داوری شناختی یا روانشناختی
(تاملی درباره دگرگویی و دگراندیشی)
انتخاب و داوری یکی از کاربردی ترین مهارت هایی است که در زندگی روزمره و آکادمیک به آن نیاز داریم.
این انتخاب می تواند تصمیم گیری درباره نوع لباس یا خوراک باشد یا انتخابات مدنی و یا حتی داوری درباره درستی و نادرستی یک ایده.
نکته مهم اینکه برای داوری درست همیشه نیاز داریم میان جنبه های روانشناختی و شناختی ماجرا تفکیک قائل شویم تا از درستی و اعتبار انتخابمان، اطمینان حاصل کنیم:
موقعیتی را در نظر بگیرید که در آن فردی با نحوه بیان متفاوت به عنوان صدای مخالف یا دگرانديش شناخته می شود، در حالی که دیدگاهش تفاوت جدی با دیگران ندارد و چه بسا در اقلیت هم نباشد. درواقع آنچه او را در اقلیت قرار داده صرفا نحوه بیان و عملکرد خارج از چارچوب توافق شده است. دگرگویی جنبه های روانشناختی ما را درگیر می کند. دگرگویی می تواند با بدزبانی همراه باشد یا مدیحه سرایی و چاپلوسی.
در چنین موقعیتی اگر جنبه های روانشناختی را از شناختی تفکیک نکنیم، ممکن است به صرف اینکه به این شخص علاقه مندیم یا از او بدمان می آید، احساسات و هیجانات مان را به آن وضعیت و شخص فرافکنی کنیم و #دگرگویی را با #دگرانديشی یا برعکس اشتباه بگیریم.
دگرگویی به عنوان یک ویژگی رفتاری مستقیما به حیطه شناختی ربط پیدا نمی کند، بلکه گوینده و شنونده را در حیطه #روانشناختی درگیر می کند.
برای اصلاح این وضعیت نیاز داریم تا از تفکر مراقبتی در حیطه روانشناختی و مهارت های تفکر در حیطه شناختی کمک بگیریم.
اگر با دگرگویی مواجهیم و برای ما ناخوشایند است، به این توجه کنیم که نمی توان چون با دیگری مخالفیم به او برچسب بزنیم، تحقیرش کنیم و با هر لحن و ادبیاتی او را خطاب قرار دهیم و اگر این دگرگویی خوشایند ما است، باز هم لازم است بین خوشایندهای روانی و دلالت های شناختی تفکیک قائل شویم؛ زیرا پسند ما تعیین کننده درستی یا نادرستی یک موضوع نیست.
درمقابل، دگرانديش در حیطه #شناختی به مثابه آنتی تز، تعادل پذیرفته شده را بر هم می زند، زاویه دید متفاوتی را طرح می کند که تازگی دارد یا در گروه خاموشان و اقلیت واقع شده است و توجه ما را به این زوایای فراموش شده یا نادیده گرفته شده جلب می کند و تشخیص این موضوع نیازمند بکارگیری مهارت های شناختی است.
وجود دگرانديش یک ضرورت است؛ درست مانند سقراط در جامعه آتن!
بنابراین برای دگرانديش بودن به صراحت نیازمندیم اما به دگرگویی گستاخانه یا مدیحانه خیر.
نکته مهم اینکه گاهی با دگرانديش دگرگو مواجه می شویم و اینجاست که برای داوری اصیل باید اصل سخن را ارزیابی و راستی آزمایی کنیم که تا چه حد قابل اعتنا و معتبر است و نه اینکه نسبت روانشناختی ما با آن شخص خاص بر سر مهر بودن است یا قهر بودن، به زبان ساده تر همان "ببین چه می گوید، نه اینکه چه کسی می گوید."
#الهام_فخرایی
#نظریه_گفتگو
#تفکرنقادانه
#تفکر_مراقبتی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(تاملی درباره دگرگویی و دگراندیشی)
انتخاب و داوری یکی از کاربردی ترین مهارت هایی است که در زندگی روزمره و آکادمیک به آن نیاز داریم.
این انتخاب می تواند تصمیم گیری درباره نوع لباس یا خوراک باشد یا انتخابات مدنی و یا حتی داوری درباره درستی و نادرستی یک ایده.
نکته مهم اینکه برای داوری درست همیشه نیاز داریم میان جنبه های روانشناختی و شناختی ماجرا تفکیک قائل شویم تا از درستی و اعتبار انتخابمان، اطمینان حاصل کنیم:
موقعیتی را در نظر بگیرید که در آن فردی با نحوه بیان متفاوت به عنوان صدای مخالف یا دگرانديش شناخته می شود، در حالی که دیدگاهش تفاوت جدی با دیگران ندارد و چه بسا در اقلیت هم نباشد. درواقع آنچه او را در اقلیت قرار داده صرفا نحوه بیان و عملکرد خارج از چارچوب توافق شده است. دگرگویی جنبه های روانشناختی ما را درگیر می کند. دگرگویی می تواند با بدزبانی همراه باشد یا مدیحه سرایی و چاپلوسی.
در چنین موقعیتی اگر جنبه های روانشناختی را از شناختی تفکیک نکنیم، ممکن است به صرف اینکه به این شخص علاقه مندیم یا از او بدمان می آید، احساسات و هیجانات مان را به آن وضعیت و شخص فرافکنی کنیم و #دگرگویی را با #دگرانديشی یا برعکس اشتباه بگیریم.
دگرگویی به عنوان یک ویژگی رفتاری مستقیما به حیطه شناختی ربط پیدا نمی کند، بلکه گوینده و شنونده را در حیطه #روانشناختی درگیر می کند.
برای اصلاح این وضعیت نیاز داریم تا از تفکر مراقبتی در حیطه روانشناختی و مهارت های تفکر در حیطه شناختی کمک بگیریم.
اگر با دگرگویی مواجهیم و برای ما ناخوشایند است، به این توجه کنیم که نمی توان چون با دیگری مخالفیم به او برچسب بزنیم، تحقیرش کنیم و با هر لحن و ادبیاتی او را خطاب قرار دهیم و اگر این دگرگویی خوشایند ما است، باز هم لازم است بین خوشایندهای روانی و دلالت های شناختی تفکیک قائل شویم؛ زیرا پسند ما تعیین کننده درستی یا نادرستی یک موضوع نیست.
درمقابل، دگرانديش در حیطه #شناختی به مثابه آنتی تز، تعادل پذیرفته شده را بر هم می زند، زاویه دید متفاوتی را طرح می کند که تازگی دارد یا در گروه خاموشان و اقلیت واقع شده است و توجه ما را به این زوایای فراموش شده یا نادیده گرفته شده جلب می کند و تشخیص این موضوع نیازمند بکارگیری مهارت های شناختی است.
وجود دگرانديش یک ضرورت است؛ درست مانند سقراط در جامعه آتن!
بنابراین برای دگرانديش بودن به صراحت نیازمندیم اما به دگرگویی گستاخانه یا مدیحانه خیر.
نکته مهم اینکه گاهی با دگرانديش دگرگو مواجه می شویم و اینجاست که برای داوری اصیل باید اصل سخن را ارزیابی و راستی آزمایی کنیم که تا چه حد قابل اعتنا و معتبر است و نه اینکه نسبت روانشناختی ما با آن شخص خاص بر سر مهر بودن است یا قهر بودن، به زبان ساده تر همان "ببین چه می گوید، نه اینکه چه کسی می گوید."
#الهام_فخرایی
#نظریه_گفتگو
#تفکرنقادانه
#تفکر_مراقبتی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C