🔺درباره زوتوپیا، فیلها و صلح
الهام فخرایی
قهرمان انیمیشن «زوتوپیا ZOOTOPIA» یک خرگوش کوچولو است که نمیخواهد در چارچوبهای از پیش تعیین شده، محدود بماند. رویای او این است که بهعنوان یک پلیس خدمت کند؛ در زوتوپیا شهری که در آن هر کسی میتواند همانی باشد که دلش میخواهد. زوتوپیا مرزها را برداشته و هیچ حیوانی به صرف وحشی یا اهلیبودن ارزشگذاری نمیشود، همه یکدیگر را پذیرفتهاند و در یک جامعه مدنی در کنار هم زندگی میکنند؛ زوتوپیا، شهری که متعلق به حیوانات است.
زوتوپیا درواقع برداشتی از جامعه آرمانی فیلسوفها یا همان اتوپیاست که در قالبی کودکانه و در دنیای حیوانات به تصویر کشیده شده است...
ادامه 👇
https://goo.gl/jiCMZf
#نوشتار
#مفهوم_دیگری
#صلح
#یک_پیشنهاد
#یک_انیمیشن
#هوش_اجتماعی
#هوش_اخلاقی
#ورود_فیلها_ممنوع
#روانشناسی_تحلیلی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@Aleph_ba
@RadioP4C
الهام فخرایی
قهرمان انیمیشن «زوتوپیا ZOOTOPIA» یک خرگوش کوچولو است که نمیخواهد در چارچوبهای از پیش تعیین شده، محدود بماند. رویای او این است که بهعنوان یک پلیس خدمت کند؛ در زوتوپیا شهری که در آن هر کسی میتواند همانی باشد که دلش میخواهد. زوتوپیا مرزها را برداشته و هیچ حیوانی به صرف وحشی یا اهلیبودن ارزشگذاری نمیشود، همه یکدیگر را پذیرفتهاند و در یک جامعه مدنی در کنار هم زندگی میکنند؛ زوتوپیا، شهری که متعلق به حیوانات است.
زوتوپیا درواقع برداشتی از جامعه آرمانی فیلسوفها یا همان اتوپیاست که در قالبی کودکانه و در دنیای حیوانات به تصویر کشیده شده است...
ادامه 👇
https://goo.gl/jiCMZf
#نوشتار
#مفهوم_دیگری
#صلح
#یک_پیشنهاد
#یک_انیمیشن
#هوش_اجتماعی
#هوش_اخلاقی
#ورود_فیلها_ممنوع
#روانشناسی_تحلیلی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@Aleph_ba
@RadioP4C
الـفـبـــــا
درباره زوتوپیا، فیلها و صلح - الـفـبـــــا
الهام فخرایی// قهرمان انیمیشن «زوتوپیا ZOOTOPIA» یک خرگوش کوچولو است که نمیخواهد در چارچوبهای از پیش تعیین شده، محدود بماند. رویای او این است که بهعنوان یک پلیس خدمت […]
🔺آموزش صلح به کودکان، راهی برای ساختن دنیای بدون خشونت
الهام فخرایی
اعتماد» مهمترین مفهومی است که از همان ابتدای تولد و در سالهای آغازین کودکی شکل میگیرد و مبنایی برای قضاوت «خود» و «جهان» کودک است. اگر کودک از احساس امنیت کافی برخوردار باشد، باور «من خوب هستم» در او شکل میگیرد، اما در فقدان اعتماد و امنیت، گزاره «من خوب نیستم» نقش پررنگتری در دنیای ذهن و روان او بازی خواهد کرد.
وضعیتی که در آن، شکلگیری یک «خودپنداره منفی»، کودک را نه تنها مستعد پذیرش انواع بداخلاقیها و اجحافها در قبال خودش میکند، بلکه به تعامل خشونتبار و پرخاشگری او نیز با دیگران دامن میزند. بنابراین درک ضرورت وجود فضایی مثبت در محیط زندگی کودک و دور ماندنش از خشونت و احساس عدم امنیت، چندان دشوار نیست.
اما وضعیت پیچیدهتری که کمتر به آن توجه داریم، زمانی رخ میدهد که باور «من خوب هستم» با «تو خوب نیستی» جمع بشود؛ در چنین حالتی اگرچه کودک از شرایط مساعد برخوردار بوده، اما حاضر به پذیرش و تعامل مسالمتآمیز با سایرین نخواهد بود. درواقع چنین کودکی در بزرگسالی بیش از آنکه بر شباهتهای میان خود و دیگران تاکید کند، وجوه تمایز را در نظر خواهد گرفت و آن را دستآویزی برای اعمال تبعیض و خشونت قرار خواهد داد و در نتیجه کمتر به برابری، ارزشهای انسانی و حقوق سایرین توجه خواهد کرد. چنین شرایطی فرد و در مقیاس بزرگتر جامعه را مستعد لحاظ و فربهسازی مفهومی به نام «دیگری» میکند.
نقطه مقابل این وضعیت، همراهی باور «من خوب هستم» با «تو خوب هستی» است. فرد یا جامعهای که چنین ترکیبی را در خود پرورش داده باشد، نه تنها تفاوتها را تهدید تلقی نمیکند، بلکه آن را فرصتی برای گسترش جهان شخصی خود محسوب خواهد کرد. چنین فردی مسائل را در گسترهای وسیعتر ارزیابی میکند، مفهوم تفکر سیستمی را بهتر درونی کرده و صلح را نه تنها در ارتباط با سایر انسانها از هر قومیت و نژاد و فرهنگی ارزشگذاری میکند، بلکه آن را به تعامل با حیوانات و طبیعت نیز تسری میدهد.
درست به همین دلیل است که برای داشتن جامعه و جهانی با کمترین میزان خشونت، باید از همان ابتدای کودکی نسبت به آموزش در راستای صلح و فراهمسازی شرایط مستعد آن اقدام کرد.
اگر شما نیز مایلید صلح را از کودکی آغاز کنید، با تاکید بر تجربههای بین فرهنگی فرصتهایی فراهم کنید که کودکان از نزدیک و فارغ از انتخابهای مبتنی بر علایق فردی با شرایط «دیگری» اعم از جنسیت، نژاد، قوم، فرهنگ و… آشنا شود. ضمن اینکه به موازات این تجربهها از معیارهای عقلانی برای تعیین آنچه به صدق و حقیقت نزدیکتر است، کمک میگیرید. هر چه کودک بیشتر در چنین موقعیتهایی قرار بگیرد، کمتر احتمال دارد به مفهوم «دیگری» در معنای منفی آن و در جایگاه «فروتر» قائل باشد و در عوض در بزرگسالی در تعامل با سایرین بهویژه گروههای اقلیت یا دارای فرهنگ متفاوت، رفتار مسالمتآمیز و همراه با تسامح و تساهل بیشتری از خود نشان خواهد داد.
#الهام_فخرایی
#نوشتار
#صلح
#هوش_اجتماعی
#هوش_بین_فرهنگی
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
اعتماد» مهمترین مفهومی است که از همان ابتدای تولد و در سالهای آغازین کودکی شکل میگیرد و مبنایی برای قضاوت «خود» و «جهان» کودک است. اگر کودک از احساس امنیت کافی برخوردار باشد، باور «من خوب هستم» در او شکل میگیرد، اما در فقدان اعتماد و امنیت، گزاره «من خوب نیستم» نقش پررنگتری در دنیای ذهن و روان او بازی خواهد کرد.
وضعیتی که در آن، شکلگیری یک «خودپنداره منفی»، کودک را نه تنها مستعد پذیرش انواع بداخلاقیها و اجحافها در قبال خودش میکند، بلکه به تعامل خشونتبار و پرخاشگری او نیز با دیگران دامن میزند. بنابراین درک ضرورت وجود فضایی مثبت در محیط زندگی کودک و دور ماندنش از خشونت و احساس عدم امنیت، چندان دشوار نیست.
اما وضعیت پیچیدهتری که کمتر به آن توجه داریم، زمانی رخ میدهد که باور «من خوب هستم» با «تو خوب نیستی» جمع بشود؛ در چنین حالتی اگرچه کودک از شرایط مساعد برخوردار بوده، اما حاضر به پذیرش و تعامل مسالمتآمیز با سایرین نخواهد بود. درواقع چنین کودکی در بزرگسالی بیش از آنکه بر شباهتهای میان خود و دیگران تاکید کند، وجوه تمایز را در نظر خواهد گرفت و آن را دستآویزی برای اعمال تبعیض و خشونت قرار خواهد داد و در نتیجه کمتر به برابری، ارزشهای انسانی و حقوق سایرین توجه خواهد کرد. چنین شرایطی فرد و در مقیاس بزرگتر جامعه را مستعد لحاظ و فربهسازی مفهومی به نام «دیگری» میکند.
نقطه مقابل این وضعیت، همراهی باور «من خوب هستم» با «تو خوب هستی» است. فرد یا جامعهای که چنین ترکیبی را در خود پرورش داده باشد، نه تنها تفاوتها را تهدید تلقی نمیکند، بلکه آن را فرصتی برای گسترش جهان شخصی خود محسوب خواهد کرد. چنین فردی مسائل را در گسترهای وسیعتر ارزیابی میکند، مفهوم تفکر سیستمی را بهتر درونی کرده و صلح را نه تنها در ارتباط با سایر انسانها از هر قومیت و نژاد و فرهنگی ارزشگذاری میکند، بلکه آن را به تعامل با حیوانات و طبیعت نیز تسری میدهد.
درست به همین دلیل است که برای داشتن جامعه و جهانی با کمترین میزان خشونت، باید از همان ابتدای کودکی نسبت به آموزش در راستای صلح و فراهمسازی شرایط مستعد آن اقدام کرد.
اگر شما نیز مایلید صلح را از کودکی آغاز کنید، با تاکید بر تجربههای بین فرهنگی فرصتهایی فراهم کنید که کودکان از نزدیک و فارغ از انتخابهای مبتنی بر علایق فردی با شرایط «دیگری» اعم از جنسیت، نژاد، قوم، فرهنگ و… آشنا شود. ضمن اینکه به موازات این تجربهها از معیارهای عقلانی برای تعیین آنچه به صدق و حقیقت نزدیکتر است، کمک میگیرید. هر چه کودک بیشتر در چنین موقعیتهایی قرار بگیرد، کمتر احتمال دارد به مفهوم «دیگری» در معنای منفی آن و در جایگاه «فروتر» قائل باشد و در عوض در بزرگسالی در تعامل با سایرین بهویژه گروههای اقلیت یا دارای فرهنگ متفاوت، رفتار مسالمتآمیز و همراه با تسامح و تساهل بیشتری از خود نشان خواهد داد.
#الهام_فخرایی
#نوشتار
#صلح
#هوش_اجتماعی
#هوش_بین_فرهنگی
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
ما اینجا زندگی می کنیم الیور جفرز #یک_کتاب #یک_پیشنهاد #صلح #مفهوم_دیگری #هوش_بین_فرهنگی #فبک https://www.instagram.com/p/BorqAken-VW/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=hz5gngfqcw78 @RadioP4C
🔺کاوشگری در مفهوم صلح
تاملی بر کتاب "ما اینجا زندگی می کنیم"
الهام فخرایی
الیور جفرز، راوی کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم»، دستبهکار نوشتن یک یادداشت برای نوزاد تازه به دنیا آمدهاش شده تا به قول خودش به او کمک کند بهعنوان یک تازهوارد روی سیاره زمین سردرگم نشود و سفرش را راحتتر شروع کند. ما نمیدانیم این نوزاد دختر است یا پسر و راستی چه اهمیتی دارد؟! مهم این است که او انسان است و یکی از ساکنین سیاره زمین.
راهنمای زندگی روی سیاره زمین، ضمن خوشآمد گویی به نوزاد تازهوارد، از منظومه خورشیدی در آسمان شروع و بعد گامبهگام به زمین نزدیکتر میشود. درباره خشکیها و دریاها، شتاب و کندی، انسانها و حیوانات و... حرف میزند و در آخر دوباره به آسمان میرسد و سیاره زمین؛ یعنی تنها جایی که برای زندگی داریم.
الیور جفرز، با این رفت و برگشت به نقطهای که از آن شروع کردیم، به ما یادآوری میکند که جهان، دیگری نیست و همه به نوعی کنار هم هستیم. این پیوستگی نشانگر تفکر سیستماتیک نویسنده است. او با اوجگرفتن و نشاندادن زمین از بالا و بعد فرودآمدن و غورکردن تا عمق دریاها، به تصویرکشیدن عناصر طبیعت و سازههای بشری و حتی پرداختن به درون بدن انسان، به زبانی ساده و غیرمستقیم به نگاه ما عمق، وسعت و همزمان درس مسئولیتپذیری میدهد.
درواقع او تاکید دارد که زندگی ما به این سیاره و حیات سیاره به ما بستگی دارد، برای همین است که به نوزادش مینویسد: «مواظب بدنت باش، بیشتر اعضای آن دیگر رشد نمیکنند.» و کمی بعد «خب این سیاره زمین است، حسابی مواظبش باش، تنها چیزی است که داریم.»
شاید در نگاه اول فکر کنید کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» صرفا محتوایی علمی و آموزشی دارد، اما با کمی ژرفنگری و مفهومیابی، آن را مستعد کلیدزدن یک گفتوگوی فیلسوفانه درباره نقشه مفهومی صلح نظیر ارتباط، یگانگی، تمایز، خشونت، مهربانی، تبعیض، برتری و... خواهید یافت.
"دیگری" یکی از این مفاهیم محوری در کتاب است؛ یک مفهوم مرزی که میتوان آن را از وجوه مختلفی دید و به بحث گذاشت، به این معنا که میشود جنبههای اشتراک با دیگری را به حساب آورد و خود را ملزم به مهربانی و برابری دانست یا دیگری را موجودی متمایز انگاشت و طرد کرد.
در متن کتاب میخوانیم: «شاید قیافهمان با هم فرق داشته باشد، هر کداممان یک جور رفتار کنیم و متفاوت به نظر میرسیم، اما تو اصلا گول این چیزها را نخور، همه ما انسانیم... حیوانات هم نمیتوانند حرف بزنند، اما این دلیل نمیشود با آنها مهربان نباشیم... تعداد ما خیلی زیاد است، پس مهربان باش، همه چیز به اندازه کافی برای همه هست.» جفرز ضمن تاکید بر جستوجوی شخصی، بر محدودبودن دانش ما و لزوم پرسیدن از دیگران نیز توصیه میکند.
این تاکید بر هویت جمعی، مهربانی و حتی لزوم ارتباط و تقسیمکردن زمین و داشتههایش و در عین حال حفاظت از آن بیش از آنکه به کاوشگری علمی مربوط باشد، به زیست جهان ذهنی و اجتماعی انسان وابسته است. ما ناگزیریم یکدیگر را بپذیریم، چون همانطور که جفرز به نوزادش مینویسد: «و هرگز روی زمین تنها نیستی!»
تصویرگری کتاب با رنگهای متنوع، بهکارگیری مقیاسها و عینیسازی مفاهیم از طریق پرداختن به جزئیات از دیگر امتیازات کتاب محسوب میشود.
تصویر زمین تنها و معلق در منظومه خورشیدی، مملو از انسانهایی با انواع و اقسام نژادها و فرهنگها، از زنان برقعپوش افغان گرفته تا مرد نیمهبرهنه بودایی و نیز حیواناتی که از انسانها هم جورواجورتر هستند، همگی ذهن پویا و چشمان پرسشگر کودک را جذب میکنند.
خواندن این کتاب پیش از خواب، میتواند بهانهای برای رویاپردازی درباره سفر صلح و کاوشگری فلسفی برای جهان بهتر در روز باشد.
#الهام_فخرایی
لینک
#نوشتار
#صلح
#مفهوم_دیگری
#هوش_بین_فرهنگی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#ما_اینجا_زندگی_میکنیم
#فبک
#رادیوفبک
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@aleph_ba
تاملی بر کتاب "ما اینجا زندگی می کنیم"
الهام فخرایی
الیور جفرز، راوی کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم»، دستبهکار نوشتن یک یادداشت برای نوزاد تازه به دنیا آمدهاش شده تا به قول خودش به او کمک کند بهعنوان یک تازهوارد روی سیاره زمین سردرگم نشود و سفرش را راحتتر شروع کند. ما نمیدانیم این نوزاد دختر است یا پسر و راستی چه اهمیتی دارد؟! مهم این است که او انسان است و یکی از ساکنین سیاره زمین.
راهنمای زندگی روی سیاره زمین، ضمن خوشآمد گویی به نوزاد تازهوارد، از منظومه خورشیدی در آسمان شروع و بعد گامبهگام به زمین نزدیکتر میشود. درباره خشکیها و دریاها، شتاب و کندی، انسانها و حیوانات و... حرف میزند و در آخر دوباره به آسمان میرسد و سیاره زمین؛ یعنی تنها جایی که برای زندگی داریم.
الیور جفرز، با این رفت و برگشت به نقطهای که از آن شروع کردیم، به ما یادآوری میکند که جهان، دیگری نیست و همه به نوعی کنار هم هستیم. این پیوستگی نشانگر تفکر سیستماتیک نویسنده است. او با اوجگرفتن و نشاندادن زمین از بالا و بعد فرودآمدن و غورکردن تا عمق دریاها، به تصویرکشیدن عناصر طبیعت و سازههای بشری و حتی پرداختن به درون بدن انسان، به زبانی ساده و غیرمستقیم به نگاه ما عمق، وسعت و همزمان درس مسئولیتپذیری میدهد.
درواقع او تاکید دارد که زندگی ما به این سیاره و حیات سیاره به ما بستگی دارد، برای همین است که به نوزادش مینویسد: «مواظب بدنت باش، بیشتر اعضای آن دیگر رشد نمیکنند.» و کمی بعد «خب این سیاره زمین است، حسابی مواظبش باش، تنها چیزی است که داریم.»
شاید در نگاه اول فکر کنید کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» صرفا محتوایی علمی و آموزشی دارد، اما با کمی ژرفنگری و مفهومیابی، آن را مستعد کلیدزدن یک گفتوگوی فیلسوفانه درباره نقشه مفهومی صلح نظیر ارتباط، یگانگی، تمایز، خشونت، مهربانی، تبعیض، برتری و... خواهید یافت.
"دیگری" یکی از این مفاهیم محوری در کتاب است؛ یک مفهوم مرزی که میتوان آن را از وجوه مختلفی دید و به بحث گذاشت، به این معنا که میشود جنبههای اشتراک با دیگری را به حساب آورد و خود را ملزم به مهربانی و برابری دانست یا دیگری را موجودی متمایز انگاشت و طرد کرد.
در متن کتاب میخوانیم: «شاید قیافهمان با هم فرق داشته باشد، هر کداممان یک جور رفتار کنیم و متفاوت به نظر میرسیم، اما تو اصلا گول این چیزها را نخور، همه ما انسانیم... حیوانات هم نمیتوانند حرف بزنند، اما این دلیل نمیشود با آنها مهربان نباشیم... تعداد ما خیلی زیاد است، پس مهربان باش، همه چیز به اندازه کافی برای همه هست.» جفرز ضمن تاکید بر جستوجوی شخصی، بر محدودبودن دانش ما و لزوم پرسیدن از دیگران نیز توصیه میکند.
این تاکید بر هویت جمعی، مهربانی و حتی لزوم ارتباط و تقسیمکردن زمین و داشتههایش و در عین حال حفاظت از آن بیش از آنکه به کاوشگری علمی مربوط باشد، به زیست جهان ذهنی و اجتماعی انسان وابسته است. ما ناگزیریم یکدیگر را بپذیریم، چون همانطور که جفرز به نوزادش مینویسد: «و هرگز روی زمین تنها نیستی!»
تصویرگری کتاب با رنگهای متنوع، بهکارگیری مقیاسها و عینیسازی مفاهیم از طریق پرداختن به جزئیات از دیگر امتیازات کتاب محسوب میشود.
تصویر زمین تنها و معلق در منظومه خورشیدی، مملو از انسانهایی با انواع و اقسام نژادها و فرهنگها، از زنان برقعپوش افغان گرفته تا مرد نیمهبرهنه بودایی و نیز حیواناتی که از انسانها هم جورواجورتر هستند، همگی ذهن پویا و چشمان پرسشگر کودک را جذب میکنند.
خواندن این کتاب پیش از خواب، میتواند بهانهای برای رویاپردازی درباره سفر صلح و کاوشگری فلسفی برای جهان بهتر در روز باشد.
#الهام_فخرایی
لینک
#نوشتار
#صلح
#مفهوم_دیگری
#هوش_بین_فرهنگی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#ما_اینجا_زندگی_میکنیم
#فبک
#رادیوفبک
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@aleph_ba
الـفـبـــــا
کاوشگری در مفهوم صلح - الـفـبـــــا
الهام فخرایی// الیور جفرز راوی کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» دستبهکار نوشتن یک یادداشت برای نوزاد تازه به دنیا آمدهاش شده تا به قول خودش به او کمک کند […]
ادبیات_کودک_و_دیگری،_همایش_دوسالانه.pdf
420.4 KB
ادبیات کودک و دیگری
سومین همایش دوسالانه ادبیات کودک و مطالعات کودکی
تهران، چهارشنبه و پنج شنبه
#کودکی
#مفهوم_دیگری
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
سومین همایش دوسالانه ادبیات کودک و مطالعات کودکی
تهران، چهارشنبه و پنج شنبه
#کودکی
#مفهوم_دیگری
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
✅ روز جهانی زبان مادری و صلح
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
منتشر شده در الفبآ
https://goo.gl/F0MIqy
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
منتشر شده در الفبآ
https://goo.gl/F0MIqy
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
الـفـبـــــا
روز جهانی زبان مادری و صلح - الـفـبـــــا
الهام فخرایی// بهبهانه ۲۱ فوریه، ۳ اسفند، روز جهانی زبان مادری زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به […]
چطور فلسفه زندگی من را نجات داد؟
بهانه نوشتن این یادداشت، متنی است که اخیرا از خانم رودی خواندم؛ با عنوان "از آینه نام نجات دهنده ات را بپرس".
بعد از همه این سالها به نظرم مهمترین چیزی که می تواند ما را نجات بدهد، سوال کردن است. می پرسید چرا و چطور؟ جوابم همیشه در کلاس ها این بوده که "ساده است، اما آسان نیست.
چند بار تا به حال پیش آمده در کلاس، در یک سخنرانی، بعد از تماشای یک فیلم، بعد از خواندن یک خبر، مطالعه یک کتاب و... با وضعیتی مواجه شده ایم که هیچ سوالی نبوده؟! فرقی نمی کند گوینده، سخنران، فیلمساز، نویسنده و... چه کسی است، مهم این است که ما دربست همه چیز را پذیرفته یا رد کرده ایم و هیچ سوالی نداریم و خب، این علامت خوبی نیست.
این جور مواقع حتما جایی صدای آژیر خطر در حال پخش شدن است، اما احتمالا که نه، حتما گوش های روان و ذهن ما کیپ شده و چیزی نمی شنویم، ما شیفته چیزی یا کسی شده ایم و این یعنی توقف، یعنی هر کسی شبیه ما یا او نیست، از ما نیست و تمام.
خانم فایزه رودی درباره این نوشته که فلسفه چطور پذیرش او را نسبت به آدمها بالا برده است.
من از تردید می نویسم. "تردید" جوانه فلسفه است، وقتی بذر "سوال" را بکاری، "تردید" شروع می کند به جوانه زدن. حالا اینکه این جریان به میوه "دانایی" برسد یا نه، برمی گردد به اینکه چه سوالی کاشته باشیم و کجا؟! درست مثل یک گیاه، " ساده است، اما آسان نیست.
در مورد بچه ها هم همین طور است، آنها آنقدر نگاهشان تر و تازه است که پر از سوالند، تا می توانیم اجازه سوال کردن بدهیم، اول هم از خودمان شروع کنیم. بت نباشیم؛ ساده است، اما آسان نیست.
پ. ن
1. عنوان متن را از کتابی به همین نام گرفتم، نمی دانم به فارسی ترجمه شده یا نه.
#الهام_فخرایی
#شخصی_نوشتها
#فلسفه_یعنی_پرسش
#مفهوم_دیگری
#ساده_است_اما_آسان_نیست
#پرسشگری
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
بهانه نوشتن این یادداشت، متنی است که اخیرا از خانم رودی خواندم؛ با عنوان "از آینه نام نجات دهنده ات را بپرس".
بعد از همه این سالها به نظرم مهمترین چیزی که می تواند ما را نجات بدهد، سوال کردن است. می پرسید چرا و چطور؟ جوابم همیشه در کلاس ها این بوده که "ساده است، اما آسان نیست.
چند بار تا به حال پیش آمده در کلاس، در یک سخنرانی، بعد از تماشای یک فیلم، بعد از خواندن یک خبر، مطالعه یک کتاب و... با وضعیتی مواجه شده ایم که هیچ سوالی نبوده؟! فرقی نمی کند گوینده، سخنران، فیلمساز، نویسنده و... چه کسی است، مهم این است که ما دربست همه چیز را پذیرفته یا رد کرده ایم و هیچ سوالی نداریم و خب، این علامت خوبی نیست.
این جور مواقع حتما جایی صدای آژیر خطر در حال پخش شدن است، اما احتمالا که نه، حتما گوش های روان و ذهن ما کیپ شده و چیزی نمی شنویم، ما شیفته چیزی یا کسی شده ایم و این یعنی توقف، یعنی هر کسی شبیه ما یا او نیست، از ما نیست و تمام.
خانم فایزه رودی درباره این نوشته که فلسفه چطور پذیرش او را نسبت به آدمها بالا برده است.
من از تردید می نویسم. "تردید" جوانه فلسفه است، وقتی بذر "سوال" را بکاری، "تردید" شروع می کند به جوانه زدن. حالا اینکه این جریان به میوه "دانایی" برسد یا نه، برمی گردد به اینکه چه سوالی کاشته باشیم و کجا؟! درست مثل یک گیاه، " ساده است، اما آسان نیست.
در مورد بچه ها هم همین طور است، آنها آنقدر نگاهشان تر و تازه است که پر از سوالند، تا می توانیم اجازه سوال کردن بدهیم، اول هم از خودمان شروع کنیم. بت نباشیم؛ ساده است، اما آسان نیست.
پ. ن
1. عنوان متن را از کتابی به همین نام گرفتم، نمی دانم به فارسی ترجمه شده یا نه.
#الهام_فخرایی
#شخصی_نوشتها
#فلسفه_یعنی_پرسش
#مفهوم_دیگری
#ساده_است_اما_آسان_نیست
#پرسشگری
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
✅ روز جهانی زبان مادری و صلح
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
منتشر شده در الفبآ
https://goo.gl/F0MIqy
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
منتشر شده در الفبآ
https://goo.gl/F0MIqy
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
الـفـبـــــا
روز جهانی زبان مادری و صلح - الـفـبـــــا
الهام فخرایی// بهبهانه ۲۱ فوریه، ۳ اسفند، روز جهانی زبان مادری زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به […]
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (Elham)
🔺کاوشگری در مفهوم صلح
تاملی بر کتاب "ما اینجا زندگی می کنیم"
الهام فخرایی
الیور جفرز، راوی کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم»، دستبهکار نوشتن یک یادداشت برای نوزاد تازه به دنیا آمدهاش شده تا به قول خودش به او کمک کند بهعنوان یک تازهوارد روی سیاره زمین سردرگم نشود و سفرش را راحتتر شروع کند. ما نمیدانیم این نوزاد دختر است یا پسر و راستی چه اهمیتی دارد؟! مهم این است که او انسان است و یکی از ساکنین سیاره زمین.
راهنمای زندگی روی سیاره زمین، ضمن خوشآمد گویی به نوزاد تازهوارد، از منظومه خورشیدی در آسمان شروع و بعد گامبهگام به زمین نزدیکتر میشود. درباره خشکیها و دریاها، شتاب و کندی، انسانها و حیوانات و... حرف میزند و در آخر دوباره به آسمان میرسد و سیاره زمین؛ یعنی تنها جایی که برای زندگی داریم.
الیور جفرز، با این رفت و برگشت به نقطهای که از آن شروع کردیم، به ما یادآوری میکند که جهان، دیگری نیست و همه به نوعی کنار هم هستیم. این پیوستگی نشانگر تفکر سیستماتیک نویسنده است. او با اوجگرفتن و نشاندادن زمین از بالا و بعد فرودآمدن و غورکردن تا عمق دریاها، به تصویرکشیدن عناصر طبیعت و سازههای بشری و حتی پرداختن به درون بدن انسان، به زبانی ساده و غیرمستقیم به نگاه ما عمق، وسعت و همزمان درس مسئولیتپذیری میدهد.
درواقع او تاکید دارد که زندگی ما به این سیاره و حیات سیاره به ما بستگی دارد، برای همین است که به نوزادش مینویسد: «مواظب بدنت باش، بیشتر اعضای آن دیگر رشد نمیکنند.» و کمی بعد «خب این سیاره زمین است، حسابی مواظبش باش، تنها چیزی است که داریم.»
شاید در نگاه اول فکر کنید کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» صرفا محتوایی علمی و آموزشی دارد، اما با کمی ژرفنگری و مفهومیابی، آن را مستعد کلیدزدن یک گفتوگوی فیلسوفانه درباره نقشه مفهومی صلح نظیر ارتباط، یگانگی، تمایز، خشونت، مهربانی، تبعیض، برتری و... خواهید یافت.
"دیگری" یکی از این مفاهیم محوری در کتاب است؛ یک مفهوم مرزی که میتوان آن را از وجوه مختلفی دید و به بحث گذاشت، به این معنا که میشود جنبههای اشتراک با دیگری را به حساب آورد و خود را ملزم به مهربانی و برابری دانست یا دیگری را موجودی متمایز انگاشت و طرد کرد.
در متن کتاب میخوانیم: «شاید قیافهمان با هم فرق داشته باشد، هر کداممان یک جور رفتار کنیم و متفاوت به نظر میرسیم، اما تو اصلا گول این چیزها را نخور، همه ما انسانیم... حیوانات هم نمیتوانند حرف بزنند، اما این دلیل نمیشود با آنها مهربان نباشیم... تعداد ما خیلی زیاد است، پس مهربان باش، همه چیز به اندازه کافی برای همه هست.» جفرز ضمن تاکید بر جستوجوی شخصی، بر محدودبودن دانش ما و لزوم پرسیدن از دیگران نیز توصیه میکند.
این تاکید بر هویت جمعی، مهربانی و حتی لزوم ارتباط و تقسیمکردن زمین و داشتههایش و در عین حال حفاظت از آن بیش از آنکه به کاوشگری علمی مربوط باشد، به زیست جهان ذهنی و اجتماعی انسان وابسته است. ما ناگزیریم یکدیگر را بپذیریم، چون همانطور که جفرز به نوزادش مینویسد: «و هرگز روی زمین تنها نیستی!»
تصویرگری کتاب با رنگهای متنوع، بهکارگیری مقیاسها و عینیسازی مفاهیم از طریق پرداختن به جزئیات از دیگر امتیازات کتاب محسوب میشود.
تصویر زمین تنها و معلق در منظومه خورشیدی، مملو از انسانهایی با انواع و اقسام نژادها و فرهنگها، از زنان برقعپوش افغان گرفته تا مرد نیمهبرهنه بودایی و نیز حیواناتی که از انسانها هم جورواجورتر هستند، همگی ذهن پویا و چشمان پرسشگر کودک را جذب میکنند.
خواندن این کتاب پیش از خواب، میتواند بهانهای برای رویاپردازی درباره سفر صلح و کاوشگری فلسفی برای جهان بهتر در روز باشد.
#الهام_فخرایی
لینک
#نوشتار
#صلح
#مفهوم_دیگری
#هوش_بین_فرهنگی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#ما_اینجا_زندگی_میکنیم
#فبک
#رادیوفبک
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@aleph_ba
تاملی بر کتاب "ما اینجا زندگی می کنیم"
الهام فخرایی
الیور جفرز، راوی کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم»، دستبهکار نوشتن یک یادداشت برای نوزاد تازه به دنیا آمدهاش شده تا به قول خودش به او کمک کند بهعنوان یک تازهوارد روی سیاره زمین سردرگم نشود و سفرش را راحتتر شروع کند. ما نمیدانیم این نوزاد دختر است یا پسر و راستی چه اهمیتی دارد؟! مهم این است که او انسان است و یکی از ساکنین سیاره زمین.
راهنمای زندگی روی سیاره زمین، ضمن خوشآمد گویی به نوزاد تازهوارد، از منظومه خورشیدی در آسمان شروع و بعد گامبهگام به زمین نزدیکتر میشود. درباره خشکیها و دریاها، شتاب و کندی، انسانها و حیوانات و... حرف میزند و در آخر دوباره به آسمان میرسد و سیاره زمین؛ یعنی تنها جایی که برای زندگی داریم.
الیور جفرز، با این رفت و برگشت به نقطهای که از آن شروع کردیم، به ما یادآوری میکند که جهان، دیگری نیست و همه به نوعی کنار هم هستیم. این پیوستگی نشانگر تفکر سیستماتیک نویسنده است. او با اوجگرفتن و نشاندادن زمین از بالا و بعد فرودآمدن و غورکردن تا عمق دریاها، به تصویرکشیدن عناصر طبیعت و سازههای بشری و حتی پرداختن به درون بدن انسان، به زبانی ساده و غیرمستقیم به نگاه ما عمق، وسعت و همزمان درس مسئولیتپذیری میدهد.
درواقع او تاکید دارد که زندگی ما به این سیاره و حیات سیاره به ما بستگی دارد، برای همین است که به نوزادش مینویسد: «مواظب بدنت باش، بیشتر اعضای آن دیگر رشد نمیکنند.» و کمی بعد «خب این سیاره زمین است، حسابی مواظبش باش، تنها چیزی است که داریم.»
شاید در نگاه اول فکر کنید کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» صرفا محتوایی علمی و آموزشی دارد، اما با کمی ژرفنگری و مفهومیابی، آن را مستعد کلیدزدن یک گفتوگوی فیلسوفانه درباره نقشه مفهومی صلح نظیر ارتباط، یگانگی، تمایز، خشونت، مهربانی، تبعیض، برتری و... خواهید یافت.
"دیگری" یکی از این مفاهیم محوری در کتاب است؛ یک مفهوم مرزی که میتوان آن را از وجوه مختلفی دید و به بحث گذاشت، به این معنا که میشود جنبههای اشتراک با دیگری را به حساب آورد و خود را ملزم به مهربانی و برابری دانست یا دیگری را موجودی متمایز انگاشت و طرد کرد.
در متن کتاب میخوانیم: «شاید قیافهمان با هم فرق داشته باشد، هر کداممان یک جور رفتار کنیم و متفاوت به نظر میرسیم، اما تو اصلا گول این چیزها را نخور، همه ما انسانیم... حیوانات هم نمیتوانند حرف بزنند، اما این دلیل نمیشود با آنها مهربان نباشیم... تعداد ما خیلی زیاد است، پس مهربان باش، همه چیز به اندازه کافی برای همه هست.» جفرز ضمن تاکید بر جستوجوی شخصی، بر محدودبودن دانش ما و لزوم پرسیدن از دیگران نیز توصیه میکند.
این تاکید بر هویت جمعی، مهربانی و حتی لزوم ارتباط و تقسیمکردن زمین و داشتههایش و در عین حال حفاظت از آن بیش از آنکه به کاوشگری علمی مربوط باشد، به زیست جهان ذهنی و اجتماعی انسان وابسته است. ما ناگزیریم یکدیگر را بپذیریم، چون همانطور که جفرز به نوزادش مینویسد: «و هرگز روی زمین تنها نیستی!»
تصویرگری کتاب با رنگهای متنوع، بهکارگیری مقیاسها و عینیسازی مفاهیم از طریق پرداختن به جزئیات از دیگر امتیازات کتاب محسوب میشود.
تصویر زمین تنها و معلق در منظومه خورشیدی، مملو از انسانهایی با انواع و اقسام نژادها و فرهنگها، از زنان برقعپوش افغان گرفته تا مرد نیمهبرهنه بودایی و نیز حیواناتی که از انسانها هم جورواجورتر هستند، همگی ذهن پویا و چشمان پرسشگر کودک را جذب میکنند.
خواندن این کتاب پیش از خواب، میتواند بهانهای برای رویاپردازی درباره سفر صلح و کاوشگری فلسفی برای جهان بهتر در روز باشد.
#الهام_فخرایی
لینک
#نوشتار
#صلح
#مفهوم_دیگری
#هوش_بین_فرهنگی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#ما_اینجا_زندگی_میکنیم
#فبک
#رادیوفبک
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@aleph_ba
الـفـبـــــا
کاوشگری در مفهوم صلح - الـفـبـــــا
الهام فخرایی// الیور جفرز راوی کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» دستبهکار نوشتن یک یادداشت برای نوزاد تازه به دنیا آمدهاش شده تا به قول خودش به او کمک کند […]
👌1
🔻باورهای دینی کودکان و نقش ما
به ضمیمه تاملی در کتاب "آبی غرورانگیز"
لینک قسمت اول
ابتهاج محمد در دوران دبیرستان والیبال را شروع می کند، اما به دلیل پوششی که داشته، هیچوقت خودش را عضوی از تیم حس نکرده تا اینکه به قول خودش «شمشیر بازی این مشکل را حل کرد.»
او در حال حاضر دومین زن شمشیرباز برتر آمریکا و هشتمین در رده بندی جهانی است. هر چند هنوز هم رواداری نسبت به او آنچنان که در پست بعدی درباره اش می خوانیم، تحقق نیافته است.
اسپنسر ال، مربی ابتهاج محمد میگوید: "دیگر برای ما عادی شده که در فرودگاه او را برای سوال و جواب ببرند یا اینکه همیشه کارش در بخش امنیتی بیشتر طول بکشد. ال میگوید: «ابتهاج به من میگوید که سیاه پوست بودن راحت نیست. مسلمان بودن راحت نیست. حالا این دو تا را با هم ادغام کنید تا ببینید من باید چه مشکلاتی را وقتی مثلا در خیابان راه میروم تحمل کنم.
ابتهاج محمد میگوید: " کاش اولین مسلمان باحجاب آمریکایی در مسابقات المپیک نبودم، اما امیدوارم آخرین نفر نباشم.
لینک قسمت دوم
محصولات فرهنگی و به ویژه کتاب ها و به طور خاص کتاب های کودک یکی از مهمترین ابزار درونی سازی فرهنگ از جمله باورهای دینی است.
کتاب های دینی برای کودکان به دلیل دلمشغولی پیروان و البته تلقین و تزیین و تکریم باورها (خلاف تصور برخی) در سراسر جهان نگاشته می شود و از نظر اجتماعی، امر مهجور و مذمومی نیست و جرم تلقی نمی شود.
اما به لحاظ تربیتی و حقوق کودک مهم است که این مفاهیم به شکل مثبت، معناگرا و زیباشناسانه به کودکان انتقال داده شود یا در قالب رسوم اجتماعی به آن ها معرفی شود تا اینکه با عتاب و خطاب صرف و از در آموزش تکالیف وارد شویم.
به ویژه از این جهت که در مسیر دین داری تکلیف آخرین مرحله است، در حالی که عموما به عنوان اولین و مهمترین گام مورد تاکید قرار می گیرد. درواقع پیش از تکلیف، فرد ابتدا باید آزادی، آگاهی، انتخاب و ایمان را طی کرده باشد تا بعد به مرحله تکلیف وارد شود.
شیوه معناگرا مقدمه ای برای پرورش هوش معنوی کودک است و فراهم کردن فرصتی برای رقم زدن تجربه هایی دلچسب که بعدها می تواند فرصت یک انتخاب آگاهانه و بررسی شده را برای او فراهم می کند.
با این حال در جامعه فعلی، کمتر آثار مناسبی در این زمینه می توان یافت و بخش عمده ای از آثار موجود هم با در پیش گرفتن همان رویکرد اشتباه تکلیف مدار و بنیادگرا نه تنها قابل توصیه برای کودک نیست که حتی در مواردی آسیب زاست.
از طرفی ضعف رواداری عمومی و دیدگاه های انحصارگرا از هر سو، مزید بر علت شده و این نیاز را نه تنها نادیده می گیرد که گاهی حتی طرد می کند، در حالی که تفکیک آموزش دینی از محتوای معناگرا می تواند تا حد زیادی این مشکل را رفع و این نیاز را به نحو درستی پوشش بدهد.
حالا این سوال مطرح می شود که اگر روی این موضوع اصرار داریم، چطور کودکان را با معنویت و دین آشنا کنیم؟
کودک مفاهیم را به شکل یکسانی فرا می گیرد، یعنی اشتراک ها را مبنای دسته بندی ها قرار می دهد و به تدریج برخی مصادیق را شخصی سازی می کند، مفهوم خدا و ملزوماتش هم به همین ترتیب برای کودک دسته بندی می شود.
بنابراین یکی از بهترین روش هایی که می توانید این پیوند را برقرار و این مفاهیم را به شکل درست درونی سازی کنید، رویکرد معناگرا است که استفاده از عناصر طبیعی و حسی است؛ زیبایی بهار، باران، عطر شکوفه، بال پروانه، مهربانی و آغوش والدین و ... و همزمان معرفی مناسب (نه لزوما شرکت در) آیین های دینی متنوع مثبت و خوشایند (روی این مثبت و خوشایند تاکید میکنم) در قالب امری اجتماعی و فرهنگی. (مثلا تجربه پختن آش نذری)
در نقطه مقابل؛ در رویکرد بنیادگرا و تکلیف مدار، درگیر کردن زودهنگام و افراطی کودک با تکالیف یا الزام به حضور اجباری در آیین هایی که با حوصله، علایق و نیاز کودک همخوانی ندارد، کاملا اثر منفی دارد و تهدیدی برای هوش معنوی کودک محسوب می شود.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب مربوط به کتاب
#منتشر_کنید
#رواداری
#چندفرهنگی
#مفهوم_دیگری
#ازسرزمینهای_دور
#باورهای_دینی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
به ضمیمه تاملی در کتاب "آبی غرورانگیز"
لینک قسمت اول
ابتهاج محمد در دوران دبیرستان والیبال را شروع می کند، اما به دلیل پوششی که داشته، هیچوقت خودش را عضوی از تیم حس نکرده تا اینکه به قول خودش «شمشیر بازی این مشکل را حل کرد.»
او در حال حاضر دومین زن شمشیرباز برتر آمریکا و هشتمین در رده بندی جهانی است. هر چند هنوز هم رواداری نسبت به او آنچنان که در پست بعدی درباره اش می خوانیم، تحقق نیافته است.
اسپنسر ال، مربی ابتهاج محمد میگوید: "دیگر برای ما عادی شده که در فرودگاه او را برای سوال و جواب ببرند یا اینکه همیشه کارش در بخش امنیتی بیشتر طول بکشد. ال میگوید: «ابتهاج به من میگوید که سیاه پوست بودن راحت نیست. مسلمان بودن راحت نیست. حالا این دو تا را با هم ادغام کنید تا ببینید من باید چه مشکلاتی را وقتی مثلا در خیابان راه میروم تحمل کنم.
ابتهاج محمد میگوید: " کاش اولین مسلمان باحجاب آمریکایی در مسابقات المپیک نبودم، اما امیدوارم آخرین نفر نباشم.
لینک قسمت دوم
محصولات فرهنگی و به ویژه کتاب ها و به طور خاص کتاب های کودک یکی از مهمترین ابزار درونی سازی فرهنگ از جمله باورهای دینی است.
کتاب های دینی برای کودکان به دلیل دلمشغولی پیروان و البته تلقین و تزیین و تکریم باورها (خلاف تصور برخی) در سراسر جهان نگاشته می شود و از نظر اجتماعی، امر مهجور و مذمومی نیست و جرم تلقی نمی شود.
اما به لحاظ تربیتی و حقوق کودک مهم است که این مفاهیم به شکل مثبت، معناگرا و زیباشناسانه به کودکان انتقال داده شود یا در قالب رسوم اجتماعی به آن ها معرفی شود تا اینکه با عتاب و خطاب صرف و از در آموزش تکالیف وارد شویم.
به ویژه از این جهت که در مسیر دین داری تکلیف آخرین مرحله است، در حالی که عموما به عنوان اولین و مهمترین گام مورد تاکید قرار می گیرد. درواقع پیش از تکلیف، فرد ابتدا باید آزادی، آگاهی، انتخاب و ایمان را طی کرده باشد تا بعد به مرحله تکلیف وارد شود.
شیوه معناگرا مقدمه ای برای پرورش هوش معنوی کودک است و فراهم کردن فرصتی برای رقم زدن تجربه هایی دلچسب که بعدها می تواند فرصت یک انتخاب آگاهانه و بررسی شده را برای او فراهم می کند.
با این حال در جامعه فعلی، کمتر آثار مناسبی در این زمینه می توان یافت و بخش عمده ای از آثار موجود هم با در پیش گرفتن همان رویکرد اشتباه تکلیف مدار و بنیادگرا نه تنها قابل توصیه برای کودک نیست که حتی در مواردی آسیب زاست.
از طرفی ضعف رواداری عمومی و دیدگاه های انحصارگرا از هر سو، مزید بر علت شده و این نیاز را نه تنها نادیده می گیرد که گاهی حتی طرد می کند، در حالی که تفکیک آموزش دینی از محتوای معناگرا می تواند تا حد زیادی این مشکل را رفع و این نیاز را به نحو درستی پوشش بدهد.
حالا این سوال مطرح می شود که اگر روی این موضوع اصرار داریم، چطور کودکان را با معنویت و دین آشنا کنیم؟
کودک مفاهیم را به شکل یکسانی فرا می گیرد، یعنی اشتراک ها را مبنای دسته بندی ها قرار می دهد و به تدریج برخی مصادیق را شخصی سازی می کند، مفهوم خدا و ملزوماتش هم به همین ترتیب برای کودک دسته بندی می شود.
بنابراین یکی از بهترین روش هایی که می توانید این پیوند را برقرار و این مفاهیم را به شکل درست درونی سازی کنید، رویکرد معناگرا است که استفاده از عناصر طبیعی و حسی است؛ زیبایی بهار، باران، عطر شکوفه، بال پروانه، مهربانی و آغوش والدین و ... و همزمان معرفی مناسب (نه لزوما شرکت در) آیین های دینی متنوع مثبت و خوشایند (روی این مثبت و خوشایند تاکید میکنم) در قالب امری اجتماعی و فرهنگی. (مثلا تجربه پختن آش نذری)
در نقطه مقابل؛ در رویکرد بنیادگرا و تکلیف مدار، درگیر کردن زودهنگام و افراطی کودک با تکالیف یا الزام به حضور اجباری در آیین هایی که با حوصله، علایق و نیاز کودک همخوانی ندارد، کاملا اثر منفی دارد و تهدیدی برای هوش معنوی کودک محسوب می شود.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب مربوط به کتاب
#منتشر_کنید
#رواداری
#چندفرهنگی
#مفهوم_دیگری
#ازسرزمینهای_دور
#باورهای_دینی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
🔻روز جهانی زبان مادری و صلح
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
پرسشها:
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
پرسشها:
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻روز جهانی زبان مادری و صلح
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
پرسشها:
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
پرسشها:
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍5