🔻چالش فیلسوف و کرونا
#شخصی_نوشت
این مدت پرسش های زیادی برای اغلب ما مطرح شد؛ اینکه کرونا دقیقا از چه زمانی و از چه طریقی به ایران وارد شد؟ اینکه آیا اطلاعرسانی بهطور دقیق و شفاف انجام شد یا خیر؟ اینکه اگر ادعای آن شنبهای که گفته شد همه چیز عادی میشود را باور و بچهها را روانه مدرسه میکردیم، خودمان هم راهی کار و بارمان میشدیم، چه اتفاقی میافتاد؟ اینکه چرا قرنطینه محلی و محدود اعمال نشد؟ و... پرسشهایی از این قبیل.
تااینکه بالاخره یک نفر پیدا شد و همین سوالها را در برنامه "فرمول یک" روی آنتنِ زنده مطرح کرد.
اما بعد با ادعای اینکه طرح این پرسشها موجب تشویش اذهان عمومی است، امیرحسین رستمی مجبور شد رسما عذرخواهی کند.
وزارت بهداشت معترض شد که به کادر درمانی بیحرمتی شده و مستقیما به رهبری شکایت خواهد کرد و...
اما من به آنهایی فکر کردم که این سوالات برایشان مطرح بوده و هست.
به کودکان و نوجوانهایی که تلاش می کنیم، زندگی را سنجشگرانه را تمرین و زندگی کنند.
مدتی قبل مقالهای میخواندم درباره اینکه چطور "فلسفه برای کودکان " میتواند از تکرار مجدد انتخاب افرادی مثل #ترامپ بهعنوان رئیسجمهور پیشگیری کند، البته نقدهایی هم بر این ایده وارد شده بود، اما اصل ایده اینجا هم برقرار است.
هیچ پرسشی خط قرمز نیست، هیچ پرسشی اذهان عمومی را دچار تشویش نمیکند، چون حتی اگر جواب قانع کنندهای وجود نداشته باشد؛ یعنی باید جستجو کرد و پاسخی دست و پا کرد.
اگر هم جواب یا راهکاری وجود دارد، باید صادقانه گفته شود.
درست شبیه به کاری که در تمرین فلسفهورزی انجام میدهیم؛ یعنی از فلسفه و پرسشگری کمک بگیریم تا کمتر اشتباه کنیم و اشتباهات را تکرار نکنیم.
من به مثابه یک کودک فیلسوف که نمیداند نسبتِ جرمِ تشویش اذهان عمومی با طرح پرسش یا کارکرد وزارت بهداشت یا قوه قضائیه و... چیست، این پرسشها را مطرح میکنم:
آیا طرح پرسشهای فوق به معنای نادیده گرفتن زحمات کادر درمانی است؟ یا در دفاع از کادر درمانی که بی جهت و به اشتباه در شرایط فعلی گرفتار شده اند؟
آیا پرسشها ذهن ما را دچار تشویش میکند یا واکنشی که در قبال پرسشها صورت میگیرد؟
آیا عملکرد یک کشور دیگر ولو اشتباه یا اینکه از قرنطینه استقبال نکرده، به معنای این است که ما هم نمیبایست به قرنطینه محلی یا جغرافیایی خاص رضایت میدادیم؟
آیا اینکه چین ترجیح داده هزینه های قرنطینه یک شهر را تقبل کند تا اینکه تمام کشورش را چندین ماه درگیر بیماری کند، بهتر بود یا عملکرد کشورهایی که ترجیح دادند مسئولیتی در قبال مردم نپذیرند؟
آیا اگر کسی بعد از طرح پرسشی از بابت آن عذرخواهی کند، آن پرسش موضوعیتِ خودش را از دست خواهد داد؟
آیا اگر من از عملکرد صداوسیما رضایت نداشته باشم، مستقیما باید به رهبری متوسل شوم یا به قوه قضائیه و آیا این حق برای همگان برقرار است یا فقط برای برخی؟ و... پرسشهای دیگر.
به این سؤالات و جوابهایی که داده شده فکر میکنم و اینکه همانطور که "الدر ساراجیک" در مقاله اش آورده بود، مشکل بزرگ ما ضعفِ تفکر فلسفی و نقادانه است که تا برطرف نشود، افراد اشتباه، تصمیمهای اشتباه خواهند گرفت.
#الهام_فخرایی
#شخصی_نوشت
#پرسشگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
#شخصی_نوشت
این مدت پرسش های زیادی برای اغلب ما مطرح شد؛ اینکه کرونا دقیقا از چه زمانی و از چه طریقی به ایران وارد شد؟ اینکه آیا اطلاعرسانی بهطور دقیق و شفاف انجام شد یا خیر؟ اینکه اگر ادعای آن شنبهای که گفته شد همه چیز عادی میشود را باور و بچهها را روانه مدرسه میکردیم، خودمان هم راهی کار و بارمان میشدیم، چه اتفاقی میافتاد؟ اینکه چرا قرنطینه محلی و محدود اعمال نشد؟ و... پرسشهایی از این قبیل.
تااینکه بالاخره یک نفر پیدا شد و همین سوالها را در برنامه "فرمول یک" روی آنتنِ زنده مطرح کرد.
اما بعد با ادعای اینکه طرح این پرسشها موجب تشویش اذهان عمومی است، امیرحسین رستمی مجبور شد رسما عذرخواهی کند.
وزارت بهداشت معترض شد که به کادر درمانی بیحرمتی شده و مستقیما به رهبری شکایت خواهد کرد و...
اما من به آنهایی فکر کردم که این سوالات برایشان مطرح بوده و هست.
به کودکان و نوجوانهایی که تلاش می کنیم، زندگی را سنجشگرانه را تمرین و زندگی کنند.
مدتی قبل مقالهای میخواندم درباره اینکه چطور "فلسفه برای کودکان " میتواند از تکرار مجدد انتخاب افرادی مثل #ترامپ بهعنوان رئیسجمهور پیشگیری کند، البته نقدهایی هم بر این ایده وارد شده بود، اما اصل ایده اینجا هم برقرار است.
هیچ پرسشی خط قرمز نیست، هیچ پرسشی اذهان عمومی را دچار تشویش نمیکند، چون حتی اگر جواب قانع کنندهای وجود نداشته باشد؛ یعنی باید جستجو کرد و پاسخی دست و پا کرد.
اگر هم جواب یا راهکاری وجود دارد، باید صادقانه گفته شود.
درست شبیه به کاری که در تمرین فلسفهورزی انجام میدهیم؛ یعنی از فلسفه و پرسشگری کمک بگیریم تا کمتر اشتباه کنیم و اشتباهات را تکرار نکنیم.
من به مثابه یک کودک فیلسوف که نمیداند نسبتِ جرمِ تشویش اذهان عمومی با طرح پرسش یا کارکرد وزارت بهداشت یا قوه قضائیه و... چیست، این پرسشها را مطرح میکنم:
آیا طرح پرسشهای فوق به معنای نادیده گرفتن زحمات کادر درمانی است؟ یا در دفاع از کادر درمانی که بی جهت و به اشتباه در شرایط فعلی گرفتار شده اند؟
آیا پرسشها ذهن ما را دچار تشویش میکند یا واکنشی که در قبال پرسشها صورت میگیرد؟
آیا عملکرد یک کشور دیگر ولو اشتباه یا اینکه از قرنطینه استقبال نکرده، به معنای این است که ما هم نمیبایست به قرنطینه محلی یا جغرافیایی خاص رضایت میدادیم؟
آیا اینکه چین ترجیح داده هزینه های قرنطینه یک شهر را تقبل کند تا اینکه تمام کشورش را چندین ماه درگیر بیماری کند، بهتر بود یا عملکرد کشورهایی که ترجیح دادند مسئولیتی در قبال مردم نپذیرند؟
آیا اگر کسی بعد از طرح پرسشی از بابت آن عذرخواهی کند، آن پرسش موضوعیتِ خودش را از دست خواهد داد؟
آیا اگر من از عملکرد صداوسیما رضایت نداشته باشم، مستقیما باید به رهبری متوسل شوم یا به قوه قضائیه و آیا این حق برای همگان برقرار است یا فقط برای برخی؟ و... پرسشهای دیگر.
به این سؤالات و جوابهایی که داده شده فکر میکنم و اینکه همانطور که "الدر ساراجیک" در مقاله اش آورده بود، مشکل بزرگ ما ضعفِ تفکر فلسفی و نقادانه است که تا برطرف نشود، افراد اشتباه، تصمیمهای اشتباه خواهند گرفت.
#الهام_فخرایی
#شخصی_نوشت
#پرسشگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C