رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارت‌های اندیشیدن)
2.58K subscribers
446 photos
92 videos
31 files
376 links
ویژه والدین و تسهیلگران

الهام فخرایی
مدرس- کوچ مهارتهای شناختی- روانشناختی
تفکر، یادگیری و تسهیلگری
دکتری فلسفه تعلیم و تربیت
دانش‌آموخته درمانگری

پشتیبانی:
@Asist_RadioP4C

برای دریافت لینک خرید اشتراک دوره‌های آفلاین و مشاوره به پشتیبانی پیام دهید.
Download Telegram
نقد یا انتقاد
اگر مایلیم نقد کنیم و نه انتقاد، لازمست چند #نکته را در نظر داشته باشیم:

۱. در خوانش نقادانه و تعیین عناصر ساختار فکری، علاوه بر اینکه اطلاعات متن را بررسی میکنیم، اطلاعات خودمان را هم بررسی میکنیم. سپس نقد را شروع کنیم.

۲. قرار نیست یک متن(بخصوص در محاوره) بگونه ای تنظیم شود که هر مخاطبی با هر سطح از اطلاعات را از پرسش بی نیاز کند. بخشی از فهم متن وابسته به کندوکاو خواننده متن (بطور عام) است. بنابراین با طرح پرسش هایی درباره متن و تلاش برای نقادی فهم اولیه خودمان، نسبت به فهم متن گشوده باشیم.

۳. مجهز شدن به خوانش نقادانه بیش و پیش از اینکه ابزار نقد دیگری باشد، وسیله ای برای نقد خود ما است. اگر ساختار فکری ما برای خودمان روشن نباشد و به درستی ادعاها، پیش فرضها، مفاهیم و ... را نسنجیده باشیم، نمیتوانیم نقد سنجیده ای ارایه کنیم.

#الهام_فخرایی
#تفکرنقادانه
#تفکر_مراقبتی
#تفکر_نقادانه
#نقد
#انتقاد
#فلسفه_برای_کودکان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان


#Criticalthinking
@RadioP4C
منتقد؛ غایب بزرگ
اگر متنی می نویسم و منتشر میکنم، اگر نوشته ام را می گذارم روی کانالی در تلگرام، اگر وارد فضای ژورنالیستی می‌شوم ولی همزمان انتظار دارم بطور خاص از نگاه حرفه ای و علمی نقد نشوم؛ یعنی انتظار دارم من تجربه هایم را منتشر کنم و تعداد زیادی هم آن را مطالعه کنند و شاید هم از آن تقلید کنند ولی کسی آن را نقد نکند.
اگر می‌گویم هدفم از انتشار این بوده که اصلاح شود ولی نقد را به خودم بگویید، آنهم در حالیکه متن را نه در فضایی خصوصی، نه در گروهی محدود، که در فضایی یک طرفه (کانال) منتشر کرده ام و افراد مختلفی آن را می خوانند (و فوروارد میکنند) و ممکن است آنها هم به تقلید از من همین رویه را تکرار کنند، به ویژه در حیطه کار با کودک و البته بعد از انتشار هم قراری ندارم که نقدها را به مطلب قبلیم ضمیمه کنم و... بهتر است یا تحملم را برای شنیدن نقد بالاتر ببرم یا مطلبم را در فضای عمومی و یک طرفه منتشر نکنم؛ به زبان ساده "شتر سواری دولا دولا نمی‌شود."

پ. ن
اینکه شمای تسهیلگر طرح درسی را در فضای مجازی منتشر می‌کنید و انتظار دارید، نقد نشود، به تفکر مراقبتی ارتباطی ندارد، بلکه بیشتر برمی‌گردد به جنبه های فردی و درونی شما.
#الهام_فخرایی

#تسهیلگری
#نقد
#تفکر_مراقبتی
#فبک
#تجربه_نگاری
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@‌RadioP4C
@RadioP4C
🔻گفتگوی مکانیکی یا پویا

یکی از مهارت های اساسی در زندگی روزمره به طور عام و در فبک بطور خاص (چه در تلقی محتوایی و چه روشی)، مهارت گفتگو است.

اما گفتگو صرفا یک امر فنی، روشمند و دستوری نیست که با رعایت دستورالعمل ها و به نحو مکانیکی انتظار داشته باشیم لزوما به دستاوردهای مطلوب برسیم.

درواقع جنبه های روانشناختی و عاطفی طرفین به عنوان بستر گفتگو نقش تعیین کننده ای دارد که اغلب نادیده گرفته می شود؛ یعنی یادمان می رود که با یک وضعیت سیال و بده بستان همه جانبه طرفیم.

البته اگر هدف ما گفتگو نیست، می توانیم این ملزومات را نادیده بگیریم، اما مادامی که قصد داریم به سمت جریان پویا و میدان معنا حرکت کنیم، نه تنها مجاز نیستیم از دشنام و کلمات توهین آمیز استفاده کنیم، بلکه صرف زیبا سخن گفتن و نوشتن هم نمی تواند ملاک گفتگوی موثر باشد. گاهی در جملات هیچ کلمه توهین آمیزی مصطلحی وجود ندارد ولی فاقد ملاحظات عاطفی و تفکر مراقبتی است.

مختصر اینکه برای گفتگو و تبادل معنا، پیش از هر چیز به گشودگی، توان خطر کردن و توان شک در خود نیاز داریم، به ویژه اگر در عرصه تعلیم و تربیت فعالیت می کنیم.

بنابراین در گفتگوهایی که چه در فضای مجازی و چه واقعی به ویژه در موقعیت های متناقض و چالش برانگیز دنبال می کنیم به یاد داشته باشیم آنچنان که میسگلد و نیکلسون مینویسند:

"صداهایی وجود دارند که باید شنیده شوند و ادعاهایی که باید پذیرفته شوند... کسانی که بتوانند به این صداها گوش بدهند و به این ادعاها پاسخ بدهند، فرهیختگی و نیز وارد شدنشان را در مسیر #تعلیم_و_تربیت نشان می دهند. آنان می توانند از ادعای #برتری خود دست بردارند و ذهنیت مربوط به امکان #کنترل اجتماعی را کنار بگذارند."

#الهام_فخرایی

#نظریه_گفتگو
#تفکر_مراقبتی


📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.


#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
داوری شناختی یا روانشناختی
(تاملی درباره دگرگویی و دگراندیشی)

انتخاب و داوری یکی از کاربردی ترین مهارت هایی است که در زندگی روزمره و آکادمیک به آن نیاز داریم.

این انتخاب می تواند تصمیم گیری درباره نوع لباس یا خوراک باشد یا انتخابات مدنی و یا حتی داوری درباره درستی و نادرستی یک ایده.

نکته مهم اینکه برای داوری درست همیشه نیاز داریم میان جنبه های روانشناختی و شناختی ماجرا تفکیک قائل شویم تا از درستی و اعتبار انتخابمان، اطمینان حاصل کنیم:

موقعیتی را در نظر بگیرید که در آن فردی با نحوه بیان متفاوت به عنوان صدای مخالف یا دگرانديش شناخته می شود، در حالی که دیدگاهش تفاوت جدی با دیگران ندارد و چه بسا در اقلیت هم نباشد. درواقع آنچه او را در اقلیت قرار داده صرفا نحوه بیان و عملکرد خارج از چارچوب توافق شده است. دگرگویی جنبه های روانشناختی ما را درگیر می کند. دگرگویی می تواند با بدزبانی همراه باشد یا مدیحه سرایی و چاپلوسی.

در چنین موقعیتی اگر جنبه های روانشناختی را از شناختی تفکیک نکنیم، ممکن است به صرف اینکه به این شخص علاقه مندیم یا از او بدمان می آید، احساسات و هیجانات مان را به آن وضعیت و شخص فرافکنی کنیم و #دگرگویی را با #دگرانديشی یا برعکس اشتباه بگیریم.

دگرگویی به عنوان یک ویژگی رفتاری مستقیما به حیطه شناختی ربط پیدا نمی کند، بلکه گوینده و شنونده را در حیطه #روانشناختی درگیر می کند.

برای اصلاح این وضعیت نیاز داریم تا از تفکر مراقبتی در حیطه روانشناختی و مهارت های تفکر در حیطه شناختی کمک بگیریم.

اگر با دگرگویی مواجهیم و برای ما ناخوشایند است، به این توجه کنیم که نمی توان چون با دیگری مخالفیم به او برچسب بزنیم، تحقیرش کنیم و با هر لحن و ادبیاتی او را خطاب قرار دهیم و اگر این دگرگویی خوشایند ما است، باز هم لازم است بین خوشایندهای روانی و دلالت های شناختی تفکیک قائل شویم‌؛ زیرا پسند ما تعیین کننده درستی یا نادرستی یک موضوع نیست.

درمقابل، دگرانديش در حیطه #شناختی به مثابه آنتی تز، تعادل پذیرفته شده را بر هم می زند، زاویه دید متفاوتی را طرح می کند که تازگی دارد یا در گروه خاموشان و اقلیت واقع شده است و توجه ما را به این زوایای فراموش شده یا نادیده گرفته شده جلب می کند و تشخیص این موضوع نیازمند بکارگیری مهارت های شناختی است.

وجود دگرانديش یک ضرورت است؛ درست مانند سقراط در جامعه آتن!

بنابراین برای دگرانديش بودن به صراحت نیازمندیم اما به دگرگویی گستاخانه یا مدیحانه خیر.

نکته مهم اینکه گاهی با دگرانديش دگرگو مواجه می شویم و اینجاست که برای داوری اصیل باید اصل سخن را ارزیابی و راستی آزمایی کنیم که تا چه حد قابل اعتنا و معتبر است و نه اینکه نسبت روانشناختی ما با آن شخص خاص بر سر مهر بودن است یا قهر بودن، به زبان ساده تر همان "ببین چه می گوید، نه اینکه چه کسی می گوید."

#الهام_فخرایی

#نظریه_گفتگو
#تفکرنقادانه
#تفکر_مراقبتی


📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم


با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.

#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
چطور با دیگران مخالفت کنیم؟

از ساده ترین شیوه ها شروع کنیم:
- قهر کنیم
- لفت بدهیم یا آنفالو کنیم
- فحش بدهیم
- کلمات توهین آمیز به کار ببریم
- به لحن گوینده واکنش نشان بدهیم
- حتی وقتی هیچ پشتوانه ای برای نسبت دادن این لحن به فرد نداریم؛ مثلا با یک متن فاقد صوت طرفیم؛ همیشه می توانیم ذهن خوانی کنیم.


یا اینکه شیوه کمی دشوار ولی خردمندانه را انتخاب کنیم:
- سوال کنیم
- مطمئن شویم که برداشت ما درست است
- دلیل بخواهیم
- برای مخالفت خودمان دلیل بیاوریم
- در طول بحث روی دلایل و استدلال ارائه شده متمرکز بمانیم

برای مخالفت راه های غریزی و ساده ای وجود دارد، می توان به سرعت و در لحظه واکنش نشان داد، اما شیوه های خردمندانه معمولا کمی دشوار و زمان بر است، بخصوص که نیاز به تأمل در لحظه و تمرین و درونی شدن در طول زمان دارد.

انتخاب شما معمولا کدام شیوه است و چه چالش هایی را در هر کدام تجربه کرده اید؟

https://www.instagram.com/p/CE8SjoKFNZs/?igshid=1n1j3gv1zs8ak

#الهام_فخرایی
#تفکرنقادانه
#تفکر_مراقبتی
#تفکر_نقادانه
#نقد
#انتقاد
#فلسفه_برای_کودکان
#فلسفه_برای_کودکان_و_نوجوانان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان

#Criticalthinking
@RadioP4C
درک مغالطات در زندگی روزمره

یکی از بهترین تمرین های تفکر نقادانه حساس بودن نسبت به تیترها و جملاتی است که در زندگی روزمره در رسانه ها می شنویم.

شما هم می توانید نمونه های دیگری را ذکر کنید یا در صورت تمایل ارسال کنید تا با هم بررسی کنیم.

برای درک بهتر این مطلب پیشنهاد می کنم در همین صفحه پست های مربوط به تفکر نقادانه را مطالعه کنید. از جمله مطلب "چطور با دیگران مخالفت کنیم؟"

پ. ن
در تصویر اول اثر ونگوگ با عنوان "هواخوری زندانی ها" را می بینید. به نظر شما چه ربطی بین این تصویر و موضوع مورد بحث ما وجود دارد؟

https://www.instagram.com/p/CFwDMX5FrE8/?igshid=14ea4k7bz5dfh



#الهام_فخرایی
#مغالطات_در_زندگی_روزمره
#تفکرنقادانه
#تفکر_مراقبتی
#تفکر_نقادانه
#نقد
#انتقاد
#فلسفه_برای_کودکان
#فلسفه_برای_کودکان_و_نوجوانان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#Criticalthinking
@RadioP4C
مراقبت یعنی به اشتراک گذاشتن

تاملی درباره کتاب "روزی که مداد شمعی ها دست از کار کشیدند"

الهام فخرایی

ماجرا از یک بسته نامه شروع می شود که دانکن در کیف مدرسه اش پیدا می کند. مداد رنگی ها غیب شان زده و هر کدام با یک نامه حال و احوالشان را برای دانکن توضیح داده اند؛ اینکه خوشحالند، ناراحتند، عصبانی اند، خسته اند، به استراحت نیاز دارند یا از وضعیت موجود راضی اند مشروط به اینکه دانکن به فلان مساله رسیدگی کند.

داستان این کتاب به نویسندگی درو دی والت همه ویژگی های کلیدی یک روایت مناسب کودک را دارد؛ قهرمان داستان یک کودک است و مداد رنگی ها و نقاشی کردن، سوژه ای که اغلب بچه ها خیلی زود با آن آشنا می شوند و انس می گیرند.

هر کدام از مداد رنگی ها یک روایت موازی دارند و این روایت های تو در تو فارغ از جنبه های آموزشی کتاب مانند شناخت رنگ ها و احساسات، به رشد شناختی مضاعف کودک کمک می کند، بنابراین تامل روی هر مداد و شخصیتی که از نامه برداشت می کنیم، از جمله فعالیت هایی است که می توان به طور عام با این کتاب پیش برد و به طور خاص برای روایت درمانگرها مفید است.

نحوه تعامل مداد رنگی ها با هم و دانکن، نیازها و احساساتی که به اشتراک گذاشته می شود و درخواست هایی که به آن ضمیمه شده؛ همینطور تصمیمی که دانکن می‌گیرد، می تواند ابزاری برای تقویت رشد #اجتماعی، عاطفی و #اخلاقی کودک باشد. مراقبتی که در بازخورد دهی فعالانه نسبت به جنبه های منفی و نیز مثبت خودش را نشان می‌دهد و با اشتراک گذاشتن شروع می شود.

همينطور شیوه درست مدیریت احساسات و حل مساله که تا حدودی روش "ارتباط بدون خشونت" روزنبرگ را تداعی می کند، کارکردهای مهارتی کتاب در #هوش_عاطفی و هیجانی را پررنگ تر می کند.

عنوان داستان در عین حال نوعی کنشگری اجتماعی را به جای صرفا نق زدن و قهر کردن به مخاطب منتقل می کند. اینکه قرار نیست یک وضعیت را تحمل کنیم، به جای آن می توان مطالبه کرد و شرایط را تغییر داد، حالا چه تغییر تعداد ساعات کار باشد، چه توجه بیشتر و چه گذر از کلیشه های جنسیتی بدکارکرد.

البته دانکن می توانست همه پیشنهادها، خواسته ها و نیازهای مطرح شده را نادیده بگیرد. اما در این صورت چه اتفاقی می افتاد؟ راستی اگر شما به جای مدادرنگی ها یا دانکن بودید، چه می کردید؟ آیا تجربه مشابهی دارید یا شرایطی که دلتان بخواهد آن را تغییر بدهید؟

بچه ها حتما جواب های متنوعی برای این پرسش دارند؛ اما اگر از من بپرسید به نظرم آن وقت تصویر زیبا و خلاقانه انتهای کتاب را نداشتیم.

داستان "روزی که مداد شمعی ها دست از کار کشیدند" با تصویرگری کودکانه و در عین حال خلاق جفرز می تواند در کلاس نقاشی و خلاقیت هم به عنوان ابزار کار استفاده شود تا به بچه ها نشان بدهیم و از آنها بخواهیم سعی کنند چیزها را از زاویه تازه و به شکلی متفاوت از قبل ببینند و به این ترتیب رشد #حرکتی کودک را هم پوشش دهیم.


مفاهیم:
#کنشگری_مدنی #فردیت، #مالکیت، #مشارکت #خلاقیت #تجربه #کلیشه_جنسیتی #بازخورد
#حل_مساله #تغییر و...

دسته بندی:
آموزشی
فعالیت محور

مشخصات
عنوان: روزی که مداد شمعی ها دست از کار کشیدند
نویسنده: درو دیوالت
مترجم: محبوبه نجف‌خانی
ناشر: زعفران

#الهام_فخرایی
#کتاب_کودک
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#نوشتار
#تفکر_مراقبتی
#رادیوفبک
#روزی_که_مدادشمعیها_دست_از_کار_کشیدند
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان


@RadioP4C
آنفولانزای ذهنی

وقتی تمرین و ذهن ورزی نقادانه را شروع میکنیم، بسیاری اوقات و بخصوص اوایل راه و درواقع تا زمانی که هنوز یک مبتدی هستیم، تصور میکنیم با یادگیری مغالطات یا آشنایی با مفاهیم منطقی یا گذراندن یک دوره تفکر نقادانه و خواندن چندکتاب، در مقابل هر گونه خطای فکری مصونیت پیدا کرده ایم و همه تراوشات ذهنی و رفتاری ما عاری از خطاست.

در حالی که تفکر نقادانه حتی وقتی در آن مهارت پیدا کرده ایم بیشتر حکم آنتی بیوتیک را دارد نه واکسن.

یعنی هنوز هم بارها و بارها و تا همیشه مبتلا خواهیم شد، اما خودآگاهی می تواند به کمک ما بیاید و خیلی زود علائم آنفولانزای ذهنی را در خودمان تشخیص بدهیم و ساختار فکری مان را اصلاح کنیم.

ماسک نزدن را هم فراموش نکنیم... تا جایی که امکان دارد، خودمان را در معرض دیدگاه های متفاوت قرار بدهیم و در عین حال آنها را از زوایای مختلف بسنجیم. این تمرین کمک می کند قدرت ایمنی ذهن افزایش پیدا کند و کمتر دچار خطاهای ذهنی بشویم یا در صورت گرفتار شدن، زودتر متوجه آن بشویم.

#الهام_فخرایی


#تفکرنقادانه
#تفکر_مراقبتی
#تفکر_نقادانه
#نقد
#انتقاد

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.

#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
جاسوس پنجاپنج
خطری که بیخ گوش ماست!

رمان نوجوان "جاسوس پنجاپنج" به قلم فرحناز عطاریان با دوران معاصر و این روزها به طور خاص نسبت جدی و نزدیکی دارد؛ دورانی که بشر علی رغم همه دستاوردهای علمی و دست اندازی های تسلط گرایانه اش بر طبیعت، با یک پاندمی روبرو شده که هنوز پاسخ قانع کننده ای برایش ندارد.

نویسنده روی موضوعی دست گذاشته و از کاراکترهایی استفاده کرده که در نگاه اول شاید برای مخاطب نوجوان کمی دیریاب به نظر برسد، اما هر چه به اواسط رمان نزدیک تر می شویم، جذابیت و چرایی فضاسازی ها، کاراکترها، روابط، سطوح مختلف داستان و بقیه جزییات بیشتر روشن می شود.

"جاسوس پنجاپنج" از فصل های مختلفی تشکیل شده و عنوان بندی هر فصل گویای یکی از فرازهای داستان است که هر بار خواننده را به دنبال کردن ماجرا تشویق می کند؛ عناوینی مانند تازه به کانال رسیده ها، ملاقات در پارک مرکزی، هاش تو اس، شصت و یک و راز چنار کهنسال.

وقتی داستان را می خوانیم، می دانیم که با یک ماجرای واقعی روبرو نیستیم، اما همزمان نشانه گذاری های مکانی واقع گرایانه این فرصت را به خواننده می دهد تا با داستان ارتباط برقرار کرده و از موقعیت ها یا شخصیت ها آشنایی زدایی کند؛ مانند پارک مرکزی، ایستگاه مترو، باغ های گردو، اداره بحران، محقق، رئیس و... که مخاطب را در میانه دنیای خیال و واقعی نگه داشته و ذهن را قلقلک می‌دهد که چیزها را جور دیگری نگاه کند؛ مثلا همین طور که روی صندلی نشسته، به این فکر بیفتد که نکند شصست و یک اینجا قایم شده باشد یا ممکن است این همان دریاچه پارک مرکزی باشد؟! آیا ما هم می توانیم راه حلی برای این مشکل پیدا کنیم و....

مهمترین ویژگی این رمان از جهاتی به کارگیری تکنیک آشنایی زدایی است که به شکل های مختلف خودش را نشان می دهد.

داستان دو بخش اصلی دارد که با دو موقعیت مکانی و جهت جغرافیایی از هم تفکیک شده است. از یک طرف در جهت جغرافیایی شرق با اعداد طرفیم، نام کسی را نمی دانیم و همه شماره گذاری شده اند، شرق تاریک، زمخت و یکدست است، فردیت، تنوع و تردید در آن جایی ندارد، همه چیز و همه کس در خدمت اهداف گروه خاص "گنده بک" ها است.

در مقابل در غرب با یک مجموعه منسجم، مهربان و معقول طرفیم که هر کدام داستانی شخصی دارند... این تقسیم بندی و تمایز را از زاویه فلسفه سیاسی می توان به شکل های مختلفی تعبیر کرد، هر چند نمی دانیم که آیا نویسنده هم این زوایا و سوابق تاریخی را در نظر داشته یا خیر.

نقطه شروع روایت به لحاظ جغرافیایی، فراز و فرود قهرمان و کارکترهایی که خلق شده، بیش از اینکه خوب یا بد مطلق باشند، یک طیف را نمایندگی می کنند، درواقع شکستن کلیشه ها ناگزیر دوگانه سیاه و سفید را کمرنگ کرده است؛ بنابراین نه تنها با یک ابرقهرمان روبرو نیستیم، بلکه قهرمان و شخصیت های داستان خیلی هم آسیب پذیر هستند. همه آنها چیزی یا چیزهایی را از دست داده اند یا از آنها گرفته شده و همین باعث می شود علی رغم تمام پلشتی ها و ویژگی های منفی که نویسنده در شرق توصیف می کند، باز هم با #جاسوس_پنجاپنج همدلی کرده و آرزو کنیم که بتواند از پس این ماجرا بربیاید، البته نه اینکه ماموریت گنده بک ها را عملی کند.

درواقع اگر ساختار داستان را بر قهرمان منطبق کنیم، با چهار پرده اصلی مواجهیم:

پرده اول: انتخاب پنجاپنج به عنوان جاسوس و ماموریتی که ناخواسته او را به راهروی تاریک می کشاند.

پرده دوم: چالش پنجاپنج با سوالات ذهنی و مشکل شخصی اش؛ تناقض های گنده بک ها را چطور توجیه کند؟ آیا این ماموریت را انجام بدهد یا مشکل شخصی خودش را حل کند؟

پرده سوم: بازگشت پنجاپنج و پرداختن به چالش اصلی

پرده چهارم: پایان داستان

اما مهمترین سوالی که بعد از آشنایی با کاراکترها و بعد از پرده اول برای خواننده مطرح می شود این است که چرا و چطور باید با این ماجرا ارتباط برقرار کند. سوالی که برای پیدا کردن جواب آن باید کمی حوصله کرد و چند فصل را خواند... آن وقت نویسنده غافلگیری خودش را دارد که هرچند به نظر می رسد کمی دیر از آن رونمایی می کند ولی ارزشش را دارد... چون تازه می‌فهمیم که خطر تا چه اندازه جدی است و موضوع فقط پنجاپنج یا رویارویی کانال شرق و غرب در برابر هم نیست.

همین است که رمان "جاسوس پنجاپنج" را ارزشمندتر می کند و می تواند به عنوان ابزاری برای یک کاوشگری چندجانبه با نوجوان ها به کار گرفته شود.

متن کامل نوشتار در این لینک

مفاهیم:
#طبیعت #هوش_زیست_محیطی #فرهنگ #مشارکت #تجربه #تغییر #حل_مساله #تفکر_مراقبتی #تفکرنقادانه

دسته بندی:
آموزشی،ارزش مدار

مشخصات
عنوان: جاسوس پنجاپنج
نویسنده: فرحناز عطاریان


#نوشتار
#الهام_فخرایی
#جاسوس_پنجاپنج
#کاوشگری_طبیعی
#کنشگری_اجتماعی
#هوش_زیست_محیطی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
چطور یک متفکر نقاد بشوم؟

بیشتر مبتدی ها تصور می کنند، اگر مو را از ماست بقیه بیرون بکشند، متفکرهای خوبی شدند، نشانه این گروه هم این است که خودشان تاب نقد شدن ندارند... در حالی که برای متفکر نقاد شدن، به مقدار زیادی فروتنی نیاز داریم تا بارها بارها مورد نقد قرار بگیریم و مجبور باشیم شیوه گفتار، رفتار، نوشتار و استدلال مان را اصلاح کنیم.

صفحه اینستاگرام

#الهام_فخرایی
#تفکرنقادانه
#تفکر_مراقبتی
#تفکر_نقادانه
#نقد
#انتقاد
#فلسفه_برای_کودکان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان


#Criticalthinking
@Radiop4c
فلسفه ورزی با قصه شکل ها
الهام فخرایی

مک بارنت (نویسنده) و جان کلاسن (تصویرگر) در مجموعه سه جلدی "قصه شکل ها"، سه روایت ساده را با تصاویری همین اندازه ساده ثبت می کنند.

روایت ها و تصاویر در نگاه اول فاقد پیچیدگی به نظر می رسند، اما همین سادگی و بسیط بودن می تواند دستمایه کاوشگری فلسفی و گفتگو درباره محتوای هر جلد شود؛ روایت ها به شدت گفتگو بردار اند، به این معنا که علی رغم مفاهیم متعدد، پیام مستقیم و شسته و رفته ای ندارند و همین ویژگی آن را ابزاری ارزشمند برای فلسفه ورزی می کند.

مربع؛ واکاوی شخصی

در داستان مربع، با مفاهیم متعددی سر و کار داریم؛ مفاهیمی مانند تعریف، هدفمندی، معنا، زیبایی و...

مربع در یک اتفاق پیش بینی نشده قرار است تندیسی از دایره بسازد، تمام روز و شب و حتی زیر باران کار می کند و در نهایت از آنچه پیش آمده، راضی نیست و همین باعث می شود درباره خودش هم دچار تردید بشود.

داستان مربع با سردرگمی و ابهام بستر مناسبی برای پرسشگری فراهم می کند: چه کسی تعیین می کند چه کاری معنادار است یا بی معنا؟ چه چیزی به زندگی معنا می دهد؟ آیا معنا همان هدف است؟ آیا برای خلق زیبایی و هنر باید حتما چیزی عجیب و غریب ساخت؟ آیا هر چه پیچیده تر، زیباتر یا برعکس؟ زیبایی در اشیاست یا در نگاه ما؟ و...

دایره؛ واکاوی روانشناختی

در داستان دایره نیز به همین ترتیب؛ با مفاهیمی مثل ترس، دوستی، قانون، دیگری، انتخاب و... سر و کار داریم. هر کدام از این مفاهیم با بخشی از روایت همراه می شوند و می توان با پرسش آن را واکاوی کرد، هر چند وجه "روانشناختی" این روایت پررنگ تر است:

ترس یعنی چه؟ آیا تاریکی ترس دارد؟ آیا ترس همان دلهره است؟ ما از چیزهایی که نمی‌شناسیم، می ترسیم؟ آیا تا به حال پیش آمده از فرد ناشناسی بترسیم ولی بعدا بفهمیم که آنطور که فکر می کردیم، نبوده؟ قانون یعنی چه؟ قانون خوب یعنی چه؟ آیا همیشه باید از قوانین پیروی کرد؟ دوست خوب چه کسی است؟ و...

مثلث؛ واکاوی اجتماعی

در داستان مثلث باز هم این روال ادامه دارد و این بار از زاویه "اجتماعی" می توانیم مفاهیم را جستجو کنیم.

محله مثلث ها، محله مربع ها، محله شکل های بدون نام و... می توانند دستاویزی باشند تا مفاهیم شباهت، تفاوت، دیگری، تعامل، شیوه تعامل را مطرح کرده و به چالش بکشیم؛ آیا نام ها می توانند موجودات را کاملا توصیف کنند؟ آیا نام هاي اشتباهی داریم؟ نام اشتباهی یعنی چه؟ آیا نام ها می توانند خشونت را منتقل کنند؟ رفتارها چطور؟ آیا در رفتار مثلث و مربع خشونتی وجود داشت؟ چرا مثلث ها در محله مربع ها زندگی نمی کردند؟ و پرسش های دیگر.

به این ترتیب چه والد باشید و چه مربی می توانید این سه گانه را به عنوان ابزار مناسبی برای فعالیت های گفتگو محور استفاده کنید.

مفاهیم:
#تجربه #تغییر #حل_مساله #تفکر_مراقبتی #تفکرنقادانه

دسته بندی:
تجربه، تغییر، گفتگومحور

مشخصات
عنوان: قصه شکل ها
نویسنده: مک بارنت
تصویرگر:جان کلاسن
مترجم: سحرطبیب زاده
ناشر: آبشار


#الهام_فخرایی
#نوشتار
#فعالیت
#قصه_شکلها
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان

@RadioP4C
🔻مهارت همدلی
چطور مراقبت را به کودک و نوجوان خودخواه مان آموزش دهیم؟

مربی مهد، کودک سه ساله را تنبیه کرده چون حاضر نبوده وسایل را با بچه های کلاس شریک شود. معلم کلاس سوم دانش آموز را مجبور می کند مدادرنگی اش را به همکلاسی اش بدهد، نظر شما چیست؟! شما هم تجربه مشابه ای داشتید؟

آیا تا به حال شده از خودخواهی فرزندتان نگران شده باشید. از اینکه انگار یه هیچ کس توجهی ندارد و فقط به خواسته های خودش اهمیت می دهد؟

۱. یادمان باشد مهارت همدلی اکتسابی است؛ یعنی باید آن را به کودک بیاموزیم.

۲. بخش اصلی مغز که مسئول همدلی است، به‌ویژه در کودکان خردسال رشد نکرده و رفتارهایی که به نظر ما خودخواهانه است، در کودکان غریزی و عادی هستند، پس زود به آن ها برچسب خودخواه نزنیم.

۳ . مهم ترین نقش شما این است که روی خودتان تمرکز کنید، نیازی نیست از الان نگران دوره نوجوانی یا جوانی فرزندتان باشید، شما تا بزرگ شدن آن ها وقت دارید که به دفعات همدلی را به آنها نشان دهید، پس از خودتان شروع کنید.

۴. خبر خوب اینکه برای آموزش همدلی حتما لازم نیست کلاس برگزار کنید، بیشتر مهارت‌های زندگی را در همین تجربه های روزمره می توانید به بچه ها یاد بدهید. وقتی با هم بازی می کنید، کتاب می خوانید، قدم می زنید، فیلم می بینید و ... .

۵. به بهانه های مختلف درباره احساسات خودتان و افراد دیگر، حیوانات، گیاهان، شخصیت های داستانی، فیلم و ... با آنها صحبت کنید، سوال بپرسید و به خصوص به آنها اجازه دهید احساساتشان را بروز بدهند. این روش کمک می کند هوش هیجانی و مهارت همدلی بچه ها به مرور رشد کند.

خب حالا نوبت شماست
سوال یا تجربه ای دارید که مایل باشید بنویسید؟ می توانید در صفحه اینستاگرام بنویسید.

#الهام_فخرایی
#همدلی
#تفکر_مراقبتی


#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
🔻در تکاپوی صلح‌پروری؛ آموزش صلح و نفی خشونت به کودکان

به کوشش مرکز تحقیقات و کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی دانشگاه شهید بهشتی و موزه صلح تهران به مناسبت روز جهانی کودکان

سخنرانان بترتیب:
#اصلی_عباسی
پژوهشگر حقوق بشردر مرکز تحقیقات و کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی یونسکو
موضوع: حق کودک بر آموزش صلح در چارچوب هنجاری نظام حقوق بشر


#الهام_فخرایی
دانش‌آموخته دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، پژوهشگر و فعال حوزه تعلیم و تربیت
موضوع: آموزش صلح به کودکان و نوجوانان و ملزومات آن

دبیر وبینار: سرکار خانم الهه مقربی
کارشناس ارشد حقوق بشر و پژوهشگر حقوق کودک
پنجشنبه ۲۷ آبان۱۴۰۰، ساعت ۱۴-۱۶

لینک استفاده از محتوای ضبط شده


#صلح
#تفکر_مراقبتی


#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
🔻گفتگوی مکانیکی یا پویا

یکی از مهارت های اساسی در زندگی روزمره به طور عام و در فبک بطور خاص (چه در تلقی محتوایی و چه روشی)، مهارت گفتگو است.

اما گفتگو صرفا یک امر فنی، روشمند و دستوری نیست که با رعایت دستورالعمل ها و به نحو مکانیکی انتظار داشته باشیم لزوما به دستاوردهای مطلوب برسیم.

درواقع جنبه های روانشناختی و عاطفی طرفین به عنوان بستر گفتگو نقش تعیین کننده ای دارد که اغلب نادیده گرفته می شود؛ یعنی یادمان می رود که با یک وضعیت سیال و بده بستان همه جانبه طرفیم.

البته اگر هدف ما گفتگو نیست، می توانیم این ملزومات را نادیده بگیریم، اما مادامی که قصد داریم به سمت جریان پویا و میدان معنا حرکت کنیم، نه تنها مجاز نیستیم از دشنام و کلمات توهین آمیز استفاده کنیم، بلکه صرف زیبا سخن گفتن و نوشتن هم نمی تواند ملاک گفتگوی موثر باشد. گاهی در جملات هیچ کلمه توهین آمیزی مصطلحی وجود ندارد ولی فاقد ملاحظات عاطفی و تفکر مراقبتی است.

مختصر اینکه برای گفتگو و تبادل معنا، پیش از هر چیز به گشودگی، توان خطر کردن و توان شک در خود نیاز داریم، به ویژه اگر در عرصه تعلیم و تربیت فعالیت می کنیم.

بنابراین در گفتگوهایی که چه در فضای مجازی و چه واقعی به ویژه در موقعیت های متناقض و چالش برانگیز دنبال می کنیم به یاد داشته باشیم آنچنان که میسگلد و نیکلسون مینویسند:

"صداهایی وجود دارند که باید شنیده شوند و ادعاهایی که باید پذیرفته شوند... کسانی که بتوانند به این صداها گوش بدهند و به این ادعاها پاسخ بدهند، فرهیختگی و نیز وارد شدنشان را در مسیر #تعلیم_و_تربیت نشان می دهند. آنان می توانند از ادعای #برتری خود دست بردارند و ذهنیت مربوط به امکان #کنترل اجتماعی را کنار بگذارند."

#الهام_فخرایی

#نظریه_گفتگو
#تفکر_مراقبتی


📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.


#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
👍6
مراقبت از نوع نزدیک
#یادداشت

- هفته گذشته، فیلمی می‌دیدم درباره یک زوج سارق که این موضوع توجهم را جلب کرد.

نمی‌دانم نویسنده چقدر آگاهانه این ویژگی را در شخصیت‌پردازی دنبال کرده، اما زن کمی ساده‌لوحانه درباره چیزهایی می‌پرسید و مرد همه موارد را تک به تک توضیح می‌داد.

البته که همین موضوع بار کمیک داستان را بیشتر می‌کرد، اما برای من، این ویژگی نمودی از مراقبت بود.

- پیامی داشتم از دوست عزیزی که برداشتش درباره موضوعی را به تفصیل توضیح داده بود و همزمان عذر می‌خواست از اینکه به تعبیر خودش سر بحث را دوباره باز کرده است.

وقتی توضیحاتش را می‌خواندم، اولین نکته‌ای که توجهم را جلب کرد، همین بود که فارغ از برداشت و محتوای گفتگو، اینکه کسی در یک رابطه به خودش زحمت توضیح دادن دهد، ویژگی ارزشمندی است. این نمونه‌ دیگری از مراقبت عاطفی است.

و امروز که این توئیت کوتاه را دیدم، به نظرم رسید شاید بد نباشد، این یادداشت کوتاه را اینجا بنویسم.

توئیت
"من کسی که همه چیز را خوب برایم توضیح می‌دهد، خیلی لایق احترام می‌دانم، چون حس می‌کنم که نگران بد‌‌‌فهمی‌های من است و من برایش آدم مهمی هستم."
نویسنده (?)


نوع جدی‌تری از مراقبت دقیقا همین است که اینجا عنوان شده؛ تلاش برای پیشگیری از بدفهمی.

این مراقبت بسیار فراتر از صرفا یک مراقبت عاطفی صرف است. و به نظرم نیاز داریم این نوع از مراقبت را جدی‌تر بگیریم.

#الهام_فخرایی

#تفکر_مراقبتی
#فلسفه‌در‌زندگی‌روزمره
#یادداشت


📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر 

@RadioP4C
@RadioP4C
12👍4🔥1