Daraj
من عبد الناصر إلى الحوثيين: لماذا "ينتصر" العربي دائماً؟ - Daraj
ظل السياسي العربي قومياً كان أو يسارياً أو إسلامياً، يؤمن بحتمية النصر لا بواقعيته ومتطلباته. سننتصر لأن ذلك من حتميات التاريخ لا لأننا نمتلك مقومات النصر!
💡پیروزی و شکست: از عقلانیت عرفی تا سیاست عربی
— منتشره در سایت درج مدیا (۱/۲)
✍🏻 #حسین_الوادعی (نویسنده، ستوننویس و فعال حقوقی یمنی است که در حوزههای سیاسی، اجتماعی و حقوق بشر فعالیت میکند)
⚔️ پیروزی، الزاماً بهمعنای بُردنِ نبرد نیست و از دست دادنِ سرزمین و جانها نیز لزوماً شکست محسوب نمیشود.
🗣 و اگر روزی اعترافی به شکست صورت گیرد، این اعتراف معمولاً با دو شرط همراه است:
🛡 شرط نخست، انداختنِ مسئولیتِ شکست بر گردنِ عاملی خارجی است — امپریالیسم، استعمار، یا آمریکا — و شرط دوم، یافتنِ نامی جایگزین برای واژهی شکست.
🏷 به این ترتیب، شکستِ سال ۱۹۴۸ شد «نکبه»، شکستِ ۱۹۵۶ شد «عدوان ثلاثی» (تجاوز سهگانه)، و شکستِ ۱۹۶۷ شد «نکسه» (پسرفت).
🪄 با این جادوگریِ زبانی، شکست پنهان میشود و کلمات به ابزاری برای پوشاندن واقعیت بدل میگردند.
🎭 اما پیروزی در سیاست عربی نیز کمتر از شکست، مبهم و دوپهلو نیست. همهی «پیروزیهای بزرگ» عربی پیروزیهایی مسئلهدارند که در آنها شورِ غرور با تلخیِ ناکامی درهم میآمیزد.
❓ آیا جمال عبدالناصر در جنگ ۱۹۵۶ واقعاً پیروز شد؟
📉 به همهی معیارهای نظامی، او شکست خورد. اسرائیل بهآسانی صحرای سینا را اشغال کرد، فرانسه و بریتانیا بر همهی ورودیهای کانال سوئز مسلط شدند، و ارتش مصر تلفات سنگینی در نفرات و تجهیزات متحمل شد. اگر دخالت اتحاد جماهیر شوروی و فشار ایالات متحده نبود، قاهره هدف بعدی جنگ میبود.
💸 حتی پس از عقبنشینی نیروهای متجاوز، مصر مجبور شد میلیونها دلار غرامت به بریتانیا و فرانسه بپردازد و آزادی کشتیرانی برای کشتیهای اسرائیلی و غربی را بدون محدودیت تضمین کند.
🗺 در سوی دیگر، قدرتهای استعمار نوین (شوروی و آمریکا) جای استعمار کهن (فرانسه و بریتانیا) را گرفتند و نفوذ خود را در منطقه گستراندند.
📖 جنگ سوئز لحظهای سرنوشتساز بود؛ لحظهای که معیارهای مبهم عربی برای پیروزی و شکست تثبیت شد. از آن پس، عباراتِ کلیشهای چون:
، همگی از آن دوره زاده شدند و به «انجیل» توجیه شکستها و پیروزیهای عربی بدل گشتند.
🥀 اما بهای پنهان کردنِ شکست، خود شکستی دیگر است، تلختر و عمیقتر.
🔄 اگر سیاست عربی در سال ۱۹۵۶ به شکست اعتراف کرده بود، شاید فاجعهی ۱۹۶۷ رخ نمیداد. زیرا شکست ۱۹۶۷ چیزی نبود جز تکراری تراژیک از شکستِ ۱۹۵۶. اسرائیل در ۱۹۶۷ همانگونه سینا را اشغال کرد که در ۱۹۵۶ کرده بود، و بار دیگر توانست هواپیماهای مصری را پیش از برخاستن از زمین نابود کند.
💔 هزینهی گزافِ انکارِ شکست، تکرارِ آن است — گاه بهشکلی مضحک، گاه بهشکلی تراژیک.
👑 امین معلوف در کتاب «اختلال جهان» شگفتزده است که
💥 عبدالناصر در همهی جنگهایش شکست خورد، از جمله در جنگ یمن که به قتلعامی روزانه برای سربازان مصری و شکستی سیاسی تمامعیار تبدیل شد.
🎯 اما میلِ عربی به احساسِ پیروزی دائمی، معیارهای تازهای برای پیروزی ساخت:
🇾🇪 در یمن، پیروزی یعنی حفظ نظام جمهوری نوپا؛
🗓 در ۱۹۶۷، پیروزی یعنی بقای عبدالناصر؛
🇮🇶 و در ۱۹۹۱، پیروزی صدام آن بود که تا سال ۲۰۰۳ همچنان بر عراق حکومت کرد.
⚖️ پیروزیهای عربی بسیار سنگیناند. هیچ کشور عربی وارد «گردونهی پیروزی» نشد مگر آنکه ملتِ خود را به ورطهی فقر، جنگ داخلی، و استبداد افکند.
🇱🇧 لبنان پس از خروج اسرائیل از جنوب در سال ۲۰۰۰ وارد این گردونه شد. حزبالله آن را به «پیروزی تاریخی» بدل کرد و با تکیه بر آن، قدرت را بهتنهایی قبضه کرد و نوعی «اشغال درونی» را به سود منافع خود و ولیفقیه برقرار ساخت.
🧱 پیروزی ۲۰۰۶ هزینهی سنگینتری داشت: ویرانی شهرها و عقبرفتِ اقتصاد به دههها پیش. دولت تضعیف شد و اقتصاد فروپاشید، اما حزب باقی ماند — و همین، بار دیگر، معیار پیروزی عربی شد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— منتشره در سایت درج مدیا (۱/۲)
✍🏻 #حسین_الوادعی (نویسنده، ستوننویس و فعال حقوقی یمنی است که در حوزههای سیاسی، اجتماعی و حقوق بشر فعالیت میکند)
⚔️ پیروزی، الزاماً بهمعنای بُردنِ نبرد نیست و از دست دادنِ سرزمین و جانها نیز لزوماً شکست محسوب نمیشود.
🗣 و اگر روزی اعترافی به شکست صورت گیرد، این اعتراف معمولاً با دو شرط همراه است:
🛡 شرط نخست، انداختنِ مسئولیتِ شکست بر گردنِ عاملی خارجی است — امپریالیسم، استعمار، یا آمریکا — و شرط دوم، یافتنِ نامی جایگزین برای واژهی شکست.
🏷 به این ترتیب، شکستِ سال ۱۹۴۸ شد «نکبه»، شکستِ ۱۹۵۶ شد «عدوان ثلاثی» (تجاوز سهگانه)، و شکستِ ۱۹۶۷ شد «نکسه» (پسرفت).
🪄 با این جادوگریِ زبانی، شکست پنهان میشود و کلمات به ابزاری برای پوشاندن واقعیت بدل میگردند.
🎭 اما پیروزی در سیاست عربی نیز کمتر از شکست، مبهم و دوپهلو نیست. همهی «پیروزیهای بزرگ» عربی پیروزیهایی مسئلهدارند که در آنها شورِ غرور با تلخیِ ناکامی درهم میآمیزد.
❓ آیا جمال عبدالناصر در جنگ ۱۹۵۶ واقعاً پیروز شد؟
📉 به همهی معیارهای نظامی، او شکست خورد. اسرائیل بهآسانی صحرای سینا را اشغال کرد، فرانسه و بریتانیا بر همهی ورودیهای کانال سوئز مسلط شدند، و ارتش مصر تلفات سنگینی در نفرات و تجهیزات متحمل شد. اگر دخالت اتحاد جماهیر شوروی و فشار ایالات متحده نبود، قاهره هدف بعدی جنگ میبود.
💸 حتی پس از عقبنشینی نیروهای متجاوز، مصر مجبور شد میلیونها دلار غرامت به بریتانیا و فرانسه بپردازد و آزادی کشتیرانی برای کشتیهای اسرائیلی و غربی را بدون محدودیت تضمین کند.
🗺 در سوی دیگر، قدرتهای استعمار نوین (شوروی و آمریکا) جای استعمار کهن (فرانسه و بریتانیا) را گرفتند و نفوذ خود را در منطقه گستراندند.
📖 جنگ سوئز لحظهای سرنوشتساز بود؛ لحظهای که معیارهای مبهم عربی برای پیروزی و شکست تثبیت شد. از آن پس، عباراتِ کلیشهای چون:
«نبرد را باختیم اما جنگ را نه»، یا «نظامی شکست خوردیم اما سیاسی پیروز شدیم»، یا «پیروزی اخلاقی» و «پیروزی معنوی» و «پیروز شدیم چون نظام سقوط نکرد»
، همگی از آن دوره زاده شدند و به «انجیل» توجیه شکستها و پیروزیهای عربی بدل گشتند.
🥀 اما بهای پنهان کردنِ شکست، خود شکستی دیگر است، تلختر و عمیقتر.
🔄 اگر سیاست عربی در سال ۱۹۵۶ به شکست اعتراف کرده بود، شاید فاجعهی ۱۹۶۷ رخ نمیداد. زیرا شکست ۱۹۶۷ چیزی نبود جز تکراری تراژیک از شکستِ ۱۹۵۶. اسرائیل در ۱۹۶۷ همانگونه سینا را اشغال کرد که در ۱۹۵۶ کرده بود، و بار دیگر توانست هواپیماهای مصری را پیش از برخاستن از زمین نابود کند.
💔 هزینهی گزافِ انکارِ شکست، تکرارِ آن است — گاه بهشکلی مضحک، گاه بهشکلی تراژیک.
👑 امین معلوف در کتاب «اختلال جهان» شگفتزده است که
چگونه عبدالناصر، با وجود تحقیرآمیزترین شکستهای عربی، محبوبترین قهرمانِ تودههای عرب است، در حالی که سادات — صاحبِ تنها پیروزی نظامی بزرگ عربی — منفورترین رهبر در میان مردم است.
💥 عبدالناصر در همهی جنگهایش شکست خورد، از جمله در جنگ یمن که به قتلعامی روزانه برای سربازان مصری و شکستی سیاسی تمامعیار تبدیل شد.
🎯 اما میلِ عربی به احساسِ پیروزی دائمی، معیارهای تازهای برای پیروزی ساخت:
🇾🇪 در یمن، پیروزی یعنی حفظ نظام جمهوری نوپا؛
🗓 در ۱۹۶۷، پیروزی یعنی بقای عبدالناصر؛
🇮🇶 و در ۱۹۹۱، پیروزی صدام آن بود که تا سال ۲۰۰۳ همچنان بر عراق حکومت کرد.
⚖️ پیروزیهای عربی بسیار سنگیناند. هیچ کشور عربی وارد «گردونهی پیروزی» نشد مگر آنکه ملتِ خود را به ورطهی فقر، جنگ داخلی، و استبداد افکند.
🇱🇧 لبنان پس از خروج اسرائیل از جنوب در سال ۲۰۰۰ وارد این گردونه شد. حزبالله آن را به «پیروزی تاریخی» بدل کرد و با تکیه بر آن، قدرت را بهتنهایی قبضه کرد و نوعی «اشغال درونی» را به سود منافع خود و ولیفقیه برقرار ساخت.
🧱 پیروزی ۲۰۰۶ هزینهی سنگینتری داشت: ویرانی شهرها و عقبرفتِ اقتصاد به دههها پیش. دولت تضعیف شد و اقتصاد فروپاشید، اما حزب باقی ماند — و همین، بار دیگر، معیار پیروزی عربی شد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Daraj
من عبد الناصر إلى الحوثيين: لماذا "ينتصر" العربي دائماً؟ - Daraj
ظل السياسي العربي قومياً كان أو يسارياً أو إسلامياً، يؤمن بحتمية النصر لا بواقعيته ومتطلباته. سننتصر لأن ذلك من حتميات التاريخ لا لأننا نمتلك مقومات النصر!
💡پیروزی و شکست: از عقلانیت عرفی تا سیاست عربی
— منتشره در سایت درج مدیا (۲/۲)
✍🏻 #حسین_الوادعی (نویسنده، ستوننویس و فعال حقوقی یمنی است که در حوزههای سیاسی، اجتماعی و حقوق بشر فعالیت میکند)
🚨 در یمن نیز داستانی مشابه تکرار شد. پس از «پیروزی» نخست حوثیها در سال ۲۰۱۴ با سقوط دولت، آنان سالهاست جشن پیروزی بر «ائتلاف عربی» را میگیرند. مهم نیست که کشور کنترلِ مرزهای زمینی، هوایی و دریایی خود را از دست داده، یا بیش از ۲۰ میلیون نفر در فقر زندگی میکنند، یا یمن با «پیروزی الهی» خود به بدترین بحران انسانی جهان گرفتار شده است. معیارهای پیروزی و شکست هیچ نسبتی با انسان و واقعیت ندارند؛ آنها از جهانی دیگر میآیند، جهانی جدا از ارزش و عقل.
🕊 از همین جهان خیالی، «پیروزی اخیر در غزه» نیز برخاست.
😢 در حالی که غزه ویران شد و توجه جهانی از ظلم در شیخ جراح و تبعیض علیه فلسطینیان ۱۹۴۸ منحرف گردید.
💦 اما توجیهِ پیروزی در جهان عرب کار دشواری نیست؛ ساختنِ توهمی تازه از پیروزی آسانتر از نوشیدنِ آب است.
💀 میگویند پیروز شدیم و فلسطین اکنون از همیشه به ما نزدیکتر است — ولی چه چیزی واقعاً تغییر کرده است جز شمارِ کودکان و والدینی که کشته شدند؟
🏹 یکی از معانی واژهی «نصر» در لغت عرب، انتقام گرفتن از دشمن است.
😡 و چون عرب در احساس دائمیِ خواری در برابر اسرائیل و غرب زندگی میکند، بهدنبال هرگونه انتقام است، حتی اگر بهایش ویرانیِ خودش باشد.
🎆 در چنین حالتی، پرتاب چند موشک کماثر که خسارتی اندک به «دشمن» میزند اما ویرانیای عظیم برای «پیروز» بهجا میگذارد، بهمثابهی پیروزیای معنوی و پرطنین جشن گرفته میشود.
🔮 اما مسئله صرفاً زبانی نیست. سیاستمدار عرب، چه قومگرا، چه چپگرا، چه اسلامگرا، به «حتمیتِ پیروزی» ایمان دارد نه به واقعیت و الزاماتِ آن.
⏳ ما پیروز خواهیم شد، چون این از حتمیاتِ تاریخ است، نه به این دلیل که ابزارهای پیروزی را داریم!
🧿 از همینرو، پس از ۱۹۶۷ هم نتوانستیم شکست را درک کنیم و ایمانِ کورمان به آمدنِ پیروزی ادامه یافت.
✨ در نگاه اسلامگرایان (حماس، حوثیها، اخوانالمسلمین)، پیروزی امری الهی است — «إنما النصر من عند الله» — و بنابراین هیچ ربطی به قدرت نظامی یا آمادگی انسانی ندارد.
🙏 عاملِ یگانهی پیروزی، رابطهی تو با خدا و تواناییات در ایفای نقشِ نمایندهی انحصاریِ او بر زمین است.
🎁 اگر واژگانِ ملیگرای عرب برای شکست، بدلهای تسکینی خود را ساختهاند («نکبه»، «نکسه»، «عدوان»)، واژگانِ دینی نیز بدیلهای آرامبخش خود را دارند («ابتلاء»، «امتحان»، «محنه»).
⛓️ رهبر عرب همیشه پیروز است؛ و به همین دلیل، زندگیِ ما زنجیرهای بیپایان از شکستهاست.
@bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— منتشره در سایت درج مدیا (۲/۲)
✍🏻 #حسین_الوادعی (نویسنده، ستوننویس و فعال حقوقی یمنی است که در حوزههای سیاسی، اجتماعی و حقوق بشر فعالیت میکند)
🚨 در یمن نیز داستانی مشابه تکرار شد. پس از «پیروزی» نخست حوثیها در سال ۲۰۱۴ با سقوط دولت، آنان سالهاست جشن پیروزی بر «ائتلاف عربی» را میگیرند. مهم نیست که کشور کنترلِ مرزهای زمینی، هوایی و دریایی خود را از دست داده، یا بیش از ۲۰ میلیون نفر در فقر زندگی میکنند، یا یمن با «پیروزی الهی» خود به بدترین بحران انسانی جهان گرفتار شده است. معیارهای پیروزی و شکست هیچ نسبتی با انسان و واقعیت ندارند؛ آنها از جهانی دیگر میآیند، جهانی جدا از ارزش و عقل.
🕊 از همین جهان خیالی، «پیروزی اخیر در غزه» نیز برخاست.
برخی گفتند فلسطین پیروز شد، برخی گفتند مقاومت پیروز شد، و برخی گفتند محورِ ممانعت پیروز شد.
😢 در حالی که غزه ویران شد و توجه جهانی از ظلم در شیخ جراح و تبعیض علیه فلسطینیان ۱۹۴۸ منحرف گردید.
💦 اما توجیهِ پیروزی در جهان عرب کار دشواری نیست؛ ساختنِ توهمی تازه از پیروزی آسانتر از نوشیدنِ آب است.
💀 میگویند پیروز شدیم و فلسطین اکنون از همیشه به ما نزدیکتر است — ولی چه چیزی واقعاً تغییر کرده است جز شمارِ کودکان و والدینی که کشته شدند؟
🏹 یکی از معانی واژهی «نصر» در لغت عرب، انتقام گرفتن از دشمن است.
😡 و چون عرب در احساس دائمیِ خواری در برابر اسرائیل و غرب زندگی میکند، بهدنبال هرگونه انتقام است، حتی اگر بهایش ویرانیِ خودش باشد.
🎆 در چنین حالتی، پرتاب چند موشک کماثر که خسارتی اندک به «دشمن» میزند اما ویرانیای عظیم برای «پیروز» بهجا میگذارد، بهمثابهی پیروزیای معنوی و پرطنین جشن گرفته میشود.
🔮 اما مسئله صرفاً زبانی نیست. سیاستمدار عرب، چه قومگرا، چه چپگرا، چه اسلامگرا، به «حتمیتِ پیروزی» ایمان دارد نه به واقعیت و الزاماتِ آن.
⏳ ما پیروز خواهیم شد، چون این از حتمیاتِ تاریخ است، نه به این دلیل که ابزارهای پیروزی را داریم!
🧿 از همینرو، پس از ۱۹۶۷ هم نتوانستیم شکست را درک کنیم و ایمانِ کورمان به آمدنِ پیروزی ادامه یافت.
✨ در نگاه اسلامگرایان (حماس، حوثیها، اخوانالمسلمین)، پیروزی امری الهی است — «إنما النصر من عند الله» — و بنابراین هیچ ربطی به قدرت نظامی یا آمادگی انسانی ندارد.
🙏 عاملِ یگانهی پیروزی، رابطهی تو با خدا و تواناییات در ایفای نقشِ نمایندهی انحصاریِ او بر زمین است.
🎁 اگر واژگانِ ملیگرای عرب برای شکست، بدلهای تسکینی خود را ساختهاند («نکبه»، «نکسه»، «عدوان»)، واژگانِ دینی نیز بدیلهای آرامبخش خود را دارند («ابتلاء»، «امتحان»، «محنه»).
⛓️ رهبر عرب همیشه پیروز است؛ و به همین دلیل، زندگیِ ما زنجیرهای بیپایان از شکستهاست.
@bardiafrh
.
#نقد_فرهنگ #خاورمیانه #سیاست #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin