⬛️ انکار جایگاه مصدق و کودتا
— رضا پهلوی کی از خودارضایی دست میکشد؟ (۲)
✍🏻#حمیدرضا_عابدیانی
◼️ویدیوی پیوست بخشی از سخنرانی رضا پهلوی در اندیشکدهی هادسن است. رضا پهلوی به پرسشی در مورد کودتای ۱۳۳۲ پاسخی میدهد که واقعا حیرتآور است.
◼️او هجده ساله بود که ایران را ترک کرد. این فرصتی مناسب بود که رژیم حقیقی مشروطه را در کشورهای دموکراتیک، مطالعه کند تا در قیاس با آنچه که بنام مشروطه در دوران پدر و پدر بزرگش در ایران رواج داشت، به یک خوانش انتقادی مناسب دست پیدا کند، اما گویا فهم او از قانون اساسی مشروطیت ایران، کماکان منطبق بر فهم پدرانش از این قانون است.
◼️رضا پهلوی در حالیکه سعی میکند خونسرد باشد، «کودتا خواندن» عزل نخست وزیر را با این عبارت که "معمولا کودتا از پایین به بالا صورت میگیرد نه از بالا به پایین"، بذلهگویانه به چالش میکشد.
◼️تو گویی در نظر او، پادشاه در سلسلهمراتب قدرت، در رأس هرم قرار داشته و نخستوزیر، ذیل او تعریف میشود.
◼️با گذشت این همه سال، اینکه رضا پهلوی هنوز نمیتواند «نهاد تشریفاتی سلطنت» را از «نهاد مسئول حکمرانی» تفکیک کند، واقعا غمانگیز است؛ طرفه آنکه شنوندگان حاضر نیز برای یکچنین دریافت وارونهای از مشروطیت، دینخویانه دست میزنند.
◼️رضا پهلوی در این ویدئو، از اینکه برخی دولت دکتر محمد مصدق را «دولت منتخب دموکراتیک» میخوانند، برمیآشوبد و سعی میکند تا با توضیح «مکانیسم انتخاب نخست وزیر» در دوره ی مربوطه، چنین دریافتی را به چالش بکشد.
◼️او ابتداء یک معنای خاص برای «دولت منتخب دموکراتیک» دستوپا میکند و بعد، با نشان دادن مغایرت این تعریف با نحوهی انتخاب نخستوزیر در ایران، کاربرد چنین تعبیری را برای دولت مصدق به پرسش میگیرد.
◼️تعریف او از «دولت منتخب دموکراتیک»، دولتیست که در یک فراآیند انتخاباتی، با رأی مستقیم مردم مستقر شده باشد.
◼️در این صورت باید از او پرسید که آیا معتقد است که «نظامهای پارلمانی»، عموما نمیتوانند دولتهای منتخب دموکراتیک داشته باشند یا اینکه «ذیل سلسله پهلوی»، استقرار چنین دولتی در ایران آن روزگار ممتنع بود؟
◼️اما در مورد دولت دکتر محمد مصدق، همگان میدانند که ایشان، دست کم از سی تیر ۱۳۳۱ به بعد، «نخست وزیر قیام ملی» بودهاست، به همین سبب بود که وی پس از این تاریخ، برای تاکید بر وجههی مردمی دولت، خود را «نخست وزیر ملت» مینامید.
◼️رضا پهلوی در این ویدئو، با بیانی مغشوش در مورد انتخاب نخست وزیر در ایران عصر مشروطیت میگوید که، نخست وزیر یا توسط شاه منصوب میشد و صلاحیتش مورد تایید پارلمان قرار میگرفت و یا اینکه توسط پارلمان پیشنهاد و توسط شاه پذیرفته میشد.
◼️ این هم تفسیر غلطی از «قانون اساسی مشروطیت ایران» است و هم بیانی غیرواقعی از «تاریخ ایران».
◼️ آیا رضا پهلوی نمیدانند که وقتی احمدشاه از اروپا به مجلس تلگراف زد که پدربزرگشان را از ریاستالوزرایی خلع و مستوفیالممالک را را به این مقام نصب کنند، مجلس علاوه بر این که «عزل و نصب وزراء» را از «حقوق پادشاه» ندانست و فرمان را نپذیرفت، هیئتی از نمایندگان مجلس را هم نزد سردار سپه که به حالت قهر به بومهن رفته بود، فرستاد تا از او دلجویی کند و او را بازگرداند؟ هیئتی که مصدق هم در میان آنان بود.
◼️این که رضا پالانی، شاه بعدی، بیاعتناء به این سابقه، رأسا به عزل و نصب وزراء میپرداخت، احیای «حکومت استبدادی» بود که «اختیار مجلس و دولت» را در کف قدرت پادشاه قرار میداد و نه الگوی شایستهای از «قانون اساسی مشروطیت ایران» که بتوان به آن استناد کرد!
◼️او در این ویدئو بدرستی تاکید میکند، غیرممکن است که بتوانیم بگوییم هم شاه و هم مصدق، همزمان هر دو درست یا نادرست عمل کردهاند، لیکن در ایران آن روزگار، یک نهاد داوری که میبایست به این امور رسیدگی کند [مکانیسم تعیینکننده] وجود نداشت.
◼️معلوم نیست که ایشان، تجاهل میکنند و یا این که واقعا از وجود «هیئت هشت نفرهای» که از میان همهی جناحهای مجلس برای داوری دربارهی اختلاف نظر دولت و دربار در مورد «حقوق پادشاه» و «حدود اختیارات او» در اسفند ۱۳۳۱ تشکیل شده بود، اطلاعی ندارند؟ هیئتی که پس از رسیدگی در بیانیهای رسمی، «تفسیر دموکراتیک دولت از قانون اساسی» را پذیرفت و پادشاه را «مقام غیرمسئولی شناخت که حق مداخله در امور دولت را ندارد».
◼️ آیا ایشان نمیدانند که وفق اصل ۲۷ متمم قانون اساسی، «شرح و تفسیر قوانین» از وظایف مختصه «مجلس شورای ملی» بودهاست؟ آیا او نمیداند که سه فوریت این تفسیر، در قالب یک ماده واحده از تصویب مجلس هفدهم گذشته بود؟
🗄پست مرتبط
📻 تفسیر مهمّ هیئت هشتنفره مجلس شورای ملی از قانون مشروطه
📺 مستند کودتای ۵۳
#آینه_تاریخ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— رضا پهلوی کی از خودارضایی دست میکشد؟ (۲)
✍🏻#حمیدرضا_عابدیانی
◼️ویدیوی پیوست بخشی از سخنرانی رضا پهلوی در اندیشکدهی هادسن است. رضا پهلوی به پرسشی در مورد کودتای ۱۳۳۲ پاسخی میدهد که واقعا حیرتآور است.
◼️او هجده ساله بود که ایران را ترک کرد. این فرصتی مناسب بود که رژیم حقیقی مشروطه را در کشورهای دموکراتیک، مطالعه کند تا در قیاس با آنچه که بنام مشروطه در دوران پدر و پدر بزرگش در ایران رواج داشت، به یک خوانش انتقادی مناسب دست پیدا کند، اما گویا فهم او از قانون اساسی مشروطیت ایران، کماکان منطبق بر فهم پدرانش از این قانون است.
◼️رضا پهلوی در حالیکه سعی میکند خونسرد باشد، «کودتا خواندن» عزل نخست وزیر را با این عبارت که "معمولا کودتا از پایین به بالا صورت میگیرد نه از بالا به پایین"، بذلهگویانه به چالش میکشد.
◼️تو گویی در نظر او، پادشاه در سلسلهمراتب قدرت، در رأس هرم قرار داشته و نخستوزیر، ذیل او تعریف میشود.
◼️با گذشت این همه سال، اینکه رضا پهلوی هنوز نمیتواند «نهاد تشریفاتی سلطنت» را از «نهاد مسئول حکمرانی» تفکیک کند، واقعا غمانگیز است؛ طرفه آنکه شنوندگان حاضر نیز برای یکچنین دریافت وارونهای از مشروطیت، دینخویانه دست میزنند.
◼️رضا پهلوی در این ویدئو، از اینکه برخی دولت دکتر محمد مصدق را «دولت منتخب دموکراتیک» میخوانند، برمیآشوبد و سعی میکند تا با توضیح «مکانیسم انتخاب نخست وزیر» در دوره ی مربوطه، چنین دریافتی را به چالش بکشد.
◼️او ابتداء یک معنای خاص برای «دولت منتخب دموکراتیک» دستوپا میکند و بعد، با نشان دادن مغایرت این تعریف با نحوهی انتخاب نخستوزیر در ایران، کاربرد چنین تعبیری را برای دولت مصدق به پرسش میگیرد.
◼️تعریف او از «دولت منتخب دموکراتیک»، دولتیست که در یک فراآیند انتخاباتی، با رأی مستقیم مردم مستقر شده باشد.
◼️در این صورت باید از او پرسید که آیا معتقد است که «نظامهای پارلمانی»، عموما نمیتوانند دولتهای منتخب دموکراتیک داشته باشند یا اینکه «ذیل سلسله پهلوی»، استقرار چنین دولتی در ایران آن روزگار ممتنع بود؟
◼️اما در مورد دولت دکتر محمد مصدق، همگان میدانند که ایشان، دست کم از سی تیر ۱۳۳۱ به بعد، «نخست وزیر قیام ملی» بودهاست، به همین سبب بود که وی پس از این تاریخ، برای تاکید بر وجههی مردمی دولت، خود را «نخست وزیر ملت» مینامید.
◼️رضا پهلوی در این ویدئو، با بیانی مغشوش در مورد انتخاب نخست وزیر در ایران عصر مشروطیت میگوید که، نخست وزیر یا توسط شاه منصوب میشد و صلاحیتش مورد تایید پارلمان قرار میگرفت و یا اینکه توسط پارلمان پیشنهاد و توسط شاه پذیرفته میشد.
◼️ این هم تفسیر غلطی از «قانون اساسی مشروطیت ایران» است و هم بیانی غیرواقعی از «تاریخ ایران».
◼️ آیا رضا پهلوی نمیدانند که وقتی احمدشاه از اروپا به مجلس تلگراف زد که پدربزرگشان را از ریاستالوزرایی خلع و مستوفیالممالک را را به این مقام نصب کنند، مجلس علاوه بر این که «عزل و نصب وزراء» را از «حقوق پادشاه» ندانست و فرمان را نپذیرفت، هیئتی از نمایندگان مجلس را هم نزد سردار سپه که به حالت قهر به بومهن رفته بود، فرستاد تا از او دلجویی کند و او را بازگرداند؟ هیئتی که مصدق هم در میان آنان بود.
◼️این که رضا پالانی، شاه بعدی، بیاعتناء به این سابقه، رأسا به عزل و نصب وزراء میپرداخت، احیای «حکومت استبدادی» بود که «اختیار مجلس و دولت» را در کف قدرت پادشاه قرار میداد و نه الگوی شایستهای از «قانون اساسی مشروطیت ایران» که بتوان به آن استناد کرد!
◼️او در این ویدئو بدرستی تاکید میکند، غیرممکن است که بتوانیم بگوییم هم شاه و هم مصدق، همزمان هر دو درست یا نادرست عمل کردهاند، لیکن در ایران آن روزگار، یک نهاد داوری که میبایست به این امور رسیدگی کند [مکانیسم تعیینکننده] وجود نداشت.
◼️معلوم نیست که ایشان، تجاهل میکنند و یا این که واقعا از وجود «هیئت هشت نفرهای» که از میان همهی جناحهای مجلس برای داوری دربارهی اختلاف نظر دولت و دربار در مورد «حقوق پادشاه» و «حدود اختیارات او» در اسفند ۱۳۳۱ تشکیل شده بود، اطلاعی ندارند؟ هیئتی که پس از رسیدگی در بیانیهای رسمی، «تفسیر دموکراتیک دولت از قانون اساسی» را پذیرفت و پادشاه را «مقام غیرمسئولی شناخت که حق مداخله در امور دولت را ندارد».
◼️ آیا ایشان نمیدانند که وفق اصل ۲۷ متمم قانون اساسی، «شرح و تفسیر قوانین» از وظایف مختصه «مجلس شورای ملی» بودهاست؟ آیا او نمیداند که سه فوریت این تفسیر، در قالب یک ماده واحده از تصویب مجلس هفدهم گذشته بود؟
🗄پست مرتبط
📻 تفسیر مهمّ هیئت هشتنفره مجلس شورای ملی از قانون مشروطه
📺 مستند کودتای ۵۳
#آینه_تاریخ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین