پروژه #روشنفکری_دینی پروژهای است ناتمام و بسیاری از مفاهیم و تعابیر همچنان نیاز به اصلاح و بررسی دارد
بخش اندیشه زمانه / حمیدرضا یزدانی − آیا میتوان مرزی را بین اصلاح و دینسازی تعیین کرد، و مهم تر اینکه آیا میتوان معیاری و سنجهای برای تعیین این مرز مشخص نمود؟
مدتی است که در فضای روشنفکری جامعه ایران بحثی مطرح شده مبنی بر اینکه بعضی از روشنفکران از مرز روشنفکری خارج شدهاند و پایه گذار بدعت و فرقه سازی هستند. این بحثها البته با سلسله مقالات #اکبر_گنجی در خصوص رویاهای رسولانه #عبدالکریم_سروش آغاز شد و بعضی از اندیشمندان با آن همدل و بعضی هم به مخالفت با آن پرداختند. در این مدت مقالات و میزگردهای بسیاری در خصوص این موضوع منتشر و برگزار شد که هرکدام به نوعی در پی روشن اندیشی در این وادی و تعیین مرزی مشخص بین روشنفکری و اصلاح از سویی و بدعت و دین سازی از سوی دیگر بودند. در یک سوی این اختلاف نظر، چهرههایی مانند اکبر گنجی، #آرش_نراقی و #محسن_کدیور، قرار دارند. این گروه، معتقدند سیر فکری اخیر روشنفکری دینی، به ویژه نظرات مطرح شده توسط عبدالکریم سروش و #محمد_مجتهد_شبستری، اعتقادات اصلی و مشترک مسلمانان را چنان متحول کرده است که نهایتا از محتوای اصلی دین اسلام، چیزی باقی نمانده است.در نتیجه، آنها معتقدند روشنفکری در منظومهی فکری #سروش و #شبستری، خواسته یا ناخواسته، سرآخر تبدیل به دینی جدید میشود (گرچه دینی جدید با ابزار و مصالحی برگرفته از دین اسلام) و نه آنکه صرفا به دینپیرایی یا بازسازی فکر اسلامی وفادار بماند.
در سوی دیگر اما، چهرههای دیگر روشنفکری دینی قرار دارند که معتقدند بازسازی بنیادی فکری دینی نه تنها دینسازی نیست بلکه لازمه بازسازی فراگیر روشنفکری دینی است. از نظر این دسته، در صورتی که تنها فقه یا باورهای فرعی الهیاتی بازسازی شود، روشنفکری دینی کار خود را تنها تا نیمه پیش برده است و به سرانجام نرسانده است. لذا، پروژه روشنفکری دینی تنها در صورتی به کمال خود میرسد که تلقی رایج و متعارف از خدا، صفات او، نسبت خدا و جهان (به ویژه نسبت خدا با انسان)، نظریه رایج از نبوت، وحی، عصمت، مهدویت و مانند آنها را به دست بازسازی اساسی بسپارَد. این بازسازی میبایست در پرتو علوم طبیعی-تجربی و علوم اجتماعی-انسانی مدرن (به ویژه فلسفهفهمی و دینپژوهی جدید) صورت پذیرد.
سوال کانونی در این سلسله مباحث این بود که آیا میتوان مرزی را بین اصلاح و دینسازی تعیین کرد، و مهم تر اینکه آیا میتوان معیاری و سنجهای برای تعیین این مرز مشخص نمود...
https://www.radiozamaneh.com/358143
—------
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—------
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
بخش اندیشه زمانه / حمیدرضا یزدانی − آیا میتوان مرزی را بین اصلاح و دینسازی تعیین کرد، و مهم تر اینکه آیا میتوان معیاری و سنجهای برای تعیین این مرز مشخص نمود؟
مدتی است که در فضای روشنفکری جامعه ایران بحثی مطرح شده مبنی بر اینکه بعضی از روشنفکران از مرز روشنفکری خارج شدهاند و پایه گذار بدعت و فرقه سازی هستند. این بحثها البته با سلسله مقالات #اکبر_گنجی در خصوص رویاهای رسولانه #عبدالکریم_سروش آغاز شد و بعضی از اندیشمندان با آن همدل و بعضی هم به مخالفت با آن پرداختند. در این مدت مقالات و میزگردهای بسیاری در خصوص این موضوع منتشر و برگزار شد که هرکدام به نوعی در پی روشن اندیشی در این وادی و تعیین مرزی مشخص بین روشنفکری و اصلاح از سویی و بدعت و دین سازی از سوی دیگر بودند. در یک سوی این اختلاف نظر، چهرههایی مانند اکبر گنجی، #آرش_نراقی و #محسن_کدیور، قرار دارند. این گروه، معتقدند سیر فکری اخیر روشنفکری دینی، به ویژه نظرات مطرح شده توسط عبدالکریم سروش و #محمد_مجتهد_شبستری، اعتقادات اصلی و مشترک مسلمانان را چنان متحول کرده است که نهایتا از محتوای اصلی دین اسلام، چیزی باقی نمانده است.در نتیجه، آنها معتقدند روشنفکری در منظومهی فکری #سروش و #شبستری، خواسته یا ناخواسته، سرآخر تبدیل به دینی جدید میشود (گرچه دینی جدید با ابزار و مصالحی برگرفته از دین اسلام) و نه آنکه صرفا به دینپیرایی یا بازسازی فکر اسلامی وفادار بماند.
در سوی دیگر اما، چهرههای دیگر روشنفکری دینی قرار دارند که معتقدند بازسازی بنیادی فکری دینی نه تنها دینسازی نیست بلکه لازمه بازسازی فراگیر روشنفکری دینی است. از نظر این دسته، در صورتی که تنها فقه یا باورهای فرعی الهیاتی بازسازی شود، روشنفکری دینی کار خود را تنها تا نیمه پیش برده است و به سرانجام نرسانده است. لذا، پروژه روشنفکری دینی تنها در صورتی به کمال خود میرسد که تلقی رایج و متعارف از خدا، صفات او، نسبت خدا و جهان (به ویژه نسبت خدا با انسان)، نظریه رایج از نبوت، وحی، عصمت، مهدویت و مانند آنها را به دست بازسازی اساسی بسپارَد. این بازسازی میبایست در پرتو علوم طبیعی-تجربی و علوم اجتماعی-انسانی مدرن (به ویژه فلسفهفهمی و دینپژوهی جدید) صورت پذیرد.
سوال کانونی در این سلسله مباحث این بود که آیا میتوان مرزی را بین اصلاح و دینسازی تعیین کرد، و مهم تر اینکه آیا میتوان معیاری و سنجهای برای تعیین این مرز مشخص نمود...
https://www.radiozamaneh.com/358143
—------
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—------
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
رادیو زمانه
روشنفکری دینی، پروژهای ناتمام | رادیو زمانه
حمیدرضا یزدانی − آیا میتوان مرزی را بین اصلاح و دینسازی تعیین کرد، و مهم تر اینکه آیا میتوان معیاری و سنجهای برای تعیین این مرز مشخص نمود؟
شبستری و راه و رسم سقراطی
درباره منش #محمد_مجتهد_شبستری
تریبون زمانه / یاسرمیردامادی: شبستری، شبیه سقراط، پای خدا را در محتوای فلسفهاش به میان نمیآورد. تفکر او به این معنا سکولار است یعنی بر عقل صِرف بشری در تحلیل امور تکیه میکند. با این حال، باز هم به شیوهای سقراطی، شبستری گویی انگیزهای دینی در بازاندیشی دین دارد. او ایمان دینی به معنای «طلب دائمی» را امری مفید، اگر نگوییم ضروری، برای بشریت میداند. او احیای دین را به احیای ایمان دینی میداند. فلسفهی او در محتوا سکولار است اما در انگیزه قدسی است، و بدین سان تفکر او راه و رسمی سقراطی دارد.
اما چه بسا مهمترین شباهت راه و رسم سقراطی با راه و رسم شبستری و دیگر نواندیشان دینی این است که هر دو به جنگ باورهای مسلط زمانهی خود رفتند. سقراط به خدای آتنیان بی اعتقاد بود. سقراط معتقد بود که خدایان دروغ نمیگویند و از رذایل اخلاقی برکنارند، حال آنکه خدایان آتنیان کینهجو و ستیزهجو و حسود و تنگنظرند. در دادگاهی که علیه سقراط برگزار شد، یکی از اتهامات سقراط بی احترامی به خدای دولتشهر آتن بود. شبستری نیز به خدای حاکمیت بی باور است. خدایی که نمایندهی ولیّ حاکم در آسمانها است، حاکمی که از منتقداناش توبه میطلبد تا حقوق اولیهی آنها را با منت و با رشوت به آنان عطا کند، توبهای که سابقا به درگاه خدا صورت میگرفت و نه نمایندهاش! شبستری در نقد چنین خدایی که در قرائت رسمی از دین تبلور یافته، بسیار قلم زده است.[10]
عصارهی نقد شبستری بر قرائت رسمی از دین را میتوان در این عبارات خواندنی از آبراهام جاشوا هِشل (Abraham Joshua Heschel، ۱۹۰۷-۱۹۷۲) فیلسوف و الاهیدان یهودی امریکایی لهستانیالاصل بازیافت -و این نشان از آن دارد که تلاش صادقانه و عالمانهی الاهیدانان مدرن در هر سه دین ابراهیمی چه مایه به هم شبیه تواند بود:
معمولا افول دین در جامعهی مدرن را به حساب علم سکولار و فلسفههای ضد دینی میگذارند و از این رو علم و فلسفه را سرزنش میکنند. صادقانهتر آن است که خود دین را عامل شکستاش بدانیم و خودش را سرزنش کنیم. دین رو به افول نهاد نه به این خاطر که کسی آن را ابطال کرد، بلکه بدین خاطر که دیگر ربطی به زمانه نداشت و خشک و عبوس، سرکوبگر و بی روح شده بود. وقتی عقیده سراسر جای ایمان را بگیرد، وقتی آداب و اطوار جای نیایش را بگیرد، وقتی عادت جای عشق را بگیرد؛ وقتی شکوهِ گذشته پردهای بر بحرانهای زمانه بیفکند، وقتی ایمان به جای آنکه چشمهای جوشان باشد، به مردهریگی تبدیل شود؛ وقتی دین سراسر با زبان اقتدار سخن بگوید بی آنکه ندای شفقت باشد، پیام دین بی معنا میشود...
◄◄◄متن کامل در سایت زمانه
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/360953&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/360953
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
درباره منش #محمد_مجتهد_شبستری
تریبون زمانه / یاسرمیردامادی: شبستری، شبیه سقراط، پای خدا را در محتوای فلسفهاش به میان نمیآورد. تفکر او به این معنا سکولار است یعنی بر عقل صِرف بشری در تحلیل امور تکیه میکند. با این حال، باز هم به شیوهای سقراطی، شبستری گویی انگیزهای دینی در بازاندیشی دین دارد. او ایمان دینی به معنای «طلب دائمی» را امری مفید، اگر نگوییم ضروری، برای بشریت میداند. او احیای دین را به احیای ایمان دینی میداند. فلسفهی او در محتوا سکولار است اما در انگیزه قدسی است، و بدین سان تفکر او راه و رسمی سقراطی دارد.
اما چه بسا مهمترین شباهت راه و رسم سقراطی با راه و رسم شبستری و دیگر نواندیشان دینی این است که هر دو به جنگ باورهای مسلط زمانهی خود رفتند. سقراط به خدای آتنیان بی اعتقاد بود. سقراط معتقد بود که خدایان دروغ نمیگویند و از رذایل اخلاقی برکنارند، حال آنکه خدایان آتنیان کینهجو و ستیزهجو و حسود و تنگنظرند. در دادگاهی که علیه سقراط برگزار شد، یکی از اتهامات سقراط بی احترامی به خدای دولتشهر آتن بود. شبستری نیز به خدای حاکمیت بی باور است. خدایی که نمایندهی ولیّ حاکم در آسمانها است، حاکمی که از منتقداناش توبه میطلبد تا حقوق اولیهی آنها را با منت و با رشوت به آنان عطا کند، توبهای که سابقا به درگاه خدا صورت میگرفت و نه نمایندهاش! شبستری در نقد چنین خدایی که در قرائت رسمی از دین تبلور یافته، بسیار قلم زده است.[10]
عصارهی نقد شبستری بر قرائت رسمی از دین را میتوان در این عبارات خواندنی از آبراهام جاشوا هِشل (Abraham Joshua Heschel، ۱۹۰۷-۱۹۷۲) فیلسوف و الاهیدان یهودی امریکایی لهستانیالاصل بازیافت -و این نشان از آن دارد که تلاش صادقانه و عالمانهی الاهیدانان مدرن در هر سه دین ابراهیمی چه مایه به هم شبیه تواند بود:
معمولا افول دین در جامعهی مدرن را به حساب علم سکولار و فلسفههای ضد دینی میگذارند و از این رو علم و فلسفه را سرزنش میکنند. صادقانهتر آن است که خود دین را عامل شکستاش بدانیم و خودش را سرزنش کنیم. دین رو به افول نهاد نه به این خاطر که کسی آن را ابطال کرد، بلکه بدین خاطر که دیگر ربطی به زمانه نداشت و خشک و عبوس، سرکوبگر و بی روح شده بود. وقتی عقیده سراسر جای ایمان را بگیرد، وقتی آداب و اطوار جای نیایش را بگیرد، وقتی عادت جای عشق را بگیرد؛ وقتی شکوهِ گذشته پردهای بر بحرانهای زمانه بیفکند، وقتی ایمان به جای آنکه چشمهای جوشان باشد، به مردهریگی تبدیل شود؛ وقتی دین سراسر با زبان اقتدار سخن بگوید بی آنکه ندای شفقت باشد، پیام دین بی معنا میشود...
◄◄◄متن کامل در سایت زمانه
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/360953&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/360953
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
شبستری و راه و رسم سقراطی
یاسر میردامادی − نخستین شباهت شبستری و سقراط در شفاهی بودن است. شبستری و نیز عموم نواندیشان دینی بیش از آنکه نوشته باشند، سخن گفتهاند.