🔻معلم من یک هیولاست! نه! نیستم!
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
الهام فخرایی
پیتر براون نویسنده کتاب، از این عبارت استفاده می کند تا یک دعوای قدیمی را طرح کند.
یک طرف ادعا، دانش آموز است که معلمش را شبیه هیولا می بیند و طرف دیگر معلم است که ادعای هیولا بودن را قاطعانه رد می کند.
عجب جمله های آشنایی! البته که به جای معلم میتوانیم نام هر شخص دیگری را بگذاریم. اما نکته مهم و جالب این جمله ابن است که هیولا اصلا وجود خارجی ندارد، پس چرا ما بعضیها را شبیه هیولا میبينيم؟
عکس روی جلد و صفحات ابتدای کتاب تصویر معلمی را نشان می دهد که ظاهر جدی و بدخلقی دارد، سر بچه ها فریاد میکشد و امر و نهی میکند که بشینید، ساکت باشید و کلی دستورهای کسل کننده دیگر. اصلا هم علاقه ای به موشک کاغذی پرتاب کردن در کلاس ندارد.
تا اینکه یک روز بابی پسرک دانش آموز، اتفاقی معلمش، خانم کربی را در پارک میبیند و قبل از اینکه فرصت کج کردن راهش را پیدا کند، با معلمش چشم توی چشم میشود.
- خانم اجازه؟
معلم جواب میدهد که اینجا لازم نیست برای حرف زدن اجازه بگیرد و بعد ناگهان باد کلاه مورد علاقه خانم کربی را برمی دارد و میبرد.
جستجو و تلاش دو نفره خانم کربی و بابی برای پیدا کردن کلاه، از اینجا شروع میشود و وقتی به آخر داستان می رسیم، خانم کربی نه تنها آن هیولای سبزرنگ ابتدای داستان نیست، بلکه ... [متن کامل در این لینک]
#الهام_فخرایی
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان در سایت بخوانید
مشخصات کتاب:
عنوان: "معلم من یک هیولاست"
نویسنده: پیتر براون
این کتاب منبع مناسبی برای طرح مباحث سوگیری شناختی و روانشناختی برای کودک و به زبان کودکانه است.
مفاهیم:
دیگری، هیولا، قضاوت، احساسات، هیجانات، مدارا، صلح، دوستی، عشق، همدلی، پذیرش، خطاهای شناختی، دیگری سازی و...
#معلم_من_یک_هیولاست
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
الهام فخرایی
پیتر براون نویسنده کتاب، از این عبارت استفاده می کند تا یک دعوای قدیمی را طرح کند.
یک طرف ادعا، دانش آموز است که معلمش را شبیه هیولا می بیند و طرف دیگر معلم است که ادعای هیولا بودن را قاطعانه رد می کند.
عجب جمله های آشنایی! البته که به جای معلم میتوانیم نام هر شخص دیگری را بگذاریم. اما نکته مهم و جالب این جمله ابن است که هیولا اصلا وجود خارجی ندارد، پس چرا ما بعضیها را شبیه هیولا میبينيم؟
عکس روی جلد و صفحات ابتدای کتاب تصویر معلمی را نشان می دهد که ظاهر جدی و بدخلقی دارد، سر بچه ها فریاد میکشد و امر و نهی میکند که بشینید، ساکت باشید و کلی دستورهای کسل کننده دیگر. اصلا هم علاقه ای به موشک کاغذی پرتاب کردن در کلاس ندارد.
تا اینکه یک روز بابی پسرک دانش آموز، اتفاقی معلمش، خانم کربی را در پارک میبیند و قبل از اینکه فرصت کج کردن راهش را پیدا کند، با معلمش چشم توی چشم میشود.
- خانم اجازه؟
معلم جواب میدهد که اینجا لازم نیست برای حرف زدن اجازه بگیرد و بعد ناگهان باد کلاه مورد علاقه خانم کربی را برمی دارد و میبرد.
جستجو و تلاش دو نفره خانم کربی و بابی برای پیدا کردن کلاه، از اینجا شروع میشود و وقتی به آخر داستان می رسیم، خانم کربی نه تنها آن هیولای سبزرنگ ابتدای داستان نیست، بلکه ... [متن کامل در این لینک]
#الهام_فخرایی
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان در سایت بخوانید
مشخصات کتاب:
عنوان: "معلم من یک هیولاست"
نویسنده: پیتر براون
این کتاب منبع مناسبی برای طرح مباحث سوگیری شناختی و روانشناختی برای کودک و به زبان کودکانه است.
مفاهیم:
دیگری، هیولا، قضاوت، احساسات، هیجانات، مدارا، صلح، دوستی، عشق، همدلی، پذیرش، خطاهای شناختی، دیگری سازی و...
#معلم_من_یک_هیولاست
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍7❤1