نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.37K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📗#بیژن_عبدالکریمی و استاندارد دوگانه

✍️#علیرضاموثق

۱) دکتر بیژن عبدالکریمی در مصاحبه با یورونیوز، سلبریتی‌ها را به «جوش چرکین» صورت تشبیه می‌کند که می‌آیند و می‌روند و دوام و قوامی ندارند، اما به جای اینکه سلبریتی‌ها را به جوش چرکین تشبیه کند، می‌توانست به «گُل» تشبیه نماید که عمرش کوتاه است.

کثیری از «هنرمندان» جزء سلبریتی‌ها هستند. دکتر عبدالکریمی به کدام دلیل اخلاقی و نیز عقلی، آنها را به جوش صورت تشبیه می‌کند؟ چرا تأثیرات فرهنگی مثبت‌شان را نادیده می‌گیرد؟ 

۲) دکتر عبدالکریمی با استاندارد دو گانه اپوزیسیون را یک‌کاسه مبتذل می‌نامد، اما به پوزیسیون در حکومتی جاهل و ظالم و منحط و مستبد که می‌رسد، از قید «برخی» استفاده می‌نماید.

در صورتی که بخشی از اپوزیسیون در این چهل ساله، فعالیت‌های مؤثری برای بسط آزادی و حقوق بشر و دموکراسی انجام داده‌اند. احمد زیدآبادی نیز جزء اپوزیسیون است. حداقل ای کاش احترام یک مسلمان که شش سال بی‌گناه زندانی شد را نگاه می‌داشت. ضمن اینکه دکتر عبدالکریمی نیز جزء اپوزیسیون است؛ به عبارت دیگر خودشکنی می‌کند.

۳) اگر روشنفکران بی‌تأثیر هستند، دکتر عبدالکریمی چرا با استاندارد دو گانه به عنوان یک روشنفکر فعالیت فرهنگی می‌کند؟ آیا جامعه را از عصر قاجار، آخوندها و سنتی‌ها به رشد فعلی و به توسعهٔ فرهنگی فعلی رساندند یا روشنفکران؟ البته اتوریتهٔ مراجع اجتماعی فروریخته و قبول دارم. مرجعیت آخوندها نیز فروریخته، اما این امر به معنی انکار سهم و نقش آخوندها و سنتی‌ها در ایجاد مزاحمت و ممانعت در روند توسعه و نیز سهم و نقش روشنفکران و مدرن‌ها در جهت پیشبرد توسعه (به نحو طیفی) در جمیع وجوه، خصوصاً فرهنگی در قیاس با جهان سنت نیست.

۴) دکتر عبدالکریمی بهتر است عنایت کند که فلاسفهٔ وطنی، خصوصاً از نحلهٔ هایدگریسم اسلامی، وقتی وارد سیاست می‌شوند، معمولاً کارنامهٔ خوبی ندارند و بعضاً به خاطر تفکر در «وجود» که مفهومی ذهنی و انتزاعی و بلامصداق است، از «موجودات گوشت و پوست و خون‌دار» غافل می‌شوند و مثل هایدگر حتی با هیتلر متحد می‌گردند.

۵) دکتر عبدالکریمی از مفهوم «خرد ایرانی» سخن می‌گوید، لکن مؤلفه‌های آن را روشن نمی‌کند. خرد ایرانی چیست؟ چه تفاوتی با عقلانیت نظری و عملی که مورد تصدیق فلاسفه است با خرد ایرانی وجود دارد که آن را متمایز می‌کند؟ اهمیت دادن به منافع ملی و انسجام و وحدت ملی در میان ژاپنی‌ها، آیا خرد ژاپنی تولید می‌کند؟


#ویدیو_تحلیل #نقد_روشنفکران



🌾 @Naqdagin
📗دغدغه‌های ازغدی و اسلام راستین

✍️#علیرضاموثق

🍂 این سخنان حسن رحیم‌پور ازغدی -تئوریسین گرگان جنگل ولایت و فاشیسم مذهبی- راجع به کهیر زدن از رقص و آواز، بدون ارتباط با ماهیت اسلام راستین نیست. بزرگ‌ترین دشمن اسلام، الحاد نیست، بلکه آزادی‌ست. اسلام راستین، با آزادی دشمن است؛ برای همین است که حکومت اسلامی در ایران با کشورهای ملحد و مستبدی چون روسیه، چین، کرهٔ شمالی و ونزوئلا بیشتر دوست است تا با اروپا و آمریکای مسیحی، اما آزاد و لیبرال.

🍂 معاویه و یزید نیز از نظر مسلمانان راستین و فاشیست‌های داعشی، چون از اسلام راستین عدول کرده‌بودند و شرب خمر می‌کردند و یزید، سگ و میمون داشت، نامطلوب هستند. حسین می‌خواست دین جدش، یعنی داعش و طالبان را احیاء کند و از محقق نشدن اسلام راستین توسط یزید گلایه داشت. البته در کنار سنخ روانی حسین، علت مهم دیگر، جنگ قدرت و ادعای حقّ حکومت به نحو موروثی از علی بن ابی طالب و از مجرای «ژن خوب الهی» بود که پس از غیبت امام زمان ۱۲٠٠ ساله و تعلیقِ ژن مذکور در فضا-زمان، با شعبده‌بازیِ ایدئولوژیک و کاسه‌کلک‌بازیِ تئولوژیک، به ولی فقیه و به آخوندها جهت سلطنت رسید(!)

🍂 در خطبهٔ ٨٠ و نامهٔ ٣١ از نهج‌البلاغه، دُم خروس اسلام راستین و داعشی، از لای عبای امام اول شیعیان نیز بیرون می‌زند و زنان را ناقص‌العقل می‌داند و مردها را از مشورت با زنان منع می‌کند و زنان را به پستونشینی دعوت می‌نماید.

🍂 مسلمین حتی قبل از ظهور غرب جدید و آمریکا و اسرائیل، مدام در جنگ با یکدیگر بودند و به دریدن هم مشغول بودند؛ زیرا اسلام راستین، «بربریت، توحش، استبداد، دیگری‌ستیزی و تمامیت‌خواهی و نیز قتل و غارت، تکفیر، خردستیزی، انحصارگرایی و مطلق‌گرایی» را در مسلمین نهادینه و تقویت کرده بود و لذا در کنار قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ کافران غیرحربی و اهل کتاب، یعنی حتی مؤمنین اخلاقی در ادیان دیگر، به خاطر روحیهٔ قبیله‌ای و «دیگری‌ساز و دیگری‌ستیز»، به جان یکدیگر نیز که از وجوهی، مثل اختلاف در تفسیر اسلام و یا قومیت، «دیگری» محسوب می‌شدند، می‌افتادند و به آزادی و کثرت‌گرایی اعتقادی نداشتند.

🍂 اسلام، نظامی مبتنی بر «عقلانیت و معنویت و اخلاق و ایمان» نبود تا «صلح و مدارا و اخلاقِ جهان‌شمول و انسانیت و فلسفه و علم»، دغدغهٔ محوری‌اش باشد، بلکه نظامی مبتنی بر «جهل و ظلم و خرافات و ارادهٔ قدرت و استبداد و انحصارگرایی و خشونت و خودشیفتگی» بود و به همین سبب، انسان‌هایی را پرورش می‌داد که یا با کافران در جنگ بودند، یا با خود مسلمانان، و مآلاً اهل مدارا، کثرت‌گرایی و رعایت حقوق «دیگری‌ها»، از جمله حقّ آزادی در «سبک زندگی، رقص، آواز و موسیقی، یا نوع مذهب و دین‌ورزی و جهان‌بینی» نبودند.

🍂 در مورد خصومت اسلام با آزادی، چرا به راه دور برویم و بر مصداق سخنان ازغدی در تاریخ صدر اسلام تمرکز کنیم؟ همین الان، مسلمین راستین، برای حجاب و قر کمر جوانان، کفن‌پوش می‌شوند، ولی به هزار و یک ظلم و جنایت و رذیلت، مثل «استبداد و کودک‌همسری و شلاق و سنگسار و قصاص و قطع دست و تبعیض علیه زنان/کافران و نیز دروغ و ریا و فساد اداری و کودک‌کشی» کاری ندارند.

🍂 هر مسلمانی که در مفهومی طیفی، به عقل و اخلاق و آزادی، نزدیک‌تر می‌شود، از اسلام راستین، دورتر می‌شود؛ مثل دکتر عبدالکریم سروش و دکتر بیژن عبدالکریمی. همین رویداد را در کل تاریخ اسلام می‌توان مشاهده کرد. هر کس از فلسفهٔ یونان و حکمت ایران و عرفان هند تغذیه کرد و در ساحت عقلی و اخلاقی و وجودی، کمی رشد کرد، به میزان رشد و در وجهی که بزرگ شد، به همان نسبت و درجه، از اسلام راستین عدول کرد. این واقعیت را می‌توان در تمام بزرگان در جهان سنت دید، از جمله در حافظ و سعدی و مولوی و ابن سینا و خاصه در خیام و رازی که مثل ملکیان پنجم فاصلهٔ کهکشانی از اسلام گرفتند.

🍂 #مولوی در جایی که هنوز از اسلام راستین فاصله نگرفته و عبد و بردهٔ آموزه‌های آن است، و جنایت خضر را توجیه می‌کند، حقیر و صغیر است و از عقل و اخلاق فاصله می‌گیرد. منتها در جایی که بزرگ می‌شود، از پلورالیسم دینی دفاع می‌کند و در داستان موسی و شبان، اسلامِ «عبوس و انحصارگرا و استبدادی» را به چالش می‌کشد، و تصویر خدای «فاشیست و مستبد و توتالیتر و مذکر و شقی و خام» در قرآن را استحاله می‌کند، و با تکفیر و دوگانهٔ کافر/مسلمان و یا با فقه و تقلید در می‌پیچد و لذا از اسلام راستین دور می‌شود و می‌گوید: «دریغا که شرح نگشت و ز شرح می‌ترسم/که تیغ شرع برهنه‌ست در شریعت او».


#نقد_اسلام #ویدیو_تحلیل



🌾 @Naqdagin