📘چرا اسرائیل پاسخ نداد؟!
✍🏻#صابر_گلعنبری
🍂 یک هفته از حملات موشکی سنگین به اسرائیل گذشت. در این یک هفته پیوست رسانهای چند لایه و تنومندِ اسرائیل در ابعاد داخلی، منطقهای و جهانی تمام و کمال فعال بود و اظهارنظرهای مستقیم و نقلقولهای متعدد و بعضا متعارض از مقامات اسرائیلی و آمریکایی در رسانههای هر دو دال بر پاسخی بیسابقه، بزرگ، سخت و تعریف اهداف متعدد مطرح شده است. حجم سنگین پمپاژ خبر، تقریبا در هر لحظه همه را در منطقه و به ویژه ایران در انتظار حمله «بزرگ» اسرائیل میگذاشت. اما یک هفته گذشت و خبری نشد که این امر پرسشبرانگیز است.
🔻دو احتمال در این خصوص مطرح است که قبل از پرداختن به آنها باید گفت که در این شرایط نباید بدترین سناریوها را هم از نظر دور داشت.
1️⃣ احتمال نخست این که اسرائیل خود را برای یک حملۀ بزرگ و غافلگیرکننده مثل حمله به لبنان با شمول اهداف متعدد ایرانی (تاسیسات نظامی، هستهای و اقتصادی) آماده میکند و در حال هماهنگی لازم با آمریکا و طرفهای دیگر در این خصوص و اتخاذ تدابیر لازم برای مقابله با پاسخ بعدی ایران است. برخی در این زمینه با بازنمایی برخی تحرکات و مواضع اپوزیسیون در این روزها معتقدند که این سناریو محتملتر است و هدف را هم براندازی توصیف میکنند.
🔺این احتمال به معنای شروع یک جنگ تمام عیار در منطقه است و نگارنده آن را دستکم در این مرحله بعید و غیر واقعبینانه میداند. البته هم اکنون هم جنگ منطقهای محدودی در جریان است و دو جنگ غزه و لبنان معنایی جز این ندارد؛ اما جنگی تمام عیار با طرفیت مستقیم ایران حداقل فعلا زود است.
🍂 اگر تصمیمی برای چنین حمله بزرگی با هدف شعلهور کردن جنگی تمام عیار در منطقه بود که طرح و برنامه آن «لزوما» میبایست از قبل آماده شده و به محض حمله ایران سریعا به اجرا گذاشته میشد و دلیلی برای تاخیر آن نبود.
🍂 فکر نمیکنم آمریکا شرایط کنونی را برای جنگی فراگیر در خاورمیانه مناسب بداند. خود اسرائیل نیز بعید است بدون آمریکا و موافقت آن و دستکم قبل از رساندن دو جنگ غزه و لبنان به ایستگاهی ما قبل آخر بخواهد درگیر جنگ تمام عیاری در منطقه شود.
🍂 به اعتقاد نگارنده، اسرائیل از لحاظ فنی و جنگافزاری توان لازم برای حمله همزمان و سنگین به اهداف استراتژیک متعددی را دارد، اما این عامل تنها شرط لازم است و کافی نیست.
🍂 رهگیری و ساقط کردن موشکها و پهپادها در عملیات «وعده صادق 1» با اطلاع قبلی، موجب شکلگیری این برآورد در ذهنیت تصمیمگیران اسرائیل و متحدان آن شد که امکان مقابله جدی و موفق با هر گونه حمله گسترده موشکی از جانب ایران وجود دارد.
✅ اما عملیات «وعده صادق 2» همراه با قسمی غافلگیری و عبور تعداد قابل توجهی موشک و اصابت آنها به مراکز حساس اسرائیل (صرف نظر از میزان تلفات و خسارت) برآورد و جمعبندی پیشگفته را در سطح مشخصی مخدوش کرد. از این جهت که پاشنه آشیل اسرائیل، جغرافیای کوچک و نبود عمق جغرافیایی است و همین امر آن را در برابر حملات «گسترده» و «موفق» موشکی به شدت آسیبپذیر میکند.
🍂 اما تنها در یک حال حمله بزرگ اسرائیل ممکن است و آن هم این که اطلاعاتی کافی و وافی از سایتهای موشکی یا موشکهای ایران با قابلیت بالای عبور از سامانه پدافندی داشته باشد و مطمئن شود در چنین حملهای میتواند با زدن آنها هر گونه واکنش گسترده از ایران را به حداقل ممکن برساند.
2️⃣ احتمال دوم این که علت تاخیر، تلاش اسرائیل برای موازنه میان یک پاسخ «موثر» و «مهم» و جلوگیری از وقوع جنگ فراگیر است. بدلایل مختلف این سناریو را محتملتر میدانم.
🔺این احتمال مطلوب آمریکا در این شرایط نیز هست که از پاسخ اسرائیل در سطح مشخصی حمایت میکند و چه بسا آن را ضروری نیز بداند.
🍂 اما اینجا پرسش کانونی درباره ماهیت و سطح پاسخ اسرائیل است که ممکن است آمیختهای از حمله نظامی محدود به اهدافی (غالبا نظامی) تا ترور مهم و حملاتی سایبری یا برخی از این اقدامات به شکل منفصل باشد.
🍂 در واکنش پیشروی اسرائیل حمله به تاسیسات اتمی چندان محتمل نیست؛ اما در آینده پس از بالاگرفتن تنشها در شرایط خاصی احتمال آن پس از کسب حمایت آمریکا بیشتر است.
🍂 بنظر میرسد که فعلا تمرکز اسرائیل و کانون قدرت جهانی بر خارج کردن متحدان ایران از معادلات و ادامه راهبرد تضعیف جدی خود ایران و سرمایهگذاری فزایندهتر بر تداوم اشتباهات و اوضاع داخلی با هدف تحقق اهداف جنگ تمام عیار به شکلی متفاوت و بدون پرداخت هزینههای سهمگین این جنگ است.
🔺از این رو، چنان که قبلا نیز گفتهام توافق هستهای با آمریکا برای کاهش«موثر» ولغو تحریمها دستکم تا چند سال آینده محتمل نیست.
🍂 در این میان، نشست شنبه آیندۀ بایدن با چند رهبر اروپایی متغیر مهمی در تعیین جهت تحولات کنونیست.
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @Sgolanbari
✍🏻#صابر_گلعنبری
🍂 یک هفته از حملات موشکی سنگین به اسرائیل گذشت. در این یک هفته پیوست رسانهای چند لایه و تنومندِ اسرائیل در ابعاد داخلی، منطقهای و جهانی تمام و کمال فعال بود و اظهارنظرهای مستقیم و نقلقولهای متعدد و بعضا متعارض از مقامات اسرائیلی و آمریکایی در رسانههای هر دو دال بر پاسخی بیسابقه، بزرگ، سخت و تعریف اهداف متعدد مطرح شده است. حجم سنگین پمپاژ خبر، تقریبا در هر لحظه همه را در منطقه و به ویژه ایران در انتظار حمله «بزرگ» اسرائیل میگذاشت. اما یک هفته گذشت و خبری نشد که این امر پرسشبرانگیز است.
🔻دو احتمال در این خصوص مطرح است که قبل از پرداختن به آنها باید گفت که در این شرایط نباید بدترین سناریوها را هم از نظر دور داشت.
1️⃣ احتمال نخست این که اسرائیل خود را برای یک حملۀ بزرگ و غافلگیرکننده مثل حمله به لبنان با شمول اهداف متعدد ایرانی (تاسیسات نظامی، هستهای و اقتصادی) آماده میکند و در حال هماهنگی لازم با آمریکا و طرفهای دیگر در این خصوص و اتخاذ تدابیر لازم برای مقابله با پاسخ بعدی ایران است. برخی در این زمینه با بازنمایی برخی تحرکات و مواضع اپوزیسیون در این روزها معتقدند که این سناریو محتملتر است و هدف را هم براندازی توصیف میکنند.
🔺این احتمال به معنای شروع یک جنگ تمام عیار در منطقه است و نگارنده آن را دستکم در این مرحله بعید و غیر واقعبینانه میداند. البته هم اکنون هم جنگ منطقهای محدودی در جریان است و دو جنگ غزه و لبنان معنایی جز این ندارد؛ اما جنگی تمام عیار با طرفیت مستقیم ایران حداقل فعلا زود است.
🍂 اگر تصمیمی برای چنین حمله بزرگی با هدف شعلهور کردن جنگی تمام عیار در منطقه بود که طرح و برنامه آن «لزوما» میبایست از قبل آماده شده و به محض حمله ایران سریعا به اجرا گذاشته میشد و دلیلی برای تاخیر آن نبود.
🍂 فکر نمیکنم آمریکا شرایط کنونی را برای جنگی فراگیر در خاورمیانه مناسب بداند. خود اسرائیل نیز بعید است بدون آمریکا و موافقت آن و دستکم قبل از رساندن دو جنگ غزه و لبنان به ایستگاهی ما قبل آخر بخواهد درگیر جنگ تمام عیاری در منطقه شود.
🍂 به اعتقاد نگارنده، اسرائیل از لحاظ فنی و جنگافزاری توان لازم برای حمله همزمان و سنگین به اهداف استراتژیک متعددی را دارد، اما این عامل تنها شرط لازم است و کافی نیست.
🍂 رهگیری و ساقط کردن موشکها و پهپادها در عملیات «وعده صادق 1» با اطلاع قبلی، موجب شکلگیری این برآورد در ذهنیت تصمیمگیران اسرائیل و متحدان آن شد که امکان مقابله جدی و موفق با هر گونه حمله گسترده موشکی از جانب ایران وجود دارد.
✅ اما عملیات «وعده صادق 2» همراه با قسمی غافلگیری و عبور تعداد قابل توجهی موشک و اصابت آنها به مراکز حساس اسرائیل (صرف نظر از میزان تلفات و خسارت) برآورد و جمعبندی پیشگفته را در سطح مشخصی مخدوش کرد. از این جهت که پاشنه آشیل اسرائیل، جغرافیای کوچک و نبود عمق جغرافیایی است و همین امر آن را در برابر حملات «گسترده» و «موفق» موشکی به شدت آسیبپذیر میکند.
🍂 اما تنها در یک حال حمله بزرگ اسرائیل ممکن است و آن هم این که اطلاعاتی کافی و وافی از سایتهای موشکی یا موشکهای ایران با قابلیت بالای عبور از سامانه پدافندی داشته باشد و مطمئن شود در چنین حملهای میتواند با زدن آنها هر گونه واکنش گسترده از ایران را به حداقل ممکن برساند.
2️⃣ احتمال دوم این که علت تاخیر، تلاش اسرائیل برای موازنه میان یک پاسخ «موثر» و «مهم» و جلوگیری از وقوع جنگ فراگیر است. بدلایل مختلف این سناریو را محتملتر میدانم.
🔺این احتمال مطلوب آمریکا در این شرایط نیز هست که از پاسخ اسرائیل در سطح مشخصی حمایت میکند و چه بسا آن را ضروری نیز بداند.
🍂 اما اینجا پرسش کانونی درباره ماهیت و سطح پاسخ اسرائیل است که ممکن است آمیختهای از حمله نظامی محدود به اهدافی (غالبا نظامی) تا ترور مهم و حملاتی سایبری یا برخی از این اقدامات به شکل منفصل باشد.
🍂 در واکنش پیشروی اسرائیل حمله به تاسیسات اتمی چندان محتمل نیست؛ اما در آینده پس از بالاگرفتن تنشها در شرایط خاصی احتمال آن پس از کسب حمایت آمریکا بیشتر است.
🍂 بنظر میرسد که فعلا تمرکز اسرائیل و کانون قدرت جهانی بر خارج کردن متحدان ایران از معادلات و ادامه راهبرد تضعیف جدی خود ایران و سرمایهگذاری فزایندهتر بر تداوم اشتباهات و اوضاع داخلی با هدف تحقق اهداف جنگ تمام عیار به شکلی متفاوت و بدون پرداخت هزینههای سهمگین این جنگ است.
🔺از این رو، چنان که قبلا نیز گفتهام توافق هستهای با آمریکا برای کاهش«موثر» ولغو تحریمها دستکم تا چند سال آینده محتمل نیست.
🍂 در این میان، نشست شنبه آیندۀ بایدن با چند رهبر اروپایی متغیر مهمی در تعیین جهت تحولات کنونیست.
.
#سیاست #بینالملل#جنگ #اخبار_جنگ #اسرائیل
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @Sgolanbari
📘اقتصاد و جنگ در سوریه!
✍🏻 #صابر_گلعنبری
🍂 در این روزها، پس از حملۀ گروههای مخالف در سوریه و سیطره بر مناطق در شمال این کشور همچون حلب، این پرسش کانونی دربارۀ علت یا علل این پیشروی سریع طرح شده.
🍂 قبلا هم تقریبا بهعلل عمده پرداختهام؛ همچون مشغولیت متحدان دمشق از ایران و حزبالله به جنگ با اسرائیل، و روسیه به جنگ با اوکراین، و البته به نوعی نقش و درنگ سوالبرانگیز مسکو در یک هفتۀ اخیر که بمبارانهای دو سه روز اخیر نیز نمیتواند توجیهگر نظارهگری آن تا تصرف حلب و پیشروی به سمت حماه باشد.
🍂 اما علل داخلی، چه بسا از اهمیت بیشتری برخوردار باشد؛ مهمترین آنها، وا-دادنِ ارتش سوریه و فروپاشی سریع و دومینو-وار خطوطِ دفاعی آن از ریف حلب تا نزدیکی حماه، در همان روزهای اول آغاز حمله، است که حتا موجب شگفتی خود مهاجمان نیز شد؛ اما این اتفاق دو دلیل دارد:
نخست خرید و همکاری برخی افسران ارتش با مخالفان، و دیگری بیانگیزگی نیروهای آن که فرار را بر قرار ترجیح دادند.
🔺همین دو عامل نیز به یک علت بسیار مهم برمیگردد، و آن هم بحران اقتصادیِ کشنده در مناطق تحت کنترل نظام سوریه است.
🍂 وقتی میانگین دریافتی ماهانه نیروهای ارتش و کارکنان دولت سوریه حدود ۲۰ دلار است که پول بستۀ سیگار آنها هم نیست و کفاف مخارج یک روز آنها و خانوادههایشان را نمیدهد، این وادادنها و عقبنشینیها طبیعیست و دیگر نه انگیزهای برای جنگیدن میماند و نه مثل گذشته ایدئولوژیِ بعث با نبود پول در سایۀ فساد سیستماتیک در نهادهای حکومتی رنگ و حنایی برای آنها دارد. البته رئیس جمهور سوریه دیروز حدود ۷ دلار افزایش داد، اما واضح است که این چیزی نیست.
🍂 اما در مقابل، طرف مقابل به دلایل متعددی از انگیزۀ بیشتری برخوردار است. عامل اقتصادی پیشرانِ مهمی در بالا-بردن انگیزۀ گروههای مسلح بوده و هست. در کل، وضعیتِ اقتصادیِ ساکنان شمال سوریه و مناطق حکومت خودگردان کٌردی بهتر از مناطق تحت کنترل دولت سوریه بوده و هست.
🍂 اقتصادِ مناطقِ تحتِ کنترل مخالفان، بهنوعي تابع اقتصاد ترکیه شده و لیر این کشور در آنها حاکم است و دستمزدها هم غالبا از طرف دولت ترکیه تامین میشود.
🍂 هر چند در این مناطق هم با توجه به افتِ مستمر ارزش لیر ترکیه، وضعیت اقتصادی چندان خوب نیست؛ اما بسیار بهتر از دمشق و دیگر مناطق تحت کنترل دولت سوریه است؛ بعنوان مثال، میانگین دستمزد ماهانه کارگران و کارکنان در مناطق تحت کنترل مخالفان حدودا به ۱۰۰ دلار میرسد؛ یعنی رقمی ۵ برابر حقوق یک افسر ارتش دولت سوریه؛ اما حقوق برخی نیروها، مدیران ادارات و نهادها در شمال سوریه (بخش تحت کنترل مخالفان) به ۲۰۰ تا ۵۰۰ دلار هم میرسد.
🍂 در کنار آن، هم ترکیه و شرکتهایش در سالهای گذشته سرمایهگذاریهای قابل توجهی در زیرساختهای شمال سوریه، بهویژه مناطق تحت کنترل «ارتش ملی سوریه» (ارتش آزاد سابق) داشتهاست؛ از جمله، در بخش برق و درحالیکه این مناطق برق دارند، اما مناطق تحت کنترل نظام سوریه اساسا در تاریکی بوده و برقی ندارند. در برخی شهرها مثل حلب قبل از سقوط، فقط در شبانهروز ۲ ساعت برق داشتند و هماکنون ترکیه درصدد تامین برق این شهر راهبردی است. کمااینکه خود دمشق پایتخت این کشور ۳ ساعت در روز برق دارد!
🍂 لب کلام اینکه، اقتصاد در کنار عوامل دیگری در امتداد بحران سوریه، نقش کلیدی در پیشرویهای اخیر مخالفان داشتهاست و اگر آنها نیز ماهی ۱۰ تا ۲۰ دلار میگرفتند که قوت روزانه خود و خانوادههایشان را تامین نکند، بعید بود که اینگونه بجنگند و پیش بروند و اگر هم پیش میرفتند، بعدا در جایی آنها نیز وا-میدادند.
🍂 نتیجه اینکه، نقش اقتصاد چنان اساسیست که در پروندههای کلان امنیتی و نظامی، چون بحران سوریه در بزنگاه، عامل تعیین کنندهایست.
🍂 سیاست خارجی اقتصادمحور ترکیه، در چنین ابربحرانهای امنیتی نیز پیوست اقتصادی قابل توجهی دارد؛ چنانکه اقتصاد شمال سوریه، کاملا به اقتصاد ترکیه وابسته است؛ به نحوی که اگر هم بخواهد، نمیتواند به این وابستگی پایان دهد و همین، خود ژئوپلیتیک شمال سوریه (فعلا مناطق تحت کنترل مخالفان) را به نفع ترکیه دگرگون کردهاست.
🍂 حالا هم که حلب به تصرف آنها درآمدهاست؛ از یک سو، بعلت اهمیت اقتصادی این شهر، بحران اقتصادی دمشق و دیگر مناطق نظام وخیمتر خواهد شد، و از دیگر سو، وزنۀ ژئوپلیتیک ترکیه در شمال سوریه سنگینتر میشود و پس از تثبیت تصرف حلب، پروژههای کلان اقتصادی خود در آن را کلید خواهد زد.
🍂 شکی نیست که قدرت نظامی مولفۀ عمده و تعیین کنندهای در جنگهاست، اما در مقابل نیز در دنیای جدید، کشوری که اقتصاد و پول نداشتهباشد، شورویِ برخوردار از ۶ هزار بمب اتم هم باشد، در نهایت، جنگ و منازعه با رقبا و دشمنان را میبازد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Sgolanbari
✍🏻 #صابر_گلعنبری
🍂 در این روزها، پس از حملۀ گروههای مخالف در سوریه و سیطره بر مناطق در شمال این کشور همچون حلب، این پرسش کانونی دربارۀ علت یا علل این پیشروی سریع طرح شده.
🍂 قبلا هم تقریبا بهعلل عمده پرداختهام؛ همچون مشغولیت متحدان دمشق از ایران و حزبالله به جنگ با اسرائیل، و روسیه به جنگ با اوکراین، و البته به نوعی نقش و درنگ سوالبرانگیز مسکو در یک هفتۀ اخیر که بمبارانهای دو سه روز اخیر نیز نمیتواند توجیهگر نظارهگری آن تا تصرف حلب و پیشروی به سمت حماه باشد.
🍂 اما علل داخلی، چه بسا از اهمیت بیشتری برخوردار باشد؛ مهمترین آنها، وا-دادنِ ارتش سوریه و فروپاشی سریع و دومینو-وار خطوطِ دفاعی آن از ریف حلب تا نزدیکی حماه، در همان روزهای اول آغاز حمله، است که حتا موجب شگفتی خود مهاجمان نیز شد؛ اما این اتفاق دو دلیل دارد:
نخست خرید و همکاری برخی افسران ارتش با مخالفان، و دیگری بیانگیزگی نیروهای آن که فرار را بر قرار ترجیح دادند.
🔺همین دو عامل نیز به یک علت بسیار مهم برمیگردد، و آن هم بحران اقتصادیِ کشنده در مناطق تحت کنترل نظام سوریه است.
🍂 وقتی میانگین دریافتی ماهانه نیروهای ارتش و کارکنان دولت سوریه حدود ۲۰ دلار است که پول بستۀ سیگار آنها هم نیست و کفاف مخارج یک روز آنها و خانوادههایشان را نمیدهد، این وادادنها و عقبنشینیها طبیعیست و دیگر نه انگیزهای برای جنگیدن میماند و نه مثل گذشته ایدئولوژیِ بعث با نبود پول در سایۀ فساد سیستماتیک در نهادهای حکومتی رنگ و حنایی برای آنها دارد. البته رئیس جمهور سوریه دیروز حدود ۷ دلار افزایش داد، اما واضح است که این چیزی نیست.
🍂 اما در مقابل، طرف مقابل به دلایل متعددی از انگیزۀ بیشتری برخوردار است. عامل اقتصادی پیشرانِ مهمی در بالا-بردن انگیزۀ گروههای مسلح بوده و هست. در کل، وضعیتِ اقتصادیِ ساکنان شمال سوریه و مناطق حکومت خودگردان کٌردی بهتر از مناطق تحت کنترل دولت سوریه بوده و هست.
🍂 اقتصادِ مناطقِ تحتِ کنترل مخالفان، بهنوعي تابع اقتصاد ترکیه شده و لیر این کشور در آنها حاکم است و دستمزدها هم غالبا از طرف دولت ترکیه تامین میشود.
🍂 هر چند در این مناطق هم با توجه به افتِ مستمر ارزش لیر ترکیه، وضعیت اقتصادی چندان خوب نیست؛ اما بسیار بهتر از دمشق و دیگر مناطق تحت کنترل دولت سوریه است؛ بعنوان مثال، میانگین دستمزد ماهانه کارگران و کارکنان در مناطق تحت کنترل مخالفان حدودا به ۱۰۰ دلار میرسد؛ یعنی رقمی ۵ برابر حقوق یک افسر ارتش دولت سوریه؛ اما حقوق برخی نیروها، مدیران ادارات و نهادها در شمال سوریه (بخش تحت کنترل مخالفان) به ۲۰۰ تا ۵۰۰ دلار هم میرسد.
🍂 در کنار آن، هم ترکیه و شرکتهایش در سالهای گذشته سرمایهگذاریهای قابل توجهی در زیرساختهای شمال سوریه، بهویژه مناطق تحت کنترل «ارتش ملی سوریه» (ارتش آزاد سابق) داشتهاست؛ از جمله، در بخش برق و درحالیکه این مناطق برق دارند، اما مناطق تحت کنترل نظام سوریه اساسا در تاریکی بوده و برقی ندارند. در برخی شهرها مثل حلب قبل از سقوط، فقط در شبانهروز ۲ ساعت برق داشتند و هماکنون ترکیه درصدد تامین برق این شهر راهبردی است. کمااینکه خود دمشق پایتخت این کشور ۳ ساعت در روز برق دارد!
🍂 لب کلام اینکه، اقتصاد در کنار عوامل دیگری در امتداد بحران سوریه، نقش کلیدی در پیشرویهای اخیر مخالفان داشتهاست و اگر آنها نیز ماهی ۱۰ تا ۲۰ دلار میگرفتند که قوت روزانه خود و خانوادههایشان را تامین نکند، بعید بود که اینگونه بجنگند و پیش بروند و اگر هم پیش میرفتند، بعدا در جایی آنها نیز وا-میدادند.
🍂 نتیجه اینکه، نقش اقتصاد چنان اساسیست که در پروندههای کلان امنیتی و نظامی، چون بحران سوریه در بزنگاه، عامل تعیین کنندهایست.
🍂 سیاست خارجی اقتصادمحور ترکیه، در چنین ابربحرانهای امنیتی نیز پیوست اقتصادی قابل توجهی دارد؛ چنانکه اقتصاد شمال سوریه، کاملا به اقتصاد ترکیه وابسته است؛ به نحوی که اگر هم بخواهد، نمیتواند به این وابستگی پایان دهد و همین، خود ژئوپلیتیک شمال سوریه (فعلا مناطق تحت کنترل مخالفان) را به نفع ترکیه دگرگون کردهاست.
🍂 حالا هم که حلب به تصرف آنها درآمدهاست؛ از یک سو، بعلت اهمیت اقتصادی این شهر، بحران اقتصادی دمشق و دیگر مناطق نظام وخیمتر خواهد شد، و از دیگر سو، وزنۀ ژئوپلیتیک ترکیه در شمال سوریه سنگینتر میشود و پس از تثبیت تصرف حلب، پروژههای کلان اقتصادی خود در آن را کلید خواهد زد.
🍂 شکی نیست که قدرت نظامی مولفۀ عمده و تعیین کنندهای در جنگهاست، اما در مقابل نیز در دنیای جدید، کشوری که اقتصاد و پول نداشتهباشد، شورویِ برخوردار از ۶ هزار بمب اتم هم باشد، در نهایت، جنگ و منازعه با رقبا و دشمنان را میبازد.
.
#سیاست #اقتصاد #خاورمیانه #سوریه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Sgolanbari
📘مخالفان سوریه و پوشش اخوانی!
✍🏻 #صابر_گلعنبری
🍂 از دیگر شگفتیهای سوریه، متفاوت ظاهر شدن مخالفان پس از سرنگونی رژیم برخلاف تصویر و برساختی بود که نه تنها در ایران بلکه بعضا در غرب وجود داشت.
🍂 با سقوط اسد بیشتر ناطران پیشبینی میکردند که سریعا انشقاقات و درگیریهای داخلی میان گروههای مسلح رخ میدهد و ضمن تحمیل «احکام اجتماعی» اسلامی، بگیر و ببند و انتقامگیری از اقلیتهای مذهبی شروع میشود و نظر به حضور تحریرالشام در لیست سیاه آمریکا و غرب، نگاه تند بینالمللی علیه آنها شکل میگیرد و ناامنی و بیثباتی از آنجا به همسایگانش سرایت میکند، اما آنچه از لحظاتی قبل از سقوط دمشق تا به امروز روی داده است، بر خلاف این انتظارات و پیشبینیها بوده است و رهبری مخالفان به شکل غیر منتظرهای پراگماتیک و عملگرا با پیوستهای سیاسی و رسانهای آماده ظاهر شده است.
🍂 با حفظ دولت اسد و انتقال سلس قدرت، سریعا رهبری جدید آن پیام اطمینانبخشی به داخل سوریه و خارج آن فرستاد و تلاش کرد که از نگرانیهای داخلی به ویژه اقلیتهای دینی و نژادی بکاهد و با نشست با سفرای خارجی مقیم دمشق و ارسال پیام به غرب و شرق نیز درصدد جلب اعتماد و کسب مشروعیت منطقهای و بینالمللی برآمد. بیتفاوتی در قبال حملات اسرائیل نیز به نوعی با این انگیزه در ارتباط است.
🍂 اکنون پرسش این است که علت تفاوت فاحش دو تصویر چیست؟ آیا برساخته قبلی اشتباه بود یا تصویر جدید واقعی نیست؟
🍂 واقعیت این است که از زمان شروع بحران و ورود ایران به آن در حمایت از یک طرف ماجرا، روایت رسمی و رسانهای تهران تا قبل از سقوط اسد تفکیک خاصی میان گروههای گوناگون مخالف نمیکرد و از همه آنها در قالب «تروریستی، تکفیری و داعشی» یاد میشد که تا حدود زیادی کارکردی تبلیغاتی در سایه جنگ مستمر میان دو طرف داشت.
🍂 همچنین قرار گرفتن تحریرالشام در لیست سیاه سازمان ملل و غرب و برآمدنش از دل القاعده در تصویرسازی قبلی از آن در جهان موثر بود.
🍂 اما غرب و منطقه بر خلاف ایران قائل به دستهبندی میان مخالفان اسد بودند که از طیفهای متنوعی تشکیل میشوند.
🍂 تحریرالشام به عنوان عمدهترین گروه معارض در طول ۱۰ سال گذشته مستمرا در حال پوستاندازی بوده است که میتوان دو مرحله را برای آن تعریف کرد: مرحله نخست با جدا شدن از القاعده، تغییر نام از جبهه النصره و اقدام به جنگ با داعش همراه بود. در این مرحله بتدریج در حال گذار از مفهوم امتگرایی به سمت سوریگرایی بود. مرحله دوم با حکمرانی در ادلب از ۲۰۱۷ و الزامات آن، نزدیک شدن به ترکیه و تعمیق بازنگری فکری شروع شد.
🍂 البته «پوستاندازی مستمر» این گروه را میتوان محصول تحول تدریجی در اندیشه رهبری آن به ویژه احمد الشرع (جولانی) به عنوان فرمانده کل آن پنداشت؛ به نحوی که گروه از سلفیت جهادی با معنای مرسوم آن رفته رفته فاصله گرفته و به خاستگاه اخوانی اسلامگرایی معاصر در سوریه در معنای کلی آن نه تشکیلاتی بازگشت که با سقوط نظام این شیفت نمایانتر شد.
🍂 این تحول را میتوان به نوعی خلع لباس سلفیت جهادی بنیادگرا و پوشیدن عبای تفکر اخوانی (با شمول دو گرایش سلفی و اصلاحی) در چارچوب جغرافیای فرهنگی سوریه نامید.
🍂 اما بنظر میرسد که جدا از نقش ترکیه و غلبه تدریجی تفکر اخوانی (البته منظور انضمام تشکیلاتی نیست)، خود الشرع در چند سال اخیر مدلها و تجربههای موفق و شکست خورده اسلام سیاسی از مشرق و مغرب عربی از حماس در غزه، اخوان مصر و تونس تا افغانستان، ایران وترکیه را مورد مطالعه قرار داده است.
🍂 البته نمیتوان اسلامگرایان حاکم بر سوریه جدید را «طالبان دوم» نامید. هرچند از تجربه آن بویژه در ارتباط با ناکامی طالبان در کسب مشروعیت منطقهای و بینالمللی استفاده میکنند و کسب چنین مشروعیتی را در صدر اهتمامات خود قرار دادهاند، اما اساسا جغرافیای فرهنگی و اجتماعی سوریه و افغانستان قابل مقایسه نیست.
🍂 میتوان گفت که امروز حاکمان اسلامگرای سوریه در سیاست خارجی الگوی عدالت و توسعه ترکیه در اوایل حکمرانی آن را در قالبی سوری در پیش گرفتهاند. اما در سیاست داخلی با وجود ظهور نشانههایی از تسامح و رواداری چون خودداری از اجباری کردن حکومتی حجاب، هنوز روشن نیست که این رویکرد تاکتیکی برای عبور از بحران و رسیدن به «تمکین» (تثبیت قدرت) است یا رویکری بنیادین و مداوم خواهد بود.
🍂 به احتمال زیاد در آینده در صورت عبور موفق از دورۀ انتقالی کنونی و برقراری امنیت کامل، همان مدل سیاست باز در سیاست خارجی ترکیه و عربستان را ادامه دهند، اما بعید نیست در سیاست داخلی مانند حکمرانی سعودی قبل از بن سلمان برخی محدودیتها را اعمال کنند.
🍂 در کل فحوای قانون اساسی جدید، سطح شفافیت و سلامت انتخابات، ماهیت دولت (برآمده از جامعه موزاییکی سوریه باشد یا نه) سنجه بهتری برای داوری خواهد بود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #صابر_گلعنبری
🍂 از دیگر شگفتیهای سوریه، متفاوت ظاهر شدن مخالفان پس از سرنگونی رژیم برخلاف تصویر و برساختی بود که نه تنها در ایران بلکه بعضا در غرب وجود داشت.
🍂 با سقوط اسد بیشتر ناطران پیشبینی میکردند که سریعا انشقاقات و درگیریهای داخلی میان گروههای مسلح رخ میدهد و ضمن تحمیل «احکام اجتماعی» اسلامی، بگیر و ببند و انتقامگیری از اقلیتهای مذهبی شروع میشود و نظر به حضور تحریرالشام در لیست سیاه آمریکا و غرب، نگاه تند بینالمللی علیه آنها شکل میگیرد و ناامنی و بیثباتی از آنجا به همسایگانش سرایت میکند، اما آنچه از لحظاتی قبل از سقوط دمشق تا به امروز روی داده است، بر خلاف این انتظارات و پیشبینیها بوده است و رهبری مخالفان به شکل غیر منتظرهای پراگماتیک و عملگرا با پیوستهای سیاسی و رسانهای آماده ظاهر شده است.
🍂 با حفظ دولت اسد و انتقال سلس قدرت، سریعا رهبری جدید آن پیام اطمینانبخشی به داخل سوریه و خارج آن فرستاد و تلاش کرد که از نگرانیهای داخلی به ویژه اقلیتهای دینی و نژادی بکاهد و با نشست با سفرای خارجی مقیم دمشق و ارسال پیام به غرب و شرق نیز درصدد جلب اعتماد و کسب مشروعیت منطقهای و بینالمللی برآمد. بیتفاوتی در قبال حملات اسرائیل نیز به نوعی با این انگیزه در ارتباط است.
🍂 اکنون پرسش این است که علت تفاوت فاحش دو تصویر چیست؟ آیا برساخته قبلی اشتباه بود یا تصویر جدید واقعی نیست؟
🍂 واقعیت این است که از زمان شروع بحران و ورود ایران به آن در حمایت از یک طرف ماجرا، روایت رسمی و رسانهای تهران تا قبل از سقوط اسد تفکیک خاصی میان گروههای گوناگون مخالف نمیکرد و از همه آنها در قالب «تروریستی، تکفیری و داعشی» یاد میشد که تا حدود زیادی کارکردی تبلیغاتی در سایه جنگ مستمر میان دو طرف داشت.
🍂 همچنین قرار گرفتن تحریرالشام در لیست سیاه سازمان ملل و غرب و برآمدنش از دل القاعده در تصویرسازی قبلی از آن در جهان موثر بود.
🍂 اما غرب و منطقه بر خلاف ایران قائل به دستهبندی میان مخالفان اسد بودند که از طیفهای متنوعی تشکیل میشوند.
🍂 تحریرالشام به عنوان عمدهترین گروه معارض در طول ۱۰ سال گذشته مستمرا در حال پوستاندازی بوده است که میتوان دو مرحله را برای آن تعریف کرد: مرحله نخست با جدا شدن از القاعده، تغییر نام از جبهه النصره و اقدام به جنگ با داعش همراه بود. در این مرحله بتدریج در حال گذار از مفهوم امتگرایی به سمت سوریگرایی بود. مرحله دوم با حکمرانی در ادلب از ۲۰۱۷ و الزامات آن، نزدیک شدن به ترکیه و تعمیق بازنگری فکری شروع شد.
🍂 البته «پوستاندازی مستمر» این گروه را میتوان محصول تحول تدریجی در اندیشه رهبری آن به ویژه احمد الشرع (جولانی) به عنوان فرمانده کل آن پنداشت؛ به نحوی که گروه از سلفیت جهادی با معنای مرسوم آن رفته رفته فاصله گرفته و به خاستگاه اخوانی اسلامگرایی معاصر در سوریه در معنای کلی آن نه تشکیلاتی بازگشت که با سقوط نظام این شیفت نمایانتر شد.
🍂 این تحول را میتوان به نوعی خلع لباس سلفیت جهادی بنیادگرا و پوشیدن عبای تفکر اخوانی (با شمول دو گرایش سلفی و اصلاحی) در چارچوب جغرافیای فرهنگی سوریه نامید.
🍂 اما بنظر میرسد که جدا از نقش ترکیه و غلبه تدریجی تفکر اخوانی (البته منظور انضمام تشکیلاتی نیست)، خود الشرع در چند سال اخیر مدلها و تجربههای موفق و شکست خورده اسلام سیاسی از مشرق و مغرب عربی از حماس در غزه، اخوان مصر و تونس تا افغانستان، ایران وترکیه را مورد مطالعه قرار داده است.
🍂 البته نمیتوان اسلامگرایان حاکم بر سوریه جدید را «طالبان دوم» نامید. هرچند از تجربه آن بویژه در ارتباط با ناکامی طالبان در کسب مشروعیت منطقهای و بینالمللی استفاده میکنند و کسب چنین مشروعیتی را در صدر اهتمامات خود قرار دادهاند، اما اساسا جغرافیای فرهنگی و اجتماعی سوریه و افغانستان قابل مقایسه نیست.
🍂 میتوان گفت که امروز حاکمان اسلامگرای سوریه در سیاست خارجی الگوی عدالت و توسعه ترکیه در اوایل حکمرانی آن را در قالبی سوری در پیش گرفتهاند. اما در سیاست داخلی با وجود ظهور نشانههایی از تسامح و رواداری چون خودداری از اجباری کردن حکومتی حجاب، هنوز روشن نیست که این رویکرد تاکتیکی برای عبور از بحران و رسیدن به «تمکین» (تثبیت قدرت) است یا رویکری بنیادین و مداوم خواهد بود.
🍂 به احتمال زیاد در آینده در صورت عبور موفق از دورۀ انتقالی کنونی و برقراری امنیت کامل، همان مدل سیاست باز در سیاست خارجی ترکیه و عربستان را ادامه دهند، اما بعید نیست در سیاست داخلی مانند حکمرانی سعودی قبل از بن سلمان برخی محدودیتها را اعمال کنند.
🍂 در کل فحوای قانون اساسی جدید، سطح شفافیت و سلامت انتخابات، ماهیت دولت (برآمده از جامعه موزاییکی سوریه باشد یا نه) سنجه بهتری برای داوری خواهد بود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مذاکرات شنبه و ریلگذاری ترامپ!
✍🏻#صابر_گلعنبری
🍂 ساعاتی بعد از اظهارات دیشب ترامپ، وزیر خارجه ایران بامداد امروز در پستی، گفته او درباره مذاکرات بلندپایه روز شنبه آتی را تایید کرد، اما گفت که غیر مستقیم گفتگو خواهند کرد.
🍂 با این حال، احتمالا سخنان دونالد ترامپ درباره مستقیم بودن مذکرات میان دو طرف نیز واقعیت پیدا کند. حسین موسویان مذاکره کننده ارشد سابق ایران در این باره گفته است که احتمالا همان مدل قبلی مذاکرات قبل از برجام دنبال شود که ابتدا عراقچی وزیر خارجه ایران و ویتکاف فرستاده ترامپ مذاکراتی غیر مستقیم در مسقط داشته باشند و سپس در صورت مثبت بودن نتایج، مذاکرات مستقیم میان مذاکرهکنندگان دو طرف شروع شود.
🍂 البته کاربرد واژه «ملاقات» (Meet) در پیام وزیر خارجه در شبکه ایکس هم جالب است. وی در این پست میگوید که ایران و ایالات متحده روز شنبه در عمان «برای گفتگوهای غیرمستقیم» در سطح مقامات عالی «ملاقات» خواهند کرد.
🍂 طرف ایرانی که معمولا در این مواقع تمایل دارد که کارها محرمانه پیش برود، اما گویا شیوه خاص ترامپ و پیوست رسانهای سریعش راهی برای ادامه این رویکرد باقی نگذاشته و توئیت سریع وزیر خارجه هم موید این مدعاست.
🍂 اما حالا که قرار است مذاکراتی در سطح بالا روز شنبه کلید بخورد، بیشتر سرّ سفر غیر منتظره نتانیاهو به آمریکا نمایان میشود. چنان که در یادداشت قبلی هم گفته شد، عواملی فوریتدار باعث شد کاخ سفید نخست وزیر اسرائیل را به سفری غیر منتظره دعوت کند؛ یکی سفر ترامپ به عربستان و دیگری تحولات پرونده ایران.
🍂 به نظر میرسد که با توجه به مذاکرات پیشرو در عمان، ترامپ و برخی اعضای تیمش امثال ویتکاف که به دیپلماسی با ایران تمایل دارند، نگران واکنش و «اقدام خرابکارانه» احتمالی اسرائیل برای در نطفه خفه کردن این مذاکرات بودهاند. به همین خاطر احتمالا راه چاره را در دعوت نتانیاهو قبل از مذاکرات شنبه دیدهاند تا خود ترامپ مستقیما با او سخن بگوید و او را بر حذر بدارد.
🍂 جالب هم اینجاست که در این مدت که تهران و واشنگتن در حال برنامهریزی برای چنین دیداری بودهاند، هیچ اطلاعاتی از آن در رسانههای آمریکایی و اسرائیلی درز پیدا نکرد و همین نشان میدهد که طرف آمریکایی تا زمان اعلام خبر از جانب ترامپ و آن هم در نشست خبری با نتانیاهو مساله را محرمانه نگاه داشته است؛ دلیل آن هم احتمالا نگرانی از واکنش اسرائیل برای دست زدن به کاری و اقدامی با هدف ممانعت از برگزاری این مذاکرات بوده است.
🍂 دیشب که نشست کاخ سفید را دنبال میکردم، نشانهای از یک اتفاق تصنعی و پیش برنامه ریزی شده ندیدم و چهره نتانیاهو متفاوت از دیدارهای قبلی بود.
🍂 او در این نشست به طرق مختلف تلاش داشت که وضعیت را آرام مدیریت کند و مانع اتفاقی غیر منتظره و از کوره در رفتن ترامپ شود. به نوعی شخصیت خودشیفته او را قلقک داد. در موضوع تعرفهها، با تملق خاصی این سیاست را ستود و تلاش داشت از این طریق مدخلی برای کاهش تعرفه 17 درصدی برای کالاهای اسرائیلی پیدا کند، اما موفق نشد و ترامپ گفت که آمریکا کمکهای زیادی به اسرائیل میکند و فکر نمیکند تعرفهها را کاهش دهد. با این حال بعید نیست که در آینده آن را کاهش دهد.
🍂 درباره نقش ترکیه در سوریه هم که بخشی از دستور کار نتانیاهو برای اقناع ترامپ به اتخاذ موضع علیه آن بود، تلاش کرد دستکم در برابر دوربینها از مدخل روابط خوب ترامپ و اردوغان به این مساله ورود کند. در مقابل هم رئیس جمهور آمریکا از دوستیاش با همتای ترک خود گفت و از نتانیاهو خواست که مشکلات را با ترکیه عقلایی حل کند.
🍂 فعلا با وجود مغازله کلامی ترامپ برای نتانیاهو، اما او دست خالی از آمریکا بازگشت. او که مخالف دیپلماسی با ایران است، انتظار نداشت ترامپ در حضورش مدام از مذاکره آن هم مستقیم سخن بگوید. همین نارضایتی شرکای اولترا راست در کابینه اسرائیل را به دنبال خواهد داشت.
🍂 در کل، ادبیات دیشب ترامپ آن هم در حضور نتانیاهو نوعی ریلگذاری برای مذاکرات و توافق بود. اما شروع مذاکرات در عُمان به معنای در دسترس بودن توافق نیست و راه سختی در پیش است، از یک طرف ترامپ عجله و شتاب دارد و از طرف دیگر رسیدن به توافقی مرضی الطرفین در بازه زمانی کوتاه و سریع آن هم در میانه انبوه موانع و چالشها بسیار سخت و دشوار است.
🍂 همچنین باید منتظر خروجی مذاکرات شنبه در جهت تعیین دستور کار مذاکراتی بود و همین خود خان مهمی است.
🍂 اما در کل با توجه به شخصیت خود ترامپ و فارغ از این که اطرافیان تندروی او چه میخواهند، احتمالا به دنبال توافقی در پرونده هستهای است که در آن امتیازی را کسب کند که بتواند آن را در مقابل برجام اوباما و بایدن علم کند و بر روی آن مانور دهد. تا ببینیم چه میشود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Sgolanbari
✍🏻#صابر_گلعنبری
🍂 ساعاتی بعد از اظهارات دیشب ترامپ، وزیر خارجه ایران بامداد امروز در پستی، گفته او درباره مذاکرات بلندپایه روز شنبه آتی را تایید کرد، اما گفت که غیر مستقیم گفتگو خواهند کرد.
🍂 با این حال، احتمالا سخنان دونالد ترامپ درباره مستقیم بودن مذکرات میان دو طرف نیز واقعیت پیدا کند. حسین موسویان مذاکره کننده ارشد سابق ایران در این باره گفته است که احتمالا همان مدل قبلی مذاکرات قبل از برجام دنبال شود که ابتدا عراقچی وزیر خارجه ایران و ویتکاف فرستاده ترامپ مذاکراتی غیر مستقیم در مسقط داشته باشند و سپس در صورت مثبت بودن نتایج، مذاکرات مستقیم میان مذاکرهکنندگان دو طرف شروع شود.
🍂 البته کاربرد واژه «ملاقات» (Meet) در پیام وزیر خارجه در شبکه ایکس هم جالب است. وی در این پست میگوید که ایران و ایالات متحده روز شنبه در عمان «برای گفتگوهای غیرمستقیم» در سطح مقامات عالی «ملاقات» خواهند کرد.
🍂 طرف ایرانی که معمولا در این مواقع تمایل دارد که کارها محرمانه پیش برود، اما گویا شیوه خاص ترامپ و پیوست رسانهای سریعش راهی برای ادامه این رویکرد باقی نگذاشته و توئیت سریع وزیر خارجه هم موید این مدعاست.
🍂 اما حالا که قرار است مذاکراتی در سطح بالا روز شنبه کلید بخورد، بیشتر سرّ سفر غیر منتظره نتانیاهو به آمریکا نمایان میشود. چنان که در یادداشت قبلی هم گفته شد، عواملی فوریتدار باعث شد کاخ سفید نخست وزیر اسرائیل را به سفری غیر منتظره دعوت کند؛ یکی سفر ترامپ به عربستان و دیگری تحولات پرونده ایران.
🍂 به نظر میرسد که با توجه به مذاکرات پیشرو در عمان، ترامپ و برخی اعضای تیمش امثال ویتکاف که به دیپلماسی با ایران تمایل دارند، نگران واکنش و «اقدام خرابکارانه» احتمالی اسرائیل برای در نطفه خفه کردن این مذاکرات بودهاند. به همین خاطر احتمالا راه چاره را در دعوت نتانیاهو قبل از مذاکرات شنبه دیدهاند تا خود ترامپ مستقیما با او سخن بگوید و او را بر حذر بدارد.
🍂 جالب هم اینجاست که در این مدت که تهران و واشنگتن در حال برنامهریزی برای چنین دیداری بودهاند، هیچ اطلاعاتی از آن در رسانههای آمریکایی و اسرائیلی درز پیدا نکرد و همین نشان میدهد که طرف آمریکایی تا زمان اعلام خبر از جانب ترامپ و آن هم در نشست خبری با نتانیاهو مساله را محرمانه نگاه داشته است؛ دلیل آن هم احتمالا نگرانی از واکنش اسرائیل برای دست زدن به کاری و اقدامی با هدف ممانعت از برگزاری این مذاکرات بوده است.
🍂 دیشب که نشست کاخ سفید را دنبال میکردم، نشانهای از یک اتفاق تصنعی و پیش برنامه ریزی شده ندیدم و چهره نتانیاهو متفاوت از دیدارهای قبلی بود.
🍂 او در این نشست به طرق مختلف تلاش داشت که وضعیت را آرام مدیریت کند و مانع اتفاقی غیر منتظره و از کوره در رفتن ترامپ شود. به نوعی شخصیت خودشیفته او را قلقک داد. در موضوع تعرفهها، با تملق خاصی این سیاست را ستود و تلاش داشت از این طریق مدخلی برای کاهش تعرفه 17 درصدی برای کالاهای اسرائیلی پیدا کند، اما موفق نشد و ترامپ گفت که آمریکا کمکهای زیادی به اسرائیل میکند و فکر نمیکند تعرفهها را کاهش دهد. با این حال بعید نیست که در آینده آن را کاهش دهد.
🍂 درباره نقش ترکیه در سوریه هم که بخشی از دستور کار نتانیاهو برای اقناع ترامپ به اتخاذ موضع علیه آن بود، تلاش کرد دستکم در برابر دوربینها از مدخل روابط خوب ترامپ و اردوغان به این مساله ورود کند. در مقابل هم رئیس جمهور آمریکا از دوستیاش با همتای ترک خود گفت و از نتانیاهو خواست که مشکلات را با ترکیه عقلایی حل کند.
🍂 فعلا با وجود مغازله کلامی ترامپ برای نتانیاهو، اما او دست خالی از آمریکا بازگشت. او که مخالف دیپلماسی با ایران است، انتظار نداشت ترامپ در حضورش مدام از مذاکره آن هم مستقیم سخن بگوید. همین نارضایتی شرکای اولترا راست در کابینه اسرائیل را به دنبال خواهد داشت.
🍂 در کل، ادبیات دیشب ترامپ آن هم در حضور نتانیاهو نوعی ریلگذاری برای مذاکرات و توافق بود. اما شروع مذاکرات در عُمان به معنای در دسترس بودن توافق نیست و راه سختی در پیش است، از یک طرف ترامپ عجله و شتاب دارد و از طرف دیگر رسیدن به توافقی مرضی الطرفین در بازه زمانی کوتاه و سریع آن هم در میانه انبوه موانع و چالشها بسیار سخت و دشوار است.
🍂 همچنین باید منتظر خروجی مذاکرات شنبه در جهت تعیین دستور کار مذاکراتی بود و همین خود خان مهمی است.
🍂 اما در کل با توجه به شخصیت خود ترامپ و فارغ از این که اطرافیان تندروی او چه میخواهند، احتمالا به دنبال توافقی در پرونده هستهای است که در آن امتیازی را کسب کند که بتواند آن را در مقابل برجام اوباما و بایدن علم کند و بر روی آن مانور دهد. تا ببینیم چه میشود.
.
#سیاست #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Sgolanbari