📘روشنفکر یا مرجع تقلید؟!
پیرامون اقدام ضدروشنگرانهٔ برخی روشنفکران
(۱/۲)
✍️#مایاناک
با احترام بسیاری که برای آقایان عبدالکریم سروش و مصطفا ملکیان قائلم، و همچنین اعتمادی که به منش اخلاقی این دو نازنین دارم؛ ولی به نظر، هم به محتوای بیانیه، هم نوع اعلام حمایت و امضای بیانیه از جانب این دو، ابهامات، نقدها و پرسشهای بنیادینی وارد باشد:
۱. بیانیهٔ این دو فاقد تحلیلی قوی و قانع کننده است.
۲. اگر هم دلایلی در بیانیه مبنی بر شرکت در انتخابات ذکر شده، در راستا و بلکه تکرار نعل به نعل ترغیب به مشارکت در انتخابات قبلی بوده است (همراه چند توریه و فریب عمدی، که رئیسجمهور فضای مجازی را محدود نمیکند(!) که در اختیاراتش نیست و...نظیر همین وعدهها را روحانی نیز داده بود و دیدیم چه شد؟)؛ که بر همان کلیشهٔ هیجانی «جبر بد و بدتر» بنا شده است؛ که در برشی از متن زیر از دکتر احمد زیدآبادی، با دقت نقد و بررسی شده است:
«به همان اندازه که پذیرش اصل انتخاب بد در برابر بدتر، بدیهی و عقلایی و آسان است، تشخیص امرِ بد از بدتر در شرایط پیچیدۀ اجتماعی و سیاسی بینهایت مشکل و طاقت فرساست و همین موضوع است که اصل انتخاب بین بد و بدتر را نارسا و پیچ در پیچ و مناقشهانگیز میکند.
در واقع، مدافعان اصل انتخاب بین بد و بدتر در فصول انتخاباتی، بد و بدتر را عمدتاً به شرایط شخصی نامزدها تقلیل میدهند و اصل استدلالشان این است که اگر فرد الف را به عنوان "بد" انتخاب نکنیم، به ناگزیر فرد ب به عنوان "بدتر" از صندوق رأی بیرون میآید و دامنۀ رنج و زیان عمومی را گسترش میدهد!
اصل انتخاب بین بد و بدتر در امر سیاست و اجتماع اما به ویژگیهای فردی اشخاص برنمیگردد بلکه به شناخت از "منطق موقعیت" مربوط میشود. شناخت منطق موقعیت اما نیاز به دانشی فراگیر در بسیاری از حوزههای علوم بشری دارد و هر یک از ما فقط میتوانیم اندکی از آن را دریابیم.
به عبارت روشنتر، انتخاب یک فرد بد در برابر فرد بدتر، همواره به کاهش رنج و زیانِ پیامد آن در صحنۀ سیاسی منجر نمیشود و این موضوع دقیقاً به موقعیت و ساختاری که آن فرد با انتخاب ما در آن قرار میگیرد، بستگی دارد.
فرض کنیم آلبرت اینشتن از گور برخاسته و در رقابت با یک معلم معمولی و ساده، داوطلب تدریس فیزیک در دبیرستان زیدآباد شده است. روشن است که اینشتن از بسیاری جهات بخصوص از جهت میزان سلطهاش بر دانش فیزیک، با آن معلم فیزیک سادهای که لیسانساش را مثلاً در دانشگاه آزاد یکی از شهرهای دور افتادۀ کرمان گرفته است، مطلقاً قابل قیاش نیست، اما آیا انتخاب اینشتن برای تدریس در دبیرستان زیدآباد مرجح بر آن معلم معمولی است؟ به نظرم اینشتن در آن مقام یک روز هم دوام نمیآورد چرا که همان شکل ظاهری موهایش کافی است تا کلاس درسش سراسر به خنده بازارِ بچههای شوخ و شیطان تبدیل شود!
بنابراین، برای اینکه منطق انتخاب بین بد و بدتر کار کند، باید از ویژگیهای فردی اشخاص بسیار فراتر رفت و مجموعۀ پیامدهای خواسته و ناخواسته و کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدتِ قرار گرفتن آن فرد در آن موقعیت را در نظر داشت. فقط با در نظر گرفتن این پیامدهای موقعیتی است که میتوان از انتخاب بین بدتر و بدتر سخن گفت و این متأسفانه چیزی است که بین مدافعان انتخاب بین بد و بدتر در فصل انتخابات کاملاً مغفول میماند.
چه بسا فردی با ویژگیهای مثبت در جایگاه خاصی ناخواسته به تناقضاتی برخورد کند که به سختی و دشواری شرایط بیفزاید و چه بسا فردی هم با ویژگیهای منفی، در همان موقعیت، به دلیل مواجهه با تناقضات ذهنی و عملیاش، ناخواسته بنبستی را در هم بشکند! خلاصه آنکه کار دنیا به آن روال ساده و بسیطی که حامیان فرمول "انتخاب بین بد و بدتر" فرض گرفتهاند، پیش نمیرود!»
۳. چرا این همه دیر؟! و این همه عجله و فوریت برای حمایت و شرکت؟! چرا نبایستی چندی قبلتر، با دلایل کافی و قوی، نیروی باورانندهٔ شرکت و حمایت را در ما افراد مثلاً غیرنخبه(؟) می پروردند تا شرکت و حمایت ما غیر نخبهها، به شرکت و حمایت #گله_گاو، مقلدان مرجع تقليد و مريدان پير خرابات شبيه نشود؟
۴. و چرا وارد دیالوگ بر محور منطق و فکتهای تاریخی چند سال و دههٔ اخیر، با اهل قلم و اندیشهٔ مقابل، که ادله و شواهد متعدد و محکمی علیه این تصمیم اقامه کردند، نظیر دکتر احمد زیدآبادی، آرمان امیری و...نشدهاند؛ و مثل یک مرجع تقلید سنتی، حکمی مسجع دادهاند یا به امضای فتوای دیگرنوشتهای رضا دادند و به فردیت و هویت روشنفکری خودت خیانت کردند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📻 پادكست
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
پیرامون اقدام ضدروشنگرانهٔ برخی روشنفکران
(۱/۲)
✍️#مایاناک
با احترام بسیاری که برای آقایان عبدالکریم سروش و مصطفا ملکیان قائلم، و همچنین اعتمادی که به منش اخلاقی این دو نازنین دارم؛ ولی به نظر، هم به محتوای بیانیه، هم نوع اعلام حمایت و امضای بیانیه از جانب این دو، ابهامات، نقدها و پرسشهای بنیادینی وارد باشد:
۱. بیانیهٔ این دو فاقد تحلیلی قوی و قانع کننده است.
۲. اگر هم دلایلی در بیانیه مبنی بر شرکت در انتخابات ذکر شده، در راستا و بلکه تکرار نعل به نعل ترغیب به مشارکت در انتخابات قبلی بوده است (همراه چند توریه و فریب عمدی، که رئیسجمهور فضای مجازی را محدود نمیکند(!) که در اختیاراتش نیست و...نظیر همین وعدهها را روحانی نیز داده بود و دیدیم چه شد؟)؛ که بر همان کلیشهٔ هیجانی «جبر بد و بدتر» بنا شده است؛ که در برشی از متن زیر از دکتر احمد زیدآبادی، با دقت نقد و بررسی شده است:
«به همان اندازه که پذیرش اصل انتخاب بد در برابر بدتر، بدیهی و عقلایی و آسان است، تشخیص امرِ بد از بدتر در شرایط پیچیدۀ اجتماعی و سیاسی بینهایت مشکل و طاقت فرساست و همین موضوع است که اصل انتخاب بین بد و بدتر را نارسا و پیچ در پیچ و مناقشهانگیز میکند.
در واقع، مدافعان اصل انتخاب بین بد و بدتر در فصول انتخاباتی، بد و بدتر را عمدتاً به شرایط شخصی نامزدها تقلیل میدهند و اصل استدلالشان این است که اگر فرد الف را به عنوان "بد" انتخاب نکنیم، به ناگزیر فرد ب به عنوان "بدتر" از صندوق رأی بیرون میآید و دامنۀ رنج و زیان عمومی را گسترش میدهد!
اصل انتخاب بین بد و بدتر در امر سیاست و اجتماع اما به ویژگیهای فردی اشخاص برنمیگردد بلکه به شناخت از "منطق موقعیت" مربوط میشود. شناخت منطق موقعیت اما نیاز به دانشی فراگیر در بسیاری از حوزههای علوم بشری دارد و هر یک از ما فقط میتوانیم اندکی از آن را دریابیم.
به عبارت روشنتر، انتخاب یک فرد بد در برابر فرد بدتر، همواره به کاهش رنج و زیانِ پیامد آن در صحنۀ سیاسی منجر نمیشود و این موضوع دقیقاً به موقعیت و ساختاری که آن فرد با انتخاب ما در آن قرار میگیرد، بستگی دارد.
فرض کنیم آلبرت اینشتن از گور برخاسته و در رقابت با یک معلم معمولی و ساده، داوطلب تدریس فیزیک در دبیرستان زیدآباد شده است. روشن است که اینشتن از بسیاری جهات بخصوص از جهت میزان سلطهاش بر دانش فیزیک، با آن معلم فیزیک سادهای که لیسانساش را مثلاً در دانشگاه آزاد یکی از شهرهای دور افتادۀ کرمان گرفته است، مطلقاً قابل قیاش نیست، اما آیا انتخاب اینشتن برای تدریس در دبیرستان زیدآباد مرجح بر آن معلم معمولی است؟ به نظرم اینشتن در آن مقام یک روز هم دوام نمیآورد چرا که همان شکل ظاهری موهایش کافی است تا کلاس درسش سراسر به خنده بازارِ بچههای شوخ و شیطان تبدیل شود!
بنابراین، برای اینکه منطق انتخاب بین بد و بدتر کار کند، باید از ویژگیهای فردی اشخاص بسیار فراتر رفت و مجموعۀ پیامدهای خواسته و ناخواسته و کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدتِ قرار گرفتن آن فرد در آن موقعیت را در نظر داشت. فقط با در نظر گرفتن این پیامدهای موقعیتی است که میتوان از انتخاب بین بدتر و بدتر سخن گفت و این متأسفانه چیزی است که بین مدافعان انتخاب بین بد و بدتر در فصل انتخابات کاملاً مغفول میماند.
چه بسا فردی با ویژگیهای مثبت در جایگاه خاصی ناخواسته به تناقضاتی برخورد کند که به سختی و دشواری شرایط بیفزاید و چه بسا فردی هم با ویژگیهای منفی، در همان موقعیت، به دلیل مواجهه با تناقضات ذهنی و عملیاش، ناخواسته بنبستی را در هم بشکند! خلاصه آنکه کار دنیا به آن روال ساده و بسیطی که حامیان فرمول "انتخاب بین بد و بدتر" فرض گرفتهاند، پیش نمیرود!»
۳. چرا این همه دیر؟! و این همه عجله و فوریت برای حمایت و شرکت؟! چرا نبایستی چندی قبلتر، با دلایل کافی و قوی، نیروی باورانندهٔ شرکت و حمایت را در ما افراد مثلاً غیرنخبه(؟) می پروردند تا شرکت و حمایت ما غیر نخبهها، به شرکت و حمایت #گله_گاو، مقلدان مرجع تقليد و مريدان پير خرابات شبيه نشود؟
۴. و چرا وارد دیالوگ بر محور منطق و فکتهای تاریخی چند سال و دههٔ اخیر، با اهل قلم و اندیشهٔ مقابل، که ادله و شواهد متعدد و محکمی علیه این تصمیم اقامه کردند، نظیر دکتر احمد زیدآبادی، آرمان امیری و...نشدهاند؛ و مثل یک مرجع تقلید سنتی، حکمی مسجع دادهاند یا به امضای فتوای دیگرنوشتهای رضا دادند و به فردیت و هویت روشنفکری خودت خیانت کردند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📻 پادكست
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘روشنفکر یا مرجع تقلید؟!
پیرامون اقدام ضدروشنگرانهٔ برخی روشنفکران
✍️#مایاناک
🗄پست مرتبط:
📕 بهترین زمان تغییر
📕شیخ محمود امجد: شرکت در این نمایش دروغ، مهر زدن به بردگی خود و ایرانیان است و اخلاقاً و شرعا حرام
📘امجد و غفلتش از نسبت اسلام با جهل، ظلم و…
پیرامون اقدام ضدروشنگرانهٔ برخی روشنفکران
✍️#مایاناک
🗄پست مرتبط:
📕 بهترین زمان تغییر
📕شیخ محمود امجد: شرکت در این نمایش دروغ، مهر زدن به بردگی خود و ایرانیان است و اخلاقاً و شرعا حرام
📘امجد و غفلتش از نسبت اسلام با جهل، ظلم و…
Forwarded from اقوال الانعام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دهه هشتادیها باید این رو بدونند که تجزیهطلبی در چهل سال گذشته یک افسانه حکومتی برای توجیه سرکوب بوده. دغدغه آخوند هیچوقت تمامیت ارضی ایران نبود. کردستان رو مجازات میکرد تا بقیه کردستانی نشن، و کردستانی شدن ایران، یعنی جنگیدن برای دموکراسی و تمرکززدایی قدرت. قاسملو رو کشتند چون #گله_گاو هیچ مغز پردازشگری جز قوه امنیتی خودش نداره، و قوه امنیتی هم کاری جز حذف فیزیکی افراد بلد نیست.
#ایران #حکومت_اسلامی
📘 یا انقلاب ملی یا تجزیهای محتوم
— انقلاب سیاسی بهمثابه احیای امنیت سرزمینی؛ تکملهای بر یادداشت سید جواد طباطبایی
✍️ #اریک
🍂 قاعدتا تمام گروههای ریز و درشتی که همیشه اسراییل رو به خاطر دفاع از شهروندان خودش از شرارتهای طرف فلسطینی، به جنایت و نسلکشی متهم میکنند و خواستار تحریم و انزوا و بایکوتش میشن، الان که اسراییل داره به اشکال مختلف از دولت آذربایجان دفاع میکنه، باید یقهش رو میگرفتند؛ چون ارتش آذربایجان بهراحتی قوانین بینالمللی رو درباره سربازان و اسرای جنگی زیر پا میگذاره و به هیچکس هم پاسخگو نیست.
🍂 توجیه اسراییل برای حمایت از جنایتهای جنگی ترکزبانها در نزدیکی مرز ما، هرچه که باشه، دیگه ربطی به دفاع از شهروندانش نداره و به اندازهٔ توجیه جمهوری اسلامی در قالب «عمق استراتژیک» مضحکه، اما خبری ازین گروههای ضداسراییلی نیست.
🍂 مشکل در همون کلمه «قاعدتا» است. چون دیگه قاعدهای وجود نداره.
🍂 و اما آیندهٔ ما در برابر وضعیت اطراف چطور خواهد بود؟ تجربه بارها و بارها ثابت کرده اگه به جنایتکار جنگی هزینه سنگین تحمیل نشه، تکرارش خواهد کرد و در جبهههای جلوتر تکرارش خواهد کرد.
🍂 در اوکراین هنوز داره جنایت رخ میده، ولی اوکراینیها با اینکه در موضع ضعف هستند، یک دولت مدرن دارند که توانایی تحمیل هزینه به جنایتکار رو داره؛ اونها تا همین الان کاری با آبروی «دومین ارتش بزرگ جهان» کردن که قبلا از امپراتوریهای اروپا برمیاومد.
🍂 ولی ما حکومت نداریم و اوباشی که حاکمند، روی روسیه، که اسب مردهست، شرط بستهاند. ارمنستان حاکمیت ارضی و آزادی عمل خودش رو به خاطر همین شرط، باخت. بازنده بعدی ایرانه.
🍂 اگر اشرار ترکزبان اراده کنند که تاکتیکهای مغولی رو در خاک ایران هم پیاده کنند، هیچ نیرویی که بیاد از مردم ما دفاع کنه وجود نداره. اینکه هیچ نیرویی نیست، نه اینکه وجود فیزیکی ندارد، بلکه کارکرد ندارد.
🍂 بله پادگان هست، یه تعداد تانک هست، یه عده سرباز وجود داره، پهپاد در تیراژ فلهای ساخته میشه، ولی اینها جنگ نیستند؛ جنگ یک داستان دیگهست.
🍂 جنگ چیزیه که حتی پوتین هم بلد نبود انجامش بده (فقط عملیات نظامی بلد بود. اون هم در مقابله با آپارتمانهای مسکونی. چچن و سوریه دچار توهمش کرد که جنگ رو هم بلده).
🍂 جنگ نیاز به سیستم، عقلانیت، هماهنگی، سواد زیاد و لجستیک داره؛ چیزهایی که چهل و چهار ساله که داریم از #گله_گاو نمیبینیم.
🍂 اینکه نقشه ایران تا سال ۲۰۶۰ به همین شکل گربه باقی خواهد موند یا نه؟ یک سوال جدیه.
🍂 اگه یک انقلاب سیاسی در تهران رخ نده، کله این گربه رو خواهند زد؛ مگر اینکه موضع مردم این باشه که بذار بیان بگیرن؛ چه بهتر! که در اون صورت حرفی باقی نمیمونه.
➖➖➖
🌾 @EricNotes
🌾@Naqdagin
📘 یا انقلاب ملی یا تجزیهای محتوم
— انقلاب سیاسی بهمثابه احیای امنیت سرزمینی؛ تکملهای بر یادداشت سید جواد طباطبایی
✍️ #اریک
🍂 قاعدتا تمام گروههای ریز و درشتی که همیشه اسراییل رو به خاطر دفاع از شهروندان خودش از شرارتهای طرف فلسطینی، به جنایت و نسلکشی متهم میکنند و خواستار تحریم و انزوا و بایکوتش میشن، الان که اسراییل داره به اشکال مختلف از دولت آذربایجان دفاع میکنه، باید یقهش رو میگرفتند؛ چون ارتش آذربایجان بهراحتی قوانین بینالمللی رو درباره سربازان و اسرای جنگی زیر پا میگذاره و به هیچکس هم پاسخگو نیست.
🍂 توجیه اسراییل برای حمایت از جنایتهای جنگی ترکزبانها در نزدیکی مرز ما، هرچه که باشه، دیگه ربطی به دفاع از شهروندانش نداره و به اندازهٔ توجیه جمهوری اسلامی در قالب «عمق استراتژیک» مضحکه، اما خبری ازین گروههای ضداسراییلی نیست.
🍂 مشکل در همون کلمه «قاعدتا» است. چون دیگه قاعدهای وجود نداره.
🍂 و اما آیندهٔ ما در برابر وضعیت اطراف چطور خواهد بود؟ تجربه بارها و بارها ثابت کرده اگه به جنایتکار جنگی هزینه سنگین تحمیل نشه، تکرارش خواهد کرد و در جبهههای جلوتر تکرارش خواهد کرد.
🍂 در اوکراین هنوز داره جنایت رخ میده، ولی اوکراینیها با اینکه در موضع ضعف هستند، یک دولت مدرن دارند که توانایی تحمیل هزینه به جنایتکار رو داره؛ اونها تا همین الان کاری با آبروی «دومین ارتش بزرگ جهان» کردن که قبلا از امپراتوریهای اروپا برمیاومد.
🍂 ولی ما حکومت نداریم و اوباشی که حاکمند، روی روسیه، که اسب مردهست، شرط بستهاند. ارمنستان حاکمیت ارضی و آزادی عمل خودش رو به خاطر همین شرط، باخت. بازنده بعدی ایرانه.
🍂 اگر اشرار ترکزبان اراده کنند که تاکتیکهای مغولی رو در خاک ایران هم پیاده کنند، هیچ نیرویی که بیاد از مردم ما دفاع کنه وجود نداره. اینکه هیچ نیرویی نیست، نه اینکه وجود فیزیکی ندارد، بلکه کارکرد ندارد.
🍂 بله پادگان هست، یه تعداد تانک هست، یه عده سرباز وجود داره، پهپاد در تیراژ فلهای ساخته میشه، ولی اینها جنگ نیستند؛ جنگ یک داستان دیگهست.
🍂 جنگ چیزیه که حتی پوتین هم بلد نبود انجامش بده (فقط عملیات نظامی بلد بود. اون هم در مقابله با آپارتمانهای مسکونی. چچن و سوریه دچار توهمش کرد که جنگ رو هم بلده).
🍂 جنگ نیاز به سیستم، عقلانیت، هماهنگی، سواد زیاد و لجستیک داره؛ چیزهایی که چهل و چهار ساله که داریم از #گله_گاو نمیبینیم.
🍂 اینکه نقشه ایران تا سال ۲۰۶۰ به همین شکل گربه باقی خواهد موند یا نه؟ یک سوال جدیه.
🍂 اگه یک انقلاب سیاسی در تهران رخ نده، کله این گربه رو خواهند زد؛ مگر اینکه موضع مردم این باشه که بذار بیان بگیرن؛ چه بهتر! که در اون صورت حرفی باقی نمیمونه.
➖➖➖
🌾 @EricNotes
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#ایران #حکومت_اسلامی
📘 یا انقلاب ملی یا تجزیهای محتوم
— انقلاب سیاسی بهمثابه احیای امنیت سرزمینی؛ تکملهای بر یادداشت سید جواد طباطبایی
✍️ #اریک
🗄پست مرتبط:
📕 «عمق استراتژیک ما» و پیامدهای جنگ قره باغ؛ امتیهای ایرانستیز را بزیر بکشیم
📻 سوریه؛ میراث…
📘 یا انقلاب ملی یا تجزیهای محتوم
— انقلاب سیاسی بهمثابه احیای امنیت سرزمینی؛ تکملهای بر یادداشت سید جواد طباطبایی
✍️ #اریک
🗄پست مرتبط:
📕 «عمق استراتژیک ما» و پیامدهای جنگ قره باغ؛ امتیهای ایرانستیز را بزیر بکشیم
📻 سوریه؛ میراث…