🔺درباره زوتوپیا، فیلها و صلح
الهام فخرایی
قهرمان انیمیشن «زوتوپیا ZOOTOPIA» یک خرگوش کوچولو است که نمیخواهد در چارچوبهای از پیش تعیین شده، محدود بماند. رویای او این است که بهعنوان یک پلیس خدمت کند؛ در زوتوپیا شهری که در آن هر کسی میتواند همانی باشد که دلش میخواهد. زوتوپیا مرزها را برداشته و هیچ حیوانی به صرف وحشی یا اهلیبودن ارزشگذاری نمیشود، همه یکدیگر را پذیرفتهاند و در یک جامعه مدنی در کنار هم زندگی میکنند؛ زوتوپیا، شهری که متعلق به حیوانات است.
زوتوپیا درواقع برداشتی از جامعه آرمانی فیلسوفها یا همان اتوپیاست که در قالبی کودکانه و در دنیای حیوانات به تصویر کشیده شده است...
ادامه 👇
https://goo.gl/jiCMZf
#نوشتار
#مفهوم_دیگری
#صلح
#یک_پیشنهاد
#یک_انیمیشن
#هوش_اجتماعی
#هوش_اخلاقی
#ورود_فیلها_ممنوع
#روانشناسی_تحلیلی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@Aleph_ba
@RadioP4C
الهام فخرایی
قهرمان انیمیشن «زوتوپیا ZOOTOPIA» یک خرگوش کوچولو است که نمیخواهد در چارچوبهای از پیش تعیین شده، محدود بماند. رویای او این است که بهعنوان یک پلیس خدمت کند؛ در زوتوپیا شهری که در آن هر کسی میتواند همانی باشد که دلش میخواهد. زوتوپیا مرزها را برداشته و هیچ حیوانی به صرف وحشی یا اهلیبودن ارزشگذاری نمیشود، همه یکدیگر را پذیرفتهاند و در یک جامعه مدنی در کنار هم زندگی میکنند؛ زوتوپیا، شهری که متعلق به حیوانات است.
زوتوپیا درواقع برداشتی از جامعه آرمانی فیلسوفها یا همان اتوپیاست که در قالبی کودکانه و در دنیای حیوانات به تصویر کشیده شده است...
ادامه 👇
https://goo.gl/jiCMZf
#نوشتار
#مفهوم_دیگری
#صلح
#یک_پیشنهاد
#یک_انیمیشن
#هوش_اجتماعی
#هوش_اخلاقی
#ورود_فیلها_ممنوع
#روانشناسی_تحلیلی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@Aleph_ba
@RadioP4C
الـفـبـــــا
درباره زوتوپیا، فیلها و صلح - الـفـبـــــا
الهام فخرایی// قهرمان انیمیشن «زوتوپیا ZOOTOPIA» یک خرگوش کوچولو است که نمیخواهد در چارچوبهای از پیش تعیین شده، محدود بماند. رویای او این است که بهعنوان یک پلیس خدمت […]
🔺آموزش صلح به کودکان، راهی برای ساختن دنیای بدون خشونت
الهام فخرایی
اعتماد» مهمترین مفهومی است که از همان ابتدای تولد و در سالهای آغازین کودکی شکل میگیرد و مبنایی برای قضاوت «خود» و «جهان» کودک است. اگر کودک از احساس امنیت کافی برخوردار باشد، باور «من خوب هستم» در او شکل میگیرد، اما در فقدان اعتماد و امنیت، گزاره «من خوب نیستم» نقش پررنگتری در دنیای ذهن و روان او بازی خواهد کرد.
وضعیتی که در آن، شکلگیری یک «خودپنداره منفی»، کودک را نه تنها مستعد پذیرش انواع بداخلاقیها و اجحافها در قبال خودش میکند، بلکه به تعامل خشونتبار و پرخاشگری او نیز با دیگران دامن میزند. بنابراین درک ضرورت وجود فضایی مثبت در محیط زندگی کودک و دور ماندنش از خشونت و احساس عدم امنیت، چندان دشوار نیست.
اما وضعیت پیچیدهتری که کمتر به آن توجه داریم، زمانی رخ میدهد که باور «من خوب هستم» با «تو خوب نیستی» جمع بشود؛ در چنین حالتی اگرچه کودک از شرایط مساعد برخوردار بوده، اما حاضر به پذیرش و تعامل مسالمتآمیز با سایرین نخواهد بود. درواقع چنین کودکی در بزرگسالی بیش از آنکه بر شباهتهای میان خود و دیگران تاکید کند، وجوه تمایز را در نظر خواهد گرفت و آن را دستآویزی برای اعمال تبعیض و خشونت قرار خواهد داد و در نتیجه کمتر به برابری، ارزشهای انسانی و حقوق سایرین توجه خواهد کرد. چنین شرایطی فرد و در مقیاس بزرگتر جامعه را مستعد لحاظ و فربهسازی مفهومی به نام «دیگری» میکند.
نقطه مقابل این وضعیت، همراهی باور «من خوب هستم» با «تو خوب هستی» است. فرد یا جامعهای که چنین ترکیبی را در خود پرورش داده باشد، نه تنها تفاوتها را تهدید تلقی نمیکند، بلکه آن را فرصتی برای گسترش جهان شخصی خود محسوب خواهد کرد. چنین فردی مسائل را در گسترهای وسیعتر ارزیابی میکند، مفهوم تفکر سیستمی را بهتر درونی کرده و صلح را نه تنها در ارتباط با سایر انسانها از هر قومیت و نژاد و فرهنگی ارزشگذاری میکند، بلکه آن را به تعامل با حیوانات و طبیعت نیز تسری میدهد.
درست به همین دلیل است که برای داشتن جامعه و جهانی با کمترین میزان خشونت، باید از همان ابتدای کودکی نسبت به آموزش در راستای صلح و فراهمسازی شرایط مستعد آن اقدام کرد.
اگر شما نیز مایلید صلح را از کودکی آغاز کنید، با تاکید بر تجربههای بین فرهنگی فرصتهایی فراهم کنید که کودکان از نزدیک و فارغ از انتخابهای مبتنی بر علایق فردی با شرایط «دیگری» اعم از جنسیت، نژاد، قوم، فرهنگ و… آشنا شود. ضمن اینکه به موازات این تجربهها از معیارهای عقلانی برای تعیین آنچه به صدق و حقیقت نزدیکتر است، کمک میگیرید. هر چه کودک بیشتر در چنین موقعیتهایی قرار بگیرد، کمتر احتمال دارد به مفهوم «دیگری» در معنای منفی آن و در جایگاه «فروتر» قائل باشد و در عوض در بزرگسالی در تعامل با سایرین بهویژه گروههای اقلیت یا دارای فرهنگ متفاوت، رفتار مسالمتآمیز و همراه با تسامح و تساهل بیشتری از خود نشان خواهد داد.
#الهام_فخرایی
#نوشتار
#صلح
#هوش_اجتماعی
#هوش_بین_فرهنگی
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
اعتماد» مهمترین مفهومی است که از همان ابتدای تولد و در سالهای آغازین کودکی شکل میگیرد و مبنایی برای قضاوت «خود» و «جهان» کودک است. اگر کودک از احساس امنیت کافی برخوردار باشد، باور «من خوب هستم» در او شکل میگیرد، اما در فقدان اعتماد و امنیت، گزاره «من خوب نیستم» نقش پررنگتری در دنیای ذهن و روان او بازی خواهد کرد.
وضعیتی که در آن، شکلگیری یک «خودپنداره منفی»، کودک را نه تنها مستعد پذیرش انواع بداخلاقیها و اجحافها در قبال خودش میکند، بلکه به تعامل خشونتبار و پرخاشگری او نیز با دیگران دامن میزند. بنابراین درک ضرورت وجود فضایی مثبت در محیط زندگی کودک و دور ماندنش از خشونت و احساس عدم امنیت، چندان دشوار نیست.
اما وضعیت پیچیدهتری که کمتر به آن توجه داریم، زمانی رخ میدهد که باور «من خوب هستم» با «تو خوب نیستی» جمع بشود؛ در چنین حالتی اگرچه کودک از شرایط مساعد برخوردار بوده، اما حاضر به پذیرش و تعامل مسالمتآمیز با سایرین نخواهد بود. درواقع چنین کودکی در بزرگسالی بیش از آنکه بر شباهتهای میان خود و دیگران تاکید کند، وجوه تمایز را در نظر خواهد گرفت و آن را دستآویزی برای اعمال تبعیض و خشونت قرار خواهد داد و در نتیجه کمتر به برابری، ارزشهای انسانی و حقوق سایرین توجه خواهد کرد. چنین شرایطی فرد و در مقیاس بزرگتر جامعه را مستعد لحاظ و فربهسازی مفهومی به نام «دیگری» میکند.
نقطه مقابل این وضعیت، همراهی باور «من خوب هستم» با «تو خوب هستی» است. فرد یا جامعهای که چنین ترکیبی را در خود پرورش داده باشد، نه تنها تفاوتها را تهدید تلقی نمیکند، بلکه آن را فرصتی برای گسترش جهان شخصی خود محسوب خواهد کرد. چنین فردی مسائل را در گسترهای وسیعتر ارزیابی میکند، مفهوم تفکر سیستمی را بهتر درونی کرده و صلح را نه تنها در ارتباط با سایر انسانها از هر قومیت و نژاد و فرهنگی ارزشگذاری میکند، بلکه آن را به تعامل با حیوانات و طبیعت نیز تسری میدهد.
درست به همین دلیل است که برای داشتن جامعه و جهانی با کمترین میزان خشونت، باید از همان ابتدای کودکی نسبت به آموزش در راستای صلح و فراهمسازی شرایط مستعد آن اقدام کرد.
اگر شما نیز مایلید صلح را از کودکی آغاز کنید، با تاکید بر تجربههای بین فرهنگی فرصتهایی فراهم کنید که کودکان از نزدیک و فارغ از انتخابهای مبتنی بر علایق فردی با شرایط «دیگری» اعم از جنسیت، نژاد، قوم، فرهنگ و… آشنا شود. ضمن اینکه به موازات این تجربهها از معیارهای عقلانی برای تعیین آنچه به صدق و حقیقت نزدیکتر است، کمک میگیرید. هر چه کودک بیشتر در چنین موقعیتهایی قرار بگیرد، کمتر احتمال دارد به مفهوم «دیگری» در معنای منفی آن و در جایگاه «فروتر» قائل باشد و در عوض در بزرگسالی در تعامل با سایرین بهویژه گروههای اقلیت یا دارای فرهنگ متفاوت، رفتار مسالمتآمیز و همراه با تسامح و تساهل بیشتری از خود نشان خواهد داد.
#الهام_فخرایی
#نوشتار
#صلح
#هوش_اجتماعی
#هوش_بین_فرهنگی
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
ما اینجا زندگی می کنیم الیور جفرز #یک_کتاب #یک_پیشنهاد #صلح #مفهوم_دیگری #هوش_بین_فرهنگی #فبک https://www.instagram.com/p/BorqAken-VW/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=hz5gngfqcw78 @RadioP4C
🔺کاوشگری در مفهوم صلح
تاملی بر کتاب "ما اینجا زندگی می کنیم"
الهام فخرایی
الیور جفرز، راوی کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم»، دستبهکار نوشتن یک یادداشت برای نوزاد تازه به دنیا آمدهاش شده تا به قول خودش به او کمک کند بهعنوان یک تازهوارد روی سیاره زمین سردرگم نشود و سفرش را راحتتر شروع کند. ما نمیدانیم این نوزاد دختر است یا پسر و راستی چه اهمیتی دارد؟! مهم این است که او انسان است و یکی از ساکنین سیاره زمین.
راهنمای زندگی روی سیاره زمین، ضمن خوشآمد گویی به نوزاد تازهوارد، از منظومه خورشیدی در آسمان شروع و بعد گامبهگام به زمین نزدیکتر میشود. درباره خشکیها و دریاها، شتاب و کندی، انسانها و حیوانات و... حرف میزند و در آخر دوباره به آسمان میرسد و سیاره زمین؛ یعنی تنها جایی که برای زندگی داریم.
الیور جفرز، با این رفت و برگشت به نقطهای که از آن شروع کردیم، به ما یادآوری میکند که جهان، دیگری نیست و همه به نوعی کنار هم هستیم. این پیوستگی نشانگر تفکر سیستماتیک نویسنده است. او با اوجگرفتن و نشاندادن زمین از بالا و بعد فرودآمدن و غورکردن تا عمق دریاها، به تصویرکشیدن عناصر طبیعت و سازههای بشری و حتی پرداختن به درون بدن انسان، به زبانی ساده و غیرمستقیم به نگاه ما عمق، وسعت و همزمان درس مسئولیتپذیری میدهد.
درواقع او تاکید دارد که زندگی ما به این سیاره و حیات سیاره به ما بستگی دارد، برای همین است که به نوزادش مینویسد: «مواظب بدنت باش، بیشتر اعضای آن دیگر رشد نمیکنند.» و کمی بعد «خب این سیاره زمین است، حسابی مواظبش باش، تنها چیزی است که داریم.»
شاید در نگاه اول فکر کنید کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» صرفا محتوایی علمی و آموزشی دارد، اما با کمی ژرفنگری و مفهومیابی، آن را مستعد کلیدزدن یک گفتوگوی فیلسوفانه درباره نقشه مفهومی صلح نظیر ارتباط، یگانگی، تمایز، خشونت، مهربانی، تبعیض، برتری و... خواهید یافت.
"دیگری" یکی از این مفاهیم محوری در کتاب است؛ یک مفهوم مرزی که میتوان آن را از وجوه مختلفی دید و به بحث گذاشت، به این معنا که میشود جنبههای اشتراک با دیگری را به حساب آورد و خود را ملزم به مهربانی و برابری دانست یا دیگری را موجودی متمایز انگاشت و طرد کرد.
در متن کتاب میخوانیم: «شاید قیافهمان با هم فرق داشته باشد، هر کداممان یک جور رفتار کنیم و متفاوت به نظر میرسیم، اما تو اصلا گول این چیزها را نخور، همه ما انسانیم... حیوانات هم نمیتوانند حرف بزنند، اما این دلیل نمیشود با آنها مهربان نباشیم... تعداد ما خیلی زیاد است، پس مهربان باش، همه چیز به اندازه کافی برای همه هست.» جفرز ضمن تاکید بر جستوجوی شخصی، بر محدودبودن دانش ما و لزوم پرسیدن از دیگران نیز توصیه میکند.
این تاکید بر هویت جمعی، مهربانی و حتی لزوم ارتباط و تقسیمکردن زمین و داشتههایش و در عین حال حفاظت از آن بیش از آنکه به کاوشگری علمی مربوط باشد، به زیست جهان ذهنی و اجتماعی انسان وابسته است. ما ناگزیریم یکدیگر را بپذیریم، چون همانطور که جفرز به نوزادش مینویسد: «و هرگز روی زمین تنها نیستی!»
تصویرگری کتاب با رنگهای متنوع، بهکارگیری مقیاسها و عینیسازی مفاهیم از طریق پرداختن به جزئیات از دیگر امتیازات کتاب محسوب میشود.
تصویر زمین تنها و معلق در منظومه خورشیدی، مملو از انسانهایی با انواع و اقسام نژادها و فرهنگها، از زنان برقعپوش افغان گرفته تا مرد نیمهبرهنه بودایی و نیز حیواناتی که از انسانها هم جورواجورتر هستند، همگی ذهن پویا و چشمان پرسشگر کودک را جذب میکنند.
خواندن این کتاب پیش از خواب، میتواند بهانهای برای رویاپردازی درباره سفر صلح و کاوشگری فلسفی برای جهان بهتر در روز باشد.
#الهام_فخرایی
لینک
#نوشتار
#صلح
#مفهوم_دیگری
#هوش_بین_فرهنگی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#ما_اینجا_زندگی_میکنیم
#فبک
#رادیوفبک
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@aleph_ba
تاملی بر کتاب "ما اینجا زندگی می کنیم"
الهام فخرایی
الیور جفرز، راوی کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم»، دستبهکار نوشتن یک یادداشت برای نوزاد تازه به دنیا آمدهاش شده تا به قول خودش به او کمک کند بهعنوان یک تازهوارد روی سیاره زمین سردرگم نشود و سفرش را راحتتر شروع کند. ما نمیدانیم این نوزاد دختر است یا پسر و راستی چه اهمیتی دارد؟! مهم این است که او انسان است و یکی از ساکنین سیاره زمین.
راهنمای زندگی روی سیاره زمین، ضمن خوشآمد گویی به نوزاد تازهوارد، از منظومه خورشیدی در آسمان شروع و بعد گامبهگام به زمین نزدیکتر میشود. درباره خشکیها و دریاها، شتاب و کندی، انسانها و حیوانات و... حرف میزند و در آخر دوباره به آسمان میرسد و سیاره زمین؛ یعنی تنها جایی که برای زندگی داریم.
الیور جفرز، با این رفت و برگشت به نقطهای که از آن شروع کردیم، به ما یادآوری میکند که جهان، دیگری نیست و همه به نوعی کنار هم هستیم. این پیوستگی نشانگر تفکر سیستماتیک نویسنده است. او با اوجگرفتن و نشاندادن زمین از بالا و بعد فرودآمدن و غورکردن تا عمق دریاها، به تصویرکشیدن عناصر طبیعت و سازههای بشری و حتی پرداختن به درون بدن انسان، به زبانی ساده و غیرمستقیم به نگاه ما عمق، وسعت و همزمان درس مسئولیتپذیری میدهد.
درواقع او تاکید دارد که زندگی ما به این سیاره و حیات سیاره به ما بستگی دارد، برای همین است که به نوزادش مینویسد: «مواظب بدنت باش، بیشتر اعضای آن دیگر رشد نمیکنند.» و کمی بعد «خب این سیاره زمین است، حسابی مواظبش باش، تنها چیزی است که داریم.»
شاید در نگاه اول فکر کنید کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» صرفا محتوایی علمی و آموزشی دارد، اما با کمی ژرفنگری و مفهومیابی، آن را مستعد کلیدزدن یک گفتوگوی فیلسوفانه درباره نقشه مفهومی صلح نظیر ارتباط، یگانگی، تمایز، خشونت، مهربانی، تبعیض، برتری و... خواهید یافت.
"دیگری" یکی از این مفاهیم محوری در کتاب است؛ یک مفهوم مرزی که میتوان آن را از وجوه مختلفی دید و به بحث گذاشت، به این معنا که میشود جنبههای اشتراک با دیگری را به حساب آورد و خود را ملزم به مهربانی و برابری دانست یا دیگری را موجودی متمایز انگاشت و طرد کرد.
در متن کتاب میخوانیم: «شاید قیافهمان با هم فرق داشته باشد، هر کداممان یک جور رفتار کنیم و متفاوت به نظر میرسیم، اما تو اصلا گول این چیزها را نخور، همه ما انسانیم... حیوانات هم نمیتوانند حرف بزنند، اما این دلیل نمیشود با آنها مهربان نباشیم... تعداد ما خیلی زیاد است، پس مهربان باش، همه چیز به اندازه کافی برای همه هست.» جفرز ضمن تاکید بر جستوجوی شخصی، بر محدودبودن دانش ما و لزوم پرسیدن از دیگران نیز توصیه میکند.
این تاکید بر هویت جمعی، مهربانی و حتی لزوم ارتباط و تقسیمکردن زمین و داشتههایش و در عین حال حفاظت از آن بیش از آنکه به کاوشگری علمی مربوط باشد، به زیست جهان ذهنی و اجتماعی انسان وابسته است. ما ناگزیریم یکدیگر را بپذیریم، چون همانطور که جفرز به نوزادش مینویسد: «و هرگز روی زمین تنها نیستی!»
تصویرگری کتاب با رنگهای متنوع، بهکارگیری مقیاسها و عینیسازی مفاهیم از طریق پرداختن به جزئیات از دیگر امتیازات کتاب محسوب میشود.
تصویر زمین تنها و معلق در منظومه خورشیدی، مملو از انسانهایی با انواع و اقسام نژادها و فرهنگها، از زنان برقعپوش افغان گرفته تا مرد نیمهبرهنه بودایی و نیز حیواناتی که از انسانها هم جورواجورتر هستند، همگی ذهن پویا و چشمان پرسشگر کودک را جذب میکنند.
خواندن این کتاب پیش از خواب، میتواند بهانهای برای رویاپردازی درباره سفر صلح و کاوشگری فلسفی برای جهان بهتر در روز باشد.
#الهام_فخرایی
لینک
#نوشتار
#صلح
#مفهوم_دیگری
#هوش_بین_فرهنگی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#ما_اینجا_زندگی_میکنیم
#فبک
#رادیوفبک
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@aleph_ba
الـفـبـــــا
کاوشگری در مفهوم صلح - الـفـبـــــا
الهام فخرایی// الیور جفرز راوی کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» دستبهکار نوشتن یک یادداشت برای نوزاد تازه به دنیا آمدهاش شده تا به قول خودش به او کمک کند […]
می خواهید در آینده چه کاره بشویید؟
توی خواب همش برای "هلیله"(روستای عبدالکریم) که یک گوشه ای آرام و دنج بود، با صدای بلند گریه میکنم. دلم برای حرف زدن با غلام که به خاطر هلیله همش تو آماده باش بود تنگ شده.
آقای نجف پور عزیز (معلم انشا) توی دنیا چه شغلی هست که خواب های خراب انسان را خوب کند؟
برادرم میگوید: داداشی توی دنیا "آرمیچر"بزرگی است که کره زمین را میچرخاند.
برادرم آدم خنگی هست؛ اما عقلش در مورد آرمیچر خوب کار میکند، یک روز شربت سینه دردش را ریخت روی کره جغرافیا، با کره رفت سر شیر آب و با یک توپ سفید برگشت، گفت: داداشی اگر آرمیچر زمین تند بچرخد، قیافه اش میشود مثل این. کره را با اسکاچ شسته بود.
توی چشمام سیل (نگاه)کرد و گفت: داداشی بیا بریم تو کار آرمیچرش!
همان روز روپوش دکتری، کیف مهندسی و لباس خلبانی را از خیالاتم پاک کردم. از بین همه ی شغل های دنیا، تو فکر یک دکه ی کوچک، سر نبش پیاده روی جلوی سازمان ملل هستم، اسم هم برایش انتخاب کردم: "دکه پرزیدنت"
اسم خوراکی ها و قیمت ارزانشان را میچسبانم زیر برف پاک کن ماشین رئیس جمهورها، کی از ارزانی بدش میآید؟
رئیس جمهورها که مشتری ام شدند، شغل آینده ام شروع میشود. من فکر میکنم رئیس جمهور یکی را میخواهد که اسم رفیقهای کلاس چهارمش را یادش بیاورد، #رئیس_جمهور اگر وقتی رنگینکش را کله کله میخورد، به حرفهای من گوش کند، رئیس جمهور اگر مثل ما ظهر داغ تابستان پاهایش را لخت کند برود از کارخانه وزیری یخ بیاورد، رئیس جمهور اگر وقتی شاهین از بالا سقوط میکند، کنار ما بنشیند و سه روز و سه شب خوراکش بشود اشک، رئیس جمهور اگر با ما زیر تابوت شهیدهایی که هنوز از جنگ مال سی سال پیش، جسدشان را پیدا میکنند و میآورند بیاید، شبانه باک بنزین همه هواپیماهای جنگی را سوراخ میکند، رئیس جمهور اگر هفت روز و شب کمک ما کاه گل بکشد بالا که زمستونی سقف چکه نکند روی خونه زندگیمون، دیگر نمیآید سقف خانه های ما را سوراخ های درشت درشت بکند.
رئیس جمهور اگر تا ته حرف های مرا گوش کند، رنگینکش که تمام شد دیگر برنمی گردد به سازمان ملل. محال ممکن است. میگوید: رنجروو (اسم مستعار عبدالکریم) فندک داری؟ بعد سیگاری روشن میکند و پشت به همه چیز آرام آرام قدم میزند و دور میشود و من روی پیاده روی جلوی سازمان ملل به خواب آرامی فرو میروم که هیچ وقت نرفته ام.
یک متن مناسب برای کارگاه های فبک نوجوانان
متن نامه پایانی عبدالکریم
فیلم " تنهای تنهای تنها "
کارگردان: احسان عبدی پور
#یک_فیلم
#یک_پیشنهاد
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#فلسفه_سیاسی
#جنگ
#صلح
#نه_به_جنگ
#فبک
#فلسفه_برای_کودکان
#فلسفه_برای_کودکان_و_نوجوانان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
توی خواب همش برای "هلیله"(روستای عبدالکریم) که یک گوشه ای آرام و دنج بود، با صدای بلند گریه میکنم. دلم برای حرف زدن با غلام که به خاطر هلیله همش تو آماده باش بود تنگ شده.
آقای نجف پور عزیز (معلم انشا) توی دنیا چه شغلی هست که خواب های خراب انسان را خوب کند؟
برادرم میگوید: داداشی توی دنیا "آرمیچر"بزرگی است که کره زمین را میچرخاند.
برادرم آدم خنگی هست؛ اما عقلش در مورد آرمیچر خوب کار میکند، یک روز شربت سینه دردش را ریخت روی کره جغرافیا، با کره رفت سر شیر آب و با یک توپ سفید برگشت، گفت: داداشی اگر آرمیچر زمین تند بچرخد، قیافه اش میشود مثل این. کره را با اسکاچ شسته بود.
توی چشمام سیل (نگاه)کرد و گفت: داداشی بیا بریم تو کار آرمیچرش!
همان روز روپوش دکتری، کیف مهندسی و لباس خلبانی را از خیالاتم پاک کردم. از بین همه ی شغل های دنیا، تو فکر یک دکه ی کوچک، سر نبش پیاده روی جلوی سازمان ملل هستم، اسم هم برایش انتخاب کردم: "دکه پرزیدنت"
اسم خوراکی ها و قیمت ارزانشان را میچسبانم زیر برف پاک کن ماشین رئیس جمهورها، کی از ارزانی بدش میآید؟
رئیس جمهورها که مشتری ام شدند، شغل آینده ام شروع میشود. من فکر میکنم رئیس جمهور یکی را میخواهد که اسم رفیقهای کلاس چهارمش را یادش بیاورد، #رئیس_جمهور اگر وقتی رنگینکش را کله کله میخورد، به حرفهای من گوش کند، رئیس جمهور اگر مثل ما ظهر داغ تابستان پاهایش را لخت کند برود از کارخانه وزیری یخ بیاورد، رئیس جمهور اگر وقتی شاهین از بالا سقوط میکند، کنار ما بنشیند و سه روز و سه شب خوراکش بشود اشک، رئیس جمهور اگر با ما زیر تابوت شهیدهایی که هنوز از جنگ مال سی سال پیش، جسدشان را پیدا میکنند و میآورند بیاید، شبانه باک بنزین همه هواپیماهای جنگی را سوراخ میکند، رئیس جمهور اگر هفت روز و شب کمک ما کاه گل بکشد بالا که زمستونی سقف چکه نکند روی خونه زندگیمون، دیگر نمیآید سقف خانه های ما را سوراخ های درشت درشت بکند.
رئیس جمهور اگر تا ته حرف های مرا گوش کند، رنگینکش که تمام شد دیگر برنمی گردد به سازمان ملل. محال ممکن است. میگوید: رنجروو (اسم مستعار عبدالکریم) فندک داری؟ بعد سیگاری روشن میکند و پشت به همه چیز آرام آرام قدم میزند و دور میشود و من روی پیاده روی جلوی سازمان ملل به خواب آرامی فرو میروم که هیچ وقت نرفته ام.
یک متن مناسب برای کارگاه های فبک نوجوانان
متن نامه پایانی عبدالکریم
فیلم " تنهای تنهای تنها "
کارگردان: احسان عبدی پور
#یک_فیلم
#یک_پیشنهاد
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#فلسفه_سیاسی
#جنگ
#صلح
#نه_به_جنگ
#فبک
#فلسفه_برای_کودکان
#فلسفه_برای_کودکان_و_نوجوانان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کودک و مانتیس
صلح این کودک و مانتیس (آخوندک) را ببینید و لذت ببرید. ببینید وقتی اجازه می دهیم کودک با دنیا در صلح باشد، یعنی چه؟!
👆 دوستش را ثبتنام نکرده اند و قرار شده خودش در خانه به آخوندک درس بدهد.
پ. ن بابت ارسال این تجربه دیدنی از فرستنده سپاسگزارم 🌿
#کاوشگری_طبیعی
#صلح
#ارزشمندی
#فردیت
#گفتگو_با_طبیعت
#رادیوفبک
#فلسفه_برای_کودکان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#فلسفه_برای_کودکان_و_نوجوانان
@RadioP4C
صلح این کودک و مانتیس (آخوندک) را ببینید و لذت ببرید. ببینید وقتی اجازه می دهیم کودک با دنیا در صلح باشد، یعنی چه؟!
👆 دوستش را ثبتنام نکرده اند و قرار شده خودش در خانه به آخوندک درس بدهد.
پ. ن بابت ارسال این تجربه دیدنی از فرستنده سپاسگزارم 🌿
#کاوشگری_طبیعی
#صلح
#ارزشمندی
#فردیت
#گفتگو_با_طبیعت
#رادیوفبک
#فلسفه_برای_کودکان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#فلسفه_برای_کودکان_و_نوجوانان
@RadioP4C
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زاویه دید
درباره تفاوت نگاه کودکان و بزرگترها به آنچه پذیرفتنی و ناپذیرفتنی هست، پرسش های مرتبط با این فیلم میتواند درباره مفاهیمی نظیر نقص، کمال، کامل، مطلوب، تقلید و ... باشد. استخراج اولیه مفاهیم را به کودکان واگذار کنید. 👆
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#یک_فیلم
#یک_پیشنهاد
#مدارا
#دیگری
#صلح
#فلسفه_برای_کودکان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
درباره تفاوت نگاه کودکان و بزرگترها به آنچه پذیرفتنی و ناپذیرفتنی هست، پرسش های مرتبط با این فیلم میتواند درباره مفاهیمی نظیر نقص، کمال، کامل، مطلوب، تقلید و ... باشد. استخراج اولیه مفاهیم را به کودکان واگذار کنید. 👆
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#یک_فیلم
#یک_پیشنهاد
#مدارا
#دیگری
#صلح
#فلسفه_برای_کودکان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
✅ روز جهانی زبان مادری و صلح
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
منتشر شده در الفبآ
https://goo.gl/F0MIqy
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
منتشر شده در الفبآ
https://goo.gl/F0MIqy
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
الـفـبـــــا
روز جهانی زبان مادری و صلح - الـفـبـــــا
الهام فخرایی// بهبهانه ۲۱ فوریه، ۳ اسفند، روز جهانی زبان مادری زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به […]
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (Elham)
🔺کاوشگری در مفهوم صلح
تاملی بر کتاب "ما اینجا زندگی می کنیم"
الهام فخرایی
الیور جفرز، راوی کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم»، دستبهکار نوشتن یک یادداشت برای نوزاد تازه به دنیا آمدهاش شده تا به قول خودش به او کمک کند بهعنوان یک تازهوارد روی سیاره زمین سردرگم نشود و سفرش را راحتتر شروع کند. ما نمیدانیم این نوزاد دختر است یا پسر و راستی چه اهمیتی دارد؟! مهم این است که او انسان است و یکی از ساکنین سیاره زمین.
راهنمای زندگی روی سیاره زمین، ضمن خوشآمد گویی به نوزاد تازهوارد، از منظومه خورشیدی در آسمان شروع و بعد گامبهگام به زمین نزدیکتر میشود. درباره خشکیها و دریاها، شتاب و کندی، انسانها و حیوانات و... حرف میزند و در آخر دوباره به آسمان میرسد و سیاره زمین؛ یعنی تنها جایی که برای زندگی داریم.
الیور جفرز، با این رفت و برگشت به نقطهای که از آن شروع کردیم، به ما یادآوری میکند که جهان، دیگری نیست و همه به نوعی کنار هم هستیم. این پیوستگی نشانگر تفکر سیستماتیک نویسنده است. او با اوجگرفتن و نشاندادن زمین از بالا و بعد فرودآمدن و غورکردن تا عمق دریاها، به تصویرکشیدن عناصر طبیعت و سازههای بشری و حتی پرداختن به درون بدن انسان، به زبانی ساده و غیرمستقیم به نگاه ما عمق، وسعت و همزمان درس مسئولیتپذیری میدهد.
درواقع او تاکید دارد که زندگی ما به این سیاره و حیات سیاره به ما بستگی دارد، برای همین است که به نوزادش مینویسد: «مواظب بدنت باش، بیشتر اعضای آن دیگر رشد نمیکنند.» و کمی بعد «خب این سیاره زمین است، حسابی مواظبش باش، تنها چیزی است که داریم.»
شاید در نگاه اول فکر کنید کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» صرفا محتوایی علمی و آموزشی دارد، اما با کمی ژرفنگری و مفهومیابی، آن را مستعد کلیدزدن یک گفتوگوی فیلسوفانه درباره نقشه مفهومی صلح نظیر ارتباط، یگانگی، تمایز، خشونت، مهربانی، تبعیض، برتری و... خواهید یافت.
"دیگری" یکی از این مفاهیم محوری در کتاب است؛ یک مفهوم مرزی که میتوان آن را از وجوه مختلفی دید و به بحث گذاشت، به این معنا که میشود جنبههای اشتراک با دیگری را به حساب آورد و خود را ملزم به مهربانی و برابری دانست یا دیگری را موجودی متمایز انگاشت و طرد کرد.
در متن کتاب میخوانیم: «شاید قیافهمان با هم فرق داشته باشد، هر کداممان یک جور رفتار کنیم و متفاوت به نظر میرسیم، اما تو اصلا گول این چیزها را نخور، همه ما انسانیم... حیوانات هم نمیتوانند حرف بزنند، اما این دلیل نمیشود با آنها مهربان نباشیم... تعداد ما خیلی زیاد است، پس مهربان باش، همه چیز به اندازه کافی برای همه هست.» جفرز ضمن تاکید بر جستوجوی شخصی، بر محدودبودن دانش ما و لزوم پرسیدن از دیگران نیز توصیه میکند.
این تاکید بر هویت جمعی، مهربانی و حتی لزوم ارتباط و تقسیمکردن زمین و داشتههایش و در عین حال حفاظت از آن بیش از آنکه به کاوشگری علمی مربوط باشد، به زیست جهان ذهنی و اجتماعی انسان وابسته است. ما ناگزیریم یکدیگر را بپذیریم، چون همانطور که جفرز به نوزادش مینویسد: «و هرگز روی زمین تنها نیستی!»
تصویرگری کتاب با رنگهای متنوع، بهکارگیری مقیاسها و عینیسازی مفاهیم از طریق پرداختن به جزئیات از دیگر امتیازات کتاب محسوب میشود.
تصویر زمین تنها و معلق در منظومه خورشیدی، مملو از انسانهایی با انواع و اقسام نژادها و فرهنگها، از زنان برقعپوش افغان گرفته تا مرد نیمهبرهنه بودایی و نیز حیواناتی که از انسانها هم جورواجورتر هستند، همگی ذهن پویا و چشمان پرسشگر کودک را جذب میکنند.
خواندن این کتاب پیش از خواب، میتواند بهانهای برای رویاپردازی درباره سفر صلح و کاوشگری فلسفی برای جهان بهتر در روز باشد.
#الهام_فخرایی
لینک
#نوشتار
#صلح
#مفهوم_دیگری
#هوش_بین_فرهنگی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#ما_اینجا_زندگی_میکنیم
#فبک
#رادیوفبک
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@aleph_ba
تاملی بر کتاب "ما اینجا زندگی می کنیم"
الهام فخرایی
الیور جفرز، راوی کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم»، دستبهکار نوشتن یک یادداشت برای نوزاد تازه به دنیا آمدهاش شده تا به قول خودش به او کمک کند بهعنوان یک تازهوارد روی سیاره زمین سردرگم نشود و سفرش را راحتتر شروع کند. ما نمیدانیم این نوزاد دختر است یا پسر و راستی چه اهمیتی دارد؟! مهم این است که او انسان است و یکی از ساکنین سیاره زمین.
راهنمای زندگی روی سیاره زمین، ضمن خوشآمد گویی به نوزاد تازهوارد، از منظومه خورشیدی در آسمان شروع و بعد گامبهگام به زمین نزدیکتر میشود. درباره خشکیها و دریاها، شتاب و کندی، انسانها و حیوانات و... حرف میزند و در آخر دوباره به آسمان میرسد و سیاره زمین؛ یعنی تنها جایی که برای زندگی داریم.
الیور جفرز، با این رفت و برگشت به نقطهای که از آن شروع کردیم، به ما یادآوری میکند که جهان، دیگری نیست و همه به نوعی کنار هم هستیم. این پیوستگی نشانگر تفکر سیستماتیک نویسنده است. او با اوجگرفتن و نشاندادن زمین از بالا و بعد فرودآمدن و غورکردن تا عمق دریاها، به تصویرکشیدن عناصر طبیعت و سازههای بشری و حتی پرداختن به درون بدن انسان، به زبانی ساده و غیرمستقیم به نگاه ما عمق، وسعت و همزمان درس مسئولیتپذیری میدهد.
درواقع او تاکید دارد که زندگی ما به این سیاره و حیات سیاره به ما بستگی دارد، برای همین است که به نوزادش مینویسد: «مواظب بدنت باش، بیشتر اعضای آن دیگر رشد نمیکنند.» و کمی بعد «خب این سیاره زمین است، حسابی مواظبش باش، تنها چیزی است که داریم.»
شاید در نگاه اول فکر کنید کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» صرفا محتوایی علمی و آموزشی دارد، اما با کمی ژرفنگری و مفهومیابی، آن را مستعد کلیدزدن یک گفتوگوی فیلسوفانه درباره نقشه مفهومی صلح نظیر ارتباط، یگانگی، تمایز، خشونت، مهربانی، تبعیض، برتری و... خواهید یافت.
"دیگری" یکی از این مفاهیم محوری در کتاب است؛ یک مفهوم مرزی که میتوان آن را از وجوه مختلفی دید و به بحث گذاشت، به این معنا که میشود جنبههای اشتراک با دیگری را به حساب آورد و خود را ملزم به مهربانی و برابری دانست یا دیگری را موجودی متمایز انگاشت و طرد کرد.
در متن کتاب میخوانیم: «شاید قیافهمان با هم فرق داشته باشد، هر کداممان یک جور رفتار کنیم و متفاوت به نظر میرسیم، اما تو اصلا گول این چیزها را نخور، همه ما انسانیم... حیوانات هم نمیتوانند حرف بزنند، اما این دلیل نمیشود با آنها مهربان نباشیم... تعداد ما خیلی زیاد است، پس مهربان باش، همه چیز به اندازه کافی برای همه هست.» جفرز ضمن تاکید بر جستوجوی شخصی، بر محدودبودن دانش ما و لزوم پرسیدن از دیگران نیز توصیه میکند.
این تاکید بر هویت جمعی، مهربانی و حتی لزوم ارتباط و تقسیمکردن زمین و داشتههایش و در عین حال حفاظت از آن بیش از آنکه به کاوشگری علمی مربوط باشد، به زیست جهان ذهنی و اجتماعی انسان وابسته است. ما ناگزیریم یکدیگر را بپذیریم، چون همانطور که جفرز به نوزادش مینویسد: «و هرگز روی زمین تنها نیستی!»
تصویرگری کتاب با رنگهای متنوع، بهکارگیری مقیاسها و عینیسازی مفاهیم از طریق پرداختن به جزئیات از دیگر امتیازات کتاب محسوب میشود.
تصویر زمین تنها و معلق در منظومه خورشیدی، مملو از انسانهایی با انواع و اقسام نژادها و فرهنگها، از زنان برقعپوش افغان گرفته تا مرد نیمهبرهنه بودایی و نیز حیواناتی که از انسانها هم جورواجورتر هستند، همگی ذهن پویا و چشمان پرسشگر کودک را جذب میکنند.
خواندن این کتاب پیش از خواب، میتواند بهانهای برای رویاپردازی درباره سفر صلح و کاوشگری فلسفی برای جهان بهتر در روز باشد.
#الهام_فخرایی
لینک
#نوشتار
#صلح
#مفهوم_دیگری
#هوش_بین_فرهنگی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#ما_اینجا_زندگی_میکنیم
#فبک
#رادیوفبک
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@aleph_ba
الـفـبـــــا
کاوشگری در مفهوم صلح - الـفـبـــــا
الهام فخرایی// الیور جفرز راوی کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» دستبهکار نوشتن یک یادداشت برای نوزاد تازه به دنیا آمدهاش شده تا به قول خودش به او کمک کند […]
👌1
🔻در تکاپوی صلحپروری؛ آموزش صلح و نفی خشونت به کودکان
به کوشش مرکز تحقیقات و کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی دانشگاه شهید بهشتی و موزه صلح تهران به مناسبت روز جهانی کودکان
سخنرانان بترتیب:
#اصلی_عباسی
پژوهشگر حقوق بشردر مرکز تحقیقات و کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی یونسکو
موضوع: حق کودک بر آموزش صلح در چارچوب هنجاری نظام حقوق بشر
#الهام_فخرایی
دانشآموخته دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، پژوهشگر و فعال حوزه تعلیم و تربیت
موضوع: آموزش صلح به کودکان و نوجوانان و ملزومات آن
دبیر وبینار: سرکار خانم الهه مقربی
کارشناس ارشد حقوق بشر و پژوهشگر حقوق کودک
پنجشنبه ۲۷ آبان۱۴۰۰، ساعت ۱۴-۱۶
لینک استفاده از محتوای ضبط شده
#صلح
#تفکر_مراقبتی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
به کوشش مرکز تحقیقات و کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی دانشگاه شهید بهشتی و موزه صلح تهران به مناسبت روز جهانی کودکان
سخنرانان بترتیب:
#اصلی_عباسی
پژوهشگر حقوق بشردر مرکز تحقیقات و کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی یونسکو
موضوع: حق کودک بر آموزش صلح در چارچوب هنجاری نظام حقوق بشر
#الهام_فخرایی
دانشآموخته دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، پژوهشگر و فعال حوزه تعلیم و تربیت
موضوع: آموزش صلح به کودکان و نوجوانان و ملزومات آن
دبیر وبینار: سرکار خانم الهه مقربی
کارشناس ارشد حقوق بشر و پژوهشگر حقوق کودک
پنجشنبه ۲۷ آبان۱۴۰۰، ساعت ۱۴-۱۶
لینک استفاده از محتوای ضبط شده
#صلح
#تفکر_مراقبتی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
🔻روز جهانی زبان مادری و صلح
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
پرسشها:
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
پرسشها:
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻روز جهانی زبان مادری و صلح
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
پرسشها:
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
پرسشها:
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍5
🔻دستگیری دانشجویان معترض در آمریکا
#یادداشت
اینکه در آمریکا، دانشجویان معترض به حملات اسراییل دستگیر شده اند، جای تاسف دارد؛ چرا؟
چون صلح باارزش است و همه حق داریم در هر نقطه از جهان آن را مطالبه کنیم و هر جایی ظلمی واقع میشود، اعتراض کنیم. اصلا آزادی بیان برای همین است.
اما همزمان چند تا سوال مهم برایم مطرح میشود:
چه اتفاقی برای خبرنگاران، تهیه کنندگان، فیلمبردارها و حتی خود بازداشت شدهها بعد از تولید، پخش اخبار و انجام اعتراض میافتد؟ مثلا ممنوع الکار میشوند؟ اخراج یا اعدام؟ اخبار ماجرا پوشش داده میشود یا فیلتر میشود؟ آیا دسترسی مردم به شبکههای مجازی محدود شده یا مثلا اینترنت قطع میشود؟
این اخبار من را یاد ماجرای "جورج فلوید" می اندازد که آن هم بازتاب زیادی در جهان داشت.
مثلا همان ایام در سریال آمریکایی در حال پخش "یک میلیون چیز کوچک" یک قسمت کامل به ماجرای جورج فلوید و راه پیمایی مردم در حمایت از حقوق رنگین پوست ها اختصاص داده شد. در همان قسمت خشونتی که پلیس در قبال جورج فلوید مرتکب شده بود، تاثیرات روانی این ماجرا روی افکار عمومی به طور عام و رنگین پوست ها و مهاجران به طور خاص و همین طور خشونت مجدد پلیس در جریان راه پیمایی نمایش داده شد و مورد نقد قرار گرفت.
البته مجرم هم معرفی، محاکمه و مجازات شد، به خانواده فلوید هم غرامت پرداخت شد، پلیس و حاکمیت مسئولیت همه ماجرا را پذیرفت و عذرخواهی کرد، هیچ خبرنگاری به حبس محکوم نشد و ...
با اینهمه، حالا دوباره شبیه آن ماجرا به شکلی دیگر تکرار شده، این یعنی حکومت ها می توانند به دفعات اشتباه کنند
اما از قرار این هیولای قدرت را فقط قوانین شهروندی، نهادهای مردمی و البته افکار عمومی جهانی میتواند تا حدودی کنترل کند؛ حکومتها، لویاتان وار هر از گاهی اشتباهاتشان را تکرار می کنند و قوانین آنها را تحت کنترل و پاسخگو نگه می دارند
برای همین قانونگذار باید قوانین درستی تنظیم کند، قوانینی که حافظ حقوق انسانی در مقابل هر تهدیدی باشد و اجازه دهد ساکنان هر نقطه از این سیاره صدایشان شنیده شود!
البته قانون خوب لازم است، اما کافی نیست.
با هر ماجرایی که اطرافمان رخ میدهد، دور یا نزدیک؛ می توان این درس های کوچک ولی مهم را یادآوری کرد، شاید در آینده ای نه چندان دور آن پرنده کوچک صلح آزادتر باشد!
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#صلح
#نقد_فرهنگی
#فلسفه_سیاسی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#یادداشت
اینکه در آمریکا، دانشجویان معترض به حملات اسراییل دستگیر شده اند، جای تاسف دارد؛ چرا؟
چون صلح باارزش است و همه حق داریم در هر نقطه از جهان آن را مطالبه کنیم و هر جایی ظلمی واقع میشود، اعتراض کنیم. اصلا آزادی بیان برای همین است.
اما همزمان چند تا سوال مهم برایم مطرح میشود:
چه اتفاقی برای خبرنگاران، تهیه کنندگان، فیلمبردارها و حتی خود بازداشت شدهها بعد از تولید، پخش اخبار و انجام اعتراض میافتد؟ مثلا ممنوع الکار میشوند؟ اخراج یا اعدام؟ اخبار ماجرا پوشش داده میشود یا فیلتر میشود؟ آیا دسترسی مردم به شبکههای مجازی محدود شده یا مثلا اینترنت قطع میشود؟
این اخبار من را یاد ماجرای "جورج فلوید" می اندازد که آن هم بازتاب زیادی در جهان داشت.
مثلا همان ایام در سریال آمریکایی در حال پخش "یک میلیون چیز کوچک" یک قسمت کامل به ماجرای جورج فلوید و راه پیمایی مردم در حمایت از حقوق رنگین پوست ها اختصاص داده شد. در همان قسمت خشونتی که پلیس در قبال جورج فلوید مرتکب شده بود، تاثیرات روانی این ماجرا روی افکار عمومی به طور عام و رنگین پوست ها و مهاجران به طور خاص و همین طور خشونت مجدد پلیس در جریان راه پیمایی نمایش داده شد و مورد نقد قرار گرفت.
البته مجرم هم معرفی، محاکمه و مجازات شد، به خانواده فلوید هم غرامت پرداخت شد، پلیس و حاکمیت مسئولیت همه ماجرا را پذیرفت و عذرخواهی کرد، هیچ خبرنگاری به حبس محکوم نشد و ...
با اینهمه، حالا دوباره شبیه آن ماجرا به شکلی دیگر تکرار شده، این یعنی حکومت ها می توانند به دفعات اشتباه کنند
اما از قرار این هیولای قدرت را فقط قوانین شهروندی، نهادهای مردمی و البته افکار عمومی جهانی میتواند تا حدودی کنترل کند؛ حکومتها، لویاتان وار هر از گاهی اشتباهاتشان را تکرار می کنند و قوانین آنها را تحت کنترل و پاسخگو نگه می دارند
برای همین قانونگذار باید قوانین درستی تنظیم کند، قوانینی که حافظ حقوق انسانی در مقابل هر تهدیدی باشد و اجازه دهد ساکنان هر نقطه از این سیاره صدایشان شنیده شود!
البته قانون خوب لازم است، اما کافی نیست.
با هر ماجرایی که اطرافمان رخ میدهد، دور یا نزدیک؛ می توان این درس های کوچک ولی مهم را یادآوری کرد، شاید در آینده ای نه چندان دور آن پرنده کوچک صلح آزادتر باشد!
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#صلح
#نقد_فرهنگی
#فلسفه_سیاسی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🕊8👍7❤2
نه به خشونت
میدانیم که هیچ خبری از قله و چشماندازش نیست، میدانیم که هنوز برای بسیاری از بدیهیات حقوق شهروندی و نیازها و رفاه عمومی چه در تعریف قانونی و چه اختصاص بودجه یا اجرایی شدنش، باید مطالبه کنیم.
میدانیم در بسیاری از نقاط جغرافیای ایران، امکانات کافی درمانی، بهداشتی، آموزشی و حتی گاهی زیستی وجود ندارد.
میدانیم که مایلیم ورود مهاجرها با یک ساز و کار قانونی و بررسی شده، قابل کنترل و به نفع ارتقای جامعه میزبان انجام شود، اما همزمان میدانیم نبود هیچکدام از موارد بالا مجوز رفتار خشونتآمیز با فرد مهاجر و نفی حقوق انسانیاش نیست.
البته که فراهم نکردن همه نیازهای فوق، خودش نوعی اعمال خشونت بر ساکنان این سرزمین است و میتواند زمینهساز خشونت شود، اما مسئولیتش متوجه حکمرانی و مسئولان مربوطه است و فقدانش باز هم اعمال این خشونت را توجیه نمیکند.
مراقب باشیم وقتی علیه هیولا (هر آنچه موجب رنج و زحمت ما شده) میجنگیم، خودمان تبدیل به هیولای تازهای نشویم.
#الهام_فخرایی
#نقد_فرهنگی
#صلح
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهیبخشی بیشتر کمک میکنیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
میدانیم که هیچ خبری از قله و چشماندازش نیست، میدانیم که هنوز برای بسیاری از بدیهیات حقوق شهروندی و نیازها و رفاه عمومی چه در تعریف قانونی و چه اختصاص بودجه یا اجرایی شدنش، باید مطالبه کنیم.
میدانیم در بسیاری از نقاط جغرافیای ایران، امکانات کافی درمانی، بهداشتی، آموزشی و حتی گاهی زیستی وجود ندارد.
میدانیم که مایلیم ورود مهاجرها با یک ساز و کار قانونی و بررسی شده، قابل کنترل و به نفع ارتقای جامعه میزبان انجام شود، اما همزمان میدانیم نبود هیچکدام از موارد بالا مجوز رفتار خشونتآمیز با فرد مهاجر و نفی حقوق انسانیاش نیست.
البته که فراهم نکردن همه نیازهای فوق، خودش نوعی اعمال خشونت بر ساکنان این سرزمین است و میتواند زمینهساز خشونت شود، اما مسئولیتش متوجه حکمرانی و مسئولان مربوطه است و فقدانش باز هم اعمال این خشونت را توجیه نمیکند.
مراقب باشیم وقتی علیه هیولا (هر آنچه موجب رنج و زحمت ما شده) میجنگیم، خودمان تبدیل به هیولای تازهای نشویم.
#الهام_فخرایی
#نقد_فرهنگی
#صلح
به ضمیمه یک تجربه📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
تقریبا گم شده بودیم و کسی زبان انگلیسی متوجه نمیشد. توی ایستگاه سرگردان شده بودیم و با هم حرف میزدیم که ناگهان ایستاد.
برگشت و نگاهمان کرد. جوانی اهل افغانستان. زبان فارسی را بلد بود و حرف هم را میفهمیدیم، حتی بیشتر؛ همسایه، همزبانیم، حافظ و سعدی و رودکی و سمرقند و بخارا و ... برایمان آشناست.
خستگی از سر و رویش میبارید، اما ایستاد و کمک کرد تا راه برگشت را پیدا کنیم.
و من همزمان داشتم به رنجی که افغانستانیها تجربه کردهاند، فکر میکردم.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهیبخشی بیشتر کمک میکنیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍9❤3🕊2🔥1