Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خانم فرزانه امیریجاه، مادر زندانی سیاسی کیوان مهتدی، فایل صوتیای از فرزندش را منتشر کرد و نوشت:
»پیام کیوان مهتدی از زندان اوین ، برای دوستان هم بند و در بند : جعفر ابراهیمی و کامیار فکور، که بتازگی و به ناگهان از اوین به قزلحصار منتقل شدند.
۱۶ شهریور ۱۴۰۲
زندان اوین - بند ۴
به امید آزادی که سرودی بخواند برای همه ی آزادگان در بند »
@farzaneh_amirijah
کیوان مهتدی در این فایل صوتی شعری از پل الوار درباره آزادی را برای جعفر ابراهیمی و کامیار فکور میخواند.
جعفر ابراهیمی و کامیار فکور، دو نفر از مدافعان حقوق بشر زندانی در ایران، چند روز پیش از اوین به زندان قزلحصار منتقل شدند.
آقای مهتدی در این فایل صوتی خواستار بازگرداندن آنها به زندان اوین شده است.
صبح روز یکشنبه ۱۲ شهریورماه, ۱۳ زندانی سیاسی شامل رضا سلمانزاده، زرتشت احمدیراغب، سامان یاسین، احمدرضا حائری، جعفر ابراهیمی، لقمان امینپور، کامیار فکور، افشین بایمانی، سپهر امام جمعه، حمزه سواری، مسعودرضا ابراهیمینژاد، محمد شافعی، سعید ماسوری در شرایط وخیم به زندان قزل حقار منتقل شدند.
#بیانیه #زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید #جعفر_ابراهیمی
#کامیار_فکور #کیوان_مهتدی #آنیشا_اسداللهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
»پیام کیوان مهتدی از زندان اوین ، برای دوستان هم بند و در بند : جعفر ابراهیمی و کامیار فکور، که بتازگی و به ناگهان از اوین به قزلحصار منتقل شدند.
۱۶ شهریور ۱۴۰۲
زندان اوین - بند ۴
به امید آزادی که سرودی بخواند برای همه ی آزادگان در بند »
@farzaneh_amirijah
کیوان مهتدی در این فایل صوتی شعری از پل الوار درباره آزادی را برای جعفر ابراهیمی و کامیار فکور میخواند.
جعفر ابراهیمی و کامیار فکور، دو نفر از مدافعان حقوق بشر زندانی در ایران، چند روز پیش از اوین به زندان قزلحصار منتقل شدند.
آقای مهتدی در این فایل صوتی خواستار بازگرداندن آنها به زندان اوین شده است.
صبح روز یکشنبه ۱۲ شهریورماه, ۱۳ زندانی سیاسی شامل رضا سلمانزاده، زرتشت احمدیراغب، سامان یاسین، احمدرضا حائری، جعفر ابراهیمی، لقمان امینپور، کامیار فکور، افشین بایمانی، سپهر امام جمعه، حمزه سواری، مسعودرضا ابراهیمینژاد، محمد شافعی، سعید ماسوری در شرایط وخیم به زندان قزل حقار منتقل شدند.
#بیانیه #زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید #جعفر_ابراهیمی
#کامیار_فکور #کیوان_مهتدی #آنیشا_اسداللهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یلدا دهقانی از جوانان فعال میدانی در استان گیلان بود که بازداشت شده و مورد تعرض جنسی قرار گرفته بود.
او که از ایران خارج شده، این ویدیو از فعالیتهای خود را منتشر کرده و نوشته:
به « صِدای مَن » گوش کن ناگفته ها دارم …
✌🏻✨
#زن_زندگی_آزادی #برای_آزادی #برای_ایران #یلدا_دهقانی #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_ژینا #زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید #مهسا_امینی #مرد_میهن_آبادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او که از ایران خارج شده، این ویدیو از فعالیتهای خود را منتشر کرده و نوشته:
به « صِدای مَن » گوش کن ناگفته ها دارم …
✌🏻✨
#زن_زندگی_آزادی #برای_آزادی #برای_ایران #یلدا_دهقانی #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_ژینا #زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید #مهسا_امینی #مرد_میهن_آبادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ستاره میرسالاری، از بازداشتشدگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در خوزستان، در نوشتهای که منتشر کرده، تجربه بازداشت و روزهای حضورش در زندان سپیدار اهواز را روایت کرده است. او در بخشی از این نوشته، از لحظه هجوم نیروهای امنیتی به خانهاش میگوید؛ وقتی با کفشهای کثیف وارد حریم خانه شدند و با همراهی زنی که شادمانه تکرار میکرد "حقشه که بره زندان". این زن از همان ابتدا با تحقیر و سنگدلی تمام در کنار ماموران ایستاده بود.
ستاره در روایتش از لحظه ورود به سپیدار گفته؛ جایی که زیر نگاه سنگین زندانیان مرد، در فضای خشن و پرتنش نگهبانی ایستاده بود. جایی که افسر نگهبانی با شنیدن اینکه او سیاسی است، گفت "دمت گرم شیرزنی" و بعد او را وارد دنیایی کرد که هر لحظهاش با تحقیر، ترس و دیدن واقعیتهای تلخ همراه بود. زنانی که به جرم اعتراض، قاچاق، اعتیاد و حتی بخاطر گناه نکرده فرزندانشان آنجا بودند.
او همبند زهرا سعیدیانجو، خواهر جاویدنام میلاد سعیدیانجو بود و در کنار او، داستانهای دردناک زنان دیگر را شنید؛ از مادری که فقط بخاطر فراری بودن پسرانش بازداشت شده بود تا زنی باردار که کالای قاچاق زیر لباسش پنهان کرده بود. ستاره از زنانی گفت که بخاطر انتساب به یک گروه سیاسی از درمان محروم شده بودند و از دختران جوانی که به فساد کشیده شده بودند.
در روایت میرسالاری، فساد بخشی از سیستم زندان بود؛ از بازرسیهای تحقیرآمیز تا رابطههای ناسالم و فروش آزادی عمل به زندانیان در ازای رشوه. او از دخترانی نوشت که علنی در حیاط به رفتارهای زننده کشیده شده بودند و پرسنلی که چشم میبستند. حتی غذایی که میدادند، مشکوک بود و او حاضر نشد از آن بخورد. روزها را با چای شیرین و کمی نان و پنیر سر کرد.
لحظه لغو ناگهانی آزادیاش، وقتی بعد از اعلام آزادی دوباره برگردانده شد به بند، یکی دیگر از نکات تکاندهنده این روایت بود. شوک این خبر برادرش را راهی بیمارستان کرد. با این حال، ستاره تمام تحقیرها را تحمل کرد اما حاضر نشد تعهد بدهد. نوشت که "من کاری نکردم که تعهد بدهم" و زیر بار حرف زور نرفت.
در تمام مدت، ترس از وضعیت پدر و مادر بیمار و دوری از فرزند خردسالش همراهش بود. مادری که بخاطر حفظ روحیه پسرش به او گفته بود برای دوره مربیگری قایقرانی به تهران رفته است. این روایت، مجموعهای از ظلمهای سیستماتیک، تحقیر زنان، فساد درون زندان و خشونت علیه معترضان است؛ روایتی که میرسالاری وعده داده در کتابی مفصلتر به آن خواهد پرداخت.
ستاره میرسالاری نه تنها شکسته نشد، بلکه از دل آن دیوارهای بلند، محکمتر و آگاهتر بیرون آمد. این، صدای زنی است که "زن، زندگی، آزادی" را نه در شعار، بلکه با تمام وجودش لمس کرده است.
خانم میرسالاری ضمن انتشار این ویدیو، نوشت:
«خیلی چیزا رو نمیشه نوشت، نمیشه گفت، باید بشه کتاب که بمونه و بشه تشت رسوایی آدمهایی که عجیب نقابهای قشنگ و رنگارنگی بر چهره دارن...
چرخ دنیا میچرخه و بترسید از روزی که...
اصلا ولش کن...اینهمه خون به ناحق ریخته شده و چشم نابینا و پرونده سیاسی و خفقان و سکوت اجباری یه جایی بلاخره فوران میکنه مگه نه؟؟
خیلی سربسته و آروم حرف زدم و نوشتم فقط برای اینکه دوباره چیزی نشه که دل نگران پدر و مادرم بشم و همسرم آواره این دادگاه و اون شخص و این نفر بشه...
اگر خانوادم نبود الان راه من جور دیگری بود...»
#ستاره_میرسالاری #اعتراضات #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #زندانیان_سیاسی #زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید #ابادان #زن_زندگی_آزادی #زن_زندگی_آزادی_مرد_میهن_آبادی #زندان #مهسا_امینی
#زندان_سپیدار #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ستاره در روایتش از لحظه ورود به سپیدار گفته؛ جایی که زیر نگاه سنگین زندانیان مرد، در فضای خشن و پرتنش نگهبانی ایستاده بود. جایی که افسر نگهبانی با شنیدن اینکه او سیاسی است، گفت "دمت گرم شیرزنی" و بعد او را وارد دنیایی کرد که هر لحظهاش با تحقیر، ترس و دیدن واقعیتهای تلخ همراه بود. زنانی که به جرم اعتراض، قاچاق، اعتیاد و حتی بخاطر گناه نکرده فرزندانشان آنجا بودند.
او همبند زهرا سعیدیانجو، خواهر جاویدنام میلاد سعیدیانجو بود و در کنار او، داستانهای دردناک زنان دیگر را شنید؛ از مادری که فقط بخاطر فراری بودن پسرانش بازداشت شده بود تا زنی باردار که کالای قاچاق زیر لباسش پنهان کرده بود. ستاره از زنانی گفت که بخاطر انتساب به یک گروه سیاسی از درمان محروم شده بودند و از دختران جوانی که به فساد کشیده شده بودند.
در روایت میرسالاری، فساد بخشی از سیستم زندان بود؛ از بازرسیهای تحقیرآمیز تا رابطههای ناسالم و فروش آزادی عمل به زندانیان در ازای رشوه. او از دخترانی نوشت که علنی در حیاط به رفتارهای زننده کشیده شده بودند و پرسنلی که چشم میبستند. حتی غذایی که میدادند، مشکوک بود و او حاضر نشد از آن بخورد. روزها را با چای شیرین و کمی نان و پنیر سر کرد.
لحظه لغو ناگهانی آزادیاش، وقتی بعد از اعلام آزادی دوباره برگردانده شد به بند، یکی دیگر از نکات تکاندهنده این روایت بود. شوک این خبر برادرش را راهی بیمارستان کرد. با این حال، ستاره تمام تحقیرها را تحمل کرد اما حاضر نشد تعهد بدهد. نوشت که "من کاری نکردم که تعهد بدهم" و زیر بار حرف زور نرفت.
در تمام مدت، ترس از وضعیت پدر و مادر بیمار و دوری از فرزند خردسالش همراهش بود. مادری که بخاطر حفظ روحیه پسرش به او گفته بود برای دوره مربیگری قایقرانی به تهران رفته است. این روایت، مجموعهای از ظلمهای سیستماتیک، تحقیر زنان، فساد درون زندان و خشونت علیه معترضان است؛ روایتی که میرسالاری وعده داده در کتابی مفصلتر به آن خواهد پرداخت.
ستاره میرسالاری نه تنها شکسته نشد، بلکه از دل آن دیوارهای بلند، محکمتر و آگاهتر بیرون آمد. این، صدای زنی است که "زن، زندگی، آزادی" را نه در شعار، بلکه با تمام وجودش لمس کرده است.
خانم میرسالاری ضمن انتشار این ویدیو، نوشت:
«خیلی چیزا رو نمیشه نوشت، نمیشه گفت، باید بشه کتاب که بمونه و بشه تشت رسوایی آدمهایی که عجیب نقابهای قشنگ و رنگارنگی بر چهره دارن...
چرخ دنیا میچرخه و بترسید از روزی که...
اصلا ولش کن...اینهمه خون به ناحق ریخته شده و چشم نابینا و پرونده سیاسی و خفقان و سکوت اجباری یه جایی بلاخره فوران میکنه مگه نه؟؟
خیلی سربسته و آروم حرف زدم و نوشتم فقط برای اینکه دوباره چیزی نشه که دل نگران پدر و مادرم بشم و همسرم آواره این دادگاه و اون شخص و این نفر بشه...
اگر خانوادم نبود الان راه من جور دیگری بود...»
#ستاره_میرسالاری #اعتراضات #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #زندانیان_سیاسی #زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید #ابادان #زن_زندگی_آزادی #زن_زندگی_آزادی_مرد_میهن_آبادی #زندان #مهسا_امینی
#زندان_سپیدار #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیرسالار داوودی، وکیل شریف و زندانی سیاسی سابق، شعری از «سایه» را به یاد وکلای دربند دکلمه کرده است.
"درین سرای بی کسی، کسی به در نمیزند"
به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمیزند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمیکُند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمیزند
نشستهام در انتظارِ این غبارِ بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمیزند
گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم
یک صلای آشنا به رهگذر نمیزند
دل خراب من دگر خرابتر نمیشود
که خنجر غمت از این خرابتر نمیزند
چه چشم پاسخ است از این دریچههای بستهات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمیزند
نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمیزند
ـ لازم به ذکر است روز گذشته زادروز محمد نجفی بود. وکلایی که در این ویدیو میبینید، در ایام نوروز از مرخصی محروم بودهاند.
#هوشنگ_ابتهاج_سایه
#امیرسالارداودی
#وکلای_پایه_یک_دادگستری
#اسکودا
#محمد_نجفی_وکیل
#محمدرضافقیهی
#بهنام_نزادی
#طاهر_نقوی
#جواد_علیکردی
#وکلای_دربند
#زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
"درین سرای بی کسی، کسی به در نمیزند"
به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمیزند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمیکُند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمیزند
نشستهام در انتظارِ این غبارِ بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمیزند
گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم
یک صلای آشنا به رهگذر نمیزند
دل خراب من دگر خرابتر نمیشود
که خنجر غمت از این خرابتر نمیزند
چه چشم پاسخ است از این دریچههای بستهات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمیزند
نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمیزند
ـ لازم به ذکر است روز گذشته زادروز محمد نجفی بود. وکلایی که در این ویدیو میبینید، در ایام نوروز از مرخصی محروم بودهاند.
#هوشنگ_ابتهاج_سایه
#امیرسالارداودی
#وکلای_پایه_یک_دادگستری
#اسکودا
#محمد_نجفی_وکیل
#محمدرضافقیهی
#بهنام_نزادی
#طاهر_نقوی
#جواد_علیکردی
#وکلای_دربند
#زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech