Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
درس های فلسفه سیاسی برای کودکان: چه کسی شهر را نجات می دهد؟
(درباره کتاب "فیل ماکارون")
الهام فخرایی
هر جایی که پای حق و حقوق و مسئولیت وسط می آید، می توان مباحث فلسفه سیاسی را هم چاشنی اش کرد. اما اینکه نویسنده ای تا این اندازه مستقیم و در عین حال درست به مساله شهر، حقوق مدنی، فردی و … و مناسب برای کودکان پرداخته باشد، تحسین برانگیز است.
مشکل شهر
در کتاب” فیل ماکارون” یا noodlephant با فیلی دوست داشتنی آشنا می شویم که عاشق ماکارونی است. غذایی که اغلب بچه ها دوستش دارند و بنابراین خیلی خوب می توانند با شخصیت اصلی داستان همراه شوند.
شهری که “جیکوب کریمر” توصیف می کند، یک مشکل اساسی دارد:
در این شهر فقط و فقط کانگوروها حکومت و قانون وضع میکنند. آن هم قانون های عجیب و غریبی که اصلا با عقل جور در نمیآید و صرفا منافع کانگوروها را حفظ می کند
مثلا “شنا در دریا فقط مخصوص کانگوروها است” یا “فقط آنها حق بازدید از باغ پروانه ها را دارند”. از همه مهمتر “فقط کانگوروها می توانند قانون وضع کنند”. هر کسی هم که از دستوراتشان سرپیچی کند، بلافاصله دستگیر و به باغ وحش منتقل می شود.
البته در این شهر علاوه بر کانگوروها و فیل ماکارون، انواع و اقسام حیوانات زندگی می کنند و از آنجایی که حریف کانگوروها نمی شوند، با شرایط کنار آمده اند.
مثلا به جای شنا در دریا از شلنگ آب برای خنک شدن استفاده می کنند یا به جای بازدید از باغ پروانه ها، شب پره های دور تیر چراغ برق را تماشا می کنند! همین اندازه طنزآمیز ولی قابل درک.
بله، اهالی شهر جیکوب کریمر در برابر کانگوروها در انفعال کامل هستند
با این حال سعی می کنند با امکانات باقی مانده اوقات خوشی داشته باشند. دور هم جمع می شوند. مهمانی می گیرند و خلاصه خودشان را از تک و تا نمی اندازند.
تا اینکه یکی از کانگوروها فیل را موقع خرید لوازم پخت و پز مهمانی می بیند و قانون جدیدی وضع می کند:
“فیل ها فقط باید خار و خاشاک بخورند”.
جالب نیست؟ انگار تحت هیچ عنوان نباید آب خوش از گلوی فیل ها پایین برود.
خب، حالا فیل داستان ... [ادامه در اینجا]
در همین رابطه بخوانید:
درسهای فلسفه سیاسی: دشمن عزیز
مجله برنامه فلسفه برای کودکان
#فیل_ماکارون
#فلسفه_سیاسی
#کنشگری_مدنی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(درباره کتاب "فیل ماکارون")
الهام فخرایی
هر جایی که پای حق و حقوق و مسئولیت وسط می آید، می توان مباحث فلسفه سیاسی را هم چاشنی اش کرد. اما اینکه نویسنده ای تا این اندازه مستقیم و در عین حال درست به مساله شهر، حقوق مدنی، فردی و … و مناسب برای کودکان پرداخته باشد، تحسین برانگیز است.
مشکل شهر
در کتاب” فیل ماکارون” یا noodlephant با فیلی دوست داشتنی آشنا می شویم که عاشق ماکارونی است. غذایی که اغلب بچه ها دوستش دارند و بنابراین خیلی خوب می توانند با شخصیت اصلی داستان همراه شوند.
شهری که “جیکوب کریمر” توصیف می کند، یک مشکل اساسی دارد:
در این شهر فقط و فقط کانگوروها حکومت و قانون وضع میکنند. آن هم قانون های عجیب و غریبی که اصلا با عقل جور در نمیآید و صرفا منافع کانگوروها را حفظ می کند
مثلا “شنا در دریا فقط مخصوص کانگوروها است” یا “فقط آنها حق بازدید از باغ پروانه ها را دارند”. از همه مهمتر “فقط کانگوروها می توانند قانون وضع کنند”. هر کسی هم که از دستوراتشان سرپیچی کند، بلافاصله دستگیر و به باغ وحش منتقل می شود.
البته در این شهر علاوه بر کانگوروها و فیل ماکارون، انواع و اقسام حیوانات زندگی می کنند و از آنجایی که حریف کانگوروها نمی شوند، با شرایط کنار آمده اند.
مثلا به جای شنا در دریا از شلنگ آب برای خنک شدن استفاده می کنند یا به جای بازدید از باغ پروانه ها، شب پره های دور تیر چراغ برق را تماشا می کنند! همین اندازه طنزآمیز ولی قابل درک.
بله، اهالی شهر جیکوب کریمر در برابر کانگوروها در انفعال کامل هستند
با این حال سعی می کنند با امکانات باقی مانده اوقات خوشی داشته باشند. دور هم جمع می شوند. مهمانی می گیرند و خلاصه خودشان را از تک و تا نمی اندازند.
تا اینکه یکی از کانگوروها فیل را موقع خرید لوازم پخت و پز مهمانی می بیند و قانون جدیدی وضع می کند:
“فیل ها فقط باید خار و خاشاک بخورند”.
جالب نیست؟ انگار تحت هیچ عنوان نباید آب خوش از گلوی فیل ها پایین برود.
خب، حالا فیل داستان ... [ادامه در اینجا]
در همین رابطه بخوانید:
درسهای فلسفه سیاسی: دشمن عزیز
مجله برنامه فلسفه برای کودکان
#فیل_ماکارون
#فلسفه_سیاسی
#کنشگری_مدنی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔥2🙏1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
🔻 دختری که ماه را نوشید! الهام فخرایی وقتی رمان ” دختری که ماه را نوشید” را می خواندیم، همزمان داستان ضحاک ماردوش برایم تداعی می شد. شخصیت “گرلاند” بارن هیل و “ضحاک” #فردوسی ویژگی های مشترکی دارند. یکی کودکان را از خانواده هایشان جدا می کند، دیگری جوانان…
برای این روزها
وقتی رمان "دختری که ماه را نوشید" را می خواندیم؛ "اندوه خوار" برای من واژه کلیدی بود.
درباره "هیجانخواری" هم صحبت کردیم؛ ترکیبی که به موازات اندوهخواری میشود برای سایر هیجان ها به کار برد؛ وقتی به شکل افراطی و اغراق شده فقط از هیجان تغذیه میکنیم.
در #درمانگری شکستن چرخه هیجان صرف با فکر یک مرحله تعیین کننده است.
این روزها گمانم به این یادآوری نیاز داریم، البته مادامی که مرز پرهیز از "هیجانخواری" را با "تعهد به کنشگری" گم نکنیم.
خواندن این رمان را به بزرگسالان هم پیشنهاد میکنم.
#الهام_فخرایی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#دختری_که_ماه_را_نوشید
پ.ن
گرچه غرق #سوگ و غم هر برزن است
گرچه خامش صحن باغ و گلشن است
گرچه سرو سرفراز كاشمر
از غمان لاله، سر بر دامن است
گرچه اينك بعد عيسي بر صليب
مريم اندر شهر و كوي و برزن است
باش تا بيني هماي سرنوشت
بال بگشوده ست بر ايران زمين
باش تا سرو قد رودابه ها
سركشد تا ماه تابان از زمين
باش تا بيني كه صد گردآفريد
بر نهد بر برق و توفان، برگ و زين
باش تا زيبائي و جنگاوري
در يكي پيكر شود با هم قرين
باش تا تاريخ بردارد خروش
اين شنيدي اينك، اي #ايران ببين ...
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
وقتی رمان "دختری که ماه را نوشید" را می خواندیم؛ "اندوه خوار" برای من واژه کلیدی بود.
درباره "هیجانخواری" هم صحبت کردیم؛ ترکیبی که به موازات اندوهخواری میشود برای سایر هیجان ها به کار برد؛ وقتی به شکل افراطی و اغراق شده فقط از هیجان تغذیه میکنیم.
در #درمانگری شکستن چرخه هیجان صرف با فکر یک مرحله تعیین کننده است.
این روزها گمانم به این یادآوری نیاز داریم، البته مادامی که مرز پرهیز از "هیجانخواری" را با "تعهد به کنشگری" گم نکنیم.
خواندن این رمان را به بزرگسالان هم پیشنهاد میکنم.
#الهام_فخرایی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#دختری_که_ماه_را_نوشید
پ.ن
گرچه غرق #سوگ و غم هر برزن است
گرچه خامش صحن باغ و گلشن است
گرچه سرو سرفراز كاشمر
از غمان لاله، سر بر دامن است
گرچه اينك بعد عيسي بر صليب
مريم اندر شهر و كوي و برزن است
باش تا بيني هماي سرنوشت
بال بگشوده ست بر ايران زمين
باش تا سرو قد رودابه ها
سركشد تا ماه تابان از زمين
باش تا بيني كه صد گردآفريد
بر نهد بر برق و توفان، برگ و زين
باش تا زيبائي و جنگاوري
در يكي پيكر شود با هم قرين
باش تا تاريخ بردارد خروش
اين شنيدي اينك، اي #ايران ببين ...
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤2👏2👍1🙏1
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
تمرین رواداری در مدرسه
شاید که نه، حتما برای شما هم پیش آمده که کلماتی شبیه افغانی، دختربچه، بچه ننه، ترک، لر، مهاجر، کولی، پیردختر، مذهبی، مجوس و... را بعنوان فحش و ناسزا خطاب به دیگری شنیده یا خودتان تجربه کرده باشید (البته امیدوارم خودتان بازیگر این معرکه نبوده باشید)، شاید هم به خاطر نوع لباس پوشیدن، رنگ پوست یا مو، قد کوتاه یا بلند، عینک زدن یا نقصی بدنی و... مورد تمسخر قرار گرفته باشید.
آیا می دانیم این نوع رفتار از چه باوری ناشی می شود و تا چه حد بهره وری فرهنگی و شناختی را محدود می کند؟!
آیا مشتاق یافتن راهی برای تغییر این طرز فکر و ترویج رواداری هستید؟
اگر اینطور است، با این تجربه آشنا شوید: #pinkshirtday
یک روز در هفته یا ماه که همه برای تمرین مقابله با خشونت، رنگ صورتی را بصورت نمادین استفاده می کنند.
پیشنهاد شما برای داشتن روزی شبیه به این چیست؟
#چندفرهنگی
#تجربه_نگاری
#رواداری
#ازسرزمینهای_دور
#یک_پیشنهاد
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
شاید که نه، حتما برای شما هم پیش آمده که کلماتی شبیه افغانی، دختربچه، بچه ننه، ترک، لر، مهاجر، کولی، پیردختر، مذهبی، مجوس و... را بعنوان فحش و ناسزا خطاب به دیگری شنیده یا خودتان تجربه کرده باشید (البته امیدوارم خودتان بازیگر این معرکه نبوده باشید)، شاید هم به خاطر نوع لباس پوشیدن، رنگ پوست یا مو، قد کوتاه یا بلند، عینک زدن یا نقصی بدنی و... مورد تمسخر قرار گرفته باشید.
آیا می دانیم این نوع رفتار از چه باوری ناشی می شود و تا چه حد بهره وری فرهنگی و شناختی را محدود می کند؟!
آیا مشتاق یافتن راهی برای تغییر این طرز فکر و ترویج رواداری هستید؟
اگر اینطور است، با این تجربه آشنا شوید: #pinkshirtday
یک روز در هفته یا ماه که همه برای تمرین مقابله با خشونت، رنگ صورتی را بصورت نمادین استفاده می کنند.
پیشنهاد شما برای داشتن روزی شبیه به این چیست؟
#چندفرهنگی
#تجربه_نگاری
#رواداری
#ازسرزمینهای_دور
#یک_پیشنهاد
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
❤8👌2👍1
🔺کاوشگری در مفهوم صلح و زمین
تاملی بر کتاب "ما اینجا زندگی می کنیم"
الهام فخرایی
الیور جفرز، راوی کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم»، دستبهکار نوشتن یک یادداشت برای نوزاد تازه به دنیا آمدهاش شده تا به قول خودش به او کمک کند بهعنوان یک تازهوارد روی سیاره زمین سردرگم نشود و سفرش را راحتتر شروع کند. ما نمیدانیم این نوزاد دختر است یا پسر و راستی چه اهمیتی دارد؟! مهم این است که او انسان است و یکی از ساکنین سیاره زمین.
راهنمای زندگی روی سیاره زمین، ضمن خوشآمد گویی به نوزاد تازهوارد، از منظومه خورشیدی در آسمان شروع و بعد گامبهگام به زمین نزدیکتر میشود. درباره خشکیها و دریاها، شتاب و کندی، انسانها و حیوانات و... حرف میزند و در آخر دوباره به آسمان میرسد و سیاره زمین؛ یعنی تنها جایی که برای زندگی داریم.
الیور جفرز، با این رفت و برگشت به نقطهای که از آن شروع کردیم، به ما یادآوری میکند که جهان، دیگری نیست و همه به نوعی کنار هم هستیم. این پیوستگی نشانگر تفکر سیستماتیک نویسنده است. او با اوجگرفتن و نشاندادن زمین از بالا و بعد فرودآمدن و غورکردن تا عمق دریاها، به تصویرکشیدن عناصر طبیعت و سازههای بشری و حتی پرداختن به درون بدن انسان، به زبانی ساده و غیرمستقیم به نگاه ما عمق، وسعت و همزمان درس مسئولیتپذیری میدهد.
درواقع او تاکید دارد که زندگی ما به این سیاره و حیات سیاره به ما بستگی دارد، برای همین است که به نوزادش مینویسد: «مواظب بدنت باش، بیشتر اعضای آن دیگر رشد نمیکنند.» و کمی بعد «خب این سیاره زمین است، حسابی مواظبش باش، تنها چیزی است که داریم.»
شاید در نگاه اول فکر کنید کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» صرفا محتوایی علمی و آموزشی دارد، اما با کمی ژرفنگری و مفهومیابی، آن را مستعد کلیدزدن یک گفتوگوی فیلسوفانه درباره نقشه مفهومی صلح نظیر ارتباط، یگانگی، تمایز، خشونت، مهربانی، تبعیض، برتری و... خواهید یافت.
"دیگری" یکی از این مفاهیم محوری در کتاب است؛ یک مفهوم مرزی که میتوان آن را از وجوه مختلفی دید و به بحث گذاشت، به این معنا که میشود جنبههای اشتراک با دیگری را به حساب آورد و خود را ملزم به مهربانی و برابری دانست یا دیگری را موجودی متمایز انگاشت و طرد کرد.
در متن کتاب میخوانیم: «شاید قیافهمان با هم فرق داشته باشد، هر کداممان یک جور رفتار کنیم و متفاوت به نظر میرسیم، اما تو اصلا گول این چیزها را نخور، همه ما انسانیم... حیوانات هم نمیتوانند حرف بزنند، اما این دلیل نمیشود با آنها مهربان نباشیم... تعداد ما خیلی زیاد است، پس مهربان باش، همه چیز به اندازه کافی برای همه هست.» جفرز ضمن تاکید بر جستوجوی شخصی، بر محدودبودن دانش ما و لزوم پرسیدن از دیگران نیز توصیه میکند.
این تاکید بر هویت جمعی، مهربانی و حتی لزوم ارتباط و تقسیمکردن زمین و داشتههایش و در عین حال حفاظت از آن، بیش از آنکه به کاوشگری علمی مربوط باشد، به زیست جهان ذهنی و اجتماعی انسان وابسته است. ما ناگزیریم ... [متن کامل در اینجا]
خواندن این کتاب پیش از خواب، میتواند بهانهای برای رویاپردازی درباره سفر صلح و کاوشگری فلسفی برای جهان بهتر در روز باشد.
#الهام_فخرایی
منابع تکمیلی:
مجله نقد و بررسی کتاب در سایت
نسخه ویدئویی در اینجا
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#ما_اینجا_زندگی_میکنیم
مناسب برای انواع کاوشگری در حلقه کندوکاو
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
تاملی بر کتاب "ما اینجا زندگی می کنیم"
الهام فخرایی
الیور جفرز، راوی کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم»، دستبهکار نوشتن یک یادداشت برای نوزاد تازه به دنیا آمدهاش شده تا به قول خودش به او کمک کند بهعنوان یک تازهوارد روی سیاره زمین سردرگم نشود و سفرش را راحتتر شروع کند. ما نمیدانیم این نوزاد دختر است یا پسر و راستی چه اهمیتی دارد؟! مهم این است که او انسان است و یکی از ساکنین سیاره زمین.
راهنمای زندگی روی سیاره زمین، ضمن خوشآمد گویی به نوزاد تازهوارد، از منظومه خورشیدی در آسمان شروع و بعد گامبهگام به زمین نزدیکتر میشود. درباره خشکیها و دریاها، شتاب و کندی، انسانها و حیوانات و... حرف میزند و در آخر دوباره به آسمان میرسد و سیاره زمین؛ یعنی تنها جایی که برای زندگی داریم.
الیور جفرز، با این رفت و برگشت به نقطهای که از آن شروع کردیم، به ما یادآوری میکند که جهان، دیگری نیست و همه به نوعی کنار هم هستیم. این پیوستگی نشانگر تفکر سیستماتیک نویسنده است. او با اوجگرفتن و نشاندادن زمین از بالا و بعد فرودآمدن و غورکردن تا عمق دریاها، به تصویرکشیدن عناصر طبیعت و سازههای بشری و حتی پرداختن به درون بدن انسان، به زبانی ساده و غیرمستقیم به نگاه ما عمق، وسعت و همزمان درس مسئولیتپذیری میدهد.
درواقع او تاکید دارد که زندگی ما به این سیاره و حیات سیاره به ما بستگی دارد، برای همین است که به نوزادش مینویسد: «مواظب بدنت باش، بیشتر اعضای آن دیگر رشد نمیکنند.» و کمی بعد «خب این سیاره زمین است، حسابی مواظبش باش، تنها چیزی است که داریم.»
شاید در نگاه اول فکر کنید کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» صرفا محتوایی علمی و آموزشی دارد، اما با کمی ژرفنگری و مفهومیابی، آن را مستعد کلیدزدن یک گفتوگوی فیلسوفانه درباره نقشه مفهومی صلح نظیر ارتباط، یگانگی، تمایز، خشونت، مهربانی، تبعیض، برتری و... خواهید یافت.
"دیگری" یکی از این مفاهیم محوری در کتاب است؛ یک مفهوم مرزی که میتوان آن را از وجوه مختلفی دید و به بحث گذاشت، به این معنا که میشود جنبههای اشتراک با دیگری را به حساب آورد و خود را ملزم به مهربانی و برابری دانست یا دیگری را موجودی متمایز انگاشت و طرد کرد.
در متن کتاب میخوانیم: «شاید قیافهمان با هم فرق داشته باشد، هر کداممان یک جور رفتار کنیم و متفاوت به نظر میرسیم، اما تو اصلا گول این چیزها را نخور، همه ما انسانیم... حیوانات هم نمیتوانند حرف بزنند، اما این دلیل نمیشود با آنها مهربان نباشیم... تعداد ما خیلی زیاد است، پس مهربان باش، همه چیز به اندازه کافی برای همه هست.» جفرز ضمن تاکید بر جستوجوی شخصی، بر محدودبودن دانش ما و لزوم پرسیدن از دیگران نیز توصیه میکند.
این تاکید بر هویت جمعی، مهربانی و حتی لزوم ارتباط و تقسیمکردن زمین و داشتههایش و در عین حال حفاظت از آن، بیش از آنکه به کاوشگری علمی مربوط باشد، به زیست جهان ذهنی و اجتماعی انسان وابسته است. ما ناگزیریم ... [متن کامل در اینجا]
خواندن این کتاب پیش از خواب، میتواند بهانهای برای رویاپردازی درباره سفر صلح و کاوشگری فلسفی برای جهان بهتر در روز باشد.
#الهام_فخرایی
منابع تکمیلی:
مجله نقد و بررسی کتاب در سایت
نسخه ویدئویی در اینجا
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#ما_اینجا_زندگی_میکنیم
مناسب برای انواع کاوشگری در حلقه کندوکاو
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤5👍1
🔺گرگها توی دیوار؛ داستانی درباره تفاوت مشکل و مساله
الهام فخرایی
داستان «گرگها توی دیوار» با یک مشکل شروع میشود؛ صداهایی که از داخل دیوارهای یک خانه به گوش میرسد، اما به جز لوسی، دختر کوچک خانواده، بقیه آن را نادیده میگیرند. درواقع صداهای توی دیوار مساله هیچکس نیست و بقیه صرفا با تکرار جملههای «اگر گرگها از توی دیوار بیرون بیایند، کار تمام است»، «هیچ گرگی توی دیوار زندگی نمیکند» و «همه میدانند» توجه به این موضوع را پشت گوش میاندازند. تا اینکه بالاخره یک روز، گرگها از توی دیوار بیرون میآیند و آنها مجبور میشوند خانه را ترک کنند و بهطور جمعی تاوان این نادیدهگرفتن و بیعملی یا درواقع عمل بدون اندیشه را بپردازند.
اعضای خانواده که بیسرپناه ماندهاند، به مهاجرت فکر میکنند؛ سفر به جزیرهای متروک، صحرای آفریقا، قطب شمال و حتی سفر به فضا هم از گزینههای پیشنهادی آنهاست، حتی مادر به لوسی که عروسک مورد علاقهاش را در خانه جا گذاشته پیشنهاد میدهد که یکی دیگر برای او میخرند که نو و تمیز باشد. درواقع آنها بهجای ایستادن و حل مساله، فرار روبهجلو را انتخاب کردهاند، چون فکر میکنند وقتی گرگها از توی دیوار بیرون بیایند، کار تمام است!
اما لوسی زندگی در خانه خودشان و عروسک قدیمیاش را ترجیح میدهد، او شبانه و یواشکی وارد خانه میشود تا عروسکش را بردارد. ورود او و توصیف وضعیت مفرح و خندهدار گرگها در خانه بهتدریج مشکل موجود را به مساله تبدیل میکند. لوسی راه حلی پیشنهاد میدهد و در ادامه پایههای صندلی ابزاری میشود برای فراریدادن گرگها؛ به همین راحتی!
داستان «گرگها توی دیوار» نشان میدهد که مشکل معمولا از جایی شروع میشود که همهچیز عادی به نظر میرسد و ما درگیر تکرار میشویم؛ مادر مربا میپزد و مربا، برادر وقتش را به بازی ویدئویی میگذراند و پدر ساز توبا مینوازد و همگی یک جور فکر میکنند. اما بالاخره یک مشکل از راه میرسد و دعوت برای تغییر آغاز میشود؛ البته ما اغلب خودمان را به آن راه میزنیم و حاضر نیستیم از دنیای امنمان بیرون بیاییم، اما اگر به این روال ادامه بدهیم، آنوقت همهچیز به گونهای پیش میرود که انگار کار تمام است، ولی اگر جرات روبهروشدن با آن را پیدا کنیم، آنوقت مشکل به مساله تبدیل میشود و راه حلی پیدا خواهیم کرد. بازگشت لوسی به خانه مقدمهای برای همین امر است.
نیل گیمن، نویسنده کتاب، داستان را با الهام از کابوس کودک چهار سالهاش نوشته و توانسته بهخوبی تفاوت مواجهه روانشناختی کودک و بزرگسال را با دنیای اطراف نشان بدهد.
لوسی بهعنوان تنها کودک داستان، اولین و تنها فردی است که حضور گرگها را جدی میگیرد و درباره آن با بقیه حرف میزند، اما پدر، مادر و برادر به حرفهای او اعتنایی نمیکنند.
در کهن الگوی کودکی به معنای مثبت آن، هنوز جستوجوگر وجود فعال است و جهان برای فرد فارغ از سن و جنسیت تکراری و از پیش تعریف شده نیست؛ آگاهی کودک از جنس آنچه در جریان اجتماعیشدن و آموزش از مردم و مدرسه میآموزیم نیست، بنابراین اینجاست که لوسی بهعنوان تنها کودک داستان و تنها فردی که هنوز از موهبت آگاهی برخوردار است، باور «هیچ گرگی توی دیوار نیست» و «اگر گرگها از توی دیوار دربیایند، کار تمام است» و «همه میدانند» را به چالش میکشد.
از طرفی شباهت وضعیت گرگها با وضعیت خانواده لوسی منجر به نوعی تساهل و تسامح در مورد گرگها میشود. بعد از اینکه میبینیم آنها هم دچار همان خطای شناختی خانواده لوسی هستند، احساس ترس یا تنفر اولیه از گرگها...[ متن کامل را با کلیک روی این لینک بخوانید]
داستان «گرگها توی دیوار» نمونه خوبی برای بررسی تفاوت این دو مفهوم و آموختن آن به بچهها و یادآوریاش به بزرگترهاست.
بهخصوص اگر گفتوگو درباره این کتاب را با طرح پرسشهایی درباره تجربههای مشابه خودمان یا بچهها همراه کنیم.
مطالب مشابه را در مجله نقد و بررسی کتاب در سایت دنبال کنید
#گرگها_توی_دیوار
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
داستان «گرگها توی دیوار» با یک مشکل شروع میشود؛ صداهایی که از داخل دیوارهای یک خانه به گوش میرسد، اما به جز لوسی، دختر کوچک خانواده، بقیه آن را نادیده میگیرند. درواقع صداهای توی دیوار مساله هیچکس نیست و بقیه صرفا با تکرار جملههای «اگر گرگها از توی دیوار بیرون بیایند، کار تمام است»، «هیچ گرگی توی دیوار زندگی نمیکند» و «همه میدانند» توجه به این موضوع را پشت گوش میاندازند. تا اینکه بالاخره یک روز، گرگها از توی دیوار بیرون میآیند و آنها مجبور میشوند خانه را ترک کنند و بهطور جمعی تاوان این نادیدهگرفتن و بیعملی یا درواقع عمل بدون اندیشه را بپردازند.
اعضای خانواده که بیسرپناه ماندهاند، به مهاجرت فکر میکنند؛ سفر به جزیرهای متروک، صحرای آفریقا، قطب شمال و حتی سفر به فضا هم از گزینههای پیشنهادی آنهاست، حتی مادر به لوسی که عروسک مورد علاقهاش را در خانه جا گذاشته پیشنهاد میدهد که یکی دیگر برای او میخرند که نو و تمیز باشد. درواقع آنها بهجای ایستادن و حل مساله، فرار روبهجلو را انتخاب کردهاند، چون فکر میکنند وقتی گرگها از توی دیوار بیرون بیایند، کار تمام است!
اما لوسی زندگی در خانه خودشان و عروسک قدیمیاش را ترجیح میدهد، او شبانه و یواشکی وارد خانه میشود تا عروسکش را بردارد. ورود او و توصیف وضعیت مفرح و خندهدار گرگها در خانه بهتدریج مشکل موجود را به مساله تبدیل میکند. لوسی راه حلی پیشنهاد میدهد و در ادامه پایههای صندلی ابزاری میشود برای فراریدادن گرگها؛ به همین راحتی!
داستان «گرگها توی دیوار» نشان میدهد که مشکل معمولا از جایی شروع میشود که همهچیز عادی به نظر میرسد و ما درگیر تکرار میشویم؛ مادر مربا میپزد و مربا، برادر وقتش را به بازی ویدئویی میگذراند و پدر ساز توبا مینوازد و همگی یک جور فکر میکنند. اما بالاخره یک مشکل از راه میرسد و دعوت برای تغییر آغاز میشود؛ البته ما اغلب خودمان را به آن راه میزنیم و حاضر نیستیم از دنیای امنمان بیرون بیاییم، اما اگر به این روال ادامه بدهیم، آنوقت همهچیز به گونهای پیش میرود که انگار کار تمام است، ولی اگر جرات روبهروشدن با آن را پیدا کنیم، آنوقت مشکل به مساله تبدیل میشود و راه حلی پیدا خواهیم کرد. بازگشت لوسی به خانه مقدمهای برای همین امر است.
نیل گیمن، نویسنده کتاب، داستان را با الهام از کابوس کودک چهار سالهاش نوشته و توانسته بهخوبی تفاوت مواجهه روانشناختی کودک و بزرگسال را با دنیای اطراف نشان بدهد.
لوسی بهعنوان تنها کودک داستان، اولین و تنها فردی است که حضور گرگها را جدی میگیرد و درباره آن با بقیه حرف میزند، اما پدر، مادر و برادر به حرفهای او اعتنایی نمیکنند.
در کهن الگوی کودکی به معنای مثبت آن، هنوز جستوجوگر وجود فعال است و جهان برای فرد فارغ از سن و جنسیت تکراری و از پیش تعریف شده نیست؛ آگاهی کودک از جنس آنچه در جریان اجتماعیشدن و آموزش از مردم و مدرسه میآموزیم نیست، بنابراین اینجاست که لوسی بهعنوان تنها کودک داستان و تنها فردی که هنوز از موهبت آگاهی برخوردار است، باور «هیچ گرگی توی دیوار نیست» و «اگر گرگها از توی دیوار دربیایند، کار تمام است» و «همه میدانند» را به چالش میکشد.
از طرفی شباهت وضعیت گرگها با وضعیت خانواده لوسی منجر به نوعی تساهل و تسامح در مورد گرگها میشود. بعد از اینکه میبینیم آنها هم دچار همان خطای شناختی خانواده لوسی هستند، احساس ترس یا تنفر اولیه از گرگها...[ متن کامل را با کلیک روی این لینک بخوانید]
داستان «گرگها توی دیوار» نمونه خوبی برای بررسی تفاوت این دو مفهوم و آموختن آن به بچهها و یادآوریاش به بزرگترهاست.
بهخصوص اگر گفتوگو درباره این کتاب را با طرح پرسشهایی درباره تجربههای مشابه خودمان یا بچهها همراه کنیم.
مطالب مشابه را در مجله نقد و بررسی کتاب در سایت دنبال کنید
#گرگها_توی_دیوار
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤8
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻“روباهی به نام پکس” (درباره جنگ و صلح)
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍9
🔺زندگی، یک دیوار نقاشی است
الهام فخرایی
"دیوار نقاشی" ماجرای دختر کوچکی را روایت میکند که مادرش مانند بسیاری از والدین امروزی مجبور است تا دیروقت کار کند و او هم بهناچار بیشتر اوقاتش را بهتنهایی در خانه میگذارند.
تنها سرگرمی مورد علاقه لولیتا (Lolita) که در نسخه فارسی از نام «حنا» برای او استفاده شده، نقاشیکردن است، اما مشکل اینجاست که دفتر نقاشی برای به تصویرکشیدن ایدههای حنا زیادی کوچک است.
تااینکه یک روز دخترک تصمیم میگیرد ایدههایش را بهجای دفتر کوچک، روی دیوارهای خانه نقاشی کند. او دست بهکار شده و هر روز بعد از رفتن مادر، یک منظره از اقیانوس و صخرههای زیبا، گلهای وحشی، پرنده و پروانه و… روی دیوارها میکشد و هربار هم نقاشی را با وسیلهای میپوشاند؛ یکبار آن را پشت کتابخانه مخفی میکند، بار دیگر تخت خواب و دفعه بعدی جالباسی و… تا مبادا مادرش از ماجرا باخبر شود. این روال ادامه دارد تا اینکه مادر تصمیم میگیرد... {ادامه مطلب را در اینجا بخوانید}
داستان "دیوار نقاشی" می تواند یک پیام مهم برای خواننده بزرگسال داشته باشد؛ بگردید و کودکی هایتان را پیدا کنید، ببینید آنها را کجا مخفی کرده اید؟ تسلیم محدودیت ها نشوید، مرزها را وسیع تر کنید، آنطور که می خواهید زندگی کنید و دنیای اطرافتان را آهسته آهسته برای کودک درون تان و کودکان تغییر بدهید.
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان دنبال کنید.
#الهام_فخرایی
#نوشتار
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#دیوار_نقاشی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
"دیوار نقاشی" ماجرای دختر کوچکی را روایت میکند که مادرش مانند بسیاری از والدین امروزی مجبور است تا دیروقت کار کند و او هم بهناچار بیشتر اوقاتش را بهتنهایی در خانه میگذارند.
تنها سرگرمی مورد علاقه لولیتا (Lolita) که در نسخه فارسی از نام «حنا» برای او استفاده شده، نقاشیکردن است، اما مشکل اینجاست که دفتر نقاشی برای به تصویرکشیدن ایدههای حنا زیادی کوچک است.
تااینکه یک روز دخترک تصمیم میگیرد ایدههایش را بهجای دفتر کوچک، روی دیوارهای خانه نقاشی کند. او دست بهکار شده و هر روز بعد از رفتن مادر، یک منظره از اقیانوس و صخرههای زیبا، گلهای وحشی، پرنده و پروانه و… روی دیوارها میکشد و هربار هم نقاشی را با وسیلهای میپوشاند؛ یکبار آن را پشت کتابخانه مخفی میکند، بار دیگر تخت خواب و دفعه بعدی جالباسی و… تا مبادا مادرش از ماجرا باخبر شود. این روال ادامه دارد تا اینکه مادر تصمیم میگیرد... {ادامه مطلب را در اینجا بخوانید}
داستان "دیوار نقاشی" می تواند یک پیام مهم برای خواننده بزرگسال داشته باشد؛ بگردید و کودکی هایتان را پیدا کنید، ببینید آنها را کجا مخفی کرده اید؟ تسلیم محدودیت ها نشوید، مرزها را وسیع تر کنید، آنطور که می خواهید زندگی کنید و دنیای اطرافتان را آهسته آهسته برای کودک درون تان و کودکان تغییر بدهید.
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان دنبال کنید.
#الهام_فخرایی
#نوشتار
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#دیوار_نقاشی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍2❤1
🔻نقد و بررسی انیمیشن “میچل ها دربرابر ماشینها”
“میچل ها دربرابر ماشینها” یک انیمیشن خانوادگی و کلیدواژه مفهومی آن ارتباط است. ارتباطی که به نظر میرسد به شدت از فناوری متاثر شده است. از طرفی گرچه راوی اصلی دختر نوجوان خانواده است، اما همه اعضای خانواده میچل، سگشان، همسایهها و شخصیتهای فرعی… درگیر ماجرای اصلی و چالشهای شخصی خود هستند.
میچل ها در برابر میچل ها
در بخش اول با دختر نوجوانی روبرو هستیم که آماده میشود تا خانواده و شهرش را برای رفتن به کالج ترک کند. دختری که علایق متفاوتی دارد و دلبسته دنیای تکنولوژی و حواشی مرتبط با آن است. در مقابل پدر خانواده هیچ ارتباطی با این دنیا ندارد و بالتبع اشتیاق کیتی یا سایر اعضای خانواده را برای صرف وقت با گوشی موبایل درک نمیکند. چالش کیتی و پدر و همزمان تلاش مادر و آرون؛ برادر کوچکتر برای ترمیم رابطه این دو از نقاط قوت داستان است.
به چالش کشیدن ایده خانواده کامل
همه ما چه بهعنوان فرزند یا والدین ممکن است رویای یک خانواده بینقص را داشته باشیم، اما واقعیت همیشه با ایدهآل ما فاصله دارد. خانواده میچل ها نمونه یک خانواده معمولی است. والدین سالها برای ارتباط با دختر و پسرشان وقت صرف کردهاند. اما حالا همه چیز فرق کرده است. ما با مجموعهای از رویاهای از دست رفته، غرق شدن در فضای مجازی، جاروجنجال، درک نشدن ها، زوایای دید متفاوت، پرت بودن از دنیای تکنولوژی، شکاف بین نسلها و مقایسه بین آنچه ما هستیم و آنطور که دیگران بهنظر میرسند … روبرو هستیم؛ چالشهای مشابهی که در اکثر خانوادهها وجود دارد.
با این حال، “میچل ها دربرابر ماشینها” کاملا مفرح است. درواقع نقطه قوت انیمیشن در پرداختن به نیمه خالی لیوان، استفاده از قالب کمدی است. مثلا جمله “من به تو باور دارم عزیزم” مادر، وقتی متوجه میشویم هم به بچهها و هم خطاب به سگ خانواده گفته میشود یا وقتی ده ثانیه حفظ ارتباط چشمی بهجای خیره شدن به گوشی برای اعضای خانواده یک چالش جدی است. البته به موازات دشواریها، جنبههای مثبت روابط میچل ها را هم داریم و همین درک روابط کلیدی داستان را ملموستر میکند.
میچل ها دربرابر ماشینها
در بخش دوم داستان، چالش میچل ها در برابر شخصیت “پال” شروع میشود. در این بخش چالشهای مفهومی و فلسفی درباره رابطه هوش مصنوعی و انسان، دانش فناوری، سیلیکون ولی*، تجربه آخرالزمانی، نیاز به بازنگری و اهمیت عواطف مطرح میشود. ... [ متن کامل را در اینجا بخوانید]
مفاهیم:
ارتباط، هوش مصنوعی، دنیای مجازی، آخرالزمان، عواطف، هیجانات، صلح، جنگ، مراقبت، پذیرش، عشق، اعتماد، تعصب، نقص، خیر و شر، برتری، بازنگری، بدفهمی، بخشش، انتقام، ثابت قدم بودن، تجدید نظر کردن و …
راهنمای والدین:
این انیمیشن را میتوانید با کودکان ۹ سال به بالا ببینید. برخی صحنهها ممکناست برای کودک شما ترسناک باشد.
#الهام_فخرایی
منابع تکمیلی: مجله نقد و بررسی فیلم و انیمیشن در سایت
نوشتههای تازه
نقد و بررسی انیمیشن “میچل ها دربرابر ماشینها”
زندگی، یک دیوار نقاشی است
گرگها توی دیوار؛ داستانی درباره تفاوت مشکل و مساله
ما اینجا زندگی میکنیم (کاوشگری درباره مفهوم صلح و زمین)
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#انیمیشن
#یک_پیشنهاد
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
“میچل ها دربرابر ماشینها” یک انیمیشن خانوادگی و کلیدواژه مفهومی آن ارتباط است. ارتباطی که به نظر میرسد به شدت از فناوری متاثر شده است. از طرفی گرچه راوی اصلی دختر نوجوان خانواده است، اما همه اعضای خانواده میچل، سگشان، همسایهها و شخصیتهای فرعی… درگیر ماجرای اصلی و چالشهای شخصی خود هستند.
میچل ها در برابر میچل ها
در بخش اول با دختر نوجوانی روبرو هستیم که آماده میشود تا خانواده و شهرش را برای رفتن به کالج ترک کند. دختری که علایق متفاوتی دارد و دلبسته دنیای تکنولوژی و حواشی مرتبط با آن است. در مقابل پدر خانواده هیچ ارتباطی با این دنیا ندارد و بالتبع اشتیاق کیتی یا سایر اعضای خانواده را برای صرف وقت با گوشی موبایل درک نمیکند. چالش کیتی و پدر و همزمان تلاش مادر و آرون؛ برادر کوچکتر برای ترمیم رابطه این دو از نقاط قوت داستان است.
به چالش کشیدن ایده خانواده کامل
همه ما چه بهعنوان فرزند یا والدین ممکن است رویای یک خانواده بینقص را داشته باشیم، اما واقعیت همیشه با ایدهآل ما فاصله دارد. خانواده میچل ها نمونه یک خانواده معمولی است. والدین سالها برای ارتباط با دختر و پسرشان وقت صرف کردهاند. اما حالا همه چیز فرق کرده است. ما با مجموعهای از رویاهای از دست رفته، غرق شدن در فضای مجازی، جاروجنجال، درک نشدن ها، زوایای دید متفاوت، پرت بودن از دنیای تکنولوژی، شکاف بین نسلها و مقایسه بین آنچه ما هستیم و آنطور که دیگران بهنظر میرسند … روبرو هستیم؛ چالشهای مشابهی که در اکثر خانوادهها وجود دارد.
با این حال، “میچل ها دربرابر ماشینها” کاملا مفرح است. درواقع نقطه قوت انیمیشن در پرداختن به نیمه خالی لیوان، استفاده از قالب کمدی است. مثلا جمله “من به تو باور دارم عزیزم” مادر، وقتی متوجه میشویم هم به بچهها و هم خطاب به سگ خانواده گفته میشود یا وقتی ده ثانیه حفظ ارتباط چشمی بهجای خیره شدن به گوشی برای اعضای خانواده یک چالش جدی است. البته به موازات دشواریها، جنبههای مثبت روابط میچل ها را هم داریم و همین درک روابط کلیدی داستان را ملموستر میکند.
میچل ها دربرابر ماشینها
در بخش دوم داستان، چالش میچل ها در برابر شخصیت “پال” شروع میشود. در این بخش چالشهای مفهومی و فلسفی درباره رابطه هوش مصنوعی و انسان، دانش فناوری، سیلیکون ولی*، تجربه آخرالزمانی، نیاز به بازنگری و اهمیت عواطف مطرح میشود. ... [ متن کامل را در اینجا بخوانید]
مفاهیم:
ارتباط، هوش مصنوعی، دنیای مجازی، آخرالزمان، عواطف، هیجانات، صلح، جنگ، مراقبت، پذیرش، عشق، اعتماد، تعصب، نقص، خیر و شر، برتری، بازنگری، بدفهمی، بخشش، انتقام، ثابت قدم بودن، تجدید نظر کردن و …
راهنمای والدین:
این انیمیشن را میتوانید با کودکان ۹ سال به بالا ببینید. برخی صحنهها ممکناست برای کودک شما ترسناک باشد.
#الهام_فخرایی
منابع تکمیلی: مجله نقد و بررسی فیلم و انیمیشن در سایت
نوشتههای تازه
نقد و بررسی انیمیشن “میچل ها دربرابر ماشینها”
زندگی، یک دیوار نقاشی است
گرگها توی دیوار؛ داستانی درباره تفاوت مشکل و مساله
ما اینجا زندگی میکنیم (کاوشگری درباره مفهوم صلح و زمین)
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#انیمیشن
#یک_پیشنهاد
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤3👍1
🔻 رویاهایتان را بکارید!
(تاملی درباره داستان "قول")
الهام فخرایی
نوشتن یک قصهٔ خوب برای کودک بدون تصویرگری مناسب اگر نگوییم ناممکن، قطعا دشوار است. داستان «قول» اثر نیکلا دیویس این خوششانسی را دارد که تصویرگری هوشمندانهٔ لورا کارلین را در کنار خود داشته باشد. در صفحات ابتدایی کتاب با تصویری مواجهایم که کمی بعد متوجه میشویم بخشی از دیوارها و سنگفرش شهری خاکستری است؛ شهر خشک، غبارآلود، ترکخورده و بارانندیده که همیشه شنبادی زردرنگ مثل سگی گرسنه به ساختمانهایش پنجه میکشد، شهری بدون رویش، رشد و لبخند.
نیکلا دیویس برای ما تعریف میکند که مردم این شهر هم درست مثل خود شهر هستند؛ حتی راوی داستان هم آنطور که خودش میگوید خشک و خشن و زشت است. مردم شهر به پستی و حقارت عادت کردهاند و زندگیشان را از راه دلهدزدی میگذرانند. راوی داستان از آنجا شروع میکند که دختری جوان بوده و او هم مثل بقیه اهالی شهر قلبش مچاله و سرد شده و هیچ شور و هیجان و احساسی که بشود زندگی را در آن دید، احساس نمیکند.
کمی بعد دختر جوان سعی میکند کیسهای را از یک پیرزن بدزد. البته پیرزن هم مقاومت میکند و در نهایت در ازای گرفتن یک قول از دختر، کیسه را به او میدهد: «اگر قول بدهی آنها را بکاری، میگذارم کیسه را ببری.»
تا اینجای داستان ما با تصاویری روبهرو هستیم که یک شهر خاکستری، سرد و مملو از سازههای مدرن را نشان میدهد. اما وقتی دختر در کیسه را باز میکند و با دانههای بلوط مواجه میشود، تازه میفهمیم که نویسنده چه خوابی برای شهر و ما دیده است. دختر جوان میگوید: «یک جنگل در دستانم بود. احساس جدیدی وجودم را فراگرفت.»
نیکلا دیویس با همین عبارت نشان میدهد که از نظر او زیست عاطفی و اخلاقی انسان تا چه حد به طبیعت وابسته است. دختر برای اولینبار در زندگیش احساس خوشبختی میکند و در برابر این احساس، پول و غذا و خواستههای اینچنینی بیمقدار میشوند. رویای داشتن یک جنگل بلوط در شهر، آهستهآهسته در وجودش جان میگیرد و او که کمی قبل بهدنبال دزدی از یک پیرزن بود، حالا صبح را با عزم بر عملیکردن قولش آغاز میکند. ما هم با دختر (راوی) همراه میشویم تا ببینیم چه اتفاقی میافتد.
دختر جوان شروع میکند به کاشتن دانهها؛ اینجا و آنجا. نیکلا دیویس در جریان کاشتن دانههای بلوط به تمام سازههای مختلف شهری اشاره میکند: گاراژ، خیابانها، کنار میدان، پارکهای متروک، کارخانهها و بازارها، خط راهآهن، چراغهای راهنمایی، ایستگاههای اتوبوس، کافهها، خانهها و… حتی میان سنگها، بین ریلهای زنگزده و خرابهها. در واقع نویسنده با ساختن این فهرست تصور جدایی شهر و طبیعت از یکدیگر را به چالش میکشد.
شهر یک محصول انسانی است و در نگاه نمادین، مردانه.
ولی دیویس در این داستان اشاراتی ظریف به گرفتارشدن انسان در سازههای ساخت خودش و دورافتادگی از طبیعت بهعنوان اصل، مبنا و جنبههای زنانه وجود، دارد.
راوی داستان «قول» زنی کهنسال است که خاطرهای را از جوانیاش نقل میکند؛ در عین حال اولین مواجهه بین شخصیتها در داستان «قول» بین یک پیرزن و دختر جوان اتفاق میافتد. اینکه پیرزنی حامل بذرهای بلوط است، اینکه پیرزن به سادگی و تا پیش از گرفتن قول از دختر جوان حاضر به رهاکردن کیسه نمیشود ... [ادامه در اینجا]
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_کودک
#کتاب_نوجوان
#گروه_سنی_ب
پ.ن
۱. نیکولا دیویس، کارشناس رشته جانورشناسی از کالج کینگز دانشگاه کمبریج، به تعبیر خودش تمام دوران حرفهای خود را صرف انتقال علوم زیستی به کودکان و پرورش جانورشناسان پرشور، حامیان محیطزیست و مبارزان حقوق زیستمحیطی کرده است.
۲. رویای شما چیست؟
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(تاملی درباره داستان "قول")
الهام فخرایی
نوشتن یک قصهٔ خوب برای کودک بدون تصویرگری مناسب اگر نگوییم ناممکن، قطعا دشوار است. داستان «قول» اثر نیکلا دیویس این خوششانسی را دارد که تصویرگری هوشمندانهٔ لورا کارلین را در کنار خود داشته باشد. در صفحات ابتدایی کتاب با تصویری مواجهایم که کمی بعد متوجه میشویم بخشی از دیوارها و سنگفرش شهری خاکستری است؛ شهر خشک، غبارآلود، ترکخورده و بارانندیده که همیشه شنبادی زردرنگ مثل سگی گرسنه به ساختمانهایش پنجه میکشد، شهری بدون رویش، رشد و لبخند.
نیکلا دیویس برای ما تعریف میکند که مردم این شهر هم درست مثل خود شهر هستند؛ حتی راوی داستان هم آنطور که خودش میگوید خشک و خشن و زشت است. مردم شهر به پستی و حقارت عادت کردهاند و زندگیشان را از راه دلهدزدی میگذرانند. راوی داستان از آنجا شروع میکند که دختری جوان بوده و او هم مثل بقیه اهالی شهر قلبش مچاله و سرد شده و هیچ شور و هیجان و احساسی که بشود زندگی را در آن دید، احساس نمیکند.
کمی بعد دختر جوان سعی میکند کیسهای را از یک پیرزن بدزد. البته پیرزن هم مقاومت میکند و در نهایت در ازای گرفتن یک قول از دختر، کیسه را به او میدهد: «اگر قول بدهی آنها را بکاری، میگذارم کیسه را ببری.»
تا اینجای داستان ما با تصاویری روبهرو هستیم که یک شهر خاکستری، سرد و مملو از سازههای مدرن را نشان میدهد. اما وقتی دختر در کیسه را باز میکند و با دانههای بلوط مواجه میشود، تازه میفهمیم که نویسنده چه خوابی برای شهر و ما دیده است. دختر جوان میگوید: «یک جنگل در دستانم بود. احساس جدیدی وجودم را فراگرفت.»
نیکلا دیویس با همین عبارت نشان میدهد که از نظر او زیست عاطفی و اخلاقی انسان تا چه حد به طبیعت وابسته است. دختر برای اولینبار در زندگیش احساس خوشبختی میکند و در برابر این احساس، پول و غذا و خواستههای اینچنینی بیمقدار میشوند. رویای داشتن یک جنگل بلوط در شهر، آهستهآهسته در وجودش جان میگیرد و او که کمی قبل بهدنبال دزدی از یک پیرزن بود، حالا صبح را با عزم بر عملیکردن قولش آغاز میکند. ما هم با دختر (راوی) همراه میشویم تا ببینیم چه اتفاقی میافتد.
دختر جوان شروع میکند به کاشتن دانهها؛ اینجا و آنجا. نیکلا دیویس در جریان کاشتن دانههای بلوط به تمام سازههای مختلف شهری اشاره میکند: گاراژ، خیابانها، کنار میدان، پارکهای متروک، کارخانهها و بازارها، خط راهآهن، چراغهای راهنمایی، ایستگاههای اتوبوس، کافهها، خانهها و… حتی میان سنگها، بین ریلهای زنگزده و خرابهها. در واقع نویسنده با ساختن این فهرست تصور جدایی شهر و طبیعت از یکدیگر را به چالش میکشد.
شهر یک محصول انسانی است و در نگاه نمادین، مردانه.
ولی دیویس در این داستان اشاراتی ظریف به گرفتارشدن انسان در سازههای ساخت خودش و دورافتادگی از طبیعت بهعنوان اصل، مبنا و جنبههای زنانه وجود، دارد.
راوی داستان «قول» زنی کهنسال است که خاطرهای را از جوانیاش نقل میکند؛ در عین حال اولین مواجهه بین شخصیتها در داستان «قول» بین یک پیرزن و دختر جوان اتفاق میافتد. اینکه پیرزنی حامل بذرهای بلوط است، اینکه پیرزن به سادگی و تا پیش از گرفتن قول از دختر جوان حاضر به رهاکردن کیسه نمیشود ... [ادامه در اینجا]
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_کودک
#کتاب_نوجوان
#گروه_سنی_ب
پ.ن
۱. نیکولا دیویس، کارشناس رشته جانورشناسی از کالج کینگز دانشگاه کمبریج، به تعبیر خودش تمام دوران حرفهای خود را صرف انتقال علوم زیستی به کودکان و پرورش جانورشناسان پرشور، حامیان محیطزیست و مبارزان حقوق زیستمحیطی کرده است.
۲. رویای شما چیست؟
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤8
🔻نقد و بررسی انیمیشن “دنیای عجیب”
( چالش انتخاب بین تفکر علمی، اخلاقی یا قبيلهای؟)
“دنیای عجیب” بی تردید شبیه هیچ یک از انیمیشن هایی که قبلا تماشا کردهاید، نیست. طراحی منحصر به فرد و جذابیت بصری بلافاصله به چشم میآید.
موضوع انیمیشن درباره خانواده سه نفره کلیئد و چالش زیستمحیطی شهر آوالونیا است که آنها را درگیر میکند.
من تو نیستم!
البته داستان از خرده روایت ها و مفاهیم متعددی تشکیل شده است. همان ابتدای داستان که با شخصیت شکارچی (jaeger) بزرگ آشنا میشویم، شاهد اولین تفاوت ها و کمی بعد اختلاف نظرها و انتخابهای متفاوت بین پدر و پسر (searcher) هستیم. یکی برای ماجراجویی آفریده شده و آن یکی برای جستجو به روش خودش.
جمله کلیدی این بخش "من تو نیستم" است که به خصوص برای والدین میتواند راهگشا باشد.
آیا انتظار داریم فرزندان، نسخه های رونوشت والدین باشند؟ آیا فرزندان انتخابهایشان را از والدین به ارث میبرند؟ یا آزادند و لازم است که خودشان انتخاب کنند؟
این چالش بعدها برای سرچر که حالا خودش صاحب فرزند است، هم مطرح میشود. آیا ایتان هم دوست دارد مثل پدرش یک کشاورز باشد؟ یا مثل پدربزرگ گمشده اش، برای اکتشاف دنیاهای جدید سفر کند؟ کشاورز بودن مهمتر است یا کاوشگر بودن؟ مهم بودن یا مفید بودن؟
در بخش ابتدایی انیمیشن، مهمترین موضوعی که با آن سر و کار داریم، روابط است. روابط بین نسل ها، پدر و پسر، همسران، والدین، دوستان و همکاران.
تفکر علمی، اخلاقی یا تفکر قبیلهای
در بخش بعدی، سرچر از طرف کالیستو، دوست قدیمی و رهبر فعلی آوالونیا دعوت میشود تا با گروه تحقیقاتی برای بررسی مشکل مزارع گیاه پاندو، یک سفر اکتشافی داشته باشند. حالا شخصیتهای داستان با یک چالش بزرگتر روبهرو هستند.
طرح تضاد بین انتخابهای فردی یا منافع دیگری و بهخصوص پرداختن به مفاهيم زیستمحیطی و اهمیت و یکپارچگی زیستبوم یکی دیگر از وجوه تمایز این انیمیشن است.
مزارع پاندو به دلایل مختلف هدف یا موضوع مشترک بین شخصیتها محسوب میشود. اما در ادامه آنها ناگزیرند بین نجات زیستبوم یا منافع و رویاهای فردی و خانوادگیشان انتخاب کنند.
برای درک بهتر این وضعیت، آن را با موقعیتهای مشابه مقایسه کنید. آیا تابهحال با طرحهایی مانند انتقال آب، ساختن سد، احداث کارخانه، تبدیل مناطق حفاظت شده و بکر به مناطق تجاری و تفریحی و ... روبرو شدهاید؟ چه کسانی اغلب علیرغم آسیبهای زیستمحیطی، مدافع این طرحها هستند؟
اینکه دادهها و گزارههای بررسی شده علمی را ملاک تصميمگيري ها قرار میدهیم یا منافع فردی و قبیلهای مان؟ اینکه تفکر اخلاقی را لحاظ میکنیم یا فقط منافع خودمان و آنچه برای ما (و معمولا در کوتاهمدت) بهتر است، را دنبال میکنیم یکی دیگر از مباحث مهم "دنیای عجیب" است.
بنیآدم اعضای یک پیکرند
در انیمیشن "دنیای عجیب" با استعاره موجود زنده، پیوستگی و ارتباط زندگی و بقای همه موجودات به یکدیگر، به وضوح نمایش داده میشود. تمثیل اعضای بدن نه تنها از نظر عینیسازی کارکرد هر عضو در بدن، به صورت جزئی نگرانه مفید است، بلکه با نشان دادن تصویر بزرگتر ضرورت هماهنگی کل یک مجموعه و ساختار را نشان میدهد.
استعاره رنگین کمان
"دنیای عجیب" مملو ... [ متن کامل را در اینجا بخوانید]
انیمیشن "دنیای عجیب" را حتما تماشا کنید و مفاهیم آن را در کاوشگرهای چندجانبه به بحث بگذارید.
#کاوشگری_فلسفی
#کاوشگری_علمی
#کاوشگری_اجتماعی
#کاوشگری_اخلاقی
مفاهیم:
مراقبت، محیط زیست، تفاوتهای فردی، پذیرش، عشق، اعتماد، تعصب، پژوهش، خیر و شر، بازنگری، عذرخواهی، بخشش، جبران، تلافی، ثابت قدم بودن، تجدید نظر کردن، مهم بودن یا مفید بودن و …
راهنمای والدین:
این انیمیشن را ابتدا خودتان ببینید و بررسی کنید. همینطور میتوانید فقط با کودکان ۹ سال به بالا آن را تماشا کنید. برخی صحنهها ممکناست تا اندازه ای برای کودک شما ترسناک باشد. "ایتان" شخصیت نوجوان داستان به پسر نوجوان دیگری علاقهمند است و به این موضوع در داستان اشاره میشود. همینطور در ابتدای انیمیشن با تاکید بر اهمیت رابطه مثبت بین والدین، پدر و مادر ایتان یکدیگر را میبوسند.
#الهام_فخرایی
منابع تکمیلی:
۱. مجله نقد و بررسی فیلم و انیمیشن
۲. کتاب ویلا، جنگجوی کوچک بیشه
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#انیمیشن
#یک_پیشنهاد
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
( چالش انتخاب بین تفکر علمی، اخلاقی یا قبيلهای؟)
“دنیای عجیب” بی تردید شبیه هیچ یک از انیمیشن هایی که قبلا تماشا کردهاید، نیست. طراحی منحصر به فرد و جذابیت بصری بلافاصله به چشم میآید.
موضوع انیمیشن درباره خانواده سه نفره کلیئد و چالش زیستمحیطی شهر آوالونیا است که آنها را درگیر میکند.
من تو نیستم!
البته داستان از خرده روایت ها و مفاهیم متعددی تشکیل شده است. همان ابتدای داستان که با شخصیت شکارچی (jaeger) بزرگ آشنا میشویم، شاهد اولین تفاوت ها و کمی بعد اختلاف نظرها و انتخابهای متفاوت بین پدر و پسر (searcher) هستیم. یکی برای ماجراجویی آفریده شده و آن یکی برای جستجو به روش خودش.
جمله کلیدی این بخش "من تو نیستم" است که به خصوص برای والدین میتواند راهگشا باشد.
آیا انتظار داریم فرزندان، نسخه های رونوشت والدین باشند؟ آیا فرزندان انتخابهایشان را از والدین به ارث میبرند؟ یا آزادند و لازم است که خودشان انتخاب کنند؟
این چالش بعدها برای سرچر که حالا خودش صاحب فرزند است، هم مطرح میشود. آیا ایتان هم دوست دارد مثل پدرش یک کشاورز باشد؟ یا مثل پدربزرگ گمشده اش، برای اکتشاف دنیاهای جدید سفر کند؟ کشاورز بودن مهمتر است یا کاوشگر بودن؟ مهم بودن یا مفید بودن؟
در بخش ابتدایی انیمیشن، مهمترین موضوعی که با آن سر و کار داریم، روابط است. روابط بین نسل ها، پدر و پسر، همسران، والدین، دوستان و همکاران.
تفکر علمی، اخلاقی یا تفکر قبیلهای
در بخش بعدی، سرچر از طرف کالیستو، دوست قدیمی و رهبر فعلی آوالونیا دعوت میشود تا با گروه تحقیقاتی برای بررسی مشکل مزارع گیاه پاندو، یک سفر اکتشافی داشته باشند. حالا شخصیتهای داستان با یک چالش بزرگتر روبهرو هستند.
طرح تضاد بین انتخابهای فردی یا منافع دیگری و بهخصوص پرداختن به مفاهيم زیستمحیطی و اهمیت و یکپارچگی زیستبوم یکی دیگر از وجوه تمایز این انیمیشن است.
مزارع پاندو به دلایل مختلف هدف یا موضوع مشترک بین شخصیتها محسوب میشود. اما در ادامه آنها ناگزیرند بین نجات زیستبوم یا منافع و رویاهای فردی و خانوادگیشان انتخاب کنند.
برای درک بهتر این وضعیت، آن را با موقعیتهای مشابه مقایسه کنید. آیا تابهحال با طرحهایی مانند انتقال آب، ساختن سد، احداث کارخانه، تبدیل مناطق حفاظت شده و بکر به مناطق تجاری و تفریحی و ... روبرو شدهاید؟ چه کسانی اغلب علیرغم آسیبهای زیستمحیطی، مدافع این طرحها هستند؟
اینکه دادهها و گزارههای بررسی شده علمی را ملاک تصميمگيري ها قرار میدهیم یا منافع فردی و قبیلهای مان؟ اینکه تفکر اخلاقی را لحاظ میکنیم یا فقط منافع خودمان و آنچه برای ما (و معمولا در کوتاهمدت) بهتر است، را دنبال میکنیم یکی دیگر از مباحث مهم "دنیای عجیب" است.
بنیآدم اعضای یک پیکرند
در انیمیشن "دنیای عجیب" با استعاره موجود زنده، پیوستگی و ارتباط زندگی و بقای همه موجودات به یکدیگر، به وضوح نمایش داده میشود. تمثیل اعضای بدن نه تنها از نظر عینیسازی کارکرد هر عضو در بدن، به صورت جزئی نگرانه مفید است، بلکه با نشان دادن تصویر بزرگتر ضرورت هماهنگی کل یک مجموعه و ساختار را نشان میدهد.
استعاره رنگین کمان
"دنیای عجیب" مملو ... [ متن کامل را در اینجا بخوانید]
انیمیشن "دنیای عجیب" را حتما تماشا کنید و مفاهیم آن را در کاوشگرهای چندجانبه به بحث بگذارید.
#کاوشگری_فلسفی
#کاوشگری_علمی
#کاوشگری_اجتماعی
#کاوشگری_اخلاقی
مفاهیم:
مراقبت، محیط زیست، تفاوتهای فردی، پذیرش، عشق، اعتماد، تعصب، پژوهش، خیر و شر، بازنگری، عذرخواهی، بخشش، جبران، تلافی، ثابت قدم بودن، تجدید نظر کردن، مهم بودن یا مفید بودن و …
راهنمای والدین:
این انیمیشن را ابتدا خودتان ببینید و بررسی کنید. همینطور میتوانید فقط با کودکان ۹ سال به بالا آن را تماشا کنید. برخی صحنهها ممکناست تا اندازه ای برای کودک شما ترسناک باشد. "ایتان" شخصیت نوجوان داستان به پسر نوجوان دیگری علاقهمند است و به این موضوع در داستان اشاره میشود. همینطور در ابتدای انیمیشن با تاکید بر اهمیت رابطه مثبت بین والدین، پدر و مادر ایتان یکدیگر را میبوسند.
#الهام_فخرایی
منابع تکمیلی:
۱. مجله نقد و بررسی فیلم و انیمیشن
۲. کتاب ویلا، جنگجوی کوچک بیشه
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#انیمیشن
#یک_پیشنهاد
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤7👍1
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻آرامش برای کودکان
چندین سال قبل در قالب یک پروژه پژوهشی، برنامه ای برای ذهن آگاهی کودکان طراحی کردم، هدف این بود که بچه های گروه سنی 4 تا 12 سال پیش از شروع فعالیت های یادگیری و آموزشی، ابتدا ذهن آگاهی را تمرین کنند.
در جلسه دفاعیه، اغلب داورها و کارشناس های حاضر متعجب بودند که آیا ذهن آگاهی برای کودکان لازم است؟!
توضیح دادم که بچه ها متفاوت اند و شرایط متفاوتی را هم در خانه تا موسسات آموزشی یا نگهداری کودک تجربه می کنند، مثلا کودکی تا به مهدکودک برسد، مجبور شده با عجله و خواب آلود و صبحانه نخورده تا ایستگاه اتوبوس و تاکسی برود و بعد به کودکستان برسد
کودکی ممکن است خوب نخوابیده، دیگری خواب بدی دیده باشد، آن یکی تازه از سفر برگشته و این یکی قرار است امشب مهمان داشته باشند
شاید کودکی (یا دانش آموزی) هم در جمع باشد که والدین اش درگیر بیماری باشند یا مشکلاتی دیگر، شاید کودک منتظر رسیدن مهمانی تولدش باشد و آن یکی دلتنگ خاله اش که به تازگی سفر رفته و... فرقی نمی کند که هیجانات مثبت اند یا منفی، هیجانات ذهن و روان کودک را پر می کنند، گاهی به شکل کلمات بروز پیدا می کنند گاهی به شکل رفتار.
گاهی این کلمات فقط توی سرشان جریان دارد، آن ها را کلافه یا مشغول می کند و گاهی بیرون می ریزد، ناگهانی، طولانی یا حساب نشده... و گاهی به شکل رفتارهایی که روند کلاس یا یادگیری را مختل می کند...
ذهن آگاهی کمک می کند این جریان پنهان، آرام بگیرد و کودک لحظه حال، تمرکز و آرامش را تجربه کند.
خب حالا همه به علامت تایید سر تکان می دادند و نیازی به گفتن نیست که بزرگترها هم تا چه حد به ذهن آگاهی نیاز دارند...
خلاصه اینکه #ذهن_آگاهی را از کودکی با بچه ها شروع کنید و اگر دنبال کتاب مناسبی می گردید، این کتاب را پیشنهاد می کنم.
#الهام_فخرایی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
مشخصات:
عنوان: آرامش؛ ذهن آگاهی برای کودکان
نویسنده: واینی کیندر
مترجم: اکبر رضایی
ناشر: ارجمند
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@Radiop4c
چندین سال قبل در قالب یک پروژه پژوهشی، برنامه ای برای ذهن آگاهی کودکان طراحی کردم، هدف این بود که بچه های گروه سنی 4 تا 12 سال پیش از شروع فعالیت های یادگیری و آموزشی، ابتدا ذهن آگاهی را تمرین کنند.
در جلسه دفاعیه، اغلب داورها و کارشناس های حاضر متعجب بودند که آیا ذهن آگاهی برای کودکان لازم است؟!
توضیح دادم که بچه ها متفاوت اند و شرایط متفاوتی را هم در خانه تا موسسات آموزشی یا نگهداری کودک تجربه می کنند، مثلا کودکی تا به مهدکودک برسد، مجبور شده با عجله و خواب آلود و صبحانه نخورده تا ایستگاه اتوبوس و تاکسی برود و بعد به کودکستان برسد
کودکی ممکن است خوب نخوابیده، دیگری خواب بدی دیده باشد، آن یکی تازه از سفر برگشته و این یکی قرار است امشب مهمان داشته باشند
شاید کودکی (یا دانش آموزی) هم در جمع باشد که والدین اش درگیر بیماری باشند یا مشکلاتی دیگر، شاید کودک منتظر رسیدن مهمانی تولدش باشد و آن یکی دلتنگ خاله اش که به تازگی سفر رفته و... فرقی نمی کند که هیجانات مثبت اند یا منفی، هیجانات ذهن و روان کودک را پر می کنند، گاهی به شکل کلمات بروز پیدا می کنند گاهی به شکل رفتار.
گاهی این کلمات فقط توی سرشان جریان دارد، آن ها را کلافه یا مشغول می کند و گاهی بیرون می ریزد، ناگهانی، طولانی یا حساب نشده... و گاهی به شکل رفتارهایی که روند کلاس یا یادگیری را مختل می کند...
ذهن آگاهی کمک می کند این جریان پنهان، آرام بگیرد و کودک لحظه حال، تمرکز و آرامش را تجربه کند.
خب حالا همه به علامت تایید سر تکان می دادند و نیازی به گفتن نیست که بزرگترها هم تا چه حد به ذهن آگاهی نیاز دارند...
خلاصه اینکه #ذهن_آگاهی را از کودکی با بچه ها شروع کنید و اگر دنبال کتاب مناسبی می گردید، این کتاب را پیشنهاد می کنم.
#الهام_فخرایی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
مشخصات:
عنوان: آرامش؛ ذهن آگاهی برای کودکان
نویسنده: واینی کیندر
مترجم: اکبر رضایی
ناشر: ارجمند
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@Radiop4c
👍10🙏4
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻“روباهی به نام پکس” (درباره جنگ و صلح)
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍11
🔺داستانی برای مخترعان کوچک
الهام فخرایی
کتاب «ساختن فوقالعاده است» نوشته اشلی اسپایرز، دو شخصیت محوری دارد؛ یک دختر کوچک و گربهای که بهترین دوست او محسوب میشود. اشلی اسپایرز همان ابتدای داستان با جمله «این دختری معمولی است…» نشان میدهد که قرار نیست این کتاب به گروه خاصی تعلق داشته باشد. دخترک با گربهاش بازی میکند، غذا میخورند، استراحت میکنند و چیزهای تازهای کشف میکنند. تا اینکه یک روز فکر بکری به ذهن دخترک میرسد و تصمیم میگیرد فوقالعادهترین چیز را بسازد!
اما در ادامه علیرغم تلاش دخترک، با شکستهای پیدرپی او روبهرو میشویم، تا اینکه به کلی ناامید و بدخلق میشود.
اسپایرز مینویسد: «هرچه عصبانیتر میشود، تندتر کار میکند، او قطعهها را خرد میکند. تکهها را به هم فشار میدهد و توی سر تکههای ریز مشت میکوبد. حالا دستهایش برای کارکردن زیادی بزرگاند و مغزش بیش از حد پر از چیزهایی است که درست نیستند.»
بعد هم ... [متن کامل در این لینک]
داستان «ساختن فوقالعاده است» میتواند برای طرح موضوع کمالگرایی منفی به زبانی کودکانه مفید باشد.
#الهام_فخرایی
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان در سایت بخوانید
#کمال_گرایی
#یک_پیشنهاد #یک_کتاب
#ساختن_فوق_العاده_است
#گروه_سنی_الف_و_ب
مفاهیم: کمال گرایی، خلاقیت، تفکر خلاق، خودپنداره، تاییدپذیری، اعتماد به نفس، عزت نفس، اشتباه، خطا، کامل گرایی و ...
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
کتاب «ساختن فوقالعاده است» نوشته اشلی اسپایرز، دو شخصیت محوری دارد؛ یک دختر کوچک و گربهای که بهترین دوست او محسوب میشود. اشلی اسپایرز همان ابتدای داستان با جمله «این دختری معمولی است…» نشان میدهد که قرار نیست این کتاب به گروه خاصی تعلق داشته باشد. دخترک با گربهاش بازی میکند، غذا میخورند، استراحت میکنند و چیزهای تازهای کشف میکنند. تا اینکه یک روز فکر بکری به ذهن دخترک میرسد و تصمیم میگیرد فوقالعادهترین چیز را بسازد!
اما در ادامه علیرغم تلاش دخترک، با شکستهای پیدرپی او روبهرو میشویم، تا اینکه به کلی ناامید و بدخلق میشود.
اسپایرز مینویسد: «هرچه عصبانیتر میشود، تندتر کار میکند، او قطعهها را خرد میکند. تکهها را به هم فشار میدهد و توی سر تکههای ریز مشت میکوبد. حالا دستهایش برای کارکردن زیادی بزرگاند و مغزش بیش از حد پر از چیزهایی است که درست نیستند.»
بعد هم ... [متن کامل در این لینک]
داستان «ساختن فوقالعاده است» میتواند برای طرح موضوع کمالگرایی منفی به زبانی کودکانه مفید باشد.
#الهام_فخرایی
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان در سایت بخوانید
#کمال_گرایی
#یک_پیشنهاد #یک_کتاب
#ساختن_فوق_العاده_است
#گروه_سنی_الف_و_ب
مفاهیم: کمال گرایی، خلاقیت، تفکر خلاق، خودپنداره، تاییدپذیری، اعتماد به نفس، عزت نفس، اشتباه، خطا، کامل گرایی و ...
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤8👍2
🔻صدا و سکوت در کلاس درس (تاملی بر دوگانه "سکوت" و "سروصدا")
این دو کتاب با نام های "The Quiet Book " و "The Loud Book" اثر "دبورا آندروود" با تصویرگری "رناتا لیوسکا" به دو موضوع ساده اما مهم می پردازد: سکوت و سروصدا!
به نظرتان چرا این دو موضوع ساده، اما مهم هستند؟ بیایید درباره اش فکر کنیم. مثلا معلم، مربی یا والدینی را در نظر بگیرید که می خواهند به بچه ها یاد بدهند موقع درس دادن یا درس خواندن ساکت باشند، موقع غذا خوردن، توی سینما، وقتی یک نفر در حال حرف زدن است و....
ساده ترین و معمول ترین راه همین است که در هر موقعیت، این موارد را توضیح دهیم؛ مثلا اینجا سینما است و نباید سروصدا کرد... اما آیا این بهترین راه است؟
گاهی ما در سینما حرف نمی زنیم، اما موقع خوردن چیپس یا پفک کلی سروصدا راه می اندازیم. راستی مشکل کجاست؟ ما که کاملا ساکتیم، پس چرا سکوت نیست؟!
یا مثلا وقتی دوستمان هیجان زده است و از خوشحالی فریاد می زند یا نه، از هیجان حتی نمی تواند یک کلمه حرف بزند!
چه موقع می توانیم و باید سکوت کنیم یا سروصدا کنیم؟
دوگانه "سکوت" و "سروصدا" به این دو مفهوم و موقعیت های مختلف پرداخته است.
اهمیت این کتاب وقتی روشن تر می شود که بدانیم یکی از مهمترین مهارتهای شناختی، توانایی مفهوم سازی است؛ مهارتی که کمک می کند به درک و تعریف دقیق تری از مفاهیم برسیم، بهتر منظور دیگران را درک کنیم و همین طور معنای مد نظرمان را توضیح بدهیم.
البته برای اینکه به این مرحله برسیم، نیاز به تمرین و آگاهی داریم. بیشتر ما با مثال زدن سعی می کنیم یک مفهوم را مشخص کنیم که البته اشکالی ندارد. مثال زدن یکی از روش های مقدماتی است که کمک می کند بتوانیم یک موضوع خاص را درک کنیم، اما هر چه به لحاظ ذهنی توانمندتر می شویم، بهتر می توانیم هر مفهومی را به شکلی تعریف کنیم که کاملا معنا و مصادیق مورد نظرمان را برساند و با چیزهای دیگر اشتباه نشود.
این دوگانه البته برای گروه سنی الف و ب پیشنهاد شده و با طرح مثال های متعدد تلاش می کند این دو مفهوم را توضیح بدهد، اما ... [متن کامل، پرسش ها و تصاویر در این لینک]
#الهام_فخرایی
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان در سایت بخوانید
این کتاب منبع مناسبی برای #تسهیلگری #فبک و تمرین #مفهوم_سازی است.
پ. ن
- اگر به این کتاب ها دسترسی ندارید، خودتان دست به کار شوید و یک فهرست بلند بالا از این موقعیت ها تهیه کنید. برای این کار حتما از بچه ها کمک بگیرید و درباره اش مفصل گفتگو کنید، نقاشی بکشید و با هم قوانین کلاس را تنظیم کنید و البته فقط به این دو مفهوم اکتفا نکنید.
- کتاب سکوت با عنوان "سکوت وقت کتاب خواندن" توسط نشر پرتقال منتشر شده است.
مفاهیم: سکوت، صدا، دوستی، شادی، هیجان، غم، اندوه، راز، شرمساری، تجربه، ترس، مراقبت، شگفتی، تمرکز، دقت، نگرانی، آداب معاشرت، خرابکاری، ذهن آگاهی، طبیعت و...
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#مفهوم_سازی
#مهارت_های_ارتباطی
#مهارتهای_تفکر
#گروه_سنی_الف
#گروه_سنی_ب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
این دو کتاب با نام های "The Quiet Book " و "The Loud Book" اثر "دبورا آندروود" با تصویرگری "رناتا لیوسکا" به دو موضوع ساده اما مهم می پردازد: سکوت و سروصدا!
به نظرتان چرا این دو موضوع ساده، اما مهم هستند؟ بیایید درباره اش فکر کنیم. مثلا معلم، مربی یا والدینی را در نظر بگیرید که می خواهند به بچه ها یاد بدهند موقع درس دادن یا درس خواندن ساکت باشند، موقع غذا خوردن، توی سینما، وقتی یک نفر در حال حرف زدن است و....
ساده ترین و معمول ترین راه همین است که در هر موقعیت، این موارد را توضیح دهیم؛ مثلا اینجا سینما است و نباید سروصدا کرد... اما آیا این بهترین راه است؟
گاهی ما در سینما حرف نمی زنیم، اما موقع خوردن چیپس یا پفک کلی سروصدا راه می اندازیم. راستی مشکل کجاست؟ ما که کاملا ساکتیم، پس چرا سکوت نیست؟!
یا مثلا وقتی دوستمان هیجان زده است و از خوشحالی فریاد می زند یا نه، از هیجان حتی نمی تواند یک کلمه حرف بزند!
چه موقع می توانیم و باید سکوت کنیم یا سروصدا کنیم؟
دوگانه "سکوت" و "سروصدا" به این دو مفهوم و موقعیت های مختلف پرداخته است.
اهمیت این کتاب وقتی روشن تر می شود که بدانیم یکی از مهمترین مهارتهای شناختی، توانایی مفهوم سازی است؛ مهارتی که کمک می کند به درک و تعریف دقیق تری از مفاهیم برسیم، بهتر منظور دیگران را درک کنیم و همین طور معنای مد نظرمان را توضیح بدهیم.
البته برای اینکه به این مرحله برسیم، نیاز به تمرین و آگاهی داریم. بیشتر ما با مثال زدن سعی می کنیم یک مفهوم را مشخص کنیم که البته اشکالی ندارد. مثال زدن یکی از روش های مقدماتی است که کمک می کند بتوانیم یک موضوع خاص را درک کنیم، اما هر چه به لحاظ ذهنی توانمندتر می شویم، بهتر می توانیم هر مفهومی را به شکلی تعریف کنیم که کاملا معنا و مصادیق مورد نظرمان را برساند و با چیزهای دیگر اشتباه نشود.
این دوگانه البته برای گروه سنی الف و ب پیشنهاد شده و با طرح مثال های متعدد تلاش می کند این دو مفهوم را توضیح بدهد، اما ... [متن کامل، پرسش ها و تصاویر در این لینک]
#الهام_فخرایی
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان در سایت بخوانید
این کتاب منبع مناسبی برای #تسهیلگری #فبک و تمرین #مفهوم_سازی است.
پ. ن
- اگر به این کتاب ها دسترسی ندارید، خودتان دست به کار شوید و یک فهرست بلند بالا از این موقعیت ها تهیه کنید. برای این کار حتما از بچه ها کمک بگیرید و درباره اش مفصل گفتگو کنید، نقاشی بکشید و با هم قوانین کلاس را تنظیم کنید و البته فقط به این دو مفهوم اکتفا نکنید.
- کتاب سکوت با عنوان "سکوت وقت کتاب خواندن" توسط نشر پرتقال منتشر شده است.
مفاهیم: سکوت، صدا، دوستی، شادی، هیجان، غم، اندوه، راز، شرمساری، تجربه، ترس، مراقبت، شگفتی، تمرکز، دقت، نگرانی، آداب معاشرت، خرابکاری، ذهن آگاهی، طبیعت و...
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#مفهوم_سازی
#مهارت_های_ارتباطی
#مهارتهای_تفکر
#گروه_سنی_الف
#گروه_سنی_ب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤7👍4
🔻اهمیت والدین در معادله پیچیده رشد
#باشگاه_والدین
مطالعات جدید نشان می دهد شیوههای #فرزندپروری نقش واسطه را در این معادله بازی میکنند. به عبارتی شخصیت و سلامت روانی والدین بر رشد اجتماعی- عاطفی و شناختی- حرکتی فرزندان تاثیر می گذارد.
بر اساس مدل معروف جی بلسکی، ویژگی های والدین تا حدودی شیوه های #فرزند_پروری آنها را تعیین می کند.
نکته مهم این است که گرچه همه این متغیرها به هم مرتبط هستند، اکثر مطالعات آنها را به طور جداگانه بررسی کرده اند. واسکلز و همکارانش با استفاده از داده های مقطعی، تلاش کردند تا چگونگی تعامل این فرآیندهای مختلف را در فرزندپروری مطالعه کنند.
واسکز می نویسد: «سنتیترین و پرکاربردترین مدلهای فرزندپروری و پیامدهای آن بر رشد کودک شامل مجموعهای از عوامل پیشبینیکننده مانند؛ سلامت روانی و ویژگیهای شخصیتی مراقب و همچنین موقعیت اجتماعی-اقتصادی خانواده است.»
درک اینکه چگونه این عوامل با هم برای شکل دادن به رشد کودک عمل می کنند، می تواند در بهبود طراحی خط مشی های عمومی یا اطلاع رسانی به کار متخصصانی که هدفشان ارتقای رشد کودک یا فرزندپروری مثبت است، مفید باشد.
در این مطالعه 4693 کودک (بین 0 ماهگی تا 6 سال) و مادران از جنبه های مختلف از جمله معیارهای جمعیت شناختی مانند درآمد خانوار، علائم افسردگی، مطالعه موردی خصومت یا محبت نسبت به مراقب و پنج ویژگی شخصیتی مهم مانند برون گرایی، سازگاری، وظیفه شناسی، روان رنجوری و گشودگی به تجربه مورد بررسی قرار گرفتند.
بر همین اساس مادرانی که مسنتر بودند، درآمد خانوار بالاتری داشتند، علائم افسردگی کمتری و فرزندپروری مثبت تری داشتند که رشد اجتماعی- عاطفی و شناختی- حرکتی بیشتر فرزندان را هم شامل می شد.
نتیجه: این مطالعه نشان می دهد مادران افسرده تمایل کمتری به واکنش عاطفی دارند. از طرفی این عدم پاسخگویی می تواند محیط نامطلوب و فاقد محرک کافی را برای کودک ایجاد کند و درنتیجه به پیشرفت اجتماعی-عاطفی شان آسیب بزند.
#یک_پیشنهاد:
به نظر شما چطور می توانیم از یافته های این مطالعه در فرزندپروری استفاده کنیم؟
منبع:
Infant Behavior and Development
Volume 67, May 2022
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#باشگاه_والدین
#یک_مقاله
#آنچه_میخوانم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#باشگاه_والدین
مطالعات جدید نشان می دهد شیوههای #فرزندپروری نقش واسطه را در این معادله بازی میکنند. به عبارتی شخصیت و سلامت روانی والدین بر رشد اجتماعی- عاطفی و شناختی- حرکتی فرزندان تاثیر می گذارد.
بر اساس مدل معروف جی بلسکی، ویژگی های والدین تا حدودی شیوه های #فرزند_پروری آنها را تعیین می کند.
نکته مهم این است که گرچه همه این متغیرها به هم مرتبط هستند، اکثر مطالعات آنها را به طور جداگانه بررسی کرده اند. واسکلز و همکارانش با استفاده از داده های مقطعی، تلاش کردند تا چگونگی تعامل این فرآیندهای مختلف را در فرزندپروری مطالعه کنند.
واسکز می نویسد: «سنتیترین و پرکاربردترین مدلهای فرزندپروری و پیامدهای آن بر رشد کودک شامل مجموعهای از عوامل پیشبینیکننده مانند؛ سلامت روانی و ویژگیهای شخصیتی مراقب و همچنین موقعیت اجتماعی-اقتصادی خانواده است.»
درک اینکه چگونه این عوامل با هم برای شکل دادن به رشد کودک عمل می کنند، می تواند در بهبود طراحی خط مشی های عمومی یا اطلاع رسانی به کار متخصصانی که هدفشان ارتقای رشد کودک یا فرزندپروری مثبت است، مفید باشد.
در این مطالعه 4693 کودک (بین 0 ماهگی تا 6 سال) و مادران از جنبه های مختلف از جمله معیارهای جمعیت شناختی مانند درآمد خانوار، علائم افسردگی، مطالعه موردی خصومت یا محبت نسبت به مراقب و پنج ویژگی شخصیتی مهم مانند برون گرایی، سازگاری، وظیفه شناسی، روان رنجوری و گشودگی به تجربه مورد بررسی قرار گرفتند.
بر همین اساس مادرانی که مسنتر بودند، درآمد خانوار بالاتری داشتند، علائم افسردگی کمتری و فرزندپروری مثبت تری داشتند که رشد اجتماعی- عاطفی و شناختی- حرکتی بیشتر فرزندان را هم شامل می شد.
نتیجه: این مطالعه نشان می دهد مادران افسرده تمایل کمتری به واکنش عاطفی دارند. از طرفی این عدم پاسخگویی می تواند محیط نامطلوب و فاقد محرک کافی را برای کودک ایجاد کند و درنتیجه به پیشرفت اجتماعی-عاطفی شان آسیب بزند.
#یک_پیشنهاد:
به نظر شما چطور می توانیم از یافته های این مطالعه در فرزندپروری استفاده کنیم؟
منبع:
Infant Behavior and Development
Volume 67, May 2022
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#باشگاه_والدین
#یک_مقاله
#آنچه_میخوانم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤5
🔻اهمیت والدین در معادله پیچیده رشد
#باشگاه_والدین
مطالعات جدید نشان می دهد شیوههای #فرزندپروری نقش واسطه را در این معادله بازی میکنند. به عبارتی شخصیت و سلامت روانی والدین بر رشد اجتماعی- عاطفی و شناختی- حرکتی فرزندان تاثیر می گذارد.
بر اساس مدل معروف جی بلسکی، ویژگی های والدین تا حدودی شیوه های #فرزند_پروری آنها را تعیین می کند.
نکته مهم این است که گرچه همه این متغیرها به هم مرتبط هستند، اکثر مطالعات آنها را به طور جداگانه بررسی کرده اند. واسکلز و همکارانش با استفاده از داده های مقطعی، تلاش کردند تا چگونگی تعامل این فرآیندهای مختلف را در فرزندپروری مطالعه کنند.
واسکز می نویسد: «سنتیترین و پرکاربردترین مدلهای فرزندپروری و پیامدهای آن بر رشد کودک شامل مجموعهای از عوامل پیشبینیکننده مانند؛ سلامت روانی و ویژگیهای شخصیتی مراقب و همچنین موقعیت اجتماعی-اقتصادی خانواده است.»
درک اینکه چگونه این عوامل با هم برای شکل دادن به رشد کودک عمل می کنند، می تواند در بهبود طراحی خط مشی های عمومی یا اطلاع رسانی به کار متخصصانی که هدفشان ارتقای رشد کودک یا فرزندپروری مثبت است، مفید باشد.
در این مطالعه 4693 کودک (بین 0 ماهگی تا 6 سال) و مادران از جنبه های مختلف از جمله معیارهای جمعیت شناختی مانند درآمد خانوار، علائم افسردگی، مطالعه موردی خصومت یا محبت نسبت به مراقب و پنج ویژگی شخصیتی مهم مانند برون گرایی، سازگاری، وظیفه شناسی، روان رنجوری و گشودگی به تجربه مورد بررسی قرار گرفتند.
بر همین اساس مادرانی که مسنتر بودند، درآمد خانوار بالاتری داشتند، علائم افسردگی کمتر و فرزندپروری مثبت تری داشتند که رشد اجتماعی- عاطفی و شناختی- حرکتی بیشتر فرزندان را هم شامل می شد.
نتیجه: این مطالعه نشان می دهد مادران افسرده تمایل کمتری به واکنش عاطفی دارند. از طرفی این عدم پاسخگویی می تواند محیط نامطلوب و فاقد محرک کافی را برای کودک ایجاد کند و درنتیجه به پیشرفت اجتماعی-عاطفی شان آسیب بزند.
#یک_پیشنهاد:
به نظر شما چطور می توانیم از یافته های این مطالعه در فرزندپروری استفاده کنیم؟
منبع:
Infant Behavior and Development
Volume 67, May 2022
رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
#باشگاه_والدین
#یک_مقاله
#آنچه_میخوانم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#باشگاه_والدین
مطالعات جدید نشان می دهد شیوههای #فرزندپروری نقش واسطه را در این معادله بازی میکنند. به عبارتی شخصیت و سلامت روانی والدین بر رشد اجتماعی- عاطفی و شناختی- حرکتی فرزندان تاثیر می گذارد.
بر اساس مدل معروف جی بلسکی، ویژگی های والدین تا حدودی شیوه های #فرزند_پروری آنها را تعیین می کند.
نکته مهم این است که گرچه همه این متغیرها به هم مرتبط هستند، اکثر مطالعات آنها را به طور جداگانه بررسی کرده اند. واسکلز و همکارانش با استفاده از داده های مقطعی، تلاش کردند تا چگونگی تعامل این فرآیندهای مختلف را در فرزندپروری مطالعه کنند.
واسکز می نویسد: «سنتیترین و پرکاربردترین مدلهای فرزندپروری و پیامدهای آن بر رشد کودک شامل مجموعهای از عوامل پیشبینیکننده مانند؛ سلامت روانی و ویژگیهای شخصیتی مراقب و همچنین موقعیت اجتماعی-اقتصادی خانواده است.»
درک اینکه چگونه این عوامل با هم برای شکل دادن به رشد کودک عمل می کنند، می تواند در بهبود طراحی خط مشی های عمومی یا اطلاع رسانی به کار متخصصانی که هدفشان ارتقای رشد کودک یا فرزندپروری مثبت است، مفید باشد.
در این مطالعه 4693 کودک (بین 0 ماهگی تا 6 سال) و مادران از جنبه های مختلف از جمله معیارهای جمعیت شناختی مانند درآمد خانوار، علائم افسردگی، مطالعه موردی خصومت یا محبت نسبت به مراقب و پنج ویژگی شخصیتی مهم مانند برون گرایی، سازگاری، وظیفه شناسی، روان رنجوری و گشودگی به تجربه مورد بررسی قرار گرفتند.
بر همین اساس مادرانی که مسنتر بودند، درآمد خانوار بالاتری داشتند، علائم افسردگی کمتر و فرزندپروری مثبت تری داشتند که رشد اجتماعی- عاطفی و شناختی- حرکتی بیشتر فرزندان را هم شامل می شد.
نتیجه: این مطالعه نشان می دهد مادران افسرده تمایل کمتری به واکنش عاطفی دارند. از طرفی این عدم پاسخگویی می تواند محیط نامطلوب و فاقد محرک کافی را برای کودک ایجاد کند و درنتیجه به پیشرفت اجتماعی-عاطفی شان آسیب بزند.
#یک_پیشنهاد:
به نظر شما چطور می توانیم از یافته های این مطالعه در فرزندپروری استفاده کنیم؟
منبع:
Infant Behavior and Development
Volume 67, May 2022
رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
#باشگاه_والدین
#یک_مقاله
#آنچه_میخوانم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤4👍1🔥1🙏1
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻چیزهایی که پشت سر گذاشته ایم (درباره مهاجرت و دلتنگی)
کتاب "کنسرت آقای خرس" یا آنچنان که در عنوان اصلی آمده "خرس و پیانو" The Bear and Piano را می توان با خیال راحت برای بچه ها خواند. نویسنده از یک پیانوی رها شده در جنگل و بچه خرسی کنجکاو استفاده کرده وموضوع دلتنگی برای جایی که سال ها در آن ریشه دواندیم و کسانی که دوستشان داریم را مطرح می کند.
خرس کوچک سال ها با پیانو تمرین می کند، از کودکی، احوال ناشناخته و ترس اولیه از شی رها شده در جنگل، به آقای خرس و مهارت نواختن پیانو و غرق شدن در لذت نواها می رسد تا اینکه پیشنهادی دریافت می کند و تصمیم می گیرد جنگل و دوستانش را ترک کند.
کمی بعد با اینکه همه چیز خوب پیش می رود، اما آقای خرس دلش تنگ شده و نگران است، آیا وقتی برمی گردد، دوستانش هنوز او را به یاد دارند؟ هنوز دوستش دارند؟ اصلا او را می پذیرند یا بابت اینکه آنها را ترک کرده و دنبال آرزوهایش رفته، طردش می کنند؟!
دیوید لیچفیلد نویسنده و تصویرگر کتاب موضوعی مهم را به زبانی ساده و با تصاویری دلپذیر مطرح کرده است.
پنجه های خرس را روی پیانو تصور کنید؛ حالا خرسی را تصور کنید که بتواند آن قدر خوب بنوازد که در "برادوی" اجرا داشته باشد، آیا اگر خرس در جنگل می ماند، می توانست چنین چیزی را تجربه کند؟ آیا رفتن همیشه بهترین تصمیم است؟ آیا دوست داشتن با فاصله گرفتن کم می شود؟ با تغییر کردن چطور؟ مثلا با مشهور شدن؟ بزرگ شدن؟ و... ما با افرادی که ترک مان می کنند، چطور مواجه می شویم؟ چطور باید برخورد کنیم؟ ما نسبت به افراد یا سرزمینی که پشت سر میگذاریم، چه حسی داریم؟ چه مسئولیت هایی؟ و پرسش های دیگر.
کتاب "کنسرت آقای خرس" می تواند برای کودکان عادی و کودکی که تجربه مهاجرت دارد و همین طور کودکی که این تجربه را به شکل روان تکان تجربه کرده توسط درمانگر استفاده شود.
مفاهیم: ترس، تغییر، تجربه، جسارت، نگرانی، مهاجرت، هویت، دلبستگی، پیوند، وابستگی، دوستی، سرمایه اجتماعی، شهرت، وطن و...
#الهام_فخرایی
#نوشتار
#کنسرت_آقای_خرس
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#قصه_درمانی
#گروه_سنی_ب
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
مشخصات کتاب:
عنوان: "کنسرت آقای خرس"
نویسنده و تصویرگر:
دیوید لیچفیلد
ناشر: پرتقال
اینستاگرام
@RadioP4C
کتاب "کنسرت آقای خرس" یا آنچنان که در عنوان اصلی آمده "خرس و پیانو" The Bear and Piano را می توان با خیال راحت برای بچه ها خواند. نویسنده از یک پیانوی رها شده در جنگل و بچه خرسی کنجکاو استفاده کرده وموضوع دلتنگی برای جایی که سال ها در آن ریشه دواندیم و کسانی که دوستشان داریم را مطرح می کند.
خرس کوچک سال ها با پیانو تمرین می کند، از کودکی، احوال ناشناخته و ترس اولیه از شی رها شده در جنگل، به آقای خرس و مهارت نواختن پیانو و غرق شدن در لذت نواها می رسد تا اینکه پیشنهادی دریافت می کند و تصمیم می گیرد جنگل و دوستانش را ترک کند.
کمی بعد با اینکه همه چیز خوب پیش می رود، اما آقای خرس دلش تنگ شده و نگران است، آیا وقتی برمی گردد، دوستانش هنوز او را به یاد دارند؟ هنوز دوستش دارند؟ اصلا او را می پذیرند یا بابت اینکه آنها را ترک کرده و دنبال آرزوهایش رفته، طردش می کنند؟!
دیوید لیچفیلد نویسنده و تصویرگر کتاب موضوعی مهم را به زبانی ساده و با تصاویری دلپذیر مطرح کرده است.
پنجه های خرس را روی پیانو تصور کنید؛ حالا خرسی را تصور کنید که بتواند آن قدر خوب بنوازد که در "برادوی" اجرا داشته باشد، آیا اگر خرس در جنگل می ماند، می توانست چنین چیزی را تجربه کند؟ آیا رفتن همیشه بهترین تصمیم است؟ آیا دوست داشتن با فاصله گرفتن کم می شود؟ با تغییر کردن چطور؟ مثلا با مشهور شدن؟ بزرگ شدن؟ و... ما با افرادی که ترک مان می کنند، چطور مواجه می شویم؟ چطور باید برخورد کنیم؟ ما نسبت به افراد یا سرزمینی که پشت سر میگذاریم، چه حسی داریم؟ چه مسئولیت هایی؟ و پرسش های دیگر.
کتاب "کنسرت آقای خرس" می تواند برای کودکان عادی و کودکی که تجربه مهاجرت دارد و همین طور کودکی که این تجربه را به شکل روان تکان تجربه کرده توسط درمانگر استفاده شود.
مفاهیم: ترس، تغییر، تجربه، جسارت، نگرانی، مهاجرت، هویت، دلبستگی، پیوند، وابستگی، دوستی، سرمایه اجتماعی، شهرت، وطن و...
#الهام_فخرایی
#نوشتار
#کنسرت_آقای_خرس
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#قصه_درمانی
#گروه_سنی_ب
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
مشخصات کتاب:
عنوان: "کنسرت آقای خرس"
نویسنده و تصویرگر:
دیوید لیچفیلد
ناشر: پرتقال
اینستاگرام
@RadioP4C
❤4🕊3
🔻این دنیا جای عادلانهای نیست.
کتاب "درخت زیبای من" نوشته ژوزه مائورو روایت یک کودک پنجساله است. ژوزه یا همان "زهزه" در یک خانواده دورگه سرخپوست؛ پرجمعیت و فقیر متولد شده و با زبانی جذاب تجربههای دردناک و متفاوتش را روایت میکند.
پدر مدتهاست که بیکار شده، مادر مجبور است گاهی چند شیفت در کارخانه کار کند تا هزینههای خانواده را تامین کند. سرپرستی یکی از بچههای خانواده به دلیل فقر واگذار شده و یکی از دخترها علیرغم اینکه دانشآموز خوبی بوده، مجبور شده مدرسه را رها کند و مشغول کار شود.
همه اینها فضای خانه و روابط را متاثر کرده و در این بین، کنجکاویها و شیطنتهای ژوزه اغلب مایه دردسر است و به تنبیه بدنی سخت منجر میشود.
اما آنچه رمان "درخت زیبای من" را متمایز کرده، فقط بیان ملموس فقر و تبعات آن نیست، بلکه بیان روایت یک کودک پنجساله، بسیار تیزهوش و حساس است که در انتها معلوم میشود ژوزه نویسنده کتاب است.
همان اوایل کتاب، متوجه میشویم که زهزه بدون اینکه هیچ آموزشی گذرانده باشد، میتواند بخواند و خیلی خوب تلفظ کند.
بعد به تعبیر خودش، برای اینکه اهالی خانه چند ساعتی از دستش خلاص شوند، او را در مدرسه ثبتنام میکنند. جایی که ژوزه به بهترین دانشآموز کلاس و شاگرد محبوب معلمها تبدیل میشود.
بعدتر میبینیم که او چطور تلاش میکند تا آن همه توان ذهنی و عاطفی را مدیریت کند و به زندگیاش دلخوشیهایی هر چند کوچک اضافه کند.
گرچه گاهی در کنترل آن، ناتوان است و همین باعث خرابکاریهای بیشتری میشود؛ فقط به این دلیل ساده که هنوز بسیار کوچک است و خیلی وقتها نمیتواند بین کار خوب و بد از نظر بزرگترها تمیز قائل شود.
ژوزه بارها به همین دلیل ساده، به سختی تنبیه بدنی میشود.
خواندن رمان "درخت زیبای من" بهویژه از این جهت توصیه میشود که بهعنوان یک بزرگسال میتوانیم درک بهتری از دنیای ذهنی و روانی یک کودک داشته باشیم.
در داستان میبینیم که ژوزه چطور به دوستان خیالی و حرف زدن با درخت پرتقال پناه میبرد، اما اینها کافی نیست.
اینجاست که اهمیت نقش خودمان را نه حتی بهعنوان والدین، بلکه به عنوان یک بزرگسال حامی بهتر درک کنیم؛ نقشی که افرادی مثل معلم، همسایه یا حتی یک رهگذر آگاه میتوانند در زندگی یک کودک ایفا کنند و گاهی حتی نجاتدهنده یک زندگی باشند.
خواندن این رمان به افراد بزرگسال، بهویژه آموزگاران پیشنهاد میشود.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
مشخصات:
نام کتاب: "درخت زیبای من"
نویسنده: ژوزه مائورو
مترجم: مرضیه کردبچه
نشر: شبگون
مفاهیم:
مراقبت، خودکشی کودکان، تنبیه، حقوق کودک، خیالپردازی، دوست خیالی و ...
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
کتاب "درخت زیبای من" نوشته ژوزه مائورو روایت یک کودک پنجساله است. ژوزه یا همان "زهزه" در یک خانواده دورگه سرخپوست؛ پرجمعیت و فقیر متولد شده و با زبانی جذاب تجربههای دردناک و متفاوتش را روایت میکند.
پدر مدتهاست که بیکار شده، مادر مجبور است گاهی چند شیفت در کارخانه کار کند تا هزینههای خانواده را تامین کند. سرپرستی یکی از بچههای خانواده به دلیل فقر واگذار شده و یکی از دخترها علیرغم اینکه دانشآموز خوبی بوده، مجبور شده مدرسه را رها کند و مشغول کار شود.
همه اینها فضای خانه و روابط را متاثر کرده و در این بین، کنجکاویها و شیطنتهای ژوزه اغلب مایه دردسر است و به تنبیه بدنی سخت منجر میشود.
اما آنچه رمان "درخت زیبای من" را متمایز کرده، فقط بیان ملموس فقر و تبعات آن نیست، بلکه بیان روایت یک کودک پنجساله، بسیار تیزهوش و حساس است که در انتها معلوم میشود ژوزه نویسنده کتاب است.
همان اوایل کتاب، متوجه میشویم که زهزه بدون اینکه هیچ آموزشی گذرانده باشد، میتواند بخواند و خیلی خوب تلفظ کند.
بعد به تعبیر خودش، برای اینکه اهالی خانه چند ساعتی از دستش خلاص شوند، او را در مدرسه ثبتنام میکنند. جایی که ژوزه به بهترین دانشآموز کلاس و شاگرد محبوب معلمها تبدیل میشود.
بعدتر میبینیم که او چطور تلاش میکند تا آن همه توان ذهنی و عاطفی را مدیریت کند و به زندگیاش دلخوشیهایی هر چند کوچک اضافه کند.
گرچه گاهی در کنترل آن، ناتوان است و همین باعث خرابکاریهای بیشتری میشود؛ فقط به این دلیل ساده که هنوز بسیار کوچک است و خیلی وقتها نمیتواند بین کار خوب و بد از نظر بزرگترها تمیز قائل شود.
ژوزه بارها به همین دلیل ساده، به سختی تنبیه بدنی میشود.
خواندن رمان "درخت زیبای من" بهویژه از این جهت توصیه میشود که بهعنوان یک بزرگسال میتوانیم درک بهتری از دنیای ذهنی و روانی یک کودک داشته باشیم.
در داستان میبینیم که ژوزه چطور به دوستان خیالی و حرف زدن با درخت پرتقال پناه میبرد، اما اینها کافی نیست.
اینجاست که اهمیت نقش خودمان را نه حتی بهعنوان والدین، بلکه به عنوان یک بزرگسال حامی بهتر درک کنیم؛ نقشی که افرادی مثل معلم، همسایه یا حتی یک رهگذر آگاه میتوانند در زندگی یک کودک ایفا کنند و گاهی حتی نجاتدهنده یک زندگی باشند.
خواندن این رمان به افراد بزرگسال، بهویژه آموزگاران پیشنهاد میشود.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
مشخصات:
نام کتاب: "درخت زیبای من"
نویسنده: ژوزه مائورو
مترجم: مرضیه کردبچه
نشر: شبگون
مفاهیم:
مراقبت، خودکشی کودکان، تنبیه، حقوق کودک، خیالپردازی، دوست خیالی و ...
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍11
🔻نبرد نور در برابر تاریکی
چهار پاره از #لوئیس_لوری با ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی از نشر چ درواقع چهار جلد رمان است که بهترتیب با نامهای بخشنده، در جستجوی آبیها، پیامرسان و پسر منتشر شده است.
بهطور خلاصه مفهوم بنیادین این آثار درباره نبرد خیر و شر است [دو مفهومی که در فرهنگ ایران، پیشینه دیرینهای دارد] که نویسنده آن را به تفصیل در چهار روایت بیان میکند.
در چهارپاره لوئیس لوری هر کدام از انسانها موهبتی دارند که لازم است به وقتش از آن استفاده کنند.
بعد همین کارهای کوچک و نیک، مثل قطعات دومینو به تدریج نیروی قدرتمندی را شکل میدهند که در زمان درست میتواند تاریکی را حتی با حرکتی کوچک عقب براند و به نرمی بر شر یا شیطان پیروز شود.
پاره نخست: #بخشنده
در جلد نخست میبینیم که چطور یوناس به کمک دریافتکننده تلاش میکند تا نظم آموختهشده را در هم بریزد و رنج انتخابی تازه، آگاهانه و مستقل را به جان میخرد. یوناس خطر میکند، اما نه فقط برای خودش، بلکه برای آیندهای ارزشمندتر برای مردمش.
پاره دوم: #در_جستجوی_آبیها
کایرا دخترکی با پای ناتوان که پیش از تولد، پدرش و بهتازگی مادرش را از دست داده، تلاش میکند در برابر افرادی که میخواهند او را بهعنوان یک نیروی سربار و اضافی از دهکده اخراج کنند، روی پای خودش بایستد و نه تنها سرنوشت خودش که آدمهای اطرافش را هم به سهم خودش تغییر دهد.
پاره سوم: #پیامرسان
داستان متی است؛ پسرکی که با حمایت کایرا مهربانی را تجربه کرد و در نهایت از میان جنگل فشرده تاریک راهی برای دهکده باز کرد. داستان پیامرسان بهویژه از این جهت قابل توجه است که نشان میدهد چطور حرص، طمع و خودخواهی میتواند خلاف آنچه به نظر میرسد، بهرهمندی را کمتر و ما را فقیرتر کند.
پاره چهارم: #پسر
و درنهایت داستان کلر؛ زنی که جوانیاش را با مهر مادری تاخت میزند. رمان پسر پاسخ پایانی معمایی است که نویسنده با هوشمندی در پارههای قبلی طرح کرده و دلیلی برای اینکه میتوان و باید بر تاریکی پیروز شد، گرچه در این راه افرادی جانشان را فدا میکنند و یادشان مانا میماند.
خواندن این آثار برای پانزده سال به بالا پیشنهاد میشود.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
مفاهیم:
انتخاب، آزادی، اراده، فداکاری، شجاعت، حماقت، امید، ناامیدی، همراهی، طمع، حرص، بخشندگی، فردیت، هویت، هویت جمعی، داد و ستد، اخلاق، قدرت، ثروت، دانش، خیر، نیکی، شر، شیطان، عرف، خوب، بد، قانون، دموکراسی، اکثریت، اقلیت و ...
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
چهار پاره از #لوئیس_لوری با ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی از نشر چ درواقع چهار جلد رمان است که بهترتیب با نامهای بخشنده، در جستجوی آبیها، پیامرسان و پسر منتشر شده است.
بهطور خلاصه مفهوم بنیادین این آثار درباره نبرد خیر و شر است [دو مفهومی که در فرهنگ ایران، پیشینه دیرینهای دارد] که نویسنده آن را به تفصیل در چهار روایت بیان میکند.
اگر بپرسید که چرا باید این چهار جلد را خواند، پاسخ من این خواهد بود که قهرمانهای این اثر به ما نشان میدهند که چطور میتوان و باید آزادانه زندگی کرد و مغلوب تاریکی نشد و حتی وقتی به نظر میرسد هیچ راه و روزنی نیست، ناامید نشویم، بلکه فقط کافی است تا همان کاری را که سهم ما است، انجام دهیم.
در چهارپاره لوئیس لوری هر کدام از انسانها موهبتی دارند که لازم است به وقتش از آن استفاده کنند.
بعد همین کارهای کوچک و نیک، مثل قطعات دومینو به تدریج نیروی قدرتمندی را شکل میدهند که در زمان درست میتواند تاریکی را حتی با حرکتی کوچک عقب براند و به نرمی بر شر یا شیطان پیروز شود.
پاره نخست: #بخشنده
در جلد نخست میبینیم که چطور یوناس به کمک دریافتکننده تلاش میکند تا نظم آموختهشده را در هم بریزد و رنج انتخابی تازه، آگاهانه و مستقل را به جان میخرد. یوناس خطر میکند، اما نه فقط برای خودش، بلکه برای آیندهای ارزشمندتر برای مردمش.
پاره دوم: #در_جستجوی_آبیها
کایرا دخترکی با پای ناتوان که پیش از تولد، پدرش و بهتازگی مادرش را از دست داده، تلاش میکند در برابر افرادی که میخواهند او را بهعنوان یک نیروی سربار و اضافی از دهکده اخراج کنند، روی پای خودش بایستد و نه تنها سرنوشت خودش که آدمهای اطرافش را هم به سهم خودش تغییر دهد.
پاره سوم: #پیامرسان
داستان متی است؛ پسرکی که با حمایت کایرا مهربانی را تجربه کرد و در نهایت از میان جنگل فشرده تاریک راهی برای دهکده باز کرد. داستان پیامرسان بهویژه از این جهت قابل توجه است که نشان میدهد چطور حرص، طمع و خودخواهی میتواند خلاف آنچه به نظر میرسد، بهرهمندی را کمتر و ما را فقیرتر کند.
پاره چهارم: #پسر
و درنهایت داستان کلر؛ زنی که جوانیاش را با مهر مادری تاخت میزند. رمان پسر پاسخ پایانی معمایی است که نویسنده با هوشمندی در پارههای قبلی طرح کرده و دلیلی برای اینکه میتوان و باید بر تاریکی پیروز شد، گرچه در این راه افرادی جانشان را فدا میکنند و یادشان مانا میماند.
خواندن این آثار برای پانزده سال به بالا پیشنهاد میشود.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
مفاهیم:
انتخاب، آزادی، اراده، فداکاری، شجاعت، حماقت، امید، ناامیدی، همراهی، طمع، حرص، بخشندگی، فردیت، هویت، هویت جمعی، داد و ستد، اخلاق، قدرت، ثروت، دانش، خیر، نیکی، شر، شیطان، عرف، خوب، بد، قانون، دموکراسی، اکثریت، اقلیت و ...
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤6👍1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
🔻آنچه در زندگی اهمیت دارد آرتور کلاینمن، روانپزشک و انسانشناس پزشکی در هاروارد، ایده قابل تاملی را مطرح میکند. کلاینمن معتقد است ما از طریق مراقبت مهمترین تجربهها را کشف میکنیم. طبق استدلال او پزشکی مدرن اغلب درمان بیماری، مداخلات تکنولوژیکی و کارایی…
🔻مراقبت به عنوان قلب تمرین
قبلا درباره نظریه آرتور کلاینمن نوشتم.
در کتاب «چرا مدیتیشن میکنیم؟» اثر دنیل گلمن و تسوکنی رینپوچه (۲۰۲۲) به مطلب مشابهی برخورد کردم.
در این کتاب نویسندهگان توضیح میدهند: مراقبه شفقت، فعالیت مدارهای مغزی مرتبط با احساسات مثبت و همدلی را افزایش میدهد.
این تمرین و فعالسازی حس مراقبت و شفقت حتی به متخصصان و افرادی که در مشاغل پراسترس فعالیت میکنند، کمک میکند تا از سلامت پایدارتر و فرسودگی شغلی کمتری رنج ببرند و گزارشها این سطح از بهبود را تایید میکنند.
رینپوچه توضیح میدهد که شفقت اصیل از شفقت به خود آغاز میشود و آن را اینطور توضیح میدهد: شناخت رنج خود بدون قضاوت.
بنابراین ما از طریق مهربانی حتی نسبت به خودمان میتوانیم سلامت بیشتری تجربه کنیم.
هر دو نویسنده تأکید میکنند که شفقت یک افزودنی اخلاقی اختیاری نیست، بلکه هسته اصلی تحقق مراقبه است.
از طرفی، هرچه ذهن شفافتر و کمتر خودمحور میشود، شفقت بهطور طبیعی بیشتر ایجاد میشود.
طبق توضیحات کتاب، تحقیقات علمی نیز این موضوع را تایید میکنند.
#یک_کتاب #یک_پیشنهاد
منبع: Why we meditate
مراقبت چه جایگاهی در روش تربیتی، آموزشی، سبک زندگی و ارتباطی شما در خانه، مدرسه و جامعه دارد؟
#تفکرمراقبتی
#آنچه_میخوانم
📌رسانه شمایید؛ اگر مایلید انتشار محتوا ادامه پیدا کند، لطفا به سهم خودتان، با ارسال بازخورد و همرسانی آن به افراد دیگر، به افزایش سطح آگاهی کمک کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
قبلا درباره نظریه آرتور کلاینمن نوشتم.
در کتاب «چرا مدیتیشن میکنیم؟» اثر دنیل گلمن و تسوکنی رینپوچه (۲۰۲۲) به مطلب مشابهی برخورد کردم.
در این کتاب نویسندهگان توضیح میدهند: مراقبه شفقت، فعالیت مدارهای مغزی مرتبط با احساسات مثبت و همدلی را افزایش میدهد.
این تمرین و فعالسازی حس مراقبت و شفقت حتی به متخصصان و افرادی که در مشاغل پراسترس فعالیت میکنند، کمک میکند تا از سلامت پایدارتر و فرسودگی شغلی کمتری رنج ببرند و گزارشها این سطح از بهبود را تایید میکنند.
اما نکته بسیار مهم و قابل توجه اینجاست:
رینپوچه توضیح میدهد که شفقت اصیل از شفقت به خود آغاز میشود و آن را اینطور توضیح میدهد: شناخت رنج خود بدون قضاوت.
بنابراین ما از طریق مهربانی حتی نسبت به خودمان میتوانیم سلامت بیشتری تجربه کنیم.
هر دو نویسنده تأکید میکنند که شفقت یک افزودنی اخلاقی اختیاری نیست، بلکه هسته اصلی تحقق مراقبه است.
از طرفی، هرچه ذهن شفافتر و کمتر خودمحور میشود، شفقت بهطور طبیعی بیشتر ایجاد میشود.
طبق توضیحات کتاب، تحقیقات علمی نیز این موضوع را تایید میکنند.
#یک_کتاب #یک_پیشنهاد
منبع: Why we meditate
- پس یکبار دیگر این پرسش را تکرار میکنم:
مراقبت چه جایگاهی در روش تربیتی، آموزشی، سبک زندگی و ارتباطی شما در خانه، مدرسه و جامعه دارد؟
#تفکرمراقبتی
#آنچه_میخوانم
📌رسانه شمایید؛ اگر مایلید انتشار محتوا ادامه پیدا کند، لطفا به سهم خودتان، با ارسال بازخورد و همرسانی آن به افراد دیگر، به افزایش سطح آگاهی کمک کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤7👍1