Telegram
نقدآگین
📺 ادیان، سیاست و سرکوبِ زنان
🔸#نوال_سعداوی روانپزشک، کنشگر اجتماعی و نویسندۀ مصری بود. بسیاری از منتقدان او را برجستهترین نمایندهی زنان رماننویس عرب میدانند که در رمانهایش بیش از همه به زندگی خود پرداختهاست.
🔸نوال سعداوی مدارک افتخاری بیشماری از…
🔸#نوال_سعداوی روانپزشک، کنشگر اجتماعی و نویسندۀ مصری بود. بسیاری از منتقدان او را برجستهترین نمایندهی زنان رماننویس عرب میدانند که در رمانهایش بیش از همه به زندگی خود پرداختهاست.
🔸نوال سعداوی مدارک افتخاری بیشماری از…
📘«قانون ما اسلامی است»؛ تهدید مذهبی و سرکوب زنان در محیط آکادمیک
— در حاشیۀ سخنانِ نوال سعداوی
✍🏻#سمیرا_حقوقی
🔸دانشجوی کارشناسی دانشگاه خوارزمی بودم، یکی از درسهای عمومیِ اجباری، انقلاب اسلامی بود. آخوندی درس رو ارائه میکرد. یادمه حتی تلاش نمیکرد، ظاهرنمایی کنه. علناً به دخترهایی مثل من که حجاب سفت و قرصی نداشتند، ترشرویی میکرد، گاهی هم توهین میکرد.
🔸کلاسهای عمومی، تفکیک جنسیتی بود، این مردک مدعی، تا وارد کلاس میشد، شروع به جفتک انداختن میکرد، حجابتو رعایت کن خانم! موهاتو بپوشون خانم! بعضی آخوندها سیس مهربانی میگرفتن، میگفتن دخترم حجابت!!! اما این لجنِ متحرک، رسما پرخاش میکرد که حجابت رو سفت کن! یک بار که وارد کلاس شد و به چند نفر تشر زد، قرعه به من افتاد، برگشت گفت موهاتو بپوشون، دفعه بعدی این ریختی نیا کلاس من!
🔸منم زیر لب گفتم، نه که عاشق دیدن روی خوش توام! یهو تسمه تایم پاره کرد! داد و بیداد که چی گفتی؟ خجالت بکش! منم دیگه دامان از دست دادم، پاشدم گفتم شما استادی، این درس هم اجباریه! به جز شما هم کسی ارائه نمیده. چرا هر دوشنبه ما باید همه اعصابمون به هم بریزه که الان شما چه توهینی میخوای بکنی؟!؟
🔸گفت: به خاطر شماها من نمیتونم به گناه بیفتم که! گفتم آخه این چه حرفیه! ما همه دختریم، شما به نظر جای اشتباهی هستی! شما پشتت رو به ما کن درس بده به گناه نیفتی! زد به الاَمان که وااسفا! حجاب قانون دانشگاهه! قانون مملکته! یک دختر دیگه بلند شد گفت تا الان که بحث به گناه نیفتادن شما بود، یهو مبحث قانونی شد! گفت فرقی نداره قانون ما اسلامیه. مخالفت شما با قانون، مخالفت با خداست! حکم دشمنی با خدا هم که میدونین چیه!!!
🔸همه ما یخ زدیم! عملا داشت تهدیدمون میکرد، و سمبهش هم پر زور بود! ما نباید با اسلام مخالفتی میکردیم! در نتیجه جلوی قلدرماآبی این احمق و احمقهای حکومتی هم نباید میایستادیم! وگرنه، حکممون اعدام بود!!!! خلاصه که اون درس رو اون ترم من حذف و ترم آخر تک ماده کردم، اما مگه این روایت من، تنها روایت سرکوب به واسطه مذهب و ایدئولوژی بوده یا هست؟!؟
🔸ما حتی توی خونههامونم باید به فلانی که مذهبی بود احترام میگذاشتیم و خودمونو میپوشوندیم! نه اینکه ما اعتقاد داشتیمها، باید به مذهب اون احترام میگذاشتیم! یا مثلا از اینکه محمد با دختر نه ساله رابطه نامعمولی داشته حرفی نمیزدیم! چرا؟!؟ چرا من باید به مذهب یا شخصیتهای مذهبی که نه تنها قبولشون ندارم؛ بلکه باهاشون کاملا مخالفم، احترام بگذارم؟!؟ خلاصه که طول کشید تا جرئت کنم بگم، من احترامی برای عقاید دیگران قائل نیستم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— در حاشیۀ سخنانِ نوال سعداوی
✍🏻#سمیرا_حقوقی
🔸دانشجوی کارشناسی دانشگاه خوارزمی بودم، یکی از درسهای عمومیِ اجباری، انقلاب اسلامی بود. آخوندی درس رو ارائه میکرد. یادمه حتی تلاش نمیکرد، ظاهرنمایی کنه. علناً به دخترهایی مثل من که حجاب سفت و قرصی نداشتند، ترشرویی میکرد، گاهی هم توهین میکرد.
🔸کلاسهای عمومی، تفکیک جنسیتی بود، این مردک مدعی، تا وارد کلاس میشد، شروع به جفتک انداختن میکرد، حجابتو رعایت کن خانم! موهاتو بپوشون خانم! بعضی آخوندها سیس مهربانی میگرفتن، میگفتن دخترم حجابت!!! اما این لجنِ متحرک، رسما پرخاش میکرد که حجابت رو سفت کن! یک بار که وارد کلاس شد و به چند نفر تشر زد، قرعه به من افتاد، برگشت گفت موهاتو بپوشون، دفعه بعدی این ریختی نیا کلاس من!
🔸منم زیر لب گفتم، نه که عاشق دیدن روی خوش توام! یهو تسمه تایم پاره کرد! داد و بیداد که چی گفتی؟ خجالت بکش! منم دیگه دامان از دست دادم، پاشدم گفتم شما استادی، این درس هم اجباریه! به جز شما هم کسی ارائه نمیده. چرا هر دوشنبه ما باید همه اعصابمون به هم بریزه که الان شما چه توهینی میخوای بکنی؟!؟
🔸گفت: به خاطر شماها من نمیتونم به گناه بیفتم که! گفتم آخه این چه حرفیه! ما همه دختریم، شما به نظر جای اشتباهی هستی! شما پشتت رو به ما کن درس بده به گناه نیفتی! زد به الاَمان که وااسفا! حجاب قانون دانشگاهه! قانون مملکته! یک دختر دیگه بلند شد گفت تا الان که بحث به گناه نیفتادن شما بود، یهو مبحث قانونی شد! گفت فرقی نداره قانون ما اسلامیه. مخالفت شما با قانون، مخالفت با خداست! حکم دشمنی با خدا هم که میدونین چیه!!!
🔸همه ما یخ زدیم! عملا داشت تهدیدمون میکرد، و سمبهش هم پر زور بود! ما نباید با اسلام مخالفتی میکردیم! در نتیجه جلوی قلدرماآبی این احمق و احمقهای حکومتی هم نباید میایستادیم! وگرنه، حکممون اعدام بود!!!! خلاصه که اون درس رو اون ترم من حذف و ترم آخر تک ماده کردم، اما مگه این روایت من، تنها روایت سرکوب به واسطه مذهب و ایدئولوژی بوده یا هست؟!؟
🔸ما حتی توی خونههامونم باید به فلانی که مذهبی بود احترام میگذاشتیم و خودمونو میپوشوندیم! نه اینکه ما اعتقاد داشتیمها، باید به مذهب اون احترام میگذاشتیم! یا مثلا از اینکه محمد با دختر نه ساله رابطه نامعمولی داشته حرفی نمیزدیم! چرا؟!؟ چرا من باید به مذهب یا شخصیتهای مذهبی که نه تنها قبولشون ندارم؛ بلکه باهاشون کاملا مخالفم، احترام بگذارم؟!؟ خلاصه که طول کشید تا جرئت کنم بگم، من احترامی برای عقاید دیگران قائل نیستم.
📺 «حجابِ سر» میراث بردهداریِ پیشایهودی
📺 بنیادگذارانِ ایرانِ نو؛ سناتور دکتر مهرانگیز منوچهریان
🩸سایهای که رقصش کفرِ مسجّله
📕از شادیِ دریغشده تا رقصِ ممنوع
📕چرا الله از «آزادی، رقص، خنده، موسیقی و شادی» متنفر است؟
📕چرا اسلام پسرفتی اساسی نسبت به مسیحت بودهاست؟
📕تضاد نگاه به زن در قرآن و ادیان
📕تعهد مسیحی و هرجومرجِ اسلامی
📕رابطۀ احکام اسلامی و عفاف (یکم - دوم)
📺 راه برخورد با مردی که صیغه میکنه؟!
🔻لیلی العاصیة
📺 آیا قرآن حاصل کار جمعی بوده؟
📺چرا محمد پیامبر نبود؟
📺 قرآنیون: دوستانِ الله یا مرتد؟
📺 آیاتِ سادهلوحانه و خندهدار که بشری بودن قرآن را ثابت میکنند
📺 دگرگشتِ خدایِ پدرِ اسلام/مسیحیت (یهودیت)
.
#زنان #تجربه_زیسته #حکومت_اسلامی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin