شعر و فلسفه
درباره پیوستگی فلسفه و شعر و کاربرد آن در فبک خیلی سال پیش در مقاله ای اشاراتی داشتم؛ اینکه شعر پرمایه را به می توان بعنوان محتوا در فبک به کار گرفت، از آن جهت که حاوی جنبههای نظری و زمینه نظرورزی است.
بطور خاص اگر شما هم مایلید هویت ملی و عشق به ایران زمین را در کنار هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان بپرورانید، ادبیات حماسی شاهنامه را به عنوان محتوایی برای کارگاه های فلسفه با حفظ شرایط لازم به کار گیرید.
شاهنامه بشنوید و سرشار شوید.
@readingferdowsi
#محتوا
#رادیوفبک
#فبک
#شاهنامه
#همرسانی
#هوش_اخلاقی
#هویت_ملی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
درباره پیوستگی فلسفه و شعر و کاربرد آن در فبک خیلی سال پیش در مقاله ای اشاراتی داشتم؛ اینکه شعر پرمایه را به می توان بعنوان محتوا در فبک به کار گرفت، از آن جهت که حاوی جنبههای نظری و زمینه نظرورزی است.
بطور خاص اگر شما هم مایلید هویت ملی و عشق به ایران زمین را در کنار هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان بپرورانید، ادبیات حماسی شاهنامه را به عنوان محتوایی برای کارگاه های فلسفه با حفظ شرایط لازم به کار گیرید.
شاهنامه بشنوید و سرشار شوید.
@readingferdowsi
#محتوا
#رادیوفبک
#فبک
#شاهنامه
#همرسانی
#هوش_اخلاقی
#هویت_ملی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻چطور ادبیات و هنر را برای کودکان زنده نگه داریم؟ ( روز فردوسی)
نمونه ای از تلاش های کالج پمبروک در کمبریج را برای احیای اقبال عمومی به شاهنامه در این ویدئو می بینیم.
روایت به روز از شاهنامه انتخاب این کالج بوده، اما فارغ از این رویکرد، پویش هایی نظیر این در جامعه ایرانی می تواند مقدمه ای برای احیا و اهمیت بخشی به بنیادهای تخصصی ویژه مشاهیر و تربیت پژوهشگر و در ادامه همکاری با آموزش و پرورش برای تولید محتوا و تدریس باشد، از جمله شاهنامه پژوه.
مسیری که نه تنها ارتباط کودکان و نوجوانان ایرانی را با مشاهیر تقویت کند، بلکه منبعی غنی از اندیشه، خلاقیت و اخلاق را در اختیارمان قرار می دهد که می تواند دستمایه آفرینش آثار جدیدی در ادبیات، سینما، هنرهای تجسمی و... شود و حتی سرمایه اجتماعی را در بین مردم تقویت کند.
#الهام_فخرایی
نسخه کامل ویدئو در اینستاگرام
#شاهنامه_بخوانیم
#فلسفه_ورزی_با_مشاهیر
#طرح_درس_مشاهیر
#شاهنامه_در_مدرسه
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
📌شما رسانه اید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
نمونه ای از تلاش های کالج پمبروک در کمبریج را برای احیای اقبال عمومی به شاهنامه در این ویدئو می بینیم.
روایت به روز از شاهنامه انتخاب این کالج بوده، اما فارغ از این رویکرد، پویش هایی نظیر این در جامعه ایرانی می تواند مقدمه ای برای احیا و اهمیت بخشی به بنیادهای تخصصی ویژه مشاهیر و تربیت پژوهشگر و در ادامه همکاری با آموزش و پرورش برای تولید محتوا و تدریس باشد، از جمله شاهنامه پژوه.
مسیری که نه تنها ارتباط کودکان و نوجوانان ایرانی را با مشاهیر تقویت کند، بلکه منبعی غنی از اندیشه، خلاقیت و اخلاق را در اختیارمان قرار می دهد که می تواند دستمایه آفرینش آثار جدیدی در ادبیات، سینما، هنرهای تجسمی و... شود و حتی سرمایه اجتماعی را در بین مردم تقویت کند.
#الهام_فخرایی
نسخه کامل ویدئو در اینستاگرام
#شاهنامه_بخوانیم
#فلسفه_ورزی_با_مشاهیر
#طرح_درس_مشاهیر
#شاهنامه_در_مدرسه
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
📌شما رسانه اید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
این روزها در خواندن شاهنامه رسیدیم به اینجا:
سپاه اندر ایران پراگنده شد
زن و مرد و کودک همه بنده شد
همه در گرفتند ز ایران پناه
به ایرانیان گشت گیتی سیاه
دو بهره سوی زاولستان شدند
به خواهش بر پور دستان شدند
که ما را ز بدها تو باشی پناه
چو گم شد سر تاج کاووس شاه
دریغست ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
همه جای جنگی سواران بدی
نشستنگه شهریاران بدی
کنون جای سختی و رنج و بلاست
نشستنگه تیزچنگ اژدهاست
کسی کز پلنگان بخوردست شیر
بدین رنج ما را بود دستگیر
کنون چارهای باید انداختن
دل خویش ازین رنج پرداختن
ببارید رستم ز چشم آب زرد
دلش گشت پرخون و جان پر ز درد
چنین داد پاسخ که من با سپاه
میان بستهام جنگ را کینه خواه
زاولستان: زادگاه رستم
سیستان و بلوچستان امروزی
#زاهدان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
سپاه اندر ایران پراگنده شد
زن و مرد و کودک همه بنده شد
همه در گرفتند ز ایران پناه
به ایرانیان گشت گیتی سیاه
دو بهره سوی زاولستان شدند
به خواهش بر پور دستان شدند
که ما را ز بدها تو باشی پناه
چو گم شد سر تاج کاووس شاه
دریغست ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
همه جای جنگی سواران بدی
نشستنگه شهریاران بدی
کنون جای سختی و رنج و بلاست
نشستنگه تیزچنگ اژدهاست
کسی کز پلنگان بخوردست شیر
بدین رنج ما را بود دستگیر
کنون چارهای باید انداختن
دل خویش ازین رنج پرداختن
ببارید رستم ز چشم آب زرد
دلش گشت پرخون و جان پر ز درد
چنین داد پاسخ که من با سپاه
میان بستهام جنگ را کینه خواه
زاولستان: زادگاه رستم
سیستان و بلوچستان امروزی
#زاهدان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
😢4👍2
🔻یکی داستانست، پر آب چشم!
در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که پیکر سهراب جوان تشییع شد:
پس آنگه سوی زابلستان کشید
چو آگاهی از وی به دستان رسید
همه سیستان پیش باز آمدند
به رنج و به درد و گداز آمدند
چو تابوت را دید دستان سام
فرود آمد از اسپ زرین ستام
تهمتن پیاده همی رفت پیش
دریده همه جامه دل کرده ریش
گشادند گردان سراسر کمر
همه پیش تابوت بر خاک سر
همی گفت زال اینت کاری شگفت
که سهراب گرز گران برگرفت
نشانی شد اندر میان مهان
نزاید چنو مادر اندر جهان
همی گفت و مژگان پر از آب کرد
زبان پر ز گفتار سهراب کرد
چو آمد تهمتن به ایوان خویش
خروشید و تابوت بنهاد پیش
ازو میخ برکند و بگشاد سر
کفن زو جدا کرد پیش پدر
تنش را بدان نامداران نمود
تو گفتی که از چرخ برخاست دود
مهان جهان جامه کردند چاک
به ابر اندر آمد سر گرد و خاک
همه کاخ تابوت بد سر به سر
غنوده به صندوق در، شیر نر...
بپوشید بازش به دیبای زرد
سر تنگ تابوت را سخت کرد
همی گفت اگر دخمه زرین کنم
ز مشک سیه گردش آگین کنم
چو من رفته باشم نماند بجای
وگرنه مرا خود جزین نیست رای
یکی دخمه کردش ز سم ستور
جهانی ز زاری همی گشت کور...
#شاهنامه_بخوانیم
مفاهیم: سوگ، پیوند، جان، زندگی، جوان، راستی، آزادگی ...
برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که پیکر سهراب جوان تشییع شد:
پس آنگه سوی زابلستان کشید
چو آگاهی از وی به دستان رسید
همه سیستان پیش باز آمدند
به رنج و به درد و گداز آمدند
چو تابوت را دید دستان سام
فرود آمد از اسپ زرین ستام
تهمتن پیاده همی رفت پیش
دریده همه جامه دل کرده ریش
گشادند گردان سراسر کمر
همه پیش تابوت بر خاک سر
همی گفت زال اینت کاری شگفت
که سهراب گرز گران برگرفت
نشانی شد اندر میان مهان
نزاید چنو مادر اندر جهان
همی گفت و مژگان پر از آب کرد
زبان پر ز گفتار سهراب کرد
چو آمد تهمتن به ایوان خویش
خروشید و تابوت بنهاد پیش
ازو میخ برکند و بگشاد سر
کفن زو جدا کرد پیش پدر
تنش را بدان نامداران نمود
تو گفتی که از چرخ برخاست دود
مهان جهان جامه کردند چاک
به ابر اندر آمد سر گرد و خاک
همه کاخ تابوت بد سر به سر
غنوده به صندوق در، شیر نر...
بپوشید بازش به دیبای زرد
سر تنگ تابوت را سخت کرد
همی گفت اگر دخمه زرین کنم
ز مشک سیه گردش آگین کنم
چو من رفته باشم نماند بجای
وگرنه مرا خود جزین نیست رای
یکی دخمه کردش ز سم ستور
جهانی ز زاری همی گشت کور...
#شاهنامه_بخوانیم
مفاهیم: سوگ، پیوند، جان، زندگی، جوان، راستی، آزادگی ...
برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
💔2
🔻فرجام حکمرانی زور، زر و دروغ
چو سال اندر آمد به هفتاد و هشت
جهاندار بیدار بیمار گشت
بفرمود تا رفت شاپور پیش
ورا پندها داد ز اندازه بیش
بدو گفت کاین عهد من یاددار
همه گفت بدگوی را باددار
سخنهای من چون شنودی، بورز
مگر بازدانی ز ناارز، ارز
جهان راست کردم به شمشیر داد
نگه داشتم ارج مرد نژاد
چو کار جهان، مر مرا گشت راست
فزون شد زمین، زندگانی بکاست
ازان پس که بسیار بردیم رنج
به رنج اندرون گرد کردیم گنج
شما را همان رنج پیشست و ناز
زمانی نشیب و زمانی فراز...
نگهدار تن باش و آن خرد
چو خواهی که روزت به بد نگذرد
چو بر دین کند شهریار آفرین
برادر شود شهریاری و دین
نه بیتخت شاهیست دینی به پای
نه بیدین بود شهریاری به جای
دو دیباست یک در دگر بافته
برآورده پیش خرد تافته
نه از پادشا بینیازست دین
نه بیدین بود شاه را آفرین
چنین پاسبانان یکدیگرند
تو گویی که در زیر یک چادرند
نه آن زین، نه این زان بود بینیاز
دو انباز دیدیمشان، نیکساز
چو باشد خداوند رای و خرد
دو گیتی همی مرد دینی برد
چو دین را بود پادشا پاسبان
تو این هر دو را جز برادر مخوان
هرانکس که بر دادگر شهریار
گشاید زبان مرد دینش مدار
چه گفت آن سخنگوی با آفرین
که چون بنگری مغز دادست دین
سر تخت شاهی بپیچد سه کار
نخستین ز بیدادگر شهریار
دگر آنک بیسود را برکشد
ز مرد هنرمند سر درکشد
سه دیگر که با گنج خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
به بخشندگی یاز و دین و خرد
دروغ ایچ، تا با تو برنگذرد
رخ پادشا تیره دارد دروغ
بلندیش هرگز نگیرد فروغ
نگر تا نباشی نگهبان گنج
که مردم ز دینار یازد به رنج
اگر پادشا آز گنج آورد
تن زیردستان به رنج آورد
کجا گنج دهقان بود گنج اوست
وگر چند بر کوشش و رنج اوست
نگهبان بود شاه گنج ورا
به بار آورد شاخ رنج ورا
بدان کوش تا دور باشی ز خشم
به مردی به خواب از گنهکار چشم
هرانگه که خشم آورد پادشا
سبکمایه خواند ورا پارسا
وگر دشمن آید به جایی پدید
ازین کارها، دل بباید برید
درم دادن و تیغ پیراستن
ز هر پادشاهی سپه خواستن
به فردا ممان کار امروز را
بر تخت منشان، بدآموز را...
#شاهنامه_بخوانیم
پرسش های اصلی را درباره موضوعات و مفاهیم زیر مطرح کنید:
مفاهیم: دین، عدالت، پادشاهی، رنج، حق، راستی، برتری، خردمندی، طمع، زورگویی، دروغ، کشورداری، شهریاری، فلسفه سیاسی، کنشگری، راستی آزمایی ...
چرا فردوسی مغز دین را عدالت می داند؟
با سه عاملی که برای سقوط حکومت ها نام برده، موافقید؟ چرا؟ چه رابطه ای بین حکومت داری، ثروت و قدرت وجود دارد؟ (برای نوجوان ها میتوانیداز فلسفه سیاسی استفاده کنید.) رابطه بین خشم حکومت و اعمال قدرت بر رعیت چیست؟ چه دلیلی برای توصیه های فردوسی به وقت پدید آمدن دشمنی میتوانید پیشنهاد کنید؟ (درم دادن، تیغ پیراستن، سپه خواستن) چرا باید از این کارها دل برید؟ و ...
فردوسی
داستان پادشاهی اردشیر
برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی و #فلسفه_سیاسی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
چو سال اندر آمد به هفتاد و هشت
جهاندار بیدار بیمار گشت
بفرمود تا رفت شاپور پیش
ورا پندها داد ز اندازه بیش
بدو گفت کاین عهد من یاددار
همه گفت بدگوی را باددار
سخنهای من چون شنودی، بورز
مگر بازدانی ز ناارز، ارز
جهان راست کردم به شمشیر داد
نگه داشتم ارج مرد نژاد
چو کار جهان، مر مرا گشت راست
فزون شد زمین، زندگانی بکاست
ازان پس که بسیار بردیم رنج
به رنج اندرون گرد کردیم گنج
شما را همان رنج پیشست و ناز
زمانی نشیب و زمانی فراز...
نگهدار تن باش و آن خرد
چو خواهی که روزت به بد نگذرد
چو بر دین کند شهریار آفرین
برادر شود شهریاری و دین
نه بیتخت شاهیست دینی به پای
نه بیدین بود شهریاری به جای
دو دیباست یک در دگر بافته
برآورده پیش خرد تافته
نه از پادشا بینیازست دین
نه بیدین بود شاه را آفرین
چنین پاسبانان یکدیگرند
تو گویی که در زیر یک چادرند
نه آن زین، نه این زان بود بینیاز
دو انباز دیدیمشان، نیکساز
چو باشد خداوند رای و خرد
دو گیتی همی مرد دینی برد
چو دین را بود پادشا پاسبان
تو این هر دو را جز برادر مخوان
هرانکس که بر دادگر شهریار
گشاید زبان مرد دینش مدار
چه گفت آن سخنگوی با آفرین
که چون بنگری مغز دادست دین
سر تخت شاهی بپیچد سه کار
نخستین ز بیدادگر شهریار
دگر آنک بیسود را برکشد
ز مرد هنرمند سر درکشد
سه دیگر که با گنج خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
به بخشندگی یاز و دین و خرد
دروغ ایچ، تا با تو برنگذرد
رخ پادشا تیره دارد دروغ
بلندیش هرگز نگیرد فروغ
نگر تا نباشی نگهبان گنج
که مردم ز دینار یازد به رنج
اگر پادشا آز گنج آورد
تن زیردستان به رنج آورد
کجا گنج دهقان بود گنج اوست
وگر چند بر کوشش و رنج اوست
نگهبان بود شاه گنج ورا
به بار آورد شاخ رنج ورا
بدان کوش تا دور باشی ز خشم
به مردی به خواب از گنهکار چشم
هرانگه که خشم آورد پادشا
سبکمایه خواند ورا پارسا
وگر دشمن آید به جایی پدید
ازین کارها، دل بباید برید
درم دادن و تیغ پیراستن
ز هر پادشاهی سپه خواستن
به فردا ممان کار امروز را
بر تخت منشان، بدآموز را...
#شاهنامه_بخوانیم
پرسش های اصلی را درباره موضوعات و مفاهیم زیر مطرح کنید:
مفاهیم: دین، عدالت، پادشاهی، رنج، حق، راستی، برتری، خردمندی، طمع، زورگویی، دروغ، کشورداری، شهریاری، فلسفه سیاسی، کنشگری، راستی آزمایی ...
چرا فردوسی مغز دین را عدالت می داند؟
با سه عاملی که برای سقوط حکومت ها نام برده، موافقید؟ چرا؟ چه رابطه ای بین حکومت داری، ثروت و قدرت وجود دارد؟ (برای نوجوان ها میتوانیداز فلسفه سیاسی استفاده کنید.) رابطه بین خشم حکومت و اعمال قدرت بر رعیت چیست؟ چه دلیلی برای توصیه های فردوسی به وقت پدید آمدن دشمنی میتوانید پیشنهاد کنید؟ (درم دادن، تیغ پیراستن، سپه خواستن) چرا باید از این کارها دل برید؟ و ...
فردوسی
داستان پادشاهی اردشیر
برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی و #فلسفه_سیاسی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤2👍1
🔻فرزندان ایران (گردآفریدها و سیاوشان)
قبلا در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که توران، سهراب را با سپاهی روانه کرد تا به ایران حمله کند، هژیر نگهبان دژ اسیر شد و دختری از ایران (#گردآفرید) لباس رزم پوشید:
چو آگاه شد دختر گژدهم
که سالار آن انجمن گشت کم
زنی بود برسان گردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گردآفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید
چنان ننگش آمد ز کار هژیر
که شد لاله رنگش به کردار قیر
بپوشید درع سواران جنگ
نبود اندر آن کار جای درنگ
نهان کرد گیسو به زیر زره
بزد بر سر ترگ رومی گره
فرود آمد از دژ به کردار شیر
کمر بر میان بادپایی به زیر
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد
که گردان کدامند و جنگآوران
دلیران و کارآزموده سران
چو سهراب شیراوژن او را بدید
بخندید و لب را به دندان گزید
چنین گفت کامد دگر باره گور
به دام خداوند شمشیر و زور
بپوشید خفتان و بر سر نهاد
یکی ترگ چینی به کردار باد
بیامد دمان پیش گرد آفرید
چو دخت کمندافگن او را بدید
کمان را به زه کرد و بگشاد بر
نبد مرغ را پیش تیرش گذر
به سهراب بر تیر باران گرفت
چپ و راست جنگ سواران گرف
ت
نگه کرد سهراب و آمدش ننگ
برآشفت و تیز اندر آمد به جنگ...
برآشفت سهراب و شد چون پلنگ
چو بدخواه او چاره گر بد به جنگ
عنان برگرایید و برگاشت اسپ
بیامد به کردار آذرگشسپ ...
بزد بر کمربند گردآفرید
زره بر برش یک به یک بردرید ...
چو بر زین بپیچید گرد آفرید
یکی تیغ تیز از میان برکشید
بزد نیزهٔ او به دو نیم کرد
نشست از بر اسپ و برخاست گرد
به آورد با او بسنده نبود
بپیچید ازو روی و برگاشت زود
سپهبد عنان اژدها را سپرد
به خشم از جهان روشنایی ببرد
چو آمد خروشان به تنگ اندرش
بجنبید و برداشت خود از سرش
رها شد ز بند زره موی اوی
درفشان چو خورشید شد روی اوی
بدانست سهراب کاو دخترست
سر و موی او ازدر افسرست
شگفت آمدش گفت از #ایران سپاه
چنین دختر آید به آوردگاه ...
بدو روی بنمود و گفت ای دلیر
میان دلیران به کردار شیر
دو لشکر نظاره برین جنگ ما
برین گرز و شمشیر و آهنگ ما
بپای آورد زخم کوپال من
نراند کسی نیزه بر یال من
عنان را بپیچید گرد آفرید
سمند سرافراز بر دژ کشید ...
🔻و اما وصف #سیاوش از زبان تورانی ها (دشمن ایران):
ازین شاهزاده نگیرند باز
زگنج و ز رنج آنچ آید فراز
من ایدون شنیدم که اندر جهان
کسی نیست مانند او از مهان
به بالا و دیدار و آهستگی
به #فرهنگ و رای و به شایستگی
هنر با خرد نیز بیش از نژاد
ز مادر چنو شاهزاده نزاد
بدیدن کنون از شنیدن بهست
گرانمایه و شاهزاد و مهست ...
پ.ن
- متن کوتاه شده است.
- و چه خوب که هزاران سیاوش و گردآفرید در ایران داریم که میتوانند #میهن را به بهترین شکل نمایندگی کنند و مانا نگه دارند.
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
قبلا در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که توران، سهراب را با سپاهی روانه کرد تا به ایران حمله کند، هژیر نگهبان دژ اسیر شد و دختری از ایران (#گردآفرید) لباس رزم پوشید:
چو آگاه شد دختر گژدهم
که سالار آن انجمن گشت کم
زنی بود برسان گردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گردآفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید
چنان ننگش آمد ز کار هژیر
که شد لاله رنگش به کردار قیر
بپوشید درع سواران جنگ
نبود اندر آن کار جای درنگ
نهان کرد گیسو به زیر زره
بزد بر سر ترگ رومی گره
فرود آمد از دژ به کردار شیر
کمر بر میان بادپایی به زیر
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد
که گردان کدامند و جنگآوران
دلیران و کارآزموده سران
چو سهراب شیراوژن او را بدید
بخندید و لب را به دندان گزید
چنین گفت کامد دگر باره گور
به دام خداوند شمشیر و زور
بپوشید خفتان و بر سر نهاد
یکی ترگ چینی به کردار باد
بیامد دمان پیش گرد آفرید
چو دخت کمندافگن او را بدید
کمان را به زه کرد و بگشاد بر
نبد مرغ را پیش تیرش گذر
به سهراب بر تیر باران گرفت
چپ و راست جنگ سواران گرف
ت
نگه کرد سهراب و آمدش ننگ
برآشفت و تیز اندر آمد به جنگ...
برآشفت سهراب و شد چون پلنگ
چو بدخواه او چاره گر بد به جنگ
عنان برگرایید و برگاشت اسپ
بیامد به کردار آذرگشسپ ...
بزد بر کمربند گردآفرید
زره بر برش یک به یک بردرید ...
چو بر زین بپیچید گرد آفرید
یکی تیغ تیز از میان برکشید
بزد نیزهٔ او به دو نیم کرد
نشست از بر اسپ و برخاست گرد
به آورد با او بسنده نبود
بپیچید ازو روی و برگاشت زود
سپهبد عنان اژدها را سپرد
به خشم از جهان روشنایی ببرد
چو آمد خروشان به تنگ اندرش
بجنبید و برداشت خود از سرش
رها شد ز بند زره موی اوی
درفشان چو خورشید شد روی اوی
بدانست سهراب کاو دخترست
سر و موی او ازدر افسرست
شگفت آمدش گفت از #ایران سپاه
چنین دختر آید به آوردگاه ...
بدو روی بنمود و گفت ای دلیر
میان دلیران به کردار شیر
دو لشکر نظاره برین جنگ ما
برین گرز و شمشیر و آهنگ ما
بپای آورد زخم کوپال من
نراند کسی نیزه بر یال من
عنان را بپیچید گرد آفرید
سمند سرافراز بر دژ کشید ...
🔻و اما وصف #سیاوش از زبان تورانی ها (دشمن ایران):
ازین شاهزاده نگیرند باز
زگنج و ز رنج آنچ آید فراز
من ایدون شنیدم که اندر جهان
کسی نیست مانند او از مهان
به بالا و دیدار و آهستگی
به #فرهنگ و رای و به شایستگی
هنر با خرد نیز بیش از نژاد
ز مادر چنو شاهزاده نزاد
بدیدن کنون از شنیدن بهست
گرانمایه و شاهزاد و مهست ...
پ.ن
- متن کوتاه شده است.
- و چه خوب که هزاران سیاوش و گردآفرید در ایران داریم که میتوانند #میهن را به بهترین شکل نمایندگی کنند و مانا نگه دارند.
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍5❤2
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻چطور ادبیات و هنر را برای کودکان زنده نگه داریم؟ ( روز فردوسی)
نمونه ای از تلاش های کالج پمبروک در کمبریج را برای احیای اقبال عمومی به شاهنامه در این ویدئو می بینیم.
روایت به روز از شاهنامه انتخاب این کالج بوده، اما فارغ از این رویکرد، پویش هایی نظیر این در جامعه ایرانی می تواند مقدمه ای برای احیا و اهمیت بخشی به بنیادهای تخصصی ویژه مشاهیر و تربیت پژوهشگر و در ادامه همکاری با آموزش و پرورش برای تولید محتوا و تدریس باشد، از جمله شاهنامه پژوه.
مسیری که نه تنها ارتباط کودکان و نوجوانان ایرانی را با مشاهیر تقویت کند، بلکه منبعی غنی از اندیشه، خلاقیت و اخلاق را در اختیارمان قرار می دهد که می تواند دستمایه آفرینش آثار جدیدی در ادبیات، سینما، هنرهای تجسمی و... شود و حتی سرمایه اجتماعی را در بین مردم تقویت کند.
#الهام_فخرایی
نسخه کامل ویدئو در اینستاگرام
#شاهنامه_بخوانیم
#فلسفه_ورزی_با_مشاهیر
#طرح_درس_مشاهیر
#شاهنامه_در_مدرسه
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
نمونه ای از تلاش های کالج پمبروک در کمبریج را برای احیای اقبال عمومی به شاهنامه در این ویدئو می بینیم.
روایت به روز از شاهنامه انتخاب این کالج بوده، اما فارغ از این رویکرد، پویش هایی نظیر این در جامعه ایرانی می تواند مقدمه ای برای احیا و اهمیت بخشی به بنیادهای تخصصی ویژه مشاهیر و تربیت پژوهشگر و در ادامه همکاری با آموزش و پرورش برای تولید محتوا و تدریس باشد، از جمله شاهنامه پژوه.
مسیری که نه تنها ارتباط کودکان و نوجوانان ایرانی را با مشاهیر تقویت کند، بلکه منبعی غنی از اندیشه، خلاقیت و اخلاق را در اختیارمان قرار می دهد که می تواند دستمایه آفرینش آثار جدیدی در ادبیات، سینما، هنرهای تجسمی و... شود و حتی سرمایه اجتماعی را در بین مردم تقویت کند.
#الهام_فخرایی
نسخه کامل ویدئو در اینستاگرام
#شاهنامه_بخوانیم
#فلسفه_ورزی_با_مشاهیر
#طرح_درس_مشاهیر
#شاهنامه_در_مدرسه
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍3
سفیران کوچک جشنهای ایرانی
دخترک با شوق تعریف میکند که چطور امروز در جشن پیشواز یلدای مدرسه، دیباچه #شاهنامه را چقدر روان خوانده و همه تحسینش کردهاند.
بعد ادامه میدهد: "وقتی گفتم ایرانی های باستان نام این ماه و روز جشن را "دی" به معنای "آفریننده" گذاشتند تا در روزهای سرد و شب های طولانی زمستان، امیدشان را از دست ندهند و دلشان به یاد خداوند گرم باشد" چندتایی از معلمها به هم لبخند زدند و گفتند: چقدر قشنگ!
تازه خلاف همیشه که بچه ها توی مراسم، حرف میزنند و اصلا به صحبتها گوش نمیدهند، همه ساکت بودند و بعد از تمام شدن صحبتهای من حسابی تشویقم کردند.
............................
از شروع نوشتن (گمانم هشت سال قبل یا بیشتر) در این کانال تا امروز، بارها پیش آمده که گاهی تردید کردهام که به نوشتن در اینجا ادامه دهم یا نه ... و هر بار پیامهای دلنشین شبیه آنچه بالاتر نوشتم، به این روشنای امید من، جان تازه ای میبخشند.
این نوشته برای قدردانی از پیامهای پرمهر شماست، بخصوص شما سفیرهای کوچک که بسیار دوستتان دارم، شما که وارث این سرزمین و فرهنگ ماندگار و باارزشش هستید.
برای خورشید، پس از شبهای طولانی!
#الهام_فخرایی
#یادداشت
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
دخترک با شوق تعریف میکند که چطور امروز در جشن پیشواز یلدای مدرسه، دیباچه #شاهنامه را چقدر روان خوانده و همه تحسینش کردهاند.
بعد ادامه میدهد: "وقتی گفتم ایرانی های باستان نام این ماه و روز جشن را "دی" به معنای "آفریننده" گذاشتند تا در روزهای سرد و شب های طولانی زمستان، امیدشان را از دست ندهند و دلشان به یاد خداوند گرم باشد" چندتایی از معلمها به هم لبخند زدند و گفتند: چقدر قشنگ!
تازه خلاف همیشه که بچه ها توی مراسم، حرف میزنند و اصلا به صحبتها گوش نمیدهند، همه ساکت بودند و بعد از تمام شدن صحبتهای من حسابی تشویقم کردند.
............................
از شروع نوشتن (گمانم هشت سال قبل یا بیشتر) در این کانال تا امروز، بارها پیش آمده که گاهی تردید کردهام که به نوشتن در اینجا ادامه دهم یا نه ... و هر بار پیامهای دلنشین شبیه آنچه بالاتر نوشتم، به این روشنای امید من، جان تازه ای میبخشند.
این نوشته برای قدردانی از پیامهای پرمهر شماست، بخصوص شما سفیرهای کوچک که بسیار دوستتان دارم، شما که وارث این سرزمین و فرهنگ ماندگار و باارزشش هستید.
برای خورشید، پس از شبهای طولانی!
#الهام_فخرایی
#یادداشت
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤7👍3🥰2👏1
🔻فرزندان ایران (گردآفریدها و سیاوشان)
به مناسبت روز بزرگداشت #فردوسی
قبلا در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که توران، سهراب را با سپاهی روانه کرد تا به ایران حمله کند، هژیر نگهبان دژ اسیر شد و دختری از ایران (#گردآفرید) لباس رزم پوشید:
🔻و اما وصف #سیاوش از زبان تورانی ها (دشمن ایران):
پ.ن
- متن کوتاه شده است.
- و چه خوب که هزاران سیاوش و گردآفرید در ایران داریم که میتوانند #وطن را به بهترین شکل نمایندگی کنند و مانا نگه دارند.
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
به مناسبت روز بزرگداشت #فردوسی
قبلا در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که توران، سهراب را با سپاهی روانه کرد تا به ایران حمله کند، هژیر نگهبان دژ اسیر شد و دختری از ایران (#گردآفرید) لباس رزم پوشید:
چو آگاه شد دختر گژدهم
که سالار آن انجمن گشت کم
زنی بود برسان گردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گردآفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید
چنان ننگش آمد ز کار هژیر
که شد لاله رنگش به کردار قیر
بپوشید درع سواران جنگ
نبود اندر آن کار جای درنگ
نهان کرد گیسو به زیر زره
بزد بر سر ترگ رومی گره
فرود آمد از دژ به کردار شیر
کمر بر میان بادپایی به زیر
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد
که گردان کدامند و جنگآوران
دلیران و کارآزموده سران
چو سهراب شیراوژن او را بدید
بخندید و لب را به دندان گزید
چنین گفت کامد دگر باره گور
به دام خداوند شمشیر و زور
بپوشید خفتان و بر سر نهاد
یکی ترگ چینی به کردار باد
بیامد دمان پیش گرد آفرید
چو دخت کمندافگن او را بدید
کمان را به زه کرد و بگشاد بر
نبد مرغ را پیش تیرش گذر
به سهراب بر تیر باران گرفت
چپ و راست جنگ سواران گرف
ت
نگه کرد سهراب و آمدش ننگ
برآشفت و تیز اندر آمد به جنگ...
برآشفت سهراب و شد چون پلنگ
چو بدخواه او چاره گر بد به جنگ
عنان برگرایید و برگاشت اسپ
بیامد به کردار آذرگشسپ ...
بزد بر کمربند گردآفرید
زره بر برش یک به یک بردرید ...
چو بر زین بپیچید گرد آفرید
یکی تیغ تیز از میان برکشید
بزد نیزهٔ او به دو نیم کرد
نشست از بر اسپ و برخاست گرد
به آورد با او بسنده نبود
بپیچید ازو روی و برگاشت زود
سپهبد عنان اژدها را سپرد
به خشم از جهان روشنایی ببرد
چو آمد خروشان به تنگ اندرش
بجنبید و برداشت خود از سرش
رها شد ز بند زره موی اوی
درفشان چو خورشید شد روی اوی
بدانست سهراب کاو دخترست
سر و موی او ازدر افسرست
شگفت آمدش گفت از #ایران سپاه
چنین دختر آید به آوردگاه ...
بدو روی بنمود و گفت ای دلیر
میان دلیران به کردار شیر
دو لشکر نظاره برین جنگ ما
برین گرز و شمشیر و آهنگ ما
بپای آورد زخم کوپال من
نراند کسی نیزه بر یال من
عنان را بپیچید گرد آفرید
سمند سرافراز بر دژ کشید ...
🔻و اما وصف #سیاوش از زبان تورانی ها (دشمن ایران):
ازین شاهزاده نگیرند باز
زگنج و ز رنج آنچ آید فراز
من ایدون شنیدم که اندر جهان
کسی نیست مانند او از مهان
به بالا و دیدار و آهستگی
به #فرهنگ و رای و به شایستگی
هنر با خرد نیز بیش از نژاد
ز مادر چنو شاهزاده نزاد
بدیدن کنون از شنیدن بهست
گرانمایه و شاهزاد و مهست ...
پ.ن
- متن کوتاه شده است.
- و چه خوب که هزاران سیاوش و گردآفرید در ایران داریم که میتوانند #وطن را به بهترین شکل نمایندگی کنند و مانا نگه دارند.
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤10👍1
آیین آهسته دلی
در خواندن شاهنامه رسیدیم به دسیسه های گرسیوز و تصمیم افراسیاب برای کشتن سیاوش شاهزاده نیک نام ایرانی
در این بخش، جوانی به نام پیلسم تلاش می کند تا گرسیوز را از کشتن سیاوش منصرف کند.
تعبیر آهسته دلی و تامل در تصمیم گیری در این بخش، قابل توجه است:
این قطعه را به بحث بگذارید
مفاهیم:
شتاب، تامل، نقادانه اندیشی، مراقبت. صلح، شایستگی، جنگ، دفاع، انتقام، بخشش، عدالت، پیامد، نتیجه، خرد، تصمیم گیری و ...
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
در خواندن شاهنامه رسیدیم به دسیسه های گرسیوز و تصمیم افراسیاب برای کشتن سیاوش شاهزاده نیک نام ایرانی
در این بخش، جوانی به نام پیلسم تلاش می کند تا گرسیوز را از کشتن سیاوش منصرف کند.
تعبیر آهسته دلی و تامل در تصمیم گیری در این بخش، قابل توجه است:
کجا پیلسم بود نام جواندر ادامه شرح دلاوری کاووس شاه، رستم و سرداران ایرانی نیز خواندنی است:
یکی پرهنر بود و روشن روان
چنین گفت مر شاه را پیلسم
که این شاخ را بار دردست و غم
ز دانا شنیدم یکی داستان
خرد شد بران نیز همداستان
که #آهسته_دل کم پشیمان شود
هم آشفته را هوش درمان شود
شتاب و بدی کار آهرمنست
پشیمانی جان و رنج تنست
سری را که باشی بدو پادشا
به تیزی بریدن نبینم روا
ببندش همی دار تا روزگار
برین بد ترا باشد آموزگار
چو باد خرد بر دلت بروزد
از ان پس ورا سربریدن سزد
بفرمای بند و تو تندی مکن
که تندی پشیمانی آرد به بن
چه بری سری را همی بیگناه
که کاووس و رستم بود کینه خواه
پدر شاه و رستمش پروردگار
بپیچی به فرجام زین روزگار
چو گودرز و چون گیو و برزین و طوس
ببندند بر کوههٔ پیل کوس
دمنده سپهبد گو پیلتن
که خوارند بر چشم او انجمن
فریبرز کاووس درنده شیر
که هرگز ندیدش کس از جنگ سیر
برین کینه بندند یکسر کمر
در و دشت گردد پر از کینهور
نه من پای دارم نه پیوند من
نه گردی ز گردان این انجمن
همانا که پیران بیاید پگاه
ازو بشنود داستان نیز شاه
مگر خود نیازت نیاید بدین
مگستر یکی تا جهانست کین
این قطعه را به بحث بگذارید
مفاهیم:
شتاب، تامل، نقادانه اندیشی، مراقبت. صلح، شایستگی، جنگ، دفاع، انتقام، بخشش، عدالت، پیامد، نتیجه، خرد، تصمیم گیری و ...
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍5❤2👎1
🔻بزرگان به ایوان، تو اندر مغاک
در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که سپاه ایران وقتی پیروزی بزرگش در جنگ با توران و گرفتن انتقام سیاوش را جشن گرفته بود، ناگهان نیمه شب با یورش سپاه توران غافلگیر شد و شکست خورد.
در این قطعه بهرام در جستجوی نیزهاش به صحنه جنگ بازمیگردد:
شرح دیدن زخمی ها برایتان آشناست؟
و صحنه بعدی که فردوسی به تصویر میکشد، شرح نبرد دلاورانه بهرام است:
اما مهمترین بخش این داستان برای من، تلاش پیران تورانی برای قانع کردن بهرام است که او را به سرزمین توران ببرد:
و پیران همان کسی بود که سیاوش شاهزاده سرآمد ایرانی را به ماندن در سرزمین توران دعوت کرد؛ [گمانم سیاوش اولین #مهاجر ایرانی باشد] و بعد از کشته شدن سیاوش، سپاه فرستاد تا فرنگیس و کیخسرو (همسر و فرزند سیاوش) را دستگیر کنند یا حتی به قتل برسانند... هرچند موفق نشد.
اینجا هم وقتی بهرام پیشنهاد پیران را رد میکند، کمی بعدتر، پیران برمیگردد و سپاهی میفرستد تا بهرام را بکشند ....
پ.ن
خواندن شاهنامه میتواند محرک مناسبی برای کاوشگریهای فرهنگی و ادبی باشد. بخشهای مختلف را به بحث بگذارید و درباره جنبههای مختلف آن گفتگو کنید.
#شاهنامه_بخوانیم
#کاوشگری_ادبی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که سپاه ایران وقتی پیروزی بزرگش در جنگ با توران و گرفتن انتقام سیاوش را جشن گرفته بود، ناگهان نیمه شب با یورش سپاه توران غافلگیر شد و شکست خورد.
در این قطعه بهرام در جستجوی نیزهاش به صحنه جنگ بازمیگردد:
همی زار بگریست بر کشتگان
بران داغ دل بختبرگشتگان
تن ریونیز اندران خون و خاک
شده غرق و خفتان برو چاک چاک
همی زار بگریست بهرام شیر
که زار ای جوان سوار دلیر
چو تو کشته اکنون چه یک مشت خاک
بزرگان به ایوان، تو اندر مغاک
بران کشتگان بر یکایک بگشت
که بودند افگنده بر پهندشت
ازان نامداران یکی خسته بود
به شمشیر ازیشان به جان رسته بود
همی بازدانست بهرام را
بنالید و پرسید زو نام را
بدو گفت کای شیر من زندهام
بر کشتگان خوار افگندهام
سه روزست تا نان و آب آرزوست
مرا بر یکی جامه خواب آرزوست
بشد تیز بهرام تا پیش اوی
به دل مهربان و به تن خویش اوی
برو گشت گریان و رخ را بخست
بدرید پیراهن او را ببست
بدو گفت مندیش کز خستگیست
تبه بودن این ز نابستگیست
چو بستم کنون سوی لشکر شوی
وزین خستگی زود بهتر شوی
یکی تازیانه بدین رزمگاه
ز من گم شدهست از پی تاج شاه
چو آن بازیابم بیایم برت
رسانم به زودی سوی لشکرت
وزان جایگه تا بدین رزمگاه
پیاده بپیمود چون باد راه
سراسر همه دشت پرکشته دید
زمین چون گل و ارغوان کشته دید
همی گفت کاکنون چه سازیم روی
بر این دشت بیبارگی راهجوی
...
شرح دیدن زخمی ها برایتان آشناست؟
و صحنه بعدی که فردوسی به تصویر میکشد، شرح نبرد دلاورانه بهرام است:
ازو سرکشان آگهی یافتند
سواری صد از قلب بشتافتند
که او را بگیرند زان رزمگاه
برندش بر پهلوان سپاه
کمان را به زه کرد بهرام شیر
ببارید تیر از کمان دلیر
چو تیری یکی در کمان راندی
به پیرامنش کس کجا ماندی
...
اما مهمترین بخش این داستان برای من، تلاش پیران تورانی برای قانع کردن بهرام است که او را به سرزمین توران ببرد:
بشنید پیران غمی گشت سخت
بلرزید برسان برگ درخت
نشست از بر بارهٔ تند تاز
همیرفت با او بسی رزمساز
بیامد بدو گفت کای نامدار
پیاده چرا ساختی کارزار
نه تو با سیاوش به توران بدی
همانا به پرخاش و سوران بدی
مرا با تو نان و نمک خوردن است
نشستن همان مهر پروردن است
نباید که با این نژاد و گهر
بدین شیرمردی و چندین هنر
ز بالا به خاک اندر آید سرت
بسوزد دل مهربان مادرت
بیا تا بسازیم سوگند و بند
براهی که آید دلت را پسند
ازان پس یکی با تو خویشی کنیم
چو خویشی بود رای بیشی کنیم
پیاده تو با لشکری نامدار
نتابی، مخور با تنت زینهار
...
و پیران همان کسی بود که سیاوش شاهزاده سرآمد ایرانی را به ماندن در سرزمین توران دعوت کرد؛ [گمانم سیاوش اولین #مهاجر ایرانی باشد] و بعد از کشته شدن سیاوش، سپاه فرستاد تا فرنگیس و کیخسرو (همسر و فرزند سیاوش) را دستگیر کنند یا حتی به قتل برسانند... هرچند موفق نشد.
اینجا هم وقتی بهرام پیشنهاد پیران را رد میکند، کمی بعدتر، پیران برمیگردد و سپاهی میفرستد تا بهرام را بکشند ....
پ.ن
خواندن شاهنامه میتواند محرک مناسبی برای کاوشگریهای فرهنگی و ادبی باشد. بخشهای مختلف را به بحث بگذارید و درباره جنبههای مختلف آن گفتگو کنید.
#شاهنامه_بخوانیم
#کاوشگری_ادبی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤6👍1🕊1