📘پیرامون هنر ایران و تاثیر آن بر اسلام
✍🏻 #محمد_احیائی
🗄پست مرتبط
📺 معماری اسلامی وجود ندارد -هوشنگ سیحون-
📺 عبارت «معماریِ ایرانی-اسلامی» بهچهمعناست؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Jan_o_Kherad
✍🏻 #محمد_احیائی
🗄پست مرتبط
📺 معماری اسلامی وجود ندارد -هوشنگ سیحون-
📺 عبارت «معماریِ ایرانی-اسلامی» بهچهمعناست؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Jan_o_Kherad
Telegram
نقدآگین
📘پیرامون هنر ایران و تاثیر آن بر اسلام
(۱/۲)
✍🏻 #محمد_احیائی
🍂 [ادعای] بیسواد بودن پیامبر اسلام، اهمیت قطعی در بنیانگذاری اسلام داشته و از همینرو، کتابِ اسلام (قرآن) بهمعنی «خوانده شده/خواندنی» و با فعل دستوری «بخوان» آغاز گردیدهاست. آنقدر این موضوع، در دینشناسی تطبیقی و فلسفهٔ تطبیقی هنر اهمیت دارد که ما آن را درست در تراز «باکرگی مریم» برمیشماریم؛ یعنی اگر مریم بکرزا بودهباشد، فرزندش تجسد خداست، بهمثابه وجهی از حضور امر مطلق در تاریخ؛ بههمین رویه، اگر پیامبر اسلام بیسواد باشد، پیامبر خداست، یعنی وجهی از حضور مطلق، بهمثابه زبانِ حقیقت.
🍂 «تجسد خدا از دختری باکره» و «خواندن [یا انشاء کتاب] از فردی بیسواد» دو نوع مواجهه با امر مطلق و بالتبع، دو ریشهٔ فلسفهٔ هنر در مسیحیت و اسلام را برساختهاست. چنانکه هنر مسیحیت از تصورِ حضور خدا و بازتاب آن در «نقاشی و مجسمهسازی» برآمد، در اسلام هر دوی این هنرها، نکوهیده و تحریم شدند، و هنر مسلمانان از تصورِ موضوعِ حضور خدا در خواندن و نوشتن، بهصورتهای «قرائت، ترتیل و تجوید و خطاطی قرآن» متجلی شد.
🍂 تا سالهای سال و دههها، این فلسفه جاری بود تا این که ایرانیان، برای نگارش قرآن (که اکثر آن هم حتی عربی نبود)، دستور زبان و نوشتار عرب را از روی خطوط پهلوی و دستور آن نگاشتند.
۱- ریشهشناسی مسجد
از نظر ریشهشناسی، این واژه عربی نیست و ریشهٔ اوستایی و پهلوی دارد. هنوز در بسیاری از نقاط ایران، نام نیایشگاههای کهن «مزگت» است. نمونهٔ آن «اسپید مزگت» در گیلان و بیشمار در کردستان و ... که از این میان، بهعلت اهمیت موضوع، «اسپید مزگت» را مستندسازی کردهام. این نام از ریشه «مزدا» گرفته شده و در آغاز، «مزداکده» بوده که در پهلوی و دری، بهصورت «مزگت» درآمده و در عربی از آن «مسجد» ساخته شدهاست. این ریشه را میتوانید در نام «مسقط» هم ببینید. یعنی به دو صورت «مسقط» و «مسجد» معرب شدهاست. سپس از آن، ریشه «س ج د» گرفته شده و در باب رفتهاست. این الگوی ساخت فعل از اسم در عربی هنوز رایج است. نمونه این که حتی در روزگار معاصر در عربی، از «تلفن» نیز «یتلفن» ساخته شدهاست.
۲- معنیشناسی
از آن روی که در گاهان، نام «مزدا» در معنی «خرد»، بر «اهوره» در معنی «جان» بیشتر پدیدار شد، نام «مزداکده» برای «چارتاقی»ها به کاربرده شد؛ نتیجه این که نوشتار قرآنی، ربطی به اسلام نداشته و ندارد. هنر ایرانیان بود، طبق شاهنامه، تهمورس دیوان را دستگیر کرد و ایشان خطها را به وی آموختند. باستانشناسی نیز نشان داده که نخستین خطهای جهان، در میانرودان و عیلام در ۵۰۰۰ سال پیش پدیدار شدهاند. خطی که روی بناهای مزگتها پدیدار شد نیز به دست ایرانیان و از خط پهلوی نهاده شد و بسیار دیرتر در اسلام پرده از رخ برگرفت.
۳- قدمت
کهنترین آنها را که هنوز سرپا هستند، مستند کردهام که بازه هور در خراسان و نیاسر در کاشان هستند و بیش از ۲۰۰۰ سال پیش ساخته شدهاند.
۴- کارکردها
ابعاد کارکردهای چهارتاقیها گسترده هستند و از اختربینی، هیات و نجوم تا آتشکده و نیایشگاه بودهاست. در رساله کارشناسی ارشدم کارکردهای بسیار شگفتانگیز را یافته و برشمردهام.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #محمد_احیائی
🍂 [ادعای] بیسواد بودن پیامبر اسلام، اهمیت قطعی در بنیانگذاری اسلام داشته و از همینرو، کتابِ اسلام (قرآن) بهمعنی «خوانده شده/خواندنی» و با فعل دستوری «بخوان» آغاز گردیدهاست. آنقدر این موضوع، در دینشناسی تطبیقی و فلسفهٔ تطبیقی هنر اهمیت دارد که ما آن را درست در تراز «باکرگی مریم» برمیشماریم؛ یعنی اگر مریم بکرزا بودهباشد، فرزندش تجسد خداست، بهمثابه وجهی از حضور امر مطلق در تاریخ؛ بههمین رویه، اگر پیامبر اسلام بیسواد باشد، پیامبر خداست، یعنی وجهی از حضور مطلق، بهمثابه زبانِ حقیقت.
🍂 «تجسد خدا از دختری باکره» و «خواندن [یا انشاء کتاب] از فردی بیسواد» دو نوع مواجهه با امر مطلق و بالتبع، دو ریشهٔ فلسفهٔ هنر در مسیحیت و اسلام را برساختهاست. چنانکه هنر مسیحیت از تصورِ حضور خدا و بازتاب آن در «نقاشی و مجسمهسازی» برآمد، در اسلام هر دوی این هنرها، نکوهیده و تحریم شدند، و هنر مسلمانان از تصورِ موضوعِ حضور خدا در خواندن و نوشتن، بهصورتهای «قرائت، ترتیل و تجوید و خطاطی قرآن» متجلی شد.
🍂 تا سالهای سال و دههها، این فلسفه جاری بود تا این که ایرانیان، برای نگارش قرآن (که اکثر آن هم حتی عربی نبود)، دستور زبان و نوشتار عرب را از روی خطوط پهلوی و دستور آن نگاشتند.
۱- ریشهشناسی مسجد
از نظر ریشهشناسی، این واژه عربی نیست و ریشهٔ اوستایی و پهلوی دارد. هنوز در بسیاری از نقاط ایران، نام نیایشگاههای کهن «مزگت» است. نمونهٔ آن «اسپید مزگت» در گیلان و بیشمار در کردستان و ... که از این میان، بهعلت اهمیت موضوع، «اسپید مزگت» را مستندسازی کردهام. این نام از ریشه «مزدا» گرفته شده و در آغاز، «مزداکده» بوده که در پهلوی و دری، بهصورت «مزگت» درآمده و در عربی از آن «مسجد» ساخته شدهاست. این ریشه را میتوانید در نام «مسقط» هم ببینید. یعنی به دو صورت «مسقط» و «مسجد» معرب شدهاست. سپس از آن، ریشه «س ج د» گرفته شده و در باب رفتهاست. این الگوی ساخت فعل از اسم در عربی هنوز رایج است. نمونه این که حتی در روزگار معاصر در عربی، از «تلفن» نیز «یتلفن» ساخته شدهاست.
۲- معنیشناسی
از آن روی که در گاهان، نام «مزدا» در معنی «خرد»، بر «اهوره» در معنی «جان» بیشتر پدیدار شد، نام «مزداکده» برای «چارتاقی»ها به کاربرده شد؛ نتیجه این که نوشتار قرآنی، ربطی به اسلام نداشته و ندارد. هنر ایرانیان بود، طبق شاهنامه، تهمورس دیوان را دستگیر کرد و ایشان خطها را به وی آموختند. باستانشناسی نیز نشان داده که نخستین خطهای جهان، در میانرودان و عیلام در ۵۰۰۰ سال پیش پدیدار شدهاند. خطی که روی بناهای مزگتها پدیدار شد نیز به دست ایرانیان و از خط پهلوی نهاده شد و بسیار دیرتر در اسلام پرده از رخ برگرفت.
۳- قدمت
کهنترین آنها را که هنوز سرپا هستند، مستند کردهام که بازه هور در خراسان و نیاسر در کاشان هستند و بیش از ۲۰۰۰ سال پیش ساخته شدهاند.
۴- کارکردها
ابعاد کارکردهای چهارتاقیها گسترده هستند و از اختربینی، هیات و نجوم تا آتشکده و نیایشگاه بودهاست. در رساله کارشناسی ارشدم کارکردهای بسیار شگفتانگیز را یافته و برشمردهام.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پیرامون هنر ایران و تاثیر آن بر اسلام
(۲/۲)
✍🏻 #محمد_احیائی
🍂 از آن روی که اسلام نمیتوانست از «فلسفهٔ هنر» خود فراتر برود که مبنایش بر «خواندن و امر شفاهی-زبانی» بود و همچنین، «مزگتها» که در آنها، مشکل حلنشدنی پارادوکسِ «تربیع دایره» بهدست ایرانیان حل شدهبود (که بهصورت امکانپذیر کردنِ ناممکن -یعنی قرار دادن گنبد بر مکعب- بود)، برای حل مشکلِ نداشتنِ نیایشگاه، مزگتها تنها الگوی گستردهشده در سراسر شاهنشاهی ساسانی بودند که با کمترین تلاش و تغییری، بهعنوان «مسجد»، مبنا قرار گرفتند؛ کافی بود یکی از دهانههای «چهارتاقی» را که رو به قبله بود، با سنگ و گچ ببندند و آن را بهعنوان «مهراب («محراب» مُعرَب «مِهراب» است) و مسجد» استفاده کنند.
🍂 اینگونه بود که بیابانگرد بودن اعراب و نداشتن تمدن و یکجانشینی از یک سو، و فقرِ مطلق و ذاتی فلسفهٔ هنری اسلام برای هنرهایی مانند معماری و ضدیت ذاتی آن با باقی هنرها، مانند نقاشی، مجسمهسازی، رقص، موسیقی (غیر از صوت خاص قرائت)، اجازهٔ ایجاد، رشد و تعالی هنر را نمیداد و به هرجا که میرسید، از آن ویرانهای برجای مینهاد. تجلیات هنری برای این موجودات، یا باید تخریب میشد یا بهغنیمت برده-میشد؛ نمونهٔ تلخ آن، ویرانسازی شهر تیسفون و ایوان مدائن و تکهتکه کردن فرشهای بهارستان و گلستان بود.
🍂 فرم اصلی «چهارتاقی و گنبد»، بر فراز «مزداکده» چندان کامل بود و توانسته بود تضاد جایدادن مربع در دایره را حل کند که حتی تاکنون نیز، بهتر از آن در جهان پدیدار نشدهاست. برای همین، بهعنوان فرم اصلی به بسیاری تمدنها رفته و بیابانگردان اسلام نیز همان را به/عنوان پایه و اساس معماری مصادره کردند و همچنین با همین روند، دیگر فرمهای اصلی معماری ایران، مانند کاروانسرا و... نیز در سرزمینهای تصرفشدهٔ اسلام، گسترش یافت و حتی به بسیاری نقاط جهان نیز سرایت کرد؛ برای نمونه، آنچه در اسپانیای اشغالی دوران اموی در کوردوبا و ... دیده میشود، خود گواه بهکارگیری مزگت و کلیسا بهعنوان نیایشگاه اسلام است. راستی تاکنون از خود پرسیدهاید که چرا هیچ مسجدی مانند کعبه نیست؟ و چرا مسجد مدینه که از چند تنهٔ نخل و برگ آنها ساخته شده بود، الگو قرار نگرفت؟
#ایران #هنر #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #محمد_احیائی
🍂 از آن روی که اسلام نمیتوانست از «فلسفهٔ هنر» خود فراتر برود که مبنایش بر «خواندن و امر شفاهی-زبانی» بود و همچنین، «مزگتها» که در آنها، مشکل حلنشدنی پارادوکسِ «تربیع دایره» بهدست ایرانیان حل شدهبود (که بهصورت امکانپذیر کردنِ ناممکن -یعنی قرار دادن گنبد بر مکعب- بود)، برای حل مشکلِ نداشتنِ نیایشگاه، مزگتها تنها الگوی گستردهشده در سراسر شاهنشاهی ساسانی بودند که با کمترین تلاش و تغییری، بهعنوان «مسجد»، مبنا قرار گرفتند؛ کافی بود یکی از دهانههای «چهارتاقی» را که رو به قبله بود، با سنگ و گچ ببندند و آن را بهعنوان «مهراب («محراب» مُعرَب «مِهراب» است) و مسجد» استفاده کنند.
🍂 اینگونه بود که بیابانگرد بودن اعراب و نداشتن تمدن و یکجانشینی از یک سو، و فقرِ مطلق و ذاتی فلسفهٔ هنری اسلام برای هنرهایی مانند معماری و ضدیت ذاتی آن با باقی هنرها، مانند نقاشی، مجسمهسازی، رقص، موسیقی (غیر از صوت خاص قرائت)، اجازهٔ ایجاد، رشد و تعالی هنر را نمیداد و به هرجا که میرسید، از آن ویرانهای برجای مینهاد. تجلیات هنری برای این موجودات، یا باید تخریب میشد یا بهغنیمت برده-میشد؛ نمونهٔ تلخ آن، ویرانسازی شهر تیسفون و ایوان مدائن و تکهتکه کردن فرشهای بهارستان و گلستان بود.
🍂 فرم اصلی «چهارتاقی و گنبد»، بر فراز «مزداکده» چندان کامل بود و توانسته بود تضاد جایدادن مربع در دایره را حل کند که حتی تاکنون نیز، بهتر از آن در جهان پدیدار نشدهاست. برای همین، بهعنوان فرم اصلی به بسیاری تمدنها رفته و بیابانگردان اسلام نیز همان را به/عنوان پایه و اساس معماری مصادره کردند و همچنین با همین روند، دیگر فرمهای اصلی معماری ایران، مانند کاروانسرا و... نیز در سرزمینهای تصرفشدهٔ اسلام، گسترش یافت و حتی به بسیاری نقاط جهان نیز سرایت کرد؛ برای نمونه، آنچه در اسپانیای اشغالی دوران اموی در کوردوبا و ... دیده میشود، خود گواه بهکارگیری مزگت و کلیسا بهعنوان نیایشگاه اسلام است. راستی تاکنون از خود پرسیدهاید که چرا هیچ مسجدی مانند کعبه نیست؟ و چرا مسجد مدینه که از چند تنهٔ نخل و برگ آنها ساخته شده بود، الگو قرار نگرفت؟
#ایران #هنر #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin