نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.37K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📗 آنچه ما هستیم؛ آنچه جامعه می‌تواند باشد

✍️#علیرضا_حلاج

◼️علاقه‌ای به شماتت مذهبی‌ها ندارم. چه اگر، تنها و تنها "جاده تهران تا مشهد" چنان جاده چالوس می‌بود، من هم یحتمل مذهبی می‌شدم!

در حاشیه تهران به دنیا آمده‌ام؛ محله‌ای مهاجرنشین. شغل پدرم رانندگی بود. یک وانت شورولت داشت که با آن در مصالح فروشی کار می‌کرد. به تقریب باید اعتراف کنم در آن محل، وضع ما از همه بهتر بود. نشان به آن نشان که تا چند خیابان از هر طرف، این تنها پدر من بود که اتومبیل داشت. و البته کیف گشت و گذارش کوک!

مادرم مذهبی بود. و چنان اکثر زنان خانه‌دار ایرانی، اشکش دم مشکش! و چه تسکینی بهتر از سجاده و نماز...

همین مذهبی بودن ِ مادرم باعث شده بود اکثر و اغلب ایرانگردی‌های پدرم، به سفر مشهد ختم شود. و جاده‌ای که جز معدود نقاطش، همه بیابان بود

قریب و غریب ِ سی سال از آن روزگار گذشته. و حالا خاطرات مبهمی که برایم مانده، چیزی نیست جز اصرار به پدر که: برویم شمال و جاده چالوس! و چشم‌غره‌های مادرم که الا و بلا باید برویم پابوس ‍ِ امام رضا

آخر کدام آدم عاقلی، سه ساعت رانندگی در جاده سراسر سبز و پر از رودخانه‌ای را که به دریا هم منتهی می‌شد را می‌توانست رها کند! و برود بیست ساعت رانندگی در بیابانهای بی‌ آب و علف سمنان و دامغان و ... را به جان بخرد؛ تا آخر سر برسد به یک مسجد بزرگ؟ که آدم‌بزرگ‌ها نمی‌دانم چرا سفت میله‌هایش را در آغوش می‌گرفتند و زار زار گریه می‌کردند! واقعا دریا کجا؟ مسجد کجا؟


◼️آنچه ما هستیم زاده شرایط و اقلیم و تجربه‌هایی است که از سر گذرانده‌ایم. باور کنید اگر جاده تهران تا مشهد چنان جاده چالوس می‌بود؛ من اکنون احتمال داشت، یک مسلمان شش‌دانگ باشم. به همین سادگی!

چرا باید با لعن و شماتت و تحقیر به دیگرانی نگاه کنیم که چون ما به زندگی نمی‌نگرند!؟ تفاوت نگرشی که صرفا و صرفا به خاطر تجربه‌ها و شرایط متفاوت زندگی هر یک از ما بوده...

چه کسی می‌تواند قاطعانه اعلام کند آن دیگران اشتباه می‌کنند. و این منم که تنها و تنها بر مدار حقیقت طی طریق می‌کنم!؟

آیا نقطه عزیمت ما به دیکتاتوری و تمامیت‌خواهی، دقیقا از همین نفی دگراندیشان شروع نمی‌شود؟


◼️آینده ایده‌آل من به عنوان یک سوسیالیست برای کشور، «جمهوری ِ ایران» است؛ که در آن لیبرال، حزب و رسانه مستقل خودش را داشته باشد - چپ‌، حزب و رسانه مستقل خودش را داشته باشد - اسلام هم حزب و رسانه مستقل خودش را داشته باشد. تا در بین تصادم و تضارب آرای برآمده از رسانه‌‌های مستقل، این مردم باشند که انتخاب کنند کدام حزب، تصدی قوه مجریه و قوه مقننه را در مقطع چهار ساله پیش رو بر عهده بگیرد

آینده‌ای که البته می‌تواند هرگز محقق نشود. اما تصور آن می‌تواند یک متر و معیار به ما بدهد از آنچه باید باشد و اکنون نیست



نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin