آیا شما حقیقتا خود "واقعی"تان هستید؟
نویسنده با استناد به یک برنامه تلویزیونی و تغییر زندگی مهمانی که در برنامه حاضر شده درباره "هویت" و "تغییر ذهن" طرح بحث می کند و آن را در قالب دو روایت جستجو می کند.
روایتی قدیمی که می توانیم آن را کنار بگذاریم و روایتی تازه که تصمیم میگیریم از حالا به بعد آن باشیم، مبتنی بر تمایز گذاشتن بین اعمال، افکار و عادات مان.
پرسش ها:
راوی اینجا چقدر تعيين کننده است؟ چیزی که دوست داریم باشیم با آنچه هستیم چقدر تفاوت دارد؟ آیا درک اینکه داستان قبلی درست کار نمی کرد به معنای انتخاب درست و اعتبار داستان فعلی است؟ اگر راوی درونی ما اعتبارش را از دست بدهد، در فضای بین روایت های مختلف چه بر سر ما میآید؟فرایند تغییر روایتها #ارگانیک است یا #عقلانی؟ راوی #درونی یا روانی می تواند همان راوی #معیار باشد؟ و پرسشهای دیگر.
#پرسش:
آیا میشود روایت یک ملت را تغییر داد؟ راوی های یک ملت چه کسانی هستند؟
#هویت
#رادیوفبک
#طرح_بحث
#هم_اندیشی
#الهام_فخرایی
#روایت_درمانی
#فلسفه_برای_کودکان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
نویسنده با استناد به یک برنامه تلویزیونی و تغییر زندگی مهمانی که در برنامه حاضر شده درباره "هویت" و "تغییر ذهن" طرح بحث می کند و آن را در قالب دو روایت جستجو می کند.
روایتی قدیمی که می توانیم آن را کنار بگذاریم و روایتی تازه که تصمیم میگیریم از حالا به بعد آن باشیم، مبتنی بر تمایز گذاشتن بین اعمال، افکار و عادات مان.
پرسش ها:
راوی اینجا چقدر تعيين کننده است؟ چیزی که دوست داریم باشیم با آنچه هستیم چقدر تفاوت دارد؟ آیا درک اینکه داستان قبلی درست کار نمی کرد به معنای انتخاب درست و اعتبار داستان فعلی است؟ اگر راوی درونی ما اعتبارش را از دست بدهد، در فضای بین روایت های مختلف چه بر سر ما میآید؟فرایند تغییر روایتها #ارگانیک است یا #عقلانی؟ راوی #درونی یا روانی می تواند همان راوی #معیار باشد؟ و پرسشهای دیگر.
#پرسش:
آیا میشود روایت یک ملت را تغییر داد؟ راوی های یک ملت چه کسانی هستند؟
#هویت
#رادیوفبک
#طرح_بحث
#هم_اندیشی
#الهام_فخرایی
#روایت_درمانی
#فلسفه_برای_کودکان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
🔻رویای دویدن
(یافتن معنا و دوباره از نو شروع کردن)
الهام فخرایی
رمان "رویای دویدن" درباره "جسیکا"
دختری 16 ساله و شیفته دویدن است. جسیکا قهرمان و رکورد دار مسابقهی دو چهارصد متر مدرسه است، اما در جریان تصادف اتوبوس مدرسه، پایش دچار آسیب جدی می شود.
داستان از "خط پایان" شروع می شود؛ "خط پایان" عنوان فصل اول کتاب است.
نقطه ای که "جسیکا" هشیاری اش را به دست آورده و حالا می تواند وضعیت اش را تجزیه و تحلیل کند:
من یک دونده ام!
کارم دویدن است.
دویدن هویت من است و تنها چیزی که بلدم، می خواهمش و برایم اهمیت دارد.
نسیم خنکی که از روی علف ها بلند می شود، پریدن از روی شبدرهایی که تازه شکوفه دادند و شکست دادن همه پسرها و اینکه باد روی گونه هایم و لابلای موهایم بوزد، احساس زنده بودن ولی حالا...
نقطه شروع داستان درواقع جایی است که برای "جسیکا' خط پایان محسوب می شود. شروع غم انگیز و توصیف دقیق، واقعی و ملموس آنچه قهرمان داستان تجربه می کند، می تواند در نگاه اول، مخاطب را در انتخاب کتاب مردد کند، اما بعدتر" باد مخالف" شروع به وزیدن می کند تا "نقطه شروع" تازه ای را رقم بزند.
داستان رویای دویدن به طور خاص درباره معنا آفرینی است، اینکه چطور برای زندگی مان معنا بسازیم، کشف کنیم و پرورش بدهیم و چطور دوباره از نو شروع کنیم.
چالش اصلی داستان، کنار آمدن جسیکا با شرایط جدید و موضوع دویدن یا به عبارتی" ندویدن" است، اما نویسنده به این اکتفا نمی کند. جسیکا در کنار مساله دویدن، چالش های مختلفی را تجربه می کند که او را قوی تر و به رویای دویدن نزدیک تر میکنند، هر چند نویسنده در طول داستان، به واقع گرایی کاملا وفادار است و قرار نیست با تفکر جادویی مسائل را فیصله بدهد.
احساس گناه، تلاش برای فهم اینکه چرا این اتفاق برای من افتاده، افسردگی، تسلیم شدن و خیال پردازی در مورد تمام سناریوهای ممکن، درواقع ضمائم و مکمل های هر فقداني محسوب می شوند که در این داستان هم به خوبی لحاظ شده است.
در بخشی از داستان، وقتی "جسیکا" تلاش می کند به تنهایی حمام کند، اولش فکر می کند که بهتر بود به جای پا دستش آسیب می دید، اما وقتی دستهایش را لابلای موهایش فرو کرده و شامپو می زند، خدا را شکر می کند که هنوز هر دو دستش را دارد.
به عبارتی جزئیاتی که نویسنده با دقت توصیف می کند، نوعی تمرین ذهن آگاهی است و به خواننده کمک می کند تا بیشتر از قبل بر داشته ها و تجربه هایش متمرکز بماند، مثلا بیشتر از قبل به پاهایش و لذت گام برداشتن توجه کند یا حتی مانند نویسنده این متن تصمیم بگیرد خودش را به چالش دویدن دعوت کند.
در "رویای دویدن" با شخصیت های مختلفی روبرو هستیم، خانواده جسیکا، هم کلاسی ها، رقبای جسیکا، دوستان صمیمی اش، مربی ورزش، معلم ها، پزشک و حتی حیوان خانگی اش. هر کدام از اینها کنش ها، واکنشها، دلواپسی ها، آرزوها و خواسته های خودشان را دارند که به نوعی با جسیکا ارتباط پیدا می کند.
آگاهی، همراه شدن و بررسی این روابط امکان دیگری است که نویسنده فراهم کرده است تا با مفاهیم همدلی، همدردی و "دیگری" آشنا شویم.
"جسیکا" تا پیش از این هرگز به "رزا" توجه نکرده بود، دختری که همیشه انتهای کلاس و روی ویلچر می نشست و نمی توانست خوب صحبت کند. حالا جسیکا کنار رزا می نشیند و این همنشینی فرصتی می شود تا هم رزا را بهتر بشناسد و هم خودش را، طوری که در بخش پایانی کتاب با عنوان "خط شروع" رزا نقش تعیین کننده ای دارد.
همین طور پرداختن به مفهوم ضمنی عشق و "خودپنداره" جسیکا درباره خودش و آنچه که دیگران از ظاهر رزا برداشت میکنند، در کنار پرداختن به خطاهای شناختی نظیر ذهن خوانی یا فاجعه سازی، همگی می تواند محملی برای گفتگو، یادگیری و الهام بخشی برای خواننده به ویژه نوجوان باشد.
"رویای دویدن" را می توان به گروه سنی نوجوان پیشنهاد داد و همزمان به عنوان منبعی آموزشی برای والدین، مربی- معلم ها و همینطور درمانگرها به کار گرفت.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: "رویای دویدن"
نویسنده: وندلین ون درانن
مترجم: آناهیتا حضرتی
ناشر: پرتقال
مفاهیم:
معنا، دوستی، عشق، همدلی، احساس گناه، عدالت، حل مساله، امید، هدف، پذیرش، چالش، آرزو، افسردگی، فقدان، انگیزه، خطاهای شناختی، هویت یابی، خودپنداره، دیگری سازی و...
لینک مطلب
#نوشتار
#رویای_دویدن
#روایت_درمانی
#قصه_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
در این لینک (صفحه دوم) می توانید مصاحبه کوتاهی را با نویسنده رمان ببینید که از تجربه خودش و مشاهداتی که داشته صحبت می کند و اینکه این تجربه ارزش این را داشته که در اختیار دیگران قرار بگیرد و برای جهان الهام بخش باشد.
@RadioP4C
(یافتن معنا و دوباره از نو شروع کردن)
الهام فخرایی
رمان "رویای دویدن" درباره "جسیکا"
دختری 16 ساله و شیفته دویدن است. جسیکا قهرمان و رکورد دار مسابقهی دو چهارصد متر مدرسه است، اما در جریان تصادف اتوبوس مدرسه، پایش دچار آسیب جدی می شود.
داستان از "خط پایان" شروع می شود؛ "خط پایان" عنوان فصل اول کتاب است.
نقطه ای که "جسیکا" هشیاری اش را به دست آورده و حالا می تواند وضعیت اش را تجزیه و تحلیل کند:
من یک دونده ام!
کارم دویدن است.
دویدن هویت من است و تنها چیزی که بلدم، می خواهمش و برایم اهمیت دارد.
نسیم خنکی که از روی علف ها بلند می شود، پریدن از روی شبدرهایی که تازه شکوفه دادند و شکست دادن همه پسرها و اینکه باد روی گونه هایم و لابلای موهایم بوزد، احساس زنده بودن ولی حالا...
نقطه شروع داستان درواقع جایی است که برای "جسیکا' خط پایان محسوب می شود. شروع غم انگیز و توصیف دقیق، واقعی و ملموس آنچه قهرمان داستان تجربه می کند، می تواند در نگاه اول، مخاطب را در انتخاب کتاب مردد کند، اما بعدتر" باد مخالف" شروع به وزیدن می کند تا "نقطه شروع" تازه ای را رقم بزند.
داستان رویای دویدن به طور خاص درباره معنا آفرینی است، اینکه چطور برای زندگی مان معنا بسازیم، کشف کنیم و پرورش بدهیم و چطور دوباره از نو شروع کنیم.
چالش اصلی داستان، کنار آمدن جسیکا با شرایط جدید و موضوع دویدن یا به عبارتی" ندویدن" است، اما نویسنده به این اکتفا نمی کند. جسیکا در کنار مساله دویدن، چالش های مختلفی را تجربه می کند که او را قوی تر و به رویای دویدن نزدیک تر میکنند، هر چند نویسنده در طول داستان، به واقع گرایی کاملا وفادار است و قرار نیست با تفکر جادویی مسائل را فیصله بدهد.
احساس گناه، تلاش برای فهم اینکه چرا این اتفاق برای من افتاده، افسردگی، تسلیم شدن و خیال پردازی در مورد تمام سناریوهای ممکن، درواقع ضمائم و مکمل های هر فقداني محسوب می شوند که در این داستان هم به خوبی لحاظ شده است.
در بخشی از داستان، وقتی "جسیکا" تلاش می کند به تنهایی حمام کند، اولش فکر می کند که بهتر بود به جای پا دستش آسیب می دید، اما وقتی دستهایش را لابلای موهایش فرو کرده و شامپو می زند، خدا را شکر می کند که هنوز هر دو دستش را دارد.
به عبارتی جزئیاتی که نویسنده با دقت توصیف می کند، نوعی تمرین ذهن آگاهی است و به خواننده کمک می کند تا بیشتر از قبل بر داشته ها و تجربه هایش متمرکز بماند، مثلا بیشتر از قبل به پاهایش و لذت گام برداشتن توجه کند یا حتی مانند نویسنده این متن تصمیم بگیرد خودش را به چالش دویدن دعوت کند.
در "رویای دویدن" با شخصیت های مختلفی روبرو هستیم، خانواده جسیکا، هم کلاسی ها، رقبای جسیکا، دوستان صمیمی اش، مربی ورزش، معلم ها، پزشک و حتی حیوان خانگی اش. هر کدام از اینها کنش ها، واکنشها، دلواپسی ها، آرزوها و خواسته های خودشان را دارند که به نوعی با جسیکا ارتباط پیدا می کند.
آگاهی، همراه شدن و بررسی این روابط امکان دیگری است که نویسنده فراهم کرده است تا با مفاهیم همدلی، همدردی و "دیگری" آشنا شویم.
"جسیکا" تا پیش از این هرگز به "رزا" توجه نکرده بود، دختری که همیشه انتهای کلاس و روی ویلچر می نشست و نمی توانست خوب صحبت کند. حالا جسیکا کنار رزا می نشیند و این همنشینی فرصتی می شود تا هم رزا را بهتر بشناسد و هم خودش را، طوری که در بخش پایانی کتاب با عنوان "خط شروع" رزا نقش تعیین کننده ای دارد.
همین طور پرداختن به مفهوم ضمنی عشق و "خودپنداره" جسیکا درباره خودش و آنچه که دیگران از ظاهر رزا برداشت میکنند، در کنار پرداختن به خطاهای شناختی نظیر ذهن خوانی یا فاجعه سازی، همگی می تواند محملی برای گفتگو، یادگیری و الهام بخشی برای خواننده به ویژه نوجوان باشد.
"رویای دویدن" را می توان به گروه سنی نوجوان پیشنهاد داد و همزمان به عنوان منبعی آموزشی برای والدین، مربی- معلم ها و همینطور درمانگرها به کار گرفت.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: "رویای دویدن"
نویسنده: وندلین ون درانن
مترجم: آناهیتا حضرتی
ناشر: پرتقال
مفاهیم:
معنا، دوستی، عشق، همدلی، احساس گناه، عدالت، حل مساله، امید، هدف، پذیرش، چالش، آرزو، افسردگی، فقدان، انگیزه، خطاهای شناختی، هویت یابی، خودپنداره، دیگری سازی و...
لینک مطلب
#نوشتار
#رویای_دویدن
#روایت_درمانی
#قصه_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
در این لینک (صفحه دوم) می توانید مصاحبه کوتاهی را با نویسنده رمان ببینید که از تجربه خودش و مشاهداتی که داشته صحبت می کند و اینکه این تجربه ارزش این را داشته که در اختیار دیگران قرار بگیرد و برای جهان الهام بخش باشد.
@RadioP4C
🔻روایت درمانی با "جین ایر " برای نوجوان ها
قسمت اول
الهام فخرایی
قبل از اینکه جستار زیر بخوانید، به این پرسش فکر کنید و اگر مایل بودید بنویسید که: چند نوجوان و حتی بزرگسال را میشناسید که خودشان را دوست داشته باشند؟ یا برعکس وچطور به این نتیجه رسیدید؟
حالا درباره این کتاب بخوانید:
فنی بریت در کتاب "جین، روباه و من" ماجرای دخترک نوجوانی را روایت می کند که به دلیل مسخره شدن در مدرسه، تصویر بدنی خوشایندی از خودش ندارد و برای کنار آمدن با احساس طرد شدگی و تنهایی به ادبیات پناه برده است. در این کتاب ما به کمک "هلن" قهرمان داستان با رمان جین ایر نوشته شارلوت برونته همراه می شویم تا انتها که ... .
عنوان کتاب "جین، روباه و من" است که با محتوای کتاب کاملا هم خوانی دارد. به خصوص جنبه "روایت درمانی" در این عنوان به خوبی منعکس شده، حتی "من" به نمایندگی از هلن که آخرین نفر است.
کتاب ترکیبی از کارکردهای مختلف را در خودش جمع کرده است که در عناوین زیر به آن می پردازیم:
🔻تصویر بدنی، بلوغ، نوجوانی
داستان با این جمله ها شروع می شود: "امروز نمی شد هیچ جا قایم شوم، نه توی سالن های مدرسه، نه توی حیاط و نه حتی راه پله های ته مدرسه که بوی شیر ترش می دهد، آن ها همه جا بودند، مثل توهین هایشان، حتی روی دیوار دستشویی ..."
همان طور که از این جمله ها برمی آید، هلن توی مدرسه دست انداخته می شود: چاق، هلن ۱۵۰ کیلویی؟ هلن بدبو، کسی با هلن دوست نمی شود و ... این ها القاب و اخباری است که چندتایی از هم مدرسه ای ها در مورد هلن این ور و آن ور جار می زنند.
هر چند مثل دنیای واقعی...[ادامه مطلب در اینجا]
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
خود دوست داشتنی من
نویسنده: فنی فرنت
تصویرگر: ایزابل آرسئول
مترجم: مهناز بهرامی
نشر پرتقال
پ. ن
تصاویر دوم و سوم به ترتیب: نویسنده و تصویرگر
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
https://elhamfakhraee.ir
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
قسمت اول
الهام فخرایی
قبل از اینکه جستار زیر بخوانید، به این پرسش فکر کنید و اگر مایل بودید بنویسید که: چند نوجوان و حتی بزرگسال را میشناسید که خودشان را دوست داشته باشند؟ یا برعکس وچطور به این نتیجه رسیدید؟
حالا درباره این کتاب بخوانید:
فنی بریت در کتاب "جین، روباه و من" ماجرای دخترک نوجوانی را روایت می کند که به دلیل مسخره شدن در مدرسه، تصویر بدنی خوشایندی از خودش ندارد و برای کنار آمدن با احساس طرد شدگی و تنهایی به ادبیات پناه برده است. در این کتاب ما به کمک "هلن" قهرمان داستان با رمان جین ایر نوشته شارلوت برونته همراه می شویم تا انتها که ... .
عنوان کتاب "جین، روباه و من" است که با محتوای کتاب کاملا هم خوانی دارد. به خصوص جنبه "روایت درمانی" در این عنوان به خوبی منعکس شده، حتی "من" به نمایندگی از هلن که آخرین نفر است.
کتاب ترکیبی از کارکردهای مختلف را در خودش جمع کرده است که در عناوین زیر به آن می پردازیم:
🔻تصویر بدنی، بلوغ، نوجوانی
داستان با این جمله ها شروع می شود: "امروز نمی شد هیچ جا قایم شوم، نه توی سالن های مدرسه، نه توی حیاط و نه حتی راه پله های ته مدرسه که بوی شیر ترش می دهد، آن ها همه جا بودند، مثل توهین هایشان، حتی روی دیوار دستشویی ..."
همان طور که از این جمله ها برمی آید، هلن توی مدرسه دست انداخته می شود: چاق، هلن ۱۵۰ کیلویی؟ هلن بدبو، کسی با هلن دوست نمی شود و ... این ها القاب و اخباری است که چندتایی از هم مدرسه ای ها در مورد هلن این ور و آن ور جار می زنند.
هر چند مثل دنیای واقعی...[ادامه مطلب در اینجا]
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
خود دوست داشتنی من
نویسنده: فنی فرنت
تصویرگر: ایزابل آرسئول
مترجم: مهناز بهرامی
نشر پرتقال
پ. ن
تصاویر دوم و سوم به ترتیب: نویسنده و تصویرگر
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
https://elhamfakhraee.ir
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍2
🔻“روباهی به نام پکس” (درباره جنگ و صلح)
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍3
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻روایت درمانی با "جین ایر " برای نوجوان ها
قسمت اول
الهام فخرایی
قبل از اینکه جستار زیر بخوانید، به این پرسش فکر کنید و اگر مایل بودید بنویسید که: چند نوجوان و حتی بزرگسال را میشناسید که خودشان را دوست داشته باشند؟ یا برعکس وچطور به این نتیجه رسیدید؟
حالا درباره این کتاب بخوانید:
فنی بریت در کتاب "جین، روباه و من" ماجرای دخترک نوجوانی را روایت می کند که به دلیل مسخره شدن در مدرسه، تصویر بدنی خوشایندی از خودش ندارد و برای کنار آمدن با احساس طرد شدگی و تنهایی به ادبیات پناه برده است. در این کتاب ما به کمک "هلن" قهرمان داستان با رمان جین ایر نوشته شارلوت برونته همراه می شویم تا انتها که ... .
عنوان کتاب "جین، روباه و من" است که با محتوای کتاب کاملا هم خوانی دارد. به خصوص جنبه "روایت درمانی" در این عنوان به خوبی منعکس شده، حتی "من" به نمایندگی از هلن که آخرین نفر است.
کتاب ترکیبی از کارکردهای مختلف را در خودش جمع کرده است که در عناوین زیر به آن می پردازیم:
🔻تصویر بدنی، بلوغ، نوجوانی
داستان با این جمله ها شروع می شود: "امروز نمی شد هیچ جا قایم شوم، نه توی سالن های مدرسه، نه توی حیاط و نه حتی راه پله های ته مدرسه که بوی شیر ترش می دهد، آن ها همه جا بودند، مثل توهین هایشان، حتی روی دیوار دستشویی ..."
همان طور که از این جمله ها برمی آید، هلن توی مدرسه دست انداخته می شود: چاق، هلن ۱۵۰ کیلویی؟ هلن بدبو، کسی با هلن دوست نمی شود و ... این ها القاب و اخباری است که چندتایی از هم مدرسه ای ها در مورد هلن این ور و آن ور جار می زنند.
هر چند مثل دنیای واقعی...[ادامه مطلب در اینجا]
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
خود دوست داشتنی من
نویسنده: فنی فرنت
تصویرگر: ایزابل آرسئول
مترجم: مهناز بهرامی
نشر پرتقال
پ. ن
تصاویر دوم و سوم به ترتیب: نویسنده و تصویرگر
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
قسمت اول
الهام فخرایی
قبل از اینکه جستار زیر بخوانید، به این پرسش فکر کنید و اگر مایل بودید بنویسید که: چند نوجوان و حتی بزرگسال را میشناسید که خودشان را دوست داشته باشند؟ یا برعکس وچطور به این نتیجه رسیدید؟
حالا درباره این کتاب بخوانید:
فنی بریت در کتاب "جین، روباه و من" ماجرای دخترک نوجوانی را روایت می کند که به دلیل مسخره شدن در مدرسه، تصویر بدنی خوشایندی از خودش ندارد و برای کنار آمدن با احساس طرد شدگی و تنهایی به ادبیات پناه برده است. در این کتاب ما به کمک "هلن" قهرمان داستان با رمان جین ایر نوشته شارلوت برونته همراه می شویم تا انتها که ... .
عنوان کتاب "جین، روباه و من" است که با محتوای کتاب کاملا هم خوانی دارد. به خصوص جنبه "روایت درمانی" در این عنوان به خوبی منعکس شده، حتی "من" به نمایندگی از هلن که آخرین نفر است.
کتاب ترکیبی از کارکردهای مختلف را در خودش جمع کرده است که در عناوین زیر به آن می پردازیم:
🔻تصویر بدنی، بلوغ، نوجوانی
داستان با این جمله ها شروع می شود: "امروز نمی شد هیچ جا قایم شوم، نه توی سالن های مدرسه، نه توی حیاط و نه حتی راه پله های ته مدرسه که بوی شیر ترش می دهد، آن ها همه جا بودند، مثل توهین هایشان، حتی روی دیوار دستشویی ..."
همان طور که از این جمله ها برمی آید، هلن توی مدرسه دست انداخته می شود: چاق، هلن ۱۵۰ کیلویی؟ هلن بدبو، کسی با هلن دوست نمی شود و ... این ها القاب و اخباری است که چندتایی از هم مدرسه ای ها در مورد هلن این ور و آن ور جار می زنند.
هر چند مثل دنیای واقعی...[ادامه مطلب در اینجا]
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
خود دوست داشتنی من
نویسنده: فنی فرنت
تصویرگر: ایزابل آرسئول
مترجم: مهناز بهرامی
نشر پرتقال
پ. ن
تصاویر دوم و سوم به ترتیب: نویسنده و تصویرگر
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍1
🔻فرشته پدربزرگ؛ روایتی برای تمرینِ دیدن نیمۀ پر لیوان
الهام فخرایی
کتاب «فرشته پدربزرگ» داستانی معناگرا درباره #مرگ و زندگی است. نخستین تصویر داستان، پدربزرگ بیماری را نشان میدهد که نوهاش به دیدن او رفته است. پدربزرگ قصه گفتن را دوست دارد و هر بار او را میبیند چیزهایی برای گفتن دارد.
در ادامه روایتهای کوتاه پدربزرگ را میخوانیم: اینکه در کودکی چه تجربههایی را از سر گذرانده، نزدیک بوده با یک ماشین تصادف کند، توی چاله بیفتد، غرق شود، غازها به او حمله کنند. چطور از بالاترین شاخههای درخت بالا میرفته، یا سگها از او میترسیدند.
اینکه حواسش نبوده که اوضاع چقدر میتواند خطرناک باشد. چطور دوستش یوسف را از دست داده، بزرگ شده، جنگ را تجربه کرده، گرسنگی کشیده و چطور برای یافتن کار تلاش کرده است.
پدربزرگ حتی تعریف می کند که چطور عاشق شده و ازدواج کرده، خانه ساخته، ماشین خریده و بالاخره پدربزرگ شده و چه اوقات خوبی را با نوهاش گذرانده است. درست به بلندی داستان یک عمر.
این خلاصه محتوای نوشتاری کتاب است، اما به زودی میفهمیم که آنچه پدربزرگ نقل میکند همه داستان نیست.
یوتا باوئر نویسنده و تصویرگر کتاب با بهکارگیری دوگانه تصویر و جملات، بازی معنایی جالبی را خلق کرده است. وقتی تصاویر را نگاه میکنیم، جملات معنای دیگری پیدا میکنند. پدربزرگ داستان زندگی خودش را تعریف میکند و ما در تصاویر فرشتهای را میبینیم که چطور از کودکی همیشه همراه پدربزرگ بوده و در تمام آن ماجراها نقش داشته است.
داستان «فرشته پدربزرگ» با توجه به موضوعی که روایت میکند، شاید تلخ به نظر برسد. اما با حضور «فرشته» همه این تلخیها تلطیف می شود. تلخی هایی مانند: تصادف، تنهایی، از دست دادن دوست، گرسنگی، جنگ، زورگویی، مرگ، حادثه و…
باوئر با بهکارگیری این تکنیک، سطحی از «معنا» را به داستان وارد میکند: حقیقت همه آن چیزی نیست که ما میبینیم. وقتی سگها از ترس میلرزیدند پای یک فرشته وسط بوده، همانطور که جان سالم بهدربردن از تصادف ماشین یا پیدا کردن یک شغل و… بقیه ماجراهای کتاب نیز.
وجود «فرشته» درواقع همان نیمه پر لیوان است؛ موجودی که تجربهها را معنادار میکند. فرشته در داستان قوت قلبی برای کودک است. کودک، فرشته را به تجربهها و زندگی شخصی خود تعمیم می دهد. فرشته پدربزرگ هم سرمایه معنوی (Spirtual Capital) را پشتیبانی می کند و هم تکنیکی برای پشت سر گذاشتن زمان و مکان در دنیای کودکانه است... [ متن کامل را با کلیک روی این لینک بخوانید]
مفاهیم: جنگ، سوگ، فقدان، مرگ، زندگی، هوش معنوی، تلاش، معنا، باور و ...
جستارهای مشابه را در سایت، در مجله نقد و بررسی کتاب کودک و نوجوان دنبال کنید.
#الهام_فخرایی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#هوش_معنوی
#فرشته_پدربزرگ
#روایت_درمانی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@Radiop4c
@RadioP4C
https://elhamfakhraee.ir
الهام فخرایی
کتاب «فرشته پدربزرگ» داستانی معناگرا درباره #مرگ و زندگی است. نخستین تصویر داستان، پدربزرگ بیماری را نشان میدهد که نوهاش به دیدن او رفته است. پدربزرگ قصه گفتن را دوست دارد و هر بار او را میبیند چیزهایی برای گفتن دارد.
در ادامه روایتهای کوتاه پدربزرگ را میخوانیم: اینکه در کودکی چه تجربههایی را از سر گذرانده، نزدیک بوده با یک ماشین تصادف کند، توی چاله بیفتد، غرق شود، غازها به او حمله کنند. چطور از بالاترین شاخههای درخت بالا میرفته، یا سگها از او میترسیدند.
اینکه حواسش نبوده که اوضاع چقدر میتواند خطرناک باشد. چطور دوستش یوسف را از دست داده، بزرگ شده، جنگ را تجربه کرده، گرسنگی کشیده و چطور برای یافتن کار تلاش کرده است.
پدربزرگ حتی تعریف می کند که چطور عاشق شده و ازدواج کرده، خانه ساخته، ماشین خریده و بالاخره پدربزرگ شده و چه اوقات خوبی را با نوهاش گذرانده است. درست به بلندی داستان یک عمر.
این خلاصه محتوای نوشتاری کتاب است، اما به زودی میفهمیم که آنچه پدربزرگ نقل میکند همه داستان نیست.
یوتا باوئر نویسنده و تصویرگر کتاب با بهکارگیری دوگانه تصویر و جملات، بازی معنایی جالبی را خلق کرده است. وقتی تصاویر را نگاه میکنیم، جملات معنای دیگری پیدا میکنند. پدربزرگ داستان زندگی خودش را تعریف میکند و ما در تصاویر فرشتهای را میبینیم که چطور از کودکی همیشه همراه پدربزرگ بوده و در تمام آن ماجراها نقش داشته است.
داستان «فرشته پدربزرگ» با توجه به موضوعی که روایت میکند، شاید تلخ به نظر برسد. اما با حضور «فرشته» همه این تلخیها تلطیف می شود. تلخی هایی مانند: تصادف، تنهایی، از دست دادن دوست، گرسنگی، جنگ، زورگویی، مرگ، حادثه و…
باوئر با بهکارگیری این تکنیک، سطحی از «معنا» را به داستان وارد میکند: حقیقت همه آن چیزی نیست که ما میبینیم. وقتی سگها از ترس میلرزیدند پای یک فرشته وسط بوده، همانطور که جان سالم بهدربردن از تصادف ماشین یا پیدا کردن یک شغل و… بقیه ماجراهای کتاب نیز.
وجود «فرشته» درواقع همان نیمه پر لیوان است؛ موجودی که تجربهها را معنادار میکند. فرشته در داستان قوت قلبی برای کودک است. کودک، فرشته را به تجربهها و زندگی شخصی خود تعمیم می دهد. فرشته پدربزرگ هم سرمایه معنوی (Spirtual Capital) را پشتیبانی می کند و هم تکنیکی برای پشت سر گذاشتن زمان و مکان در دنیای کودکانه است... [ متن کامل را با کلیک روی این لینک بخوانید]
مفاهیم: جنگ، سوگ، فقدان، مرگ، زندگی، هوش معنوی، تلاش، معنا، باور و ...
جستارهای مشابه را در سایت، در مجله نقد و بررسی کتاب کودک و نوجوان دنبال کنید.
#الهام_فخرایی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#هوش_معنوی
#فرشته_پدربزرگ
#روایت_درمانی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@Radiop4c
@RadioP4C
https://elhamfakhraee.ir
مدرسه مهارت های تفکر
فرشته پدربزرگ؛ روایتی برای تمرینِ دیدن نیمۀ پر لیوان
کتاب «فرشته پدربزرگ» داستانی معناگرا درباره مرگ و زندگی است. نخستین تصویر داستان، پدربزرگ بیماری را نشان میدهد که نوهاش به ...
🔥1
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻“روباهی به نام پکس” (درباره جنگ و صلح)
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍9
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻“روباهی به نام پکس” (درباره جنگ و صلح)
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍11
🔻رویای دویدن
(یافتن معنا و دوباره از نو شروع کردن)
الهام فخرایی
رمان "رویای دویدن" درباره "جسیکا"
دختری 16 ساله و شیفته دویدن است. جسیکا قهرمان و رکورد دار مسابقهی دو چهارصد متر مدرسه است، اما در جریان تصادف اتوبوس مدرسه، پایش دچار آسیب جدی می شود.
داستان از "خط پایان" شروع می شود؛ "خط پایان" عنوان فصل اول کتاب است.
نقطه ای که "جسیکا" هشیاری اش را به دست آورده و حالا می تواند وضعیت اش را تجزیه و تحلیل کند:
من یک دونده ام!
کارم دویدن است.
دویدن هویت من است و تنها چیزی که بلدم، می خواهمش و برایم اهمیت دارد.
نسیم خنکی که از روی علف ها بلند می شود، پریدن از روی شبدرهایی که تازه شکوفه دادند و شکست دادن همه پسرها و اینکه باد روی گونه هایم و لابلای موهایم بوزد، احساس زنده بودن ولی حالا...
نقطه شروع داستان درواقع جایی است که برای "جسیکا' خط پایان محسوب می شود. شروع غم انگیز و توصیف دقیق، واقعی و ملموس آنچه قهرمان داستان تجربه می کند، می تواند در نگاه اول، مخاطب را در انتخاب کتاب مردد کند، اما بعدتر" باد مخالف" شروع به وزیدن می کند تا "نقطه شروع" تازه ای را رقم بزند.
داستان رویای دویدن به طور خاص درباره معنا آفرینی است، اینکه چطور برای زندگی مان معنا بسازیم، کشف کنیم و پرورش بدهیم و چطور دوباره از نو شروع کنیم.
چالش اصلی داستان، کنار آمدن جسیکا با شرایط جدید و موضوع دویدن یا به عبارتی" ندویدن" است، اما نویسنده به این اکتفا نمی کند. جسیکا در کنار مساله دویدن، چالش های مختلفی را تجربه می کند که او را قوی تر و به رویای دویدن نزدیک تر میکنند، هر چند نویسنده در طول داستان، به واقع گرایی کاملا وفادار است و قرار نیست با تفکر جادویی مسائل را فیصله بدهد.
احساس گناه، تلاش برای فهم اینکه چرا این اتفاق برای من افتاده، افسردگی، تسلیم شدن و خیال پردازی در مورد تمام سناریوهای ممکن، ... [ متن کامل را در اینجا بخوانید. ]
"رویای دویدن" را می توان به گروه سنی نوجوان پیشنهاد داد و همزمان به عنوان منبعی آموزشی برای والدین، مربی- معلم ها و همینطور درمانگرها به کار گرفت.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: "رویای دویدن"
نویسنده: وندلین ون درانن
مفاهیم:
معنا، دوستی، عشق، همدلی، احساس گناه، عدالت، حل مساله، امید، هدف، پذیرش، چالش، آرزو، افسردگی، فقدان، انگیزه، خطاهای شناختی، هویت یابی، خودپنداره، دیگری سازی و...
#رویای_دویدن
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#کتاب_نوجوان
در این لینک (صفحه دوم) می توانید مصاحبه کوتاهی را با نویسنده رمان ببینید که از تجربه خودش و مشاهداتی که داشته صحبت می کند و اینکه این تجربه ارزش این را داشته که در اختیار دیگران قرار بگیرد و برای جهان الهام بخش باشد.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(یافتن معنا و دوباره از نو شروع کردن)
الهام فخرایی
رمان "رویای دویدن" درباره "جسیکا"
دختری 16 ساله و شیفته دویدن است. جسیکا قهرمان و رکورد دار مسابقهی دو چهارصد متر مدرسه است، اما در جریان تصادف اتوبوس مدرسه، پایش دچار آسیب جدی می شود.
داستان از "خط پایان" شروع می شود؛ "خط پایان" عنوان فصل اول کتاب است.
نقطه ای که "جسیکا" هشیاری اش را به دست آورده و حالا می تواند وضعیت اش را تجزیه و تحلیل کند:
من یک دونده ام!
کارم دویدن است.
دویدن هویت من است و تنها چیزی که بلدم، می خواهمش و برایم اهمیت دارد.
نسیم خنکی که از روی علف ها بلند می شود، پریدن از روی شبدرهایی که تازه شکوفه دادند و شکست دادن همه پسرها و اینکه باد روی گونه هایم و لابلای موهایم بوزد، احساس زنده بودن ولی حالا...
نقطه شروع داستان درواقع جایی است که برای "جسیکا' خط پایان محسوب می شود. شروع غم انگیز و توصیف دقیق، واقعی و ملموس آنچه قهرمان داستان تجربه می کند، می تواند در نگاه اول، مخاطب را در انتخاب کتاب مردد کند، اما بعدتر" باد مخالف" شروع به وزیدن می کند تا "نقطه شروع" تازه ای را رقم بزند.
داستان رویای دویدن به طور خاص درباره معنا آفرینی است، اینکه چطور برای زندگی مان معنا بسازیم، کشف کنیم و پرورش بدهیم و چطور دوباره از نو شروع کنیم.
چالش اصلی داستان، کنار آمدن جسیکا با شرایط جدید و موضوع دویدن یا به عبارتی" ندویدن" است، اما نویسنده به این اکتفا نمی کند. جسیکا در کنار مساله دویدن، چالش های مختلفی را تجربه می کند که او را قوی تر و به رویای دویدن نزدیک تر میکنند، هر چند نویسنده در طول داستان، به واقع گرایی کاملا وفادار است و قرار نیست با تفکر جادویی مسائل را فیصله بدهد.
احساس گناه، تلاش برای فهم اینکه چرا این اتفاق برای من افتاده، افسردگی، تسلیم شدن و خیال پردازی در مورد تمام سناریوهای ممکن، ... [ متن کامل را در اینجا بخوانید. ]
"رویای دویدن" را می توان به گروه سنی نوجوان پیشنهاد داد و همزمان به عنوان منبعی آموزشی برای والدین، مربی- معلم ها و همینطور درمانگرها به کار گرفت.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: "رویای دویدن"
نویسنده: وندلین ون درانن
مفاهیم:
معنا، دوستی، عشق، همدلی، احساس گناه، عدالت، حل مساله، امید، هدف، پذیرش، چالش، آرزو، افسردگی، فقدان، انگیزه، خطاهای شناختی، هویت یابی، خودپنداره، دیگری سازی و...
#رویای_دویدن
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#کتاب_نوجوان
در این لینک (صفحه دوم) می توانید مصاحبه کوتاهی را با نویسنده رمان ببینید که از تجربه خودش و مشاهداتی که داشته صحبت می کند و اینکه این تجربه ارزش این را داشته که در اختیار دیگران قرار بگیرد و برای جهان الهام بخش باشد.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍7❤4
🔻معلم من یک هیولاست! نه! نیستم!
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
الهام فخرایی
پیتر براون نویسنده کتاب، از این عبارت استفاده می کند تا یک دعوای قدیمی را طرح کند.
یک طرف ادعا، دانش آموز است که معلمش را شبیه هیولا می بیند و طرف دیگر معلم است که ادعای هیولا بودن را قاطعانه رد می کند.
عجب جمله های آشنایی! البته که به جای معلم میتوانیم نام هر شخص دیگری را بگذاریم. اما نکته مهم و جالب این جمله ابن است که هیولا اصلا وجود خارجی ندارد، پس چرا ما بعضیها را شبیه هیولا میبينيم؟
عکس روی جلد و صفحات ابتدای کتاب تصویر معلمی را نشان می دهد که ظاهر جدی و بدخلقی دارد، سر بچه ها فریاد میکشد و امر و نهی میکند که بشینید، ساکت باشید و کلی دستورهای کسل کننده دیگر. اصلا هم علاقه ای به موشک کاغذی پرتاب کردن در کلاس ندارد.
تا اینکه یک روز بابی پسرک دانش آموز، اتفاقی معلمش، خانم کربی را در پارک میبیند و قبل از اینکه فرصت کج کردن راهش را پیدا کند، با معلمش چشم توی چشم میشود.
- خانم اجازه؟
معلم جواب میدهد که اینجا لازم نیست برای حرف زدن اجازه بگیرد و بعد ناگهان باد کلاه مورد علاقه خانم کربی را برمی دارد و میبرد.
جستجو و تلاش دو نفره خانم کربی و بابی برای پیدا کردن کلاه، از اینجا شروع میشود و وقتی به آخر داستان می رسیم، خانم کربی نه تنها آن هیولای سبزرنگ ابتدای داستان نیست، بلکه ... [متن کامل در این لینک]
#الهام_فخرایی
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان در سایت بخوانید
مشخصات کتاب:
عنوان: "معلم من یک هیولاست"
نویسنده: پیتر براون
این کتاب منبع مناسبی برای طرح مباحث سوگیری شناختی و روانشناختی برای کودک و به زبان کودکانه است.
مفاهیم:
دیگری، هیولا، قضاوت، احساسات، هیجانات، مدارا، صلح، دوستی، عشق، همدلی، پذیرش، خطاهای شناختی، دیگری سازی و...
#معلم_من_یک_هیولاست
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
الهام فخرایی
پیتر براون نویسنده کتاب، از این عبارت استفاده می کند تا یک دعوای قدیمی را طرح کند.
یک طرف ادعا، دانش آموز است که معلمش را شبیه هیولا می بیند و طرف دیگر معلم است که ادعای هیولا بودن را قاطعانه رد می کند.
عجب جمله های آشنایی! البته که به جای معلم میتوانیم نام هر شخص دیگری را بگذاریم. اما نکته مهم و جالب این جمله ابن است که هیولا اصلا وجود خارجی ندارد، پس چرا ما بعضیها را شبیه هیولا میبينيم؟
عکس روی جلد و صفحات ابتدای کتاب تصویر معلمی را نشان می دهد که ظاهر جدی و بدخلقی دارد، سر بچه ها فریاد میکشد و امر و نهی میکند که بشینید، ساکت باشید و کلی دستورهای کسل کننده دیگر. اصلا هم علاقه ای به موشک کاغذی پرتاب کردن در کلاس ندارد.
تا اینکه یک روز بابی پسرک دانش آموز، اتفاقی معلمش، خانم کربی را در پارک میبیند و قبل از اینکه فرصت کج کردن راهش را پیدا کند، با معلمش چشم توی چشم میشود.
- خانم اجازه؟
معلم جواب میدهد که اینجا لازم نیست برای حرف زدن اجازه بگیرد و بعد ناگهان باد کلاه مورد علاقه خانم کربی را برمی دارد و میبرد.
جستجو و تلاش دو نفره خانم کربی و بابی برای پیدا کردن کلاه، از اینجا شروع میشود و وقتی به آخر داستان می رسیم، خانم کربی نه تنها آن هیولای سبزرنگ ابتدای داستان نیست، بلکه ... [متن کامل در این لینک]
#الهام_فخرایی
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان در سایت بخوانید
مشخصات کتاب:
عنوان: "معلم من یک هیولاست"
نویسنده: پیتر براون
این کتاب منبع مناسبی برای طرح مباحث سوگیری شناختی و روانشناختی برای کودک و به زبان کودکانه است.
مفاهیم:
دیگری، هیولا، قضاوت، احساسات، هیجانات، مدارا، صلح، دوستی، عشق، همدلی، پذیرش، خطاهای شناختی، دیگری سازی و...
#معلم_من_یک_هیولاست
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍7❤1
🔻سالی که یاد گرفتیم پرواز کنیم
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
ژاکلین وودسن نویسنده کتاب، داستان را با یک روز بارانی بهاری شروع میکند. از آن روزهایی که انگار قرار نیست باران هیچوقت بند بیاید، صدای رعد و برق هم خیلی بلند است و اینقدر توی خانه مانده ای که حوصلهات حسابی سر رفته است.
دخترک تعریف میکند که چطور حوصله خودش و برادرش سر رفته و بعد مادربزرگ به آنها یاد میدهد:
این تجربه چندین بار تا انتهای کتاب به شکل های مختلفی تکرار میشود، یک بار وقتی با هم دعوایشان شده و حسابی از دست هم عصبانی هستند، دفعه بعد موقع خداحافظی و دلتنگی برای دوستانشان و ... تجربه های دیگر.
مادربزرگ این طور پرواز کردن را از آدمهایی یاد گرفته که میخواهند دنیا را به جای بهتری تبدیل کنند. آنها تغییر را از رویاها شروع میکنند، چون می دانند هیچکس نمیتواند ذهن آنها را محدود کند. اما ... [برای مطالعه متن کامل روی لینک کلیک کنید.]
#الهام_فخرایی
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان در سایت بخوانید.
مشخصات کتاب:
عنوان: “سالی که یادگرفتیم پروازکنیم"
نویسنده: ژاکلین وودسن
تصویرگر: رافائل لوپز
نشر مهرسا
مناسب برای گروه سنی: ۴ تا ۹ سال
#یک_کتاب
#سالی_که_یادگرفتیم_پروازکنیم
#روایت_درمانی
#مدیتیشن
#ذهن_آگاهی
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
ژاکلین وودسن نویسنده کتاب، داستان را با یک روز بارانی بهاری شروع میکند. از آن روزهایی که انگار قرار نیست باران هیچوقت بند بیاید، صدای رعد و برق هم خیلی بلند است و اینقدر توی خانه مانده ای که حوصلهات حسابی سر رفته است.
دخترک تعریف میکند که چطور حوصله خودش و برادرش سر رفته و بعد مادربزرگ به آنها یاد میدهد:
"هر وقت مشکلی سراغت میآید از ذهن خلاق و آزادت کمک بگیر. دست هایت را ببر بالا، چشمهایت را ببندد، نفس عمیق بکش و به این فکر کن که یک نفر دیگر هم در گوشه ای از دنیا درست به اندازه تو بی حوصله است."آنها تصمیم میگیرند پیشنهاد مادربزرگ را قبول کنند. این اولین تجربه شان از تصویرسازی ذهنی است. چشم ها را میبندند و خیال پردازی را شروع میکنند.
این تجربه چندین بار تا انتهای کتاب به شکل های مختلفی تکرار میشود، یک بار وقتی با هم دعوایشان شده و حسابی از دست هم عصبانی هستند، دفعه بعد موقع خداحافظی و دلتنگی برای دوستانشان و ... تجربه های دیگر.
مادربزرگ این طور پرواز کردن را از آدمهایی یاد گرفته که میخواهند دنیا را به جای بهتری تبدیل کنند. آنها تغییر را از رویاها شروع میکنند، چون می دانند هیچکس نمیتواند ذهن آنها را محدود کند. اما ... [برای مطالعه متن کامل روی لینک کلیک کنید.]
#الهام_فخرایی
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان در سایت بخوانید.
مشخصات کتاب:
عنوان: “سالی که یادگرفتیم پروازکنیم"
نویسنده: ژاکلین وودسن
تصویرگر: رافائل لوپز
نشر مهرسا
مناسب برای گروه سنی: ۴ تا ۹ سال
#یک_کتاب
#سالی_که_یادگرفتیم_پروازکنیم
#روایت_درمانی
#مدیتیشن
#ذهن_آگاهی
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤10👍1
روایتدرمانی با میکا
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
کتاب " #موشی_بهنام_میکا" میتواند یک منبع کاربردی در #روایت_درمانی باشد و گرچه برای کودک نوشته شده، اما نویسندهاش را اغلب با کتابهای بزرگسال میشناسیم.
مت هیگ در این کتاب هم مانند "کتابخانه نیمهشب" از نظریه روایت استفاده میکند تا به زبان ساده، ولی این بار به مخاطب کودک نشان دهد که مجبور نیست به روایت شناخته شده وفادار بماند و میتواند داستان زندگیاش را این بار آگاهانه و از نو بنویسد.
داستان تقریبا نیمه بلند "موشی بهنام میکا" درباره موشی است که خاطرهاش از دوران کودکی، او را رها نمیکند. مادرش هیچوقت برای او نامی انتخاب نکرد، در رقابت خواهر و برادرهایش بر سر غذا، او اغلب گرسنه میماند و در نهایت یک روز صبح زمستانی، بهخاطر شرمندگی طاقتفرسایی که گریبانش را گرفته بود، برای همیشه خانه و خانوادهاش را ترک کرد، چون شب قبل یواشکی یک قارچ را از مادرش دزدیده و خورده بود. اما احتمالا هیچکس متوجه غیبتش نشد، حتی مادرش.
در قسمتهای مختلف این داستان، میکا بارها به خاطرات دوران کودکیاش برمیگردد و خواننده بزرگسال و آشنا با مفاهیم روانشناسی، حتما اهمیت و ردپای این دادهها را درک میکند، با اینحال داستان مت هیگ برای مخاطب کودک و نوجوان هم مناسب است، هم به این دلیل که به مساله هویت و روایت میپردازد و هم طرح چالش رهاشدگی و چنگ زدن به رابطههای ناسالمی که برای فرار از تنهایی به آنها پناه میبریم:
و البته نقطه قوت داستان بهنظرم اینجاست که میکا قرار نیست بدون اشتباه این مسیر را پشت سر بگذارد.
کتاب "موشی بهنام میکا" را میتوانید به کودک و نوجوان معرفی کنید، همینطور داستان میتواند دستمایه مناسبی برای گفتگو درباره مفاهیم متعدد نهفته در تجربههای متنوع و ملموس شخصیتهای کتاب باشد؛ چه در جمع خانواده و چه در کلاس درس.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: “موشی بهنام میکا"
نویسنده: مت هیگ
مترجم: نیلوفر آهنگران
#داستان_کودک_فلسفه
مفاهیم: روایتدرمانی، دوستی، حل مسئله، احساسات، اعتماد، اشتباه، درست، نادرست، داوری، سود، زیان، مهربانی، خودخواهی، دیگرخواهی، خود دوستی، دیگردوستی، فداکاری، شجاعت، ترس، تنهایی، و ...
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
#کتاب_نوجوان
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فلسفی
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
کتاب " #موشی_بهنام_میکا" میتواند یک منبع کاربردی در #روایت_درمانی باشد و گرچه برای کودک نوشته شده، اما نویسندهاش را اغلب با کتابهای بزرگسال میشناسیم.
مت هیگ در این کتاب هم مانند "کتابخانه نیمهشب" از نظریه روایت استفاده میکند تا به زبان ساده، ولی این بار به مخاطب کودک نشان دهد که مجبور نیست به روایت شناخته شده وفادار بماند و میتواند داستان زندگیاش را این بار آگاهانه و از نو بنویسد.
داستان تقریبا نیمه بلند "موشی بهنام میکا" درباره موشی است که خاطرهاش از دوران کودکی، او را رها نمیکند. مادرش هیچوقت برای او نامی انتخاب نکرد، در رقابت خواهر و برادرهایش بر سر غذا، او اغلب گرسنه میماند و در نهایت یک روز صبح زمستانی، بهخاطر شرمندگی طاقتفرسایی که گریبانش را گرفته بود، برای همیشه خانه و خانوادهاش را ترک کرد، چون شب قبل یواشکی یک قارچ را از مادرش دزدیده و خورده بود. اما احتمالا هیچکس متوجه غیبتش نشد، حتی مادرش.
در قسمتهای مختلف این داستان، میکا بارها به خاطرات دوران کودکیاش برمیگردد و خواننده بزرگسال و آشنا با مفاهیم روانشناسی، حتما اهمیت و ردپای این دادهها را درک میکند، با اینحال داستان مت هیگ برای مخاطب کودک و نوجوان هم مناسب است، هم به این دلیل که به مساله هویت و روایت میپردازد و هم طرح چالش رهاشدگی و چنگ زدن به رابطههای ناسالمی که برای فرار از تنهایی به آنها پناه میبریم:
میکا یاد چیزهایی افتاد که پری دربارۀ تغییر کردن گفته بود؛ اینکه میتواند حقیقت را بگوید یا دروغ، ترسو باشد یا شجاع، خودخواه باشد یا مهربان، تو مجبور نیستی اون کسی باشی که بقیه فکر میکنند هستی.
همان موقع فهمید که مشکل او این نیست که بقیه درباره اش چه فکری میکنند؛ مشکل اصلی تصوری بود که او از خودش داشت. از آن روزی که قارچ را از مادرش دزدید، همیشه فکر میکرد که یک دزد و یک موش بزدل است، ولی مجبور نبود که هیچ کدام از آنها باشد.
و البته نقطه قوت داستان بهنظرم اینجاست که میکا قرار نیست بدون اشتباه این مسیر را پشت سر بگذارد.
کتاب "موشی بهنام میکا" را میتوانید به کودک و نوجوان معرفی کنید، همینطور داستان میتواند دستمایه مناسبی برای گفتگو درباره مفاهیم متعدد نهفته در تجربههای متنوع و ملموس شخصیتهای کتاب باشد؛ چه در جمع خانواده و چه در کلاس درس.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: “موشی بهنام میکا"
نویسنده: مت هیگ
مترجم: نیلوفر آهنگران
#داستان_کودک_فلسفه
مفاهیم: روایتدرمانی، دوستی، حل مسئله، احساسات، اعتماد، اشتباه، درست، نادرست، داوری، سود، زیان، مهربانی، خودخواهی، دیگرخواهی، خود دوستی، دیگردوستی، فداکاری، شجاعت، ترس، تنهایی، و ...
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
#کتاب_نوجوان
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فلسفی
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤10👌4🔥2