#بازاندیشی
📘تعامل با ارتداد و مرتدین: برخورد عمر بن الخطاب با جبلة بن الأیهم
✍️#عدنان_فلاحی
🍂 اکثریت قریب به اتفاق فقهای مذاهب مسلمانان، قائل بر این بودهاند که حکم مرتد ـ کسی که از دایره اسلام و مسلمانی خارج می شود ـ پس از طی یک سلسله مراحل، مرگ و اعدام است؛ هرچند که عموم فقهای مذهب حنفی، زن را از این حکم استثنا میکنند و مرتد مونث را مهدورالدم نمیدانند[1].
🍂 این مراحل، شامل تفهیم اتهام، محرز شدن ارتداد برای قاضی و نیز تعیین یک مدت زمانی مشخص برای استتابه (توبه طلبیدن) از مرتد است[2] که البته از آنجا که نصی در مورد استتابه و کیفیت آن وجود ندارد، تعداد دفعات این استتابه و نیز روزهایی که باید به این کار اختصاص داد، محل اختلاف جدی فقهاست؛ مثلا برخی فقها گفتهاند، فقط یکبار از مرتد طلب توبه میشود و برخی گفتهاند صدبار! برخی هم گفتهاند که تا سه روز از مرتد استتابه میشود و برخی هم گفتهاند تا یک ماه[3]
🍂 گفتنیست که حکم قتل مرتد و استتابه از او مخصوص فقهای مسلمان نبوده، بلکه بنا بر گزارش ایرانشناسان، جزء حقوق جزایی #ایران پیش از اسلام بوده است و بعید هم نیست که ترسیخ و تثبیت این قبیل احکام در فقه، از محصولات امتزاج فرهنگی اعراب و ایرانیان باشد؛ خاصه که اثری از احکام ارتداد و استتابه در متن مقدس مسلمانان ـ قرآن ـ نیست.
🍂 آرتور کریستین سن می نویسد: «در نامه ی تنسر آمده است:... "چه در روزگار پیشین هرکه از دین برگشتی حالا عاجلا قتل و سیاست فرمودندی، و شهنشاه فرمود که چنین کس را به حبس باز دارند و علما به مدت یکسال به هرقت او را خوانند و نصیحت کنند [= استتابه] اگر به توبه و استغفار بازآید خلاص دهند و اگر اصرار و استکبار او را بر استدبار دارد بعد از آن قتل فرمایند". اما در حقیقت سختگیری هایی که نسبت به مرتدان مرسوم شد، ممکن نیست قبل از آنکه اردشیر دین زردشتی را آئین رسمی دولتی کرد معمول بوده باشد»[4].
🍂 علی ای حال، باید به این نکته اشاره کرد که اقلی از فقها هم قائل به قتل مرتد نبودهاند، بلکه به استتابه دائم از مرتد فتوا دادهاند: «وَطَائِفَةٌ قَالَتْ: يُسْتَتَابُ أَبَدًا، وَلَا يُقْتَلُ»[5]. ابن حزم این رأی را از عمر بن الخطاب ثابت می داند[6] و به رأی دو تن از فقهای قرن اول و دوم هجری اشاره میکند که آنها هم قائل به قتل مرتد نبوده اند[7].
🍂 با بیان این مقدمه نسبتا طولانی سراغ ماجرایی میرویم که مورخین قرن سوم از برخورد عمر بن الخطاب با یکی از مرتدان مشهور معاصرش نقل کردهاند: «جبلة بن الایهم آخرین پادشاه غسّان بود... او در زمان خلافت عمر مسلمان شد و سپس به مسیحیت گروید و به سرزمین روم ملحق شد»[8].
🍂 البلاذری(279هـ) نقل کرده که جبلة پس از ارتداد و بازگشت به دین مسیحیت نزد عمر بن الخطاب آمد: «عمر گفت: اگر بر دینت (مسیحیت) باقی هستی، پس جزیة بده، لکن جبلة این عمل را ننگ دانست و عمر گفت: «از نظر ما فقط سه گزینه داری: یا مسلمان شو، یا جزیة بده، و یا هرجایی که می خواهی برو!».
🍂 و جبلة همراه سی هزار نفر به روم رفت و چون این خبر به عمر رسید، از کرده خود پشیمان گشت و عبادة بن الصامت او را سرزنش کرد و گفت: اگر از او صدقه قبول میکردی و سپس با او مهربانی مینمودی، قطعا مسلمان می شد»[9].
🍂 دیگر مورخ قرن سوم هجری، الیعقوبی نیز شبیه همین ماجرا را نقل کرده[10]. این در حالیست که به نقل الواقدی(207هـ) جبلة بعد از پیوستن به رومیان، به ارتداد خود افتخار کرده و می گفت: «أنا جبلة بن الأیهم الذی رجعت عن الإسلام: من جبلة بن الایهم هستم که از اسلام مرتد شدم»[11].
🍂 گفتنیست بعضی مورخین متأخر (قرن پنجم به بعد)، به این داستان افزودهاند که عمر بن الخطاب، جبلة را به خاطر ارتداد به مرگ تهدید کرد، لکن در قدیمیترین منابع مشهور تاریخی قرن سوم و چهارم نظیر: فتوح البلدان البلاذری، المعارف ابن قتیبة، تاریخ الیعقوبی، البدء والتاریخ المَقدِسی، مروج الذهب المسعودی و.. هیچ اثری از این تهدید نیست.
🍂 با توجه به این شواهد، به نظر می آید که پس از وضع و تثبیت تدریجی مجازات سفک دم مرتد، ماجرای مشهور جبلة بن الایهم در منابع تاریخی متأخرتر دستخوش تغییراتی شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1]. السرخسی، المبسوط، 10/108، دار المعرفة بيروت
[2]. البته برخی فقها قائل به استتابه هم نیستند (نک: ابن حزم، المحلی، 12/108، دارالفکر).
[3]. همان، 12/109
[4]. آرتور کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ص103، ترجمه رشید یاسمی
[5]. ابن حزم، المحلی، 12/109
[6]. همان، 12/116
[7]. ابن حزم، مراتب الاجماع، ص127، دار الكتب العلمية بيروت
[8]. ابن قتیبة، المعارف، ص593، الهيئة المصرية العامة للكتاب
[9]. البلاذری، فتوح البلدان، ص138، دار ومكتبة الهلال بيروت
[10]. تاریخ الیعقوبی، 2/147، دار صادر بیروت
[11]. الواقدی، فتوح الشام، 1/108، دارالکتب العلمیة
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘تعامل با ارتداد و مرتدین: برخورد عمر بن الخطاب با جبلة بن الأیهم
✍️#عدنان_فلاحی
🍂 اکثریت قریب به اتفاق فقهای مذاهب مسلمانان، قائل بر این بودهاند که حکم مرتد ـ کسی که از دایره اسلام و مسلمانی خارج می شود ـ پس از طی یک سلسله مراحل، مرگ و اعدام است؛ هرچند که عموم فقهای مذهب حنفی، زن را از این حکم استثنا میکنند و مرتد مونث را مهدورالدم نمیدانند[1].
🍂 این مراحل، شامل تفهیم اتهام، محرز شدن ارتداد برای قاضی و نیز تعیین یک مدت زمانی مشخص برای استتابه (توبه طلبیدن) از مرتد است[2] که البته از آنجا که نصی در مورد استتابه و کیفیت آن وجود ندارد، تعداد دفعات این استتابه و نیز روزهایی که باید به این کار اختصاص داد، محل اختلاف جدی فقهاست؛ مثلا برخی فقها گفتهاند، فقط یکبار از مرتد طلب توبه میشود و برخی گفتهاند صدبار! برخی هم گفتهاند که تا سه روز از مرتد استتابه میشود و برخی هم گفتهاند تا یک ماه[3]
🍂 گفتنیست که حکم قتل مرتد و استتابه از او مخصوص فقهای مسلمان نبوده، بلکه بنا بر گزارش ایرانشناسان، جزء حقوق جزایی #ایران پیش از اسلام بوده است و بعید هم نیست که ترسیخ و تثبیت این قبیل احکام در فقه، از محصولات امتزاج فرهنگی اعراب و ایرانیان باشد؛ خاصه که اثری از احکام ارتداد و استتابه در متن مقدس مسلمانان ـ قرآن ـ نیست.
🍂 آرتور کریستین سن می نویسد: «در نامه ی تنسر آمده است:... "چه در روزگار پیشین هرکه از دین برگشتی حالا عاجلا قتل و سیاست فرمودندی، و شهنشاه فرمود که چنین کس را به حبس باز دارند و علما به مدت یکسال به هرقت او را خوانند و نصیحت کنند [= استتابه] اگر به توبه و استغفار بازآید خلاص دهند و اگر اصرار و استکبار او را بر استدبار دارد بعد از آن قتل فرمایند". اما در حقیقت سختگیری هایی که نسبت به مرتدان مرسوم شد، ممکن نیست قبل از آنکه اردشیر دین زردشتی را آئین رسمی دولتی کرد معمول بوده باشد»[4].
🍂 علی ای حال، باید به این نکته اشاره کرد که اقلی از فقها هم قائل به قتل مرتد نبودهاند، بلکه به استتابه دائم از مرتد فتوا دادهاند: «وَطَائِفَةٌ قَالَتْ: يُسْتَتَابُ أَبَدًا، وَلَا يُقْتَلُ»[5]. ابن حزم این رأی را از عمر بن الخطاب ثابت می داند[6] و به رأی دو تن از فقهای قرن اول و دوم هجری اشاره میکند که آنها هم قائل به قتل مرتد نبوده اند[7].
🍂 با بیان این مقدمه نسبتا طولانی سراغ ماجرایی میرویم که مورخین قرن سوم از برخورد عمر بن الخطاب با یکی از مرتدان مشهور معاصرش نقل کردهاند: «جبلة بن الایهم آخرین پادشاه غسّان بود... او در زمان خلافت عمر مسلمان شد و سپس به مسیحیت گروید و به سرزمین روم ملحق شد»[8].
🍂 البلاذری(279هـ) نقل کرده که جبلة پس از ارتداد و بازگشت به دین مسیحیت نزد عمر بن الخطاب آمد: «عمر گفت: اگر بر دینت (مسیحیت) باقی هستی، پس جزیة بده، لکن جبلة این عمل را ننگ دانست و عمر گفت: «از نظر ما فقط سه گزینه داری: یا مسلمان شو، یا جزیة بده، و یا هرجایی که می خواهی برو!».
🍂 و جبلة همراه سی هزار نفر به روم رفت و چون این خبر به عمر رسید، از کرده خود پشیمان گشت و عبادة بن الصامت او را سرزنش کرد و گفت: اگر از او صدقه قبول میکردی و سپس با او مهربانی مینمودی، قطعا مسلمان می شد»[9].
🍂 دیگر مورخ قرن سوم هجری، الیعقوبی نیز شبیه همین ماجرا را نقل کرده[10]. این در حالیست که به نقل الواقدی(207هـ) جبلة بعد از پیوستن به رومیان، به ارتداد خود افتخار کرده و می گفت: «أنا جبلة بن الأیهم الذی رجعت عن الإسلام: من جبلة بن الایهم هستم که از اسلام مرتد شدم»[11].
🍂 گفتنیست بعضی مورخین متأخر (قرن پنجم به بعد)، به این داستان افزودهاند که عمر بن الخطاب، جبلة را به خاطر ارتداد به مرگ تهدید کرد، لکن در قدیمیترین منابع مشهور تاریخی قرن سوم و چهارم نظیر: فتوح البلدان البلاذری، المعارف ابن قتیبة، تاریخ الیعقوبی، البدء والتاریخ المَقدِسی، مروج الذهب المسعودی و.. هیچ اثری از این تهدید نیست.
🍂 با توجه به این شواهد، به نظر می آید که پس از وضع و تثبیت تدریجی مجازات سفک دم مرتد، ماجرای مشهور جبلة بن الایهم در منابع تاریخی متأخرتر دستخوش تغییراتی شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1]. السرخسی، المبسوط، 10/108، دار المعرفة بيروت
[2]. البته برخی فقها قائل به استتابه هم نیستند (نک: ابن حزم، المحلی، 12/108، دارالفکر).
[3]. همان، 12/109
[4]. آرتور کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ص103، ترجمه رشید یاسمی
[5]. ابن حزم، المحلی، 12/109
[6]. همان، 12/116
[7]. ابن حزم، مراتب الاجماع، ص127، دار الكتب العلمية بيروت
[8]. ابن قتیبة، المعارف، ص593، الهيئة المصرية العامة للكتاب
[9]. البلاذری، فتوح البلدان، ص138، دار ومكتبة الهلال بيروت
[10]. تاریخ الیعقوبی، 2/147، دار صادر بیروت
[11]. الواقدی، فتوح الشام، 1/108، دارالکتب العلمیة
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🛡جنگ در زمان محمد: تهاجمی-عقیدتی یا تدافعی-امنیتی؟
— از ابنعباس تا احمد مفتیزاده
✍️#عدنان_فلاحی
🍂 بنابر گزارشهایی که قرآن ـ متن مقدس مسلمانان ـ از سیره پیامبر اسلام ارائه میدهد، جنگهایی میان پیامبر اسلام و یارانش، علیه گروههایی از مشرکان رخ دادهاست. فقهای مسلمان بنابر گزارشهایی که سیرهنویسان در عصر عباسی آوردهاند، تحلیلهای گوناگونی از ماهیت این جنگها ارائه داده و بر اساس همین تحلیلها، گونهای قُدَمایی از «حقوق بینالملل و اخلاق جنگ» (Morality of War) را طرحریزی کردهاند که مناقشات بر سر چند و چون آن، تا همین امروز و دوران مدرن هم در جریان است.
🍂 اما احمد مفتیزاده ـ از مجتهدان معاصر ـ نیز در تحلیلی از جنگهای عصر پیامبر ـ همنوا با تحلیل شیخ محمد عبده ـ میگوید:«اسلام با شخص يا جامعهای به دليل كافر بودنش نمیجنگد»[۱].
🍂 مفتیزاده در ادامه، مراد خود را بیشتر روشن میکند و توضیح میدهد که تنها دلیل موجه جنگهای خارجی که بر مسلمین تحمیل میشود، نه «شرک یا کفر یا مسلمان نبودن دشمن خارجی» بلکه «تجاوز آنها به سرحدات مسلمین» است. در واقع، مفتیزاده ماهیت جهاد نظامی یا قتال در اسلام را در مفهوم «دفاع مشروع» (self defence) منحصر میداند.
🍂 اما فارغ از بررسی صحت و سقم مدعیات مفتیزاده، نکته جالب این است که تحلیل وی مطابق با تحلیلیست که بخاری (متوفای ۲۵۶ هـ) از یکی از از بزرگترین فقها و مفسران عصر صحابه، یعنی عبدالله بن عباس [۲] نقل میکند. ابن عباس میگوید:
«مشرکین، دو موضع در قبال نبی صلی الله علیه وسلم و مسلمانان داشتند: [دستهای] مشرکان جنگطلب بودند که پیامبر با آنها جنگید و آنها با پیامبر جنگیدند و [دستهای] مشرکین صلحنامهطلب بودند که پیامبر با آنها نجنگید و آنها نیز با پیامبر نجنگیدند»[۳].
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[۱]. احمد مفتی زاده، پرسش و پاسخی درباره کفر و ایمان، ص۱۷
[۲]. ابن قیم حنبلی، ابن عباس را با صفاتی چون «ترجمان القرآن» و «حبر الاُمة» یاد میکند (ابن قیم، الوابل الصيب من الكلم الطيب، ص۵۸، دار الحديث القاهرة).
[۳]. كَانَ المُشْرِكُونَ عَلَى مَنْزِلَتَيْنِ مِنَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَالمُؤْمِنِينَ: كَانُوا مُشْرِكِي أَهْلِ حَرْبٍ، يُقَاتِلُهُمْ وَيُقَاتِلُونَهُ، وَمُشْرِكِي أَهْلِ عَهْدٍ، لاَ يُقَاتِلُهُمْ وَلاَ يُقَاتِلُونَهُ (البخاری، الصحیح، ش۵۲۸۶)
#بازاندیشی #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @AdnanFallahi
— از ابنعباس تا احمد مفتیزاده
✍️#عدنان_فلاحی
🍂 بنابر گزارشهایی که قرآن ـ متن مقدس مسلمانان ـ از سیره پیامبر اسلام ارائه میدهد، جنگهایی میان پیامبر اسلام و یارانش، علیه گروههایی از مشرکان رخ دادهاست. فقهای مسلمان بنابر گزارشهایی که سیرهنویسان در عصر عباسی آوردهاند، تحلیلهای گوناگونی از ماهیت این جنگها ارائه داده و بر اساس همین تحلیلها، گونهای قُدَمایی از «حقوق بینالملل و اخلاق جنگ» (Morality of War) را طرحریزی کردهاند که مناقشات بر سر چند و چون آن، تا همین امروز و دوران مدرن هم در جریان است.
🍂 اما احمد مفتیزاده ـ از مجتهدان معاصر ـ نیز در تحلیلی از جنگهای عصر پیامبر ـ همنوا با تحلیل شیخ محمد عبده ـ میگوید:«اسلام با شخص يا جامعهای به دليل كافر بودنش نمیجنگد»[۱].
🍂 مفتیزاده در ادامه، مراد خود را بیشتر روشن میکند و توضیح میدهد که تنها دلیل موجه جنگهای خارجی که بر مسلمین تحمیل میشود، نه «شرک یا کفر یا مسلمان نبودن دشمن خارجی» بلکه «تجاوز آنها به سرحدات مسلمین» است. در واقع، مفتیزاده ماهیت جهاد نظامی یا قتال در اسلام را در مفهوم «دفاع مشروع» (self defence) منحصر میداند.
🍂 اما فارغ از بررسی صحت و سقم مدعیات مفتیزاده، نکته جالب این است که تحلیل وی مطابق با تحلیلیست که بخاری (متوفای ۲۵۶ هـ) از یکی از از بزرگترین فقها و مفسران عصر صحابه، یعنی عبدالله بن عباس [۲] نقل میکند. ابن عباس میگوید:
«مشرکین، دو موضع در قبال نبی صلی الله علیه وسلم و مسلمانان داشتند: [دستهای] مشرکان جنگطلب بودند که پیامبر با آنها جنگید و آنها با پیامبر جنگیدند و [دستهای] مشرکین صلحنامهطلب بودند که پیامبر با آنها نجنگید و آنها نیز با پیامبر نجنگیدند»[۳].
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[۱]. احمد مفتی زاده، پرسش و پاسخی درباره کفر و ایمان، ص۱۷
[۲]. ابن قیم حنبلی، ابن عباس را با صفاتی چون «ترجمان القرآن» و «حبر الاُمة» یاد میکند (ابن قیم، الوابل الصيب من الكلم الطيب، ص۵۸، دار الحديث القاهرة).
[۳]. كَانَ المُشْرِكُونَ عَلَى مَنْزِلَتَيْنِ مِنَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَالمُؤْمِنِينَ: كَانُوا مُشْرِكِي أَهْلِ حَرْبٍ، يُقَاتِلُهُمْ وَيُقَاتِلُونَهُ، وَمُشْرِكِي أَهْلِ عَهْدٍ، لاَ يُقَاتِلُهُمْ وَلاَ يُقَاتِلُونَهُ (البخاری، الصحیح، ش۵۲۸۶)
#بازاندیشی #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @AdnanFallahi
📘«فتنه» یعنی «اضطهاد» (Persecution)
✍️#عدنان_فلاحی
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۳۳۱ کلمه
#بازاندیشی #روشنفکری_دینی #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @AdnanFallahi
✍️#عدنان_فلاحی
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۳۳۱ کلمه
#بازاندیشی #روشنفکری_دینی #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @AdnanFallahi
📘«فتنه» یعنی «اضطهاد» (Persecution)
(۱/۲)
✍️#عدنان_فلاحی
🍂 «فتنة» یکی از واژگان پربسامد قرآن است. این واژه و مشتقاتش، بنابر بافتاری که وارد شدهاند، معانی متفاوتی دارند که یکی از معانی مرسوم آن، «ابتلاء و آزمایش» است، اما فتنه در سیاق آیاتی که از جنگ مشروع و عادلانه (Just war) سخن میگویند، به چه معناست؟
🍂 اکثر مفسران فتنه را در این آیات (مثلاً: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّه») به «شرک» تفسیر کردهاند، اما غور در ریشه این واژه و بررسی نسبت و همخوانی آن در بافتار مربوطه، پرده از این اشتباه مصطلح برمیدارد.
🍂 ما در ادامه با بررسی سه سطح تحلیل (تحلیل واژه شناسی، تحلیل بافتاری و تحلیل روایی)، میکوشیم معنای درست این واژه را در بافتار سخن از جنگهای مشروع تبیین کنیم.
الف) تحلیل واژهشناسی
🍂 الفَراهیدی (حدود ۱۷۰ هـ) در کهنترین معجم جهان، ذیل مدخل (ف ت ن) میگوید: و یاران پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم به خاطر دینشان مورد فتنه (آزار و اذیت شدید) قرار گرفتند، یعنی شکنجه شدند تا از دین خود برگردند، و در این باره، قول حقتعالی است: و «فتنه از کشتن بدتر است». فتنه: عذاب» (کتاب العین، ۸/۱۲۷، دار و مکتبة الهلال).
🍂 در اینجا میبینیم که کهنترین معجم زبان عربی، دقیقاً فتنه را به «عذاب و شکنجهای معنا کرده که بر افراد تحمیل میشود تا دست از باورهای عقیدتی خود بردارند». فراهیدی کار ما را آسان کرده و بهمثابه یکی از بزرگترین لغویان تاریخ ادبیات عرب، تفسیر کارشناسی خود را از معنای «فتنه» در بافتار آیات مربوط به جنگ، ارائه میدهد.
🍂 همچنین زمخشری حنفی هم «فتنه» را به «بلاء و عذابی تفسیر میکند که شدت و سختیاش، از مرگ هم دشوارتر است»؛ چراکه رنجهای آدمی گاه با مرگ تمام میشود، اما سختیهای مزمن، گاه کار انسان را به جایی میرساند که مرگ را بر حیات ترجیح داده و آرزوی مرگ میکند: «یعنی مصیبت و گرفتاریای که بر انسان وارد مىشود که از از کشتهشدن رنجآورتر است. به برخی از خردمندان گفته شد: چه چیزی بدتر از مرگ؟ گفتند: هرآنچه با گرفتاری به آن، آرزوی مرگ کند؛ چون تبعید از وطن که از فتنهها و گرفتاریهاییست که در آن، فرد آرزوی مرگ میکند».
🍂 اساساً پدیدهی مذموم «خودکشی یا انتحار» را هم میتوان در پرتو همین مفهوم درک کرد. میل به خودکشی و اقدام به آن در شرایطی رخ میدهد که شخص، بین ادامه ی زندگی با وجود انبوه مصائب و بین قتل، قتل خود را بر میگزیند؛ به دیگر سخن، تحمل رنج و بلا و عذاب و اضطهاد را شدیدتر و دشوارتر از قتل می داند: الفتنة اشد من القتل.
ب) تحلیل بافتاری
اگر به بافتاری که این واژه و مشتقاتش در متن مقدس وارد شدهاند دقت کنیم، همین معنای «اضطهاد» را میتوان استخراج کرد. مثلاً قرآن دربارهی تقابل قوم موسی و فرعون میگوید: «فَمَا آمَنَ لِمُوسَىٰ إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلَىٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلَئِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ» (یونس، ۸۳).
🍂 ابن جریر طبری «به فتنه انداختن» قوم موسی از سوی فرعونیان را به عذاب و اضطهادی تفسیر میکند که به هدف رجوع آنان از آموزههای موسی اِعمال شدهاست: «و سخن قرآن: «که آنان را به فتنه مبتلا کند»، با عذاب و شکنجه و آنان را [بدین روش] از دینشان برگرداند و بدانها برگشت از ایمان [به موسی] و کفر به خدا را تحمیل کند» (جامع البیان فی تأویل القرآن، ۱۵/۱۶۷، مؤسسة الرسالة).
🍂 حال با نگاهی به آیات ۱۹۰ تا ۱۹۳ میتوان معنای فتنه را دریافت:
«و در راه خدا با آنان که به جنگ و دشمنی شما برخیزند جهاد کنید، اما از حد تجاوز نکنید که خدا متجاوزان را دوست ندارد.
و هر کجا که مشرکان با شما رویارو شدند، با آنان بجنگید و آنان را از همان وطن که شما را آواره کردند برانید، و فتنه سختتر از قتل است. و در مسجدالحرام با آنها جنگ مکنید مگر آنکه پیشدستی کنند؛ در این صورت رواست که در حرم آنها را به قتل برسانید، چنین است کیفر کافران. اما اگر آنها دست بدارند، از آنها درگذرید که خدا آمرزنده و مهربان است.
و با کفار جهاد کنید تا فتنه متوقف شود و دین برای خدا باشد [دینداری آزاد گردد]، و اگر از فتنه دست کشیدند، با آنها عدالت کنید که تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست».
🍂 در این آیات، واژهی «فتنه»، در سیاق «جنگهای تحمیلی دفاعی» با «الذین یقاتلونکم» آمدهاست. آیات از «اعتداء» (درازدستی و تجاوز) باز میدارد و هشدار میدهد که «متجاوزان»، بیرحم هستند و در هرکجا که با آنان وارد جنگ شدید (حیث ثقفتموهم)، آنان را در راه دفاع از جان خود (self defence) به قتل برسانید (واقتلوهم). آنان را در راه دفاع از جان خود (self defence) به قتل برسانید (واقتلوهم).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍️#عدنان_فلاحی
🍂 «فتنة» یکی از واژگان پربسامد قرآن است. این واژه و مشتقاتش، بنابر بافتاری که وارد شدهاند، معانی متفاوتی دارند که یکی از معانی مرسوم آن، «ابتلاء و آزمایش» است، اما فتنه در سیاق آیاتی که از جنگ مشروع و عادلانه (Just war) سخن میگویند، به چه معناست؟
🍂 اکثر مفسران فتنه را در این آیات (مثلاً: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّه») به «شرک» تفسیر کردهاند، اما غور در ریشه این واژه و بررسی نسبت و همخوانی آن در بافتار مربوطه، پرده از این اشتباه مصطلح برمیدارد.
🍂 ما در ادامه با بررسی سه سطح تحلیل (تحلیل واژه شناسی، تحلیل بافتاری و تحلیل روایی)، میکوشیم معنای درست این واژه را در بافتار سخن از جنگهای مشروع تبیین کنیم.
الف) تحلیل واژهشناسی
🍂 الفَراهیدی (حدود ۱۷۰ هـ) در کهنترین معجم جهان، ذیل مدخل (ف ت ن) میگوید: و یاران پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم به خاطر دینشان مورد فتنه (آزار و اذیت شدید) قرار گرفتند، یعنی شکنجه شدند تا از دین خود برگردند، و در این باره، قول حقتعالی است: و «فتنه از کشتن بدتر است». فتنه: عذاب» (کتاب العین، ۸/۱۲۷، دار و مکتبة الهلال).
🍂 در اینجا میبینیم که کهنترین معجم زبان عربی، دقیقاً فتنه را به «عذاب و شکنجهای معنا کرده که بر افراد تحمیل میشود تا دست از باورهای عقیدتی خود بردارند». فراهیدی کار ما را آسان کرده و بهمثابه یکی از بزرگترین لغویان تاریخ ادبیات عرب، تفسیر کارشناسی خود را از معنای «فتنه» در بافتار آیات مربوط به جنگ، ارائه میدهد.
🍂 همچنین زمخشری حنفی هم «فتنه» را به «بلاء و عذابی تفسیر میکند که شدت و سختیاش، از مرگ هم دشوارتر است»؛ چراکه رنجهای آدمی گاه با مرگ تمام میشود، اما سختیهای مزمن، گاه کار انسان را به جایی میرساند که مرگ را بر حیات ترجیح داده و آرزوی مرگ میکند: «یعنی مصیبت و گرفتاریای که بر انسان وارد مىشود که از از کشتهشدن رنجآورتر است. به برخی از خردمندان گفته شد: چه چیزی بدتر از مرگ؟ گفتند: هرآنچه با گرفتاری به آن، آرزوی مرگ کند؛ چون تبعید از وطن که از فتنهها و گرفتاریهاییست که در آن، فرد آرزوی مرگ میکند».
🍂 اساساً پدیدهی مذموم «خودکشی یا انتحار» را هم میتوان در پرتو همین مفهوم درک کرد. میل به خودکشی و اقدام به آن در شرایطی رخ میدهد که شخص، بین ادامه ی زندگی با وجود انبوه مصائب و بین قتل، قتل خود را بر میگزیند؛ به دیگر سخن، تحمل رنج و بلا و عذاب و اضطهاد را شدیدتر و دشوارتر از قتل می داند: الفتنة اشد من القتل.
