#فلسفیدن #بازاندیشی
📘آزادی دین تنها در دولت لائیک امکانپذیر است
— گفتگوی دکتر #رامین_کامران با پیر تیه (استاد فلسفه در دانشگاه پاریس)
– رامین کامران: میخواستم در ابتدا نظر شما را در بارهٌ آمیختگی اسلام و سیاست بپرسم. آیا به عقیدهٌ شما این دو جداییناپذیرند و اسلام ذاتاً سیاسیست؟
+ عقیدهٌ من در باب سؤالی که کردید کاملاً مشخص است. همانطور که میدانید، بسیاری ادعا میکنند که اسلام هم مذهب است و هم شیوۀ حکومت و هیچ جامعۀ اسلامیای، نمیتواند حکومتی غیراسلامی داشته باشد. طبعاً منظور آنها از حکومت اسلامی، حکومتیست که اصول و قوانین آن، همگی در قرآن و سنت ریشه داشته باشد.
به نظر من، زدن این حرف در حکم خیانت به تاریخ، یا لااقل توجیه ناموجه آن است.
این افراد «شکلگیری اولین مجمع اسلامی در مدینه» را پایهٌ حرف های خود قرار میدهند و جامعهٌ مسلمانان مدینه را الگوی دولت سیاسی میدانند و قصد آنها، گرفتن این نتیجه است که جانشینان پیامبر، هم «ریاست مذهبی» داشتهاند و هم «ریاست سیاسی» و این ریاست هر دو جانبه، جامعهای وسیع (مرکب از مسلمان و غیر مسلمان عرب و غیر عرب) را دربرمیگرفتهاست.
گفتم این کار درحکم خیانت به تاریخ است؛ البته میتوان برای اثبات نادرستی آن، دلایل بسیاری عنوان کرد که من در اینجا، فقط به دلیل فلسفیاش میپردازم.
ارسطو در قسمت اول کتاب «سیاست»، چند نوع ریاست را از یکدیگر مجزا میکند: «ریاست خانوار» و «ریاست دِه»، و «ریاست سیاسی» که ماهیتش با آن دو دیگر متفاوت است.
تصور میکنم که تاریخ، حکم ارسطو را درباره تقسیمبندی مهم تأیید میکند؛ زیرا استحکام خانوار، مدیون «احساسات و بستگیهای عاطفی» است که احیانا «نزدیکی و تماس دائم» افراد در تحکیم آن، از عامل «همخون بودن» مؤثرتر است. ریاست خانواده میتواند مطلق باشد؛ در تاریخ به موارد بسیاری برمیخوریم که رئیس خانواده، حق دارد اعضای آن را به مرگ هم محکوم کند و قدرتش به حدیست که به قدرت حکام جبار و مستبد پهلو میزند؛ البته نباید فراموش کرد که برخی از رؤسای سیاسی، خود را «پدر رعایا» به حساب می آوردهاند، ولی باید به یاد هم داشت که این ترتیب رفتار با مردم ، پایهٌ انواع استبداد است.
به هر حال، اگر فرض را بر این قرار دهیم که زندگی در این قبیل حکومتها ممکن نیست، باید تمایز بین «ریاست سیاسی» و «ریاست خانوار» را بپذیریم و ریاست پیامبر اسلام بر مجمع مسلمانان مدینه را از نوع «ریاست خانوار» بشماریم. این که گفتم تاریخ به ارسطو حق میدهد، درست انگشت گذاشتن بر همین نکته و قبول این تمایز بود.
– ممکن است به دلایل تاریخی مخالفتتان با یکی گرفتن اسلام و شیوۀ حکومت نیز اشاره کنید؟
+ کاملاً! اگر ما فقط «تاریخ اسلام» را ملاک قرار دهیم....
🌐 مطالعه ادامه متن
⏰ ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۴۸ واژه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘آزادی دین تنها در دولت لائیک امکانپذیر است
— گفتگوی دکتر #رامین_کامران با پیر تیه (استاد فلسفه در دانشگاه پاریس)
– رامین کامران: میخواستم در ابتدا نظر شما را در بارهٌ آمیختگی اسلام و سیاست بپرسم. آیا به عقیدهٌ شما این دو جداییناپذیرند و اسلام ذاتاً سیاسیست؟
+ عقیدهٌ من در باب سؤالی که کردید کاملاً مشخص است. همانطور که میدانید، بسیاری ادعا میکنند که اسلام هم مذهب است و هم شیوۀ حکومت و هیچ جامعۀ اسلامیای، نمیتواند حکومتی غیراسلامی داشته باشد. طبعاً منظور آنها از حکومت اسلامی، حکومتیست که اصول و قوانین آن، همگی در قرآن و سنت ریشه داشته باشد.
به نظر من، زدن این حرف در حکم خیانت به تاریخ، یا لااقل توجیه ناموجه آن است.
این افراد «شکلگیری اولین مجمع اسلامی در مدینه» را پایهٌ حرف های خود قرار میدهند و جامعهٌ مسلمانان مدینه را الگوی دولت سیاسی میدانند و قصد آنها، گرفتن این نتیجه است که جانشینان پیامبر، هم «ریاست مذهبی» داشتهاند و هم «ریاست سیاسی» و این ریاست هر دو جانبه، جامعهای وسیع (مرکب از مسلمان و غیر مسلمان عرب و غیر عرب) را دربرمیگرفتهاست.
گفتم این کار درحکم خیانت به تاریخ است؛ البته میتوان برای اثبات نادرستی آن، دلایل بسیاری عنوان کرد که من در اینجا، فقط به دلیل فلسفیاش میپردازم.
ارسطو در قسمت اول کتاب «سیاست»، چند نوع ریاست را از یکدیگر مجزا میکند: «ریاست خانوار» و «ریاست دِه»، و «ریاست سیاسی» که ماهیتش با آن دو دیگر متفاوت است.
تصور میکنم که تاریخ، حکم ارسطو را درباره تقسیمبندی مهم تأیید میکند؛ زیرا استحکام خانوار، مدیون «احساسات و بستگیهای عاطفی» است که احیانا «نزدیکی و تماس دائم» افراد در تحکیم آن، از عامل «همخون بودن» مؤثرتر است. ریاست خانواده میتواند مطلق باشد؛ در تاریخ به موارد بسیاری برمیخوریم که رئیس خانواده، حق دارد اعضای آن را به مرگ هم محکوم کند و قدرتش به حدیست که به قدرت حکام جبار و مستبد پهلو میزند؛ البته نباید فراموش کرد که برخی از رؤسای سیاسی، خود را «پدر رعایا» به حساب می آوردهاند، ولی باید به یاد هم داشت که این ترتیب رفتار با مردم ، پایهٌ انواع استبداد است.
به هر حال، اگر فرض را بر این قرار دهیم که زندگی در این قبیل حکومتها ممکن نیست، باید تمایز بین «ریاست سیاسی» و «ریاست خانوار» را بپذیریم و ریاست پیامبر اسلام بر مجمع مسلمانان مدینه را از نوع «ریاست خانوار» بشماریم. این که گفتم تاریخ به ارسطو حق میدهد، درست انگشت گذاشتن بر همین نکته و قبول این تمایز بود.
– ممکن است به دلایل تاریخی مخالفتتان با یکی گرفتن اسلام و شیوۀ حکومت نیز اشاره کنید؟
+ کاملاً! اگر ما فقط «تاریخ اسلام» را ملاک قرار دهیم....
🌐 مطالعه ادامه متن
⏰ ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۴۸ واژه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
آزادی دین تنها در دولت لائیک امکانپذیر است
— گفتگوی دکتر رامین کامران با پیر تیه پیر تیه (Pierre Thillet) متولد ۱۹۱۸، استاد ممتاز فلسفهٔ قرون وسطی در دانشگاه سوربن است. وی تحصیلات متوسطه را در دبیرستان معروف لویی لوگران به پایان رساندهاست و فارغالتحصیل دانشگاه پاریس و مدرسهٔ ملی زبانهای زندهٔ شرقی…