#شعرانه
📗 «من هرگز خدا را ندیدەام»
من هرگز خدا را از نزدیک ندیدەام
پس چگونە میتوانم از وی بترسم!؟
اما میهراسم از آذرخش و خشمِ مردانِ صالح،
از درکِ این فضای بیکران در شبی کە
پشتِ ستارگانِ لرزان میگسترد،
میترسم.
من هرگز خدا را از نزدیک ندیدەام
پس چگونە میتوانم عبادتش کنم؟
اما کوهستانِ پوشیدە از شکوفەهای انگور را
در زیرِ پرتوهای خورشیدِ غروبگاهی، میپرستم؛
هر آنچە را که بدوی است، میپرستم-
درختان و اشکال اصیل زیبایی را
کە در این جهانِ ملموس ما جای دارد، میستایم.
من هرگز خدا را از نزدیک ندیدەام
پس چگونە میتوانم او را دوست بدارم؟!
اما روشنایی را دوست میدارم
کە بە سنگ و چوب
جان میبخشاید،
و چونان لطفی ناگهانی
رهگذری کندپا را
از زمان و مکان میرهاند
تا ناشناختە را
از میانِ شناختەها، بازشناسد.
✍️شاعر: #فئبی_هسکث - شاعر بریتانیایی
🖋#ترجمه: #باور_معروفی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📗 «من هرگز خدا را ندیدەام»
من هرگز خدا را از نزدیک ندیدەام
پس چگونە میتوانم از وی بترسم!؟
اما میهراسم از آذرخش و خشمِ مردانِ صالح،
از درکِ این فضای بیکران در شبی کە
پشتِ ستارگانِ لرزان میگسترد،
میترسم.
من هرگز خدا را از نزدیک ندیدەام
پس چگونە میتوانم عبادتش کنم؟
اما کوهستانِ پوشیدە از شکوفەهای انگور را
در زیرِ پرتوهای خورشیدِ غروبگاهی، میپرستم؛
هر آنچە را که بدوی است، میپرستم-
درختان و اشکال اصیل زیبایی را
کە در این جهانِ ملموس ما جای دارد، میستایم.
من هرگز خدا را از نزدیک ندیدەام
پس چگونە میتوانم او را دوست بدارم؟!
اما روشنایی را دوست میدارم
کە بە سنگ و چوب
جان میبخشاید،
و چونان لطفی ناگهانی
رهگذری کندپا را
از زمان و مکان میرهاند
تا ناشناختە را
از میانِ شناختەها، بازشناسد.
✍️شاعر: #فئبی_هسکث - شاعر بریتانیایی
🖋#ترجمه: #باور_معروفی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شعرانه
📗 «من هرگز خدا را ندیدەام»
🎙گوینده: #نوربانو
من هرگز خدا را از نزدیک ندیدەام
پس چگونە میتوانم از وی بترسم!؟
اما میهراسم از آذرخش و خشمِ مردانِ صالح،
از درکِ این فضای بیکران در شبی کە
پشتِ ستارگانِ لرزان میگسترد،
میترسم.
من هرگز خدا را از نزدیک ندیدەام
پس چگونە میتوانم عبادتش کنم؟
اما کوهستانِ پوشیدە از شکوفەهای انگور را
در زیرِ پرتوهای خورشیدِ غروبگاهی، میپرستم؛
هر آنچە را که بدوی است، میپرستم-
درختان و اشکال اصیل زیبایی را
کە در این جهانِ ملموس ما جای دارد، میستایم.
من هرگز خدا را از نزدیک ندیدەام
پس چگونە میتوانم او را دوست بدارم؟!
اما روشنایی را دوست میدارم
کە بە سنگ و چوب
جان میبخشاید،
و چونان لطفی ناگهانی
رهگذری کندپا را
از زمان و مکان میرهاند
تا ناشناختە را
از میانِ شناختەها، بازشناسد.
✍️شاعر: #فئبی_هسکث - بریتانیایی
🖋#ترجمه: #باور_معروفی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📗 «من هرگز خدا را ندیدەام»
🎙گوینده: #نوربانو
من هرگز خدا را از نزدیک ندیدەام
پس چگونە میتوانم از وی بترسم!؟
اما میهراسم از آذرخش و خشمِ مردانِ صالح،
از درکِ این فضای بیکران در شبی کە
پشتِ ستارگانِ لرزان میگسترد،
میترسم.
من هرگز خدا را از نزدیک ندیدەام
پس چگونە میتوانم عبادتش کنم؟
اما کوهستانِ پوشیدە از شکوفەهای انگور را
در زیرِ پرتوهای خورشیدِ غروبگاهی، میپرستم؛
هر آنچە را که بدوی است، میپرستم-
درختان و اشکال اصیل زیبایی را
کە در این جهانِ ملموس ما جای دارد، میستایم.
من هرگز خدا را از نزدیک ندیدەام
پس چگونە میتوانم او را دوست بدارم؟!
اما روشنایی را دوست میدارم
کە بە سنگ و چوب
جان میبخشاید،
و چونان لطفی ناگهانی
رهگذری کندپا را
از زمان و مکان میرهاند
تا ناشناختە را
از میانِ شناختەها، بازشناسد.
✍️شاعر: #فئبی_هسکث - بریتانیایی
🖋#ترجمه: #باور_معروفی
➖➖➖
🌾@Naqdagin