مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل به پستی از علی خامنهای روی شبکه اجتماعی ایکس واکنش نشان داد و او را «فرزند واقعی شیطان» نامید.
آقای هاکبی در حساب ایکس خود، نوشت: او فرزند واقعی شیطان است که در سراسر جهان و علیه مردم خودش ترور به راه میاندازد و اما بیشرمانه آمریکا و اسرائیل را به خاطر اعمال شرورانه خودش مقصر میداند. او بیمار و دچار اختلال ذهنی است.
علی خامنهای پنجشنبه شب فرمان کشتار هزاران ایرانی معترض را صادر کرد. او اینترنت را قطع کرد تا دنیا از این کشتار مطلع نشود. همزمان کارکنانش، اظهارات او را روی اینترنت برای جهان مخابره میکنند. در پستی که روز شنبه از او منتشر شد، خامنهای مدعی شد: «عوامل آمریکا و رژیم صهیونیستی در این فتنه مرتکب جنایات فجیعی شدند. آنها ۲۵۰ مسجد و بیش از ۲۵۰ مرکز آموزشی و علمی را تخریب کردند. به شبکه برق، بانکها و مراکز درمانی آسیب رساندند. چندین هزار نفر را به قتل رساندند.»
این ادعای علی خامنهای دروغ است. صدها عکس و ویدئو نشان میدهد ماموران جمهوری اسلامی از نهادهای زیر نظر رهبر همچون سپاه پاسداران و بسیج به سوی مردم بدون سلاح تیراندازی میکنند. گزارش شده که تک تیراندازیهای سپاه از بالای کلانتری و اماکن دولتی به سوی مردم شلیک کردهاند. بعضی از عکسها نشان میدهد ماموران در بیمارستانها به مجروحان تیر خلاص زده اند.
نهادهای حقوق بشری تاکنون اسامی بیش از دو هزار کشته را منتشر کردهاند. گزارش تازهای از شبکه خبری سیبیاس نیوز حاکی از آن است که جمهوری اسلامی از زمان آغاز خیزش سراسری و ملی ایرانیان، بین ۱۲ هزار تا ۲۰ هزار معترض را به قتل رساند.
همچنین ساندی تایمز لندن در گزارش جدیدی به نقل از پزشکان نوشت که دستکم ۱۶هزار و ۵۰۰ معترض ایرانی توسط سرکوبگران جمهوری اسلامی کشته و ۳۳۰ هزار معترض ایرانی دیگر زخمی شدهاند. ساندی تایمز این کشتار را «وحشیانهترین سرکوب رژیم آخوندی در ۴۷ سال حیات آن» توصیف کرده است.
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
آقای هاکبی در حساب ایکس خود، نوشت: او فرزند واقعی شیطان است که در سراسر جهان و علیه مردم خودش ترور به راه میاندازد و اما بیشرمانه آمریکا و اسرائیل را به خاطر اعمال شرورانه خودش مقصر میداند. او بیمار و دچار اختلال ذهنی است.
علی خامنهای پنجشنبه شب فرمان کشتار هزاران ایرانی معترض را صادر کرد. او اینترنت را قطع کرد تا دنیا از این کشتار مطلع نشود. همزمان کارکنانش، اظهارات او را روی اینترنت برای جهان مخابره میکنند. در پستی که روز شنبه از او منتشر شد، خامنهای مدعی شد: «عوامل آمریکا و رژیم صهیونیستی در این فتنه مرتکب جنایات فجیعی شدند. آنها ۲۵۰ مسجد و بیش از ۲۵۰ مرکز آموزشی و علمی را تخریب کردند. به شبکه برق، بانکها و مراکز درمانی آسیب رساندند. چندین هزار نفر را به قتل رساندند.»
این ادعای علی خامنهای دروغ است. صدها عکس و ویدئو نشان میدهد ماموران جمهوری اسلامی از نهادهای زیر نظر رهبر همچون سپاه پاسداران و بسیج به سوی مردم بدون سلاح تیراندازی میکنند. گزارش شده که تک تیراندازیهای سپاه از بالای کلانتری و اماکن دولتی به سوی مردم شلیک کردهاند. بعضی از عکسها نشان میدهد ماموران در بیمارستانها به مجروحان تیر خلاص زده اند.
نهادهای حقوق بشری تاکنون اسامی بیش از دو هزار کشته را منتشر کردهاند. گزارش تازهای از شبکه خبری سیبیاس نیوز حاکی از آن است که جمهوری اسلامی از زمان آغاز خیزش سراسری و ملی ایرانیان، بین ۱۲ هزار تا ۲۰ هزار معترض را به قتل رساند.
همچنین ساندی تایمز لندن در گزارش جدیدی به نقل از پزشکان نوشت که دستکم ۱۶هزار و ۵۰۰ معترض ایرانی توسط سرکوبگران جمهوری اسلامی کشته و ۳۳۰ هزار معترض ایرانی دیگر زخمی شدهاند. ساندی تایمز این کشتار را «وحشیانهترین سرکوب رژیم آخوندی در ۴۷ سال حیات آن» توصیف کرده است.
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💯6❤1
برای تک تک حروف الفبا
✍️بهروز کاظمی
بهروز کاظمی، روزنامهنگار ایرانی ساکن آمریکا، در یادداشتی تکاندهنده نوشت که این متن را برای «فراموش نکردن» مینویسد؛ برای ثبت جنایتی که به گفته او با قطع اینترنت، کشتار خیابانی، تیر خلاص به مجروحان و تبدیل ایران به زندانی بزرگ، رقم خورد تا تاریخ بداند مردم ایران فقط زندگی و آزادی ساده میخواستند، اما با خشونتی بیسابقه روبهرو شدند.
«اینو برای سالهای بعد مینویسم که اگر زنده بودم برگردم و بخونم.
یادم بیاد اکثر مردم ایران مخالف جنگ بودن تا اینکه علی خامنهای و یارانش تصمیم گرفتن مردم رو به چنان خاک و خونی بکشن که هیچکس باور نمیکرد. تمام گزارشهایی که از داخل ایران گرفتم نشون میداد که پنجشنبهشب و جمعهشب، حکومت کنترل خودش رو بر برخی از شهرها (به خصوص شهرهای کوچک) از دست داده بود.
یادم بیاد که دوستی میگفت یکی از افسران نیروی انتظامی را دیده که به مردم التماس میکرده که برید خونه. به اینا گفتن بکشنتون. مردم به جمعیتشون نگاه میکردن و باور نمیکردن که ایرانی دست به قتل این حجم جمعیت اونم با رگبار بزنه! وقتی تیراندازی شروع میشه همون افسر سر نیروهای لباس شخصی و رسمی داد میزده که "تیر نزن! دارم میفرستمشون خونه. نزن بیشرف!"
درسته گزارشهای خیلی خیلی کمی از این جنس دلسوزیها اومده ولی اکثر ماموران حکومت چه رسمی و چه لباس شخصی، با خشونتی که تا الان سابقه نداشته دست به قتلعام زدن.
یادم باشه که چند منبع متفاوت تایید کردن افراد لباس شخصی که در بین مردم بودن، یکدفعه شروع به تیراندازی از فاصله نزدیک به مردم کردن. اگر متوجه میشدن که کسی از شجاعت کافی برخورداره و زخمی شده تعقیبش میکردن و توی بیمارستان یا هر جایی که گیرش میآوردن بهش تیر خلاص میزدن. (حداقل در سه شهر مشهد، تهران و کرج گزارش تاییدشده داریم).
یادم بیاد که گزارشهای زیادی رسیده که مردم عادی که برای رفتن سر کار یا خرید خونه اومده بودن بیرون، در خیابان خلوت و جایی که هیچ نشانی از تطاهرات نبود توسط ماموران متوقف میشدند و گاهی بدون دلیل بهشون شلیک میشد تا «حساب کار دست همه بیاد!».
یادم بیاد مردم ایران اینترنت نداشتن. یادم بیاد مردم ایران یهو شدن مردم کره شمالی. یادم بیاد که دوستی میگفت روز دوشنبه و سهشنبه که به خیابان میرفتیم مردمی را میدیدیم که بهت زده شدهاند. بلد نبودن که وقتی اینترنت ندارن و گوشی موبایل با یه تیکه آجر هیچ فرقی نداره باید چیکار کنن. سکوت پر از بهت و ترس و خشم بر کل ایران ٩٣ میلیونی حاکم شده بود.
یکی توی مترو به کناریش گفته بود "فیلما رو دیدی توی اینترنشنال؟ حالا اون پیرمرد گفت بکشید. اینا واقعا ما رو کشتن؟ مگه اینا اجاره خونه نمیدن؟ مگه اینا نمیبینن رنگ بچههامون از گشنگی پریده؟" و شروع کرده بود به گریه کردن. و گفته بود "ببخشید. نمیدونم چی شد بعد از سه روز یهو اشکم دراومد."
یادم بیاد یک هفتهس که نگران «س» هستم چون هیچ خبری ازش نیست. نگران «ع».
نگران «ف».
نگران «م».
نگران «س».
نگران «ح».
نگران «ا».
نگران «س».
نگران تمام حروف الفبا که اولین حرف اسم کسیست. دوستی؛ عزیزی؛ هموطنی…
باید همیشه یادم بیاد که مردم فقط کمی زندگی بهتر میخواستند. ابن را باید یادم بماند. مردم کمی آزادی میخواستند. مردم میخواستند مثل اکثر مردم دنیا، یک هفته کار کنند و چهارشنبه عصر وقتی از محل کار بیرون میآیند به همکارشون بگن "برنامهت برای آخر هفته چیه؟" و شنبه صبح وقتی همدیگرو میبیینن بگن "خوش گذشت؟"
مردم یک زندگی ساده با مشکلات و خوشیهای ساده میخواستند اما پیرمرد ٨۶ ساله این را دوست نداشت. او سالها تصمیمش را گرفته بود. او و سازمان مخوفی که درست کرده بود.
باید همه اینها یادم بماند. باید یادم بماند چون بشر فراموشکاره و به خصوص وقتی زمان بگذره، اولین کاری که میکنه پاک کردن خاطراتیه که چشم انسان برای دیدنش آمادگی نداره چه برسه به اینکه تبدیل به حافظه ماندگار بشه. مغز انسان برای تحمل این حجم مصیبت ساخته نشده. یادم بیاید که جمهوری اسلامی نه تنها شبیه همه پلیدیهای شده بود که ۴٧ سال علیهش حرف زده بود بلکه بدتر شده بود. بدتر از یزید، بدتر از شمر، بدتر از صدام و بدتر از همه کسانی که به آنها هر روز «مرگ» میفرستاد.
باید همه اینها رو یادداشت کنم که یادم بماند...»
#جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
✍️بهروز کاظمی
بهروز کاظمی، روزنامهنگار ایرانی ساکن آمریکا، در یادداشتی تکاندهنده نوشت که این متن را برای «فراموش نکردن» مینویسد؛ برای ثبت جنایتی که به گفته او با قطع اینترنت، کشتار خیابانی، تیر خلاص به مجروحان و تبدیل ایران به زندانی بزرگ، رقم خورد تا تاریخ بداند مردم ایران فقط زندگی و آزادی ساده میخواستند، اما با خشونتی بیسابقه روبهرو شدند.
«اینو برای سالهای بعد مینویسم که اگر زنده بودم برگردم و بخونم.
یادم بیاد اکثر مردم ایران مخالف جنگ بودن تا اینکه علی خامنهای و یارانش تصمیم گرفتن مردم رو به چنان خاک و خونی بکشن که هیچکس باور نمیکرد. تمام گزارشهایی که از داخل ایران گرفتم نشون میداد که پنجشنبهشب و جمعهشب، حکومت کنترل خودش رو بر برخی از شهرها (به خصوص شهرهای کوچک) از دست داده بود.
یادم بیاد که دوستی میگفت یکی از افسران نیروی انتظامی را دیده که به مردم التماس میکرده که برید خونه. به اینا گفتن بکشنتون. مردم به جمعیتشون نگاه میکردن و باور نمیکردن که ایرانی دست به قتل این حجم جمعیت اونم با رگبار بزنه! وقتی تیراندازی شروع میشه همون افسر سر نیروهای لباس شخصی و رسمی داد میزده که "تیر نزن! دارم میفرستمشون خونه. نزن بیشرف!"
درسته گزارشهای خیلی خیلی کمی از این جنس دلسوزیها اومده ولی اکثر ماموران حکومت چه رسمی و چه لباس شخصی، با خشونتی که تا الان سابقه نداشته دست به قتلعام زدن.
یادم باشه که چند منبع متفاوت تایید کردن افراد لباس شخصی که در بین مردم بودن، یکدفعه شروع به تیراندازی از فاصله نزدیک به مردم کردن. اگر متوجه میشدن که کسی از شجاعت کافی برخورداره و زخمی شده تعقیبش میکردن و توی بیمارستان یا هر جایی که گیرش میآوردن بهش تیر خلاص میزدن. (حداقل در سه شهر مشهد، تهران و کرج گزارش تاییدشده داریم).
یادم بیاد که گزارشهای زیادی رسیده که مردم عادی که برای رفتن سر کار یا خرید خونه اومده بودن بیرون، در خیابان خلوت و جایی که هیچ نشانی از تطاهرات نبود توسط ماموران متوقف میشدند و گاهی بدون دلیل بهشون شلیک میشد تا «حساب کار دست همه بیاد!».
یادم بیاد مردم ایران اینترنت نداشتن. یادم بیاد مردم ایران یهو شدن مردم کره شمالی. یادم بیاد که دوستی میگفت روز دوشنبه و سهشنبه که به خیابان میرفتیم مردمی را میدیدیم که بهت زده شدهاند. بلد نبودن که وقتی اینترنت ندارن و گوشی موبایل با یه تیکه آجر هیچ فرقی نداره باید چیکار کنن. سکوت پر از بهت و ترس و خشم بر کل ایران ٩٣ میلیونی حاکم شده بود.
یکی توی مترو به کناریش گفته بود "فیلما رو دیدی توی اینترنشنال؟ حالا اون پیرمرد گفت بکشید. اینا واقعا ما رو کشتن؟ مگه اینا اجاره خونه نمیدن؟ مگه اینا نمیبینن رنگ بچههامون از گشنگی پریده؟" و شروع کرده بود به گریه کردن. و گفته بود "ببخشید. نمیدونم چی شد بعد از سه روز یهو اشکم دراومد."
یادم بیاد یک هفتهس که نگران «س» هستم چون هیچ خبری ازش نیست. نگران «ع».
نگران «ف».
نگران «م».
نگران «س».
نگران «ح».
نگران «ا».
نگران «س».
نگران تمام حروف الفبا که اولین حرف اسم کسیست. دوستی؛ عزیزی؛ هموطنی…
باید همیشه یادم بیاد که مردم فقط کمی زندگی بهتر میخواستند. ابن را باید یادم بماند. مردم کمی آزادی میخواستند. مردم میخواستند مثل اکثر مردم دنیا، یک هفته کار کنند و چهارشنبه عصر وقتی از محل کار بیرون میآیند به همکارشون بگن "برنامهت برای آخر هفته چیه؟" و شنبه صبح وقتی همدیگرو میبیینن بگن "خوش گذشت؟"
مردم یک زندگی ساده با مشکلات و خوشیهای ساده میخواستند اما پیرمرد ٨۶ ساله این را دوست نداشت. او سالها تصمیمش را گرفته بود. او و سازمان مخوفی که درست کرده بود.
باید همه اینها یادم بماند. باید یادم بماند چون بشر فراموشکاره و به خصوص وقتی زمان بگذره، اولین کاری که میکنه پاک کردن خاطراتیه که چشم انسان برای دیدنش آمادگی نداره چه برسه به اینکه تبدیل به حافظه ماندگار بشه. مغز انسان برای تحمل این حجم مصیبت ساخته نشده. یادم بیاید که جمهوری اسلامی نه تنها شبیه همه پلیدیهای شده بود که ۴٧ سال علیهش حرف زده بود بلکه بدتر شده بود. بدتر از یزید، بدتر از شمر، بدتر از صدام و بدتر از همه کسانی که به آنها هر روز «مرگ» میفرستاد.
باید همه اینها رو یادداشت کنم که یادم بماند...»
#جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💯3
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
برای تک تک حروف الفبا
✍️بهروز کاظمی
بهروز کاظمی، روزنامهنگار ایرانی ساکن آمریکا، در یادداشتی تکاندهنده نوشت که این متن را برای «فراموش نکردن» مینویسد؛ برای ثبت جنایتی که به گفته او با قطع اینترنت، کشتار خیابانی، تیر خلاص به مجروحان و تبدیل ایران به زندانی بزرگ، رقم خورد تا تاریخ بداند مردم ایران فقط زندگی و آزادی ساده میخواستند، اما با خشونتی بیسابقه روبهرو شدند.
«اینو برای سالهای بعد مینویسم که اگر زنده بودم برگردم و بخونم.
یادم بیاد اکثر مردم ایران مخالف جنگ بودن تا اینکه علی خامنهای و یارانش تصمیم گرفتن مردم رو به چنان خاک و خونی بکشن که هیچکس باور نمیکرد. تمام گزارشهایی که از داخل ایران گرفتم نشون میداد که پنجشنبهشب و جمعهشب، حکومت کنترل خودش رو بر برخی از شهرها (به خصوص شهرهای کوچک) از دست داده بود.
یادم بیاد که دوستی میگفت یکی از افسران نیروی انتظامی را دیده که به مردم التماس میکرده که برید خونه. به اینا گفتن بکشنتون. مردم به جمعیتشون نگاه میکردن و باور نمیکردن که ایرانی دست به قتل این حجم جمعیت اونم با رگبار بزنه! وقتی تیراندازی شروع میشه همون افسر سر نیروهای لباس شخصی و رسمی داد میزده که "تیر نزن! دارم میفرستمشون خونه. نزن بیشرف!"
درسته گزارشهای خیلی خیلی کمی از این جنس دلسوزیها اومده ولی اکثر ماموران حکومت چه رسمی و چه لباس شخصی، با خشونتی که تا الان سابقه نداشته دست به قتلعام زدن.
یادم باشه که چند منبع متفاوت تایید کردن افراد لباس شخصی که در بین مردم بودن، یکدفعه شروع به تیراندازی از فاصله نزدیک به مردم کردن. اگر متوجه میشدن که کسی از شجاعت کافی برخورداره و زخمی شده تعقیبش میکردن و توی بیمارستان یا هر جایی که گیرش میآوردن بهش تیر خلاص میزدن. (حداقل در سه شهر مشهد، تهران و کرج گزارش تاییدشده داریم).
یادم بیاد که گزارشهای زیادی رسیده که مردم عادی که برای رفتن سر کار یا خرید خونه اومده بودن بیرون، در خیابان خلوت و جایی که هیچ نشانی از تطاهرات نبود توسط ماموران متوقف میشدند و گاهی بدون دلیل بهشون شلیک میشد تا «حساب کار دست همه بیاد!».
یادم بیاد مردم ایران اینترنت نداشتن. یادم بیاد مردم ایران یهو شدن مردم کره شمالی. یادم بیاد که دوستی میگفت روز دوشنبه و سهشنبه که به خیابان میرفتیم مردمی را میدیدیم که بهت زده شدهاند. بلد نبودن که وقتی اینترنت ندارن و گوشی موبایل با یه تیکه آجر هیچ فرقی نداره باید چیکار کنن. سکوت پر از بهت و ترس و خشم بر کل ایران ٩٣ میلیونی حاکم شده بود.
یکی توی مترو به کناریش گفته بود "فیلما رو دیدی توی اینترنشنال؟ حالا اون پیرمرد گفت بکشید. اینا واقعا ما رو کشتن؟ مگه اینا اجاره خونه نمیدن؟ مگه اینا نمیبینن رنگ بچههامون از گشنگی پریده؟" و شروع کرده بود به گریه کردن. و گفته بود "ببخشید. نمیدونم چی شد بعد از سه روز یهو اشکم دراومد."
یادم بیاد یک هفتهس که نگران «س» هستم چون هیچ خبری ازش نیست. نگران «ع».
نگران «ف».
نگران «م».
نگران «س».
نگران «ح».
نگران «ا».
نگران «س».
نگران تمام حروف الفبا که اولین حرف اسم کسیست. دوستی؛ عزیزی؛ هموطنی…
باید همیشه یادم بیاد که مردم فقط کمی زندگی بهتر میخواستند. ابن را باید یادم بماند. مردم کمی آزادی میخواستند. مردم میخواستند مثل اکثر مردم دنیا، یک هفته کار کنند و چهارشنبه عصر وقتی از محل کار بیرون میآیند به همکارشون بگن "برنامهت برای آخر هفته چیه؟" و شنبه صبح وقتی همدیگرو میبیینن بگن "خوش گذشت؟"
مردم یک زندگی ساده با مشکلات و خوشیهای ساده میخواستند اما پیرمرد ٨۶ ساله این را دوست نداشت. او سالها تصمیمش را گرفته بود. او و سازمان مخوفی که درست کرده بود.
باید همه اینها یادم بماند. باید یادم بماند چون بشر فراموشکاره و به خصوص وقتی زمان بگذره، اولین کاری که میکنه پاک کردن خاطراتیه که چشم انسان برای دیدنش آمادگی نداره چه برسه به اینکه تبدیل به حافظه ماندگار بشه. مغز انسان برای تحمل این حجم مصیبت ساخته نشده. یادم بیاید که جمهوری اسلامی نه تنها شبیه همه پلیدیهای شده بود که ۴٧ سال علیهش حرف زده بود بلکه بدتر شده بود. بدتر از یزید، بدتر از شمر، بدتر از صدام و بدتر از همه کسانی که به آنها هر روز «مرگ» میفرستاد.
باید همه اینها رو یادداشت کنم که یادم بماند...»
#جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#انقلاب_۱۴۰۴
✍️بهروز کاظمی
بهروز کاظمی، روزنامهنگار ایرانی ساکن آمریکا، در یادداشتی تکاندهنده نوشت که این متن را برای «فراموش نکردن» مینویسد؛ برای ثبت جنایتی که به گفته او با قطع اینترنت، کشتار خیابانی، تیر خلاص به مجروحان و تبدیل ایران به زندانی بزرگ، رقم خورد تا تاریخ بداند مردم ایران فقط زندگی و آزادی ساده میخواستند، اما با خشونتی بیسابقه روبهرو شدند.
«اینو برای سالهای بعد مینویسم که اگر زنده بودم برگردم و بخونم.
یادم بیاد اکثر مردم ایران مخالف جنگ بودن تا اینکه علی خامنهای و یارانش تصمیم گرفتن مردم رو به چنان خاک و خونی بکشن که هیچکس باور نمیکرد. تمام گزارشهایی که از داخل ایران گرفتم نشون میداد که پنجشنبهشب و جمعهشب، حکومت کنترل خودش رو بر برخی از شهرها (به خصوص شهرهای کوچک) از دست داده بود.
یادم بیاد که دوستی میگفت یکی از افسران نیروی انتظامی را دیده که به مردم التماس میکرده که برید خونه. به اینا گفتن بکشنتون. مردم به جمعیتشون نگاه میکردن و باور نمیکردن که ایرانی دست به قتل این حجم جمعیت اونم با رگبار بزنه! وقتی تیراندازی شروع میشه همون افسر سر نیروهای لباس شخصی و رسمی داد میزده که "تیر نزن! دارم میفرستمشون خونه. نزن بیشرف!"
درسته گزارشهای خیلی خیلی کمی از این جنس دلسوزیها اومده ولی اکثر ماموران حکومت چه رسمی و چه لباس شخصی، با خشونتی که تا الان سابقه نداشته دست به قتلعام زدن.
یادم باشه که چند منبع متفاوت تایید کردن افراد لباس شخصی که در بین مردم بودن، یکدفعه شروع به تیراندازی از فاصله نزدیک به مردم کردن. اگر متوجه میشدن که کسی از شجاعت کافی برخورداره و زخمی شده تعقیبش میکردن و توی بیمارستان یا هر جایی که گیرش میآوردن بهش تیر خلاص میزدن. (حداقل در سه شهر مشهد، تهران و کرج گزارش تاییدشده داریم).
یادم بیاد که گزارشهای زیادی رسیده که مردم عادی که برای رفتن سر کار یا خرید خونه اومده بودن بیرون، در خیابان خلوت و جایی که هیچ نشانی از تطاهرات نبود توسط ماموران متوقف میشدند و گاهی بدون دلیل بهشون شلیک میشد تا «حساب کار دست همه بیاد!».
یادم بیاد مردم ایران اینترنت نداشتن. یادم بیاد مردم ایران یهو شدن مردم کره شمالی. یادم بیاد که دوستی میگفت روز دوشنبه و سهشنبه که به خیابان میرفتیم مردمی را میدیدیم که بهت زده شدهاند. بلد نبودن که وقتی اینترنت ندارن و گوشی موبایل با یه تیکه آجر هیچ فرقی نداره باید چیکار کنن. سکوت پر از بهت و ترس و خشم بر کل ایران ٩٣ میلیونی حاکم شده بود.
یکی توی مترو به کناریش گفته بود "فیلما رو دیدی توی اینترنشنال؟ حالا اون پیرمرد گفت بکشید. اینا واقعا ما رو کشتن؟ مگه اینا اجاره خونه نمیدن؟ مگه اینا نمیبینن رنگ بچههامون از گشنگی پریده؟" و شروع کرده بود به گریه کردن. و گفته بود "ببخشید. نمیدونم چی شد بعد از سه روز یهو اشکم دراومد."
یادم بیاد یک هفتهس که نگران «س» هستم چون هیچ خبری ازش نیست. نگران «ع».
نگران «ف».
نگران «م».
نگران «س».
نگران «ح».
نگران «ا».
نگران «س».
نگران تمام حروف الفبا که اولین حرف اسم کسیست. دوستی؛ عزیزی؛ هموطنی…
باید همیشه یادم بیاد که مردم فقط کمی زندگی بهتر میخواستند. ابن را باید یادم بماند. مردم کمی آزادی میخواستند. مردم میخواستند مثل اکثر مردم دنیا، یک هفته کار کنند و چهارشنبه عصر وقتی از محل کار بیرون میآیند به همکارشون بگن "برنامهت برای آخر هفته چیه؟" و شنبه صبح وقتی همدیگرو میبیینن بگن "خوش گذشت؟"
مردم یک زندگی ساده با مشکلات و خوشیهای ساده میخواستند اما پیرمرد ٨۶ ساله این را دوست نداشت. او سالها تصمیمش را گرفته بود. او و سازمان مخوفی که درست کرده بود.
باید همه اینها یادم بماند. باید یادم بماند چون بشر فراموشکاره و به خصوص وقتی زمان بگذره، اولین کاری که میکنه پاک کردن خاطراتیه که چشم انسان برای دیدنش آمادگی نداره چه برسه به اینکه تبدیل به حافظه ماندگار بشه. مغز انسان برای تحمل این حجم مصیبت ساخته نشده. یادم بیاید که جمهوری اسلامی نه تنها شبیه همه پلیدیهای شده بود که ۴٧ سال علیهش حرف زده بود بلکه بدتر شده بود. بدتر از یزید، بدتر از شمر، بدتر از صدام و بدتر از همه کسانی که به آنها هر روز «مرگ» میفرستاد.
باید همه اینها رو یادداشت کنم که یادم بماند...»
#جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#انقلاب_۱۴۰۴
❤8
ریما شیرمحمدی، فعال حقوقبشر، روایتی از جمعه خونین #نسیم_شهر منتشر کرد:
«جمعه، ۹ ژانویه، مردم در مقابل کلانتری نسیمشهر تجمع کردند. نسیمشهر یکی از مناطق حاشیهای و فقیر تهران است. جمعیت شعار میداد: «نیروی انتظامی، حمایت، حمایت»
از میان جمعیت، یک پسر جوان با صدای بلند گفت: «آقا نیروی انتظامی، من به خاطر برادر، خواهر، پسر و دختر تو اومدم تو خیابون، پس به همراه ما باش. تو هم مثل مایی. به تو هم مثل من و میلیونها انسان ظلم شده.»
هرچه زمان میگذشت، به تعداد جمعیت افزوده میشد. بعد از یک ساعت، جمعیت به حدود ۳۰۰ نفر رسید. از میان جمعیت، کسی شعار داد: «فقر، فساد، گرونی، میریم تا سرنگونی! » و جمعیت این شعار را تکرار کرد.
شعار بعدی «رضا شاه، روحت شاد! » بود و جمعیت آن را تکرار کرد. سپس شعار «مرگ بر دیکتاتور! » سر داده شد و مردم آن را تکرار کردند.
در میانه این شعارها، ناگهان صدای گلوله شنیدم. یکی از بچههای محلهمان که قرار بود تا ۴۸ ساعت آینده داماد شود، هدف گلوله قرار گرفت. گلوله به وسط سرش اصابت کرده بود و در مدت کوتاهی بدنش غرق در خون شد. جمعیت با دیدن این صحنه به سمت درِ کلانتری حرکت کرد. از این لحظه، صدای گلوله بهصورت ممتد شنیده میشد. جمعیت به گلوله بسته شد و هر چند ثانیه یک نفر غرق در خون به زمین میافتاد.
افرادی که مقابل کلانتری بودند شروع به فرار کردند. کسانی که در حال فرار بودند، از پشت مورد اصابت گلوله قرار میگرفتند. هر لحظه احساس میکردم نفر بعدی که با گلوله سرش شکافته میشود من هستم. ناامیدانه میدویدم و در حال دویدن میدیدم افراد کنارم و پشت سرم یکییکی با ضرب گلوله به خون میغلتند.
در نهایت به کوچهای امن رسیدم و با احتیاط به سمت کلانتری نگاه کردم. دهها نفر در دم کشته شده بودند و تعدادی دیگر در حال جان دادن بودند. چند نفر که از ناحیهی شکم و پا زخمی شده بودند، دستهایشان را به نشانه تسلیم بالا برده بودند و فریاد میزدند:
«شلیک نکنید!» اما شلیکها همچنان ادامه داشت.
اکنون بیش از ۸ روز از این جنایت هولناک میگذرد و دستکم ۳۰ نفر در این واقعه کشته شدهاند. از چهار روز پیش، بازداشت افرادی که در مقابل کلانتری تجمع کرده بودند و جان سالم به در بردهاند، آغاز شده است.»
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
«جمعه، ۹ ژانویه، مردم در مقابل کلانتری نسیمشهر تجمع کردند. نسیمشهر یکی از مناطق حاشیهای و فقیر تهران است. جمعیت شعار میداد: «نیروی انتظامی، حمایت، حمایت»
از میان جمعیت، یک پسر جوان با صدای بلند گفت: «آقا نیروی انتظامی، من به خاطر برادر، خواهر، پسر و دختر تو اومدم تو خیابون، پس به همراه ما باش. تو هم مثل مایی. به تو هم مثل من و میلیونها انسان ظلم شده.»
هرچه زمان میگذشت، به تعداد جمعیت افزوده میشد. بعد از یک ساعت، جمعیت به حدود ۳۰۰ نفر رسید. از میان جمعیت، کسی شعار داد: «فقر، فساد، گرونی، میریم تا سرنگونی! » و جمعیت این شعار را تکرار کرد.
شعار بعدی «رضا شاه، روحت شاد! » بود و جمعیت آن را تکرار کرد. سپس شعار «مرگ بر دیکتاتور! » سر داده شد و مردم آن را تکرار کردند.
در میانه این شعارها، ناگهان صدای گلوله شنیدم. یکی از بچههای محلهمان که قرار بود تا ۴۸ ساعت آینده داماد شود، هدف گلوله قرار گرفت. گلوله به وسط سرش اصابت کرده بود و در مدت کوتاهی بدنش غرق در خون شد. جمعیت با دیدن این صحنه به سمت درِ کلانتری حرکت کرد. از این لحظه، صدای گلوله بهصورت ممتد شنیده میشد. جمعیت به گلوله بسته شد و هر چند ثانیه یک نفر غرق در خون به زمین میافتاد.
افرادی که مقابل کلانتری بودند شروع به فرار کردند. کسانی که در حال فرار بودند، از پشت مورد اصابت گلوله قرار میگرفتند. هر لحظه احساس میکردم نفر بعدی که با گلوله سرش شکافته میشود من هستم. ناامیدانه میدویدم و در حال دویدن میدیدم افراد کنارم و پشت سرم یکییکی با ضرب گلوله به خون میغلتند.
در نهایت به کوچهای امن رسیدم و با احتیاط به سمت کلانتری نگاه کردم. دهها نفر در دم کشته شده بودند و تعدادی دیگر در حال جان دادن بودند. چند نفر که از ناحیهی شکم و پا زخمی شده بودند، دستهایشان را به نشانه تسلیم بالا برده بودند و فریاد میزدند:
«شلیک نکنید!» اما شلیکها همچنان ادامه داشت.
اکنون بیش از ۸ روز از این جنایت هولناک میگذرد و دستکم ۳۰ نفر در این واقعه کشته شدهاند. از چهار روز پیش، بازداشت افرادی که در مقابل کلانتری تجمع کرده بودند و جان سالم به در بردهاند، آغاز شده است.»
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔6
اشکان دژاگه، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران، با انتشار یک استوری اینستاگرامی به قطع کامل اینترنت در ایران واکنش نشان داد و نوشت:
«۱۰۰ ساعت است که ۹۰ میلیون نفر بدون هیچ ارتباطی در حال جنگ با بیرحمترین سرکوبگران جهان هستند. با دست خالی. هیچکس هیچ خبری از آنها ندارد.»
جمهوری اسلامی از پنجشنبه ۱۸ دیماه، اینترنت را بهطور کامل در سراسر ایران قطع کرد؛ اقدامی که با هدف پنهانسازی ابعاد سرکوب، قطع ارتباط مردم با جهان و جلوگیری از انتشار اخبار اعتراضات صورت گرفت.
واکنش اشکان دژاگه نمونهای از موضعگیری چهرههای شاخصی است که با شکستن سکوت، تلاش میکنند صدای مردمی باشند که زیر شدیدترین سرکوبها قرار دارند. در چنین شرایطی، حمایت علنی ورزشکاران، هنرمندان و چهرههای شناختهشده بینالمللی اهمیتی حیاتی دارد؛ زیرا هر صدای بلندتر، دیوار سانسور را ترک میدهد و هزینه سرکوب را برای حکومت افزایش میدهد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«۱۰۰ ساعت است که ۹۰ میلیون نفر بدون هیچ ارتباطی در حال جنگ با بیرحمترین سرکوبگران جهان هستند. با دست خالی. هیچکس هیچ خبری از آنها ندارد.»
جمهوری اسلامی از پنجشنبه ۱۸ دیماه، اینترنت را بهطور کامل در سراسر ایران قطع کرد؛ اقدامی که با هدف پنهانسازی ابعاد سرکوب، قطع ارتباط مردم با جهان و جلوگیری از انتشار اخبار اعتراضات صورت گرفت.
واکنش اشکان دژاگه نمونهای از موضعگیری چهرههای شاخصی است که با شکستن سکوت، تلاش میکنند صدای مردمی باشند که زیر شدیدترین سرکوبها قرار دارند. در چنین شرایطی، حمایت علنی ورزشکاران، هنرمندان و چهرههای شناختهشده بینالمللی اهمیتی حیاتی دارد؛ زیرا هر صدای بلندتر، دیوار سانسور را ترک میدهد و هزینه سرکوب را برای حکومت افزایش میدهد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤16
«گورستان کوچک کلاک، گواه یک کشتار بزرگ؛ روایت دفن دهها جانباخته فقط از یک شب کرج»
گزارشها از کرج نشان میدهد که تنها در یک گورستان محلی و کوچک به نام «کلاک»، دستکم دهها نفر از جانباختگان شب خونین جهانشهر به خاک سپرده شدهاند؛ واقعیتی که ابعاد گسترده کشتار را فراتر از هر آمار رسمی آشکار میکند. این روایت تکاندهنده را فاطمه، یکی از کاربران شبکه اجتماعی ایکس، در رشتهتوییتی منتشر کرده است.
بر اساس این روایت، مجید بیانی، متولد ۱۳۶۰، پدر یک پسر ۱۲ ساله، پنجشنبه شب در جهانشهر کرج هدف گلوله قرار گرفت. تیر از فاصله نزدیک به ران پای او شلیک شده و لگن خاصرهاش بهشدت متلاشی شده بود. در شلوغی خیابان، دو شهروند با یک خودرو مجید را به خانهاش رساندند و پس از گذاشتن او مقابل در، محل را ترک کردند. خانوادهاش او را به بیمارستان منتقل کردند، اما مجید پیش از رسیدن جان داد. تلاش برای احیا بینتیجه ماند و او در بیمارستان فوت کرد.
خانواده و دوستانش پس از جستوجوی فراوان، پیکرش را از میان انبوه جانباختگان آن شب پیدا کردند. با تعهدهای اجباری و مشقت فراوان توانستند پیکر او را تحویل بگیرند و سرانجام روز یکشنبه در گورستان کلاک کرج به خاک بسپارند.
کلاک گورستانی کوچک و کاملاً محلی است که معمولاً فقط پیکر اهالی همان منطقه در آن دفن میشود؛ فاصله ابتدا تا انتهای آن تنها دو تا سه دقیقه پیادهروی است. با این حال، تنها از کشتهشدگان پنجشنبه شب کرج، دستکم ۲۸ نفر در همین گورستان دفن شدهاند.
فاطمه در ادامه روایت خود مینویسد که هنگام حضور بر سر مزار مجید، متوجه شد در چند قبر آنطرفتر، چندین جانباخته دیگر بهصورت «قبرهای دوطبقه» دفن شدهاند. در یکی از این قبرها سه نفر به نامهای مصطفی پوررمضان، ابوالفضل مهری (۱۷ ساله) و بیوک (نام خانوادگی نامشخص) به خاک سپرده شدهاند و قرار بوده نفر چهارمی نیز به همان محل اضافه شود.
کمی آنطرفتر، قبر آرمان پوردلجو قرار داشت و خانوادهاش در حال بحث درباره اضافه شدن واژه «شهید» به نام او بودند. در نقطهای دیگر، مجموعهای از قبرهای دوطبقه وجود داشت که در مجموع شش نفر در آنها دفن شده بودند. یکی از آنها رامین، صاحب یک کارواش در مهرویلا بود. مادرش گفته بود:
«پسرم رفت، ولی نیرو و توانش را به من سپرد. من از این به بعد به جای پسرم مبارزه میکنم.»
در همان بخش، حمید ابراهیمی، از کسبه پاساژ آزادی کرج نیز به خاک سپرده شده بود؛ پدری که یک دختر ۱۶ ساله داشت و بنا به روایت حاضران، فرزندش در روز خاکسپاری با شیون و فریاد وداع کرده بود.
همچنین نام محمد نعمتیپور و دو جانباخته دیگر ذکر شده که اطلاعات بیشتری از آنها در دست نبوده است.
این گزارش میدانی نشان میدهد که حتی در یک گورستان کوچک محلی، شمار جانباختگان آنقدر بالاست که دفنها بهصورت چندطبقه انجام شده است. واقعیتی که گواهی عینی بر ابعاد گسترده کشتار در کرج است؛ کشتاری که خانوادهها ناچارند در سکوت، تهدید و فشار امنیتی، قربانیان خود را به خاک بسپارند.
آنچه فاطمه روایت کرده، نه فقط داستان مجید بیانی، بلکه تصویری از دهها خانوادهای است که فرزندان، پدران و عزیزانشان را در یک شب از دست دادند؛ فرزندانی که به تعبیر خودش «همه فرزند ایران و کشتهشده در راه میهن بودند».
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشها از کرج نشان میدهد که تنها در یک گورستان محلی و کوچک به نام «کلاک»، دستکم دهها نفر از جانباختگان شب خونین جهانشهر به خاک سپرده شدهاند؛ واقعیتی که ابعاد گسترده کشتار را فراتر از هر آمار رسمی آشکار میکند. این روایت تکاندهنده را فاطمه، یکی از کاربران شبکه اجتماعی ایکس، در رشتهتوییتی منتشر کرده است.
بر اساس این روایت، مجید بیانی، متولد ۱۳۶۰، پدر یک پسر ۱۲ ساله، پنجشنبه شب در جهانشهر کرج هدف گلوله قرار گرفت. تیر از فاصله نزدیک به ران پای او شلیک شده و لگن خاصرهاش بهشدت متلاشی شده بود. در شلوغی خیابان، دو شهروند با یک خودرو مجید را به خانهاش رساندند و پس از گذاشتن او مقابل در، محل را ترک کردند. خانوادهاش او را به بیمارستان منتقل کردند، اما مجید پیش از رسیدن جان داد. تلاش برای احیا بینتیجه ماند و او در بیمارستان فوت کرد.
خانواده و دوستانش پس از جستوجوی فراوان، پیکرش را از میان انبوه جانباختگان آن شب پیدا کردند. با تعهدهای اجباری و مشقت فراوان توانستند پیکر او را تحویل بگیرند و سرانجام روز یکشنبه در گورستان کلاک کرج به خاک بسپارند.
کلاک گورستانی کوچک و کاملاً محلی است که معمولاً فقط پیکر اهالی همان منطقه در آن دفن میشود؛ فاصله ابتدا تا انتهای آن تنها دو تا سه دقیقه پیادهروی است. با این حال، تنها از کشتهشدگان پنجشنبه شب کرج، دستکم ۲۸ نفر در همین گورستان دفن شدهاند.
فاطمه در ادامه روایت خود مینویسد که هنگام حضور بر سر مزار مجید، متوجه شد در چند قبر آنطرفتر، چندین جانباخته دیگر بهصورت «قبرهای دوطبقه» دفن شدهاند. در یکی از این قبرها سه نفر به نامهای مصطفی پوررمضان، ابوالفضل مهری (۱۷ ساله) و بیوک (نام خانوادگی نامشخص) به خاک سپرده شدهاند و قرار بوده نفر چهارمی نیز به همان محل اضافه شود.
کمی آنطرفتر، قبر آرمان پوردلجو قرار داشت و خانوادهاش در حال بحث درباره اضافه شدن واژه «شهید» به نام او بودند. در نقطهای دیگر، مجموعهای از قبرهای دوطبقه وجود داشت که در مجموع شش نفر در آنها دفن شده بودند. یکی از آنها رامین، صاحب یک کارواش در مهرویلا بود. مادرش گفته بود:
«پسرم رفت، ولی نیرو و توانش را به من سپرد. من از این به بعد به جای پسرم مبارزه میکنم.»
در همان بخش، حمید ابراهیمی، از کسبه پاساژ آزادی کرج نیز به خاک سپرده شده بود؛ پدری که یک دختر ۱۶ ساله داشت و بنا به روایت حاضران، فرزندش در روز خاکسپاری با شیون و فریاد وداع کرده بود.
همچنین نام محمد نعمتیپور و دو جانباخته دیگر ذکر شده که اطلاعات بیشتری از آنها در دست نبوده است.
این گزارش میدانی نشان میدهد که حتی در یک گورستان کوچک محلی، شمار جانباختگان آنقدر بالاست که دفنها بهصورت چندطبقه انجام شده است. واقعیتی که گواهی عینی بر ابعاد گسترده کشتار در کرج است؛ کشتاری که خانوادهها ناچارند در سکوت، تهدید و فشار امنیتی، قربانیان خود را به خاک بسپارند.
آنچه فاطمه روایت کرده، نه فقط داستان مجید بیانی، بلکه تصویری از دهها خانوادهای است که فرزندان، پدران و عزیزانشان را در یک شب از دست دادند؛ فرزندانی که به تعبیر خودش «همه فرزند ایران و کشتهشده در راه میهن بودند».
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊2😍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری از راهپیمایی مردم در روز ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ در یابان جمهوری تهران نشان میدهد که جمعیت کثیری از شهروندان علیه دیکتاتور شعار میدادند و اعتراضشان را بیان میکردند.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
#نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
🥰4
روزنامه ساندیتایمز در گزارشی تازه اعلام کرده است که در جریان اعتراضات سراسری اخیر در ایران، بیش از ۱۶ هزار معترض به دست نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی کشته شدهاند.
بر اساس این گزارش که روز شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴ منتشر شده، منابع ساندیتایمز شمار قربانیان را بین ۱۶ هزار و ۵۰۰ تا ۱۸ هزار نفر برآورد کردهاند و کشتار دیماه ۱۴۰۴ را «وحشیانهترین سرکوب جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته» توصیف کردهاند.
این گزارش به نقل از پزشکان داخل ایران هشدار میدهد که احتمال دارد بیش از ۸ هزار معترض در جریان سرکوبها بینایی خود را از دست داده باشند. به گفته این منابع، بخش بزرگی از قربانیان زیر ۳۰ سال بودهاند و زنان باردار و کودکان نیز در میان کشتهشدگان و مجروحان دیده میشوند. قطع کامل اینترنت باعث شده دهها هزار خانواده از سرنوشت عزیزان خود بیخبر بمانند.
ساندیتایمز مینویسد جمهوری اسلامی اعتراضات را با سرکوبی سازمانیافته و مرگبار پاسخ داده است؛ وضعیتی که یکی از پزشکان آن را «کشتار در تاریکی دیجیتال» نامیده است.
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس این گزارش که روز شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴ منتشر شده، منابع ساندیتایمز شمار قربانیان را بین ۱۶ هزار و ۵۰۰ تا ۱۸ هزار نفر برآورد کردهاند و کشتار دیماه ۱۴۰۴ را «وحشیانهترین سرکوب جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته» توصیف کردهاند.
این گزارش به نقل از پزشکان داخل ایران هشدار میدهد که احتمال دارد بیش از ۸ هزار معترض در جریان سرکوبها بینایی خود را از دست داده باشند. به گفته این منابع، بخش بزرگی از قربانیان زیر ۳۰ سال بودهاند و زنان باردار و کودکان نیز در میان کشتهشدگان و مجروحان دیده میشوند. قطع کامل اینترنت باعث شده دهها هزار خانواده از سرنوشت عزیزان خود بیخبر بمانند.
ساندیتایمز مینویسد جمهوری اسلامی اعتراضات را با سرکوبی سازمانیافته و مرگبار پاسخ داده است؛ وضعیتی که یکی از پزشکان آن را «کشتار در تاریکی دیجیتال» نامیده است.
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔11❤1
📰 سناتور لیندسی گراهام: ترامپ مردم ایران را به آیتالله ترجیح داد / سقوط رژیم ایران همسنگ فروپاشی دیوار برلین است
سناتور لیندسی گراهام با انتشار پیامی پس از ورود به اسرائیل، بار دیگر بر تعهد دولت آمریکا به پاسخگو کردن جمهوری اسلامی در قبال کشتار مردم ایران و نقش این رژیم بهعنوان بزرگترین حامی دولتی تروریسم تأکید کرد.
او نوشت که سفرش به اسرائیل نه برای بیتفاوتی در برابر جنایات جمهوری اسلامی، بلکه دقیقاً برای پیگیری مسئولیتپذیری «رژیم قاتل آیتاللهها» انجام شده است؛ رژیمی که به گفته او «دستانش به خون آمریکاییها آغشته است، مردم خودش را قتلعام میکند و با تقلب و فریب در پی دستیابی به سلاح هستهای برای پیشبرد ایدئولوژی بیمار و افراطی خود است.»
گراهام جمهوری اسلامی را بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان خواند و تأکید کرد آمریکا نمیتواند اجازه دهد این رژیم بدون پاسخگویی به مسیر خشونت، سرکوب و تهدید جهانی خود ادامه دهد.
او همچنین از رهبری دونالد ترامپ در قبال ایران تمجید کرد و نوشت:
«مشتاق دیدار با متحدان اسرائیلی هستم تا ببینیم چگونه میتوانیم بر شتابی که رئیسجمهور ترامپ با رهبری جسورانه و بیسابقهاش در قبال ایران ایجاد کرده، بیفزاییم؛ جایی که او مردم ایران را به آیتالله ترجیح داد.»
به گفته سناتور گراهام، مردم ایران حق دارند خواهان پایان این رژیم باشند و آمریکا نباید اجازه دهد این «لحظه تاریخی» از دست برود. او تصریح کرد:
«با رئیسجمهور ترامپ موافقم. سقوط آیتالله و رژیم او همسنگ فروپاشی دیوار برلین خواهد بود.»
گراهام با مقایسه رویکرد ترامپ با رؤسای جمهور پیشین آمریکا نوشت:
«به یاد داشته باشید، ترامپ اوباما نیست. من باور دارم او ریگان پلاس است.»
این سناتور جمهوریخواه در سخنان خود بهروشنی بر تعهد رئیسجمهور آمریکا نسبت به مردم ایران تأکید کرده و موضع ترامپ را حمایتی مستقیم از خواست ملت ایران برای پایان دادن به حاکمیت جمهوری اسلامی دانسته است. به گفته گراهام، سیاست ترامپ نه معامله با رژیم، بلکه ایستادن در کنار مردم ایران و پاسخگو کردن حاکمان فعلی در برابر جنایاتشان است.
@Tavaana_TavaanaTech
سناتور لیندسی گراهام با انتشار پیامی پس از ورود به اسرائیل، بار دیگر بر تعهد دولت آمریکا به پاسخگو کردن جمهوری اسلامی در قبال کشتار مردم ایران و نقش این رژیم بهعنوان بزرگترین حامی دولتی تروریسم تأکید کرد.
او نوشت که سفرش به اسرائیل نه برای بیتفاوتی در برابر جنایات جمهوری اسلامی، بلکه دقیقاً برای پیگیری مسئولیتپذیری «رژیم قاتل آیتاللهها» انجام شده است؛ رژیمی که به گفته او «دستانش به خون آمریکاییها آغشته است، مردم خودش را قتلعام میکند و با تقلب و فریب در پی دستیابی به سلاح هستهای برای پیشبرد ایدئولوژی بیمار و افراطی خود است.»
گراهام جمهوری اسلامی را بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان خواند و تأکید کرد آمریکا نمیتواند اجازه دهد این رژیم بدون پاسخگویی به مسیر خشونت، سرکوب و تهدید جهانی خود ادامه دهد.
او همچنین از رهبری دونالد ترامپ در قبال ایران تمجید کرد و نوشت:
«مشتاق دیدار با متحدان اسرائیلی هستم تا ببینیم چگونه میتوانیم بر شتابی که رئیسجمهور ترامپ با رهبری جسورانه و بیسابقهاش در قبال ایران ایجاد کرده، بیفزاییم؛ جایی که او مردم ایران را به آیتالله ترجیح داد.»
به گفته سناتور گراهام، مردم ایران حق دارند خواهان پایان این رژیم باشند و آمریکا نباید اجازه دهد این «لحظه تاریخی» از دست برود. او تصریح کرد:
«با رئیسجمهور ترامپ موافقم. سقوط آیتالله و رژیم او همسنگ فروپاشی دیوار برلین خواهد بود.»
گراهام با مقایسه رویکرد ترامپ با رؤسای جمهور پیشین آمریکا نوشت:
«به یاد داشته باشید، ترامپ اوباما نیست. من باور دارم او ریگان پلاس است.»
این سناتور جمهوریخواه در سخنان خود بهروشنی بر تعهد رئیسجمهور آمریکا نسبت به مردم ایران تأکید کرده و موضع ترامپ را حمایتی مستقیم از خواست ملت ایران برای پایان دادن به حاکمیت جمهوری اسلامی دانسته است. به گفته گراهام، سیاست ترامپ نه معامله با رژیم، بلکه ایستادن در کنار مردم ایران و پاسخگو کردن حاکمان فعلی در برابر جنایاتشان است.
@Tavaana_TavaanaTech
👌7❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پارسا معدنچیان، از جانباختگان قیام دی ماه ۱۴۰۴ در ایران
جاویدنام پارسا معدنچیان. هنوز ۱۸ ساله نشده بود. او روز ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ در منطقه صادقیه تهران، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته شد.
تصاویر دریافتی از ایران
#پارسا_معدنچیان #ایران #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام پارسا معدنچیان. هنوز ۱۸ ساله نشده بود. او روز ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ در منطقه صادقیه تهران، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته شد.
تصاویر دریافتی از ایران
#پارسا_معدنچیان #ایران #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💔13
بازداشت سینا علیشاهی در کرج و بیخبری کامل از سرنوشت او
سینا علیشاهی، ۳۷ ساله و ساکن کرج، روز ۲۳ دیماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. او شغل آزاد دارد و پیشتر نیز در سال ۱۴۰۱ سابقه بازداشت داشته است.
بر اساس گزارش دریافتی، پس از بازداشت سینا علیشاهی هیچگونه اطلاعی درباره علت بازداشت، اتهام انتسابی و محل نگهداری او به خانوادهاش داده نشده و خانواده در وضعیت بلاتکلیفی و نگرانی کامل به سر میبرند. همچنین گفته میشود خانواده او تحت فشارهای امنیتی قرار دارند تا درباره این بازداشت اطلاعرسانی نکنند.
بیخبری مطلق از وضعیت و مکان نگهداری یک شهروند بازداشتشده، مصداق ناپدیدسازی قهری و نقض آشکار حقوق اولیه انسانی است؛ وضعیتی که بارها برای بازداشتشدگان اعتراضات در ایران تکرار شده و خانوادهها را با رنج، اضطراب و فشار مضاعف روبهرو کرده است.
#سینا_علیشاهی #کرج #اعتراضات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
بازداشت سینا علیشاهی در کرج و بیخبری کامل از سرنوشت او
سینا علیشاهی، ۳۷ ساله و ساکن کرج، روز ۲۳ دیماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. او شغل آزاد دارد و پیشتر نیز در سال ۱۴۰۱ سابقه بازداشت داشته است.
بر اساس گزارش دریافتی، پس از بازداشت سینا علیشاهی هیچگونه اطلاعی درباره علت بازداشت، اتهام انتسابی و محل نگهداری او به خانوادهاش داده نشده و خانواده در وضعیت بلاتکلیفی و نگرانی کامل به سر میبرند. همچنین گفته میشود خانواده او تحت فشارهای امنیتی قرار دارند تا درباره این بازداشت اطلاعرسانی نکنند.
بیخبری مطلق از وضعیت و مکان نگهداری یک شهروند بازداشتشده، مصداق ناپدیدسازی قهری و نقض آشکار حقوق اولیه انسانی است؛ وضعیتی که بارها برای بازداشتشدگان اعتراضات در ایران تکرار شده و خانوادهها را با رنج، اضطراب و فشار مضاعف روبهرو کرده است.
#سینا_علیشاهی #کرج #اعتراضات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech