#اسطورهشناسی
📘ایدهٔ سیاست
✍️#جورجو_آگامبن
🖌#ترجمه: #پرهام_شهرجردی
🍂 براساس یزدانشناسی مسیحی، اشدّ مجازات، مجازاتی که در برابرش هیچ نمیتوان کرد، خشمِ خدا نیست؛ فراموشی اوست. خشمِ او از جنسِ رحمتِ اوست، امّا خطا اگر از حد به در شود، حتا خشمِ خدا هم ترکمان میکند.
🍂 اوریجن مینویسد: «آنِ دهشتناک سر میرسد، دیگر بخاطرِ گناههایمان تنبیه نمیشویم؛ شر را پشتِ سر میگذاریم و خدای حاسد، سختگیریش را کنار میگذارد و میگوید: حسادتم هم تو را رها خواهد کرد؛ دیگر از تو به خشم نمیآیم».
🍂 این رها کردن، این فراموشی الهی، فراسوی هر تنبیه است؛ خالصترینِ انتقامهاست؛ هر موجودی را به وحشت میاندازد. در برابر چنین انتقامی، اندیشه پا پس میکشد؛ مبهوت میماند: چطور میشود به چیزی فکر کرد که حتا دانشِ بیپایانِ الهی هم از آن چیزی نمیداند؟ و چطور میشود به چیزی فکر کرد که برای همیشه از حافظهی خدا پاک شده است؟ دربارهی چنین موجودی، برنانوس میگوید: «او تبرئه نشده؛ نه! محکوم هم نشده! خوب دقّت کنید: او از دست رفتهاست».
🍂 با این همه، تنها یک مورد است که این وضعیت بدل به سعادت میشود: کودکانی که غسل تعمید داده نشدهاند، مُردهاند و گناهی جز گناهِ نخستین مرتکب نشدهاند، آنها تا ابد در لیمبو (مرزِ دوزخ) باقی میمانند.
🍂 متخصّصان الهیات میگویند: ساکنانِ لیمبو، همانهایی که در حاشیهی ابدی دوزخ خانه کردهاند، تنبیهِ بدنی نمیشوند، به عذاب و آتش سپرده نمیشوند؛ تنبیهِ آنها از جنسِ محرومیّت است: ساکنانِ لیمبو، تا ابد از دیدِ خدا دور میمانند، امّا برخلافِ دوزخیان، ساکنانِ لیمبو ازین محرومیّت دردی نمیکشند؛ رنجی نمیبرند: آنها فقط شناختِ طبیعی دارند، از شناختِ فراطبیعی که با غسلِ تعمید آغاز میشود، چیزی نمیدانند، نمیدانند که از نیکیای برتر محرومند و یا، میدانند که محرومند، امّا تلخیای که حس میکنند، در حدّ تلخی آدمِ عاقلیست که میداند پرواز کردن نمیتواند.
🍂 اینگونه است که اشدّ مجازات — از دیدِ خدا دور ماندن — تبدیل به شادیای طبیعی میشود: آنها هیچ نمیدانند؛ هرگز چیزی از خدا نخواهند دانست. گمشدگانی هستند که خدا ترکشان کرده: امّا خدا نیست که آنها را فراموش کرده؛ خودشان هستند که پیشتر خدا را فراموش کردهاند؛ در برابرِ فراموشیِ آنها، فراموشیِ الهی ناتوان است؛ همانند نامهای که گیرندهای نداشتهباشد.
🍂 این مُردگانِ بهپاخاسته، فاقدِ سرنوشتند؛ نه مانندِ برگزیدگان، سعادتمند و نه همانندِ دوزخیان، ناامید؛ آنها مملو از امیدی هستند که تا ابد راه به جایی نمیبَرد.
.
➖➖➖
🌾 نقدآگین
📘ایدهٔ سیاست
✍️#جورجو_آگامبن
🖌#ترجمه: #پرهام_شهرجردی
🍂 براساس یزدانشناسی مسیحی، اشدّ مجازات، مجازاتی که در برابرش هیچ نمیتوان کرد، خشمِ خدا نیست؛ فراموشی اوست. خشمِ او از جنسِ رحمتِ اوست، امّا خطا اگر از حد به در شود، حتا خشمِ خدا هم ترکمان میکند.
🍂 اوریجن مینویسد: «آنِ دهشتناک سر میرسد، دیگر بخاطرِ گناههایمان تنبیه نمیشویم؛ شر را پشتِ سر میگذاریم و خدای حاسد، سختگیریش را کنار میگذارد و میگوید: حسادتم هم تو را رها خواهد کرد؛ دیگر از تو به خشم نمیآیم».
🍂 این رها کردن، این فراموشی الهی، فراسوی هر تنبیه است؛ خالصترینِ انتقامهاست؛ هر موجودی را به وحشت میاندازد. در برابر چنین انتقامی، اندیشه پا پس میکشد؛ مبهوت میماند: چطور میشود به چیزی فکر کرد که حتا دانشِ بیپایانِ الهی هم از آن چیزی نمیداند؟ و چطور میشود به چیزی فکر کرد که برای همیشه از حافظهی خدا پاک شده است؟ دربارهی چنین موجودی، برنانوس میگوید: «او تبرئه نشده؛ نه! محکوم هم نشده! خوب دقّت کنید: او از دست رفتهاست».
🍂 با این همه، تنها یک مورد است که این وضعیت بدل به سعادت میشود: کودکانی که غسل تعمید داده نشدهاند، مُردهاند و گناهی جز گناهِ نخستین مرتکب نشدهاند، آنها تا ابد در لیمبو (مرزِ دوزخ) باقی میمانند.
🍂 متخصّصان الهیات میگویند: ساکنانِ لیمبو، همانهایی که در حاشیهی ابدی دوزخ خانه کردهاند، تنبیهِ بدنی نمیشوند، به عذاب و آتش سپرده نمیشوند؛ تنبیهِ آنها از جنسِ محرومیّت است: ساکنانِ لیمبو، تا ابد از دیدِ خدا دور میمانند، امّا برخلافِ دوزخیان، ساکنانِ لیمبو ازین محرومیّت دردی نمیکشند؛ رنجی نمیبرند: آنها فقط شناختِ طبیعی دارند، از شناختِ فراطبیعی که با غسلِ تعمید آغاز میشود، چیزی نمیدانند، نمیدانند که از نیکیای برتر محرومند و یا، میدانند که محرومند، امّا تلخیای که حس میکنند، در حدّ تلخی آدمِ عاقلیست که میداند پرواز کردن نمیتواند.
🍂 اینگونه است که اشدّ مجازات — از دیدِ خدا دور ماندن — تبدیل به شادیای طبیعی میشود: آنها هیچ نمیدانند؛ هرگز چیزی از خدا نخواهند دانست. گمشدگانی هستند که خدا ترکشان کرده: امّا خدا نیست که آنها را فراموش کرده؛ خودشان هستند که پیشتر خدا را فراموش کردهاند؛ در برابرِ فراموشیِ آنها، فراموشیِ الهی ناتوان است؛ همانند نامهای که گیرندهای نداشتهباشد.
🍂 این مُردگانِ بهپاخاسته، فاقدِ سرنوشتند؛ نه مانندِ برگزیدگان، سعادتمند و نه همانندِ دوزخیان، ناامید؛ آنها مملو از امیدی هستند که تا ابد راه به جایی نمیبَرد.
.
➖➖➖
🌾 نقدآگین
Telegram
نقدآگین
🍂 و مراقب باشیم که در سیستم ارزشی و زبانیِ همان که میکشدمان، گیر نیافتیم!
🍂 دنبال شهید شدن و شهید دادن و شهادت نگردیم. یک روز به زبانی حرف بزنیم که شهیدپرور نباشد، و از زندهگی دست کشیدن را، ترویج نکند، خود را فداکردن، فدایی بودن، از جان گذشتن، و خود را حرام کردن را، تشویق نکند.
🍂 با تمام دردها، زجرها، و دردسرها، پیروزی را در زنده ماندن، و پیروزی را در زندهگی بخواهیم.
🍂 خشونت را، تخریب و ویرانی را، متوجه خودمان نکنیم، و فراموش نکنیم که هیچکس نمیتواند جلوی خواست زندهگیمان را بگیرد؛ حتا اگر اعداممان کنند، حتا اگر به رگبارمان ببندند، حتا اگر زبانمان را ببرند! نه، نمیتوانند خواست زندهبودن، و در زندهگی بودن را، از ما بگیرند، و این تفاوت آشتیناپذیر ماست؛ و این خودش پیروزی، و آغاز پیروزیِ ماست.
✍🏻 #پرهام_شهرجردی
🗄 پست مرتبط
📕مرگ و انقلاب زندگی (نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب محمد مرادی)
📕خودکشی، دزدی جان و توهین به دیگران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 دنبال شهید شدن و شهید دادن و شهادت نگردیم. یک روز به زبانی حرف بزنیم که شهیدپرور نباشد، و از زندهگی دست کشیدن را، ترویج نکند، خود را فداکردن، فدایی بودن، از جان گذشتن، و خود را حرام کردن را، تشویق نکند.
🍂 با تمام دردها، زجرها، و دردسرها، پیروزی را در زنده ماندن، و پیروزی را در زندهگی بخواهیم.
🍂 خشونت را، تخریب و ویرانی را، متوجه خودمان نکنیم، و فراموش نکنیم که هیچکس نمیتواند جلوی خواست زندهگیمان را بگیرد؛ حتا اگر اعداممان کنند، حتا اگر به رگبارمان ببندند، حتا اگر زبانمان را ببرند! نه، نمیتوانند خواست زندهبودن، و در زندهگی بودن را، از ما بگیرند، و این تفاوت آشتیناپذیر ماست؛ و این خودش پیروزی، و آغاز پیروزیِ ماست.
✍🏻 #پرهام_شهرجردی
🗄 پست مرتبط
📕مرگ و انقلاب زندگی (نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب محمد مرادی)
📕خودکشی، دزدی جان و توهین به دیگران
.
#حکومت_اسلامی #اپوزیشنقد #کیانوش_سنجری #زن_زندگی_آزادی#خودکشی #شهید #شهادت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin