فرشته پدربزرگ
یوتا باوئر
داستانی کودکانه و معناگرا
درباره مرگ و زندگی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#فرشته_پدربزرگ
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
یوتا باوئر
داستانی کودکانه و معناگرا
درباره مرگ و زندگی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#فرشته_پدربزرگ
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
فرشته پدربزرگ
الهام فخرایی
"فرشته پدربزرگ" داستانی معناگرا درباره مرگ و زندگی است؛ روایتی برای تمرینِ دیدن نیمه پر لیوان.
اولین تصویر داستان، پدربزرگ بیماری را نشان میدهد که نوه اش به دیدن او رفته؛ پسر کوچک می گوید که پدربزرگ قصه گفتن را دوست دارد و هر بار او را میبیند چیزهایی برای گفتن دارد. در ادامه روایت های کوتاه پدربزرگ را می خوانیم؛ اینکه در کودکی چه تجربه هایی را از سر گذرانده؛ نزدیک بوده با یک ماشین تصادف کند، توی چاله بیفتد، غرق شود، غازها به او حمله کنند، اینکه چطور از بالاترین شاخه های درخت بالا میرفته یا سگها از او می ترسیدند؛ اینکه حواسش نبوده که اوضاع چقدر می تواند خطرناک باشد؛ چطور دوستش یوسف را از دست داده؛ بزرگ شده، جنگ را تجربه کرده؛ گرسنگی؛ تلاش برای یافتن کار، اینکه چطور عاشق شده، ازدواج کرده، خانه ساخته، ماشین خریده و بالاخره پدربزرگ شده و چه اوقات خوبی را با نوه اش گذرانده است.
این خلاصه محتوای نوشتاری کتاب است، اما به زودی میفهمیم که آنچه پدربزرگ نقل میکند همه داستان نیست؛ یوتا باوئر نویسنده-تصویرگر کتاب با بکارگیری دوگانه تصویر و جملات بازی معنایی جالبی را خلق کرده است؛ وقتی تصاویر را نگاه میکنیم، جملات معنای دیگری پیدا میکنند. پدربزرگ داستان زندگی خودش را تعریف میکند و ما در تصاویر، فرشته ای را میبینیم که چطور از کودکی همیشه همراه پدربزرگ بوده و در تمام آن ماجراها نقش داشته است.
داستان "فرشته پدربزرگ" با توجه به موضوعی که روایت میکند، شاید تلخ به نظر برسد؛ اما علی رغم اینکه باوئر از جنبه های تلخ زندگی مانند تصادف، تنهایی، از دست دادن دوست، گرسنگی، جنگ، زورگویی، مرگ، حادثه و ... میگوید؛ با حضور "فرشته" همه این تلخی ها را تلطیف میکند؛ او با بکارگیری این تکنیک، سطحی از "معنا" را به داستان وارد میکند؛ حقیقت همه آن چیزی نیست که ما میبینیم؛ وقتی سگ ها از ترس میلرزیدند، پای یک فرشته وسط بوده؛ همانطور که جان سالم به در بردن از تصادف ماشین یا پیدا کردن یک شغل و ... بقیه ماجراهای کتاب نیز.
وجود "فرشته" درواقع همان نیمه پر لیوان است؛ موجودی که تجربه ها را معنادار میکند. فرشته در داستان می تواند قوت قلبی برای کودک باشد تا آن را به تجربه ها و زندگی شخصی خود تعمیم بدهد و صرف نظر از تقویت سرمایه معنوی Spirtual Capital تکنیکی برای پشت سر گذاشتن زمان و مکان در دنیای کودکانه است.
فضاسازی جادویی در داستان ها این امکان را به کودک میدهد که به نحو مناسب تری با چالش های درونی و روانشناختی اش کنار بیاید. این ویژگی در سنین 5 تا 10 سال در داستان¬های کودکانه درواقع تاییدی بر دنیای درونی کودک است، بدون اینکه مانعی برای رشد توانمندی ذهنی او باشد. کودک میداند که این داستان ها واقعی نیستند، اما باز هم از خواندن آنها لذت میبرد. به تعبیر رابرت فیشر مطالعه و گفتگو درباره این نوع داستانهای جادویی به بچه ها کمک میکند تا موانع و مشکلاتی را که ممکن است در زندگی خودشان با آن مواجه شوند، درک کرده و بر آنها غلبه کنند." (Stories for Thinking,Fisher.Robert,1998 ) ضمن اینکه باوئر در داستان "فرشته پدربزرگ" برخوردی واقع بینانه با زندگی دارد. پدربزرگ همواره تلاش کرده و حتی در جایی اشاره میکند: "من بزرگ شدم ولی زندگی آسان تر نشد". این شیوه طرح و بکارگیری "فرشته" به خوبی بیانگر این است که حضور او قرار نیست نقش فردی را نادیده بگیرد، بلکه تاکیدی بر سرمایه معنوی و ضرورت وجود"معنا" برای یک زیست سالم است.
نکته جالب توجه دیگر اینکه یوتا باوئر در داستان "فرشته پدربزرگ" بین جنگ و مرگ تفاوت قایل شده است؛ او در هر چه تلخ تر نشان دادن "جنگ" و دشواریهای پس از آن که خلاف سایر قسمتها، با رنگهای تیره به تصویر کشیده شده است، هیچ مسامحه ای نشان نمیدهد؛ اما خلاف تصور رایج، مرگ را زیبا، آرام و درخشان به تصویر میکشد. پدربزرگ آرام میخوابد و پسر کوچک از بیمارستان بیرون می آید، ما میدانیم که پدربزرگ مرده است، اما داستان با این جمله پسر تمام میشود که "بیرون هنوز خورشید در آسمان میدرخشد؛ چه روز زیبایی!" و فرشته را میبینیم که پشت سر پسرک راه افتاده؛ انگار درخشش خورشید هم کار فرشته باشد.
این کتاب چه برای کودکی که تجربه های مشابهی داشته و چه کودک بطور عام مناسب بوده و به خوبی پیوستگی متقابل مفاهیم را نشان داده است؛ زندگی و مرگ، خوشی و سختی، بدست آوردن و از دست دادن و ...
ادامه در الفبآ
#نوشتار
#الهام_فخرایی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#فرشته_پدربزرگ
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@aleph_ba
@RadioP4C
الهام فخرایی
"فرشته پدربزرگ" داستانی معناگرا درباره مرگ و زندگی است؛ روایتی برای تمرینِ دیدن نیمه پر لیوان.
اولین تصویر داستان، پدربزرگ بیماری را نشان میدهد که نوه اش به دیدن او رفته؛ پسر کوچک می گوید که پدربزرگ قصه گفتن را دوست دارد و هر بار او را میبیند چیزهایی برای گفتن دارد. در ادامه روایت های کوتاه پدربزرگ را می خوانیم؛ اینکه در کودکی چه تجربه هایی را از سر گذرانده؛ نزدیک بوده با یک ماشین تصادف کند، توی چاله بیفتد، غرق شود، غازها به او حمله کنند، اینکه چطور از بالاترین شاخه های درخت بالا میرفته یا سگها از او می ترسیدند؛ اینکه حواسش نبوده که اوضاع چقدر می تواند خطرناک باشد؛ چطور دوستش یوسف را از دست داده؛ بزرگ شده، جنگ را تجربه کرده؛ گرسنگی؛ تلاش برای یافتن کار، اینکه چطور عاشق شده، ازدواج کرده، خانه ساخته، ماشین خریده و بالاخره پدربزرگ شده و چه اوقات خوبی را با نوه اش گذرانده است.
این خلاصه محتوای نوشتاری کتاب است، اما به زودی میفهمیم که آنچه پدربزرگ نقل میکند همه داستان نیست؛ یوتا باوئر نویسنده-تصویرگر کتاب با بکارگیری دوگانه تصویر و جملات بازی معنایی جالبی را خلق کرده است؛ وقتی تصاویر را نگاه میکنیم، جملات معنای دیگری پیدا میکنند. پدربزرگ داستان زندگی خودش را تعریف میکند و ما در تصاویر، فرشته ای را میبینیم که چطور از کودکی همیشه همراه پدربزرگ بوده و در تمام آن ماجراها نقش داشته است.
داستان "فرشته پدربزرگ" با توجه به موضوعی که روایت میکند، شاید تلخ به نظر برسد؛ اما علی رغم اینکه باوئر از جنبه های تلخ زندگی مانند تصادف، تنهایی، از دست دادن دوست، گرسنگی، جنگ، زورگویی، مرگ، حادثه و ... میگوید؛ با حضور "فرشته" همه این تلخی ها را تلطیف میکند؛ او با بکارگیری این تکنیک، سطحی از "معنا" را به داستان وارد میکند؛ حقیقت همه آن چیزی نیست که ما میبینیم؛ وقتی سگ ها از ترس میلرزیدند، پای یک فرشته وسط بوده؛ همانطور که جان سالم به در بردن از تصادف ماشین یا پیدا کردن یک شغل و ... بقیه ماجراهای کتاب نیز.
وجود "فرشته" درواقع همان نیمه پر لیوان است؛ موجودی که تجربه ها را معنادار میکند. فرشته در داستان می تواند قوت قلبی برای کودک باشد تا آن را به تجربه ها و زندگی شخصی خود تعمیم بدهد و صرف نظر از تقویت سرمایه معنوی Spirtual Capital تکنیکی برای پشت سر گذاشتن زمان و مکان در دنیای کودکانه است.
فضاسازی جادویی در داستان ها این امکان را به کودک میدهد که به نحو مناسب تری با چالش های درونی و روانشناختی اش کنار بیاید. این ویژگی در سنین 5 تا 10 سال در داستان¬های کودکانه درواقع تاییدی بر دنیای درونی کودک است، بدون اینکه مانعی برای رشد توانمندی ذهنی او باشد. کودک میداند که این داستان ها واقعی نیستند، اما باز هم از خواندن آنها لذت میبرد. به تعبیر رابرت فیشر مطالعه و گفتگو درباره این نوع داستانهای جادویی به بچه ها کمک میکند تا موانع و مشکلاتی را که ممکن است در زندگی خودشان با آن مواجه شوند، درک کرده و بر آنها غلبه کنند." (Stories for Thinking,Fisher.Robert,1998 ) ضمن اینکه باوئر در داستان "فرشته پدربزرگ" برخوردی واقع بینانه با زندگی دارد. پدربزرگ همواره تلاش کرده و حتی در جایی اشاره میکند: "من بزرگ شدم ولی زندگی آسان تر نشد". این شیوه طرح و بکارگیری "فرشته" به خوبی بیانگر این است که حضور او قرار نیست نقش فردی را نادیده بگیرد، بلکه تاکیدی بر سرمایه معنوی و ضرورت وجود"معنا" برای یک زیست سالم است.
نکته جالب توجه دیگر اینکه یوتا باوئر در داستان "فرشته پدربزرگ" بین جنگ و مرگ تفاوت قایل شده است؛ او در هر چه تلخ تر نشان دادن "جنگ" و دشواریهای پس از آن که خلاف سایر قسمتها، با رنگهای تیره به تصویر کشیده شده است، هیچ مسامحه ای نشان نمیدهد؛ اما خلاف تصور رایج، مرگ را زیبا، آرام و درخشان به تصویر میکشد. پدربزرگ آرام میخوابد و پسر کوچک از بیمارستان بیرون می آید، ما میدانیم که پدربزرگ مرده است، اما داستان با این جمله پسر تمام میشود که "بیرون هنوز خورشید در آسمان میدرخشد؛ چه روز زیبایی!" و فرشته را میبینیم که پشت سر پسرک راه افتاده؛ انگار درخشش خورشید هم کار فرشته باشد.
این کتاب چه برای کودکی که تجربه های مشابهی داشته و چه کودک بطور عام مناسب بوده و به خوبی پیوستگی متقابل مفاهیم را نشان داده است؛ زندگی و مرگ، خوشی و سختی، بدست آوردن و از دست دادن و ...
ادامه در الفبآ
#نوشتار
#الهام_فخرایی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#فرشته_پدربزرگ
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@aleph_ba
@RadioP4C
الـفـبـــــا
فرشته پدربزرگ؛ روایتی برای تمرینِ دیدن نیمۀ پر لیوان - الـفـبـــــا
الهام فخرایی// کتاب «فرشته پدربزرگ» داستانی معناگرا درباره مرگ و زندگی است. نخستین تصویر داستان، پدربزرگ بیماری را نشان میدهد که نوهاش به دیدن او رفته. پسر کوچک میگوید که پدربزرگ […]
🔻فرشته پدربزرگ؛ روایتی برای تمرینِ دیدن نیمۀ پر لیوان
الهام فخرایی
کتاب «فرشته پدربزرگ» داستانی معناگرا درباره #مرگ و زندگی است. نخستین تصویر داستان، پدربزرگ بیماری را نشان میدهد که نوهاش به دیدن او رفته است. پدربزرگ قصه گفتن را دوست دارد و هر بار او را میبیند چیزهایی برای گفتن دارد.
در ادامه روایتهای کوتاه پدربزرگ را میخوانیم: اینکه در کودکی چه تجربههایی را از سر گذرانده، نزدیک بوده با یک ماشین تصادف کند، توی چاله بیفتد، غرق شود، غازها به او حمله کنند. چطور از بالاترین شاخههای درخت بالا میرفته، یا سگها از او میترسیدند.
اینکه حواسش نبوده که اوضاع چقدر میتواند خطرناک باشد. چطور دوستش یوسف را از دست داده، بزرگ شده، جنگ را تجربه کرده، گرسنگی کشیده و چطور برای یافتن کار تلاش کرده است.
پدربزرگ حتی تعریف می کند که چطور عاشق شده و ازدواج کرده، خانه ساخته، ماشین خریده و بالاخره پدربزرگ شده و چه اوقات خوبی را با نوهاش گذرانده است. درست به بلندی داستان یک عمر.
این خلاصه محتوای نوشتاری کتاب است، اما به زودی میفهمیم که آنچه پدربزرگ نقل میکند همه داستان نیست.
یوتا باوئر نویسنده و تصویرگر کتاب با بهکارگیری دوگانه تصویر و جملات، بازی معنایی جالبی را خلق کرده است. وقتی تصاویر را نگاه میکنیم، جملات معنای دیگری پیدا میکنند. پدربزرگ داستان زندگی خودش را تعریف میکند و ما در تصاویر فرشتهای را میبینیم که چطور از کودکی همیشه همراه پدربزرگ بوده و در تمام آن ماجراها نقش داشته است.
داستان «فرشته پدربزرگ» با توجه به موضوعی که روایت میکند، شاید تلخ به نظر برسد. اما با حضور «فرشته» همه این تلخیها تلطیف می شود. تلخی هایی مانند: تصادف، تنهایی، از دست دادن دوست، گرسنگی، جنگ، زورگویی، مرگ، حادثه و…
باوئر با بهکارگیری این تکنیک، سطحی از «معنا» را به داستان وارد میکند: حقیقت همه آن چیزی نیست که ما میبینیم. وقتی سگها از ترس میلرزیدند پای یک فرشته وسط بوده، همانطور که جان سالم بهدربردن از تصادف ماشین یا پیدا کردن یک شغل و… بقیه ماجراهای کتاب نیز.
وجود «فرشته» درواقع همان نیمه پر لیوان است؛ موجودی که تجربهها را معنادار میکند. فرشته در داستان قوت قلبی برای کودک است. کودک، فرشته را به تجربهها و زندگی شخصی خود تعمیم می دهد. فرشته پدربزرگ هم سرمایه معنوی (Spirtual Capital) را پشتیبانی می کند و هم تکنیکی برای پشت سر گذاشتن زمان و مکان در دنیای کودکانه است... [ متن کامل را با کلیک روی این لینک بخوانید]
مفاهیم: جنگ، سوگ، فقدان، مرگ، زندگی، هوش معنوی، تلاش، معنا، باور و ...
جستارهای مشابه را در سایت، در مجله نقد و بررسی کتاب کودک و نوجوان دنبال کنید.
#الهام_فخرایی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#هوش_معنوی
#فرشته_پدربزرگ
#روایت_درمانی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@Radiop4c
@RadioP4C
https://elhamfakhraee.ir
الهام فخرایی
کتاب «فرشته پدربزرگ» داستانی معناگرا درباره #مرگ و زندگی است. نخستین تصویر داستان، پدربزرگ بیماری را نشان میدهد که نوهاش به دیدن او رفته است. پدربزرگ قصه گفتن را دوست دارد و هر بار او را میبیند چیزهایی برای گفتن دارد.
در ادامه روایتهای کوتاه پدربزرگ را میخوانیم: اینکه در کودکی چه تجربههایی را از سر گذرانده، نزدیک بوده با یک ماشین تصادف کند، توی چاله بیفتد، غرق شود، غازها به او حمله کنند. چطور از بالاترین شاخههای درخت بالا میرفته، یا سگها از او میترسیدند.
اینکه حواسش نبوده که اوضاع چقدر میتواند خطرناک باشد. چطور دوستش یوسف را از دست داده، بزرگ شده، جنگ را تجربه کرده، گرسنگی کشیده و چطور برای یافتن کار تلاش کرده است.
پدربزرگ حتی تعریف می کند که چطور عاشق شده و ازدواج کرده، خانه ساخته، ماشین خریده و بالاخره پدربزرگ شده و چه اوقات خوبی را با نوهاش گذرانده است. درست به بلندی داستان یک عمر.
این خلاصه محتوای نوشتاری کتاب است، اما به زودی میفهمیم که آنچه پدربزرگ نقل میکند همه داستان نیست.
یوتا باوئر نویسنده و تصویرگر کتاب با بهکارگیری دوگانه تصویر و جملات، بازی معنایی جالبی را خلق کرده است. وقتی تصاویر را نگاه میکنیم، جملات معنای دیگری پیدا میکنند. پدربزرگ داستان زندگی خودش را تعریف میکند و ما در تصاویر فرشتهای را میبینیم که چطور از کودکی همیشه همراه پدربزرگ بوده و در تمام آن ماجراها نقش داشته است.
داستان «فرشته پدربزرگ» با توجه به موضوعی که روایت میکند، شاید تلخ به نظر برسد. اما با حضور «فرشته» همه این تلخیها تلطیف می شود. تلخی هایی مانند: تصادف، تنهایی، از دست دادن دوست، گرسنگی، جنگ، زورگویی، مرگ، حادثه و…
باوئر با بهکارگیری این تکنیک، سطحی از «معنا» را به داستان وارد میکند: حقیقت همه آن چیزی نیست که ما میبینیم. وقتی سگها از ترس میلرزیدند پای یک فرشته وسط بوده، همانطور که جان سالم بهدربردن از تصادف ماشین یا پیدا کردن یک شغل و… بقیه ماجراهای کتاب نیز.
وجود «فرشته» درواقع همان نیمه پر لیوان است؛ موجودی که تجربهها را معنادار میکند. فرشته در داستان قوت قلبی برای کودک است. کودک، فرشته را به تجربهها و زندگی شخصی خود تعمیم می دهد. فرشته پدربزرگ هم سرمایه معنوی (Spirtual Capital) را پشتیبانی می کند و هم تکنیکی برای پشت سر گذاشتن زمان و مکان در دنیای کودکانه است... [ متن کامل را با کلیک روی این لینک بخوانید]
مفاهیم: جنگ، سوگ، فقدان، مرگ، زندگی، هوش معنوی، تلاش، معنا، باور و ...
جستارهای مشابه را در سایت، در مجله نقد و بررسی کتاب کودک و نوجوان دنبال کنید.
#الهام_فخرایی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#هوش_معنوی
#فرشته_پدربزرگ
#روایت_درمانی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@Radiop4c
@RadioP4C
https://elhamfakhraee.ir
مدرسه مهارت های تفکر
فرشته پدربزرگ؛ روایتی برای تمرینِ دیدن نیمۀ پر لیوان
کتاب «فرشته پدربزرگ» داستانی معناگرا درباره مرگ و زندگی است. نخستین تصویر داستان، پدربزرگ بیماری را نشان میدهد که نوهاش به ...
🔥1