Forwarded from گفتوشنود
گفتوگو به جای مناظره
هدف از حرف زدن پیروزی نیست، بلکه «فهم مشترک» است
در مناظره، کلمات حکم سلاح را دارند و هدف نهایی، فتح موضع طرف مقابل و نشاندن او بر سکوی شکست است. در این میدان، هر استدلال برای چوب زدن به دیوار استدلال دیگری چیده میشود و پیروزی زمانی رخ میدهد که صدای رقیب خاموش شود یا به عقبنشینی تن دهد.
اما این ساختار ستیزهجو پیش از آنکه واقعیتی را روشن کند، آن را در دود غلیظ لجبازیهای لفظی پنهان میسازد. در چنین فضایی، شنیدن نه ابزاری برای درک کردن، بلکه فرصتی برای یافتن نقاط ضعف و ضربهزدن به موقع است.
در نقطه مقابل، گفتوگو از منطق دیگری پیروی میکند. در گفتوگو، انسانها نه برای غلبه بر یکدیگر، بلکه برای پر کردن فاصله میان جهانهای ذهنیشان روبهروی هم مینشینند.
اینجا کلمات ابزار تسخیر نیستند، بلکه پلهایی برای عبور از مرز تنهایی فکریاند. هدف از حرف زدن، رسیدن به نقطهای است که هیچکدام پیش از ورود به آنجا را نداشتند. فضایی از معنای مشترک که از برخورد آرام و بیکینه زاویهدیدها متولد میشود.
وقتی غایت گفتگو پیروزی نباشد، نیاز به دفاع سرسختانه از سنگر عقاید هم رنگ میبازد. افراد اجازه میدهند تردیدها و ابهامهایشان دیده شود و به جای اصرار بر مطلق بودن خویش، تکهای از پازل حقیقت را در دست دیگری جستجو میکنند.
مرگ مناظره و تولد گفتوگو، آغاز بازگشت انسانیت به متن ارتباطات است، جایی که تفاوت آرا نه بهانهای برای جنگ، بلکه دعوتی است برای دیدن جهان از پنجرهای تازه، بدون آنکه کسی بازنده از میدان بیرون برود.
#مناظره #جدل #رواداری #آزاداندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هدف از حرف زدن پیروزی نیست، بلکه «فهم مشترک» است
در مناظره، کلمات حکم سلاح را دارند و هدف نهایی، فتح موضع طرف مقابل و نشاندن او بر سکوی شکست است. در این میدان، هر استدلال برای چوب زدن به دیوار استدلال دیگری چیده میشود و پیروزی زمانی رخ میدهد که صدای رقیب خاموش شود یا به عقبنشینی تن دهد.
اما این ساختار ستیزهجو پیش از آنکه واقعیتی را روشن کند، آن را در دود غلیظ لجبازیهای لفظی پنهان میسازد. در چنین فضایی، شنیدن نه ابزاری برای درک کردن، بلکه فرصتی برای یافتن نقاط ضعف و ضربهزدن به موقع است.
در نقطه مقابل، گفتوگو از منطق دیگری پیروی میکند. در گفتوگو، انسانها نه برای غلبه بر یکدیگر، بلکه برای پر کردن فاصله میان جهانهای ذهنیشان روبهروی هم مینشینند.
اینجا کلمات ابزار تسخیر نیستند، بلکه پلهایی برای عبور از مرز تنهایی فکریاند. هدف از حرف زدن، رسیدن به نقطهای است که هیچکدام پیش از ورود به آنجا را نداشتند. فضایی از معنای مشترک که از برخورد آرام و بیکینه زاویهدیدها متولد میشود.
وقتی غایت گفتگو پیروزی نباشد، نیاز به دفاع سرسختانه از سنگر عقاید هم رنگ میبازد. افراد اجازه میدهند تردیدها و ابهامهایشان دیده شود و به جای اصرار بر مطلق بودن خویش، تکهای از پازل حقیقت را در دست دیگری جستجو میکنند.
مرگ مناظره و تولد گفتوگو، آغاز بازگشت انسانیت به متن ارتباطات است، جایی که تفاوت آرا نه بهانهای برای جنگ، بلکه دعوتی است برای دیدن جهان از پنجرهای تازه، بدون آنکه کسی بازنده از میدان بیرون برود.
#مناظره #جدل #رواداری #آزاداندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊6💯4
Forwarded from گفتوشنود
زبان مشترک در جامعه قطبیشده
چگونه علوم ارتباطات پیشنهاد میکند با مخالف گفتگو کنیم
یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی، در نظریه «کنش ارتباطی» (۱۹۸۱) میان دو نوع گفتار تمایز گذاشت: کنش راهبردی، که هدفش متقاعد کردن یا غلبه بر طرف مقابل است و کنش ارتباطی، که هدفش رسیدن به تفاهم متقابل از طریق استدلالی است که هر دو طرف بتوانند آن را بپذیرند. از نظر او، گفتوگویی که فقط برای بردن طراحی شده، حتی اگر ظاهر منطقی داشته باشد، در اصل نوعی اعمال قدرت پنهان است، نه ارتباط واقعی.
جاناتان هایت، روانشناس اجتماعی دانشگاه نیویورک، در کتاب «ذهن ناموزون» (۲۰۱۲) نظریه «بنیادهای اخلاقی» را مطرح کرد: بر اساس پژوهش او، افراد با گرایشهای سیاسی متفاوت، نه لزوما در «واقعیتها»، بلکه در وزنی که به ارزشهای بنیادین مثل مراقبت، انصاف، وفاداری یا تقدس میدهند، اختلاف دارند. هایت نشان داد وقتی یک استدلال بر پایه ارزشهای خود مخاطب (نه ارزشهای گوینده) بازچینی میشود، احتمال شنیدهشدن آن بهمراتب بالاتر میرود، پدیدهای که در پژوهشهای بعدی راب ویلر و متیو فاینبرگ در دانشگاه استنفورد (۲۰۱۵) با عنوان «بازقاببندی اخلاقی» (Moral Reframing) بهصورت تجربی آزموده شد.
دبورا تانن، زبانشناس دانشگاه جورجتاون، در «فرهنگ جدل» (۱۹۹۸) استدلال کرد رسانهها و فضای عمومی اغلب گفتوگو را در قالب «دو طرف متخاصم» چارچوببندی میکنند، حال آنکه بسیاری از موضوعات پیچیده بیش از دو وجه دارند، این قالببندی دوقطبی، به گفته او، خودش بخشی از دلیل تشدید تخاصم در گفتوگوی عمومی است.
نمونهای که این یافتهها را در عمل نشان میدهد، تجربه مستندشده دریل دیویس، موسیقیدان آمریکایی سیاهپوست است که طی چند دهه با دهها عضو گروههای نژادپرست آمریکایی گفتوگوی مستقیم داشت، نه با هدف مجادله، بلکه با پرسشهای کنجکاوانه درباره چرایی باور آنها. روند مستندشده نشان داد شماری از این افراد بهمرور از آن گروهها کناره گرفتند، پس از آنکه برای اولینبار در فضایی «بدون قضاوت فوری» شنیده شدند.
مجموع این پژوهشها نشان میدهد آنچه گفتوگو را در فضای قطبیشده به بنبست میرساند، اغلب نه خود اختلاف عقیده، که ساختار و لحنی است که آن اختلاف در آن بیان میشود.
#گفتگو #ارتباطات #رواداری #جدل #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه علوم ارتباطات پیشنهاد میکند با مخالف گفتگو کنیم
یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی، در نظریه «کنش ارتباطی» (۱۹۸۱) میان دو نوع گفتار تمایز گذاشت: کنش راهبردی، که هدفش متقاعد کردن یا غلبه بر طرف مقابل است و کنش ارتباطی، که هدفش رسیدن به تفاهم متقابل از طریق استدلالی است که هر دو طرف بتوانند آن را بپذیرند. از نظر او، گفتوگویی که فقط برای بردن طراحی شده، حتی اگر ظاهر منطقی داشته باشد، در اصل نوعی اعمال قدرت پنهان است، نه ارتباط واقعی.
جاناتان هایت، روانشناس اجتماعی دانشگاه نیویورک، در کتاب «ذهن ناموزون» (۲۰۱۲) نظریه «بنیادهای اخلاقی» را مطرح کرد: بر اساس پژوهش او، افراد با گرایشهای سیاسی متفاوت، نه لزوما در «واقعیتها»، بلکه در وزنی که به ارزشهای بنیادین مثل مراقبت، انصاف، وفاداری یا تقدس میدهند، اختلاف دارند. هایت نشان داد وقتی یک استدلال بر پایه ارزشهای خود مخاطب (نه ارزشهای گوینده) بازچینی میشود، احتمال شنیدهشدن آن بهمراتب بالاتر میرود، پدیدهای که در پژوهشهای بعدی راب ویلر و متیو فاینبرگ در دانشگاه استنفورد (۲۰۱۵) با عنوان «بازقاببندی اخلاقی» (Moral Reframing) بهصورت تجربی آزموده شد.
دبورا تانن، زبانشناس دانشگاه جورجتاون، در «فرهنگ جدل» (۱۹۹۸) استدلال کرد رسانهها و فضای عمومی اغلب گفتوگو را در قالب «دو طرف متخاصم» چارچوببندی میکنند، حال آنکه بسیاری از موضوعات پیچیده بیش از دو وجه دارند، این قالببندی دوقطبی، به گفته او، خودش بخشی از دلیل تشدید تخاصم در گفتوگوی عمومی است.
نمونهای که این یافتهها را در عمل نشان میدهد، تجربه مستندشده دریل دیویس، موسیقیدان آمریکایی سیاهپوست است که طی چند دهه با دهها عضو گروههای نژادپرست آمریکایی گفتوگوی مستقیم داشت، نه با هدف مجادله، بلکه با پرسشهای کنجکاوانه درباره چرایی باور آنها. روند مستندشده نشان داد شماری از این افراد بهمرور از آن گروهها کناره گرفتند، پس از آنکه برای اولینبار در فضایی «بدون قضاوت فوری» شنیده شدند.
مجموع این پژوهشها نشان میدهد آنچه گفتوگو را در فضای قطبیشده به بنبست میرساند، اغلب نه خود اختلاف عقیده، که ساختار و لحنی است که آن اختلاف در آن بیان میشود.
#گفتگو #ارتباطات #رواداری #جدل #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👌1