آموزشکده توانا
51K subscribers
38.8K photos
40.8K videos
2.56K files
21.2K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
جاویدنام سامان (محمدرضا) دل‌آرام، ۳۷ ساله و پدر دوکودک، در پردیس تهران با شلیک گلوله جنگی جان باخت

سامان (محمدرضا) دل‌آرام، ۳۷ ساله، دارای مدرک دیپلم حسابداری، کارمند یک مجموعه در پارک فناوری و دارای اصالت شیرازی، روز جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در شهر پردیس جان خود را از دست داد. او ساکن پردیس تهران بود.

بر اساس روایت شاهدان عینی، سامان دل‌آرام در فاصله‌ای نزدیک هدف اصابت گلوله جنگی قرار گرفت. گزارش‌ها حاکی است که با وجود انتقال او به مرکز درمانی، وی بر اثر شدت جراحات وارده جان باخته است. به گفته منابع محلی، گلوله به ناحیه زیر بغل، ریه و پهلو اصابت کرده و همین جراحات عامل جان‌باختن او بوده است.
سامان دل‌آرام پدر دو فرزند به نام‌های عماد و دل‌سا بود.

#سامان_دلآرام #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔11🕊81
زندان‌ها ظرفیت نداشت؛ پس خبیث‌ها را کشتیم!
شلیک تیر خلاص به زخمی‌ها و بازداشتی با چه منطقی؟

پیام همراهان

پس از کشتار خونین روزهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، برخی از طرفداران حکومت نه‌تنها در برابر ابعاد فاجعه ابراز همدردی نکردند، بلکه با اطمینان و حتی افتخار کوشیدند آن را «منطقی» جلوه دهند. آنان با استناد به قرآن با تقسیم انسان‌ها به «طیب» و «خبیث» و با توجیهاتی ایدئولوژیک گفتند بازداشت، زندان و محاکمه هزینه دارد، زندان‌ها ظرفیت محدودی دارند و کشتن، راه‌حلی کم‌هزینه‌تر است. در این روایت، مرگ انسان‌ها نه یک فاجعه انسانی، بلکه نوعی صرفه‌جویی اداری تلقی شد.
این طرز فکر، صرفاً یک موضع سیاسی یا واکنش احساسی نیست؛ یک منطق تمام‌عیار انسان‌زدایانه است. منطقی که انسان را نه صاحب حق و کرامت، بلکه «هزینه» می‌بیند. وقتی انسان به عدد و بار مالی تقلیل داده می‌شود، مرگ او نیز به تصمیمی اجرایی و قابل توجیه بدل می‌شود. در همین نقطه است که اخلاق کنار می‌رود و خشونت با زبان عقلانیت بازتعریف می‌شود.
برچسب «خبیث» در این منطق، کارکردی مشخص دارد: حذف مسئولیت اخلاقی. تاریخ نشان می‌دهد که هر کشتار جمعی، پیش از آن‌که با اسلحه آغاز شود، با زبان آغاز شده است؛ زبانی که انسان را ناپاک، زائد یا غیرقابل‌اصلاح معرفی می‌کند. وقتی انسانی «خبیث» نامیده شد، کشتن او دیگر قتل محسوب نمی‌شود، بلکه «پاک‌سازی» تلقی می‌گردد.
این دیدگاه عامدانه نادیده می‌گیرد که دادگاه، دادرسی عادلانه و حق دفاع، هزینه‌های زائد نیستند؛ بلکه دستاوردهای بنیادین تمدن بشری‌اند. حذف محاکمه به بهانه‌ی کمبود جا یا صرفه‌جویی مالی، به معنای نفی حاکمیت قانون و بازگشت به منطق قهر عریان است؛ جایی که قدرت، هم قاضی است و هم مجری مرگ.
در همین چارچوب، گزارش‌هایی که پس از این وقایع منتشر شده‌اند، واجد اهمیت جدی‌اند. بر اساس برخی خبرها، به تعدادی از زخمی‌ها و بازداشت‌شدگان تیر خلاص زده شده و حتی پیکرهایی در سردخانه مشاهده شده‌اند که دستانشان بسته بوده است. چنین شواهدی این ظن را تقویت می‌کند که ممکن است برخی افراد ابتدا بازداشت و سپس کشته شده باشند. اگر این گزارش‌ها صحت داشته باشد، دیگر با پیامدهای ناخواسته‌ی درگیری روبه‌رو نیستیم، بلکه با حذف عامدانه‌ی انسان‌های بی‌دفاع مواجه‌ایم؛ اقدامی که به‌سختی می‌توان آن را جدا از همان منطق خطرناکی دانست که کشتن را از بازداشت «به‌صرفه‌تر» معرفی می‌کند.
جمله‌ی «زندان‌ها ظرفیت نداشت؛ پس خبیث‌ها را کشتیم» نه یک توضیح، بلکه نشانه‌ی یک سقوط عمیق اخلاقی است. نقد این منطق، دفاع از یک موضع سیاسی نیست؛ دفاع از انسان، عدالت و امکان زیستن در جامعه‌ای قانون‌مند است.

#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #تیر_خلاص

@Tavaana_TavaanaTech
💔203
علیرضا رفیعی‌راد، دانشجوی ۲۰ ساله، پس از اصابت گلوله در تهران جان باخت

علیرضا رفیعی‌راد، ۲۰ ساله و دانشجوی رشته الکترونیک، روز جمعه پس از مجروح شدن با شلیک گلوله در جریان اعتراضات مردمی در تهران جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، علیرضا رفیعی‌راد شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در محدوده نازی‌آباد از ناحیه پا هدف اصابت گلوله قرار گرفت. به گفته شاهدان، پس از تیراندازی، او به‌مدت حدود سه ساعت در پارکینگ یک منزل پناه گرفت تا شرایط منطقه آرام شود. سپس وی را به بیمارستان امیرالمؤمنین در جوادیه منتقل کردند، اما به دلیل اعلام کمبود امکانات، از پذیرش او خودداری شد.
پس از آن، علیرضا رفیعی‌راد با آمبولانس به بیمارستان شریعتی منتقل و تحت عمل جراحی قرار گرفت، اما بنا بر گزارش‌ها، پس از خروج از اتاق عمل به هوش نیامد و جان باخت. پیکر او پس از فوت توسط نیروهای امنیتی به پزشکی قانونی کهریزک منتقل شد و خانواده‌اش روز شنبه برای تحویل پیکر به آنجا مراجعه کردند.
بر اساس روایت خانواده، به‌دلیل ازدحام شدید در بهشت زهرا در روز یک‌شنبه، مراسم خاکسپاری با یک روز تأخیر و در نهایت روز دوشنبه برگزار شد.
جان‌باختن علیرضا رفیعی‌راد، دانشجوی جوان و غیرمسلح، بار دیگر توجه‌ها را به پیامدهای مرگبار استفاده از سلاح جنگی علیه شهروندان در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ جلب کرده است.

#علیرضا_رفیعی_راد #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔214
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقاحت زنده در صداوسیما؛
تحقیر و تمسخر پیکر جان‌باختگان اعتراضات

شوخی زشت و عجیب مجری شبکه افق با جان‌باختگان اخیر که گفت:

جمهوری اسلامی جسدها رو کجا نگه می‌دارد؟
1️⃣ یخچال ساید‌بای‌ساید
2️⃣دستگاه بستنی‌ساز
3️⃣ فریزر سوپرمارکتی
4️⃣یخ‌فروش هستم، کاسبی ما را به هم نزنید

آنچه روی آنتن صداوسیما پخش شد، فقط یک شوخی زشت نیست؛ نمایش عریان وقاحت رسانه‌ای است که سال‌هاست از مفهوم انسانیت، سوگ، کرامت و حتی حداقل‌های اخلاق عمومی عبور کرده است. اینجا دیگر با پروپاگاندای معمول یا تحریف خبر طرف نیستیم؛ این، وقاحت زنده است.

این شوخی‌ها تصادفی نیست. این زبان رسمی جمهوری اسلامی است که برای بی‌حس‌کردن جامعه، باید مرگ را مسخره کند، پیکر جانباختگان را بی‌ارزش نشان دهد و درد را به جوک تبدیل کند. وقتی مرگ عادی‌سازی نشد، باید تحقیر شود. وقتی جنایت قابل دفاع نیست، باید به لودگی پناه برد.

این برنامه‌ها سندند. سندی از این‌که حکومت نه‌تنها پاسخ‌گوی خون ریخته‌شده نیست، بلکه با تمسخر، تحقیر و شوخی‌های سخیف، تلاش می‌کند زخم را عمیق‌تر کند. صداوسیما به صدای بی‌رحمی عادت‌کرده است.

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔377👍5🕊3😍1
جمهوری اسلامی و شخص خامنه‌ای، ایران را به ورطه‌ای هولناک کشانده‌اند، رهبر،‌ولی‌فقیه یا آنطور که ایرانیان می‌گویند «ضحاک» بی‌آنکه هرگز در برابر افکار عمومی و رسانه‌های مستقل پاسخگو باشد مسئول مستقیم کشتار ایرانیان است.
جمهوری اسلامی که با ترور و تیرباران و اعدام بر کار آمد با جنگ و اعدام ادامه یافت آبان ۹۸ قتل‌عام کرد ۴۰۱ قتل‌عام کرد و دی‌ماه ۱۴۰۴، هم بیش از سی هزار نفر از هم‌وطنان‌مان را در جریان سرکوب خونین اعتراضات، تنها در دو روز، به قتل رساند.

این فاجعه ادامه مستقیم چرخه‌ای از خشونت است که از سال ۱۳۵۷ آغاز شد. خامنه‌ای امروز هم با سوق‌دادن کشور به سمت تنش‌های ویرانگر، از پیگیری پروژه بمب اتمی تا تشدید دشمنی با کشورهای مختلف و حمایت و تسلیح گروه‌های تروریستی در منطقه، ایران را در مسیر ناامنی و جنگ قرار داده است.

ایران باقی خواهد ماند، اما تاریخ نام علی خامنه‌ای را نه به‌عنوان رهبر، که به‌عنوان مسئول یکی از تاریک‌ترین دوره‌های کشتار، سرکوب و ویرانی این سرزمین به یاد خواهد سپرد.
طرح از ساناز باقری

#نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
👍28💯76🕊3💔3
حسن محمدی، کارگر و پدر دو فرزند و سومی در راه، در جریان سرکوب ۱۸ دی‌ماه در خرم‌آباد جان باخت

حسن محمدی، ۳۹ ساله، کارگر ساده و ساکن محله ده‌محسن در شهرستان خرم‌آباد، در جریان اعتراضات روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، پیکر این شهروند جان‌باخته با اعمال فشار و تهدید نیروهای امنیتی، به‌صورت شبانه و بدون برگزاری مراسم عمومی به خاک سپرده شد. حسن محمدی پدر دو فرزند بود و بنا به گفته نزدیکان، قرار است فرزند سوم او حدود دو ماه بعد به دنیا بیاید.
پیکر او در قبرستان همان روستا به خاک سپرده شده است. جان‌باختن حسن محمدی، نمونه‌ای دیگر از سرکوب مرگبار شهروندان و اعمال فشار بر خانواده‌های قربانیان برای جلوگیری از اطلاع‌رسانی و سوگواری آزادانه به شمار می‌رود.

#حسن_محمدی #خرم‌آباد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔36🕊43
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصور کن – نهم: خدعه یا خودفریبی؟

خدعه بود یا خودفریبی یا مسخ دسته جمعی؟ نتیجه یکسان است؛ جز بی‌سامانی نسل‌ها، ویرانی ایران، ناآرامی خاورمیانه و ای بسا تشویش جهان، از حکومت اسلامی چه حاصل شد؟
اصلا این بار تصور نکن! نیاز به تخیل نیست؛ در واقعیت، به عین، با جسم و جان، دیدیم و زیستیم که چه‌گونه تقریبا تمام یک ملت، علی‌رغم همه زینهارهای پیشین، دچار خطر آن «خدعه‌/خودفریبی‌/مسخ» تاریخی شد! 

https://tavaana.org/imagine9/

در یوتیوب:
https://youtu.be/m4UeJlm_W-c



#پادکست #خمینی #خدعه #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
👍183💔3
ماهان رستمی، ۲۱ ساله، در جریان سرکوب خیزش ۱۸ دی‌ماه در کرمانشاه در اثر شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر جان باخت

ماهان رستمی، ۲۱ ساله، شهروند کُرد یارسان و ساکن شهرک دولت‌آبادِ کرمانشاه، شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان سرکوب اعتراضات مردمی با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارش‌های دریافتی، ماهان رستمی با اصابت سه گلوله مستقیم به ناحیه قفسه سینه هدف قرار گرفت. پیکر او در بیمارستان فارابی کرمانشاه شناسایی شد، اما نیروهای امنیتی تا روز یک‌شنبه از تحویل آن به خانواده جلوگیری کردند. در نهایت، پیکر این جان‌باخته با اخذ تعهد کتبی، صبح روز یک‌شنبه به خانواده تحویل داده شد و در همان روز به خاک سپرده شد.
به گفته نزدیکان، ماهان رستمی پس از پایان دوره سربازی، برای کمک به خانواده و کار در کنار پدرش که به کشاورزی اشتغال داشت، تحصیل را ناچاراً کنار گذاشته بود. او کوچک‌ترین فرزند خانواده بود و پس از مهاجرت اجباری یکی از برادرانش، مسئولیت‌های خانوادگی بیشتری بر عهده داشت.
ماهان رستمی یکی از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ است؛ شهروندی جوان و غیرمسلح که در جریان تیراندازی مستقیم به معترضان، جان خود را از دست داد.

برای ماهان؛
ته‌تغاریِ خانه‌ای که همیشه صدای خنده‌اش زودتر از خودش می‌رسید.
پسرِ آخرِ خانه،
آخرین نوه‌ی خانواده،
همانی که بودنش خانه را گرم می‌کرد، حتی وقتی چیزی نمی‌گفت.
او قرار نبود زود بزرگ شود،
اما زندگی زود از او مرد ساخت.
وقتی یکی از برادرانش ناچار شد ایران را ترک کند و در مسیر پناهندگی و آوارگی، سال‌هاست امکان بازگشت به وطن و خانواده‌اش را ندارد،
بار مسئولیت بر شانه‌های ماهان افتاد.
درس را کنار گذاشت؛
نه از بی‌علاقگی،
بلکه از اجبار.
ایستاد کنار پدر،
تا دست‌های جوانش تکیه‌گاه دستان پینه‌بسته‌ی کشاورزی باشد که هنوز امید را می‌کاشت.
سربازی‌اش تازه تمام شده بود.
رویایش ساده بود؛
با پول کارش ماشینی بخرد،
راه بیفتد
و زندگی‌اش را بسازد.
اما همان پول،
خرج مراسم بدرقه‌ای شد
که هیچ‌وقت نباید اتفاق می‌افتاد.
ماهان رفت…
و با رفتنش،
چیزی از این دنیا کم شد
که دیگر با هیچ‌چیز جبران نمی‌شود.
پدری که هنوز باور نکرده،
هر روز صبحانه، ناهار و شام
برای پسرش به مزار می‌برد.
با امیدی خاموش‌نشدنی
که شاید
ماهانش بلند شود
و غذایش را بخورد.
مادری که در مراسم،
با صدایی شکسته گفت:
«این عروسیِ پسرمه.»
و چه کسی می‌داند
مادری که باید لباس دامادی پسرش را می‌دید،
چگونه کفن را تاب می‌آورد؟
ماهان از آن آدم‌ها بود
که غم کنارشان دوام نمی‌آورد.
از آن لبخندها که مسری است.
کنارش که می‌نشستی،
دنیا—حتی برای چند دقیقه—
جای قابل‌تحمل‌تری می‌شد.
و حالا
او نیست،
اما دلیلِ نبودنش
از خودش بزرگ‌تر است.
ماهان
جانش را فدای آزادی کرد؛
نه برای نام،
نه برای شهرت،
بلکه برای حقِ زیستن
بی‌هراس،
بی‌تحقیر،
بی‌اجبار.
او رفت،
اما رفتنش فراموشی ندارد.
نامش در دل‌ها می‌ماند،
در سکوت سفره‌ای که یک نفر کم دارد،
در قبری که هر روز منتظر است،
و در نسلی که باید بداند
آزادی
همیشه بهایی دارد
و گاهی
به قیمت جانِ بهترین‌ها تمام می‌شود.
ماهان
تو فقط یک اسم نیستی؛
تو یادآوریِ زخمی هستی
که اگر بسوزد،
شاید ما را بیدار نگه دارد.
یادت
نه فقط عزیز،
که مسئولیت ماست.

#ماهان_رستمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت #کرمانشاه

@Tavaana_TavaanaTech
💔3811🕊9
Forwarded from گفت‌وشنود
زهرا ارجمندی، شهروند ۵۱ ساله و نوکیش مسیحی ساکن جزیره قشم، شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان تجمعات اعتراضی این جزیره، بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.

به گفته یک منبع آگاه، هم‌زمان با گسترش اعتراضات مردمی در قشم، نیروهای امنیتی اقدام به تیراندازی مستقیم به سوی معترضان کردند. در جریان متفرق شدن جمعیت، زهرا ارجمندی که برای دقایقی از فرزندش جدا شده بود، هدف گلوله قرار گرفت. در همان زمان، ارتباطات تلفنی و اینترنتی در منطقه نیز قطع شد.

این منبع افزوده است که پس از برقراری مجدد خطوط ارتباطی، فردی ناشناس با استفاده از تلفن همراه خانم ارجمندی با پسر او تماس گرفته و از زخمی شدن یک زن خبر داده است. پسر او با حضور در محل، با پیکر نیمه‌جان مادرش روبه‌رو شد، او را در آغوش گرفت و بلافاصله به بیمارستان منتقل کرد. با این حال، به دلیل شدت جراحات، تلاش پزشکان برای نجات جان وی بی‌نتیجه ماند و این زن ۵۱ ساله در بیمارستان جان باخت.

بر اساس این گزارش، مأموران امنیتی پس از مرگ زهرا ارجمندی، پیکر او را به مدت شش روز در اختیار داشتند. در نهایت، جسد وی تحت تدابیر شدید امنیتی و با اعمال محدودیت برای برگزاری مراسم یادبود و اطلاع‌رسانی عمومی، در زادگاهش شهر سده در شمال استان فارس به خاک سپرده شد.

منبع آژانس خبری مسیحیان ایران محبت نیوز

#اعتراضات_سراسری #نوکیش_مسیحی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔22🕊64😍1
رد درخواست آزادی مشروط رضا محمدحسینی با مخالفت ضابط پرونده (اطلاعات سپاه)؛ تداوم حبس در زندان قزلحصار

علی شریف‌زاده اردکانی، وکیل دادگستری، با انتشار پیامی در اعلام کرد که درخواست آزادی مشروط موکلش، رضا محمدحسینی، به دلیل مخالفت ضابط پرونده تأیید نشده است. به گفته این وکیل، رضا محمدحسینی حدود سه سال است که بدون حتی یک روز مرخصی در زندان قزلحصار در حال تحمل حبس است.

این پرونده در حالی با مخالفت ضابط پرونده برای آزادی مشروط مواجه شده که به گفته نزدیکان و وکلای او، بازداشت رضا محمدحسینی در پی فعالیت‌ها و مواضع انتقادی‌اش علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صورت گرفته است. او پیش‌تر خواستار قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی به دلیل نقش مستقیم در سرکوب خونین اعتراضات مردمی، از جمله در آبان ۱۳۹۸، دی ۱۳۹۶ و پائیز ۱۴۰۱ شده بود.

بر اساس اطلاعات موجود، رضا محمدحسینی در اردیبهشت ۱۴۰۲، مقابل قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، پیامی ویدیویی منتشر کرد و در آن تأکید داشت که سپاه پاسداران به دلیل سرکوب گسترده، آدم‌ربایی، خشونت عریان علیه شهروندان و ارتکاب جنایت علیه بشریت، باید در فهرست گروه‌های تروریستی قرار گیرد. پس از این اقدام، نیروهای امنیتی به منزل او یورش برده، با ضرب‌وشتم بازداشتش کردند و به بازداشتگاه منتقل شد. ضابط پرونده او اطلاعات سپاه معرفی شده است.

پس از بازداشت خشونت‌آمیز رضا محمدحسینی و انتقال او به سلول انفرادی، پدرش که شاهد ضرب‌وشتم فرزندش بود، مدتی بعد دچار سکته شد و جان باخت. با وجود این، به رضا محمدحسینی اجازه حضور در مراسم خاکسپاری پدرش داده نشد و او تاکنون نتوانسته بر مزار پدر خود حاضر شود.

حالا با مخالفت ضابط (اطلاعات سپاه تروریستی) همچنان باید در زندان باشد.
لازم به ذکر است، به دلیل مشارکت سپاه در کشتار مردم ایران، اتحادیه اروپا این نهاد نظامی را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داده است.

رضا محمدحسینی سال پیش در نامه‌ای از زندان نوشته بود:
«ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بی‌رحم هستیم.»

حالا باید گفت در واقع رضا محمدحسینی گروگان یک سازمان تروریستی است!

رضا محمدحسینی پیش از بازداشت در سال ۱۴۰۲ نیز به دلیل فعالیت‌های اعتراضی، از جمله نوشتن شعار «مرگ بر دیکتاتور»، چندین سال از عمر خود را در زندان سپری کرده بود. رد درخواست آزادی مشروط او، بار دیگر نگرانی‌ها درباره برخورد امنیتی با زندانیان سیاسی و نقش ضابطان امنیتی در روند قضایی این پرونده را افزایش داده است.

#رضا_محمدحسینی #IRGCterrorists
#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊228🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام آراز سلیمیان در ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ در شهر چالوس توسط جمهوری اسلامی کشته شد

آراز سلیمیان، ۲۷ ساله، آرایشگر و تک‌فرزند خانواده بود که در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در چالوس با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی، جان خود را از دست داد.

چند روز بعد مراسم سوم آراز سلیمیان، از جان‌باختگان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، در شهر چالوس با حضور گسترده شهروندان برگزار شد. این ویدیوها که تازه به دست ما رسیده حاکی است که این مراسم با تشویق و همراهی مردم همراه بوده است.
در این مراسم، بی‌تابی و اندوه مادر آراز سلیمیان و سخنانش با تک فرزندش تأثر زیادی ایجاد کرد.
برحضور و همراهی مردم در مراسم سوم آراز سلیمیان با وجود شرایط خفقان و سرکوب، به‌عنوان نشانه‌ای از همبستگی اجتماعی با خانواده‌های دادخواه ستودنی است.

#آراز_سلیمیان #چالوس #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔163
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام سپهر اسماعیلی در جزیره کیش با شلیک گلوله نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد

سپهر اسماعیلی، ۲۴ ساله، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جزیره کیش با شلیک گلوله نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به ناحیه سر جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارش‌های دریافتی، وی در جریان سرکوب اعتراضات مردمی هدف تیراندازی مستقیم قرار گرفت و جان‌باختن او به‌عنوان یکی از قربانیان استفاده از خشونت مرگبار علیه شهروندان غیرمسلح ثبت می‌کنیم و یادش را گرامی می‌داریم.

#سپهر_اسماعیلی #جزیره_کیش #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔15
جاویدنام پیمان دارنگ، ۴۱ ساله، پس از اصابت گلوله سرکوبگران به او در تهرانپارس، جان باخت

پیمان دارنگ، ۴۱ ساله و پدر دو فرزند و ساکن هفت‌حوض نارمک،، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در محدوده تهرانپارسِ تهران هدف تیراندازی نیروهای مستقر در کلانتری تهرانپارس (کلانتری رشید) قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، گلوله جنگی به ناحیه ریه پیمان دارنگ اصابت کرده و او پس از مجروح‌شدن به بیمارستان منتقل شده است. وی تحت عمل جراحی قرار گرفت، اما در ادامه بر اثر آمبولی ریه جان باخت.
گزارش‌ها حاکی است که پس از جان‌باختن او، پیکرش به پزشکی قانونی کهریزک منتقل شد و خانواده تحت فشار قرار گرفتند تا از اطلاع‌رسانی عمومی خودداری کنند. همچنین به خانواده اجازه برگزاری مراسم خاکسپاری عمومی داده نشد و پیکر پیمان دارنگ بدون برگزاری مراسم و در سکوت خبری به خاک سپرده شد.

پیمان دارنگ، در راه آزادی ایران کشته شد، به این امید که دو فرزند به جا مانده از او در ایران آزاد زندگی و رشد کنند.

یادش گرامی باد

#پیمان_دارنگ #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔192
جاویدنام یوسف بخشی، ۲۷ ساله، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در چالوس با شلیک گلوله به قلب جان باخت

یوسف بخشی، ۲۷ ساله و از کسبه شهر چالوس، در جریان اعتراضات مردمی روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به ناحیه قلب جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، یوسف بخشی چندین سال پیش به‌همراه خانواده‌اش به چالوس مهاجرت کرده بود و در این شهر به کسب‌وکار مشغول بود. با وجود سکونت در چالوس، اصالت پدر و مادر او به کرمانج‌های شهر قوچان در استان خراسان رضوی بازمی‌گردد و پیکر او نیز در همین شهر به خاک سپرده شد.
نزدیکان یوسف بخشی او را جوانی آرام، مظلوم و غیرمسلح توصیف کرده‌اند که تنها به‌قصد اعتراض مسالمت‌آمیز و همراهی با دیگر شهروندان به خیابان رفته بود.

جان‌باختن یوسف بخشی یکی دیگر از موارد شلیک مستقیم گلوله جنگی به شهروندان معترض در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ است؛ اعتراضاتی که با سرکوب گسترده و مرگبار همراه بود.

#یوسف_بخشی #چالوس #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔19
چگونه روایت
«هر دو طرف کشته داده‌اند»
مسئولیت کشتار را پنهان می‌کند!

پیام همراهان

پس از کشتار خونین هجدهم و نوزدهم دی، یکی از پرتکرارترین روایت‌های رسمی این بود: «از هر دو طرف کشته شده‌اند و ما سوگوار هر دو هستیم». این جمله در ظاهر انسانی و بی‌طرفانه به نظر می‌رسد، اما در واقع نمونه‌ی روشن یک مغالطه‌ی شناخته‌شده است: معادل‌سازی کاذب.

معادل‌سازی کاذب زمانی رخ می‌دهد که دو موقعیت اساساً نابرابر، از نظر اخلاقی و سیاسی هم‌سطح نشان داده می‌شوند. در اینجا، مردم معترض، بی‌سلاح، فاقد قدرت سازمان‌یافته و بدون اختیار استفاده از خشونت، در کنار نیروهای انتظامی، امنیتی و بسیج، مسلح، آموزش‌دیده، برخوردار از مصونیت قضایی و مأمور اجرای سرکوب، در یک تراز قرار داده می‌شوند. این تراز، واقعی نیست؛ ساختگی است.

اینکه هر مرگی دردناک و اندوه‌بار است، گزاره‌ای انسانی و درست است. اما همه‌ی مرگ‌ها یکسان و هم‌معنا نیستند. کسی که در مقام قدرت و با سلاح جنگی کشته می‌شود، در همان موقعیتی نیست که انسانی غیرمسلح در خیابان یا محله‌ی مسکونی هدف گلوله قرار می‌گیرد. حذف این تفاوت، حذف مسئولیت است.

معادل‌سازی کاذب یک کارکرد مشخص دارد: پاک‌کردن نقش عامل خشونت. وقتی گفته می‌شود «هر دو طرف کشته داده‌اند»، پرسش اصلی به حاشیه می‌رود: چه کسی دستور داد؟ چه کسی شلیک کرد؟ چه کسی ابزار و اختیار کشتن را داشت؟ این روایت، به‌جای روشن‌کردن حقیقت، گردی اخلاقی بر صحنه می‌پاشد.
سوگواری واقعی، نیازمند شجاعت دیدن نابرابری است. بی‌طرفیِ ادعایی در برابر رابطه‌ی نابرابر قدرت، بی‌طرفی نیست؛ جانبداری پنهان از خشونت است. عدالت از مساوی‌نشان‌دادن قربانی و عامل سرکوب آغاز نمی‌شود، بلکه از به‌رسمیت‌شناختن همین نابرابری بنیادین آغاز می‌شود.

#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
👍1910