🔺درباره زوتوپیا، فیلها و صلح
الهام فخرایی
قهرمان انیمیشن «زوتوپیا ZOOTOPIA» یک خرگوش کوچولو است که نمیخواهد در چارچوبهای از پیش تعیین شده، محدود بماند. رویای او این است که بهعنوان یک پلیس خدمت کند؛ در زوتوپیا شهری که در آن هر کسی میتواند همانی باشد که دلش میخواهد. زوتوپیا مرزها را برداشته و هیچ حیوانی به صرف وحشی یا اهلیبودن ارزشگذاری نمیشود، همه یکدیگر را پذیرفتهاند و در یک جامعه مدنی در کنار هم زندگی میکنند؛ زوتوپیا، شهری که متعلق به حیوانات است.
زوتوپیا درواقع برداشتی از جامعه آرمانی فیلسوفها یا همان اتوپیاست که در قالبی کودکانه و در دنیای حیوانات به تصویر کشیده شده است...
ادامه 👇
https://goo.gl/jiCMZf
#نوشتار
#مفهوم_دیگری
#صلح
#یک_پیشنهاد
#یک_انیمیشن
#هوش_اجتماعی
#هوش_اخلاقی
#ورود_فیلها_ممنوع
#روانشناسی_تحلیلی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@Aleph_ba
@RadioP4C
الهام فخرایی
قهرمان انیمیشن «زوتوپیا ZOOTOPIA» یک خرگوش کوچولو است که نمیخواهد در چارچوبهای از پیش تعیین شده، محدود بماند. رویای او این است که بهعنوان یک پلیس خدمت کند؛ در زوتوپیا شهری که در آن هر کسی میتواند همانی باشد که دلش میخواهد. زوتوپیا مرزها را برداشته و هیچ حیوانی به صرف وحشی یا اهلیبودن ارزشگذاری نمیشود، همه یکدیگر را پذیرفتهاند و در یک جامعه مدنی در کنار هم زندگی میکنند؛ زوتوپیا، شهری که متعلق به حیوانات است.
زوتوپیا درواقع برداشتی از جامعه آرمانی فیلسوفها یا همان اتوپیاست که در قالبی کودکانه و در دنیای حیوانات به تصویر کشیده شده است...
ادامه 👇
https://goo.gl/jiCMZf
#نوشتار
#مفهوم_دیگری
#صلح
#یک_پیشنهاد
#یک_انیمیشن
#هوش_اجتماعی
#هوش_اخلاقی
#ورود_فیلها_ممنوع
#روانشناسی_تحلیلی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@Aleph_ba
@RadioP4C
الـفـبـــــا
درباره زوتوپیا، فیلها و صلح - الـفـبـــــا
الهام فخرایی// قهرمان انیمیشن «زوتوپیا ZOOTOPIA» یک خرگوش کوچولو است که نمیخواهد در چارچوبهای از پیش تعیین شده، محدود بماند. رویای او این است که بهعنوان یک پلیس خدمت […]
🔺 پرورش هوش اخلاقی و آموزه های دینی (نقدی بر کتاب مواظب جریمه خدا باش)
الهام فخرایی
کتاب "مواظب جریمه خدا باش" با نگاهی به آموزه های دینی در سال 1394 توسط نشر قدیانی برای گروه سنی الف و ب منتشر شده است.
در این مقاله، ضرورت طرح و شیوه بیان موضوع با نظر به برنامه "فلسفه برای کودکان" نقد و بررسی می شود.
در بخشی از مقاله آمده:
مهمترین پرسشی که با مطالعه این کتاب برای مخاطب علاقمند به حوزه تربیت مطرح می شود، این است که آیا برای آموزش وسعت رحمت خداوند و تربیت اخلاقی کودکان راهی بهتر از پرداختن به جهنم و ارایه تصویری واقعی (؟) از آن به تعبیر ابهری، وجود نداشت؟ آیا برای آموختن مرزها و حدود اخلاقی به فرزندانمان بهتر نیست آنها را به پرسشگری مجهز کنیم و با قرار دادن در موقعیت های فرضی، چالش های پیش روی یک انسان را برایشان طرح و اصول و شیوه های تصمیم گیری درست و منطبق بر اخلاق جمعی را در کنارشان تمرین کنیم.
اگر پرسش های مطرح شده در قالب #فبک درباره هر بخش از کتاب را مرور کنید، درخواهید یافت که هدف عمده از طرح این پرسش ها تقویت پرسشگری کودک و ارایه ی مفاهیمی نظیر مسئولیت پذیری، برابری، خوبی، بدی، درست، نادرست، جامعه، فردیت و ... است.
این پرسشها در مجموع تصویری کلی بنام جامعه را طرح و بر مسئولیت فردی و اجتماعی تاکید می کند. از طریق این پرسش ها می کوشیم فضای خط کشی شده بین مومنان و گناهکاران را حذف و این آموزه را تقویت کنیم که هیچ کسی گناهکار به دنیا نمی آید و همه ی ما در قبال رشد و سعادت یکدیگر مسئولیم و... ابتدا باید در همین دنیا برای ساختن بهشت و حذف جهنم تلاش کنیم.
البته هرچقدر در آموزش کودکان بتوانیم آموزه های مورد نظر را به تفکر عینی و ملموس نزدیک کنیم، تاثیر بهتری خواهند داشت. اینکه بجای ترسیم تصویر واقعی عذاب های جهنم یا لذات بهشتی، کودکان را متوجه ی فضای فعلی کنیم و از آنها بخواهیم و در عمل بیاموزانیم که بهشت را باید در همین دنیای اطرافمان جستجو کنیم و از دل معاشرت با افراد همین جامعه، نه اینکه با مقصرپنداری و این توجیه که "تقصیر خودشان است"، صرفا در پی ترک کردن، دور کردن یا به زندان انداختن گناهکاران باشیم.
... در جریان #کندوکاو_فلسفی به این شیوه یاد میگیریم که همه ما در یک مجموعه زندگی می کنیم و هیچ کاری نیست که روی تمام اعضای مجموعه اثر نگذارد؛ چه خوب و چه بد. یاد می گیریم که این مجموعه شامل فقط انسانها هم نیست و موجودات دیگری هم در آن سهم دارند. به این ترتیب کودک به یک سیستم درونی مجهز می شود و مجازات و تنبیه را ناشی از خشم و انتقام نمی داند، بلکه برای آن کارکردی تربیتی خواهد یافت که به بهبود شرایط تمام یک مجموعه منجر خواهد شد. در این شیوه حتی فردی که مرتکب اشتباه شده است، خودش را از مجموعه جدا نمی داند و دیگران هم او را یک موجود منفور طرد شده به حساب نمی آورند.
بحث درباره ی پرسش های طرح شده ما و کودکان را متوجه این امر می کند که هر کدام ضعف ها و قوت هایی داریم و برای حیات و بقای بهتر مجموعه لازم است در کنار یکدیگر باشیم و در رفع و بهبود کاستی های یکدیگر تلاش کنیم و هرگز تمام یک مجموعه یا وجود یک فرد را به خاطر یک اشتباه طرد نکنیم.
... مفاهیمی نظیر بهشت و جهنم، بیان لذات بهشت یا توصیف عذاب های جهنم، معرفی کردن خدا بعنوان عامل مجازات و تاکید روی جنبه های انتزاعی از این دست بدون گفتگوی عقلانی و حمایت روانی حساب شده، به سختی برای کودک قابل درک خواهد بود و چه بسا منجر به نگرانی، ترس، گیج شدن و حتی گسست روحی و روانی کودک از آموزه های دینی و تجربه های معنوی خواهد شد.
حال آنکه از طریق گفتگو، پرسش و پاسخ و تامل همگانی درباره ی یک وضعیت و جستجوی دلیل، کودک به یک منطق درونی مجهز می شود که الزاما نیازی به وجود یک جهنم یا بهشت و عامل بیرونی (پلیس یا مجری قانون) برای اخلاقی و درست رفتار کردن نخواهد داشت، هر چند دینداران در نهایت و بر اساس باورهای دینی معتقدند که این موارد موضوعیت دارند.
همچنانکه در نهجالبلاغه آمده:" الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة. خدایا من ترا به طمع بهشت و یا از ترس جهنم عبادت نمی كنم، بلكه ترا مستحق و سزاوار پرستش یافتم".
#الهام_فخرایی
#هوش_اخلاقی
#هوش_معنوی
#تفکر_سیستمی
#کاوشگری_فلسفی
#گروه_سنی_الف_و_ب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
کتاب "مواظب جریمه خدا باش" با نگاهی به آموزه های دینی در سال 1394 توسط نشر قدیانی برای گروه سنی الف و ب منتشر شده است.
در این مقاله، ضرورت طرح و شیوه بیان موضوع با نظر به برنامه "فلسفه برای کودکان" نقد و بررسی می شود.
در بخشی از مقاله آمده:
مهمترین پرسشی که با مطالعه این کتاب برای مخاطب علاقمند به حوزه تربیت مطرح می شود، این است که آیا برای آموزش وسعت رحمت خداوند و تربیت اخلاقی کودکان راهی بهتر از پرداختن به جهنم و ارایه تصویری واقعی (؟) از آن به تعبیر ابهری، وجود نداشت؟ آیا برای آموختن مرزها و حدود اخلاقی به فرزندانمان بهتر نیست آنها را به پرسشگری مجهز کنیم و با قرار دادن در موقعیت های فرضی، چالش های پیش روی یک انسان را برایشان طرح و اصول و شیوه های تصمیم گیری درست و منطبق بر اخلاق جمعی را در کنارشان تمرین کنیم.
اگر پرسش های مطرح شده در قالب #فبک درباره هر بخش از کتاب را مرور کنید، درخواهید یافت که هدف عمده از طرح این پرسش ها تقویت پرسشگری کودک و ارایه ی مفاهیمی نظیر مسئولیت پذیری، برابری، خوبی، بدی، درست، نادرست، جامعه، فردیت و ... است.
این پرسشها در مجموع تصویری کلی بنام جامعه را طرح و بر مسئولیت فردی و اجتماعی تاکید می کند. از طریق این پرسش ها می کوشیم فضای خط کشی شده بین مومنان و گناهکاران را حذف و این آموزه را تقویت کنیم که هیچ کسی گناهکار به دنیا نمی آید و همه ی ما در قبال رشد و سعادت یکدیگر مسئولیم و... ابتدا باید در همین دنیا برای ساختن بهشت و حذف جهنم تلاش کنیم.
البته هرچقدر در آموزش کودکان بتوانیم آموزه های مورد نظر را به تفکر عینی و ملموس نزدیک کنیم، تاثیر بهتری خواهند داشت. اینکه بجای ترسیم تصویر واقعی عذاب های جهنم یا لذات بهشتی، کودکان را متوجه ی فضای فعلی کنیم و از آنها بخواهیم و در عمل بیاموزانیم که بهشت را باید در همین دنیای اطرافمان جستجو کنیم و از دل معاشرت با افراد همین جامعه، نه اینکه با مقصرپنداری و این توجیه که "تقصیر خودشان است"، صرفا در پی ترک کردن، دور کردن یا به زندان انداختن گناهکاران باشیم.
... در جریان #کندوکاو_فلسفی به این شیوه یاد میگیریم که همه ما در یک مجموعه زندگی می کنیم و هیچ کاری نیست که روی تمام اعضای مجموعه اثر نگذارد؛ چه خوب و چه بد. یاد می گیریم که این مجموعه شامل فقط انسانها هم نیست و موجودات دیگری هم در آن سهم دارند. به این ترتیب کودک به یک سیستم درونی مجهز می شود و مجازات و تنبیه را ناشی از خشم و انتقام نمی داند، بلکه برای آن کارکردی تربیتی خواهد یافت که به بهبود شرایط تمام یک مجموعه منجر خواهد شد. در این شیوه حتی فردی که مرتکب اشتباه شده است، خودش را از مجموعه جدا نمی داند و دیگران هم او را یک موجود منفور طرد شده به حساب نمی آورند.
بحث درباره ی پرسش های طرح شده ما و کودکان را متوجه این امر می کند که هر کدام ضعف ها و قوت هایی داریم و برای حیات و بقای بهتر مجموعه لازم است در کنار یکدیگر باشیم و در رفع و بهبود کاستی های یکدیگر تلاش کنیم و هرگز تمام یک مجموعه یا وجود یک فرد را به خاطر یک اشتباه طرد نکنیم.
... مفاهیمی نظیر بهشت و جهنم، بیان لذات بهشت یا توصیف عذاب های جهنم، معرفی کردن خدا بعنوان عامل مجازات و تاکید روی جنبه های انتزاعی از این دست بدون گفتگوی عقلانی و حمایت روانی حساب شده، به سختی برای کودک قابل درک خواهد بود و چه بسا منجر به نگرانی، ترس، گیج شدن و حتی گسست روحی و روانی کودک از آموزه های دینی و تجربه های معنوی خواهد شد.
حال آنکه از طریق گفتگو، پرسش و پاسخ و تامل همگانی درباره ی یک وضعیت و جستجوی دلیل، کودک به یک منطق درونی مجهز می شود که الزاما نیازی به وجود یک جهنم یا بهشت و عامل بیرونی (پلیس یا مجری قانون) برای اخلاقی و درست رفتار کردن نخواهد داشت، هر چند دینداران در نهایت و بر اساس باورهای دینی معتقدند که این موارد موضوعیت دارند.
همچنانکه در نهجالبلاغه آمده:" الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة. خدایا من ترا به طمع بهشت و یا از ترس جهنم عبادت نمی كنم، بلكه ترا مستحق و سزاوار پرستش یافتم".
#الهام_فخرایی
#هوش_اخلاقی
#هوش_معنوی
#تفکر_سیستمی
#کاوشگری_فلسفی
#گروه_سنی_الف_و_ب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
شعر و فلسفه
درباره پیوستگی فلسفه و شعر و کاربرد آن در فبک خیلی سال پیش در مقاله ای اشاراتی داشتم؛ اینکه شعر پرمایه را به می توان بعنوان محتوا در فبک به کار گرفت، از آن جهت که حاوی جنبههای نظری و زمینه نظرورزی است.
بطور خاص اگر شما هم مایلید هویت ملی و عشق به ایران زمین را در کنار هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان بپرورانید، ادبیات حماسی شاهنامه را به عنوان محتوایی برای کارگاه های فلسفه با حفظ شرایط لازم به کار گیرید.
شاهنامه بشنوید و سرشار شوید.
@readingferdowsi
#محتوا
#رادیوفبک
#فبک
#شاهنامه
#همرسانی
#هوش_اخلاقی
#هویت_ملی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
درباره پیوستگی فلسفه و شعر و کاربرد آن در فبک خیلی سال پیش در مقاله ای اشاراتی داشتم؛ اینکه شعر پرمایه را به می توان بعنوان محتوا در فبک به کار گرفت، از آن جهت که حاوی جنبههای نظری و زمینه نظرورزی است.
بطور خاص اگر شما هم مایلید هویت ملی و عشق به ایران زمین را در کنار هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان بپرورانید، ادبیات حماسی شاهنامه را به عنوان محتوایی برای کارگاه های فلسفه با حفظ شرایط لازم به کار گیرید.
شاهنامه بشنوید و سرشار شوید.
@readingferdowsi
#محتوا
#رادیوفبک
#فبک
#شاهنامه
#همرسانی
#هوش_اخلاقی
#هویت_ملی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔺 پرورش هوش اخلاقی و آموزه های دینی (نقدی بر کتاب مواظب جریمه خدا باش)
الهام فخرایی
کتاب "مواظب جریمه خدا باش" با نگاهی به آموزه های دینی در سال 1394 توسط نشر قدیانی برای گروه سنی الف و ب منتشر شده است.
در این مقاله، ضرورت طرح و شیوه بیان موضوع با نظر به برنامه "فلسفه برای کودکان" نقد و بررسی می شود.
در بخشی از مقاله آمده:
مهمترین پرسشی که با مطالعه این کتاب برای مخاطب علاقمند به حوزه تربیت مطرح می شود، این است که آیا برای آموزش وسعت رحمت خداوند و تربیت اخلاقی کودکان راهی بهتر از پرداختن به جهنم و ارایه تصویری واقعی (؟) از آن به تعبیر ابهری، وجود نداشت؟ آیا برای آموختن مرزها و حدود اخلاقی به فرزندانمان بهتر نیست آنها را به پرسشگری مجهز کنیم و با قرار دادن در موقعیت های فرضی، چالش های پیش روی یک انسان را برایشان طرح و اصول و شیوه های تصمیم گیری درست و منطبق بر اخلاق جمعی را در کنارشان تمرین کنیم.
اگر پرسش های مطرح شده در قالب #فبک درباره هر بخش از کتاب را مرور کنید، درخواهید یافت که هدف عمده از طرح این پرسش ها تقویت پرسشگری کودک و ارایه ی مفاهیمی نظیر مسئولیت پذیری، برابری، خوبی، بدی، درست، نادرست، جامعه، فردیت و ... است.
این پرسشها در مجموع تصویری کلی بنام جامعه را طرح و بر مسئولیت فردی و اجتماعی تاکید می کند. از طریق این پرسش ها می کوشیم فضای خط کشی شده بین مومنان و گناهکاران را حذف و این آموزه را تقویت کنیم که هیچ کسی گناهکار به دنیا نمی آید و همه ی ما در قبال رشد و سعادت یکدیگر مسئولیم و... ابتدا باید در همین دنیا برای ساختن بهشت و حذف جهنم تلاش کنیم.
البته هرچقدر در آموزش کودکان بتوانیم آموزه های مورد نظر را به تفکر عینی و ملموس نزدیک کنیم، تاثیر بهتری خواهند داشت. اینکه بجای ترسیم تصویر واقعی عذاب های جهنم یا لذات بهشتی، کودکان را متوجه ی فضای فعلی کنیم و از آنها بخواهیم و در عمل بیاموزانیم که بهشت را باید در همین دنیای اطرافمان جستجو کنیم و از دل معاشرت با افراد همین جامعه، نه اینکه با مقصرپنداری و این توجیه که "تقصیر خودشان است"، صرفا در پی ترک کردن، دور کردن یا به زندان انداختن گناهکاران باشیم.
... در جریان کندوکاو فلسفی به این شیوه یاد میگیریم که همه ما در یک مجموعه زندگی می کنیم و هیچ کاری نیست که روی تمام اعضای مجموعه اثر نگذارد؛ چه خوب و چه بد. یاد می گیریم که این مجموعه شامل فقط انسانها هم نیست و موجودات دیگری هم در آن سهم دارند. به این ترتیب کودک به یک سیستم درونی مجهز می شود و مجازات و تنبیه را ناشی از خشم و انتقام نمی داند، بلکه برای آن کارکردی تربیتی خواهد یافت که به بهبود شرایط تمام یک مجموعه منجر خواهد شد. در این شیوه حتی فردی که مرتکب اشتباه شده است، خودش را از مجموعه جدا نمی داند و دیگران هم او را یک موجود منفور طرد شده به حساب نمی آورند.
بحث درباره ی پرسش های طرح شده ما و کودکان را متوجه این امر می کند که هر کدام ضعف ها و قوت هایی داریم و برای حیات و بقای بهتر مجموعه لازم است در کنار یکدیگر باشیم و در رفع و بهبود کاستی های یکدیگر تلاش کنیم و هرگز تمام یک مجموعه یا وجود یک فرد را به خاطر یک اشتباه طرد نکنیم.
... مفاهیمی نظیر بهشت و جهنم، بیان لذات بهشت یا توصیف عذاب های جهنم، معرفی کردن خدا بعنوان عامل مجازات و تاکید روی جنبه های انتزاعی از این دست بدون گفتگوی عقلانی و حمایت روانی حساب شده، به سختی برای کودک قابل درک خواهد بود و چه بسا منجر به نگرانی، ترس، گیج شدن و حتی گسست روحی و روانی کودک از آموزه های دینی و تجربه های معنوی خواهد شد.
حال آنکه از طریق گفتگو، پرسش و پاسخ و تامل همگانی درباره ی یک وضعیت و جستجوی دلیل، کودک به یک منطق درونی مجهز می شود که الزاما نیازی به وجود یک جهنم یا بهشت و عامل بیرونی (پلیس یا مجری قانون) برای اخلاقی و درست رفتار کردن نخواهد داشت، هر چند دینداران در نهایت و بر اساس باورهای دینی معتقدند که این موارد موضوعیت دارند.
همچنانکه در نهجالبلاغه آمده:" الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة. خدایا من ترا به طمع بهشت و یا از ترس جهنم عبادت نمی كنم، بلكه ترا مستحق و سزاوار پرستش یافتم".
#الهام_فخرایی
#هوش_اخلاقی
#هوش_معنوی
#تفکر_سیستمی
#گروه_سنی_الف_و_ب
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
کتاب "مواظب جریمه خدا باش" با نگاهی به آموزه های دینی در سال 1394 توسط نشر قدیانی برای گروه سنی الف و ب منتشر شده است.
در این مقاله، ضرورت طرح و شیوه بیان موضوع با نظر به برنامه "فلسفه برای کودکان" نقد و بررسی می شود.
در بخشی از مقاله آمده:
مهمترین پرسشی که با مطالعه این کتاب برای مخاطب علاقمند به حوزه تربیت مطرح می شود، این است که آیا برای آموزش وسعت رحمت خداوند و تربیت اخلاقی کودکان راهی بهتر از پرداختن به جهنم و ارایه تصویری واقعی (؟) از آن به تعبیر ابهری، وجود نداشت؟ آیا برای آموختن مرزها و حدود اخلاقی به فرزندانمان بهتر نیست آنها را به پرسشگری مجهز کنیم و با قرار دادن در موقعیت های فرضی، چالش های پیش روی یک انسان را برایشان طرح و اصول و شیوه های تصمیم گیری درست و منطبق بر اخلاق جمعی را در کنارشان تمرین کنیم.
اگر پرسش های مطرح شده در قالب #فبک درباره هر بخش از کتاب را مرور کنید، درخواهید یافت که هدف عمده از طرح این پرسش ها تقویت پرسشگری کودک و ارایه ی مفاهیمی نظیر مسئولیت پذیری، برابری، خوبی، بدی، درست، نادرست، جامعه، فردیت و ... است.
این پرسشها در مجموع تصویری کلی بنام جامعه را طرح و بر مسئولیت فردی و اجتماعی تاکید می کند. از طریق این پرسش ها می کوشیم فضای خط کشی شده بین مومنان و گناهکاران را حذف و این آموزه را تقویت کنیم که هیچ کسی گناهکار به دنیا نمی آید و همه ی ما در قبال رشد و سعادت یکدیگر مسئولیم و... ابتدا باید در همین دنیا برای ساختن بهشت و حذف جهنم تلاش کنیم.
البته هرچقدر در آموزش کودکان بتوانیم آموزه های مورد نظر را به تفکر عینی و ملموس نزدیک کنیم، تاثیر بهتری خواهند داشت. اینکه بجای ترسیم تصویر واقعی عذاب های جهنم یا لذات بهشتی، کودکان را متوجه ی فضای فعلی کنیم و از آنها بخواهیم و در عمل بیاموزانیم که بهشت را باید در همین دنیای اطرافمان جستجو کنیم و از دل معاشرت با افراد همین جامعه، نه اینکه با مقصرپنداری و این توجیه که "تقصیر خودشان است"، صرفا در پی ترک کردن، دور کردن یا به زندان انداختن گناهکاران باشیم.
... در جریان کندوکاو فلسفی به این شیوه یاد میگیریم که همه ما در یک مجموعه زندگی می کنیم و هیچ کاری نیست که روی تمام اعضای مجموعه اثر نگذارد؛ چه خوب و چه بد. یاد می گیریم که این مجموعه شامل فقط انسانها هم نیست و موجودات دیگری هم در آن سهم دارند. به این ترتیب کودک به یک سیستم درونی مجهز می شود و مجازات و تنبیه را ناشی از خشم و انتقام نمی داند، بلکه برای آن کارکردی تربیتی خواهد یافت که به بهبود شرایط تمام یک مجموعه منجر خواهد شد. در این شیوه حتی فردی که مرتکب اشتباه شده است، خودش را از مجموعه جدا نمی داند و دیگران هم او را یک موجود منفور طرد شده به حساب نمی آورند.
بحث درباره ی پرسش های طرح شده ما و کودکان را متوجه این امر می کند که هر کدام ضعف ها و قوت هایی داریم و برای حیات و بقای بهتر مجموعه لازم است در کنار یکدیگر باشیم و در رفع و بهبود کاستی های یکدیگر تلاش کنیم و هرگز تمام یک مجموعه یا وجود یک فرد را به خاطر یک اشتباه طرد نکنیم.
... مفاهیمی نظیر بهشت و جهنم، بیان لذات بهشت یا توصیف عذاب های جهنم، معرفی کردن خدا بعنوان عامل مجازات و تاکید روی جنبه های انتزاعی از این دست بدون گفتگوی عقلانی و حمایت روانی حساب شده، به سختی برای کودک قابل درک خواهد بود و چه بسا منجر به نگرانی، ترس، گیج شدن و حتی گسست روحی و روانی کودک از آموزه های دینی و تجربه های معنوی خواهد شد.
حال آنکه از طریق گفتگو، پرسش و پاسخ و تامل همگانی درباره ی یک وضعیت و جستجوی دلیل، کودک به یک منطق درونی مجهز می شود که الزاما نیازی به وجود یک جهنم یا بهشت و عامل بیرونی (پلیس یا مجری قانون) برای اخلاقی و درست رفتار کردن نخواهد داشت، هر چند دینداران در نهایت و بر اساس باورهای دینی معتقدند که این موارد موضوعیت دارند.
همچنانکه در نهجالبلاغه آمده:" الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة. خدایا من ترا به طمع بهشت و یا از ترس جهنم عبادت نمی كنم، بلكه ترا مستحق و سزاوار پرستش یافتم".
#الهام_فخرایی
#هوش_اخلاقی
#هوش_معنوی
#تفکر_سیستمی
#گروه_سنی_الف_و_ب
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤3👍2
جهنم در فومن
#یادداشت
الهام فخرایی
کسی نقل قول کرد که قرار است در قالب یک کار فرهنگی، یک جهنم واقعی در شهر سرسبز و زیبای فومن ساخته شود.
این خبر که هنوز از راستی آن مطمئن نیستم، آنقدر عجیب است که یاد کتاب "مواظب جریمه خدا باش" افتادم.
کتابی که سال ۱۳۹۴ توسط نشر قدیانی برای گروه سنی الف و ب منتشر شده است.
نمیدانم پروژه این نمونه شبیهسازی شده جهنم، ربطی به آن کتاب دارد یا نه، اما به نظرم هر دو از یک آبشخور فرهنگی و فکری تغذیه میکنند.
در نقدی که پیشتر بر کتاب نوشته بودم، سوال این بود که آیا برای تربیت اخلاقی راهی بهتر از پرداختن به جهنم و ارایه تصویری واقعی (؟) از آن به تعبیر نويسنده (ابهری) وجود نداشت؟ آیا برای آموختن مرزها و حدود اخلاقی به فرزندانمان بهتر نیست آنها را به پرسشگری مجهز کنیم و با قرار دادن در موقعیتهای فرضی، چالشهای پیش روی یک انسان را برایشان طرح و اصول و شیوههای تصمیمگیری درست و منطبق بر اخلاق را در کنارشان تمرین کنیم.
فارغ از اینکه مفاهیمی مانند بهشت و جهنم، بیان لذات بهشت یا توصیف عذابهای جهنم، معرفی کردن خدا بعنوان عامل مجازات و تاکید روی جنبههای انتزاعی از این دست بدون گفتگوی عقلانی و حمایت روانی حساب شده، به سختی برای افراد بهخصوص کودک قابل درک خواهد بود و چه بسا منجر به نگرانی، ترس، گیج شدن و حتی گسست روحی و روانی کودک از آموزههای دینی و تجربههای معنوی خواهد شد.
حال آنکه از طریق گفتگو، پرسش و پاسخ و تامل همگانی درباره ی یک وضعیت و جستجوی دلیل، فرد به یک منطق درونی مجهز می شود که الزاما وجود جهنم یا بهشت و عامل بیرونی (پلیس یا مجری قانون) برای اخلاقی و درست رفتار کردنش ضرورت نخواهد داشت.
همچنانکه در نهجالبلاغه آمده:" الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة. خدایا من ترا به طمع بهشت و یا از ترس جهنم عبادت نمی كنم، بلكه ترا مستحق و سزاوار پرستش یافتم".
امروز اما اگر بخواهم در مورد این پروژه ساخت جهنم در دل بهشت پرسشی جدید مطرح کنم، احتمالا این خواهد بود که:
جهنم شبیهسازی شده واقعی قرار است جای خالی کدام کار فرهنگی را پر کند؟ با بودجه ساخت این پروژه، چند کتاب میتوان خریداری کرد؟ چند کتابخانه یا کلاس درس حتی کوچک راهاندازی کرد؟ کدامیک در پرورش اخلاقی فرزندان ایران موثرتر است؟ تحصیل یا ترس؟ و بسیاری پرسشهای دیگر ...
#الهام_فخرایی
#هوش_اخلاقی
#هوش_معنوی
#تفکر_سیستمی
#نقد_فرهنگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#یادداشت
الهام فخرایی
کسی نقل قول کرد که قرار است در قالب یک کار فرهنگی، یک جهنم واقعی در شهر سرسبز و زیبای فومن ساخته شود.
این خبر که هنوز از راستی آن مطمئن نیستم، آنقدر عجیب است که یاد کتاب "مواظب جریمه خدا باش" افتادم.
کتابی که سال ۱۳۹۴ توسط نشر قدیانی برای گروه سنی الف و ب منتشر شده است.
نمیدانم پروژه این نمونه شبیهسازی شده جهنم، ربطی به آن کتاب دارد یا نه، اما به نظرم هر دو از یک آبشخور فرهنگی و فکری تغذیه میکنند.
در نقدی که پیشتر بر کتاب نوشته بودم، سوال این بود که آیا برای تربیت اخلاقی راهی بهتر از پرداختن به جهنم و ارایه تصویری واقعی (؟) از آن به تعبیر نويسنده (ابهری) وجود نداشت؟ آیا برای آموختن مرزها و حدود اخلاقی به فرزندانمان بهتر نیست آنها را به پرسشگری مجهز کنیم و با قرار دادن در موقعیتهای فرضی، چالشهای پیش روی یک انسان را برایشان طرح و اصول و شیوههای تصمیمگیری درست و منطبق بر اخلاق را در کنارشان تمرین کنیم.
فارغ از اینکه مفاهیمی مانند بهشت و جهنم، بیان لذات بهشت یا توصیف عذابهای جهنم، معرفی کردن خدا بعنوان عامل مجازات و تاکید روی جنبههای انتزاعی از این دست بدون گفتگوی عقلانی و حمایت روانی حساب شده، به سختی برای افراد بهخصوص کودک قابل درک خواهد بود و چه بسا منجر به نگرانی، ترس، گیج شدن و حتی گسست روحی و روانی کودک از آموزههای دینی و تجربههای معنوی خواهد شد.
حال آنکه از طریق گفتگو، پرسش و پاسخ و تامل همگانی درباره ی یک وضعیت و جستجوی دلیل، فرد به یک منطق درونی مجهز می شود که الزاما وجود جهنم یا بهشت و عامل بیرونی (پلیس یا مجری قانون) برای اخلاقی و درست رفتار کردنش ضرورت نخواهد داشت.
همچنانکه در نهجالبلاغه آمده:" الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة. خدایا من ترا به طمع بهشت و یا از ترس جهنم عبادت نمی كنم، بلكه ترا مستحق و سزاوار پرستش یافتم".
امروز اما اگر بخواهم در مورد این پروژه ساخت جهنم در دل بهشت پرسشی جدید مطرح کنم، احتمالا این خواهد بود که:
جهنم شبیهسازی شده واقعی قرار است جای خالی کدام کار فرهنگی را پر کند؟ با بودجه ساخت این پروژه، چند کتاب میتوان خریداری کرد؟ چند کتابخانه یا کلاس درس حتی کوچک راهاندازی کرد؟ کدامیک در پرورش اخلاقی فرزندان ایران موثرتر است؟ تحصیل یا ترس؟ و بسیاری پرسشهای دیگر ...
#الهام_فخرایی
#هوش_اخلاقی
#هوش_معنوی
#تفکر_سیستمی
#نقد_فرهنگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍8👏7❤5😢1👌1