿ 🪖اگر شما مطلع باشید سالانه ۳ هزار مگاوات برق معادل مصرف یک استان بزرگ یا ۱۰% از کل مصرف کشور بابت استخراج رمز ارز توسط دوستان گرامی [برادران قاچاقچی] مصرف میشود و از این بابت کار زیادی از شما بر نمی آید شاید شما هم ترجیح می دادید تنها کت خود را درآورید!
🏗 از سال ۱۳۹۰ تا امروز میانگین سرمایه گذاری سالانه در بخش نیروگاهی کمتر از ۲ میلیارد دلار بوده درحالیکه به حداقل ۷ میلیارد دلار سرمایه گذاری سالانه نیاز داشتیم؛ بیش از ۳۰ پروژه نیروگاهی و انتقال برق بدلیل وضعیت وخیم مالی روی زمین مانده، رمقی برای انرژی تجدید پذیر هم آنچنان نمانده و حالا رسیدهایم به دو روز خاموشی در شهرکهای صنعتی!
🚨 با این وضعیت، تا پایان همین دولت به ۲۰ هزار مگاوات کسری برق و خاموشی های اجباری ۶ ساعته خواهیم رسید، برای جبران این وخامت، استفاده از مازوت و گازوئیل در نیروگاهها ناگزیر است و بحران هوای آلوده نیز گسترده. نیروگاهها، فرسوده تر و شبکه برق با بار اضافی عاقبتی جز فروپاشی ندارند و چاره ای نخواهیم داشت جز آنکه مانند برخی کشورهای آفریقایی سهمیه بندی دائمی برق را دستور کار قرار دهیم؛
🤷♀️ درآوردن کت و دیگر البسه اضافه را اگر به تمام ۹۰ میلیون نفر جمعیت کشور آموزش دهیم باید چیزی در حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ مگاوات از برق مصرفی ۱۰ هزار مگاواتی کولرها را صرفه جویی نماید که سر جمع معادل ۱% برق این مملکت است!
😔 واقع بین اما اگر باشیم راهی هم جز درآوردن کت باقی نمانده است!
@Iran_economy_online
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️#حامد_پاکطینت
👔 مسعود پزشکیان رئیس جمهور محبوبمان دیروز در مصاحبه تاریخی خود بدلیل گرمای اتاق مجبور به درآوردن کت خود در مقابل چشمان میلیونها نفر شد تا نشان دهد صرفه جویی راهی به مراتب خلاقانه از روشن کردن کولر در چله تابستان و حتی در دفتر بالاترین مقام اجرایی کشور است!
⚡️ حرکتی تکان دهنده بود؛
📉 او حق دارد کتش را درآورد چون ۱۵% از برق تولیدی کشور در مسیر انتقال تلف می شود و چندین هزار مگاوات ظرفیت برق تولیدی اساسا به اتاق ساختمانهای مملکت از جمله اتاق او نمی رسد. برای کشوری که نیروگاههایش عمری بالاتر از ۳۰ سال یعنی ۳ برابر استاندارد جهانی دارد البته این عارضه طبیعی است و باید با آن کنار آمد!
📊 او حق دارد کتش را درآورد چون تقاضای برق در ایران حدود ۸۰ هزار مگاوات و توان تامین برق ۶۵ هزار مگاوات است یعنی بی کت یا با کت چیزی در حدود ۱۵ هزار مگاوات کسری برق داریم که توان تامین آنرا بدلایلی که می دانیم نداریم و تنها ۶۳% از برق تولیدی بدلیل فرسودگی شبکه توزیع بدستمان می رسد.
🚫 او حق دارد کتش را درآورد چون پس از تحریم، ورود سرمایه خارجی به پروژه های نیروگاهی و انرژی کشور متوقف شد و از اجرای پروژه های میلیارد دلاری ناگزیر به اجرای چند پروژه کوچک و ناقابل رضایت دادیم. عمده فناوری نیروگاهی و تجهیزات شبکه برق بدلیل مشغولیات ما در خودکفایی در حوزه هایی دیگر نیازمند واردات بوده و عملا زیرساخت کشور تعطیل است؛
🛢 او حق دارد کتش را درآورد چون پس از تحریم های نفتی صادرات ۲.۵ میلیون بشکه ای نفت ما به کمتر از ۱ میلیون رسید و حتی زمانی که نرسید پولهای حاصل از فروش آن به کشور نرسید تا اگر سرمایه گذار خصوصی هم در کشور پیدا نشد، دولت نیز از انجام این کار ناتوان باشد؛
🔥 طی فقط ۴ سال گذشته ۸۶ میلیارد دلار معادل یک چهارم تولید ناخالص ملی کشور یارانه انرژی داده شد تا رکورد کره زمین شکسته شود و اینک راهی جز کندن کت نمانده است. هر کشور دیگری هم روی این کره خاکی نیمی از بودجه اش را با یارانه هایی که بیشترین مصرف کننده هایش خواص هستند آتش می زد به همین سرنوشت دچار می شد؛
💸 او حق دارد کتش را درآورد چون در مقابل ۱۵ میلیارد دلار قاچاق شیرین سوخت ارزان به خارج از مرزهای ایران چاره دیگری ندارد؛
₿ 🪖اگر شما مطلع باشید سالانه ۳ هزار مگاوات برق معادل مصرف یک استان بزرگ یا ۱۰% از کل مصرف کشور بابت استخراج رمز ارز توسط دوستان گرامی [برادران قاچاقچی] مصرف میشود و از این بابت کار زیادی از شما بر نمی آید شاید شما هم ترجیح می دادید تنها کت خود را درآورید!
🏗 از سال ۱۳۹۰ تا امروز میانگین سرمایه گذاری سالانه در بخش نیروگاهی کمتر از ۲ میلیارد دلار بوده درحالیکه به حداقل ۷ میلیارد دلار سرمایه گذاری سالانه نیاز داشتیم؛ بیش از ۳۰ پروژه نیروگاهی و انتقال برق بدلیل وضعیت وخیم مالی روی زمین مانده، رمقی برای انرژی تجدید پذیر هم آنچنان نمانده و حالا رسیدهایم به دو روز خاموشی در شهرکهای صنعتی!
🚨 با این وضعیت، تا پایان همین دولت به ۲۰ هزار مگاوات کسری برق و خاموشی های اجباری ۶ ساعته خواهیم رسید، برای جبران این وخامت، استفاده از مازوت و گازوئیل در نیروگاهها ناگزیر است و بحران هوای آلوده نیز گسترده. نیروگاهها، فرسوده تر و شبکه برق با بار اضافی عاقبتی جز فروپاشی ندارند و چاره ای نخواهیم داشت جز آنکه مانند برخی کشورهای آفریقایی سهمیه بندی دائمی برق را دستور کار قرار دهیم؛
🤷♀️ درآوردن کت و دیگر البسه اضافه را اگر به تمام ۹۰ میلیون نفر جمعیت کشور آموزش دهیم باید چیزی در حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ مگاوات از برق مصرفی ۱۰ هزار مگاواتی کولرها را صرفه جویی نماید که سر جمع معادل ۱% برق این مملکت است!
😔 واقع بین اما اگر باشیم راهی هم جز درآوردن کت باقی نمانده است!
@Iran_economy_online
.
#اقتصاد #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 توحشِ بیپردۀ آخوندها و آیینِ رحمت
🔻محمدباقر خرازی (منسوب به خانوادۀ یکی از فرزندان علی خامنهای که بنا بر ادعا، با مجتبی خامنهای هم ارتباط فامیلی و ۴۰ سال رفاقت دارد):
🔻احمد زیدآبادی:
پ.ن: طبق قانون همین حکومت، این فرد چند اتهام از جمله اقدام علیه امنیت ملی، توهین به نظام، تشویش اذهان عمومی، دعوت به کشیدن سلاح به قصد جان، افساد فی الارض برای ضربه زدن به امنیت کشور، بغی و قیام مسلحانه در برابر ج.ا، توهین به مقامات رو در پروندهاش میشه نوشت. با این حال چون خودی هست، تشویقش هم میکنن در حالی که هزاران نفر در سالیان گذشته برای گفتههایی کمتر از این به زندان و پای چوبه دار رفتند!
@FarazTed
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻محمدباقر خرازی (منسوب به خانوادۀ یکی از فرزندان علی خامنهای که بنا بر ادعا، با مجتبی خامنهای هم ارتباط فامیلی و ۴۰ سال رفاقت دارد):
فتوا میدم بی حجابارو بکشید، لشکرکشی کنید و برهنهها رو به قتل برسونید اگه دولت اومد اونارم بزنید و تسخیر کنید، این دولت شیطانیه و مزدور آمریکاست
اسلام همینه، باید ضربه بزنیم (بکشیم) و ضربه بخوریم
🔻احمد زیدآبادی:
جابجایی دبیر شورای عالی امنیت ملی به همان صورتی اتفاق افتاد که خرازی از آن خبر داده بود. انگار این فرد خیلی هم از اوضاع کشور بیخبر نیست. در واقع این ماییم که بیخبریم و در عوض او را به بیخبری متهم کردیم!
پ.ن: طبق قانون همین حکومت، این فرد چند اتهام از جمله اقدام علیه امنیت ملی، توهین به نظام، تشویش اذهان عمومی، دعوت به کشیدن سلاح به قصد جان، افساد فی الارض برای ضربه زدن به امنیت کشور، بغی و قیام مسلحانه در برابر ج.ا، توهین به مقامات رو در پروندهاش میشه نوشت. با این حال چون خودی هست، تشویقش هم میکنن در حالی که هزاران نفر در سالیان گذشته برای گفتههایی کمتر از این به زندان و پای چوبه دار رفتند!
@FarazTed
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 توحشِ بیپردۀ آخوندها و آیینِ رحمت
🔻محمدباقر خرازی (منسوب به خانوادۀ یکی از فرزندان علی خامنهای که بنا بر ادعا، با مجتبی خامنهای هم ارتباط فامیلی و ۴۰ سال رفاقت دارد):
فتوا میدم بی حجابارو بکشید، لشکرکشی کنید و برهنهها رو به قتل برسونید اگه دولت اومد اونارم بزنید و تسخیر کنید، این دولت شیطانیه و مزدور آمریکاست
اسلام همینه، باید ضربه بزنیم (بکشیم) و ضربه بخوریم
🔻محمدباقر خرازی (منسوب به خانوادۀ یکی از فرزندان علی خامنهای که بنا بر ادعا، با مجتبی خامنهای هم ارتباط فامیلی و ۴۰ سال رفاقت دارد):
فتوا میدم بی حجابارو بکشید، لشکرکشی کنید و برهنهها رو به قتل برسونید اگه دولت اومد اونارم بزنید و تسخیر کنید، این دولت شیطانیه و مزدور آمریکاست
اسلام همینه، باید ضربه بزنیم (بکشیم) و ضربه بخوریم
Telegram
نقدآگین
📺 توحشِ بیپردۀ آخوندها و آیینِ رحمت
🔻محمدباقر خرازی (منسوب به خانوادۀ یکی از فرزندان علی خامنهای که بنا بر ادعا، با مجتبی خامنهای هم ارتباط فامیلی و ۴۰ سال رفاقت دارد):
فتوا میدم بی حجابارو بکشید، لشکرکشی کنید و برهنهها رو به قتل برسونید اگه دولت اومد…
🔻محمدباقر خرازی (منسوب به خانوادۀ یکی از فرزندان علی خامنهای که بنا بر ادعا، با مجتبی خامنهای هم ارتباط فامیلی و ۴۰ سال رفاقت دارد):
فتوا میدم بی حجابارو بکشید، لشکرکشی کنید و برهنهها رو به قتل برسونید اگه دولت اومد…
❓آیا نظیر این سخنان رو در اسرائیل، مقامات مذهبی یهودی گفتن و عمل کردن از بدو تشکیل دولتشون؟
🤖 چت GPT
در مورد شهروندان خود اسرائیل (مثلا زنانی که حجاب ندارند، در سواحل بیکینی میپوشند، یا الکل مصرف میکنند)، پاسخ کوتاه:
خیر، نمونه شناختهشده و مستندی وجود ندارد که یک خاخام بانفوذ از بدو تشکیل اسرائیل تاکنون بطور علنی فتوا یا دستور عمومی برای کشتن، کتک زدن یا حمله به چنین افرادی صادر کرده باشد.
البته چند نکته مهم وجود دارد:
برخی خاخامهای ارتدوکس یا حریدی پوشش غیرمذهبی، بیحجابی، یا سبک زندگی سکولار را گناه یا خلاف شریعت یهود میدانند و گاه با ادبیات بس تند از آن انتقاد کردهاند.
در برخی محلههای فوقارتدوکس، مواردی از آزار، پرتاب سنگ، توهین، یا فشار اجتماعی علیه زنانی که از نظر آنان «نامناسب» لباس پوشیدهاند گزارش شده است. این اقدامات معمولاً توسط افراد یا گروههای افراطی انجام شده و از سوی پلیس و دستگاه قضایی اسرائیل جرم تلقی میشود.
اما میان این رفتارها و صدور یک حکم عمومی مانند «آنها را بکشید» یا «لشکرکشی کنید و بکشید» تفاوت مهمی وجود دارد. چنین فتوایی از سوی یک خاخام شناختهشده درباره زنان سکولار اسرائیلی سابقه مشهور و مستندی ندارد.
به همین ترتیب، درباره مصرف الکل نیز، هرچند برخی جریانهای مذهبی آن را نکوهش میکنند، اما الکل در اسرائیل قانونی است و دعوت علنی به خشونت علیه مصرفکنندگان آن از سوی رهبران مذهبی جریان اصلی سابقه شناختهشدهای ندارد.
اگر منظورتان مقایسه تاریخی است، میتوان گفت در اسرائیل نیز مانند بسیاری از جوامع، افراد و گروههای مذهبی یا سیاسی افراطی وجود داشتهاند که اظهارات خشونتآمیز یا تحریکآمیز مطرح کردهاند؛ اما در مورد شهروندان خود اسرائیل به دلیل نوع پوشش یا سبک زندگی سکولار، نمونهای همتراز با عبارتهایی مانند «بکشید» یا «لشکرکشی کنید» از سوی یک خاخام بانفوذ، در منابع تاریخی معتبر شناختهشده نیست.
گروههای افراطی یهودی نیز در تاریخ اسرائیل وجود داشتهاند و برخی اعضای آنها مرتکب اعمال خشونتآمیز یا تروریستی شدهاند.
اما فراخوان صریح برای کشتن شهروندان اسرائیلی صرفاً به خاطر بیحجابی یا عدم رعایت احکام دینی، در فضای عمومی و رسمی اسرائیل سابقه شناختهشدهای ندارد.
❓چرا چنین چیزی در اسرائیل رخ نمیده ولی در ایران نظیرش کم نیست؟
جایگاه روحانیت در ساختار حکومت
در ایران، روحانیت شیعه بخشی از ساختار رسمی قدرت است؛ نهادهایی مانند رهبری، شورای نگهبان، خبرگان و بخشهایی از قوه قضائیه پیوند مستقیم با روحانیت دارند. بنابراین سخنان برخی روحانیان بانفوذ میتواند هزینه حقوقی یا سیاسی کمتری داشته باشد، هرچند این موضوع بسته به جایگاه و شرایط متفاوت است.
در اسرائیل، خاخامها نفوذ سیاسی دارند، اما مرجع نهایی حکومت نیستند. نخستوزیر، دولت و دادگاهها از نظر حقوقی تابع شریعت یهود نیستند و قانون مدنی مبنای اصلی حکومت است.
ماهیت نظام حقوقی
اسرائیل یک نظام حقوقی سکولار با عناصر دینی در حوزههایی مانند احوال شخصیه دارد. اگرچه درباره استقلال دستگاه قضایی در سالهای اخیر اختلافات سیاسی وجود داشته، دادگاهها همچنان میتوانند علیه سیاستمداران یا روحانیان نیز اقدام کنند.
در ایران، استقلال قوه قضائیه از نهاد رهبری محدودتر ارزیابی میشود و منتقدان معتقدند در پروندههای سیاسی، ملاحظات حکومتی نقش پررنگی دارد.
رابطه دین و قانون
در ایران، قوانین کیفری و مدنی در بخشهایی مستقیماً بر پایه تفسیر رسمی فقه شیعه تنظیم شدهاند.
در اسرائیل، حتی خاخامی که از منظر دینی رفتاری را گناه بداند، نمیتواند آن را بهطور خودکار به جرم کیفری تبدیل کند؛ پوشش، شنا در ساحل یا نوشیدن الکل برای شهروندان اسرائیلی اصولاً جرم نیست.
فرهنگ سیاسی و اجتماعی
جامعه اسرائیل بسیار متکثر است: سکولار، سنتی، مذهبی، مسلمان، مسیحی، دروزی و دیگر گروهها. بخش بزرگی از جامعه با دخالت روحانیت در سبک زندگی مخالف است و این نیز مانعی در برابر تبدیل دیدگاههای افراطی به سیاست عمومی است.
اسرائیل نیز با افراطگرایی مذهبی و ملیگرایانه، اظهارات تحریکآمیز برخی روحانیان، و انتقادهایی درباره اجرای نابرابر قانون مواجه بوده است. همچنین برخی سازمانهای حقوق بشری معتقدند برخورد با تحریک به نفرت یا خشونت در همه موارد یکسان و کافی نبوده است. بنابراین، تفاوت اصلی این نیست که در یک کشور هیچ سخن افراطی وجود ندارد و در دیگری وجود دارد؛ بلکه این است که جایگاه حقوقی و سیاسی روحانیت، حدود اختیارات آن، و سازوکارهای پاسخگویی و کنترل قدرت در دو نظام تفاوت اساسی دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
فتوا میدم بی حجابارو بکشید، لشکرکشی کنید و برهنهها رو به قتل برسونید اگه دولت اومد اونارم بزنید و تسخیر کنید، این دولت شیطانیه و مزدور آمریکاست
اسلام همینه، باید ضربه بزنیم (بکشیم) و ضربه بخوریم
🤖 چت GPT
در مورد شهروندان خود اسرائیل (مثلا زنانی که حجاب ندارند، در سواحل بیکینی میپوشند، یا الکل مصرف میکنند)، پاسخ کوتاه:
خیر، نمونه شناختهشده و مستندی وجود ندارد که یک خاخام بانفوذ از بدو تشکیل اسرائیل تاکنون بطور علنی فتوا یا دستور عمومی برای کشتن، کتک زدن یا حمله به چنین افرادی صادر کرده باشد.
البته چند نکته مهم وجود دارد:
برخی خاخامهای ارتدوکس یا حریدی پوشش غیرمذهبی، بیحجابی، یا سبک زندگی سکولار را گناه یا خلاف شریعت یهود میدانند و گاه با ادبیات بس تند از آن انتقاد کردهاند.
در برخی محلههای فوقارتدوکس، مواردی از آزار، پرتاب سنگ، توهین، یا فشار اجتماعی علیه زنانی که از نظر آنان «نامناسب» لباس پوشیدهاند گزارش شده است. این اقدامات معمولاً توسط افراد یا گروههای افراطی انجام شده و از سوی پلیس و دستگاه قضایی اسرائیل جرم تلقی میشود.
اما میان این رفتارها و صدور یک حکم عمومی مانند «آنها را بکشید» یا «لشکرکشی کنید و بکشید» تفاوت مهمی وجود دارد. چنین فتوایی از سوی یک خاخام شناختهشده درباره زنان سکولار اسرائیلی سابقه مشهور و مستندی ندارد.
به همین ترتیب، درباره مصرف الکل نیز، هرچند برخی جریانهای مذهبی آن را نکوهش میکنند، اما الکل در اسرائیل قانونی است و دعوت علنی به خشونت علیه مصرفکنندگان آن از سوی رهبران مذهبی جریان اصلی سابقه شناختهشدهای ندارد.
اگر منظورتان مقایسه تاریخی است، میتوان گفت در اسرائیل نیز مانند بسیاری از جوامع، افراد و گروههای مذهبی یا سیاسی افراطی وجود داشتهاند که اظهارات خشونتآمیز یا تحریکآمیز مطرح کردهاند؛ اما در مورد شهروندان خود اسرائیل به دلیل نوع پوشش یا سبک زندگی سکولار، نمونهای همتراز با عبارتهایی مانند «بکشید» یا «لشکرکشی کنید» از سوی یک خاخام بانفوذ، در منابع تاریخی معتبر شناختهشده نیست.
گروههای افراطی یهودی نیز در تاریخ اسرائیل وجود داشتهاند و برخی اعضای آنها مرتکب اعمال خشونتآمیز یا تروریستی شدهاند.
اما فراخوان صریح برای کشتن شهروندان اسرائیلی صرفاً به خاطر بیحجابی یا عدم رعایت احکام دینی، در فضای عمومی و رسمی اسرائیل سابقه شناختهشدهای ندارد.
❓چرا چنین چیزی در اسرائیل رخ نمیده ولی در ایران نظیرش کم نیست؟
جایگاه روحانیت در ساختار حکومت
در ایران، روحانیت شیعه بخشی از ساختار رسمی قدرت است؛ نهادهایی مانند رهبری، شورای نگهبان، خبرگان و بخشهایی از قوه قضائیه پیوند مستقیم با روحانیت دارند. بنابراین سخنان برخی روحانیان بانفوذ میتواند هزینه حقوقی یا سیاسی کمتری داشته باشد، هرچند این موضوع بسته به جایگاه و شرایط متفاوت است.
در اسرائیل، خاخامها نفوذ سیاسی دارند، اما مرجع نهایی حکومت نیستند. نخستوزیر، دولت و دادگاهها از نظر حقوقی تابع شریعت یهود نیستند و قانون مدنی مبنای اصلی حکومت است.
ماهیت نظام حقوقی
اسرائیل یک نظام حقوقی سکولار با عناصر دینی در حوزههایی مانند احوال شخصیه دارد. اگرچه درباره استقلال دستگاه قضایی در سالهای اخیر اختلافات سیاسی وجود داشته، دادگاهها همچنان میتوانند علیه سیاستمداران یا روحانیان نیز اقدام کنند.
در ایران، استقلال قوه قضائیه از نهاد رهبری محدودتر ارزیابی میشود و منتقدان معتقدند در پروندههای سیاسی، ملاحظات حکومتی نقش پررنگی دارد.
رابطه دین و قانون
در ایران، قوانین کیفری و مدنی در بخشهایی مستقیماً بر پایه تفسیر رسمی فقه شیعه تنظیم شدهاند.
در اسرائیل، حتی خاخامی که از منظر دینی رفتاری را گناه بداند، نمیتواند آن را بهطور خودکار به جرم کیفری تبدیل کند؛ پوشش، شنا در ساحل یا نوشیدن الکل برای شهروندان اسرائیلی اصولاً جرم نیست.
فرهنگ سیاسی و اجتماعی
جامعه اسرائیل بسیار متکثر است: سکولار، سنتی، مذهبی، مسلمان، مسیحی، دروزی و دیگر گروهها. بخش بزرگی از جامعه با دخالت روحانیت در سبک زندگی مخالف است و این نیز مانعی در برابر تبدیل دیدگاههای افراطی به سیاست عمومی است.
اسرائیل نیز با افراطگرایی مذهبی و ملیگرایانه، اظهارات تحریکآمیز برخی روحانیان، و انتقادهایی درباره اجرای نابرابر قانون مواجه بوده است. همچنین برخی سازمانهای حقوق بشری معتقدند برخورد با تحریک به نفرت یا خشونت در همه موارد یکسان و کافی نبوده است. بنابراین، تفاوت اصلی این نیست که در یک کشور هیچ سخن افراطی وجود ندارد و در دیگری وجود دارد؛ بلکه این است که جایگاه حقوقی و سیاسی روحانیت، حدود اختیارات آن، و سازوکارهای پاسخگویی و کنترل قدرت در دو نظام تفاوت اساسی دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
The Psychology Behind Defending Hell
How can good, compassionate people defend something like eternal su...
🎬 روانشناسیِ «دفاع از جهنم»
👤 معرفی راوی: دکتر #تاد_فیلیپس، پژوهشگر کتاب مقدس و کشیش سابق کلیساهای بزرگ در ایالات متحده، پس از ۲۰ سال موعظه و دفاع از مسیحیت، طی یک فرآیند تدریجی و بر اثر انباشت تدریجی پرسشهای بیپاسخ، به یک آتئیست آگنوستیک تبدیل شده است. او خروج خود از باور دینی را نه یک تصمیم آنی، بلکه حاصل وزنه انباشتهشده دلایل معرفتی میداند. دربارۀ نظرات او بهشکل مشروح در اینجا پرداختهایم.
📌 ۱. پرسش محوری و مسئله اصلی ویدیو
دکتر تاد فیلیپس در این ویدیو به یکی از کلیدیترین و چالشبرانگیزترین پرسشها در حوزه روانشناسی دین و فرآیند گذار از باورها میپردازد:
📌 ۲. تجربه شخصی راوی به عنوان کشیش سابق
او با استناد به ۲۰ سال تجربه موعظه در کلیساهای بزرگ ایالات متحده توضیح میدهد که ایدهی جهنم حتی زمانی که خودش یک باورمند متعصب بود، هرگز حس راحتی و آرامش به او نمیداد. او تأکید میکند که رنج ابدی انسانها همواره ذهن او را میآزرده است، اما ساختار فکری دینی مانع از تحلیل آزادانه این حس میشده است.
📌 ۳. ساختار جزماندیشانه و پیشفرضهای ذهن
در سیستمهای عقیدتی سنتی، یک تعریف خدشهناپذیر وجود دارد:
وقتی این تعریف به عنوان یک اصل موضوعه در ذهن ثبت میشود، تمام رفتارهای نسبت دادهشده به خدا (از جمله آفرینش جهنم و مجازات ابدی) به صورت خودکار «خوب و عادلانه» خروجی داده میشوند.
در این حالت، کارکرد مغز از «بررسی بیطرفانه واقعیت» به «حفاظت و دفاع از نتیجهگیریِ ازپیشتعیینشده» تغییر مییابد.
📌 ۴. مکانیسم روانشناختی «کاهش همدلی»
اصلیترین دستاورد ویدیو، معرفی و تبیین این پدیده روانشناختی است:
کاهش همدلی زمانی رخ میدهد که یک سیستم فکری پدیدهای دردناک را «ضروری»، «عادلانه» یا «الهی» تعریف کند. در این وضعیت، مغز برای جلوگیری از «تناقض درونی» (Cognitive Dissonance)، به صورت خودکار بار عاطفی و حس همدردی نسبت به قربانیان آن پدیده را سرکوب یا تضعیف میکند.
این رفتار ناشی از بیرحمی، شقاوت یا خباثت ذات فرد نیست؛ بلکه یک واکنشی کاملاً ناخودآگاه برای حفظ یکپارچگی منظومه فکری و روانی خود فرد است.
در واقع، ذهن فرد باورمند، مفهوم عذاب ابدی را از کانال احساسات و اخلاق انسانی عبور نمیدهد، بلکه آن را از طریق فیلتر جزماندیشی به عنوان یک ضرورت عادلانه بایگانی میکند.
📌 ۵. کاربرد عملی در فرآیند نقد و گذار از باورها
این تحلیل برای کسانی که در حال بازسازی فکری یا خروج از باورهای سنتی هستند چند سود مهم دارد:
رمزگشایی از رفتار باورمندان: مشخص میکند چرا گفتگو درباره غیراخلاقی بودن جهنم معمولاً به نتیجه نمیرسد، زیرا طرف مقابل اصلاً حس درد و ناعادلانه بودن آن را درک نمیکند.
کاهش خشم و سرخوردگی: خشمِ ناشی از مواجهه با دفاعِ افراد مهربان خانواده یا دوستان از عذاب ابدی را کاهش میدهد و روشن میسازد که آنها تحت تأثیر یک مکانیسم دفاعی روانی هستند.
تفکیک مفهوم از فرد: حساب ساختار فکری سرکوبگر را از شخصیت و نیت اولیه انسانها جدا میکند.
📌 ۶. پیام نهایی
فهم مکانیسم «کاهش همدلی» به ما اجازه میدهد در عین حال که عقیده عذاب ابدی را غیرانسانی و غیراخلاقی میدانیم، علل روانشناختی عدم درک آن توسط باورمندان را ریشهیابی کرده و با آرامش و آگاهی بیشتری وارد گفتگوهای انتقادی شویم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
👤 معرفی راوی: دکتر #تاد_فیلیپس، پژوهشگر کتاب مقدس و کشیش سابق کلیساهای بزرگ در ایالات متحده، پس از ۲۰ سال موعظه و دفاع از مسیحیت، طی یک فرآیند تدریجی و بر اثر انباشت تدریجی پرسشهای بیپاسخ، به یک آتئیست آگنوستیک تبدیل شده است. او خروج خود از باور دینی را نه یک تصمیم آنی، بلکه حاصل وزنه انباشتهشده دلایل معرفتی میداند. دربارۀ نظرات او بهشکل مشروح در اینجا پرداختهایم.
📌 ۱. پرسش محوری و مسئله اصلی ویدیو
دکتر تاد فیلیپس در این ویدیو به یکی از کلیدیترین و چالشبرانگیزترین پرسشها در حوزه روانشناسی دین و فرآیند گذار از باورها میپردازد:
چگونه انسانهایی که در زندگی روزمره بسیار مهربان، باوجدان، دلسوز و اخلاقمدار هستند، میتوانند از فجیعترین ایده ممکن یعنی «رنج و عذاب بینهایت و ابدی انسانها در جهنم» دفاع کنند و آن را عادلانه بدانند؟
📌 ۲. تجربه شخصی راوی به عنوان کشیش سابق
او با استناد به ۲۰ سال تجربه موعظه در کلیساهای بزرگ ایالات متحده توضیح میدهد که ایدهی جهنم حتی زمانی که خودش یک باورمند متعصب بود، هرگز حس راحتی و آرامش به او نمیداد. او تأکید میکند که رنج ابدی انسانها همواره ذهن او را میآزرده است، اما ساختار فکری دینی مانع از تحلیل آزادانه این حس میشده است.
📌 ۳. ساختار جزماندیشانه و پیشفرضهای ذهن
در سیستمهای عقیدتی سنتی، یک تعریف خدشهناپذیر وجود دارد:
«خداوند عین محبت، خیر مطلق و عدالت کامل است».
وقتی این تعریف به عنوان یک اصل موضوعه در ذهن ثبت میشود، تمام رفتارهای نسبت دادهشده به خدا (از جمله آفرینش جهنم و مجازات ابدی) به صورت خودکار «خوب و عادلانه» خروجی داده میشوند.
در این حالت، کارکرد مغز از «بررسی بیطرفانه واقعیت» به «حفاظت و دفاع از نتیجهگیریِ ازپیشتعیینشده» تغییر مییابد.
📌 ۴. مکانیسم روانشناختی «کاهش همدلی»
اصلیترین دستاورد ویدیو، معرفی و تبیین این پدیده روانشناختی است:
کاهش همدلی زمانی رخ میدهد که یک سیستم فکری پدیدهای دردناک را «ضروری»، «عادلانه» یا «الهی» تعریف کند. در این وضعیت، مغز برای جلوگیری از «تناقض درونی» (Cognitive Dissonance)، به صورت خودکار بار عاطفی و حس همدردی نسبت به قربانیان آن پدیده را سرکوب یا تضعیف میکند.
این رفتار ناشی از بیرحمی، شقاوت یا خباثت ذات فرد نیست؛ بلکه یک واکنشی کاملاً ناخودآگاه برای حفظ یکپارچگی منظومه فکری و روانی خود فرد است.
در واقع، ذهن فرد باورمند، مفهوم عذاب ابدی را از کانال احساسات و اخلاق انسانی عبور نمیدهد، بلکه آن را از طریق فیلتر جزماندیشی به عنوان یک ضرورت عادلانه بایگانی میکند.
📌 ۵. کاربرد عملی در فرآیند نقد و گذار از باورها
این تحلیل برای کسانی که در حال بازسازی فکری یا خروج از باورهای سنتی هستند چند سود مهم دارد:
رمزگشایی از رفتار باورمندان: مشخص میکند چرا گفتگو درباره غیراخلاقی بودن جهنم معمولاً به نتیجه نمیرسد، زیرا طرف مقابل اصلاً حس درد و ناعادلانه بودن آن را درک نمیکند.
کاهش خشم و سرخوردگی: خشمِ ناشی از مواجهه با دفاعِ افراد مهربان خانواده یا دوستان از عذاب ابدی را کاهش میدهد و روشن میسازد که آنها تحت تأثیر یک مکانیسم دفاعی روانی هستند.
تفکیک مفهوم از فرد: حساب ساختار فکری سرکوبگر را از شخصیت و نیت اولیه انسانها جدا میکند.
📌 ۶. پیام نهایی
فهم مکانیسم «کاهش همدلی» به ما اجازه میدهد در عین حال که عقیده عذاب ابدی را غیرانسانی و غیراخلاقی میدانیم، علل روانشناختی عدم درک آن توسط باورمندان را ریشهیابی کرده و با آرامش و آگاهی بیشتری وارد گفتگوهای انتقادی شویم.
🔻دکتر تاد فیلیپس
📺 چرا پس از ۲۰ سال کشیشی، مسیحیت را ترک کردم؟
📺 جهنم چگونه توسط کلیسا اختراع شد؟
🫂🔥از «آغوشِ پدر» تا «شکنجهگاهِ ارباب»
— تبارشناسی دوزخ در انتقال از الهیاتِ «خانه» به «مُلک»
👁 اعترافگیری اختراعی مسیحی بود؟
📻 از زباله تا زوال (جهنم اسلامی فومن)
📺 خلق افسانۀ جهنم توسط یهودیان
📻 تأملاتی پیرامون شکنجه ابدی در قرآن
📻خدای مخوف کودکخوار یهودیان در درۀ جیهینوم/جهنم
📺 دوزخ دانته (یک - دو)
📕بهشت و جهنم ادیان
📕 محمد و علی در قعر جهنم دانته
📕از جهنم اسلامیِ فومن تا روشنایی بهشتیِ آلیانز
📕هنر بینظیر کلیسا یا جهنم سیمانی و بیتخیل فومن؟
.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
The Sistine Chapel Explained (Full 3D Virtual Tour)
The Papal chapel where the Conclave takes place is one of the most important artistic spaces in the world. Understand the Sistine Chapel's architectural character and all the hidden meanings behind its frescoes, including Michelangelo's ceiling and Last Judgment.…
📺 کلیسای سیستین: توضیحات (تور مجازی کامل سه بعدی)
🔸کلیسای پاپ که جلسات انتخاب پاپ در آن برگزار میشود، یکی از مهمترین فضاهای هنری در جهان است. با این توضیحات، با ویژگیهای معماری کلیسای سیستین و تمام معانی پنهان پشت نقاشیهای دیواری آن، از جمله سقف میکل آنژ و "آخرین داوری"، آشنا شوید. در این سفر مجازی، همراه من باشید تا فضای داخلی این کلیسا را با جزئیات بیشتری نسبت به همیشه بررسی کنیم.
🔸برای تماشای نسخه کامل، اینجا کلیک کنید: https://youtu.be/GFD2rKgbfP0
🏛 معرفی و ساختار معماری کلیسای سیستین
کلیسای سیستین در سال ۱۴۸۳ به دستور پاپ سیکستوس چهارم و توسط معمار جوئانینو د دُلی ساخته شد. این بنا در ابتدا با ظاهری دژمانند طراحی شد تا در صورت حمله به واتیکان، نقش دفاعی داشته باشد؛ بهطوریکه بالای سقف آن اتاقهایی برای استقرار سربازان تعبیه شده بود. معماری داخلی کلیسا بهگونهای بود که حداکثر فضای صاف برای نقاشی دیواری (فرسکو) فراهم شود و عناصر برجسته معماری به حداقل برسند.
🎨 دیوارهای جانبی و چرخه موازی موسی و مسیح
دیوارهای جنوبی و شمالی کلیسا به سه بخش افقی تقسیم شدهاند و داستانهای متوازی از عهد عتیق و عهد جدید را روایت میکنند:
این نقاشیها توسط برجستهترین هنرمندان رنسانس سده ۱۵ میلادی از جمله ساندرو بوتیچلی، پیترو پروجینو، دومنیکو گرلاندایو، کوزیمو روسلی و لوکا سینیورلی خلق شدهاند. تقابل این صحنهها (مانند ختنه فرزند موسی در برابر غسل تعمید مسیح، یا ده فرمان در برابر موعظه بالای کوه) تداوم تاریخ الهی و مشروعیت قدرت پاپ را به نمایش میگذارد.
✨ سقف کلیسا و شاهکار میکلآنژ
سقف اولیه کلیسا طرحی ساده از آسمان شب با ستارگان طلایی بود. در سال ۱۵۰۸، پاپ ژولیوس دوم از میکلآنژ خواست تا سقف جدیدی نقاشی کند. میکلآنژ که خود را مجسمهساز میدانست، ابتدا از پذیرش این کار امتناع کرد، اما در نهایت بین سالهای ۱۵۰۸ تا ۱۵۱۲ این شاهکار ماندگار را خلق کرد.
🔻سقف کلیسا شامل ۹ صحنه اصلی از سفر پیدایش (تکوین) است که بر اساس دیدگاه اومانیسم رنسانس و فلسفه افلاطونی، سیر صعود روح انسان از ضعفهای دنیوی به سوی کمال الهی را به تصویر میکشد:
🔹 داستانهای نوح (مستی نوح، طوفان نوح و قربانی نوح): نمایش ضعف، رنج و سرنوشت بشری.
🔹 هبوط و اخراج از بهشت: بررسی روانشناختی وسوسه، گناه و پشیمانی درونی انسان.
🔹 آفرینش حوا و آفرینش آدم: خلق انسان؛ بهویژه صحنه معروف آفرینش آدم که لحظه پیش از لمس انگشت خداوند و انتقال جرقه حیات را نشان میدهد.
🔹 صحنههای آفرینش کیهانی (جدایی آب از خشک، آفرینش خورشید و ماه، و جدایی نور از تاریکی): تجلی قدرت مطلق الهی و نظم آفرینش.
در کنار این صحنهها، چهرههای عظیم پیامبران عهد عتیق و کاهنههای باستانی (سیبیلها) نقاشی شدهاند که نماد پیشگویی و سیر الهام الهی هستند.
⚖️ نقاشی دیواری داوری نهایی (Last Judgment)
در سال ۱۵۳۵، پاپ پل سوم به میکلآنژ سفارش داد تا دیوار محراب را نقاشی کند. برای این کار، آثار قبلی آن دیوار تخریب شد و میکلآنژ بین سالهای ۱۵۳۶ تا ۱۵۴۱ اثر عظیم «داوری نهایی» را خلق کرد.
🔹 ساختار پویا: برخلاف سنت قرون وسطایی که داوری نهایی را ایستا و طبقهبندیشده نشان میداد، میکلآنژ ترکیبی پرتحرک و پرفشار از عروج نجاتیافتگان و سقوط گناهکاران را در یک فضای واحد به تصویر کشید.
🔹 مسیح به عنوان قاضی: مسیح در مرکز اثر، پرقدرت و شبیه به خدایان اساطیری، لحظهای پیش از صدور حکم نهایی را مجسم میکند.
🔹 جزییات نمادین و شخصی: چهره پوستکنده شده در دست سنت بارتولومیو، پرترهای از خود میکلآنژ و نمادی از رنجهای روحی اوست. همچنین چهره قاضی جهنم (مینوش) با گوشهای الاغ و ماری که به او پیچیده، پرتره بیاجو د چزنا (رئیس تشریفات پاپ) است که به برهنگی پیکرها اعتراض کرده بود.
🏛 نتیجهگیری
کلیسای سیستین مجموعهای بینظیر و هماهنگ از معماری، الهیات، هنر و فلسفه رنسانس است. این بنا همانند یک «کمدی الهی» بصری، روایتگر داستان جامع بشریت از نخستین لحظات آفرینش تا آخرین روز داوری نهایی است.
🔻برای دانلود و تماشای این مستند در تلگرام، میتوانید لینک ویدیو را در ربات تلگرامی زیر وارد کنید:
@skachatikbot
https://www.youtube.com/watch?v=G2XWeZ5r6wQ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸کلیسای پاپ که جلسات انتخاب پاپ در آن برگزار میشود، یکی از مهمترین فضاهای هنری در جهان است. با این توضیحات، با ویژگیهای معماری کلیسای سیستین و تمام معانی پنهان پشت نقاشیهای دیواری آن، از جمله سقف میکل آنژ و "آخرین داوری"، آشنا شوید. در این سفر مجازی، همراه من باشید تا فضای داخلی این کلیسا را با جزئیات بیشتری نسبت به همیشه بررسی کنیم.
🔸برای تماشای نسخه کامل، اینجا کلیک کنید: https://youtu.be/GFD2rKgbfP0
🏛 معرفی و ساختار معماری کلیسای سیستین
کلیسای سیستین در سال ۱۴۸۳ به دستور پاپ سیکستوس چهارم و توسط معمار جوئانینو د دُلی ساخته شد. این بنا در ابتدا با ظاهری دژمانند طراحی شد تا در صورت حمله به واتیکان، نقش دفاعی داشته باشد؛ بهطوریکه بالای سقف آن اتاقهایی برای استقرار سربازان تعبیه شده بود. معماری داخلی کلیسا بهگونهای بود که حداکثر فضای صاف برای نقاشی دیواری (فرسکو) فراهم شود و عناصر برجسته معماری به حداقل برسند.
🎨 دیوارهای جانبی و چرخه موازی موسی و مسیح
دیوارهای جنوبی و شمالی کلیسا به سه بخش افقی تقسیم شدهاند و داستانهای متوازی از عهد عتیق و عهد جدید را روایت میکنند:
🔹 دیوار جنوبی: داستانهای زندگی موسی (بخشگذار قانون مکتوب)
🔹 دیوار شمالی: داستانهای زندگی عیسی مسیح (بخشگذار قانون انجیل)
این نقاشیها توسط برجستهترین هنرمندان رنسانس سده ۱۵ میلادی از جمله ساندرو بوتیچلی، پیترو پروجینو، دومنیکو گرلاندایو، کوزیمو روسلی و لوکا سینیورلی خلق شدهاند. تقابل این صحنهها (مانند ختنه فرزند موسی در برابر غسل تعمید مسیح، یا ده فرمان در برابر موعظه بالای کوه) تداوم تاریخ الهی و مشروعیت قدرت پاپ را به نمایش میگذارد.
✨ سقف کلیسا و شاهکار میکلآنژ
سقف اولیه کلیسا طرحی ساده از آسمان شب با ستارگان طلایی بود. در سال ۱۵۰۸، پاپ ژولیوس دوم از میکلآنژ خواست تا سقف جدیدی نقاشی کند. میکلآنژ که خود را مجسمهساز میدانست، ابتدا از پذیرش این کار امتناع کرد، اما در نهایت بین سالهای ۱۵۰۸ تا ۱۵۱۲ این شاهکار ماندگار را خلق کرد.
🔻سقف کلیسا شامل ۹ صحنه اصلی از سفر پیدایش (تکوین) است که بر اساس دیدگاه اومانیسم رنسانس و فلسفه افلاطونی، سیر صعود روح انسان از ضعفهای دنیوی به سوی کمال الهی را به تصویر میکشد:
🔹 داستانهای نوح (مستی نوح، طوفان نوح و قربانی نوح): نمایش ضعف، رنج و سرنوشت بشری.
🔹 هبوط و اخراج از بهشت: بررسی روانشناختی وسوسه، گناه و پشیمانی درونی انسان.
🔹 آفرینش حوا و آفرینش آدم: خلق انسان؛ بهویژه صحنه معروف آفرینش آدم که لحظه پیش از لمس انگشت خداوند و انتقال جرقه حیات را نشان میدهد.
🔹 صحنههای آفرینش کیهانی (جدایی آب از خشک، آفرینش خورشید و ماه، و جدایی نور از تاریکی): تجلی قدرت مطلق الهی و نظم آفرینش.
در کنار این صحنهها، چهرههای عظیم پیامبران عهد عتیق و کاهنههای باستانی (سیبیلها) نقاشی شدهاند که نماد پیشگویی و سیر الهام الهی هستند.
⚖️ نقاشی دیواری داوری نهایی (Last Judgment)
در سال ۱۵۳۵، پاپ پل سوم به میکلآنژ سفارش داد تا دیوار محراب را نقاشی کند. برای این کار، آثار قبلی آن دیوار تخریب شد و میکلآنژ بین سالهای ۱۵۳۶ تا ۱۵۴۱ اثر عظیم «داوری نهایی» را خلق کرد.
🔹 ساختار پویا: برخلاف سنت قرون وسطایی که داوری نهایی را ایستا و طبقهبندیشده نشان میداد، میکلآنژ ترکیبی پرتحرک و پرفشار از عروج نجاتیافتگان و سقوط گناهکاران را در یک فضای واحد به تصویر کشید.
🔹 مسیح به عنوان قاضی: مسیح در مرکز اثر، پرقدرت و شبیه به خدایان اساطیری، لحظهای پیش از صدور حکم نهایی را مجسم میکند.
🔹 جزییات نمادین و شخصی: چهره پوستکنده شده در دست سنت بارتولومیو، پرترهای از خود میکلآنژ و نمادی از رنجهای روحی اوست. همچنین چهره قاضی جهنم (مینوش) با گوشهای الاغ و ماری که به او پیچیده، پرتره بیاجو د چزنا (رئیس تشریفات پاپ) است که به برهنگی پیکرها اعتراض کرده بود.
🏛 نتیجهگیری
کلیسای سیستین مجموعهای بینظیر و هماهنگ از معماری، الهیات، هنر و فلسفه رنسانس است. این بنا همانند یک «کمدی الهی» بصری، روایتگر داستان جامع بشریت از نخستین لحظات آفرینش تا آخرین روز داوری نهایی است.
🔻برای دانلود و تماشای این مستند در تلگرام، میتوانید لینک ویدیو را در ربات تلگرامی زیر وارد کنید:
@skachatikbot
https://www.youtube.com/watch?v=G2XWeZ5r6wQ
.
#مستند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘استمداد از «داعش» برای مهار «داعش»
— عقلانیتِ شیادانه: اصلاحطلبی در مواجهه با تجسمِ خشونت
(۱/۲)
✍🏻#ساسان_مهرآیین
🔻احمد زیدآبادی:
🔸استمداد احمد زیدآبادی از داعش برای بازداشت و محاکمهی یکی از دواعش، محمدباقر خرازی—به دلیل فراخوان صریح او به کشتار شهروندان و اشغال دوایر دولتی—پیش و بیش از آنکه نقدِ خرازی باشد، نمایشگرِ «شدتِ شیادیِ اصلاحطلبان» است.
🔸اصلاحطلبی در ایران، ساختار مبتنی بر ولایت فقیه را یک حکومت «نرمال» و متعارف، مثل همۀ دولتهای دنیا، فرض میکند که میتوان از دستگاه قضایی و امنیتیاش خواست تا با مروّجان خشونت برخورد کند؛ غافل از اینکه خودِ این ساختار، برپایه تقدیس ایدئولوژیک خشونت و نفی کثرتگرایی بنا شده است. چگونه میتوان از هستۀ قدرتی که خود خشونت را نه یک «انحراف»، بلکه یک «ابزار مشروع و ممدوح مذهبی-سیاسی» میداند، انتظار برخورد با تندروی داشت؟
🔥 ۱. نظریهپردازی صریح خشونت؛ «از اسم خشونت نباید ترسید»
🔻این اتهام یا تقلیلگرایی نیست؛ بلکه سخن صریح و کلامیِ رأس همان حکومتی است که اصلاحطلبان به آن امید قانونمداری دارند. علی خامنهای در خطبههای نماز جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۷۹ —در اوج گفتمانسازی اصلاحطلبان پیرامون «جامعه مدنی» و «خشونتزدایی» و چند روز پیش از آغاز توقیف فلهای مطبوعات—صراحتاً نظریه خشونت دولتی را صورتبندی کرد و گفت:
🔻قهر دولتی و تهدید به سرکوب به همین مرزها محدود نماند. او در خطبههای نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ صراحتاً مسئولیت سرکوب خونین معترضان خیابانی را متوجه خود مردم و رهبران اعتراضات دانست و گفت:
🔻گام نهایی در شرعیسازی و عملیاتیکردنِ خشونتهای خودسرانه، در سخنرانی ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ و صدور صریح فرمان «آتش به اختیار» به بدنه هوادار نظام رخ داد:
🔺امثال خرازی خروج از این ریل نیستند، بلکه دقیقاً محصول و مجری همین نقلقولها و دستورهای صریح هستند؛ منطقی که اعدام، سرکوب و اقدام خودسرانه را تحت عنوان «اجرای حکم الهی» و «واکنش به اختلال» ممدوح میشمارد.
