پرورش هوش معنوی کودک به وسیله تحریک حس زیبایی شناختی
مناسب برای طرح مفهوم خدا به شکلی مثبت و ملموس 👇
کلوچه های خدا
نویسنده: کلر ژوبرت
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کلوچه_های_خدا
#هوش_معنوی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
مناسب برای طرح مفهوم خدا به شکلی مثبت و ملموس 👇
کلوچه های خدا
نویسنده: کلر ژوبرت
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کلوچه_های_خدا
#هوش_معنوی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
در جست و جوی خدا
پرورش هوش معنوی کودک
مناسب برای طرح مفهوم خدا و دعا به شکلی مثبت و ملموس 👇
در جست و جوی خدا
نویسنده: کلر ژوبرت
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#درجستجوی_خدا
#هوش_معنوی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
پرورش هوش معنوی کودک
مناسب برای طرح مفهوم خدا و دعا به شکلی مثبت و ملموس 👇
در جست و جوی خدا
نویسنده: کلر ژوبرت
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#درجستجوی_خدا
#هوش_معنوی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
🔺 پرورش هوش اخلاقی و آموزه های دینی (نقدی بر کتاب مواظب جریمه خدا باش)
الهام فخرایی
کتاب "مواظب جریمه خدا باش" با نگاهی به آموزه های دینی در سال 1394 توسط نشر قدیانی برای گروه سنی الف و ب منتشر شده است.
در این مقاله، ضرورت طرح و شیوه بیان موضوع با نظر به برنامه "فلسفه برای کودکان" نقد و بررسی می شود.
در بخشی از مقاله آمده:
مهمترین پرسشی که با مطالعه این کتاب برای مخاطب علاقمند به حوزه تربیت مطرح می شود، این است که آیا برای آموزش وسعت رحمت خداوند و تربیت اخلاقی کودکان راهی بهتر از پرداختن به جهنم و ارایه تصویری واقعی (؟) از آن به تعبیر ابهری، وجود نداشت؟ آیا برای آموختن مرزها و حدود اخلاقی به فرزندانمان بهتر نیست آنها را به پرسشگری مجهز کنیم و با قرار دادن در موقعیت های فرضی، چالش های پیش روی یک انسان را برایشان طرح و اصول و شیوه های تصمیم گیری درست و منطبق بر اخلاق جمعی را در کنارشان تمرین کنیم.
اگر پرسش های مطرح شده در قالب #فبک درباره هر بخش از کتاب را مرور کنید، درخواهید یافت که هدف عمده از طرح این پرسش ها تقویت پرسشگری کودک و ارایه ی مفاهیمی نظیر مسئولیت پذیری، برابری، خوبی، بدی، درست، نادرست، جامعه، فردیت و ... است.
این پرسشها در مجموع تصویری کلی بنام جامعه را طرح و بر مسئولیت فردی و اجتماعی تاکید می کند. از طریق این پرسش ها می کوشیم فضای خط کشی شده بین مومنان و گناهکاران را حذف و این آموزه را تقویت کنیم که هیچ کسی گناهکار به دنیا نمی آید و همه ی ما در قبال رشد و سعادت یکدیگر مسئولیم و... ابتدا باید در همین دنیا برای ساختن بهشت و حذف جهنم تلاش کنیم.
البته هرچقدر در آموزش کودکان بتوانیم آموزه های مورد نظر را به تفکر عینی و ملموس نزدیک کنیم، تاثیر بهتری خواهند داشت. اینکه بجای ترسیم تصویر واقعی عذاب های جهنم یا لذات بهشتی، کودکان را متوجه ی فضای فعلی کنیم و از آنها بخواهیم و در عمل بیاموزانیم که بهشت را باید در همین دنیای اطرافمان جستجو کنیم و از دل معاشرت با افراد همین جامعه، نه اینکه با مقصرپنداری و این توجیه که "تقصیر خودشان است"، صرفا در پی ترک کردن، دور کردن یا به زندان انداختن گناهکاران باشیم.
... در جریان #کندوکاو_فلسفی به این شیوه یاد میگیریم که همه ما در یک مجموعه زندگی می کنیم و هیچ کاری نیست که روی تمام اعضای مجموعه اثر نگذارد؛ چه خوب و چه بد. یاد می گیریم که این مجموعه شامل فقط انسانها هم نیست و موجودات دیگری هم در آن سهم دارند. به این ترتیب کودک به یک سیستم درونی مجهز می شود و مجازات و تنبیه را ناشی از خشم و انتقام نمی داند، بلکه برای آن کارکردی تربیتی خواهد یافت که به بهبود شرایط تمام یک مجموعه منجر خواهد شد. در این شیوه حتی فردی که مرتکب اشتباه شده است، خودش را از مجموعه جدا نمی داند و دیگران هم او را یک موجود منفور طرد شده به حساب نمی آورند.
بحث درباره ی پرسش های طرح شده ما و کودکان را متوجه این امر می کند که هر کدام ضعف ها و قوت هایی داریم و برای حیات و بقای بهتر مجموعه لازم است در کنار یکدیگر باشیم و در رفع و بهبود کاستی های یکدیگر تلاش کنیم و هرگز تمام یک مجموعه یا وجود یک فرد را به خاطر یک اشتباه طرد نکنیم.
... مفاهیمی نظیر بهشت و جهنم، بیان لذات بهشت یا توصیف عذاب های جهنم، معرفی کردن خدا بعنوان عامل مجازات و تاکید روی جنبه های انتزاعی از این دست بدون گفتگوی عقلانی و حمایت روانی حساب شده، به سختی برای کودک قابل درک خواهد بود و چه بسا منجر به نگرانی، ترس، گیج شدن و حتی گسست روحی و روانی کودک از آموزه های دینی و تجربه های معنوی خواهد شد.
حال آنکه از طریق گفتگو، پرسش و پاسخ و تامل همگانی درباره ی یک وضعیت و جستجوی دلیل، کودک به یک منطق درونی مجهز می شود که الزاما نیازی به وجود یک جهنم یا بهشت و عامل بیرونی (پلیس یا مجری قانون) برای اخلاقی و درست رفتار کردن نخواهد داشت، هر چند دینداران در نهایت و بر اساس باورهای دینی معتقدند که این موارد موضوعیت دارند.
همچنانکه در نهجالبلاغه آمده:" الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة. خدایا من ترا به طمع بهشت و یا از ترس جهنم عبادت نمی كنم، بلكه ترا مستحق و سزاوار پرستش یافتم".
#الهام_فخرایی
#هوش_اخلاقی
#هوش_معنوی
#تفکر_سیستمی
#کاوشگری_فلسفی
#گروه_سنی_الف_و_ب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
کتاب "مواظب جریمه خدا باش" با نگاهی به آموزه های دینی در سال 1394 توسط نشر قدیانی برای گروه سنی الف و ب منتشر شده است.
در این مقاله، ضرورت طرح و شیوه بیان موضوع با نظر به برنامه "فلسفه برای کودکان" نقد و بررسی می شود.
در بخشی از مقاله آمده:
مهمترین پرسشی که با مطالعه این کتاب برای مخاطب علاقمند به حوزه تربیت مطرح می شود، این است که آیا برای آموزش وسعت رحمت خداوند و تربیت اخلاقی کودکان راهی بهتر از پرداختن به جهنم و ارایه تصویری واقعی (؟) از آن به تعبیر ابهری، وجود نداشت؟ آیا برای آموختن مرزها و حدود اخلاقی به فرزندانمان بهتر نیست آنها را به پرسشگری مجهز کنیم و با قرار دادن در موقعیت های فرضی، چالش های پیش روی یک انسان را برایشان طرح و اصول و شیوه های تصمیم گیری درست و منطبق بر اخلاق جمعی را در کنارشان تمرین کنیم.
اگر پرسش های مطرح شده در قالب #فبک درباره هر بخش از کتاب را مرور کنید، درخواهید یافت که هدف عمده از طرح این پرسش ها تقویت پرسشگری کودک و ارایه ی مفاهیمی نظیر مسئولیت پذیری، برابری، خوبی، بدی، درست، نادرست، جامعه، فردیت و ... است.
این پرسشها در مجموع تصویری کلی بنام جامعه را طرح و بر مسئولیت فردی و اجتماعی تاکید می کند. از طریق این پرسش ها می کوشیم فضای خط کشی شده بین مومنان و گناهکاران را حذف و این آموزه را تقویت کنیم که هیچ کسی گناهکار به دنیا نمی آید و همه ی ما در قبال رشد و سعادت یکدیگر مسئولیم و... ابتدا باید در همین دنیا برای ساختن بهشت و حذف جهنم تلاش کنیم.
البته هرچقدر در آموزش کودکان بتوانیم آموزه های مورد نظر را به تفکر عینی و ملموس نزدیک کنیم، تاثیر بهتری خواهند داشت. اینکه بجای ترسیم تصویر واقعی عذاب های جهنم یا لذات بهشتی، کودکان را متوجه ی فضای فعلی کنیم و از آنها بخواهیم و در عمل بیاموزانیم که بهشت را باید در همین دنیای اطرافمان جستجو کنیم و از دل معاشرت با افراد همین جامعه، نه اینکه با مقصرپنداری و این توجیه که "تقصیر خودشان است"، صرفا در پی ترک کردن، دور کردن یا به زندان انداختن گناهکاران باشیم.
... در جریان #کندوکاو_فلسفی به این شیوه یاد میگیریم که همه ما در یک مجموعه زندگی می کنیم و هیچ کاری نیست که روی تمام اعضای مجموعه اثر نگذارد؛ چه خوب و چه بد. یاد می گیریم که این مجموعه شامل فقط انسانها هم نیست و موجودات دیگری هم در آن سهم دارند. به این ترتیب کودک به یک سیستم درونی مجهز می شود و مجازات و تنبیه را ناشی از خشم و انتقام نمی داند، بلکه برای آن کارکردی تربیتی خواهد یافت که به بهبود شرایط تمام یک مجموعه منجر خواهد شد. در این شیوه حتی فردی که مرتکب اشتباه شده است، خودش را از مجموعه جدا نمی داند و دیگران هم او را یک موجود منفور طرد شده به حساب نمی آورند.
بحث درباره ی پرسش های طرح شده ما و کودکان را متوجه این امر می کند که هر کدام ضعف ها و قوت هایی داریم و برای حیات و بقای بهتر مجموعه لازم است در کنار یکدیگر باشیم و در رفع و بهبود کاستی های یکدیگر تلاش کنیم و هرگز تمام یک مجموعه یا وجود یک فرد را به خاطر یک اشتباه طرد نکنیم.
... مفاهیمی نظیر بهشت و جهنم، بیان لذات بهشت یا توصیف عذاب های جهنم، معرفی کردن خدا بعنوان عامل مجازات و تاکید روی جنبه های انتزاعی از این دست بدون گفتگوی عقلانی و حمایت روانی حساب شده، به سختی برای کودک قابل درک خواهد بود و چه بسا منجر به نگرانی، ترس، گیج شدن و حتی گسست روحی و روانی کودک از آموزه های دینی و تجربه های معنوی خواهد شد.
حال آنکه از طریق گفتگو، پرسش و پاسخ و تامل همگانی درباره ی یک وضعیت و جستجوی دلیل، کودک به یک منطق درونی مجهز می شود که الزاما نیازی به وجود یک جهنم یا بهشت و عامل بیرونی (پلیس یا مجری قانون) برای اخلاقی و درست رفتار کردن نخواهد داشت، هر چند دینداران در نهایت و بر اساس باورهای دینی معتقدند که این موارد موضوعیت دارند.
همچنانکه در نهجالبلاغه آمده:" الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة. خدایا من ترا به طمع بهشت و یا از ترس جهنم عبادت نمی كنم، بلكه ترا مستحق و سزاوار پرستش یافتم".
#الهام_فخرایی
#هوش_اخلاقی
#هوش_معنوی
#تفکر_سیستمی
#کاوشگری_فلسفی
#گروه_سنی_الف_و_ب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔻کرونا، کودک، خدا
چطور درباره کرونا با کودکم حرف می زنم؟
الهام فخرایی
قبل از هر چیز لازم است به این توجه داشته باشیم که می خواهیم چه نقشی (معلم، تسهیلگر، همبازی، حامی) برای کودک ایفا کنیم و کودک ما در چه شرایطی قرار دارد. با توجه به این موارد، می توانیم یکی از وجوه فعالیت را برای کودک پررنگ تر کنیم، اما لازم است همه موارد را در نظر داشته باشیم.
کتابی را انتخاب کنید که درباره ویروس ها به کودک اطلاعاتی بدهد، می توانید از کتاب "میکروب ها برای پخش کردن نیستند." استفاده کنید.
کرونا یک نوع ویروس است و مثل همه ویروس ها از سلولهای یک موجود زنده تغذیه می کند. بنابراین برای توضیح آن از زبان علمی و زیست شناسی استفاده کنید. می توانید همراه کودک کلمه "ویروس" را در اینترنت جستجو کنید، آن را روی کاغذ نقاشی کنید و درباره اینکه چطور کار می کند، به او توضیح بدهید.
ترس و اضطراب می تواند با آگاهی به میزان زیادی کاهش پیدا کند، به ویژه وقتی راهکارهای مقابله با آن را هم می شناسیم. به کودک توضیح می دهیم که یک ویروس گاهی ممکن است عامل بیماری زا برای گیاه، حیوان یا انسان محسوب شود، اگر در خانه گلدان یا حیوان خانگی دارید، می توانید آن ها را به عنوان مثالی که کودک کاملا می شناسد، موضوع گفتگو قرار بدهید.
در مورد انسان ها سعی کنید از بیماری های ساده ای مانند سرماخوردگی مثال بزنید و با هم مرور کنید که آخرین باری که بیمار شده بود، برای سلامتی اش چه کارهایی انجام دادید.
برای اطمینان بخشی به کودک، درباره واکسن و اینکه چطور بیماری های مختلف را با آن کنترل می کنند، توضیح بدهید. همین طور ماجراهایی را انتخاب کنید که چطور دانشمندان موفق شدند یک بیماری را ریشه کن کنند؛ مثلا فلج اطفال.
اخبار منفی، ترس ها و نگرانی ها را به کودک منتقل نکنید و برای توضیح کرونا از مفاهیم استعاری مثل تاریکی، هیولا، گرگ، دیو و... استفاده نکنید.
همچنانکه پای مفهوم #خدا را به عنوان کسی که به زودی همه را نجات می دهد، به ماجرا باز نکنید. خداوند ابزاری در اختیار انسان ها قرار داده تا هر بار بتوانند مسائل کوچک و بزرگ را حل کنند و هر چه تعداد انسان های بیشتری عقلانی و درست رفتار کنند، خطاها و اتفاقات بد کمتری را تجربه می کنیم، علاوه بر اینکه برخی موارد مانند مرگ یا بیماری اجتناب ناپذیر است. ( برای مطالعه بیشتر هشتگ #مرگ را در کانال جستجو کنید. )
مفهوم "خدا" به عنوان مهمترین وجه هوش معنوی یکی از باارزش ترین منابع اطمینان بخشی به کودک است، اما نه به این معنا که حضور و عاملیت خداوند را به طور عرضی برای کودک توصیف کنیم.
خداوند قرار نیست برای رفت و روب خطاهای جامعه انسانی دست به کار بشود یا فهرست خواسته های شخصی و جمعی گروهی از ما را بدون توجه به قوانینی که در جهان حکمفرماست، برآورده کند، مثلا ما نکات بهداشتی را رعایت نکنیم و دعا کنیم که بیمار نشویم یا به اندازه کافی تلاش نکنیم، اما انتظار داشته باشیم موفق شویم، اینکه خداوند را اینطور به بچه ها معرفی کنیم همان قدر اشتباه است که اگر این کارها را نکرد و این قوانین را نادیده نگرفت، او را موجود نظاره گر و ناعادلی بدانیم که لازم است از دنیای بچه ها حذف شود.
هر دو مثال فوق، نمونه ای از ضعف های شناختی و روانی ما بزرگترهاست که نباید به کودک منتقل شود، به جای آن با تاکید بر امکاناتی که در اختیار داریم، به کودکان اطمینان دهیم که می توانیم این شرایط را تجربه و مدیریت کنیم.
#الهام_فخرایی
#نوشتار
پ. ن
در همین رابطه هشتگ #هوش_معنوی را در کانال جستجو کنید.
مشخصات کتاب پیشنهادی:
میکروب ها برای پخش کردن نیستند!
الیزابت وردیک
افسانه طباطبایی
نشر چکه
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کرونا
#هوش_معنوی
#فلسفه_برای_کودکان
##رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
چطور درباره کرونا با کودکم حرف می زنم؟
الهام فخرایی
قبل از هر چیز لازم است به این توجه داشته باشیم که می خواهیم چه نقشی (معلم، تسهیلگر، همبازی، حامی) برای کودک ایفا کنیم و کودک ما در چه شرایطی قرار دارد. با توجه به این موارد، می توانیم یکی از وجوه فعالیت را برای کودک پررنگ تر کنیم، اما لازم است همه موارد را در نظر داشته باشیم.
کتابی را انتخاب کنید که درباره ویروس ها به کودک اطلاعاتی بدهد، می توانید از کتاب "میکروب ها برای پخش کردن نیستند." استفاده کنید.
کرونا یک نوع ویروس است و مثل همه ویروس ها از سلولهای یک موجود زنده تغذیه می کند. بنابراین برای توضیح آن از زبان علمی و زیست شناسی استفاده کنید. می توانید همراه کودک کلمه "ویروس" را در اینترنت جستجو کنید، آن را روی کاغذ نقاشی کنید و درباره اینکه چطور کار می کند، به او توضیح بدهید.
ترس و اضطراب می تواند با آگاهی به میزان زیادی کاهش پیدا کند، به ویژه وقتی راهکارهای مقابله با آن را هم می شناسیم. به کودک توضیح می دهیم که یک ویروس گاهی ممکن است عامل بیماری زا برای گیاه، حیوان یا انسان محسوب شود، اگر در خانه گلدان یا حیوان خانگی دارید، می توانید آن ها را به عنوان مثالی که کودک کاملا می شناسد، موضوع گفتگو قرار بدهید.
در مورد انسان ها سعی کنید از بیماری های ساده ای مانند سرماخوردگی مثال بزنید و با هم مرور کنید که آخرین باری که بیمار شده بود، برای سلامتی اش چه کارهایی انجام دادید.
برای اطمینان بخشی به کودک، درباره واکسن و اینکه چطور بیماری های مختلف را با آن کنترل می کنند، توضیح بدهید. همین طور ماجراهایی را انتخاب کنید که چطور دانشمندان موفق شدند یک بیماری را ریشه کن کنند؛ مثلا فلج اطفال.
اخبار منفی، ترس ها و نگرانی ها را به کودک منتقل نکنید و برای توضیح کرونا از مفاهیم استعاری مثل تاریکی، هیولا، گرگ، دیو و... استفاده نکنید.
همچنانکه پای مفهوم #خدا را به عنوان کسی که به زودی همه را نجات می دهد، به ماجرا باز نکنید. خداوند ابزاری در اختیار انسان ها قرار داده تا هر بار بتوانند مسائل کوچک و بزرگ را حل کنند و هر چه تعداد انسان های بیشتری عقلانی و درست رفتار کنند، خطاها و اتفاقات بد کمتری را تجربه می کنیم، علاوه بر اینکه برخی موارد مانند مرگ یا بیماری اجتناب ناپذیر است. ( برای مطالعه بیشتر هشتگ #مرگ را در کانال جستجو کنید. )
مفهوم "خدا" به عنوان مهمترین وجه هوش معنوی یکی از باارزش ترین منابع اطمینان بخشی به کودک است، اما نه به این معنا که حضور و عاملیت خداوند را به طور عرضی برای کودک توصیف کنیم.
خداوند قرار نیست برای رفت و روب خطاهای جامعه انسانی دست به کار بشود یا فهرست خواسته های شخصی و جمعی گروهی از ما را بدون توجه به قوانینی که در جهان حکمفرماست، برآورده کند، مثلا ما نکات بهداشتی را رعایت نکنیم و دعا کنیم که بیمار نشویم یا به اندازه کافی تلاش نکنیم، اما انتظار داشته باشیم موفق شویم، اینکه خداوند را اینطور به بچه ها معرفی کنیم همان قدر اشتباه است که اگر این کارها را نکرد و این قوانین را نادیده نگرفت، او را موجود نظاره گر و ناعادلی بدانیم که لازم است از دنیای بچه ها حذف شود.
هر دو مثال فوق، نمونه ای از ضعف های شناختی و روانی ما بزرگترهاست که نباید به کودک منتقل شود، به جای آن با تاکید بر امکاناتی که در اختیار داریم، به کودکان اطمینان دهیم که می توانیم این شرایط را تجربه و مدیریت کنیم.
#الهام_فخرایی
#نوشتار
پ. ن
در همین رابطه هشتگ #هوش_معنوی را در کانال جستجو کنید.
مشخصات کتاب پیشنهادی:
میکروب ها برای پخش کردن نیستند!
الیزابت وردیک
افسانه طباطبایی
نشر چکه
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کرونا
#هوش_معنوی
#فلسفه_برای_کودکان
##رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔻فرشته پدربزرگ؛ روایتی برای تمرینِ دیدن نیمۀ پر لیوان
الهام فخرایی
کتاب «فرشته پدربزرگ» داستانی معناگرا درباره #مرگ و زندگی است. نخستین تصویر داستان، پدربزرگ بیماری را نشان میدهد که نوهاش به دیدن او رفته است. پدربزرگ قصه گفتن را دوست دارد و هر بار او را میبیند چیزهایی برای گفتن دارد.
در ادامه روایتهای کوتاه پدربزرگ را میخوانیم: اینکه در کودکی چه تجربههایی را از سر گذرانده، نزدیک بوده با یک ماشین تصادف کند، توی چاله بیفتد، غرق شود، غازها به او حمله کنند. چطور از بالاترین شاخههای درخت بالا میرفته، یا سگها از او میترسیدند.
اینکه حواسش نبوده که اوضاع چقدر میتواند خطرناک باشد. چطور دوستش یوسف را از دست داده، بزرگ شده، جنگ را تجربه کرده، گرسنگی کشیده و چطور برای یافتن کار تلاش کرده است.
پدربزرگ حتی تعریف می کند که چطور عاشق شده و ازدواج کرده، خانه ساخته، ماشین خریده و بالاخره پدربزرگ شده و چه اوقات خوبی را با نوهاش گذرانده است. درست به بلندی داستان یک عمر.
این خلاصه محتوای نوشتاری کتاب است، اما به زودی میفهمیم که آنچه پدربزرگ نقل میکند همه داستان نیست.
یوتا باوئر نویسنده و تصویرگر کتاب با بهکارگیری دوگانه تصویر و جملات، بازی معنایی جالبی را خلق کرده است. وقتی تصاویر را نگاه میکنیم، جملات معنای دیگری پیدا میکنند. پدربزرگ داستان زندگی خودش را تعریف میکند و ما در تصاویر فرشتهای را میبینیم که چطور از کودکی همیشه همراه پدربزرگ بوده و در تمام آن ماجراها نقش داشته است.
داستان «فرشته پدربزرگ» با توجه به موضوعی که روایت میکند، شاید تلخ به نظر برسد. اما با حضور «فرشته» همه این تلخیها تلطیف می شود. تلخی هایی مانند: تصادف، تنهایی، از دست دادن دوست، گرسنگی، جنگ، زورگویی، مرگ، حادثه و…
باوئر با بهکارگیری این تکنیک، سطحی از «معنا» را به داستان وارد میکند: حقیقت همه آن چیزی نیست که ما میبینیم. وقتی سگها از ترس میلرزیدند پای یک فرشته وسط بوده، همانطور که جان سالم بهدربردن از تصادف ماشین یا پیدا کردن یک شغل و… بقیه ماجراهای کتاب نیز.
وجود «فرشته» درواقع همان نیمه پر لیوان است؛ موجودی که تجربهها را معنادار میکند. فرشته در داستان قوت قلبی برای کودک است. کودک، فرشته را به تجربهها و زندگی شخصی خود تعمیم می دهد. فرشته پدربزرگ هم سرمایه معنوی (Spirtual Capital) را پشتیبانی می کند و هم تکنیکی برای پشت سر گذاشتن زمان و مکان در دنیای کودکانه است... [ متن کامل را با کلیک روی این لینک بخوانید]
مفاهیم: جنگ، سوگ، فقدان، مرگ، زندگی، هوش معنوی، تلاش، معنا، باور و ...
جستارهای مشابه را در سایت، در مجله نقد و بررسی کتاب کودک و نوجوان دنبال کنید.
#الهام_فخرایی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#هوش_معنوی
#فرشته_پدربزرگ
#روایت_درمانی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@Radiop4c
@RadioP4C
https://elhamfakhraee.ir
الهام فخرایی
کتاب «فرشته پدربزرگ» داستانی معناگرا درباره #مرگ و زندگی است. نخستین تصویر داستان، پدربزرگ بیماری را نشان میدهد که نوهاش به دیدن او رفته است. پدربزرگ قصه گفتن را دوست دارد و هر بار او را میبیند چیزهایی برای گفتن دارد.
در ادامه روایتهای کوتاه پدربزرگ را میخوانیم: اینکه در کودکی چه تجربههایی را از سر گذرانده، نزدیک بوده با یک ماشین تصادف کند، توی چاله بیفتد، غرق شود، غازها به او حمله کنند. چطور از بالاترین شاخههای درخت بالا میرفته، یا سگها از او میترسیدند.
اینکه حواسش نبوده که اوضاع چقدر میتواند خطرناک باشد. چطور دوستش یوسف را از دست داده، بزرگ شده، جنگ را تجربه کرده، گرسنگی کشیده و چطور برای یافتن کار تلاش کرده است.
پدربزرگ حتی تعریف می کند که چطور عاشق شده و ازدواج کرده، خانه ساخته، ماشین خریده و بالاخره پدربزرگ شده و چه اوقات خوبی را با نوهاش گذرانده است. درست به بلندی داستان یک عمر.
این خلاصه محتوای نوشتاری کتاب است، اما به زودی میفهمیم که آنچه پدربزرگ نقل میکند همه داستان نیست.
یوتا باوئر نویسنده و تصویرگر کتاب با بهکارگیری دوگانه تصویر و جملات، بازی معنایی جالبی را خلق کرده است. وقتی تصاویر را نگاه میکنیم، جملات معنای دیگری پیدا میکنند. پدربزرگ داستان زندگی خودش را تعریف میکند و ما در تصاویر فرشتهای را میبینیم که چطور از کودکی همیشه همراه پدربزرگ بوده و در تمام آن ماجراها نقش داشته است.
داستان «فرشته پدربزرگ» با توجه به موضوعی که روایت میکند، شاید تلخ به نظر برسد. اما با حضور «فرشته» همه این تلخیها تلطیف می شود. تلخی هایی مانند: تصادف، تنهایی، از دست دادن دوست، گرسنگی، جنگ، زورگویی، مرگ، حادثه و…
باوئر با بهکارگیری این تکنیک، سطحی از «معنا» را به داستان وارد میکند: حقیقت همه آن چیزی نیست که ما میبینیم. وقتی سگها از ترس میلرزیدند پای یک فرشته وسط بوده، همانطور که جان سالم بهدربردن از تصادف ماشین یا پیدا کردن یک شغل و… بقیه ماجراهای کتاب نیز.
وجود «فرشته» درواقع همان نیمه پر لیوان است؛ موجودی که تجربهها را معنادار میکند. فرشته در داستان قوت قلبی برای کودک است. کودک، فرشته را به تجربهها و زندگی شخصی خود تعمیم می دهد. فرشته پدربزرگ هم سرمایه معنوی (Spirtual Capital) را پشتیبانی می کند و هم تکنیکی برای پشت سر گذاشتن زمان و مکان در دنیای کودکانه است... [ متن کامل را با کلیک روی این لینک بخوانید]
مفاهیم: جنگ، سوگ، فقدان، مرگ، زندگی، هوش معنوی، تلاش، معنا، باور و ...
جستارهای مشابه را در سایت، در مجله نقد و بررسی کتاب کودک و نوجوان دنبال کنید.
#الهام_فخرایی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#هوش_معنوی
#فرشته_پدربزرگ
#روایت_درمانی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@Radiop4c
@RadioP4C
https://elhamfakhraee.ir
مدرسه مهارت های تفکر
فرشته پدربزرگ؛ روایتی برای تمرینِ دیدن نیمۀ پر لیوان
کتاب «فرشته پدربزرگ» داستانی معناگرا درباره مرگ و زندگی است. نخستین تصویر داستان، پدربزرگ بیماری را نشان میدهد که نوهاش به ...
🔥1
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔺 پرورش هوش اخلاقی و آموزه های دینی (نقدی بر کتاب مواظب جریمه خدا باش)
الهام فخرایی
کتاب "مواظب جریمه خدا باش" با نگاهی به آموزه های دینی در سال 1394 توسط نشر قدیانی برای گروه سنی الف و ب منتشر شده است.
در این مقاله، ضرورت طرح و شیوه بیان موضوع با نظر به برنامه "فلسفه برای کودکان" نقد و بررسی می شود.
در بخشی از مقاله آمده:
مهمترین پرسشی که با مطالعه این کتاب برای مخاطب علاقمند به حوزه تربیت مطرح می شود، این است که آیا برای آموزش وسعت رحمت خداوند و تربیت اخلاقی کودکان راهی بهتر از پرداختن به جهنم و ارایه تصویری واقعی (؟) از آن به تعبیر ابهری، وجود نداشت؟ آیا برای آموختن مرزها و حدود اخلاقی به فرزندانمان بهتر نیست آنها را به پرسشگری مجهز کنیم و با قرار دادن در موقعیت های فرضی، چالش های پیش روی یک انسان را برایشان طرح و اصول و شیوه های تصمیم گیری درست و منطبق بر اخلاق جمعی را در کنارشان تمرین کنیم.
اگر پرسش های مطرح شده در قالب #فبک درباره هر بخش از کتاب را مرور کنید، درخواهید یافت که هدف عمده از طرح این پرسش ها تقویت پرسشگری کودک و ارایه ی مفاهیمی نظیر مسئولیت پذیری، برابری، خوبی، بدی، درست، نادرست، جامعه، فردیت و ... است.
این پرسشها در مجموع تصویری کلی بنام جامعه را طرح و بر مسئولیت فردی و اجتماعی تاکید می کند. از طریق این پرسش ها می کوشیم فضای خط کشی شده بین مومنان و گناهکاران را حذف و این آموزه را تقویت کنیم که هیچ کسی گناهکار به دنیا نمی آید و همه ی ما در قبال رشد و سعادت یکدیگر مسئولیم و... ابتدا باید در همین دنیا برای ساختن بهشت و حذف جهنم تلاش کنیم.
البته هرچقدر در آموزش کودکان بتوانیم آموزه های مورد نظر را به تفکر عینی و ملموس نزدیک کنیم، تاثیر بهتری خواهند داشت. اینکه بجای ترسیم تصویر واقعی عذاب های جهنم یا لذات بهشتی، کودکان را متوجه ی فضای فعلی کنیم و از آنها بخواهیم و در عمل بیاموزانیم که بهشت را باید در همین دنیای اطرافمان جستجو کنیم و از دل معاشرت با افراد همین جامعه، نه اینکه با مقصرپنداری و این توجیه که "تقصیر خودشان است"، صرفا در پی ترک کردن، دور کردن یا به زندان انداختن گناهکاران باشیم.
... در جریان کندوکاو فلسفی به این شیوه یاد میگیریم که همه ما در یک مجموعه زندگی می کنیم و هیچ کاری نیست که روی تمام اعضای مجموعه اثر نگذارد؛ چه خوب و چه بد. یاد می گیریم که این مجموعه شامل فقط انسانها هم نیست و موجودات دیگری هم در آن سهم دارند. به این ترتیب کودک به یک سیستم درونی مجهز می شود و مجازات و تنبیه را ناشی از خشم و انتقام نمی داند، بلکه برای آن کارکردی تربیتی خواهد یافت که به بهبود شرایط تمام یک مجموعه منجر خواهد شد. در این شیوه حتی فردی که مرتکب اشتباه شده است، خودش را از مجموعه جدا نمی داند و دیگران هم او را یک موجود منفور طرد شده به حساب نمی آورند.
بحث درباره ی پرسش های طرح شده ما و کودکان را متوجه این امر می کند که هر کدام ضعف ها و قوت هایی داریم و برای حیات و بقای بهتر مجموعه لازم است در کنار یکدیگر باشیم و در رفع و بهبود کاستی های یکدیگر تلاش کنیم و هرگز تمام یک مجموعه یا وجود یک فرد را به خاطر یک اشتباه طرد نکنیم.
... مفاهیمی نظیر بهشت و جهنم، بیان لذات بهشت یا توصیف عذاب های جهنم، معرفی کردن خدا بعنوان عامل مجازات و تاکید روی جنبه های انتزاعی از این دست بدون گفتگوی عقلانی و حمایت روانی حساب شده، به سختی برای کودک قابل درک خواهد بود و چه بسا منجر به نگرانی، ترس، گیج شدن و حتی گسست روحی و روانی کودک از آموزه های دینی و تجربه های معنوی خواهد شد.
حال آنکه از طریق گفتگو، پرسش و پاسخ و تامل همگانی درباره ی یک وضعیت و جستجوی دلیل، کودک به یک منطق درونی مجهز می شود که الزاما نیازی به وجود یک جهنم یا بهشت و عامل بیرونی (پلیس یا مجری قانون) برای اخلاقی و درست رفتار کردن نخواهد داشت، هر چند دینداران در نهایت و بر اساس باورهای دینی معتقدند که این موارد موضوعیت دارند.
همچنانکه در نهجالبلاغه آمده:" الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة. خدایا من ترا به طمع بهشت و یا از ترس جهنم عبادت نمی كنم، بلكه ترا مستحق و سزاوار پرستش یافتم".
#الهام_فخرایی
#هوش_اخلاقی
#هوش_معنوی
#تفکر_سیستمی
#گروه_سنی_الف_و_ب
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
کتاب "مواظب جریمه خدا باش" با نگاهی به آموزه های دینی در سال 1394 توسط نشر قدیانی برای گروه سنی الف و ب منتشر شده است.
در این مقاله، ضرورت طرح و شیوه بیان موضوع با نظر به برنامه "فلسفه برای کودکان" نقد و بررسی می شود.
در بخشی از مقاله آمده:
مهمترین پرسشی که با مطالعه این کتاب برای مخاطب علاقمند به حوزه تربیت مطرح می شود، این است که آیا برای آموزش وسعت رحمت خداوند و تربیت اخلاقی کودکان راهی بهتر از پرداختن به جهنم و ارایه تصویری واقعی (؟) از آن به تعبیر ابهری، وجود نداشت؟ آیا برای آموختن مرزها و حدود اخلاقی به فرزندانمان بهتر نیست آنها را به پرسشگری مجهز کنیم و با قرار دادن در موقعیت های فرضی، چالش های پیش روی یک انسان را برایشان طرح و اصول و شیوه های تصمیم گیری درست و منطبق بر اخلاق جمعی را در کنارشان تمرین کنیم.
اگر پرسش های مطرح شده در قالب #فبک درباره هر بخش از کتاب را مرور کنید، درخواهید یافت که هدف عمده از طرح این پرسش ها تقویت پرسشگری کودک و ارایه ی مفاهیمی نظیر مسئولیت پذیری، برابری، خوبی، بدی، درست، نادرست، جامعه، فردیت و ... است.
این پرسشها در مجموع تصویری کلی بنام جامعه را طرح و بر مسئولیت فردی و اجتماعی تاکید می کند. از طریق این پرسش ها می کوشیم فضای خط کشی شده بین مومنان و گناهکاران را حذف و این آموزه را تقویت کنیم که هیچ کسی گناهکار به دنیا نمی آید و همه ی ما در قبال رشد و سعادت یکدیگر مسئولیم و... ابتدا باید در همین دنیا برای ساختن بهشت و حذف جهنم تلاش کنیم.
البته هرچقدر در آموزش کودکان بتوانیم آموزه های مورد نظر را به تفکر عینی و ملموس نزدیک کنیم، تاثیر بهتری خواهند داشت. اینکه بجای ترسیم تصویر واقعی عذاب های جهنم یا لذات بهشتی، کودکان را متوجه ی فضای فعلی کنیم و از آنها بخواهیم و در عمل بیاموزانیم که بهشت را باید در همین دنیای اطرافمان جستجو کنیم و از دل معاشرت با افراد همین جامعه، نه اینکه با مقصرپنداری و این توجیه که "تقصیر خودشان است"، صرفا در پی ترک کردن، دور کردن یا به زندان انداختن گناهکاران باشیم.
... در جریان کندوکاو فلسفی به این شیوه یاد میگیریم که همه ما در یک مجموعه زندگی می کنیم و هیچ کاری نیست که روی تمام اعضای مجموعه اثر نگذارد؛ چه خوب و چه بد. یاد می گیریم که این مجموعه شامل فقط انسانها هم نیست و موجودات دیگری هم در آن سهم دارند. به این ترتیب کودک به یک سیستم درونی مجهز می شود و مجازات و تنبیه را ناشی از خشم و انتقام نمی داند، بلکه برای آن کارکردی تربیتی خواهد یافت که به بهبود شرایط تمام یک مجموعه منجر خواهد شد. در این شیوه حتی فردی که مرتکب اشتباه شده است، خودش را از مجموعه جدا نمی داند و دیگران هم او را یک موجود منفور طرد شده به حساب نمی آورند.
بحث درباره ی پرسش های طرح شده ما و کودکان را متوجه این امر می کند که هر کدام ضعف ها و قوت هایی داریم و برای حیات و بقای بهتر مجموعه لازم است در کنار یکدیگر باشیم و در رفع و بهبود کاستی های یکدیگر تلاش کنیم و هرگز تمام یک مجموعه یا وجود یک فرد را به خاطر یک اشتباه طرد نکنیم.
... مفاهیمی نظیر بهشت و جهنم، بیان لذات بهشت یا توصیف عذاب های جهنم، معرفی کردن خدا بعنوان عامل مجازات و تاکید روی جنبه های انتزاعی از این دست بدون گفتگوی عقلانی و حمایت روانی حساب شده، به سختی برای کودک قابل درک خواهد بود و چه بسا منجر به نگرانی، ترس، گیج شدن و حتی گسست روحی و روانی کودک از آموزه های دینی و تجربه های معنوی خواهد شد.
حال آنکه از طریق گفتگو، پرسش و پاسخ و تامل همگانی درباره ی یک وضعیت و جستجوی دلیل، کودک به یک منطق درونی مجهز می شود که الزاما نیازی به وجود یک جهنم یا بهشت و عامل بیرونی (پلیس یا مجری قانون) برای اخلاقی و درست رفتار کردن نخواهد داشت، هر چند دینداران در نهایت و بر اساس باورهای دینی معتقدند که این موارد موضوعیت دارند.
همچنانکه در نهجالبلاغه آمده:" الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة. خدایا من ترا به طمع بهشت و یا از ترس جهنم عبادت نمی كنم، بلكه ترا مستحق و سزاوار پرستش یافتم".
#الهام_فخرایی
#هوش_اخلاقی
#هوش_معنوی
#تفکر_سیستمی
#گروه_سنی_الف_و_ب
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤3👍2
جهنم در فومن
#یادداشت
الهام فخرایی
کسی نقل قول کرد که قرار است در قالب یک کار فرهنگی، یک جهنم واقعی در شهر سرسبز و زیبای فومن ساخته شود.
این خبر که هنوز از راستی آن مطمئن نیستم، آنقدر عجیب است که یاد کتاب "مواظب جریمه خدا باش" افتادم.
کتابی که سال ۱۳۹۴ توسط نشر قدیانی برای گروه سنی الف و ب منتشر شده است.
نمیدانم پروژه این نمونه شبیهسازی شده جهنم، ربطی به آن کتاب دارد یا نه، اما به نظرم هر دو از یک آبشخور فرهنگی و فکری تغذیه میکنند.
در نقدی که پیشتر بر کتاب نوشته بودم، سوال این بود که آیا برای تربیت اخلاقی راهی بهتر از پرداختن به جهنم و ارایه تصویری واقعی (؟) از آن به تعبیر نويسنده (ابهری) وجود نداشت؟ آیا برای آموختن مرزها و حدود اخلاقی به فرزندانمان بهتر نیست آنها را به پرسشگری مجهز کنیم و با قرار دادن در موقعیتهای فرضی، چالشهای پیش روی یک انسان را برایشان طرح و اصول و شیوههای تصمیمگیری درست و منطبق بر اخلاق را در کنارشان تمرین کنیم.
فارغ از اینکه مفاهیمی مانند بهشت و جهنم، بیان لذات بهشت یا توصیف عذابهای جهنم، معرفی کردن خدا بعنوان عامل مجازات و تاکید روی جنبههای انتزاعی از این دست بدون گفتگوی عقلانی و حمایت روانی حساب شده، به سختی برای افراد بهخصوص کودک قابل درک خواهد بود و چه بسا منجر به نگرانی، ترس، گیج شدن و حتی گسست روحی و روانی کودک از آموزههای دینی و تجربههای معنوی خواهد شد.
حال آنکه از طریق گفتگو، پرسش و پاسخ و تامل همگانی درباره ی یک وضعیت و جستجوی دلیل، فرد به یک منطق درونی مجهز می شود که الزاما وجود جهنم یا بهشت و عامل بیرونی (پلیس یا مجری قانون) برای اخلاقی و درست رفتار کردنش ضرورت نخواهد داشت.
همچنانکه در نهجالبلاغه آمده:" الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة. خدایا من ترا به طمع بهشت و یا از ترس جهنم عبادت نمی كنم، بلكه ترا مستحق و سزاوار پرستش یافتم".
امروز اما اگر بخواهم در مورد این پروژه ساخت جهنم در دل بهشت پرسشی جدید مطرح کنم، احتمالا این خواهد بود که:
جهنم شبیهسازی شده واقعی قرار است جای خالی کدام کار فرهنگی را پر کند؟ با بودجه ساخت این پروژه، چند کتاب میتوان خریداری کرد؟ چند کتابخانه یا کلاس درس حتی کوچک راهاندازی کرد؟ کدامیک در پرورش اخلاقی فرزندان ایران موثرتر است؟ تحصیل یا ترس؟ و بسیاری پرسشهای دیگر ...
#الهام_فخرایی
#هوش_اخلاقی
#هوش_معنوی
#تفکر_سیستمی
#نقد_فرهنگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#یادداشت
الهام فخرایی
کسی نقل قول کرد که قرار است در قالب یک کار فرهنگی، یک جهنم واقعی در شهر سرسبز و زیبای فومن ساخته شود.
این خبر که هنوز از راستی آن مطمئن نیستم، آنقدر عجیب است که یاد کتاب "مواظب جریمه خدا باش" افتادم.
کتابی که سال ۱۳۹۴ توسط نشر قدیانی برای گروه سنی الف و ب منتشر شده است.
نمیدانم پروژه این نمونه شبیهسازی شده جهنم، ربطی به آن کتاب دارد یا نه، اما به نظرم هر دو از یک آبشخور فرهنگی و فکری تغذیه میکنند.
در نقدی که پیشتر بر کتاب نوشته بودم، سوال این بود که آیا برای تربیت اخلاقی راهی بهتر از پرداختن به جهنم و ارایه تصویری واقعی (؟) از آن به تعبیر نويسنده (ابهری) وجود نداشت؟ آیا برای آموختن مرزها و حدود اخلاقی به فرزندانمان بهتر نیست آنها را به پرسشگری مجهز کنیم و با قرار دادن در موقعیتهای فرضی، چالشهای پیش روی یک انسان را برایشان طرح و اصول و شیوههای تصمیمگیری درست و منطبق بر اخلاق را در کنارشان تمرین کنیم.
فارغ از اینکه مفاهیمی مانند بهشت و جهنم، بیان لذات بهشت یا توصیف عذابهای جهنم، معرفی کردن خدا بعنوان عامل مجازات و تاکید روی جنبههای انتزاعی از این دست بدون گفتگوی عقلانی و حمایت روانی حساب شده، به سختی برای افراد بهخصوص کودک قابل درک خواهد بود و چه بسا منجر به نگرانی، ترس، گیج شدن و حتی گسست روحی و روانی کودک از آموزههای دینی و تجربههای معنوی خواهد شد.
حال آنکه از طریق گفتگو، پرسش و پاسخ و تامل همگانی درباره ی یک وضعیت و جستجوی دلیل، فرد به یک منطق درونی مجهز می شود که الزاما وجود جهنم یا بهشت و عامل بیرونی (پلیس یا مجری قانون) برای اخلاقی و درست رفتار کردنش ضرورت نخواهد داشت.
همچنانکه در نهجالبلاغه آمده:" الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة. خدایا من ترا به طمع بهشت و یا از ترس جهنم عبادت نمی كنم، بلكه ترا مستحق و سزاوار پرستش یافتم".
امروز اما اگر بخواهم در مورد این پروژه ساخت جهنم در دل بهشت پرسشی جدید مطرح کنم، احتمالا این خواهد بود که:
جهنم شبیهسازی شده واقعی قرار است جای خالی کدام کار فرهنگی را پر کند؟ با بودجه ساخت این پروژه، چند کتاب میتوان خریداری کرد؟ چند کتابخانه یا کلاس درس حتی کوچک راهاندازی کرد؟ کدامیک در پرورش اخلاقی فرزندان ایران موثرتر است؟ تحصیل یا ترس؟ و بسیاری پرسشهای دیگر ...
#الهام_فخرایی
#هوش_اخلاقی
#هوش_معنوی
#تفکر_سیستمی
#نقد_فرهنگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍8👏7❤5😢1👌1