ب) تحلیل بافتاری
اگر به بافتاری که این واژه و مشتقاتش در متن مقدس وارد شدهاند دقت کنیم، همین معنای «اضطهاد» را میتوان استخراج کرد. مثلاً قرآن دربارهی تقابل قوم موسی و فرعون میگوید: «فَمَا آمَنَ لِمُوسَىٰ إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلَىٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلَئِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ» (یونس، ۸۳).
🍂 ابن جریر طبری «به فتنه انداختن» قوم موسی از سوی فرعونیان را به عذاب و اضطهادی تفسیر میکند که به هدف رجوع آنان از آموزههای موسی اِعمال شدهاست: «و سخن قرآن: «که آنان را به فتنه مبتلا کند»، با عذاب و شکنجه و آنان را [بدین روش] از دینشان برگرداند و بدانها برگشت از ایمان [به موسی] و کفر به خدا را تحمیل کند» (جامع البیان فی تأویل القرآن، ۱۵/۱۶۷، مؤسسة الرسالة).
🍂 حال با نگاهی به آیات ۱۹۰ تا ۱۹۳ میتوان معنای فتنه را دریافت:
«و در راه خدا با آنان که به جنگ و دشمنی شما برخیزند جهاد کنید، اما از حد تجاوز نکنید که خدا متجاوزان را دوست ندارد.
و هر کجا که مشرکان با شما رویارو شدند، با آنان بجنگید و آنان را از همان وطن که شما را آواره کردند برانید، و فتنه سختتر از قتل است. و در مسجدالحرام با آنها جنگ مکنید مگر آنکه پیشدستی کنند؛ در این صورت رواست که در حرم آنها را به قتل برسانید، چنین است کیفر کافران. اما اگر آنها دست بدارند، از آنها درگذرید که خدا آمرزنده و مهربان است.
و با کفار جهاد کنید تا فتنه متوقف شود و دین برای خدا باشد [دینداری آزاد گردد]، و اگر از فتنه دست کشیدند، با آنها عدالت کنید که تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست».
🍂 در این آیات، واژهی «فتنه»، در سیاق «جنگهای تحمیلی دفاعی» با «الذین یقاتلونکم» آمدهاست. آیات از «اعتداء» (درازدستی و تجاوز) باز میدارد و هشدار میدهد که «متجاوزان»، بیرحم هستند و در هرکجا که با آنان وارد جنگ شدید (حیث ثقفتموهم)، آنان را در راه دفاع از جان خود (self defence) به قتل برسانید (واقتلوهم). آنان را در راه دفاع از جان خود (self defence) به قتل برسانید (واقتلوهم).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘«فتنه» یعنی «اضطهاد» (Persecution)
✍️#عدنان_فلاحی
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۳۳۱ کلمه
#بازاندیشی #روشنفکری_دینی #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @AdnanFallahi
✍️#عدنان_فلاحی
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۳۳۱ کلمه
#بازاندیشی #روشنفکری_دینی #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @AdnanFallahi
📘«فتنه» یعنی «اضطهاد» (Persecution)
(۲/۲)
✍️#عدنان_فلاحی
🍂 دلیل این سختگیریِ عاقلانه روشن است؛ چون این متجاوزاناند که عدهای را «بهصرف داشتن عقیدهی متمایز و دگراندیشی»، از خانه و کاشانهی خود «آواره» کردهاند؛ وگرنه این اقلیتِ باورمند، هیچگاه مرتکب (اعتداء) و (قتل) نمیشوند و حتی از جنگ مشروع تحمیلی نیز «کراهت» دارند: «کتب علیکم القتال وهو کره لکم» (البقرة ۲۱۶). البته هرگاه این متجاوزان دست از تجاوز بردارند (فإن انتهوا) دگراندیشان نیز اهل جنگ نیستند، بلکه این جنگ تحمیلی فقط تا وقتی ادامه دارد که آنها به خاطر داشتن عقیده و باور متمایزشان، آواره (اخراج) و مقتول نشوند (حتی لاتکون فتنة).
🍂 بنابراین «فتنة» بهمعنای «رنج و اذیت آزار، اعم از اخراج و قتل است که به جرم داشتن عقیده بر آدمیان تحمیل میشود و جنگ مشروع و عادلانه تا انتهای این اضطهاد ادامه مییابد»؛ «ویکون الدین لله» یعنی تا موقعی که فقط خداوند بتواند در مورد دین و باور افراد، داوری کرده و قضاوت عقیدتی و دینی به (یوم الدین) موکول شود؛ یعنی دین (قضاوت و إحکام دربارهی باورهای الهیاتی)، فقط و فقط از آنِ خدا ـ و نه افراد و مؤسسات کهنوتی ـ گردد: «قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ»(الزمر،۴۶).
🍂 سایر آیات حتی از این هم روشنتر، معنای فتنه را بیان میکنند: «قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ إِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ» (البقرة ۲۱۷). فتنه حتی از قتل هم بدتر است؛ فتنه یعنی: «جنگافروزی در ماههای حرام» و نتیجتا، «کفر به حرمت الهی این ماهها و منع عقیدتی» (صدّ عن سبیل الله) و «اخراج افراد صلحطلب» (اخراج اهله).
🍂 شیخ محمد عبده (مفتی دیار مصر) هم در تفسیر این آیات می نویسد: «وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ أَيْ: إِنَّ فِتْنَتَهُمْ إِيَّاكُمْ فِي الْحَرَمِ عَنْ دِينِكُمْ بِالْإِيذَاءِ وَ التَّعْذِيبِ، وَ الْإِخْرَاجِ مِنَ الْوَطَنِ، وَ الْمُصَادَرَةِ فِي الْمَالِ، أَشَدُّ قُبْحًا مِنَ الْقَتْلِ; إِذْ لَا بَلَاءَ عَلَى الْإِنْسَانِ أَشَدُّ مِنْ إِيذَائِهِ وَ اضْطِهَادِهِ وَ تَعْذِيبِهِ عَلَى اعْتِقَادِهِ الَّذِي تَمَكَّنَ مِنْ عَقْلِهِ وَنَفْسِهِ"(تفسیر المنار، ۲ /۱۶۹ ـ الهیئة المصریة العامة للکتاب).
🍂 عبده در مورد «یکون الدین لله» مینویسد: "أَيْ حَتَّى لَا تَكُونَ لَهُمْ قُوَّةٌ يَفْتِنُونَكُمْ بِهَا وَ يُؤْذُونَكُمْ; لِأَجْلِ الدِّينِ، وَ يَمْنَعُونَكُمْ مِنْ إِظْهَارِهِ أَوِ الدَّعْوَةِ إِلَيْهِ (وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ) وَ فِي آيَةِ سُورَةِ الْأَنْفَالِ: (وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ) أَيْ: يَكُونُ دِينُ كُلِّ شَخْصٍ خَالِصًا لِلَّهِ لَا أَثَرَ لِخَشْيَةِ غَيْرِهِ فِيهِ، فَلَا يُفْتَنُ لِصَدِّهِ عَنْهُ وَ لَا يُؤْذَى فِيهِ"(همان، ۲/۱۷۰).
پ) تحلیل روایی
بخاری نقل میکند که در جریان قیام عبدالله بن زبیر علیه امویان، افرادی نزد عبدالله بن عمر بن الخطاب آمدند و از او خواستند که به قیام ابن زبیر بپیوندد. گفتگوی این افراد با عبدالله بن عمر جالب و خواندنیست و نهایتاً به تفسیر ابن عمر از معنای «فتنه» منجر میشود:
«آن دو نفر به ابن عمر گفتند:... تو پسر عمر و صحابه پیامبر (ص) هستی. چه چیز مانع قیام تو میشود؟ ابن عمر گفت: اینکه خداوند خون برادرم را بر من حرام کرده، مانع است. آن دو نفر گفتند: مگر خداوند نگفته «وقاتلوهم حتى لا تكون فتنة»؟ ابن عمر پاسخ داد: ما تا محو فتنه جنگیدیم و دین از آن خدا شد، اما شما میجنگید که فتنه تداوم داشته باشد و دین از آن غیر خدا گردد».
ابن عمر در شکل دیگری از این روایت بخاری میگوید:
«ما زمان پیامبر (ص) که اسلام قلیل بود میجنگیدیم. در آن زمان ما دچار فتنه در دین بودیم: یعنی یا شخص را میکشتند و یا شکنجه و عذابش میدادند. تا اینکه اسلام فزونی گرفت و خبری از فتنه نماند» (صحیح البخاری، کتاب التفسیر، بَابُ قَوْلِهِ: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلاَ عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ»، شش، ۴۵۱۳،۴۵۱۳).
🍂 روشن است که در دوران ابن زبیر، اثری از «شرک» نبود، اما ابنعمر میگوید غایت این جنگهای داخلی، «برقراری فتنه» است؛ بنابراین فتنه نمیتواند بهمعنای «شرک» باشد، بلکه مراد وی از فتنه، «تعذیبها و اضطهادهای عقیدتیایست که در نتایج این جنگهای سیاسی، بر افراد تحمیل خواهد شد». نتیجتاً صحابی برجستهای چون عبدالله بن عمر هم «فتنه» را در همان معنای دقیق لغویاش تفسیر کرده و بهنظر میرسد که بخاری هم آن را امضا کردهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍️#عدنان_فلاحی
🍂 دلیل این سختگیریِ عاقلانه روشن است؛ چون این متجاوزاناند که عدهای را «بهصرف داشتن عقیدهی متمایز و دگراندیشی»، از خانه و کاشانهی خود «آواره» کردهاند؛ وگرنه این اقلیتِ باورمند، هیچگاه مرتکب (اعتداء) و (قتل) نمیشوند و حتی از جنگ مشروع تحمیلی نیز «کراهت» دارند: «کتب علیکم القتال وهو کره لکم» (البقرة ۲۱۶). البته هرگاه این متجاوزان دست از تجاوز بردارند (فإن انتهوا) دگراندیشان نیز اهل جنگ نیستند، بلکه این جنگ تحمیلی فقط تا وقتی ادامه دارد که آنها به خاطر داشتن عقیده و باور متمایزشان، آواره (اخراج) و مقتول نشوند (حتی لاتکون فتنة).
🍂 بنابراین «فتنة» بهمعنای «رنج و اذیت آزار، اعم از اخراج و قتل است که به جرم داشتن عقیده بر آدمیان تحمیل میشود و جنگ مشروع و عادلانه تا انتهای این اضطهاد ادامه مییابد»؛ «ویکون الدین لله» یعنی تا موقعی که فقط خداوند بتواند در مورد دین و باور افراد، داوری کرده و قضاوت عقیدتی و دینی به (یوم الدین) موکول شود؛ یعنی دین (قضاوت و إحکام دربارهی باورهای الهیاتی)، فقط و فقط از آنِ خدا ـ و نه افراد و مؤسسات کهنوتی ـ گردد: «قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ»(الزمر،۴۶).
🍂 سایر آیات حتی از این هم روشنتر، معنای فتنه را بیان میکنند: «قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ إِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ» (البقرة ۲۱۷). فتنه حتی از قتل هم بدتر است؛ فتنه یعنی: «جنگافروزی در ماههای حرام» و نتیجتا، «کفر به حرمت الهی این ماهها و منع عقیدتی» (صدّ عن سبیل الله) و «اخراج افراد صلحطلب» (اخراج اهله).
🍂 شیخ محمد عبده (مفتی دیار مصر) هم در تفسیر این آیات می نویسد: «وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ أَيْ: إِنَّ فِتْنَتَهُمْ إِيَّاكُمْ فِي الْحَرَمِ عَنْ دِينِكُمْ بِالْإِيذَاءِ وَ التَّعْذِيبِ، وَ الْإِخْرَاجِ مِنَ الْوَطَنِ، وَ الْمُصَادَرَةِ فِي الْمَالِ، أَشَدُّ قُبْحًا مِنَ الْقَتْلِ; إِذْ لَا بَلَاءَ عَلَى الْإِنْسَانِ أَشَدُّ مِنْ إِيذَائِهِ وَ اضْطِهَادِهِ وَ تَعْذِيبِهِ عَلَى اعْتِقَادِهِ الَّذِي تَمَكَّنَ مِنْ عَقْلِهِ وَنَفْسِهِ"(تفسیر المنار، ۲ /۱۶۹ ـ الهیئة المصریة العامة للکتاب).
🍂 عبده در مورد «یکون الدین لله» مینویسد: "أَيْ حَتَّى لَا تَكُونَ لَهُمْ قُوَّةٌ يَفْتِنُونَكُمْ بِهَا وَ يُؤْذُونَكُمْ; لِأَجْلِ الدِّينِ، وَ يَمْنَعُونَكُمْ مِنْ إِظْهَارِهِ أَوِ الدَّعْوَةِ إِلَيْهِ (وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ) وَ فِي آيَةِ سُورَةِ الْأَنْفَالِ: (وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ) أَيْ: يَكُونُ دِينُ كُلِّ شَخْصٍ خَالِصًا لِلَّهِ لَا أَثَرَ لِخَشْيَةِ غَيْرِهِ فِيهِ، فَلَا يُفْتَنُ لِصَدِّهِ عَنْهُ وَ لَا يُؤْذَى فِيهِ"(همان، ۲/۱۷۰).
پ) تحلیل روایی
بخاری نقل میکند که در جریان قیام عبدالله بن زبیر علیه امویان، افرادی نزد عبدالله بن عمر بن الخطاب آمدند و از او خواستند که به قیام ابن زبیر بپیوندد. گفتگوی این افراد با عبدالله بن عمر جالب و خواندنیست و نهایتاً به تفسیر ابن عمر از معنای «فتنه» منجر میشود:
«آن دو نفر به ابن عمر گفتند:... تو پسر عمر و صحابه پیامبر (ص) هستی. چه چیز مانع قیام تو میشود؟ ابن عمر گفت: اینکه خداوند خون برادرم را بر من حرام کرده، مانع است. آن دو نفر گفتند: مگر خداوند نگفته «وقاتلوهم حتى لا تكون فتنة»؟ ابن عمر پاسخ داد: ما تا محو فتنه جنگیدیم و دین از آن خدا شد، اما شما میجنگید که فتنه تداوم داشته باشد و دین از آن غیر خدا گردد».
ابن عمر در شکل دیگری از این روایت بخاری میگوید:
«ما زمان پیامبر (ص) که اسلام قلیل بود میجنگیدیم. در آن زمان ما دچار فتنه در دین بودیم: یعنی یا شخص را میکشتند و یا شکنجه و عذابش میدادند. تا اینکه اسلام فزونی گرفت و خبری از فتنه نماند» (صحیح البخاری، کتاب التفسیر، بَابُ قَوْلِهِ: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلاَ عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ»، شش، ۴۵۱۳،۴۵۱۳).
🍂 روشن است که در دوران ابن زبیر، اثری از «شرک» نبود، اما ابنعمر میگوید غایت این جنگهای داخلی، «برقراری فتنه» است؛ بنابراین فتنه نمیتواند بهمعنای «شرک» باشد، بلکه مراد وی از فتنه، «تعذیبها و اضطهادهای عقیدتیایست که در نتایج این جنگهای سیاسی، بر افراد تحمیل خواهد شد». نتیجتاً صحابی برجستهای چون عبدالله بن عمر هم «فتنه» را در همان معنای دقیق لغویاش تفسیر کرده و بهنظر میرسد که بخاری هم آن را امضا کردهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘«فتنه» یعنی «اضطهاد» (Persecution)
✍️#عدنان_فلاحی
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۳۳۱ کلمه
#بازاندیشی #روشنفکری_دینی #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @AdnanFallahi
✍️#عدنان_فلاحی
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۳۳۱ کلمه
#بازاندیشی #روشنفکری_دینی #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @AdnanFallahi
📘دستانِ هنوز خونین خدای ادیانِ ابراهیمی
— قرآن، بایبل عبری و سخنانِ بنیامین نتانیاهو
1️⃣ #عدنان_فلاحی
🍂 هرچند زمانی کارل شمیت گفته بود که «دولت مدرن» در امتداد قرون وسطا قرار دارد و فقط جای مفاهیم و مقدسات الهیاتی را با مفاهیم و مقدسات جدیدی عوض کرده، اما عدۀ بسیاری میگویند که تمدن نوین غربی، از سیاست به طور کامل افسونزدایی کرده و هیچ ردپایی از الهیات ـ ولو در ظاهر ـ در سپهر سیاسی دولتهای سکولار مدرن وجود ندارد، اما دولت اسراییل - به عنوان مهمترین متحد غرب در جهان شرق - احتمالا بزرگترین ناقض این ایدۀ غربیست؛ دولتی که آرمان، تکوین، نمادها و ساختارش یکسره ـ دستکم در ظاهر ـ برگرفته از الهیات یهودیست و گاه در حیاتیترین و استثناییترین شرایط، نخستوزیر نتانیاهو برای تشویق حملات سنگینتر علیه غزه، به کتب عهد عتیق و جنگ بنیاسراییل با قوم عمالیق ارجاع میدهد؛ جایی که بر اساس کتاب اول سموئیل، آنها مجاز به قتل زنان و نوزادان و حتی حیوانات اهلی عمالیق بودند.
2️⃣ #فریدون_فرخ
🍂 روزگاری که مسلمان بودم، یکی از اشکالات جدی که با آن در قرآن مواجه شدم، همین بیتفاوتی محضِ وجدانسوزِ قرآن، نسبت به جنایات فوقِ داعشی موجود در بایبل عبری بود؛ برخلاف مواجهۀ عرازشه که طبق معمول، با پایینتنهشان فکر میکنند، و از این رو، به روابط جنسیِ پادشاهان یهود و پیامبرانش میپیچیدند و آن را نشانۀ تحریف کتاب سابق خدا میدانستند؛ درحالیکه این بخشها، اتفاقن نقطۀ قوت این کتاب بود که وجوه بشری افراد برجستـهٔ تاریخ را انکار نمیکرد و از آنها چهرههایی هپروتی، ماورایی و غیرقابل دسترس و در نتیجه، غیرقابل الگوگیری نمیساخت و نگاهی رمانگون و واقعیتبینانه به ماهیت خاکستری انسان و سیرِ دائمن در حالِ افت و خیزش داشت.
🍂 و از آنجایی که در هیچ جای قرآن، به تحریف بایبل عبری و اناجیل اشارهای نشده* و تنها تحریفی که قرآن به آن اشاره میکند، تحریف شفاهی-تفسیری کلام خداست**، همین امر از منظر دروندینی، برای یک دیندار محقق در حقیقتِ الاهی-اخلاقی بودنِ منشاء صدور قرآن، نقش یک آیۀ روشنگر را ایفا میکند و برای وجدانش آشکار میکند که مؤلفِ قرآن، ذرهای از اوامر و اعمالِ فوقِ داعشی و رذالتبار یهوه، شرمنده نبوده و به دنبال تصحیح این حد از بدنامسازی امر قدسی با استفادۀ ابزاری از خدا برای زدن رنگ تقدس به بالاترین حد از جنایت و درندهخویی نبودهاست.
🍂 از همینروست که مؤلف/مؤلفان قرآن و شاگردان درجۀ یکِ این مکتب، در مواجهه با یهودیان بنیقریظه و بنینظیر و مشرکان و ایرانیان و...، سیاست مشابهی با خدای فوقِ داعشیِ تصویر شده در بایبل را پیش میگیرند.
🍂 جنگ قرآن با مشرکان (اهل تثلیث) و یهود، جنگِ هویتی-عقیدتی و برای در صدر نشستن است، نه یک جنگ اخلاقی-فلسفی برای نقد اخلاقیات منحط موجود در بایبل عبری و اناجیل مسیحی، یا نقد خرافات و اباطیلی که به امر قدسی نسبت دادهاند (مانند داستانِ گناه نخستین و به ارث رسیدن این گناه و به خود-فدیهسازی خدا برای بخشیدنِ این امر نامعقول، یا داستانِ اقدام به قتل کودک به فرمان خدا -ابراهیم، خضر و یفتاح***- و...).
🔺ارجاعات
* ر.ک. «تحلیلی زبانشناختیـتاریخی از معنای «تحریف» در قرآن و روند تحول معنایی آن پس از قرآن» و «تاریخ انگاره تحریف بایبل در مجادلات مسیحی ـ اسلامی»
** ر.ک. «تبدیل» و «نوشتن کتاب با دستان»؛ تحلیلی زبانشناختی از دو گزارۀ موهم تحریف بایبل در قرآن
چکیده: در میان آیاتی که برای اثبات تحریف تورات بدانها استناد میشود، دو دسته آیات خاص وجود دارند که بسیاری از محققان و قرآنپژوهان آنها را حاکی از وقوع «تحریف لفظی» در بایبل قلمداد کردهاند. یکی آیاتی که در آنها از «تبدیل» سخن به میان آمده و دیگری آیۀ ۷۹ بقره که از «نوشتن کتاب با دستان» توسط یهودیان سخن میراند.
این بررسی نشان میدهد که بر اساس کاربردهای قرآنی، «تبدیل» صرفاً موضوعی مربوط به فضای شفاهی است و هیچ ارتباطی با تورات یا سایر کتابهای مقدس ندارد؛ بلکه تنها ناظر به تبدیل سخن خاصی است که در قرآن صراحتاً به آن اشاره شده است.
«نوشتن کتاب با دستان» نیز، برخلاف دیدگاه رایج نزد مفسران که آن را دال بر تحریف تورات یا جعل کتابی در کنار تورات میدانند، تنها اشاره به یک دیدگاه غلوآمیز یهودیان دربارۀ چگونگی کتابت متن تورات دارد و بنابراین کاملاً بیارتباط با موضوع تحریف است.
*** در هنگام یک جنگ، «یفتاح» نامی، نذر کرد که اگر سپاه او پیروز شود، هر چه از درِ خانهاش بیرون آید، برای یهوه در روز «قربانی سوختنی» تقدیم کند؛ دخترش آمد و ناچار چنین کرد، بدون ظاهر شدنِ فرشتهای جلوگیرنده از این نذر احمقانه و عمل احمقانهتر به آن، یا شماتت بعدی او در بایبلِ عبری توسط یهوه.
#نقد_ادیان #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قرآن، بایبل عبری و سخنانِ بنیامین نتانیاهو
1️⃣ #عدنان_فلاحی
🍂 هرچند زمانی کارل شمیت گفته بود که «دولت مدرن» در امتداد قرون وسطا قرار دارد و فقط جای مفاهیم و مقدسات الهیاتی را با مفاهیم و مقدسات جدیدی عوض کرده، اما عدۀ بسیاری میگویند که تمدن نوین غربی، از سیاست به طور کامل افسونزدایی کرده و هیچ ردپایی از الهیات ـ ولو در ظاهر ـ در سپهر سیاسی دولتهای سکولار مدرن وجود ندارد، اما دولت اسراییل - به عنوان مهمترین متحد غرب در جهان شرق - احتمالا بزرگترین ناقض این ایدۀ غربیست؛ دولتی که آرمان، تکوین، نمادها و ساختارش یکسره ـ دستکم در ظاهر ـ برگرفته از الهیات یهودیست و گاه در حیاتیترین و استثناییترین شرایط، نخستوزیر نتانیاهو برای تشویق حملات سنگینتر علیه غزه، به کتب عهد عتیق و جنگ بنیاسراییل با قوم عمالیق ارجاع میدهد؛ جایی که بر اساس کتاب اول سموئیل، آنها مجاز به قتل زنان و نوزادان و حتی حیوانات اهلی عمالیق بودند.
2️⃣ #فریدون_فرخ
🍂 روزگاری که مسلمان بودم، یکی از اشکالات جدی که با آن در قرآن مواجه شدم، همین بیتفاوتی محضِ وجدانسوزِ قرآن، نسبت به جنایات فوقِ داعشی موجود در بایبل عبری بود؛ برخلاف مواجهۀ عرازشه که طبق معمول، با پایینتنهشان فکر میکنند، و از این رو، به روابط جنسیِ پادشاهان یهود و پیامبرانش میپیچیدند و آن را نشانۀ تحریف کتاب سابق خدا میدانستند؛ درحالیکه این بخشها، اتفاقن نقطۀ قوت این کتاب بود که وجوه بشری افراد برجستـهٔ تاریخ را انکار نمیکرد و از آنها چهرههایی هپروتی، ماورایی و غیرقابل دسترس و در نتیجه، غیرقابل الگوگیری نمیساخت و نگاهی رمانگون و واقعیتبینانه به ماهیت خاکستری انسان و سیرِ دائمن در حالِ افت و خیزش داشت.
🍂 و از آنجایی که در هیچ جای قرآن، به تحریف بایبل عبری و اناجیل اشارهای نشده* و تنها تحریفی که قرآن به آن اشاره میکند، تحریف شفاهی-تفسیری کلام خداست**، همین امر از منظر دروندینی، برای یک دیندار محقق در حقیقتِ الاهی-اخلاقی بودنِ منشاء صدور قرآن، نقش یک آیۀ روشنگر را ایفا میکند و برای وجدانش آشکار میکند که مؤلفِ قرآن، ذرهای از اوامر و اعمالِ فوقِ داعشی و رذالتبار یهوه، شرمنده نبوده و به دنبال تصحیح این حد از بدنامسازی امر قدسی با استفادۀ ابزاری از خدا برای زدن رنگ تقدس به بالاترین حد از جنایت و درندهخویی نبودهاست.
🍂 از همینروست که مؤلف/مؤلفان قرآن و شاگردان درجۀ یکِ این مکتب، در مواجهه با یهودیان بنیقریظه و بنینظیر و مشرکان و ایرانیان و...، سیاست مشابهی با خدای فوقِ داعشیِ تصویر شده در بایبل را پیش میگیرند.
🍂 جنگ قرآن با مشرکان (اهل تثلیث) و یهود، جنگِ هویتی-عقیدتی و برای در صدر نشستن است، نه یک جنگ اخلاقی-فلسفی برای نقد اخلاقیات منحط موجود در بایبل عبری و اناجیل مسیحی، یا نقد خرافات و اباطیلی که به امر قدسی نسبت دادهاند (مانند داستانِ گناه نخستین و به ارث رسیدن این گناه و به خود-فدیهسازی خدا برای بخشیدنِ این امر نامعقول، یا داستانِ اقدام به قتل کودک به فرمان خدا -ابراهیم، خضر و یفتاح***- و...).
🔺ارجاعات
* ر.ک. «تحلیلی زبانشناختیـتاریخی از معنای «تحریف» در قرآن و روند تحول معنایی آن پس از قرآن» و «تاریخ انگاره تحریف بایبل در مجادلات مسیحی ـ اسلامی»
** ر.ک. «تبدیل» و «نوشتن کتاب با دستان»؛ تحلیلی زبانشناختی از دو گزارۀ موهم تحریف بایبل در قرآن
چکیده: در میان آیاتی که برای اثبات تحریف تورات بدانها استناد میشود، دو دسته آیات خاص وجود دارند که بسیاری از محققان و قرآنپژوهان آنها را حاکی از وقوع «تحریف لفظی» در بایبل قلمداد کردهاند. یکی آیاتی که در آنها از «تبدیل» سخن به میان آمده و دیگری آیۀ ۷۹ بقره که از «نوشتن کتاب با دستان» توسط یهودیان سخن میراند.
این بررسی نشان میدهد که بر اساس کاربردهای قرآنی، «تبدیل» صرفاً موضوعی مربوط به فضای شفاهی است و هیچ ارتباطی با تورات یا سایر کتابهای مقدس ندارد؛ بلکه تنها ناظر به تبدیل سخن خاصی است که در قرآن صراحتاً به آن اشاره شده است.
«نوشتن کتاب با دستان» نیز، برخلاف دیدگاه رایج نزد مفسران که آن را دال بر تحریف تورات یا جعل کتابی در کنار تورات میدانند، تنها اشاره به یک دیدگاه غلوآمیز یهودیان دربارۀ چگونگی کتابت متن تورات دارد و بنابراین کاملاً بیارتباط با موضوع تحریف است.
*** در هنگام یک جنگ، «یفتاح» نامی، نذر کرد که اگر سپاه او پیروز شود، هر چه از درِ خانهاش بیرون آید، برای یهوه در روز «قربانی سوختنی» تقدیم کند؛ دخترش آمد و ناچار چنین کرد، بدون ظاهر شدنِ فرشتهای جلوگیرنده از این نذر احمقانه و عمل احمقانهتر به آن، یا شماتت بعدی او در بایبلِ عبری توسط یهوه.
#نقد_ادیان #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین