نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📕جزیه و ماجرای ارادهٔ قدرت و سرکوب در اسلام

✍️#علیرضاموثق

۱۴٠٠/۱/۳
#یادداشت
#نقد_اسلام #جزیه #نقد_قرآن #دیگری_ستیزی
#امیرحسین_ترکاشوند



نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕جزیه و ماجرای ارادهٔ قدرت و سرکوب در اسلام

✍️#علیرضاموثق

1️⃣ آقای ترکاشوند به بهانهٔ دیدار پاپ با آیت الله سیستانی، مطلبی منتشر کرده‌است که هنوز کامل نشده‌است. منتها به دلالت همین قسمت نخست از نوشتار مذکور، مدعای آقای ترکاشوند این است که فقها در خصوص جزیه گرفتن از اهل کتاب (از جمله از مسیحیان) ۱۴٠٠ سال قرآن را به نحو اشتباه فهمیده و تفسیر کرده‌اند (اینجا).

آقای ترکاشوند در ابتدای سخن خود به نحو ضمنی مدعی می‌شود که قرآن، همهٔ ادیان را دعوت کرده‌است تا در ذیل «ایمان به الله و توحید و نفی شرک» متحد شوند؛ اما در این خصوص لازم به ذکر است که در قرآن «ارادهٔ قدرت و سرکوب و سلطه»، به نحو زیرکانه‌ای در پسِ پشتِ دعوت به اتحاد و توحید پنهان شده‌است و برای آشکار شدنش، می‌بایست به جمیع آیات قرآن و به مهندسیِ آموزه‌ها و احکامش توجه کرد.

قرآن ابتدا خیلی شیک و خوشگل، به اطاعت از الله و سرباز زدن از هر اربابی جز او دعوت می‌کند؛ اما وقتی از قرآن می‌پرسیم که لوازمِ «اطاعت از الله و توحید و نفی شرک» چیست؟ می‌گوید: «تصدیقِ مدعیات من و تسلیمِ محضِ ظاهری و باطنی شدن نسبت به اوامر و نواهی من که سخن الله و دینی کامل هستم». قرآن و سنت نبوی که طبق قرآن، از منابع اسلام است، می‌گوید: «در دین اکراه وجود ندارد (چون در عمل نمی‌توان باطن انسان‌ها را تسخیر کرد و آنها در نهایت، ریا می‌کنند و محدودیت عملی وجود دارد)، اما وقتی آخرین رسول الله، حقیقت را ابلاغ کرد (حال، ادلهٔ اثبات دعاویِ آخرین رسول الله چیست؟ بماند)، فرد نامسلمان باید تاوانِ عدم تصدیقِ حقیقت را، هم در این دنیا بدهد و هم در آن دنیا».

طبق اسلام، فرد نامسلمان در این دنیا نجس است و حقوق برابر با انسانِ مسلمان ندارد. اگر ریا کند و در ظاهر، ابراز مسلمانی کند و خفه شود، از امتیازاتِ حقوقی و دنیوی مربوط به مسلمانان برخوردار می‌شود؛ لکن در آن دنیا، الله پوستش را می‌کند. از طرف دیگر اگر در این دنیا، بر نامسلمان بودنِ خود اصرار کند، صرف‌نظر از شکنجه‌های هیتلری در جهنم، در این دنیا نیز رسول الله و یا مریدان الله پوستش را می‌کنند. البته نکتهٔ اساسی در این است که الله (یعنی سلطان مستبد و توتالیتر و مذکر اسلام در آسمان)، هیچ وقت منافع مادیِ هستهٔ سختِ قدرت و جانشین الله در حکومت زمینی را فراموش نمی‌کند؛ لذا نامسلمانان اگر اسلام را نپذیرفتند؛ یا شمشیر و مرگ، و یا جزیه و باج سبیل به خلیفه. اگر هم اسلام را پذیرفتند، باز خراج و مالیات به خلیفه نباید فراموش شود. ضمن اینکه مخالفت با الله، در همهٔ سطوح، آثار برابر ندارد. آنچه برای الله بسیار اهمیت دارد، انکار یا عدم تصدیقِ ارکان سلطنتِ اوست؛ یعنی همان امری که برای تمام سلاطین مهم است. الله با غلامان و بردگان دربارش شبیه به مرتدان و نامسلمانان برخورد نمی‌کند. شخص مرتد ولو اگر انسانی اخلاقی باشد، تا ابد در جهنم شکنجه می‌شود. انسان نامسلمان، اگر هم در این دنیا با پرداخت جزیه و تحمل تحقیر و تبعیض، جان خود را نجات دهد و حقوق نابرابر با مسلمانان را بپذیرد، اما در نهایت، پس از مرگ باید در جهنم بسوزد.

هستهٔ مرکزیِ اسلام، بسط قدرت و سرکوب است و اصناف مکانیزم‌های دنیوی و اخروی را برای نیل به این منظور، تمهید کرده‌است. دغدغهٔ اسلام اگر ایمان به خداوند و اخلاق و عمل صالح بود، نیازی به باج سبیل گرفتن از مؤمنانِ نامسلمان (خصوصاً آنان که در ذیلِ حکومتی دیگر بودند) نبود و نیازی نبود تا بستر کشور گشایی و غارتِ «دیگر اقوام و مذاهب» را به نام خدا و با توسل به خدا فراهم کند، و می‌توانست تا تحت عناوینی که با اعتقاداتِ مذهبیِ اشخاص گره نخورد، از کسانی که در ذیل حکومت اسلامی زندگی می‌کنند، مالیات بگیرد.

2️⃣ فرض کنیم که آقای ترکاشوند درست بگوید و فقها و متخصصین اسلام، ۱۴٠٠ سال، قرآن را اشتباه فهمیده‌اند و درست در قرن ۲۱ و پس از بسطِ مدرنیسم و حقوق بشر و ارزش‌های لیبرالی، تازه برخی متوجه شده‌اند که مراد و منظور اصلی قرآن چیست. منتها مناقشهٔ بعدی این است که صرف‌نظر از مغالطه بودن تحدی و صرف‌نظر از خرافات و اباطیلی که در قرآن رسوخ کرده و صرفنظر از خساراتِ ناشی از بسط تعبد و جزم و جمود و جهل مقدس، قرآن ادعای مبین و کامل بودن دارد و تحدی کرده‌ و نیز قرن‌ها با استناد به احکام و آموزه‌های قرآن، در حق جان و مال انسان‌ها ظلم‌های عظیمی شده‌است؛ اما تازه پس از ۱۴٠٠ سال برخی نوادر چون جناب ترکاشوند، کشف کرده‌اند که از اهل کتاب نباید جزیه گرفت (بماند که تکلیف بودایی‌ها و لامذهب‌ها چه می‌شود؟ و استثناء کردن اهل کتاب، چطور به نحو اساسی، غدهٔ سرطانیِ نظام تبعیض و سرکوب در اسلام را درمان می‌کند؟). حال، اگر این مدعای آقای ترکاشوند صحیح باشد، کتابی که چنین پتانسیلی برای سوء تفاهم و تولید ظلم دارد، چرا نباید به عنوان کتابی پر ریسک طرد شود؟

۱۴۰۰/۱/۳


نقدآگین
را دنبال کنید:
🌾@Naqdagin