🩸 ۲. کشتار بزرگ دیماه و توجیه عریان سرکوب؛ از «به درک واصل شدند» تا تقلیل جانباختگان به «رهگذر» و «فریبخورده»
🔻این الگوی نظری و ساختاری، در سرکوب و کشتار دیماه به عریانترین تجلی عملی خود رسید. خامنهای در سخنرانی ۲۸ بهمن، در واکنش به خونهای ریختهشده در خیابانها، معترضان و مخالفان را رسماً از دایره «حق حیات» بیرون راند و گفت:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— عقلانیتِ شیادانه: اصلاحطلبی در مواجهه با تجسمِ خشونت
(۱/۲)
✍🏻#ساسان_مهرآیین
🔻احمد زیدآبادی:
🔸 محمد باقر خرازی دستور قتل و کشتار شهروندان و اشغال دوایر دولتی داده! چرا بازداشت نمیشود؟
احمد زیدآبادی، فعال سیاسی و روزنامه نگار: آخرین بخش از سخنان سید محمد باقر خرازی در مورد برخورد با بیحجابی، دیگر در چارچوب اظهارنظر نمیگنجد.
او به صراحت دستور به قتل و کشتار شهروندان و اشغال دوایر دولتی داده است.
در هر کشوری در دنیا چنین شخصی را فوری بازداشت و محاکمه و محکوم میکنند.
در کشور ما افراد را به دلیل اظهارنظرشان زندان میکنند حال چطور چنين فرد خطرناکی آزادانه هواداران خود را به کشت و کشتار مردم فرا میخواند؟
🔸استمداد احمد زیدآبادی از داعش برای بازداشت و محاکمهی یکی از دواعش، محمدباقر خرازی—به دلیل فراخوان صریح او به کشتار شهروندان و اشغال دوایر دولتی—پیش و بیش از آنکه نقدِ خرازی باشد، نمایشگرِ «شدتِ شیادیِ اصلاحطلبان» است.
🔸اصلاحطلبی در ایران، ساختار مبتنی بر ولایت فقیه را یک حکومت «نرمال» و متعارف، مثل همۀ دولتهای دنیا، فرض میکند که میتوان از دستگاه قضایی و امنیتیاش خواست تا با مروّجان خشونت برخورد کند؛ غافل از اینکه خودِ این ساختار، برپایه تقدیس ایدئولوژیک خشونت و نفی کثرتگرایی بنا شده است. چگونه میتوان از هستۀ قدرتی که خود خشونت را نه یک «انحراف»، بلکه یک «ابزار مشروع و ممدوح مذهبی-سیاسی» میداند، انتظار برخورد با تندروی داشت؟
🔥 ۱. نظریهپردازی صریح خشونت؛ «از اسم خشونت نباید ترسید»
🔻این اتهام یا تقلیلگرایی نیست؛ بلکه سخن صریح و کلامیِ رأس همان حکومتی است که اصلاحطلبان به آن امید قانونمداری دارند. علی خامنهای در خطبههای نماز جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۷۹ —در اوج گفتمانسازی اصلاحطلبان پیرامون «جامعه مدنی» و «خشونتزدایی» و چند روز پیش از آغاز توقیف فلهای مطبوعات—صراحتاً نظریه خشونت دولتی را صورتبندی کرد و گفت:
«بعضیها در صحبتها و نوشتههایشان، خشونت را اصلاً نفی میکنند! این درست نیست. خشونت دو نوع است: خشونت قانونی و خشونت غیرقانونی... آنجایی که قانون، مجازاتی تعیین کرده است—کشتن، کتک زدن، زندانی کردن—اینها خشونت است، اما خشونت قانونی است. این خشونت، خوب و لازم است و نباید از اسم خشونت ترسید. آنجایی که حکومت اسلامی در مقابل یک متجاوز، یک اخلالگر، یک اغتشاشگر و یک قانونشکن قرار میگیرد، بایستی با قدرت و با خشونت رفتار کند. این خشونت، ممدوح و لازم است.»
🔻قهر دولتی و تهدید به سرکوب به همین مرزها محدود نماند. او در خطبههای نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ صراحتاً مسئولیت سرکوب خونین معترضان خیابانی را متوجه خود مردم و رهبران اعتراضات دانست و گفت:
«اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و هرجومرجها و سلب امنیت خود آنها هستند... زورآزمایی خیابانی بعد از انتخابات کار درستی نیست... اگر کسانی بخواهند قانونشکنی کنند، مسئولیت عواقب آن و مسئولیت خونها و هرجومرجها به عهده خود آنهاست.»
🔻گام نهایی در شرعیسازی و عملیاتیکردنِ خشونتهای خودسرانه، در سخنرانی ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ و صدور صریح فرمان «آتش به اختیار» به بدنه هوادار نظام رخ داد:
«من همه هستههای فکری و عملی و جهادی و فکری - کار فرهنگی - در سراسر کشور را به این امر دعوت میکنم: آنجایی که احساس میکنید دستگاههای مرکزی اختلال دارند و نمیتوانند درست مدیریت کنند، آنجا آتشبهاختیارید؛ یعنی تصمیمگیری، اقدام و فکر کردن را خودتان مستقلاً انجام دهید.»
🔺امثال خرازی خروج از این ریل نیستند، بلکه دقیقاً محصول و مجری همین نقلقولها و دستورهای صریح هستند؛ منطقی که اعدام، سرکوب و اقدام خودسرانه را تحت عنوان «اجرای حکم الهی» و «واکنش به اختلال» ممدوح میشمارد.
🩸 ۲. کشتار بزرگ دیماه و توجیه عریان سرکوب؛ از «به درک واصل شدند» تا تقلیل جانباختگان به «رهگذر» و «فریبخورده»
🔻این الگوی نظری و ساختاری، در سرکوب و کشتار دیماه به عریانترین تجلی عملی خود رسید. خامنهای در سخنرانی ۲۸ بهمن، در واکنش به خونهای ریختهشده در خیابانها، معترضان و مخالفان را رسماً از دایره «حق حیات» بیرون راند و گفت:
«یک عدهای خودِ مفسدین و فتنهگران و کودتاچیها بودند؛ یک عدهای هم بودند که اجل مهلتشان نداد و به درک واصل شدند و سر و کارشان با خداست، با آنها کاری نداریم.»
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘استمداد از «داعش» برای مهار «داعش»
— عقلانیتِ شیادانه: اصلاحطلبی در مواجهه با تجسمِ خشونت
(۲/۲)
🔻او سپس برای تطهیر ماشین سرکوب و سلب مسئولیت از شلیک مستقیم سرکوبگرانش، جانباختگان خیابان را دستهبندی کرد و کشتار بیرحمانۀ ایرانیان را به «حضور ناخواسته در خیابان» یا «بیتجربگی» تقلیل داد:
🔺 این صورتبندی دقیقا نشان میدهد که در ایدئولوژی ج.ا، کشتار شهروندان چگونه تطهیر میشود:
🔺منطقی که در آن گلولهباران خیابانی هیچ متهمی در دستگاه قدرت ندارد. حکومتی که کشتار مردم را با ادبیاتِ مالامال از نفرتی چون «به درک رفتن مخالفان» و «تلفات ناخواستۀ رهگذران» جمعوجور میکند، همان بنمایهای را بازتاب میدهد که امثال خرازی با زبان عریانتر فریاد میزنند.
🤝 ۳. بوسه بر دست ترور و تقدیس قهر در عرصه بینالمللی
🔻این الگوی نظری در عرصه بینالمللی نیز به همین شکل بازتاب مییابد. در کدام حکومت متعارف دنیا، رهبر سیاسی مملکت پس از خشونتهای افسارگسیختۀ گروهِ نیابتیاش که بهت و محکومیت جهانیان را برانگیت، دیوانهوار از آن تمجید میکند و زمینهسازِ تحمیلِ دو جنگِ بزرگ به کشورش میشود - که البته خودش و خانواده و سرانِ نظام را نیز قربانیِ این دهانِ تقدیسگرِ خشونتِ فاقدِ موقعیتشناسی و مصلحتسنجیِ سیاسی ساخت؟ علی خامنهای در سخنرانی ۱۵ مهر ۱۴۰۲ (پس از وقایع ۷ اکتبر) گفت:
🔺هنگامی که صداوسیما پس از چنین جنایات هولناکی، جشن خیابانی و شیرینیپخشکردن جریانهای تندرو را پوشش میدهد، نشان میدهد که اصل «خشونت و ترور» مجرمانه نیست، بلکه بستگی دارد که این خشونت به سود چه کسی و در چه جهتی اعمال میشود: خشونتی که در خدمت بقای ایدئولوژیست، «حماسه و مبارک» است و هرگونه کلام یا اعتراض مسالمتآمیزِ مخالفان داخلی، «جرم امنیتی»!
🕊 ۴. پرونده میرحسین موسوی؛ نماد عریانِ استانداردهای دوگانه در قبال خشونت
🔻برای درک تناقض ساختار، کافیست برخورد ج.ا با «خشونت نظامی در خارج» و «نقد مسالمتآمیز در داخل» در پروندۀ میرحسین بررسی شود:
🔹 دلیل اصلی آغاز حصر (بهمن ۱۳۸۹):
حصار خانگی موسوی دقیقاً زمانی آغاز شد که او و کروبی مردم را به یک راهپیمایی کاملا مسالمتآمیز در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ (در حمایت از خیزشهای مردم مصر و تونس) دعوت کردند. حکومتی که خود را مجاز به اعمال خشونت میدانست، حتی یک تجمع بدون سلاح و آرام را برنتافت و بدون محاکمه، حکم به حصر خانگی آنها داد که تا امروز بیش از ۱۵ سال بهطول انجامیدهاست. پیام سیستم روشن بود: هرگونه حرکت مسالمتآمیزِ غیرخودی، جرم سنگین امنیتیست.
🔹 علت خشم بیسابقه حکومت در دوران حصر (مرداد ۱۴۰۱):
۱۱ سال پس از حصر، موسوی در مرداد ۱۴۰۱ بیانیهای افشاگرانه از داخل حصر منتشر کرد که موجی از خشم و حملۀ ارگانهای حکومتی را برافروخت. علت این خشم چه بود؟ موسوی دست روی خط قرمز اصلی ج.ا گذاشت: نقدِ مداخلۀ خونین و نظامی خلافتِ فقیه در سوریه.
او صراحتا جنایات انجامشده تحت عنوان «دفاع از حرم» را محکوم کرد و یادآور شد که
🔻این مقایسه، تناقض ساختار را کاملا بر ملا میکند:
❌ کشتار، سرکوب نظامی و مداخله فرامرزی در سوریه: تحت عنوان «عمق استراتژیک» و «حماسه مقدس» تقدیس میشود؛
❌ اما فراخوانِ تجمع مسالمتآمیز و نقدِ مخالفت با جنگافروزی در داخل: «خیانت» تلقی شده و مجازات سنگینِ حصر و سرکوب را به همراه دارد!
🎯 ۵. پایانِ سخن
امثال خرازی خروج از «نُرم» این ساختار نیستند؛ آنها تنها نقاب از منطقی برمیدارند که در سطوح عالی نظام صورتبندی شده است. استمدادِ اصلاحطلبانی چون زیدآبادی از ج.ا برای مهار این دواعش، بیش از آنکه یک غفلت ساده باشد، نشانۀ تناقضِ بنیادی در گفتمان اصلاحطلبیست: آنها مجریِ اصلیِ خشونت ساختاری را «مرجع رفع خشونت» فرض میکنند. اصلاحطلبی با این نگاه، خشونت خودسرانه را «انحراف» مینامد تا اصلِ ماشین سرکوب را تحت عنوانِ «انضباط قانونی» و «حکومت متعارف» تطهیر کند؛ رفتاری که در عمل، با مشروعیتبخشی به «قهر ایدئولوژیک»، چرخۀ باطل استمداد از سرکوبگر را استمرار میبخشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— عقلانیتِ شیادانه: اصلاحطلبی در مواجهه با تجسمِ خشونت
(۲/۲)
🔻او سپس برای تطهیر ماشین سرکوب و سلب مسئولیت از شلیک مستقیم سرکوبگرانش، جانباختگان خیابان را دستهبندی کرد و کشتار بیرحمانۀ ایرانیان را به «حضور ناخواسته در خیابان» یا «بیتجربگی» تقلیل داد:
«دستۀ دوم، رهگذرها هستند؛ مردم بیگناهی که در خیابان، در مسیر محل کسب یا خانهشان بودند، یک عده از اینها هم شهید شدند. این گلوله از هر جا آمده باشد، در بستر فتنه دشمن این اتفاق افتاده است.
دستۀ سوم کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بیتجربه بودند و با فتنهگرها همراه شدند»
🔺 این صورتبندی دقیقا نشان میدهد که در ایدئولوژی ج.ا، کشتار شهروندان چگونه تطهیر میشود:
معترضان «کودتاچیانی هستند که به درک واصل شدند»، و کشتهشدگان عادی نیز «رهگذرانی که ناخواسته تیر خوردند» یا «فریبخوردگان»؛
🔺منطقی که در آن گلولهباران خیابانی هیچ متهمی در دستگاه قدرت ندارد. حکومتی که کشتار مردم را با ادبیاتِ مالامال از نفرتی چون «به درک رفتن مخالفان» و «تلفات ناخواستۀ رهگذران» جمعوجور میکند، همان بنمایهای را بازتاب میدهد که امثال خرازی با زبان عریانتر فریاد میزنند.
🤝 ۳. بوسه بر دست ترور و تقدیس قهر در عرصه بینالمللی
🔻این الگوی نظری در عرصه بینالمللی نیز به همین شکل بازتاب مییابد. در کدام حکومت متعارف دنیا، رهبر سیاسی مملکت پس از خشونتهای افسارگسیختۀ گروهِ نیابتیاش که بهت و محکومیت جهانیان را برانگیت، دیوانهوار از آن تمجید میکند و زمینهسازِ تحمیلِ دو جنگِ بزرگ به کشورش میشود - که البته خودش و خانواده و سرانِ نظام را نیز قربانیِ این دهانِ تقدیسگرِ خشونتِ فاقدِ موقعیتشناسی و مصلحتسنجیِ سیاسی ساخت؟ علی خامنهای در سخنرانی ۱۵ مهر ۱۴۰۲ (پس از وقایع ۷ اکتبر) گفت:
«ما پیشانی و دست طراحان مدبّر و هوشمند و جوانان شجاع فلسطینی را میبوسیم... این حماسه، کار خود فلسطینیها بود.»
🔺هنگامی که صداوسیما پس از چنین جنایات هولناکی، جشن خیابانی و شیرینیپخشکردن جریانهای تندرو را پوشش میدهد، نشان میدهد که اصل «خشونت و ترور» مجرمانه نیست، بلکه بستگی دارد که این خشونت به سود چه کسی و در چه جهتی اعمال میشود: خشونتی که در خدمت بقای ایدئولوژیست، «حماسه و مبارک» است و هرگونه کلام یا اعتراض مسالمتآمیزِ مخالفان داخلی، «جرم امنیتی»!
🕊 ۴. پرونده میرحسین موسوی؛ نماد عریانِ استانداردهای دوگانه در قبال خشونت
🔻برای درک تناقض ساختار، کافیست برخورد ج.ا با «خشونت نظامی در خارج» و «نقد مسالمتآمیز در داخل» در پروندۀ میرحسین بررسی شود:
🔹 دلیل اصلی آغاز حصر (بهمن ۱۳۸۹):
حصار خانگی موسوی دقیقاً زمانی آغاز شد که او و کروبی مردم را به یک راهپیمایی کاملا مسالمتآمیز در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ (در حمایت از خیزشهای مردم مصر و تونس) دعوت کردند. حکومتی که خود را مجاز به اعمال خشونت میدانست، حتی یک تجمع بدون سلاح و آرام را برنتافت و بدون محاکمه، حکم به حصر خانگی آنها داد که تا امروز بیش از ۱۵ سال بهطول انجامیدهاست. پیام سیستم روشن بود: هرگونه حرکت مسالمتآمیزِ غیرخودی، جرم سنگین امنیتیست.
🔹 علت خشم بیسابقه حکومت در دوران حصر (مرداد ۱۴۰۱):
۱۱ سال پس از حصر، موسوی در مرداد ۱۴۰۱ بیانیهای افشاگرانه از داخل حصر منتشر کرد که موجی از خشم و حملۀ ارگانهای حکومتی را برافروخت. علت این خشم چه بود؟ موسوی دست روی خط قرمز اصلی ج.ا گذاشت: نقدِ مداخلۀ خونین و نظامی خلافتِ فقیه در سوریه.
او صراحتا جنایات انجامشده تحت عنوان «دفاع از حرم» را محکوم کرد و یادآور شد که
همان تفکر و نیروهایی که در سوریه به سرکوب پرداختند (مثل حسین همدانی)، پیشتر در سرکوبهای داخلی سال ۱۳۸۸ علیه ملت ایران سازماندهی شده بودند.
🔻این مقایسه، تناقض ساختار را کاملا بر ملا میکند:
❌ کشتار، سرکوب نظامی و مداخله فرامرزی در سوریه: تحت عنوان «عمق استراتژیک» و «حماسه مقدس» تقدیس میشود؛
❌ اما فراخوانِ تجمع مسالمتآمیز و نقدِ مخالفت با جنگافروزی در داخل: «خیانت» تلقی شده و مجازات سنگینِ حصر و سرکوب را به همراه دارد!
🎯 ۵. پایانِ سخن
امثال خرازی خروج از «نُرم» این ساختار نیستند؛ آنها تنها نقاب از منطقی برمیدارند که در سطوح عالی نظام صورتبندی شده است. استمدادِ اصلاحطلبانی چون زیدآبادی از ج.ا برای مهار این دواعش، بیش از آنکه یک غفلت ساده باشد، نشانۀ تناقضِ بنیادی در گفتمان اصلاحطلبیست: آنها مجریِ اصلیِ خشونت ساختاری را «مرجع رفع خشونت» فرض میکنند. اصلاحطلبی با این نگاه، خشونت خودسرانه را «انحراف» مینامد تا اصلِ ماشین سرکوب را تحت عنوانِ «انضباط قانونی» و «حکومت متعارف» تطهیر کند؛ رفتاری که در عمل، با مشروعیتبخشی به «قهر ایدئولوژیک»، چرخۀ باطل استمداد از سرکوبگر را استمرار میبخشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🌐 از کَنده شدن از زمین تا سجده مقابلِ هوش مصنوعی: انسان مدرن چگونه هویت خود را باخت؟
📺 در ویدئوی برنامهی «سقراط در شهر»، با عنوان «چگونه باید در عصر فردگرایی افراطی زندگی کرد؟»، مری هرینگتون (Mary Harrington - روزنامهنگار و تحلیلگر بریتانیایی حوزه فرهنگ و تکنولوژی) و کارل ترومن (Carl Trueman - مورخ اندیشه و الهیدان بریتانیایی) به بررسی ریشهها و پیامدهای «خودِ مدرن»، فردگرایی افراطی، و انحطاط مفهوم انسان پرداختهاند.
❓آیا تا به حال فکر کردهاید چرا جملاتی که برای اجداد ما کاملاً بیمعنا بود، امروز به باورهای رایج جامعه تبدیل شدهاند؟ پاسخ در یک «انقلاب هویتی و ساختاری» نهفته است؛ مسیری که انسان را از ریشههای ملموس زمینی برید و در درون امیال سیال و الگوریتمهای دیجیتال رها کرد.
🔻در این گزارش جامع، بر اساس آرا و تحلیلهای کارل ترومن (مؤلف کتاب ظهور و سقوط خودِ مدرن) و نقدِ فریدریش نیچه، سیر این انحطاط را در ۴ پرده بررسی میکنیم:
🔹 ۱. پیدایش «خودِ انتزاعی» و طبقه لپتاپبهدست:
چگونه مدرنیته با کندن انسان از بومیترین تعلقاتش (زمین، خانواده و محل تولد)، انسان را بیریشه کرد و راهکار «مقاومت خرد» برای نجات از این بیمکانی چیست؟
🔹 ۲. تبدیل احساسات درونی به ایدئولوژی و هویت:
تقاطع روانکاوی فروید و مارکسیسم (مکتب فرانکفورت) چگونه «میل جنسی» و احساسات سیال درونی را به هسته اصلی هویت تبدیل کرد و تاوان آن را طبقات محروم دادند؟
🔹 ۳. طغیان پرومتئوسی و حقارت در برابر هوش مصنوعی:
چگونه ادعای «خدایی کردن» انسان با ابزارهای فناوری و هوش مصنوعی، به جای خلق «ابرانسان»، به «تحقیر انسان» و تقلیل او تا حد یک «الگوریتم زیستی» انجامید؟
🔹 ۴. باز-تقدسبخشی به حیات (راهکار نهایی):
چرا پذیرش دوباره مرزهای وجودی، باز تعریف انسان بر اساس «صورت الهی» و رهایی از آزادیِ کاذب، تنها راه نجات از پوچگراییِ مدرن است؟
📌 اگر به دنبال درک ریشهای بحرانهای هویتی، مدرنیته و آینده انسان در عصر تکنولوژی هستید، مطالعه این متن تحلیلی را از دست ندهید.
🔗 مطالعۀ متن کامل
📖 ۲۱۲۱ واژه
⏱️ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
🌾 @Naqdagin
📺 در ویدئوی برنامهی «سقراط در شهر»، با عنوان «چگونه باید در عصر فردگرایی افراطی زندگی کرد؟»، مری هرینگتون (Mary Harrington - روزنامهنگار و تحلیلگر بریتانیایی حوزه فرهنگ و تکنولوژی) و کارل ترومن (Carl Trueman - مورخ اندیشه و الهیدان بریتانیایی) به بررسی ریشهها و پیامدهای «خودِ مدرن»، فردگرایی افراطی، و انحطاط مفهوم انسان پرداختهاند.
❓آیا تا به حال فکر کردهاید چرا جملاتی که برای اجداد ما کاملاً بیمعنا بود، امروز به باورهای رایج جامعه تبدیل شدهاند؟ پاسخ در یک «انقلاب هویتی و ساختاری» نهفته است؛ مسیری که انسان را از ریشههای ملموس زمینی برید و در درون امیال سیال و الگوریتمهای دیجیتال رها کرد.
🔻در این گزارش جامع، بر اساس آرا و تحلیلهای کارل ترومن (مؤلف کتاب ظهور و سقوط خودِ مدرن) و نقدِ فریدریش نیچه، سیر این انحطاط را در ۴ پرده بررسی میکنیم:
🔹 ۱. پیدایش «خودِ انتزاعی» و طبقه لپتاپبهدست:
چگونه مدرنیته با کندن انسان از بومیترین تعلقاتش (زمین، خانواده و محل تولد)، انسان را بیریشه کرد و راهکار «مقاومت خرد» برای نجات از این بیمکانی چیست؟
🔹 ۲. تبدیل احساسات درونی به ایدئولوژی و هویت:
تقاطع روانکاوی فروید و مارکسیسم (مکتب فرانکفورت) چگونه «میل جنسی» و احساسات سیال درونی را به هسته اصلی هویت تبدیل کرد و تاوان آن را طبقات محروم دادند؟
🔹 ۳. طغیان پرومتئوسی و حقارت در برابر هوش مصنوعی:
چگونه ادعای «خدایی کردن» انسان با ابزارهای فناوری و هوش مصنوعی، به جای خلق «ابرانسان»، به «تحقیر انسان» و تقلیل او تا حد یک «الگوریتم زیستی» انجامید؟
🔹 ۴. باز-تقدسبخشی به حیات (راهکار نهایی):
چرا پذیرش دوباره مرزهای وجودی، باز تعریف انسان بر اساس «صورت الهی» و رهایی از آزادیِ کاذب، تنها راه نجات از پوچگراییِ مدرن است؟
📌 اگر به دنبال درک ریشهای بحرانهای هویتی، مدرنیته و آینده انسان در عصر تکنولوژی هستید، مطالعه این متن تحلیلی را از دست ندهید.
🔗 مطالعۀ متن کامل
📖 ۲۱۲۱ واژه
⏱️ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
📺 ذهنآگاهی، نا-دوگانگی و توهم خود
📺 تحلیلی بر سفر درونی و مفهوم دایمون
📺 چرا شما در حقیقت «تمامِ موجوداتِ آگاه» هستید؟
📺 معنویت برای ناباوران
📺 بحران عمیق مدرنیسم و مقاومتِ معنوی
📕شوپنهاور و کریشنامورتی
📕ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
📺 لبخند بودا: پایان جستجوی آفریننده و کشف "چنینبودگیِ" هستی
📺 آنچه بودا آموخت
📺 معنای زندگی از نظر آلن واتس
.➖➖➖
#نقد_فرهنگ #زیست_روان
🌾 @Naqdagin
Telegraph
چگونه باید در عصر فردگرایی افراطی زندگی کرد؟
از گسست بومشناختی-اجتماعی تا پیدایش «خودِ انتزاعی» برای درک چگونگی شکلگیری وضعیت ذهنی انسان امروزی، ابتدا باید از دگرگونی ریشهای در پیوند جسمانی و محیطی او آغاز کرد. تحولات اقتصادی-اجتماعی مدرنیته با کندن انسان از زمین، بستر زیستی و اجتماعیِ «خودِ سنتی»…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امام حسین و جهاد علیه ایرانیها
برای من هنوز مشخص نیست که چرا نخوانده و ندیده، یک کتاب تاریخی مرجع را باز میکنند و به پرتگویی تاریخی مشغول میشوند. نمونهاش همین سخنان گویندهی ویدیو با نفرت از دین، بازی سیاسی میکند و میگوید امام حسین از عمر بن سعد درخواست کرد به ایران بیاید و علیه مردم دیلم جهاد کند.
اولا مورخین متعددی این نقل را نیاوردهاند و تنها إبن سعد واقدی (متوفای ۲۳۰ قمری) آن را بیان کرده است. درنتیجه نقل منفرد بوده و اعتباری ندارد.
ثانیا دیلمیان چندان مردم همنوعدوستی هم نبودهاند. برخی تاریخنگاران گزارش قتل، غارت و راهزنی آنها علیه ایرانیهای قبل و بعد از اسلام را نقل کردهاند.
ثالثا دیلم هیچگاه بدلیل سپر بودن کوهها فتح نشد. برخی شیعیان در طی سالها، از دست خلفای عباسی به آنجا فرار کرده و اینگونه به مرور دیلمیان، بدون زور و اجبار، شیعه شدند.
علاوه بر این، حکومت آلبویه از مردم همین شهر نشأت گرفت و همینها عزاداری برای امام حسین را رواج دادند.
✍️#محمد_موسوی_عقیقی
⬇️ نقد این متن در یادداشت پست بعد با عنوانِ پرت بودن روایت یا پرت بودن روش نقد؟ به قلم #نیکروز_پارسبان.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
برای من هنوز مشخص نیست که چرا نخوانده و ندیده، یک کتاب تاریخی مرجع را باز میکنند و به پرتگویی تاریخی مشغول میشوند. نمونهاش همین سخنان گویندهی ویدیو با نفرت از دین، بازی سیاسی میکند و میگوید امام حسین از عمر بن سعد درخواست کرد به ایران بیاید و علیه مردم دیلم جهاد کند.
اولا مورخین متعددی این نقل را نیاوردهاند و تنها إبن سعد واقدی (متوفای ۲۳۰ قمری) آن را بیان کرده است. درنتیجه نقل منفرد بوده و اعتباری ندارد.
ثانیا دیلمیان چندان مردم همنوعدوستی هم نبودهاند. برخی تاریخنگاران گزارش قتل، غارت و راهزنی آنها علیه ایرانیهای قبل و بعد از اسلام را نقل کردهاند.
ثالثا دیلم هیچگاه بدلیل سپر بودن کوهها فتح نشد. برخی شیعیان در طی سالها، از دست خلفای عباسی به آنجا فرار کرده و اینگونه به مرور دیلمیان، بدون زور و اجبار، شیعه شدند.
علاوه بر این، حکومت آلبویه از مردم همین شهر نشأت گرفت و همینها عزاداری برای امام حسین را رواج دادند.
✍️#محمد_موسوی_عقیقی
⬇️ نقد این متن در یادداشت پست بعد با عنوانِ پرت بودن روایت یا پرت بودن روش نقد؟ به قلم #نیکروز_پارسبان.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin