This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماهی سیاه کوچولو
نسخه شنیداری
اثر صمد بهرنگی
یادش مانا
فایل ویژه کودک
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#ماهی_سیاه_کوچولو
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
نسخه شنیداری
اثر صمد بهرنگی
یادش مانا
فایل ویژه کودک
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#ماهی_سیاه_کوچولو
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
احتياط، خطر حمله موش ها و دیگران!
علی شجاعی
مناسب برای طرح مفاهیم #فلسفه_سیاسی و کنشگری مدنی
#گروه_سنی_ج
#کتاب_نوجوان
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#احتیاط_خطر_حمله_موشها_و_دیگران
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
علی شجاعی
مناسب برای طرح مفاهیم #فلسفه_سیاسی و کنشگری مدنی
#گروه_سنی_ج
#کتاب_نوجوان
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#احتیاط_خطر_حمله_موشها_و_دیگران
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
عنوان: اندوه بالابان
نویسنده: مهدی رجبی
تصویرگر: بهزاد شفق
انتشارات فنی ایران
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#گروه_سنی_ج
#هوش_زیست_محیطی
@RadioP4C
نویسنده: مهدی رجبی
تصویرگر: بهزاد شفق
انتشارات فنی ایران
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#گروه_سنی_ج
#هوش_زیست_محیطی
@RadioP4C
عنوان: شکارگاه عجیب
نویسنده: سمیرا آرامی
تصویرگر: معصومه صحبتی
انتشارات فنی ایران
مفاهیم:
#هنر #زنان_و_طبیعت #اکوفمنیسم #هوش_زیست_محیطی #فرهنگ
#مشارکت #تجربه #طبیعت
#تغییر و...
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#شکارگاه_عجیب
#گروه_سنی_ب
#گروه_سنی_ج
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
نویسنده: سمیرا آرامی
تصویرگر: معصومه صحبتی
انتشارات فنی ایران
مفاهیم:
#هنر #زنان_و_طبیعت #اکوفمنیسم #هوش_زیست_محیطی #فرهنگ
#مشارکت #تجربه #طبیعت
#تغییر و...
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#شکارگاه_عجیب
#گروه_سنی_ب
#گروه_سنی_ج
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
جاسوس پنجاپنج
فرحناز عطاریان
مفاهیم:
طبیعت، هوش زیست محیطی، فرهنگ، مشارکت، تجربه، تغییر، تفکرمراقبتی، تفکرنقادانه، حل مساله، کنشگری و...
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#جاسوس_پنجاپنج
#گروه_سنی_ج
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
فرحناز عطاریان
مفاهیم:
طبیعت، هوش زیست محیطی، فرهنگ، مشارکت، تجربه، تغییر، تفکرمراقبتی، تفکرنقادانه، حل مساله، کنشگری و...
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#جاسوس_پنجاپنج
#گروه_سنی_ج
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
کوچک اندازه فیل
مادر یا پدر بودن علی رغم همه مشکلاتی که به عنوان یک بزرگسال و انسان ممکن است با آن درگیر باشیم، یکی از پیچیده ترین شرایطی است که هر کدام از ما ممکن است تجربه کنیم.
رمان "کوچک اندازه فیل" درباره یک نوجوان است که صبح روزی تعطیل در کمپ ساحلی از خواب بیدار می شود و متوجه می شود که تنهاست، مادرش، وسایل کمپ و ماشین هیچکدام نیستند... و ادامه ماجرا که سعی می کند بدون دردسر درست شدن برای مادرش این ماجرا را حل و فصل کند.
"کوچک اندازه فیل" یا آن طور که برای من تداعی می شد؛ کوچک اندازه مادر، به شدت شما را درگیر عواطفتان می کند. به خصوص به عنوان خواننده بزرگسال از اینکه نویسنده چطور توانسته احوال و افکار یک نوجوان را تا این اندازه دقیق و واقعی توصیف کند، تعجب خواهید کرد.
رمان "کوچک اندازه فیل" را بخوانید برای اینکه کمک می کند نوجوان ها را بهتر بفهمید و اگر نوجوان هستید برای این بخوانید که هم خودتان را بهتر بشناسید و هم بتوانید بزرگترها را بهتر درک کنید و بیشتر ببخشید.
#الهام_فخرایی
#کتاب_نوجوان
#کوچک_اندازه_فیل
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
مادر یا پدر بودن علی رغم همه مشکلاتی که به عنوان یک بزرگسال و انسان ممکن است با آن درگیر باشیم، یکی از پیچیده ترین شرایطی است که هر کدام از ما ممکن است تجربه کنیم.
رمان "کوچک اندازه فیل" درباره یک نوجوان است که صبح روزی تعطیل در کمپ ساحلی از خواب بیدار می شود و متوجه می شود که تنهاست، مادرش، وسایل کمپ و ماشین هیچکدام نیستند... و ادامه ماجرا که سعی می کند بدون دردسر درست شدن برای مادرش این ماجرا را حل و فصل کند.
"کوچک اندازه فیل" یا آن طور که برای من تداعی می شد؛ کوچک اندازه مادر، به شدت شما را درگیر عواطفتان می کند. به خصوص به عنوان خواننده بزرگسال از اینکه نویسنده چطور توانسته احوال و افکار یک نوجوان را تا این اندازه دقیق و واقعی توصیف کند، تعجب خواهید کرد.
رمان "کوچک اندازه فیل" را بخوانید برای اینکه کمک می کند نوجوان ها را بهتر بفهمید و اگر نوجوان هستید برای این بخوانید که هم خودتان را بهتر بشناسید و هم بتوانید بزرگترها را بهتر درک کنید و بیشتر ببخشید.
#الهام_فخرایی
#کتاب_نوجوان
#کوچک_اندازه_فیل
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
زیر سقف آسمان ملیسا سارنو ترجمه مهتا مقصودی نشر پرتقال مفاهیم: نوجوانی، راز، خانه، دوستی، همدلی، استقلال، حل مساله، امید، رفاه، پذیرش، امنیت و... #یک_کتاب #یک_پیشنهاد #گروه_سنی_ج #رادیو_فلسفه_برای_کودکان @RadioP4C
🔻زیر سقف آسمان
(مروری بر مهمترین نیاز روانشناختی انسان در جهان استعاره ها)
الهام فخرایی
رمان "زیر سقف آسمان" یا آن طور که از نام اصلی اش "just under clouds" برمی آید؛ درباره بی خانمان بودن است، اما این همه ماجرا نیست.
داستان از زبان "کورا" روایت می شود و از همان ابتدا متوجه می شویم که خانواده سه نفره آنها (خودش، خواهر توانخواه ذهنی و مادر) چه شرایط دشواری را با زندگی در گرمخانه ها و جا به جا شدن ها می گذرانند.
نقطه قوت کتاب هم همین است؛ ماجرا از گرم خانه شروع می شود و تلاشی که این سه نفر برای بهبود وضعیت شان انجام می دهند و در عین حال آن طور که باید و شاید به نتیجه دلخواه نمی رسند و این یعنی جای خالی "امنیت"؛ اولین و مهمترین نیاز اساسی انسان.
"خانه" در این رمان، استعاره مهمی از امنیت است که کورا و مادرش با چنگ انداختن به دلخوشی های کوچک مثل نقاشی های کورا روی کف دستش، باریکه نور و سبز شدن جوانه ها یا حتی چیزهای براق که کلاغ ها برای خواهر کوچکتر می آورند، تلاش می کنند تا آن را حفظ کنند.
خواهر کوچکتر که ابتدا به نظر می رسد در دنیای ذهنی خودش غرق شده، نقش مهمی در درک مفاهیم داستان دارد. همه ما از جهاتی می توانیم شبیه به "آدیر" باشیم یا دیگران را در شرایط مشابه قرار دهیم؛ آنهم وقتی "دیگری" سازی می کنیم و صرفا با دست گذاشتن روی تفاوت ها، دسته بندی های از پیش تعیین شده داریم و از همدلی فاصله می گیریم؛ یعنی فرض را بر این می گذاریم که زبان مشترکی با دیگری ( از جنس، طبقه، قوم، فرهنگ و... متفاوت) نداریم و برقراری ارتباط را ناممکن می دانیم، در حالی که "آدیر" به خواننده نشان می دهد که این نگرش تا چه حد می تواند اشتباه باشد.
همان طور که نویسنده با ظرافت از "درخت" ها استفاده می کند و این می تواند استعاره بعدی باشد؛ درخت ها طبیعی هستند و در عین حال متفاوت و خاص؛ همان طور که معلم کلاس ریاضی جبرانی با خانم ولز فرق دارد یا سابینا، دختری که در قایق زندگی می کند و همین طور مادر که انتخاب های متفاوتی با "ویلا" داشته و همین هم راهشان را از هم جدا کرده است.
افت و خیزهایی که شخصیت های داستان از سر می گذرانند و سرنخ هایی که ملیسا سارنو درباره نقطه شروع این اتفاقات به خواننده و به خصوص خواننده نوجوان می دهد، می تواند بستر مناسبی برای پرداختن به "حل مساله" و رویکرد مساله مدار به جای هیجان مدار باشد؛ همان طور که در پایان داستان کم و بیش رگه های آن را در گفتار مادر و تصمیم های کورا می بینیم.
درواقع نویسنده علی رغم اینکه بخش های تاریک زندگی در وضعیت بی خانمانی را نشان می دهد، در عین حال کمک می کند تا بفهمیم چطور با تصمیم های درست و پذیرش محدودیت های واقع بینانه می توانیم همه چیز را بهتر کنیم، اما نه با یک چوب جادو، بلکه درست مثل بذرهایی که "کورا" کاشته، آهسته و در طول زمان از تاریکی به روشنایی برسیم!
"زیر سقف آسمان" به قلم ملیسا سارنو را می توان به گروه سنی نوجوانی میانی پیشنهاد داد، اما مهمتر از آن، می تواند منبعی آموزشی برای والدین، مربی- معلم ها و همینطور درمانگرها باشد، به ویژه برای کار با نوجوان های آسیب پذیر.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
پ. ن
درباره سایر نیازهای روانشناختی هم می توان به تفصیل از این رمان استفاده کرد، همچنان که در متن اشاراتی شد.
زیر سقف آسمان
ملیسا سارنو
ترجمه مهتا مقصودی
نشر پرتقال
مفاهیم:
نوجوانی، راز، خانه، دوستی، همدلی، استقلال، حل مساله، امید، رفاه، پذیرش، امنیت و...
#نوشتار
#زیر_سقف_آسمان
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#کاوشگری_ادبی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(مروری بر مهمترین نیاز روانشناختی انسان در جهان استعاره ها)
الهام فخرایی
رمان "زیر سقف آسمان" یا آن طور که از نام اصلی اش "just under clouds" برمی آید؛ درباره بی خانمان بودن است، اما این همه ماجرا نیست.
داستان از زبان "کورا" روایت می شود و از همان ابتدا متوجه می شویم که خانواده سه نفره آنها (خودش، خواهر توانخواه ذهنی و مادر) چه شرایط دشواری را با زندگی در گرمخانه ها و جا به جا شدن ها می گذرانند.
نقطه قوت کتاب هم همین است؛ ماجرا از گرم خانه شروع می شود و تلاشی که این سه نفر برای بهبود وضعیت شان انجام می دهند و در عین حال آن طور که باید و شاید به نتیجه دلخواه نمی رسند و این یعنی جای خالی "امنیت"؛ اولین و مهمترین نیاز اساسی انسان.
"خانه" در این رمان، استعاره مهمی از امنیت است که کورا و مادرش با چنگ انداختن به دلخوشی های کوچک مثل نقاشی های کورا روی کف دستش، باریکه نور و سبز شدن جوانه ها یا حتی چیزهای براق که کلاغ ها برای خواهر کوچکتر می آورند، تلاش می کنند تا آن را حفظ کنند.
خواهر کوچکتر که ابتدا به نظر می رسد در دنیای ذهنی خودش غرق شده، نقش مهمی در درک مفاهیم داستان دارد. همه ما از جهاتی می توانیم شبیه به "آدیر" باشیم یا دیگران را در شرایط مشابه قرار دهیم؛ آنهم وقتی "دیگری" سازی می کنیم و صرفا با دست گذاشتن روی تفاوت ها، دسته بندی های از پیش تعیین شده داریم و از همدلی فاصله می گیریم؛ یعنی فرض را بر این می گذاریم که زبان مشترکی با دیگری ( از جنس، طبقه، قوم، فرهنگ و... متفاوت) نداریم و برقراری ارتباط را ناممکن می دانیم، در حالی که "آدیر" به خواننده نشان می دهد که این نگرش تا چه حد می تواند اشتباه باشد.
همان طور که نویسنده با ظرافت از "درخت" ها استفاده می کند و این می تواند استعاره بعدی باشد؛ درخت ها طبیعی هستند و در عین حال متفاوت و خاص؛ همان طور که معلم کلاس ریاضی جبرانی با خانم ولز فرق دارد یا سابینا، دختری که در قایق زندگی می کند و همین طور مادر که انتخاب های متفاوتی با "ویلا" داشته و همین هم راهشان را از هم جدا کرده است.
افت و خیزهایی که شخصیت های داستان از سر می گذرانند و سرنخ هایی که ملیسا سارنو درباره نقطه شروع این اتفاقات به خواننده و به خصوص خواننده نوجوان می دهد، می تواند بستر مناسبی برای پرداختن به "حل مساله" و رویکرد مساله مدار به جای هیجان مدار باشد؛ همان طور که در پایان داستان کم و بیش رگه های آن را در گفتار مادر و تصمیم های کورا می بینیم.
درواقع نویسنده علی رغم اینکه بخش های تاریک زندگی در وضعیت بی خانمانی را نشان می دهد، در عین حال کمک می کند تا بفهمیم چطور با تصمیم های درست و پذیرش محدودیت های واقع بینانه می توانیم همه چیز را بهتر کنیم، اما نه با یک چوب جادو، بلکه درست مثل بذرهایی که "کورا" کاشته، آهسته و در طول زمان از تاریکی به روشنایی برسیم!
"زیر سقف آسمان" به قلم ملیسا سارنو را می توان به گروه سنی نوجوانی میانی پیشنهاد داد، اما مهمتر از آن، می تواند منبعی آموزشی برای والدین، مربی- معلم ها و همینطور درمانگرها باشد، به ویژه برای کار با نوجوان های آسیب پذیر.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
پ. ن
درباره سایر نیازهای روانشناختی هم می توان به تفصیل از این رمان استفاده کرد، همچنان که در متن اشاراتی شد.
زیر سقف آسمان
ملیسا سارنو
ترجمه مهتا مقصودی
نشر پرتقال
مفاهیم:
نوجوانی، راز، خانه، دوستی، همدلی، استقلال، حل مساله، امید، رفاه، پذیرش، امنیت و...
#نوشتار
#زیر_سقف_آسمان
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#کاوشگری_ادبی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
مدرسه رسا
اعضا - مدرسه رسا
🔻رویای دویدن
(یافتن معنا و دوباره از نو شروع کردن)
الهام فخرایی
رمان "رویای دویدن" درباره "جسیکا"
دختری 16 ساله و شیفته دویدن است. جسیکا قهرمان و رکورد دار مسابقهی دو چهارصد متر مدرسه است، اما در جریان تصادف اتوبوس مدرسه، پایش دچار آسیب جدی می شود.
داستان از "خط پایان" شروع می شود؛ "خط پایان" عنوان فصل اول کتاب است.
نقطه ای که "جسیکا" هشیاری اش را به دست آورده و حالا می تواند وضعیت اش را تجزیه و تحلیل کند:
من یک دونده ام!
کارم دویدن است.
دویدن هویت من است و تنها چیزی که بلدم، می خواهمش و برایم اهمیت دارد.
نسیم خنکی که از روی علف ها بلند می شود، پریدن از روی شبدرهایی که تازه شکوفه دادند و شکست دادن همه پسرها و اینکه باد روی گونه هایم و لابلای موهایم بوزد، احساس زنده بودن ولی حالا...
نقطه شروع داستان درواقع جایی است که برای "جسیکا' خط پایان محسوب می شود. شروع غم انگیز و توصیف دقیق، واقعی و ملموس آنچه قهرمان داستان تجربه می کند، می تواند در نگاه اول، مخاطب را در انتخاب کتاب مردد کند، اما بعدتر" باد مخالف" شروع به وزیدن می کند تا "نقطه شروع" تازه ای را رقم بزند.
داستان رویای دویدن به طور خاص درباره معنا آفرینی است، اینکه چطور برای زندگی مان معنا بسازیم، کشف کنیم و پرورش بدهیم و چطور دوباره از نو شروع کنیم.
چالش اصلی داستان، کنار آمدن جسیکا با شرایط جدید و موضوع دویدن یا به عبارتی" ندویدن" است، اما نویسنده به این اکتفا نمی کند. جسیکا در کنار مساله دویدن، چالش های مختلفی را تجربه می کند که او را قوی تر و به رویای دویدن نزدیک تر میکنند، هر چند نویسنده در طول داستان، به واقع گرایی کاملا وفادار است و قرار نیست با تفکر جادویی مسائل را فیصله بدهد.
احساس گناه، تلاش برای فهم اینکه چرا این اتفاق برای من افتاده، افسردگی، تسلیم شدن و خیال پردازی در مورد تمام سناریوهای ممکن، درواقع ضمائم و مکمل های هر فقداني محسوب می شوند که در این داستان هم به خوبی لحاظ شده است.
در بخشی از داستان، وقتی "جسیکا" تلاش می کند به تنهایی حمام کند، اولش فکر می کند که بهتر بود به جای پا دستش آسیب می دید، اما وقتی دستهایش را لابلای موهایش فرو کرده و شامپو می زند، خدا را شکر می کند که هنوز هر دو دستش را دارد.
به عبارتی جزئیاتی که نویسنده با دقت توصیف می کند، نوعی تمرین ذهن آگاهی است و به خواننده کمک می کند تا بیشتر از قبل بر داشته ها و تجربه هایش متمرکز بماند، مثلا بیشتر از قبل به پاهایش و لذت گام برداشتن توجه کند یا حتی مانند نویسنده این متن تصمیم بگیرد خودش را به چالش دویدن دعوت کند.
در "رویای دویدن" با شخصیت های مختلفی روبرو هستیم، خانواده جسیکا، هم کلاسی ها، رقبای جسیکا، دوستان صمیمی اش، مربی ورزش، معلم ها، پزشک و حتی حیوان خانگی اش. هر کدام از اینها کنش ها، واکنشها، دلواپسی ها، آرزوها و خواسته های خودشان را دارند که به نوعی با جسیکا ارتباط پیدا می کند.
آگاهی، همراه شدن و بررسی این روابط امکان دیگری است که نویسنده فراهم کرده است تا با مفاهیم همدلی، همدردی و "دیگری" آشنا شویم.
"جسیکا" تا پیش از این هرگز به "رزا" توجه نکرده بود، دختری که همیشه انتهای کلاس و روی ویلچر می نشست و نمی توانست خوب صحبت کند. حالا جسیکا کنار رزا می نشیند و این همنشینی فرصتی می شود تا هم رزا را بهتر بشناسد و هم خودش را، طوری که در بخش پایانی کتاب با عنوان "خط شروع" رزا نقش تعیین کننده ای دارد.
همین طور پرداختن به مفهوم ضمنی عشق و "خودپنداره" جسیکا درباره خودش و آنچه که دیگران از ظاهر رزا برداشت میکنند، در کنار پرداختن به خطاهای شناختی نظیر ذهن خوانی یا فاجعه سازی، همگی می تواند محملی برای گفتگو، یادگیری و الهام بخشی برای خواننده به ویژه نوجوان باشد.
"رویای دویدن" را می توان به گروه سنی نوجوان پیشنهاد داد و همزمان به عنوان منبعی آموزشی برای والدین، مربی- معلم ها و همینطور درمانگرها به کار گرفت.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: "رویای دویدن"
نویسنده: وندلین ون درانن
مترجم: آناهیتا حضرتی
ناشر: پرتقال
مفاهیم:
معنا، دوستی، عشق، همدلی، احساس گناه، عدالت، حل مساله، امید، هدف، پذیرش، چالش، آرزو، افسردگی، فقدان، انگیزه، خطاهای شناختی، هویت یابی، خودپنداره، دیگری سازی و...
لینک مطلب
#نوشتار
#رویای_دویدن
#روایت_درمانی
#قصه_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
در این لینک (صفحه دوم) می توانید مصاحبه کوتاهی را با نویسنده رمان ببینید که از تجربه خودش و مشاهداتی که داشته صحبت می کند و اینکه این تجربه ارزش این را داشته که در اختیار دیگران قرار بگیرد و برای جهان الهام بخش باشد.
@RadioP4C
(یافتن معنا و دوباره از نو شروع کردن)
الهام فخرایی
رمان "رویای دویدن" درباره "جسیکا"
دختری 16 ساله و شیفته دویدن است. جسیکا قهرمان و رکورد دار مسابقهی دو چهارصد متر مدرسه است، اما در جریان تصادف اتوبوس مدرسه، پایش دچار آسیب جدی می شود.
داستان از "خط پایان" شروع می شود؛ "خط پایان" عنوان فصل اول کتاب است.
نقطه ای که "جسیکا" هشیاری اش را به دست آورده و حالا می تواند وضعیت اش را تجزیه و تحلیل کند:
من یک دونده ام!
کارم دویدن است.
دویدن هویت من است و تنها چیزی که بلدم، می خواهمش و برایم اهمیت دارد.
نسیم خنکی که از روی علف ها بلند می شود، پریدن از روی شبدرهایی که تازه شکوفه دادند و شکست دادن همه پسرها و اینکه باد روی گونه هایم و لابلای موهایم بوزد، احساس زنده بودن ولی حالا...
نقطه شروع داستان درواقع جایی است که برای "جسیکا' خط پایان محسوب می شود. شروع غم انگیز و توصیف دقیق، واقعی و ملموس آنچه قهرمان داستان تجربه می کند، می تواند در نگاه اول، مخاطب را در انتخاب کتاب مردد کند، اما بعدتر" باد مخالف" شروع به وزیدن می کند تا "نقطه شروع" تازه ای را رقم بزند.
داستان رویای دویدن به طور خاص درباره معنا آفرینی است، اینکه چطور برای زندگی مان معنا بسازیم، کشف کنیم و پرورش بدهیم و چطور دوباره از نو شروع کنیم.
چالش اصلی داستان، کنار آمدن جسیکا با شرایط جدید و موضوع دویدن یا به عبارتی" ندویدن" است، اما نویسنده به این اکتفا نمی کند. جسیکا در کنار مساله دویدن، چالش های مختلفی را تجربه می کند که او را قوی تر و به رویای دویدن نزدیک تر میکنند، هر چند نویسنده در طول داستان، به واقع گرایی کاملا وفادار است و قرار نیست با تفکر جادویی مسائل را فیصله بدهد.
احساس گناه، تلاش برای فهم اینکه چرا این اتفاق برای من افتاده، افسردگی، تسلیم شدن و خیال پردازی در مورد تمام سناریوهای ممکن، درواقع ضمائم و مکمل های هر فقداني محسوب می شوند که در این داستان هم به خوبی لحاظ شده است.
در بخشی از داستان، وقتی "جسیکا" تلاش می کند به تنهایی حمام کند، اولش فکر می کند که بهتر بود به جای پا دستش آسیب می دید، اما وقتی دستهایش را لابلای موهایش فرو کرده و شامپو می زند، خدا را شکر می کند که هنوز هر دو دستش را دارد.
به عبارتی جزئیاتی که نویسنده با دقت توصیف می کند، نوعی تمرین ذهن آگاهی است و به خواننده کمک می کند تا بیشتر از قبل بر داشته ها و تجربه هایش متمرکز بماند، مثلا بیشتر از قبل به پاهایش و لذت گام برداشتن توجه کند یا حتی مانند نویسنده این متن تصمیم بگیرد خودش را به چالش دویدن دعوت کند.
در "رویای دویدن" با شخصیت های مختلفی روبرو هستیم، خانواده جسیکا، هم کلاسی ها، رقبای جسیکا، دوستان صمیمی اش، مربی ورزش، معلم ها، پزشک و حتی حیوان خانگی اش. هر کدام از اینها کنش ها، واکنشها، دلواپسی ها، آرزوها و خواسته های خودشان را دارند که به نوعی با جسیکا ارتباط پیدا می کند.
آگاهی، همراه شدن و بررسی این روابط امکان دیگری است که نویسنده فراهم کرده است تا با مفاهیم همدلی، همدردی و "دیگری" آشنا شویم.
"جسیکا" تا پیش از این هرگز به "رزا" توجه نکرده بود، دختری که همیشه انتهای کلاس و روی ویلچر می نشست و نمی توانست خوب صحبت کند. حالا جسیکا کنار رزا می نشیند و این همنشینی فرصتی می شود تا هم رزا را بهتر بشناسد و هم خودش را، طوری که در بخش پایانی کتاب با عنوان "خط شروع" رزا نقش تعیین کننده ای دارد.
همین طور پرداختن به مفهوم ضمنی عشق و "خودپنداره" جسیکا درباره خودش و آنچه که دیگران از ظاهر رزا برداشت میکنند، در کنار پرداختن به خطاهای شناختی نظیر ذهن خوانی یا فاجعه سازی، همگی می تواند محملی برای گفتگو، یادگیری و الهام بخشی برای خواننده به ویژه نوجوان باشد.
"رویای دویدن" را می توان به گروه سنی نوجوان پیشنهاد داد و همزمان به عنوان منبعی آموزشی برای والدین، مربی- معلم ها و همینطور درمانگرها به کار گرفت.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: "رویای دویدن"
نویسنده: وندلین ون درانن
مترجم: آناهیتا حضرتی
ناشر: پرتقال
مفاهیم:
معنا، دوستی، عشق، همدلی، احساس گناه، عدالت، حل مساله، امید، هدف، پذیرش، چالش، آرزو، افسردگی، فقدان، انگیزه، خطاهای شناختی، هویت یابی، خودپنداره، دیگری سازی و...
لینک مطلب
#نوشتار
#رویای_دویدن
#روایت_درمانی
#قصه_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
در این لینک (صفحه دوم) می توانید مصاحبه کوتاهی را با نویسنده رمان ببینید که از تجربه خودش و مشاهداتی که داشته صحبت می کند و اینکه این تجربه ارزش این را داشته که در اختیار دیگران قرار بگیرد و برای جهان الهام بخش باشد.
@RadioP4C
🔻سفر پرمز و راز کایوت سانرایز
(درباره سوگ و اینکه چطور خداحافظی کنیم؟)
الهام فخرایی
رمان "سفر پررمز و راز کایوت سانرایز" درباره دختری به نام "کایوت" است که با "رودئو" سفر می کند، البته نه اینکه فقط سفر کند، آنها در یک اتوبوس مدرسه زندگی و با همان سفر می کنند.
داستان از زبان "کایوت" روایت می شود و از همان ابتدا متوجه می شویم که کایوت شرایطی عادی ندارد، راه رفتن بدون کفش، بلوز پاره و سر و وضع هیپی وار رودئو، پدر کایوت؛ کسی که علاقه ای ندارد او را پدر صدا کنند، اولین سرنخ هایی است که نویسنده مطرح می کند.
اسم "کایوت" هم دست کمی از ظاهر رودئو و زندگی در اتوبوس مدرسه ندارد، به خصوص اگر بدانید "کایوت" نام گونه ای گرگ است و خب همان ابتدای کتاب هم کایوت با یک زوزه ی جانانه این نکته را به خواننده یادآوری می کند.
جماین هارت؛ نویسنده کتاب درباره چهار مفهوم اساسی و زنجیره ای از مفاهیم مکمل آن از زبان کایوت با ما حرف می زند: سفر، خانه، ارتباط، سوگ
عنوان کتاب و نقطه ی آغاز داستان، پای مفهوم سفر و خانه را به میان می کشد. اتوبوس معمولا وسیله ای برای جابجایی و سفر کردن است، اما در این داستان همزمان نقش خانه را برای مسافرهایش بازی می کند.
کایوت دلش می خواهد به خانه برگردد و به نظر رودئو خانه همین جاست، کایوت دلش می خواهد رودئو را "بابا" صدا بزند و از نظر رودئو این موضوع در فهرست "نمیشه ها" قرار دارد، کایوت سفر کردن را دوست دارد ولی با فرار کردن موافق نیست و....
علاوه بر اینها در طول داستان شخصیت های متعددی به طور اتفاقی و به عنوان مسافر به این جمع اضافه می شوند که ما را به دو مفهوم بعدی یعنی ارتباط و سوگ می رسانند.
همه مسافرها به نوعی یا در حال ارتباط گرفتن با سوگ هستند یا در حال فرار کردن از آن؛ سوگ مرگ کسی، تمام شدن یک رابطه، یک مرحله از زندگی، فرصت هایی که از دست می رود، رویایی که منتظر تحققش بودند و....
در ابتدای داستان کایوت و رودئو تنها هستند، تنها سفر می کنند و کسی همراهشان نیست، اما بعد یواش یواش افراد دیگری به جمع اضافه می شوند.
"سفر پر رمز و راز کایوت سانرایز" به ما یادآوری می کند که هر کدام از ما باید به تنهایی درباه سفر زندگی مان تصمیم بگیریم که در کدام ایستگاه باید پیاده شویم، به تنهایی به راهمان ادامه دهیم یا پذیرای دیگران باشیم.
علاوه بر این، فراز و فرودهای هر کدام از شخصیت ها و عملکرد آنها می تواند به ویژه به خواننده نوجوان چشم اندازی برای پیش اندیشی درباره فقدان های زندگی و نحوه ی درست مقابله با آن ها بدهد و البته برای بزرگترها لزوم طرح و درک اهمیت پرداختن به سوگ به عنوان بخشی از سفر زندگی را یادآوری کند.
پ. ن
درمانگرها و مشاوران می توانند از این کتاب برای گروه درمانی درباره سوگ استفاده کنند.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب در مدرسه مهارتهای تفکر
مفاهیم:
خانه، سفر، ارتباط، سوگ، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، امنیت و...
مشخصات کتاب
عنوان: سفر پرمز و راز کایوت سانرایز
نویسنده: دن جماین هارت
مترجم: نوشین دیانتی
ناشر: ایران بان
#سفر_پر_رمزوراز_کایوت_سانرایز
#سوگ_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(درباره سوگ و اینکه چطور خداحافظی کنیم؟)
الهام فخرایی
رمان "سفر پررمز و راز کایوت سانرایز" درباره دختری به نام "کایوت" است که با "رودئو" سفر می کند، البته نه اینکه فقط سفر کند، آنها در یک اتوبوس مدرسه زندگی و با همان سفر می کنند.
داستان از زبان "کایوت" روایت می شود و از همان ابتدا متوجه می شویم که کایوت شرایطی عادی ندارد، راه رفتن بدون کفش، بلوز پاره و سر و وضع هیپی وار رودئو، پدر کایوت؛ کسی که علاقه ای ندارد او را پدر صدا کنند، اولین سرنخ هایی است که نویسنده مطرح می کند.
اسم "کایوت" هم دست کمی از ظاهر رودئو و زندگی در اتوبوس مدرسه ندارد، به خصوص اگر بدانید "کایوت" نام گونه ای گرگ است و خب همان ابتدای کتاب هم کایوت با یک زوزه ی جانانه این نکته را به خواننده یادآوری می کند.
جماین هارت؛ نویسنده کتاب درباره چهار مفهوم اساسی و زنجیره ای از مفاهیم مکمل آن از زبان کایوت با ما حرف می زند: سفر، خانه، ارتباط، سوگ
عنوان کتاب و نقطه ی آغاز داستان، پای مفهوم سفر و خانه را به میان می کشد. اتوبوس معمولا وسیله ای برای جابجایی و سفر کردن است، اما در این داستان همزمان نقش خانه را برای مسافرهایش بازی می کند.
کایوت دلش می خواهد به خانه برگردد و به نظر رودئو خانه همین جاست، کایوت دلش می خواهد رودئو را "بابا" صدا بزند و از نظر رودئو این موضوع در فهرست "نمیشه ها" قرار دارد، کایوت سفر کردن را دوست دارد ولی با فرار کردن موافق نیست و....
علاوه بر اینها در طول داستان شخصیت های متعددی به طور اتفاقی و به عنوان مسافر به این جمع اضافه می شوند که ما را به دو مفهوم بعدی یعنی ارتباط و سوگ می رسانند.
همه مسافرها به نوعی یا در حال ارتباط گرفتن با سوگ هستند یا در حال فرار کردن از آن؛ سوگ مرگ کسی، تمام شدن یک رابطه، یک مرحله از زندگی، فرصت هایی که از دست می رود، رویایی که منتظر تحققش بودند و....
در ابتدای داستان کایوت و رودئو تنها هستند، تنها سفر می کنند و کسی همراهشان نیست، اما بعد یواش یواش افراد دیگری به جمع اضافه می شوند.
"سفر پر رمز و راز کایوت سانرایز" به ما یادآوری می کند که هر کدام از ما باید به تنهایی درباه سفر زندگی مان تصمیم بگیریم که در کدام ایستگاه باید پیاده شویم، به تنهایی به راهمان ادامه دهیم یا پذیرای دیگران باشیم.
علاوه بر این، فراز و فرودهای هر کدام از شخصیت ها و عملکرد آنها می تواند به ویژه به خواننده نوجوان چشم اندازی برای پیش اندیشی درباره فقدان های زندگی و نحوه ی درست مقابله با آن ها بدهد و البته برای بزرگترها لزوم طرح و درک اهمیت پرداختن به سوگ به عنوان بخشی از سفر زندگی را یادآوری کند.
پ. ن
درمانگرها و مشاوران می توانند از این کتاب برای گروه درمانی درباره سوگ استفاده کنند.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب در مدرسه مهارتهای تفکر
مفاهیم:
خانه، سفر، ارتباط، سوگ، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، امنیت و...
مشخصات کتاب
عنوان: سفر پرمز و راز کایوت سانرایز
نویسنده: دن جماین هارت
مترجم: نوشین دیانتی
ناشر: ایران بان
#سفر_پر_رمزوراز_کایوت_سانرایز
#سوگ_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔻ویلا جنگجوی کوچک بیشه
(درباره ی رواداری انسان و طبیعت)
الهام فخرایی
رمان "ویلا جنگجوی کوچک بیشه" درباره دختری به نام "ویلا" است که همراه با قبیله اش "فران" ها و مادربزرگش در کوهستانی حوالی کارولینای شمالی و تنسی زندگی می کند. اما موضوع به همین سادگی نیست.
ویلا و مادربزرگ تنها افرادی هستند که هنوز به زبان "فران" ها صحبت می کنند و می توانند زبان طبیعت را بفهمند. ویلا می تواند خودش را به رنگ بافت های سبز دور و برش درآورد، با گرگ ها صحبت کند و زبان ببرها را بفهمد و مادربزرگ می تواند با "زبان محافظان جنگل" زخم ها را درمان کند.
تا اینجا شاید به نظر شما هم، قهرمان داستان جذاب به نظر برسد و احتمالا به عنوان خواننده دلتان بخواهد با ویلا هم ذات پنداری کنید، اما اگر بدانید کار ویلا و بقیه نوجوان ها، دزدی کردن از روزگردها است و همه با هم رقابت می کنند تا غنیمت بیشتری به دست بیاورند و به پیشگاه "پادران" رییس قبیله تقدیم کنند، چطور؟
به این ترتیب "رابرت بیتی" نویسنده کتاب، از همان آغاز با طرح وضعیتی چالش برانگیز خواننده را در تعلیقی قرار می دهد که به این زودی ها قرار نیست کنار گذاشته شود، علاوه بر این، اصل داستان هم بر دوگانه ی شب گردها و روزگردها بنا شده و ما نمی توانیم به سادگی تصمیم بگیریم که طرف چه کسی هستیم؟
رمان "ویلا جنگجوی کوچک بیشه" از یک طرف ما را با خرد سرخپوست ها همراه می کند و از طرف دیگر به دفعات عادات روزمره ما را در تقابل با طبیعت به چالش می کشد. مثل وقتی که "ناتانیل"، "ویلا" را به خوردن کباب آهو دعوت می کند و او جواب می دهد: "من پیش آهوها می خوابم، گوشتشون رو نمی خورم"!
"ویلا جنگجوی کوچک بیشه" به ما یادآوری می کند که هر کدام از ما تا کجا و تا چه حد می توانیم یا باید پذیرای دیگران باشیم، اما مفهوم "دیگری" در این رمان فقط شامل انسان ها نیست، بلکه همه موجودات را دربرمی گیرد.
نویسنده به تدریج با رمزگشایی از "پوست قهوه ای" ها، پادران، درخت جنگل و اتفاقی که برای خانواده ناتانیل افتاده، به ما نشان می دهد که هر چه در این جهان است بخشی از هویت ما محسوب می شود و نادیده گرفتن این رابطه ها، می تواند تا چه حد ما را از ظرفیت های اخلاقی، زبانی، عاطفی و طبیعی مان محروم کند.
این رمان می تواند به ویژه برای خواننده ی نوجوان مناسب باشد و چشم اندازی برای به چالش کشیدن سبک زندگی، چالش های اخلاقی و توجه آگاهانه به سنت ها بدهد.
اگر کتاب را با نوجوان ها می خوانید، مفاهیم زیر را می توانید به بحث بگذارید:
مفاهیم:
محیط زیست، اساطیر، گوشتخواری، گیاهخواری، چندفرهنگی، ارزش های اخلاقی، تسامح، رواداری، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، تاب آوری، امید، پذیرش، دیگری، امنیت و...
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
مشخصات کتاب
عنوان اصلی:
Willa of the wood
عنوان فارسی:
ویلا جنگجوی کوچک بیشه
نویسنده: رابرت بیتی
مترجم: پریا برومند
ناشر: پرتقال
#ویلا_جنگجوی_کوچک_بیشه
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(درباره ی رواداری انسان و طبیعت)
الهام فخرایی
رمان "ویلا جنگجوی کوچک بیشه" درباره دختری به نام "ویلا" است که همراه با قبیله اش "فران" ها و مادربزرگش در کوهستانی حوالی کارولینای شمالی و تنسی زندگی می کند. اما موضوع به همین سادگی نیست.
ویلا و مادربزرگ تنها افرادی هستند که هنوز به زبان "فران" ها صحبت می کنند و می توانند زبان طبیعت را بفهمند. ویلا می تواند خودش را به رنگ بافت های سبز دور و برش درآورد، با گرگ ها صحبت کند و زبان ببرها را بفهمد و مادربزرگ می تواند با "زبان محافظان جنگل" زخم ها را درمان کند.
تا اینجا شاید به نظر شما هم، قهرمان داستان جذاب به نظر برسد و احتمالا به عنوان خواننده دلتان بخواهد با ویلا هم ذات پنداری کنید، اما اگر بدانید کار ویلا و بقیه نوجوان ها، دزدی کردن از روزگردها است و همه با هم رقابت می کنند تا غنیمت بیشتری به دست بیاورند و به پیشگاه "پادران" رییس قبیله تقدیم کنند، چطور؟
به این ترتیب "رابرت بیتی" نویسنده کتاب، از همان آغاز با طرح وضعیتی چالش برانگیز خواننده را در تعلیقی قرار می دهد که به این زودی ها قرار نیست کنار گذاشته شود، علاوه بر این، اصل داستان هم بر دوگانه ی شب گردها و روزگردها بنا شده و ما نمی توانیم به سادگی تصمیم بگیریم که طرف چه کسی هستیم؟
رمان "ویلا جنگجوی کوچک بیشه" از یک طرف ما را با خرد سرخپوست ها همراه می کند و از طرف دیگر به دفعات عادات روزمره ما را در تقابل با طبیعت به چالش می کشد. مثل وقتی که "ناتانیل"، "ویلا" را به خوردن کباب آهو دعوت می کند و او جواب می دهد: "من پیش آهوها می خوابم، گوشتشون رو نمی خورم"!
"ویلا جنگجوی کوچک بیشه" به ما یادآوری می کند که هر کدام از ما تا کجا و تا چه حد می توانیم یا باید پذیرای دیگران باشیم، اما مفهوم "دیگری" در این رمان فقط شامل انسان ها نیست، بلکه همه موجودات را دربرمی گیرد.
نویسنده به تدریج با رمزگشایی از "پوست قهوه ای" ها، پادران، درخت جنگل و اتفاقی که برای خانواده ناتانیل افتاده، به ما نشان می دهد که هر چه در این جهان است بخشی از هویت ما محسوب می شود و نادیده گرفتن این رابطه ها، می تواند تا چه حد ما را از ظرفیت های اخلاقی، زبانی، عاطفی و طبیعی مان محروم کند.
این رمان می تواند به ویژه برای خواننده ی نوجوان مناسب باشد و چشم اندازی برای به چالش کشیدن سبک زندگی، چالش های اخلاقی و توجه آگاهانه به سنت ها بدهد.
اگر کتاب را با نوجوان ها می خوانید، مفاهیم زیر را می توانید به بحث بگذارید:
مفاهیم:
محیط زیست، اساطیر، گوشتخواری، گیاهخواری، چندفرهنگی، ارزش های اخلاقی، تسامح، رواداری، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، تاب آوری، امید، پذیرش، دیگری، امنیت و...
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
مشخصات کتاب
عنوان اصلی:
Willa of the wood
عنوان فارسی:
ویلا جنگجوی کوچک بیشه
نویسنده: رابرت بیتی
مترجم: پریا برومند
ناشر: پرتقال
#ویلا_جنگجوی_کوچک_بیشه
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔻ویلا جنگجوی کوچک بیشه
مفاهیم:
محیط زیست، اساطیر، گوشتخواری، گیاهخواری، چندفرهنگی، ارزش های اخلاقی، تسامح، رواداری، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، تاب آوری، امید، پذیرش، امنیت و...
مشخصات کتاب
عنوان فارسی:
ویلا جنگجوی کوچک بیشه
نویسنده: رابرت بیتی
مترجم: پریا برومند
ناشر: پرتقال
لینک مطلب
#ویلا_جنگجوی_کوچک_بیشه
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
مفاهیم:
محیط زیست، اساطیر، گوشتخواری، گیاهخواری، چندفرهنگی، ارزش های اخلاقی، تسامح، رواداری، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، تاب آوری، امید، پذیرش، امنیت و...
مشخصات کتاب
عنوان فارسی:
ویلا جنگجوی کوچک بیشه
نویسنده: رابرت بیتی
مترجم: پریا برومند
ناشر: پرتقال
لینک مطلب
#ویلا_جنگجوی_کوچک_بیشه
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔻روایت درمانی با "جین ایر " برای نوجوان ها
قسمت اول
الهام فخرایی
قبل از اینکه جستار زیر بخوانید، به این پرسش فکر کنید و اگر مایل بودید بنویسید که: چند نوجوان و حتی بزرگسال را میشناسید که خودشان را دوست داشته باشند؟ یا برعکس وچطور به این نتیجه رسیدید؟
حالا درباره این کتاب بخوانید:
فنی بریت در کتاب "جین، روباه و من" ماجرای دخترک نوجوانی را روایت می کند که به دلیل مسخره شدن در مدرسه، تصویر بدنی خوشایندی از خودش ندارد و برای کنار آمدن با احساس طرد شدگی و تنهایی به ادبیات پناه برده است. در این کتاب ما به کمک "هلن" قهرمان داستان با رمان جین ایر نوشته شارلوت برونته همراه می شویم تا انتها که ... .
عنوان کتاب "جین، روباه و من" است که با محتوای کتاب کاملا هم خوانی دارد. به خصوص جنبه "روایت درمانی" در این عنوان به خوبی منعکس شده، حتی "من" به نمایندگی از هلن که آخرین نفر است.
کتاب ترکیبی از کارکردهای مختلف را در خودش جمع کرده است که در عناوین زیر به آن می پردازیم:
🔻تصویر بدنی، بلوغ، نوجوانی
داستان با این جمله ها شروع می شود: "امروز نمی شد هیچ جا قایم شوم، نه توی سالن های مدرسه، نه توی حیاط و نه حتی راه پله های ته مدرسه که بوی شیر ترش می دهد، آن ها همه جا بودند، مثل توهین هایشان، حتی روی دیوار دستشویی ..."
همان طور که از این جمله ها برمی آید، هلن توی مدرسه دست انداخته می شود: چاق، هلن ۱۵۰ کیلویی؟ هلن بدبو، کسی با هلن دوست نمی شود و ... این ها القاب و اخباری است که چندتایی از هم مدرسه ای ها در مورد هلن این ور و آن ور جار می زنند.
هر چند مثل دنیای واقعی...[ادامه مطلب در اینجا]
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
خود دوست داشتنی من
نویسنده: فنی فرنت
تصویرگر: ایزابل آرسئول
مترجم: مهناز بهرامی
نشر پرتقال
پ. ن
تصاویر دوم و سوم به ترتیب: نویسنده و تصویرگر
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
https://elhamfakhraee.ir
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
قسمت اول
الهام فخرایی
قبل از اینکه جستار زیر بخوانید، به این پرسش فکر کنید و اگر مایل بودید بنویسید که: چند نوجوان و حتی بزرگسال را میشناسید که خودشان را دوست داشته باشند؟ یا برعکس وچطور به این نتیجه رسیدید؟
حالا درباره این کتاب بخوانید:
فنی بریت در کتاب "جین، روباه و من" ماجرای دخترک نوجوانی را روایت می کند که به دلیل مسخره شدن در مدرسه، تصویر بدنی خوشایندی از خودش ندارد و برای کنار آمدن با احساس طرد شدگی و تنهایی به ادبیات پناه برده است. در این کتاب ما به کمک "هلن" قهرمان داستان با رمان جین ایر نوشته شارلوت برونته همراه می شویم تا انتها که ... .
عنوان کتاب "جین، روباه و من" است که با محتوای کتاب کاملا هم خوانی دارد. به خصوص جنبه "روایت درمانی" در این عنوان به خوبی منعکس شده، حتی "من" به نمایندگی از هلن که آخرین نفر است.
کتاب ترکیبی از کارکردهای مختلف را در خودش جمع کرده است که در عناوین زیر به آن می پردازیم:
🔻تصویر بدنی، بلوغ، نوجوانی
داستان با این جمله ها شروع می شود: "امروز نمی شد هیچ جا قایم شوم، نه توی سالن های مدرسه، نه توی حیاط و نه حتی راه پله های ته مدرسه که بوی شیر ترش می دهد، آن ها همه جا بودند، مثل توهین هایشان، حتی روی دیوار دستشویی ..."
همان طور که از این جمله ها برمی آید، هلن توی مدرسه دست انداخته می شود: چاق، هلن ۱۵۰ کیلویی؟ هلن بدبو، کسی با هلن دوست نمی شود و ... این ها القاب و اخباری است که چندتایی از هم مدرسه ای ها در مورد هلن این ور و آن ور جار می زنند.
هر چند مثل دنیای واقعی...[ادامه مطلب در اینجا]
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
خود دوست داشتنی من
نویسنده: فنی فرنت
تصویرگر: ایزابل آرسئول
مترجم: مهناز بهرامی
نشر پرتقال
پ. ن
تصاویر دوم و سوم به ترتیب: نویسنده و تصویرگر
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
https://elhamfakhraee.ir
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍2
🔻تابستان با جاسپر (درباره سوگ و نیاز به پیوند)
الهام فخرایی
رمان “تابستان با جاسپر” درباره سوگ است. دختر نوجوانی برادرش را در یک حادثه از دست داده است. اما این همه ماجرا نیست.
او فقط برادرش را از دست نداده، بلکه حس می کند تار و پود همه رابطه ها و خاطرات ارزشمندش از هم شکافته شده اند. هیچ چیز و هیچ کس مثل قبل نیست؛ نه والدین، نه دوستان مدرسه اش، نه اردو و نه حتی تابستان!
لورل اسنایدر؛ نویسنده کتاب، با این داستان توجه ما را به وجه دیگری از سوگ جلب می کند که کمتر به آن توجه داریم؛ بازماندگان سوگوار.
اینکه سوگواران تا چه اندازه تنها هستند؟ چقدر نیاز دارند دوباره شروع کنند؟ تا چه اندازه از طرف اطرافیان تحت فشار قرار می گیرند یا به درستی حمایت می شوند؟ به عنوان سوگوار از آن ها چه انتظاری می رود؟ و این انتظارات و تعاریف، چطور زندگی آن ها را دگرگون می کند؟! و پرسش های مهم دیگر.
“لیا” قهرمان نوجوان داستان درباره همه این ها با ما حرف می زند. از لابلای روایت های لیا، کم کم با سازو کاری که هر کدام از شخصیت های سوگوار داستان پیش گرفته اند، آشنا می شویم.
راهکارها
البته هر کدام از این راهکارها در جای خودش می تواند به بحث و گفتگو گذاشته شود: این که کدام خوب است، کدام یکی ما را در مسیر نگه می دارد یا کدام موارد به کلی ما را به دردسر می اندازد و بازگشت را سخت تر می کند:
رسیدگی به باغچه، غرق کردن خودمان در برنامه های تلویزیون، از رختخواب جدا نشدن، منزوی شدن، تا دیروقت کار کردن، وانمود کردن به اینکه همه چیز خوب است، آشپزی کردن، نقاشی کشیدن، وقت گذراندن در طبیعت و ….
اما بخش مهمی از ماجرا از آنجا شروع می شود که لیا تصمیم می گیرد برنامه اش را تغییر دهد و بالاخره به “با”ی کلیدی عنوان داستان می رسیم؛ با جاسپر! یا آن طور که به زیبایی در عنوان اصلی منعکس شده: “my jusber june”
اینکه جاسپر چه کسی است و چطور حضور او به “لیا” و بقیه فرصت می دهد تا دوباره رشته ها را گره بزنند، بماند تا داستان را بخوانید. اما لورل اسنایدر با وارد کردن جاسپر به ماجرا به نحوی منصفانه و عقلانی تقابل ها را مطرح می کند. مرز ظریف بین... [ادامه در اینجا]
لینک مطلب
مفاهیم:
سوگ، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، امنیت، خانه، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، مراقبت، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: تابستان با جاسپر
نویسنده: لورل اسنایدر
مترجم: راضیه خشنود
ناشر: پرتقال
در همین رابطه بخوانید:
سفر پرمز و راز کایوت سانرایز
مجله نقد کتاب کودک و نوجوان
📌شما رسانه اید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#تابستان_با_جاسپر
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
رمان “تابستان با جاسپر” درباره سوگ است. دختر نوجوانی برادرش را در یک حادثه از دست داده است. اما این همه ماجرا نیست.
او فقط برادرش را از دست نداده، بلکه حس می کند تار و پود همه رابطه ها و خاطرات ارزشمندش از هم شکافته شده اند. هیچ چیز و هیچ کس مثل قبل نیست؛ نه والدین، نه دوستان مدرسه اش، نه اردو و نه حتی تابستان!
لورل اسنایدر؛ نویسنده کتاب، با این داستان توجه ما را به وجه دیگری از سوگ جلب می کند که کمتر به آن توجه داریم؛ بازماندگان سوگوار.
اینکه سوگواران تا چه اندازه تنها هستند؟ چقدر نیاز دارند دوباره شروع کنند؟ تا چه اندازه از طرف اطرافیان تحت فشار قرار می گیرند یا به درستی حمایت می شوند؟ به عنوان سوگوار از آن ها چه انتظاری می رود؟ و این انتظارات و تعاریف، چطور زندگی آن ها را دگرگون می کند؟! و پرسش های مهم دیگر.
“لیا” قهرمان نوجوان داستان درباره همه این ها با ما حرف می زند. از لابلای روایت های لیا، کم کم با سازو کاری که هر کدام از شخصیت های سوگوار داستان پیش گرفته اند، آشنا می شویم.
راهکارها
البته هر کدام از این راهکارها در جای خودش می تواند به بحث و گفتگو گذاشته شود: این که کدام خوب است، کدام یکی ما را در مسیر نگه می دارد یا کدام موارد به کلی ما را به دردسر می اندازد و بازگشت را سخت تر می کند:
رسیدگی به باغچه، غرق کردن خودمان در برنامه های تلویزیون، از رختخواب جدا نشدن، منزوی شدن، تا دیروقت کار کردن، وانمود کردن به اینکه همه چیز خوب است، آشپزی کردن، نقاشی کشیدن، وقت گذراندن در طبیعت و ….
اما بخش مهمی از ماجرا از آنجا شروع می شود که لیا تصمیم می گیرد برنامه اش را تغییر دهد و بالاخره به “با”ی کلیدی عنوان داستان می رسیم؛ با جاسپر! یا آن طور که به زیبایی در عنوان اصلی منعکس شده: “my jusber june”
اینکه جاسپر چه کسی است و چطور حضور او به “لیا” و بقیه فرصت می دهد تا دوباره رشته ها را گره بزنند، بماند تا داستان را بخوانید. اما لورل اسنایدر با وارد کردن جاسپر به ماجرا به نحوی منصفانه و عقلانی تقابل ها را مطرح می کند. مرز ظریف بین... [ادامه در اینجا]
لینک مطلب
مفاهیم:
سوگ، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، امنیت، خانه، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، مراقبت، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: تابستان با جاسپر
نویسنده: لورل اسنایدر
مترجم: راضیه خشنود
ناشر: پرتقال
در همین رابطه بخوانید:
سفر پرمز و راز کایوت سانرایز
مجله نقد کتاب کودک و نوجوان
📌شما رسانه اید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#تابستان_با_جاسپر
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍1
🔻“روباهی به نام پکس” (درباره جنگ و صلح)
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍3
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻روایت درمانی با "جین ایر " برای نوجوان ها
قسمت اول
الهام فخرایی
قبل از اینکه جستار زیر بخوانید، به این پرسش فکر کنید و اگر مایل بودید بنویسید که: چند نوجوان و حتی بزرگسال را میشناسید که خودشان را دوست داشته باشند؟ یا برعکس وچطور به این نتیجه رسیدید؟
حالا درباره این کتاب بخوانید:
فنی بریت در کتاب "جین، روباه و من" ماجرای دخترک نوجوانی را روایت می کند که به دلیل مسخره شدن در مدرسه، تصویر بدنی خوشایندی از خودش ندارد و برای کنار آمدن با احساس طرد شدگی و تنهایی به ادبیات پناه برده است. در این کتاب ما به کمک "هلن" قهرمان داستان با رمان جین ایر نوشته شارلوت برونته همراه می شویم تا انتها که ... .
عنوان کتاب "جین، روباه و من" است که با محتوای کتاب کاملا هم خوانی دارد. به خصوص جنبه "روایت درمانی" در این عنوان به خوبی منعکس شده، حتی "من" به نمایندگی از هلن که آخرین نفر است.
کتاب ترکیبی از کارکردهای مختلف را در خودش جمع کرده است که در عناوین زیر به آن می پردازیم:
🔻تصویر بدنی، بلوغ، نوجوانی
داستان با این جمله ها شروع می شود: "امروز نمی شد هیچ جا قایم شوم، نه توی سالن های مدرسه، نه توی حیاط و نه حتی راه پله های ته مدرسه که بوی شیر ترش می دهد، آن ها همه جا بودند، مثل توهین هایشان، حتی روی دیوار دستشویی ..."
همان طور که از این جمله ها برمی آید، هلن توی مدرسه دست انداخته می شود: چاق، هلن ۱۵۰ کیلویی؟ هلن بدبو، کسی با هلن دوست نمی شود و ... این ها القاب و اخباری است که چندتایی از هم مدرسه ای ها در مورد هلن این ور و آن ور جار می زنند.
هر چند مثل دنیای واقعی...[ادامه مطلب در اینجا]
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
خود دوست داشتنی من
نویسنده: فنی فرنت
تصویرگر: ایزابل آرسئول
مترجم: مهناز بهرامی
نشر پرتقال
پ. ن
تصاویر دوم و سوم به ترتیب: نویسنده و تصویرگر
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
قسمت اول
الهام فخرایی
قبل از اینکه جستار زیر بخوانید، به این پرسش فکر کنید و اگر مایل بودید بنویسید که: چند نوجوان و حتی بزرگسال را میشناسید که خودشان را دوست داشته باشند؟ یا برعکس وچطور به این نتیجه رسیدید؟
حالا درباره این کتاب بخوانید:
فنی بریت در کتاب "جین، روباه و من" ماجرای دخترک نوجوانی را روایت می کند که به دلیل مسخره شدن در مدرسه، تصویر بدنی خوشایندی از خودش ندارد و برای کنار آمدن با احساس طرد شدگی و تنهایی به ادبیات پناه برده است. در این کتاب ما به کمک "هلن" قهرمان داستان با رمان جین ایر نوشته شارلوت برونته همراه می شویم تا انتها که ... .
عنوان کتاب "جین، روباه و من" است که با محتوای کتاب کاملا هم خوانی دارد. به خصوص جنبه "روایت درمانی" در این عنوان به خوبی منعکس شده، حتی "من" به نمایندگی از هلن که آخرین نفر است.
کتاب ترکیبی از کارکردهای مختلف را در خودش جمع کرده است که در عناوین زیر به آن می پردازیم:
🔻تصویر بدنی، بلوغ، نوجوانی
داستان با این جمله ها شروع می شود: "امروز نمی شد هیچ جا قایم شوم، نه توی سالن های مدرسه، نه توی حیاط و نه حتی راه پله های ته مدرسه که بوی شیر ترش می دهد، آن ها همه جا بودند، مثل توهین هایشان، حتی روی دیوار دستشویی ..."
همان طور که از این جمله ها برمی آید، هلن توی مدرسه دست انداخته می شود: چاق، هلن ۱۵۰ کیلویی؟ هلن بدبو، کسی با هلن دوست نمی شود و ... این ها القاب و اخباری است که چندتایی از هم مدرسه ای ها در مورد هلن این ور و آن ور جار می زنند.
هر چند مثل دنیای واقعی...[ادامه مطلب در اینجا]
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
خود دوست داشتنی من
نویسنده: فنی فرنت
تصویرگر: ایزابل آرسئول
مترجم: مهناز بهرامی
نشر پرتقال
پ. ن
تصاویر دوم و سوم به ترتیب: نویسنده و تصویرگر
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍1
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻“روباهی به نام پکس” (درباره جنگ و صلح)
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍9
🔻 رویاهایتان را بکارید!
(تاملی درباره داستان "قول")
الهام فخرایی
نوشتن یک قصهٔ خوب برای کودک بدون تصویرگری مناسب اگر نگوییم ناممکن، قطعا دشوار است. داستان «قول» اثر نیکلا دیویس این خوششانسی را دارد که تصویرگری هوشمندانهٔ لورا کارلین را در کنار خود داشته باشد. در صفحات ابتدایی کتاب با تصویری مواجهایم که کمی بعد متوجه میشویم بخشی از دیوارها و سنگفرش شهری خاکستری است؛ شهر خشک، غبارآلود، ترکخورده و بارانندیده که همیشه شنبادی زردرنگ مثل سگی گرسنه به ساختمانهایش پنجه میکشد، شهری بدون رویش، رشد و لبخند.
نیکلا دیویس برای ما تعریف میکند که مردم این شهر هم درست مثل خود شهر هستند؛ حتی راوی داستان هم آنطور که خودش میگوید خشک و خشن و زشت است. مردم شهر به پستی و حقارت عادت کردهاند و زندگیشان را از راه دلهدزدی میگذرانند. راوی داستان از آنجا شروع میکند که دختری جوان بوده و او هم مثل بقیه اهالی شهر قلبش مچاله و سرد شده و هیچ شور و هیجان و احساسی که بشود زندگی را در آن دید، احساس نمیکند.
کمی بعد دختر جوان سعی میکند کیسهای را از یک پیرزن بدزد. البته پیرزن هم مقاومت میکند و در نهایت در ازای گرفتن یک قول از دختر، کیسه را به او میدهد: «اگر قول بدهی آنها را بکاری، میگذارم کیسه را ببری.»
تا اینجای داستان ما با تصاویری روبهرو هستیم که یک شهر خاکستری، سرد و مملو از سازههای مدرن را نشان میدهد. اما وقتی دختر در کیسه را باز میکند و با دانههای بلوط مواجه میشود، تازه میفهمیم که نویسنده چه خوابی برای شهر و ما دیده است. دختر جوان میگوید: «یک جنگل در دستانم بود. احساس جدیدی وجودم را فراگرفت.»
نیکلا دیویس با همین عبارت نشان میدهد که از نظر او زیست عاطفی و اخلاقی انسان تا چه حد به طبیعت وابسته است. دختر برای اولینبار در زندگیش احساس خوشبختی میکند و در برابر این احساس، پول و غذا و خواستههای اینچنینی بیمقدار میشوند. رویای داشتن یک جنگل بلوط در شهر، آهستهآهسته در وجودش جان میگیرد و او که کمی قبل بهدنبال دزدی از یک پیرزن بود، حالا صبح را با عزم بر عملیکردن قولش آغاز میکند. ما هم با دختر (راوی) همراه میشویم تا ببینیم چه اتفاقی میافتد.
دختر جوان شروع میکند به کاشتن دانهها؛ اینجا و آنجا. نیکلا دیویس در جریان کاشتن دانههای بلوط به تمام سازههای مختلف شهری اشاره میکند: گاراژ، خیابانها، کنار میدان، پارکهای متروک، کارخانهها و بازارها، خط راهآهن، چراغهای راهنمایی، ایستگاههای اتوبوس، کافهها، خانهها و… حتی میان سنگها، بین ریلهای زنگزده و خرابهها. در واقع نویسنده با ساختن این فهرست تصور جدایی شهر و طبیعت از یکدیگر را به چالش میکشد.
شهر یک محصول انسانی است و در نگاه نمادین، مردانه.
ولی دیویس در این داستان اشاراتی ظریف به گرفتارشدن انسان در سازههای ساخت خودش و دورافتادگی از طبیعت بهعنوان اصل، مبنا و جنبههای زنانه وجود، دارد.
راوی داستان «قول» زنی کهنسال است که خاطرهای را از جوانیاش نقل میکند؛ در عین حال اولین مواجهه بین شخصیتها در داستان «قول» بین یک پیرزن و دختر جوان اتفاق میافتد. اینکه پیرزنی حامل بذرهای بلوط است، اینکه پیرزن به سادگی و تا پیش از گرفتن قول از دختر جوان حاضر به رهاکردن کیسه نمیشود ... [ادامه در اینجا]
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_کودک
#کتاب_نوجوان
#گروه_سنی_ب
پ.ن
۱. نیکولا دیویس، کارشناس رشته جانورشناسی از کالج کینگز دانشگاه کمبریج، به تعبیر خودش تمام دوران حرفهای خود را صرف انتقال علوم زیستی به کودکان و پرورش جانورشناسان پرشور، حامیان محیطزیست و مبارزان حقوق زیستمحیطی کرده است.
۲. رویای شما چیست؟
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(تاملی درباره داستان "قول")
الهام فخرایی
نوشتن یک قصهٔ خوب برای کودک بدون تصویرگری مناسب اگر نگوییم ناممکن، قطعا دشوار است. داستان «قول» اثر نیکلا دیویس این خوششانسی را دارد که تصویرگری هوشمندانهٔ لورا کارلین را در کنار خود داشته باشد. در صفحات ابتدایی کتاب با تصویری مواجهایم که کمی بعد متوجه میشویم بخشی از دیوارها و سنگفرش شهری خاکستری است؛ شهر خشک، غبارآلود، ترکخورده و بارانندیده که همیشه شنبادی زردرنگ مثل سگی گرسنه به ساختمانهایش پنجه میکشد، شهری بدون رویش، رشد و لبخند.
نیکلا دیویس برای ما تعریف میکند که مردم این شهر هم درست مثل خود شهر هستند؛ حتی راوی داستان هم آنطور که خودش میگوید خشک و خشن و زشت است. مردم شهر به پستی و حقارت عادت کردهاند و زندگیشان را از راه دلهدزدی میگذرانند. راوی داستان از آنجا شروع میکند که دختری جوان بوده و او هم مثل بقیه اهالی شهر قلبش مچاله و سرد شده و هیچ شور و هیجان و احساسی که بشود زندگی را در آن دید، احساس نمیکند.
کمی بعد دختر جوان سعی میکند کیسهای را از یک پیرزن بدزد. البته پیرزن هم مقاومت میکند و در نهایت در ازای گرفتن یک قول از دختر، کیسه را به او میدهد: «اگر قول بدهی آنها را بکاری، میگذارم کیسه را ببری.»
تا اینجای داستان ما با تصاویری روبهرو هستیم که یک شهر خاکستری، سرد و مملو از سازههای مدرن را نشان میدهد. اما وقتی دختر در کیسه را باز میکند و با دانههای بلوط مواجه میشود، تازه میفهمیم که نویسنده چه خوابی برای شهر و ما دیده است. دختر جوان میگوید: «یک جنگل در دستانم بود. احساس جدیدی وجودم را فراگرفت.»
نیکلا دیویس با همین عبارت نشان میدهد که از نظر او زیست عاطفی و اخلاقی انسان تا چه حد به طبیعت وابسته است. دختر برای اولینبار در زندگیش احساس خوشبختی میکند و در برابر این احساس، پول و غذا و خواستههای اینچنینی بیمقدار میشوند. رویای داشتن یک جنگل بلوط در شهر، آهستهآهسته در وجودش جان میگیرد و او که کمی قبل بهدنبال دزدی از یک پیرزن بود، حالا صبح را با عزم بر عملیکردن قولش آغاز میکند. ما هم با دختر (راوی) همراه میشویم تا ببینیم چه اتفاقی میافتد.
دختر جوان شروع میکند به کاشتن دانهها؛ اینجا و آنجا. نیکلا دیویس در جریان کاشتن دانههای بلوط به تمام سازههای مختلف شهری اشاره میکند: گاراژ، خیابانها، کنار میدان، پارکهای متروک، کارخانهها و بازارها، خط راهآهن، چراغهای راهنمایی، ایستگاههای اتوبوس، کافهها، خانهها و… حتی میان سنگها، بین ریلهای زنگزده و خرابهها. در واقع نویسنده با ساختن این فهرست تصور جدایی شهر و طبیعت از یکدیگر را به چالش میکشد.
شهر یک محصول انسانی است و در نگاه نمادین، مردانه.
ولی دیویس در این داستان اشاراتی ظریف به گرفتارشدن انسان در سازههای ساخت خودش و دورافتادگی از طبیعت بهعنوان اصل، مبنا و جنبههای زنانه وجود، دارد.
راوی داستان «قول» زنی کهنسال است که خاطرهای را از جوانیاش نقل میکند؛ در عین حال اولین مواجهه بین شخصیتها در داستان «قول» بین یک پیرزن و دختر جوان اتفاق میافتد. اینکه پیرزنی حامل بذرهای بلوط است، اینکه پیرزن به سادگی و تا پیش از گرفتن قول از دختر جوان حاضر به رهاکردن کیسه نمیشود ... [ادامه در اینجا]
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_کودک
#کتاب_نوجوان
#گروه_سنی_ب
پ.ن
۱. نیکولا دیویس، کارشناس رشته جانورشناسی از کالج کینگز دانشگاه کمبریج، به تعبیر خودش تمام دوران حرفهای خود را صرف انتقال علوم زیستی به کودکان و پرورش جانورشناسان پرشور، حامیان محیطزیست و مبارزان حقوق زیستمحیطی کرده است.
۲. رویای شما چیست؟
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤8
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻“روباهی به نام پکس” (درباره جنگ و صلح)
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.
چرا پیتر روباه را رها کرد؟
چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .
به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.
داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.
مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.
فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.
پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.
“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.
اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.
درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.
زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.
وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.
رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]
مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…
مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍11
🔻رویای دویدن
(یافتن معنا و دوباره از نو شروع کردن)
الهام فخرایی
رمان "رویای دویدن" درباره "جسیکا"
دختری 16 ساله و شیفته دویدن است. جسیکا قهرمان و رکورد دار مسابقهی دو چهارصد متر مدرسه است، اما در جریان تصادف اتوبوس مدرسه، پایش دچار آسیب جدی می شود.
داستان از "خط پایان" شروع می شود؛ "خط پایان" عنوان فصل اول کتاب است.
نقطه ای که "جسیکا" هشیاری اش را به دست آورده و حالا می تواند وضعیت اش را تجزیه و تحلیل کند:
من یک دونده ام!
کارم دویدن است.
دویدن هویت من است و تنها چیزی که بلدم، می خواهمش و برایم اهمیت دارد.
نسیم خنکی که از روی علف ها بلند می شود، پریدن از روی شبدرهایی که تازه شکوفه دادند و شکست دادن همه پسرها و اینکه باد روی گونه هایم و لابلای موهایم بوزد، احساس زنده بودن ولی حالا...
نقطه شروع داستان درواقع جایی است که برای "جسیکا' خط پایان محسوب می شود. شروع غم انگیز و توصیف دقیق، واقعی و ملموس آنچه قهرمان داستان تجربه می کند، می تواند در نگاه اول، مخاطب را در انتخاب کتاب مردد کند، اما بعدتر" باد مخالف" شروع به وزیدن می کند تا "نقطه شروع" تازه ای را رقم بزند.
داستان رویای دویدن به طور خاص درباره معنا آفرینی است، اینکه چطور برای زندگی مان معنا بسازیم، کشف کنیم و پرورش بدهیم و چطور دوباره از نو شروع کنیم.
چالش اصلی داستان، کنار آمدن جسیکا با شرایط جدید و موضوع دویدن یا به عبارتی" ندویدن" است، اما نویسنده به این اکتفا نمی کند. جسیکا در کنار مساله دویدن، چالش های مختلفی را تجربه می کند که او را قوی تر و به رویای دویدن نزدیک تر میکنند، هر چند نویسنده در طول داستان، به واقع گرایی کاملا وفادار است و قرار نیست با تفکر جادویی مسائل را فیصله بدهد.
احساس گناه، تلاش برای فهم اینکه چرا این اتفاق برای من افتاده، افسردگی، تسلیم شدن و خیال پردازی در مورد تمام سناریوهای ممکن، ... [ متن کامل را در اینجا بخوانید. ]
"رویای دویدن" را می توان به گروه سنی نوجوان پیشنهاد داد و همزمان به عنوان منبعی آموزشی برای والدین، مربی- معلم ها و همینطور درمانگرها به کار گرفت.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: "رویای دویدن"
نویسنده: وندلین ون درانن
مفاهیم:
معنا، دوستی، عشق، همدلی، احساس گناه، عدالت، حل مساله، امید، هدف، پذیرش، چالش، آرزو، افسردگی، فقدان، انگیزه، خطاهای شناختی، هویت یابی، خودپنداره، دیگری سازی و...
#رویای_دویدن
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#کتاب_نوجوان
در این لینک (صفحه دوم) می توانید مصاحبه کوتاهی را با نویسنده رمان ببینید که از تجربه خودش و مشاهداتی که داشته صحبت می کند و اینکه این تجربه ارزش این را داشته که در اختیار دیگران قرار بگیرد و برای جهان الهام بخش باشد.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(یافتن معنا و دوباره از نو شروع کردن)
الهام فخرایی
رمان "رویای دویدن" درباره "جسیکا"
دختری 16 ساله و شیفته دویدن است. جسیکا قهرمان و رکورد دار مسابقهی دو چهارصد متر مدرسه است، اما در جریان تصادف اتوبوس مدرسه، پایش دچار آسیب جدی می شود.
داستان از "خط پایان" شروع می شود؛ "خط پایان" عنوان فصل اول کتاب است.
نقطه ای که "جسیکا" هشیاری اش را به دست آورده و حالا می تواند وضعیت اش را تجزیه و تحلیل کند:
من یک دونده ام!
کارم دویدن است.
دویدن هویت من است و تنها چیزی که بلدم، می خواهمش و برایم اهمیت دارد.
نسیم خنکی که از روی علف ها بلند می شود، پریدن از روی شبدرهایی که تازه شکوفه دادند و شکست دادن همه پسرها و اینکه باد روی گونه هایم و لابلای موهایم بوزد، احساس زنده بودن ولی حالا...
نقطه شروع داستان درواقع جایی است که برای "جسیکا' خط پایان محسوب می شود. شروع غم انگیز و توصیف دقیق، واقعی و ملموس آنچه قهرمان داستان تجربه می کند، می تواند در نگاه اول، مخاطب را در انتخاب کتاب مردد کند، اما بعدتر" باد مخالف" شروع به وزیدن می کند تا "نقطه شروع" تازه ای را رقم بزند.
داستان رویای دویدن به طور خاص درباره معنا آفرینی است، اینکه چطور برای زندگی مان معنا بسازیم، کشف کنیم و پرورش بدهیم و چطور دوباره از نو شروع کنیم.
چالش اصلی داستان، کنار آمدن جسیکا با شرایط جدید و موضوع دویدن یا به عبارتی" ندویدن" است، اما نویسنده به این اکتفا نمی کند. جسیکا در کنار مساله دویدن، چالش های مختلفی را تجربه می کند که او را قوی تر و به رویای دویدن نزدیک تر میکنند، هر چند نویسنده در طول داستان، به واقع گرایی کاملا وفادار است و قرار نیست با تفکر جادویی مسائل را فیصله بدهد.
احساس گناه، تلاش برای فهم اینکه چرا این اتفاق برای من افتاده، افسردگی، تسلیم شدن و خیال پردازی در مورد تمام سناریوهای ممکن، ... [ متن کامل را در اینجا بخوانید. ]
"رویای دویدن" را می توان به گروه سنی نوجوان پیشنهاد داد و همزمان به عنوان منبعی آموزشی برای والدین، مربی- معلم ها و همینطور درمانگرها به کار گرفت.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: "رویای دویدن"
نویسنده: وندلین ون درانن
مفاهیم:
معنا، دوستی، عشق، همدلی، احساس گناه، عدالت، حل مساله، امید، هدف، پذیرش، چالش، آرزو، افسردگی، فقدان، انگیزه، خطاهای شناختی، هویت یابی، خودپنداره، دیگری سازی و...
#رویای_دویدن
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#کتاب_نوجوان
در این لینک (صفحه دوم) می توانید مصاحبه کوتاهی را با نویسنده رمان ببینید که از تجربه خودش و مشاهداتی که داشته صحبت می کند و اینکه این تجربه ارزش این را داشته که در اختیار دیگران قرار بگیرد و برای جهان الهام بخش باشد.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍7❤4
روایتدرمانی با میکا
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
کتاب " #موشی_بهنام_میکا" میتواند یک منبع کاربردی در #روایت_درمانی باشد و گرچه برای کودک نوشته شده، اما نویسندهاش را اغلب با کتابهای بزرگسال میشناسیم.
مت هیگ در این کتاب هم مانند "کتابخانه نیمهشب" از نظریه روایت استفاده میکند تا به زبان ساده، ولی این بار به مخاطب کودک نشان دهد که مجبور نیست به روایت شناخته شده وفادار بماند و میتواند داستان زندگیاش را این بار آگاهانه و از نو بنویسد.
داستان تقریبا نیمه بلند "موشی بهنام میکا" درباره موشی است که خاطرهاش از دوران کودکی، او را رها نمیکند. مادرش هیچوقت برای او نامی انتخاب نکرد، در رقابت خواهر و برادرهایش بر سر غذا، او اغلب گرسنه میماند و در نهایت یک روز صبح زمستانی، بهخاطر شرمندگی طاقتفرسایی که گریبانش را گرفته بود، برای همیشه خانه و خانوادهاش را ترک کرد، چون شب قبل یواشکی یک قارچ را از مادرش دزدیده و خورده بود. اما احتمالا هیچکس متوجه غیبتش نشد، حتی مادرش.
در قسمتهای مختلف این داستان، میکا بارها به خاطرات دوران کودکیاش برمیگردد و خواننده بزرگسال و آشنا با مفاهیم روانشناسی، حتما اهمیت و ردپای این دادهها را درک میکند، با اینحال داستان مت هیگ برای مخاطب کودک و نوجوان هم مناسب است، هم به این دلیل که به مساله هویت و روایت میپردازد و هم طرح چالش رهاشدگی و چنگ زدن به رابطههای ناسالمی که برای فرار از تنهایی به آنها پناه میبریم:
و البته نقطه قوت داستان بهنظرم اینجاست که میکا قرار نیست بدون اشتباه این مسیر را پشت سر بگذارد.
کتاب "موشی بهنام میکا" را میتوانید به کودک و نوجوان معرفی کنید، همینطور داستان میتواند دستمایه مناسبی برای گفتگو درباره مفاهیم متعدد نهفته در تجربههای متنوع و ملموس شخصیتهای کتاب باشد؛ چه در جمع خانواده و چه در کلاس درس.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: “موشی بهنام میکا"
نویسنده: مت هیگ
مترجم: نیلوفر آهنگران
#داستان_کودک_فلسفه
مفاهیم: روایتدرمانی، دوستی، حل مسئله، احساسات، اعتماد، اشتباه، درست، نادرست، داوری، سود، زیان، مهربانی، خودخواهی، دیگرخواهی، خود دوستی، دیگردوستی، فداکاری، شجاعت، ترس، تنهایی، و ...
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
#کتاب_نوجوان
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فلسفی
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
کتاب " #موشی_بهنام_میکا" میتواند یک منبع کاربردی در #روایت_درمانی باشد و گرچه برای کودک نوشته شده، اما نویسندهاش را اغلب با کتابهای بزرگسال میشناسیم.
مت هیگ در این کتاب هم مانند "کتابخانه نیمهشب" از نظریه روایت استفاده میکند تا به زبان ساده، ولی این بار به مخاطب کودک نشان دهد که مجبور نیست به روایت شناخته شده وفادار بماند و میتواند داستان زندگیاش را این بار آگاهانه و از نو بنویسد.
داستان تقریبا نیمه بلند "موشی بهنام میکا" درباره موشی است که خاطرهاش از دوران کودکی، او را رها نمیکند. مادرش هیچوقت برای او نامی انتخاب نکرد، در رقابت خواهر و برادرهایش بر سر غذا، او اغلب گرسنه میماند و در نهایت یک روز صبح زمستانی، بهخاطر شرمندگی طاقتفرسایی که گریبانش را گرفته بود، برای همیشه خانه و خانوادهاش را ترک کرد، چون شب قبل یواشکی یک قارچ را از مادرش دزدیده و خورده بود. اما احتمالا هیچکس متوجه غیبتش نشد، حتی مادرش.
در قسمتهای مختلف این داستان، میکا بارها به خاطرات دوران کودکیاش برمیگردد و خواننده بزرگسال و آشنا با مفاهیم روانشناسی، حتما اهمیت و ردپای این دادهها را درک میکند، با اینحال داستان مت هیگ برای مخاطب کودک و نوجوان هم مناسب است، هم به این دلیل که به مساله هویت و روایت میپردازد و هم طرح چالش رهاشدگی و چنگ زدن به رابطههای ناسالمی که برای فرار از تنهایی به آنها پناه میبریم:
میکا یاد چیزهایی افتاد که پری دربارۀ تغییر کردن گفته بود؛ اینکه میتواند حقیقت را بگوید یا دروغ، ترسو باشد یا شجاع، خودخواه باشد یا مهربان، تو مجبور نیستی اون کسی باشی که بقیه فکر میکنند هستی.
همان موقع فهمید که مشکل او این نیست که بقیه درباره اش چه فکری میکنند؛ مشکل اصلی تصوری بود که او از خودش داشت. از آن روزی که قارچ را از مادرش دزدید، همیشه فکر میکرد که یک دزد و یک موش بزدل است، ولی مجبور نبود که هیچ کدام از آنها باشد.
و البته نقطه قوت داستان بهنظرم اینجاست که میکا قرار نیست بدون اشتباه این مسیر را پشت سر بگذارد.
کتاب "موشی بهنام میکا" را میتوانید به کودک و نوجوان معرفی کنید، همینطور داستان میتواند دستمایه مناسبی برای گفتگو درباره مفاهیم متعدد نهفته در تجربههای متنوع و ملموس شخصیتهای کتاب باشد؛ چه در جمع خانواده و چه در کلاس درس.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: “موشی بهنام میکا"
نویسنده: مت هیگ
مترجم: نیلوفر آهنگران
#داستان_کودک_فلسفه
مفاهیم: روایتدرمانی، دوستی، حل مسئله، احساسات، اعتماد، اشتباه، درست، نادرست، داوری، سود، زیان، مهربانی، خودخواهی، دیگرخواهی، خود دوستی، دیگردوستی، فداکاری، شجاعت، ترس، تنهایی، و ...
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
#کتاب_نوجوان
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فلسفی
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤10👌4🔥2