آموزشکده توانا
51.2K subscribers
39K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
مخالفت  ضابط قضایی (سپاه) با حضور رضا محمدحسینی بر سر مزار پدرش در دومین سالگرد درگذشت او

منابع نزدیک به زندانی سیاسی رضا محمدحسینی گزارش داده‌اند که ضابط قضایی پرونده او (وابسته به سپاه پاسداران) با درخواستش برای حضور تحت‌الحفظ در مراسم دومین سالگرد درگذشت پدرش در ۱۴ مهر مخالفت کرده است. این درخواست از سوی او در تاریخ ۳۱ شهریور به‌صورت رسمی ارائه شده بود.

پیش‌تر نیز در زمان فوت پدر رضا محمدحسینی ــ که در پی فشارهای روحی ناشی از بازداشت فرزندش دچار سکته شده بود ــ به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری پدرش داده نشد. همچنین در چهلم پدر، رضا محمدحسینی از زندان اوین به زندان قزلحصار تبعید و به سلول انفرادی منتقل شده بود. سال گذشته نیز ضابطان امنیتی با حضور او در نخستین سالگرد پدرش مخالفت کردند.

رضا محمدحسینی از جمله زندانیان سیاسی است که تنها به‌دلیل بیان دیدگاه‌هایش در زندان به‌سر می‌برد. او در نامه‌ها و بیانیه‌های خود همواره بر آزادی، کرامت انسانی و مقاومت مدنی تأکید کرده است.

در حالی که مسئولان با حضور رضا در مراسم پدرش مخالفت کردند، دو روز پیش حسین رونقی ــ فعال سیاسی و هم‌بندی رضا محمدحسینی ــ در اقدامی نمادین، به‌جای او بر سر مزار پدرش حاضر شد و به این پدر رنج‌دیده ادای احترام کرد.

عکس از کانال تلگرام حسین رونقی

#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
25👎3🕊3
مخالفت  ضابط قضایی (سپاه) با حضور رضا محمدحسینی بر سر مزار پدرش در دومین سالگرد درگذشت او

منابع نزدیک به زندانی سیاسی رضا محمدحسینی گزارش داده‌اند که ضابط قضایی پرونده او (وابسته به سپاه پاسداران) با درخواستش برای حضور تحت‌الحفظ در مراسم دومین سالگرد درگذشت پدرش در ۱۴ مهر مخالفت کرده است. این درخواست از سوی او در تاریخ ۳۱ شهریور به‌صورت رسمی ارائه شده بود.

پیش‌تر نیز در زمان فوت پدر رضا محمدحسینی ــ که در پی فشارهای روحی ناشی از بازداشت فرزندش دچار سکته شده بود ــ به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری پدرش داده نشد. همچنین در چهلم پدر، رضا محمدحسینی از زندان اوین به زندان قزلحصار تبعید و به سلول انفرادی منتقل شده بود. سال گذشته نیز ضابطان امنیتی با حضور او در نخستین سالگرد پدرش مخالفت کردند.

رضا محمدحسینی از جمله زندانیان سیاسی است که تنها به‌دلیل بیان دیدگاه‌هایش در زندان به‌سر می‌برد. او در نامه‌ها و بیانیه‌های خود همواره بر آزادی، کرامت انسانی و مقاومت مدنی تأکید کرده است.

در حالی که مسئولان با حضور رضا در مراسم پدرش مخالفت کردند، دو روز پیش حسین رونقی ــ فعال سیاسی و هم‌بندی  رضا محمدحسینی ــ در اقدامی نمادین، به‌جای او بر سر مزار پدرش حاضر شد و به این پدر رنج‌دیده ادای احترام کرد.

عکس از کانال تلگرام حسین رونقی

#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
20🕊4👎3
«ما زندانی نیستیم، ما گروگانیم»
فریاد اعتراضی رضا محمدحسینی در پی عدم عمل به وعده اعزامش بر سر مزار پدرش در سالگرد او

طبق گزارش دریافتی، پس از مخالفت ضابطان قضایی سپاه با درخواست رضا محمدحسینی برای حضور بر سر مزار پدرش، این زندانی سیاسی روز گذشته در پی چند روز بلاتکلیفی و بی‌پاسخی، در اعتراض به رفتار مسئولان زندان، دست به فریاد اعتراضی در راهروی زندان زده است.
محمدحسینی با صدای بلند جملاتی چون
«ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بی‌رحم هستیم» و «دیکتاتورها از فریاد آزادی‌خواهان می‌ترسند» را در راهروی بند چهار قزلحصار فریاد زده و اعتراض خود را نسبت به رفتار غیرانسانی و محرومیت از ابتدایی‌ترین حقوقش اعلام کرده است.
او خطاب به مأموران و مسئولان زندان فریاد زده است:
«جمهوری اسلامی نه‌تنها جوانی‌ام را گرفت، بلکه پدرم را با بی‌رحمی از من ربود. تمامی سرکوبگران و شکنجه‌گران در فردای آزادی ایران محاکمه عادلانه خواهند شد. آزادی زندانیان سیاسی، آزادی ایران است.»
او با شدت و حرارت در جلوی دفتر مدیر داخلی بند چهار اعتراضش را ادامه داد. در این بین شیشه دفتر مدیر داخلی بند شکسته شد.

طبق گزارش دریافتی، خبرهایی در مورد صدور دستور انتقال رضا محمدحسینی به سلول انفرادی در پی اقدام اعتراضی‌اش شنیده شده است.

به گفته یک منبع مطلع، تا لحظه‌ی تنظیم این خبر، رضا محمدحسینی همچنان در بند عمومی حضور دارد و نگرانی‌ها از انتقال احتمالی او به انفرادی ادامه دارد.

لازم به ذکر است، دو هفته پیش محمدحسینی به‌صورت رسمی نامه‌ای برای حضور در سالگرد پدرش ارائه داده بود، اما مسئولان زندان و ضابطان سپاه با وعده‌های مکرر او را در بلاتکلیفی نگه داشتند.
یادآور می‌شود که دو روز پیش، ضابطان قضایی سپاه با حضور او بر سر مزار پدرش در دومین سالگرد درگذشتش مخالفت کردند.

پیش‌تر نیز در زمان فوت پدر رضا محمدحسینی ــ که در پی فشارهای روحی ناشی از بازداشت فرزندش دچار سکته شده بود ــ به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری پدرش داده نشد. همچنین در چهلم پدر، رضا محمدحسینی از زندان اوین به زندان قزلحصار تبعید و به سلول انفرادی منتقل شده بود. سال گذشته نیز ضابطان امنیتی با حضور او در نخستین سالگرد پدرش مخالفت کردند.

#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔267🕊2
بیانیه رضا محمدحسینی از زندان قزل‌حصار: حمایت از اعتصاب واحد دو و هشدار نسبت به احتمال سرکوب خونین

رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزل‌حصار، در بیانیه‌ای ضمن حمایت از اعتصاب زندانیان واحد ۲ قزلحصار در اعتراض به مجازات اعدام، نسبت به احتمال سرکوب خونین زندانیان هشدار داد.

متن بیانیه آقای محمدحسینی به شرح زیر است:

در این روزها، در واحد دو قزل‌حصار، صدها زندانی محکوم به اعدام با لب‌های دوخته و بدن‌های بی‌رمق ایستاده‌اند.
اعتصابشان فریادی است علیه مرگ، علیه بی‌عدالتی، علیه حکومتی که به جای نان و کار، طناب و چوبه دار می‌دهد.
من، به عنوان یکی از زندانیان سیاسی این زندان، با تمام توان از این حرکت انسانی حمایت می‌کنم.

زندانیان مواد مخدر، همان‌هایی که این حکومت نامشان را در فهرست مرگ می‌گذارد، قربانیان فقر و فساد همین سیستم‌اند. آن‌ها هم یکی مثل ما هستند، یکی مثل همه، جان‌هایی که حق حیات با کرامت و با عزت دارند، آن‌ها محصول سیاست‌هایی هستند که زندگی را از مردم گرفته است.
اعتراض آنان، اعتراض به کل نظام مرگ است؛ نظامی که به جای درمان ریشه‌های فقر و فساد، طناب را راه‌حل می‌پندارد. اما امروز، صدای این زندانیان از دیوارهای قزل‌حصار فراتر رفته و به وجدان همه ما رسیده است.

ملت شریف ایران،
اجازه ندهید چهارم مرداد خونین دیگری در این زندان و زندان‌های دیگر تکرار شود. آن روز که گارد ویژه به بند زندانیان سیاسی یورش برد و دو انسان را به سوی چوبه دار بردند.

با توجه به حضور نیروهای گارد و نوپو و سابقه سرکوب خونین زندانیان، این بیم وجود دارد که زندانیان معترض واحد ۲ قزل‌حصار به سختی سرکوب شوند. نگذاریم این اتفاق بیفتد.

اجازه ندهید دوباره خون بی‌گناهی ریخته شود و بعد، نامش را «حکم» بگذارند.

«نه به اعدام» یعنی هیچ قدرتی حق ندارد جان انسان را بگیرد.
نه به اعدام، یعنی آری به زندگی، به عدالت، به آینده‌ای که در آن مرگ، پاسخ هیچ مسئله‌ای نیست.

رضا محمدحسینی
زندان قزل‌حصار – ۲۵ مهر ۱۴۰۴

#رضا_محمدحسینی #نه_به_اعدام #از_قزلحصار_بگو #بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔215👍3🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتظار
کاری از ماریا

به یاد تمام جان‌هایی که در راه آزادی ایران فدا شدند، به یاد تمام عزیزان زندانی سیاسی که دیوار زندان نتوانست آن‌ها را به سکوت بکشاند.


#هنر_اعتراض #مهسا_اميني #زن‌_زندگی_آزادی #مجیدرضا_رهنورد #محسن_شکاری #محمدمهدی_کرمی #محمد_حسینی #نیکا_شاکرمی #فاطمه_سپهری #رضا_محمدحسینی #ندا_آقاسلطان #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔19👍2
بیانیه به مناسبت هفتم آبان – روز کوروش بزرگ

زرتشت احمدی‌راغب، رضا محمدحسینی و آرشام رضایی
زندان قزل‌حصار – هفتم آبان‌ماه ۱۴۰۴

امروز هفتم آبان‌ماه، روزی است که در دل تاریخ ایران، نام کوروش بزرگ به یادگار مانده — انسانی که در روزگاری دور، رویکردی به‌نسبت مترقی به حکومت، حقوق ملل و آیین‌های گوناگون داشت. او نه فقط پادشاه، بلکه نمادی زنده از عدالت، مدارا، آزادی خاطر و صلح بود.
در دوران حکومت او، پس از فتح بابل، متنی نوشته شد که امروز به «منشور کوروش» مشهور است؛ لوحی گلی که در آن به آزادی ادیان، احترام به فرهنگ‌های گوناگون، بازگرداندن مردم به سرزمین‌شان و کرامت انسانی اشاره دارد — مفاهیمی که بسیاری آن را ریشه‌ای از حقوق بشر دانسته‌اند.

در حقیقت، منشور کوروش در برخی تحلیل‌ها به عنوان یکی از نخستین متون حقوق بشر شناخته می‌شود، نمادی از این باور که حکومت باید بر بنیاد عدالت و احترام به انسان‌ها استوار باشد.
اما امروز، در روزگار پرآشوبی که خشونت و بی‌عدالتی بر زندگی و امید مردم سایه افکنده، ما برخاسته‌ایم تا پیام دیگری ‌بفرستیم:

۱. ما کوروش بزرگ را نه به عنوان یک حقیقت تاریخی زنده، بلکه به عنوان نقطه‌ی اتکا و منبع الهامی می‌دانیم که در دل بحران‌های عصر ما نیز گفت‌وگوی صلح، همزیستی و احترام متقابل را زنده نگاه می‌دارد.

۲. در منطقه‌ای که آتش جنگ، خشونت، دروغ و نفرت بارها شعله‌ور شده است، ما بر این باوریم که پیامِ صلحِ کوروش هنوز بی‌انتها است: وقتی حکومتی بر پایه‌ی ستم، دروغ و سرکوب بنا می‌شود، دیر یا زود قلب‌ها علیه آن شوریده خواهد شد؛ اما راه مقاومت ما باید راهی انسانی، خردمندانه و مبتنی بر همبستگی باشد.

۳. نام کوروش بزرگ، اگرچه در سیاست‌های معاصر گاه مصادره شده، اما هنوز در میان مردم ایران و فراتر از مرزها، نشانی از آرمان عدالت است؛ نمادی از آن‌که می‌توان بر پایه‌ی خرد، مشورت و احترام به تنوع باورها، جامعه‌ای آزادتر و عادلانه‌تر ساخت.

۴. ما امروز، ضمن بزرگداشت هفتم آبان، از همه‌ی هم‌میهنان، آزادی‌خواهان، کنش‌گران و فعالان حقوق بشر می‌خواهیم که به یاد بیاوریم: عدالت و کرامت انسانی نه مرزی دارد و نه زمان. ما خواهان صلح در ایران و منطقه‌ای آرام و آزاد هستیم که در آن اختلاف باورها و قومیت‌ها نه به عاملی برای سرکوب، بلکه به فرصتی برای گفت‌وگو و دموکراسی تبدیل شود.

اگر دیکتاتورها از آرامگاه و نام او می‌ترسند، برای این است که می‌دانند او چگونه می‌توانست قلب‌ها را تسخیر کند. کوروش نه تنها شخصیتی متعلق به تاریخ ایران بود، بلکه بر پایه‌ی پژوهش‌ها و نوشته‌های بسیاری از اندیشمندان، شخصیتی بی‌همتا و تأثیرگذار تاکنون داشته است. روش، منش و اندیشه‌های انسانی او هیچ‌گاه از یادها نخواهد رفت و فراموش نخواهد شد؛ کوروش نه تنها پایه‌گذار ایرانی بزرگ بود بلکه آیین کشور‌داری را نیز به جهانیان آموخت.

در این مسیر، ما نه تسلیم ترس می‌شویم، نه سکوت را برمی‌گزینیم. ما دست به دست هم، با امید، با شجاعت، و با پیوندی عمیق با گذشته و آرمان‌ها، پیش می‌رویم.
نام کوروش را از یاد نخواهیم برد و راه عدالت و صلح را تا تحقق آزادی ادامه می‌دهیم و اطمینان داریم در راه گذار دشوار از استبداد به سوی آزادی، نام کوروش روشنگر راهمان برای نجات ایران از چنگال اهریمنان حاکم خواهد بود.

زرتشت احمدی‌راغب
رضا محمدحسینی
آرشام رضایی
زندان قزل‌حصار – هفتم آبان‌ماه ۱۴۰۴

#کوروش_بزرگ #هفت_آبان #رضا_محمدحسینی #آرشام_رضایی #زرتشت_احمدی_راغب #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍215👎1
زرتشت احمدی راغب؛ نماد انسانیت و مبارزه با دیکتاتوری و اعدام
✍️ رضا محمدحسینی

زرتشت احمدی راغب، فعال مدنی و زندانی سیاسی، در نهمین روز اعتصاب غذای خود در زندان قزل‌حصار به‌سر می‌برد. زرتشت احمدی راغب از جمله کنشگران مدنی شناخته‌شده در ایران است که به دلیل فعالیت‌های مسالمت‌آمیز خود بارها بازداشت و زندانی شده است. وی پیش‌تر آتش‌نشان شهرداری شهریار بود و پس از ۱۷ سال خدمت، به دلیل اعتراض به بی‌عدالتی و فعالیت‌های مدنی از کار اخراج شد. در سال ۱۳۹۸ از امضاکنندگان بیانیه‌ی موسوم به «بیانیه‌ی ۱۴ نفر» بود که در آن، امضاکنندگان خواستار کناره‌گیری علی خامنه‌ای از قدرت و گذار از نظام جمهوری اسلامی شدند.
زرتشت در سال‌های اخیر بارها در زندان‌های مختلف از جمله اوین، تهران بزرگ، رجایی‌شهر و قزل‌حصار محبوس بوده است. مأموران قرارگاه ثارالله او را در مقابل مجلس شورای اسلامی بازداشت کردند و با اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به زندان فرستادند.
در سال گذشته، پس از ارائه‌ی درخواست آزادی مشروط، دو پرونده‌ی مختومه‌ی پیشین او مجدداً فعال شد. نخست در دادسرای شهریار، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به دلیل در دست داشتن پلاکارد «نه به اعدام» در خارج از زندان، و پرونده‌ای در زندان رجایی‌شهر که قبلاً مختومه اعلام شده بود. در ادامه، با شکایت رئیس زندان قزل‌حصار و نهاد حفاظت اطلاعات، پرونده‌ی جدیدی علیه او تشکیل شد. بر اساس حکم قاضی آصف‌الحسینی، وی به اتهام انتشار فایل صوتی از داخل زندان به یک سال حبس تعزیری و دو سال تبعید محکوم شد. در حال حاضر زرتشت در حال گذراندن سال دوم همین حکم است. درخواست ادغام احکام او که چندین ماه پیش ارائه شده، تاکنون بدون پاسخ مانده است؛ در صورت تأیید، وی می‌تواند آزاد شود.
در بهمن ۱۴۰۲، به دنبال اعتراض جمعی در بند چهار زندان قزل‌حصار، من، زرتشت احمدی راغب و آرشام رضایی از تاریخ ۱۷ تا ۲۲ بهمن اقدام به اعتراض و تحصن کردیم. هدف این حرکت، اعتراض به احکام اعدام و سیاست‌های سرکوبگرانه‌ی حاکمیت بود. مأموران زندان دستور انتقال ما به سلول انفرادی را صادر کردند، اما با مقاومت ما مواجه شدند. در جریان این اعتراض، پرچم‌های نصب‌شده در راهروی بند پایین کشیده شد و تنش میان زندانیان و مأموران بالا گرفت. در نهایت، مأموران ما را به انفرادی منتقل کردند.
در زمان انتقال، یکی از مأموران به من حمله‌ور شد. هنگامی که مقاومت کردم و گفتم «فریاد علیه دیکتاتور جرم نیست»، آقای زرتشت احمدی راغب خطاب به افسر جانشین گفت: «رهایش کنید، بند دلش پاره می‌شود.» در پی این تذکر، مأموران از ادامه‌ی درگیری خودداری کردند.
پس از اعتراضات و فریادهایی که علیه اعدام و سرکوب سر دادیم، من را از سلول‌انفرادی خارج کردند، به من سیلی زدند و به پدرم توهین کردند. به منظور جلوگیری از آسیب بیشتر به دیگر زندانیان، از واکنش خودداری کردم.
زرتشت احمدی راغب پیش‌تر نیز چندین بار در اعتراض به بی‌عدالتی و شرایط غیرانسانی زندان‌ها دست به اعتصاب غذا زده است؛ از جمله در سال ۱۴۰۱ و نیز در زمستان ۱۴۰۲ که اعتصابش را تنها پس از درخواست فرزندش متوقف کرد.
زرتشت از چهره‌های ثابت کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» و از فعالان همبستگی با خانواده‌های دادخواه، معلمان و کارگران است. در طول دوران حبس نیز به دفعات به انفرادی منتقل شده و تحت فشار قرار گرفته است.
در حال حاضر، وضعیت جسمی او به دلیل اعتصاب غذا نگران‌کننده است. زرتشت احمدی راغب و سایر زندانیان سیاسی، گروگان حکومتی هستند که هیچ مرزی برای سرکوب و مجازات مخالفان خود قائل نیست.
جمهوری اسلامی باید بی‌درنگ زندانیان سیاسی را آزاد کند.
زندانیان سیاسی تحت فشارهای جسمی و روحی فراوانی در زندان‌های جمهوری اسلامی و زیر سایه‌ی اعدام قرار دارند. وقتی روح و روان فرد آسیب می‌بیند، به‌تدریج جسم او نیز دچار آسیب می‌شود؛ اعتصاب غذا، ضرب‌وشتم، و فشارهای روانی تأثیر مستقیم بر سلامت و تندرستی زندانیان دارد.
ما از فریاد و اعتراض دست نخواهیم کشید و حاکمان مستبد را به زیر خواهیم کشید؛ اجازه نخواهیم داد ایران را ویران کنند. ما هر هفته اخبار اعدام، مرگ، شکنجه و حبس را می‌شنویم و می‌بینیم؛ این شرایط بر اعصاب و روان و سیستم ایمنی ما تأثیر می‌گذارد و سلامت عمومی ما را به خطر می‌اندازد.
ما خواستار توقف فوری سرکوب، پایان دادن به پرونده‌سازی‌های سیاسی و احقاق حقوق زندانیان سیاسی هستیم. حکومت باید پاسخگوی اقدامات خود باشد و به‌طور عاجل اقدامات لازم برای آزادی زندانیان سیاسی و تضمین سلامت آنان را فراهم کند.

رضا محمدحسینی، زندان قزل‌حصار
۹ آبان ۱۴۰۴

#زرتشت_احمدی_راغب #رضا_محمدحسینی #بیانیه #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
27👍7🕊2
اعتراض رضا محمدحسینی در برابر مسئولان زندان قزلحصار: «ما زندانی نیستیم، گروگان حکومت بی‌رحمیم»

در پی اطلاع از انتقال چند زندانی محکوم به اعدام، رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در حضور مسئولان ارشد زندان با فریاد شعارهای ضد اعدام و ضد دیکتاتوری، دست به اعتراض علنی زد. هم‌زمان، زرتشت احمدی‌راغب نیز با پلاکاردی دست‌نویس بار دیگر خواستار پایان چرخه‌ی خشونت و سرکوب شد.

روز سه‌شنبه، پس از انتشار خبرهایی از حمله گارد زندان اوین به بند ۷ و انتقال زندانیان محکوم به اعدام به مکانی نامعلوم ، فضای زندان قزلحصار ملتهب شد. در همین شرایط، رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی در بند چهار، در حالی که جمعی از مسئولان زندان از جمله رئیس واحد چهار، نماینده‌ی حفاظت زندان، کارشناس فرهنگی (آخوند)، مدیر داخلی، چند زندانی عادی و نگهبانان واحد سه در کریدور حضور داشتند، با صدای بلند فریاد زد:

«نه به اعدام!
حکومت اعدامی نابود باید گردد!
مرگ بر دیکتاتور!
مرگ بر خامنه‌ای!
ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بی‌رحم هستیم!
آزادی زندانیان سیاسی، آزادی ایران است!
اعدام، سرکوب، شکنجه و سانسور را متوقف کنید!
کشتارگاه قزلحصار را ببندید!»

در همین روز، زرتشت احمدی‌راغب نیز مطابق روال همیشگی خود، هنگام بازگشت زندانیان کارگر به بند در ساعت ۱۵:۱۵، با در دست داشتن کاغذ A4 که روی آن نوشته بود «نه به اعدام»، «پایان چرخه‌ی خشونت و سرکوب» و «نه به جمهوری اسلامی»، اعتراض خود را ابراز کرد.

لازم به ذکر است، در بیستمین روز اعتصاب غذای زرتشت احمدی‌راغب مسئولان زندان قصد دارند او را به زندان مرکزی کرج انتقال دهند. این موضوع به حکمی است که از طرف دادگاه انقلاب کرج و به ریاست قاضی آصف‌الحسینی مبنی بر یک سال حبس و دو سال تبعید در پی انتشار یک فایل صوتی و انتساب اتهام تبلیغ علیه نظام برای آقای احمدی راغب صادر شده است. پویا جگروند، فعال مدنی، از قول زرتشت احمدی راغب نوشت: «همه جای ایران وقتی که آزادی بیان نباشد، وقتی مردم از حقوق قانونی خود محروم باشند، زندان هست و زندان با زندان برای من تفاوت ندارد»

منابع داخل زندان همچنین گزارش داده‌اند که پس از مرگ مشکوک امید سرلک، تصاویر تازه‌ای از علی خامنه‌ای در نقاط مختلف زندان قزلحصار نصب شده است؛ اقدامی که زندانیان آن را «دهن‌کجی» آشکار به رنج زندانیان سیاسی و مردم ایران توصیف کرده‌اند.

#رضا_محمدحسینی #زرتشت_احمدی_راغب #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔17💯7🕊51
بیانیه‌ی ‌زندانی سیاسی، رضا محمدحسینی به مناسبت ششمین سالگرد قیام بزرگ و خونین اعتراضات آبان ۱۳۹۸

به نام جان‌هایی که برای امیدشان ایستادند
اینجا، در زندان قزلحصار، هنوز به یاد آن روزهای پر التهاب هستم. جوانانی که خبر کشته شدنشان به ما می‌رسید، مردمی که در بیش از صد شهر کشور به پا خاسته بودند و خشم و انزجار خود از دیکتاتور را فریاد زدند. همان دیکتاتوری که من به خاطر دیوارنویسی علیه او بازداشت شده بودم.

شش سال پیش، مردم ایران، در خیابان‌ها برخاستند، فریاد زدند، نخواستند زندگی‌شان به‌سادگی قربانی شود.
من آن زمان در اوین بودم. خیلی از معترضان را می‌گرفتند و می‌آوردند، یادم هست به دلیل گستردگی تعداد بازداشت‌شدگان آن‌ها را اول آوردند سالن ورزش، بعد بردند بند. آن‌ها تعریف می‌کردند: «خیابان‌ها خیلی شلوغ شده، اکثریت مردم آمده‌اند، میزان سرکوب به شدت وحشیانه‌ بود، تیر جنگی و …»
و ما در آن بند گفتیم: «تمومه دیگه، این‌‌بار نمی‌شه آن‌ها ما را خاموش کنند». ولی رژیم تا بن دندان مسلح، با تمام بی‌رحمی به سوی مردمی که با دستان خالی به خیابان آمده بودند شلیک کرد، زندان‌ها را پر کرد، احکامی ظالمانه صادر کرد و خشونتی عریان و تمام عیار در خیابان و زندان به کار گرفت. خیزش مردم سرکوب شد، اما تبدیل به آتشی زیر خاکستر شد و در سال ۱۴۰۱ دوباره این آتش فروزان شد.

امروز ششمین سالگرد آن قیام است؛ قیامی که زخم بر دل ایران گذاشت.
من به جوانانی که آن‌روزها کف خیابان بودند می‌گویم: شما شجاع بودید؛ شما با لبخندتان، با مشت گره‌کرده‌تان، با فریادهایتان، با حضور در آن لحظه، گفتید که دیگر ظلم، فقر، سرکوب و تحقیر را نمی‌پذیرید، شما چهره وحشی حکومت سرکوبگر را به همه نشان دادید، قطع اینترنت هم نگذاشت که صدایتان شنیده نشود.
و به کسانی که امروز می‌خواهند این خاطره را کمرنگ کنند، می‌گویم: نه، این خاطره نمی‌میرد. این خون نمی‌خشکد. این فریاد نمی‌خوابد و آبان ادامه دارد.

از پشت این دیوارها، همچنان می‌توان پیش‌بینی کرد که روند کنونی جامعه به زودی و بار دیگر خیزش بزرگی را نوید می‌دهد. چرا که ریشه‌های اعتراضات مردمی همچنان وجود دارد.

در آبان ۹۸ خانواده‌های بسیاری داغدار و البته دادخواه شدند، خانواده‌های مظلومی که غالبا  از اقشار محروم جامعه هستند. هرچند فشار حکومت خیلی زیاد بود، اما بسیاری از این خانواده‌ها سکوت نکردند و پرچم دادخواهی را برافراشته نگاه داشتند، تا جایی که حکومت برخی را به جرم دادخواهی بازداشت کرد.

هنوز دامنه جنایت حکومت در سرکوب معترضان، به طور کامل مشخص نشده و هنوز روایت‌های ناگفته زیادی باقی مانده است. خانواده‌های زیادی تحت سرکوب شدید سکوت کرده‌اند، سرکوب در بسیاری از شهرستان‌ها شدیدتر بوده است، شاهدان و خانواده‌های فاجعه جنایت «نیزار ماهشهر» هنوز سخن نگفته‌اند. مردم بی‌گناهی که با دوشکا به رگبار بسته شدند و نیزار ماهشهر خونین شد، هرگز فراموش نمی‌شوند و روزی حقایق و ناگفته‌ها بیان خواهد شد.

درود می‌فرستم به همه خانواده‌های دادخواه و عهد می‌بندم که تا وقتی این نظام سرکوبگر هست، ما چشم بر ظلم نمی‌بندیم.
تا وقتی هر جوانی حقش را نگرفته و هر خانواده‌ای آرامش ندارد، ما به مبارزه ادامه می‌دهیم.
به یاد آن روزها، به یاد آن‌های که رفتند و به یاد آن‌هایی که مانده‌اند. به یاد همه عزیزانی که مجروح شدند و دیده نشدند، به یاد جان‌باختگانی که همچنان ناشناس باقی مانده‌اند.

و آخرین پیامم به شما مردم ایران این است:

امید را از دست ندهید. چون وقتی همگی بخواهیم، وقتی ایستادیم، می‌توانیم تاریخ را تغییر دهیم. وقتی همبستگی داشته باشیم، هیچ قدرتی توان سرکوب ما را نخواهد داشت.

ششمین سالگرد قیام آبان به همه آزادگان کشور مبارک باد.

رضا محمدحسینی
زندان قزل‌حصار
آبان ۱۴۰۴

#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
27🕊7
پرونده‌سازی تازه علیه رضا محمدحسینی در قزل‌حصار؛ اتهام «تبلیغ علیه نظام» در دادرسی الکترونیک

امروز ۱۲ آذر ۱۴۰۴ جلسه دادرسی الکترونیک (ویدیوکنفرانسی) برای رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزل‌حصار، در شعبه ۱۳ بازپرسی کرج، بدون دسترسی به وکیل انتخابی، برگزار شده است.

به گفته یک منبع مطلع، بازپرس پرونده با استناد به گزارشی از اداره‌کل اطلاعات استان البرز، اتهام جدیدی با عنوان «تبلیغ علیه نظام» از طریق انتشار بیانیه در فضای مجازی به آقای محمدحسینی وارد کرده است.

بر اساس همین گزارش، بازپرس برای او قرار ۳۰۰ میلیون تومان کفالت صادر کرده و از وی دفاع آخر نیز اخذ شده است. این منبع می‌گوید که محمدحسینی در پاسخ به بازپرس اتهام واردشده را به‌طور کامل رد کرده و اعلام کرده است چنین مواردی را قبول ندارد.

پرونده‌سازی در داخل زندان به قصد خاموش کردن صدای عدالت خواهی زندانیان و نقض حق آزادی بیان آن‌ها و برای افزایش دوران حبس صورت می‌گیرد.


#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔134👎3🕊3
روایت رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی، از جلسه دادگاه سه دقیقه‌ای و پرونده‌سازی جدید در زندان

به نام آزادی
اینجانب رضا محمدحسینی، زندانی محبوس در زندان قزل‌حصار، این نامه را برای ثبت آنچه بر من گذشته است می‌نویسم؛ شاید اندکی روشنی بر تاریکیِ سازوکارهایی بیندازد که سال‌هاست با آن‌ها تلاش کرده‌اند مرا و امثال مرا خاموش نگاه دارند.
سه‌شنبه شب، حدود ساعت ده، ناگهان به من اطلاع دادند که فردا صبح باید در یک «ویدیو کنفرانس» شرکت کنم. پرسیدم کجا؟ پاسخ دادند: «نمی‌دانیم.» صبح چهارشنبه تازه گفتند که شعبه ۱۳ دادسرای کرج احضار شدی، این در حالی بود که نه عنوان اتهام را به من ابلاغ کرده بودند، نه فرصت و حق قانونیِ انتخاب یا اطلاع به وکیل را فراهم کردند، و نه حتی یک روز زودتر اطلاع دادند؛ چه برسد به یک هفته قبل، همان‌طور که قانون صراحت دارد.

وقتی جلسه آغاز شد، بازپرس تصویر دوربین خود را بسته بود؛ جلسه‌ای که در بهترین حالت سه دقیقه طول کشید. بدون معرفی خود، و بدون رعایت حداقل استانداردهای دادرسی، تنها چهار سؤال پرسید:
شما از طریق انتشار بیانیه در فضای مجازی تبلیغ علیه نظام کرده‌اید آیا قبول دارید ؟
ـ پاسخ دادم: خیر.
چند سال است در زندان هستید؟
ـ گفتم: شش سال و نیم؛ فقط ۷۵ روز در بهمن ۱۴۰۱ بیرون بودم.
یعنی حتی یک روز مرخصی نرفته‌اید؟
ـ پاسخ دادم: خیر، هرگز.
آخرین دفاعیات؟
ـ گفتم: اتهام را قبول ندارم.


بازپرس گفت ۳۰۰ میلیون کفالت، وثیقه‌ات کردم و به زندان ابلاغ می‌شود تمام شد بلند شو برو!

نمی‌دانم متوجه نشد که من چند سال است که در زندانم، چه قرار وثیقه و چه قرار بازداشت تفاوتی در وضعیت من ایجاد نمی‌کند.

هیچ چیز بیشتر از این نبود.
نه وکیلی، نه فرصتی برای توضیح، نه ارائه اسناد، نه امکان دفاع.

بلافاصله قرار جدید صادر شد و همان لحظه در «پرینت زندان» ثبت شد؛ یعنی پرونده‌ای تازه، ساخته‌شده صرفاً بر اساس «گزارش اداره اطلاعات استان البرز»، و این در حالی است که سال‌ها گروگان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، قلب تپنده سرکوب جمهوری اسلامی، بوده‌ام و اکنون وزارت اطلاعات نیز به آن سازوکار سرکوب اضافه شده است.

این قرار جدید معنایی روشن دارد: تا زمانی که پرونده جدید تعیین تکلیف نشود، هیچ حقی، از جمله آزادی مشروط، به من تعلق نخواهد گرفت.
این در حالی‌ است که من ۶ ماه است که تقاضای آزادی مشروط را ثبت کرده‌ام و وکیلم آبان‌ماه با لایحه رسمی به دادیاری اوین مراجعه کرده بود تا تکلیف آزادی مشروطم مشخص شود. قرار بود در همین ماه پاسخ نهایی داده شود، اما اکنون با این پرونده‌سازی تازه، همه چیز عملاً متوقف شده است.

من سال‌هاست از حق مرخصی، حق دسترسی آزاد به وکیل، حق دادرسی عادلانه، و حتی حق ساده اطلاع از اتهام محروم بوده‌ام. بهترین سال‌های جوانی‌ام صرفا به خاطر نوشتن شعار «مرگ بر دیکتاتور» در زندان طی شد.
همواره بین سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات دست‌به‌دست شده‌ام؛ گویی خودِ من، نه یک انسان، بلکه «پرونده‌ای برای نگه‌داشتن» هستم.
من این نامه را می‌نویسم تا روشن بگویم:
پرونده‌سازی مداوم، بازداشت‌های خودسرانه، محرومیت از وکیل، و جلسات سه‌دقیقه‌ای پشت دوربین خاموش، نشانه واضح بی‌عدالتی است.

امید دارم ثبت این روایت، به عنوان بخشی از نقض حقوق بشر، به تغییر شرایط زندانیان کمک کند.

با احترام
رضا محمدحسینی
زندان قزل‌حصار
۱۴ آذر ۱۴۰۴

#رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔2311🕊4👌1

رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار به مکانی نامعلوم منتقل شد

طبق خبر دریافتی، امروز صبح. رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی، به مکانی نامعلوم انتقال یافت. گفته می‌شود این انتقال توسط سازمان اطلاعات سپاه انجام گرفته است.

لازم به ذکر است، اخیرا رضا محمدحسینی در پرونده‌سازی‌‌ای جدید در داخل زندان به صورت ویدئوکنفرانس تفهیم اتهام شد.

او در جلسه‌ای سه دقیقه‌ای به تبلیغ علیه نظام متهم شد.
این اتهام طبق گزارش وزارت اطلاعات به خاطر بیانیه‌های آقای محمدحسینی به او منتسب شده است.

#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊22💔4
درد یک زندانی سیاسی درد همه ماست، رضا را تنها نگذاریم
✍️حسین رونقی

امروز صبح ماموران اطلاعات سپاه، رضا محمدحسینی را از زندان قزل‌حصار به مکانی نامعلوم منتقل کردند.

حسین رونقی، هم‌بند سابق او، در حمایت از رضا محمدحسینی متنی به شرح زیر منتشر کرده است:

«رضا محمدحسینی» سال‌هاست که در زندان‌های جمهوری اسلامی زیر فشارهای طاقت‌فرسایی زندگی می‌کند که هیچ انسانی نباید تجربه کند. او را از بندی به بند دیگر منتقل می‌کنند، ماه‌ها در سلول انفرادی نگه داشته‌اند و بارها با شکنجه‌ی سفید، با سکوت، با تنهایی و تهدید سعی کرده‌اند صدایش را خاموش کنند. او حتی سوگ پدرش را پشت دیوارهای زندان تحمل کرده است؛ رنجی که انسان را از درون می‌شکند، اما رضا ایستاد.

با وجود آن‌که رضا در جریان اعاده دادرسی توانست بخشی از حکم ناعادلانه‌اش را کاهش دهد، اما فشارها و محدودیت‌ها همچنان ادامه دارد. محرومیت‌های پی‌درپی، قطع ارتباطات، فشارهای امنیتی و ایجاد موانع در کوچک‌ترین حقوق او، به ابزاری تبدیل شده تا صدایی را خاموش کنند که حاضر نشده در برابر بی‌عدالتی سکوت کند؛ صدایی که برای بسیاری یادآور وجدان بیدار جامعه است.

رضا، مانند بسیاری از زندانیان آزادی‌خواهِ ایران‌دوست، به سکوت تن نداد. او بارها نسبت به خشونت سیستماتیک، نسبت به اعدام‌ها، نسبت به آزار زندانیان سیاسی هشدار داده است. او شهروندی مسئول، میهن‌دوست و وفادار به ارزش‌های اخلاقی و انسانی است.

بی‌تفاوتی یعنی مشارکت در ظلم.

در حالی‌که برخی از نیروهای سیاسی که باید کنار او باشند، چشم بر وضعیت شکننده‌اش بسته‌اند، رضا همچنان صدایی است که ساکت نشده؛ صدایی که می‌گوید درد یک زندانی سیاسی درد همه ماست، و بی‌تفاوتی یعنی مشارکت در ظلم.

امروز، وضعیت او به نقطه‌ای رسیده که بی‌تفاوتی دیگر جایز نیست. ادامه‌ی این وضعیت، تنها نقض حقوق بشر نیست؛ تهدید مستقیم جان یک انسان است. آزادی فوری رضا و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، حقِ مسلم و بدیهی آن‌هاست.

اگر جامعه اکنون پشت این صدا نایستد، فردا دیر است. رضا باید بی‌درنگ و بدون قید و شرط آزاد شود. صدای او، صدای ماست؛ و مسئولیت ماست که نگذاریم این صدا زیر آوار ظلم خاموش شود.

@HosseinRonaghi

#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔294👍4🕊3
تداوم بی‌خبری از رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی، که دو روز پیش به مکانی نامعلوم انتقال یافته بود.

علی شریف زاده اردکانی، وکیل این زندانی سیاسی، روز ۱۸ آدرماه، با انتشار مطلبی در شبکه اکس، نوشته بود: «مطلع شدم موکلم رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار به مکان نامعلوم منتقل شده است. عدم دسترسی به اطلاعات روشن درباره محل نگهداری ایشان و محرومیت از حق تماس موجب افزایش نگرانی شده است.»
کماکان از این زندانی اطلاعی در دست نیست.
یادآور می‌شویم اخیرا رضا محمدحسینی در پرونده‌سازی‌‌ای جدید در داخل زندان به صورت ویدئوکنفرانس تفهیم اتهام شد.

او در جلسه‌ای سه دقیقه‌ای به «تبلیغ علیه نظام» متهم شد.
این اتهام طبق گزارش وزارت اطلاعات به دلیل انتشار بیانیه‌های آقای محمدحسینی به او منتسب شده است.


#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊65
آرشام رضایی از زندان قزل‌حصار:
رضا محمدحسینی را تنها نگذارید، چرا که جسم و جان او بیش از هر زمان دیگری تحتِ خطر است

آرشام رضایی، زندانی سیاسی در قزلحصار، با انتشار روایتی تکان‌دهنده از ربوده‌شدن رضا محمدحسینی توسط نیروهای حکومتی، نسبت به خطر جانی جدی او هشدار داده و از مردم ایران خواسته است در برابر تداوم سرکوب، سکوت نکنند و صدای این گروگان‌های بی‌دفاع باشند.

متن بیانیه به شرح زیر است:

ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بی رحم هستیم

اینجا قزلحصار است. شکنجه گاهی که اگر دیوارها می‌توانستند برای شما سخن بگویند، روایتگر ظلم هایی می‌شدند که نیروهای سرکوبگر و مزدوران جمهوری اسلامی سال‌هاست بر زندانیان روا داشته‌اند.

همان قتلگاهی که چندی پیش من و برادرم رضا محمد حسینی از جانبِ خولی‌هایش تهدید به تجاوز گروهی و ضرب و شتم و فحاشی شدیم اما هیچ یک از مسئولین سازمان زندان‌ها چاره‌ای نیاندیشیدند، تا کار به جایی رسید که سه‌شنبه‌‌ی هفته‌ی جاری رضا را به بهانه دیدار با رییس زندان از واحد ۴ خارج کردند. بیرون از واحد توسط دو تن از نیروهای حکومتی ربوده و به مکانی نامعلوم منتقل شد. با توجه به هم‌زیستی چند ساله‌ای که با «رضا محمد حسینی» داشته‌ام می‌دانم که او اکنون در اعتصاب غذای کامل است؛ چرا که قبل از خروج از واحد، این را به من اعلام کرد که «اگر منو انفرادی بردند بدون در اعتصاب کامل هستم» و خوب می‌دانم که او تا سر حدّ مرگ در مقابل اوباشانِ ولایی ایستادگی خواهد کرد. این رفتارهای مسئولین زندان بی‌سابقه نبوده و از یک استبداد تاریخی ریشه می‌گیرد. استبدادی که کرامت انسانی را به وحشیانه‌ترین شکل پایمال می‌کند. همان‌طور که چندی پیش  جاویدنام «بابک شهبازی» را هم به بهانه دیدار با مسئولین از بند خارج کرده و در سحرگاه روز بعد وی را به دار آویختند.
ملت شریف ایران امروز رضا بیش از هر زمان دیگری نیاز به هم‌صدایی شما دارد.
او کسی است که در چند سال اخیر هیچ گاه سکوت نکرد و همواره در سمت درستِ تاریخ ایستاد و تا آنجا که نفس داشت صدای عزیزانِ در بندِ ما بود. امروز او به تک تک شما برای رهایی از دست رجاله‌صفت‌های ضحاک‌زاده نیازمند است. خالصانه تقاضا دارم رضا را تنها نگذارید، چرا که جسم و جان او بیش از هر زمان دیگری تحتِ خطر است.

خواهی نخواهی در مصافِ خیزشِ ققنوس و خاکستر
رنگِ شرف سرخ است.
م.راد

آرشام رضایی
۲۰ آذرماه
قزلحصار


#آرشام_رضایی #رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
35💔5
رضا محمد حسینی که از چند روز پیش به مکانی نامعلوم انتقال یافته بود. بعد از ظهر امروز به زندان قزل‌حصار بازگردانده شد. بر اساس اطلاعات دریافتی، روز ۱۸ مهرماه رضا محمدحسینی به دستور زهیر ملک‌زاده، رئیس شعبه ۱۳ دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه یک استان البرز، برای تحقیقات بیشتر بابت پرونده اخیر او به بازداشتگاه اداره اطلاعات استان البرز برده شد. به گفته علی شریف‌زاده اردکانی، وکیل دادگستری، رضا محمدحسینی در این مدت در در انفرادی وزارت اطلاعات کرج بوده است.
این زندانی سیاسی تمام این مدت را در اعتصاب غذا به سر برده و هیچ ارتباطی با بیرون نداشته است. پس از ۵ روز بی‌خبری در نهایت امروز توانسته با وکیل خود تماس بگیرد.

یادآور می‌شویم اخیرا رضا محمدحسینی در پرونده‌سازی‌‌ای جدید در داخل زندان به صورت ویدئوکنفرانس تفهیم اتهام شد. او در جلسه‌ای سه دقیقه‌ای به «تبلیغ علیه نظام» متهم شد.
این اتهام طبق گزارش وزارت اطلاعات به دلیل انتشار بیانیه‌های آقای محمدحسینی به او منتسب شده است.


#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
18💔14🕊4👍1
بیانیه رضا محمدحسینی، از زندان قزلحصار

این روزها مردم ایران در کف خیابان ایستاده‌اند و خواسته‌های خود را با صدایی رسا فریاد می‌زنند. آن‌ها مخالفت صریح و بی‌پرده‌ی خود را با رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی اعلام کرده‌اند.
مردم آزادی می‌خواهند، رفاه می‌خواهند، عدالت می‌خواهند.

آن‌ها سال‌هاست زیر فشار فزاینده‌ی شکاف طبقاتی، فقر، گرانی و تورم افسارگسیخته له شده‌اند. زندگی‌شان به زیر خط فقر سقوط کرده و نگرانی از آینده، به دغدغه‌ی روزمره‌ی خانواده‌ها تبدیل شده است. جوانان امید خود را از دست داده‌اند؛ نمی‌دانند چند سال باید کار کنند تا به حداقل‌های یک زندگی انسانی برسند، آن هم در شرایطی که درآمد امروزشان حتی پاسخ‌گوی زیستنِ امروز نیست.

مردم به‌درستی این وضعیت را محصول سیاست‌های ویرانگر جمهوری اسلامی می‌دانند؛ حکومتی که از آغاز، منافع ایران و مردم ایران برایش اولویت نداشت و ایدئولوژی مذهبی، ماجراجویی منطقه‌ای و دشمن‌سازی با جهان را بر رفاه، امنیت و آینده‌ی مردم ترجیح داد.

مردم به خیابان آمده‌اند و این اعتراضات در روزهای اخیر، هر روز گسترده‌تر شده و از شهری به شهر دیگر گسترش یافته است. وقتی انسان چیزی برای از دست دادن ندارد، دیگر نمی‌گریزد. سینه سپر می‌کند، می‌ایستد یا می‌نشیند و در برابر گلوله‌ی نیروهای سرکوبگر مقاومت می‌کند؛ زیرا جانش به لب رسیده و کارد به استخوانش رسیده است.
در این روزها شمار زیادی از جوانان و حتی نوجوانان بازداشت شده‌اند. بنا بر خبرهایی که منتشر می‌شود و آنچه به گوش ما در زندان می‌رسد، تعداد قابل توجهی از دانش‌آموزان نیز بازداشت شده‌اند؛ اقدامی که عمق وحشت حکومت از جامعه را عیان می‌کند.

حکومت هم‌زمان پروژه‌ی اعترافات اجباری را به راه انداخته، پیکر جان‌باختگان را مصادره می‌کند و خانواده‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد تا روایت‌های ساختگی را تکرار کنند. این حکومت هیچ حد و مرزی برای جنایت نمی‌شناسد؛ تا جایی که به بیمارستان‌ها، از جمله بیمارستان ایلام و بیمارستان سینا در تهران، یورش می‌برد تا مجروحان را برباید.

در برابر این خشونت سازمان‌یافته، همبستگی مردم ایران الهام‌بخش و ستودنی است. پزشکانی که داوطلبانه و رایگان به مجروحان رسیدگی می‌کنند، وکلایی که اعلام کرده‌اند بدون دریافت حق‌الوکاله از بازداشت‌شدگان دفاع خواهند کرد، کسب‌وکارهایی که دست به اعتصاب زده‌اند، هنرمندانی که از اجرای برنامه‌هایشان خودداری کرده‌اند و ورزشکارانی که آشکارا در کنار مردم ایستاده‌اند؛ همه نشانه‌های زنده بودن جامعه‌ای است که تسلیم نشده است.

امروز زمان آن است که پرستاران، معلمان، کارگران، دانشجویان، پزشکان، بازاریان و همه اقشار جامعه، شانه‌به‌شانه‌ی یکدیگر بایستند و با یک صدا خواستار تغییر اساسی در ساختار سیاسی کشور شوند.

در همین‌جا لازم می‌دانم به‌صراحت به حاکمیت هشدار بدهم:
به بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه، و نگهداری معترضان در سلول‌های انفرادی پایان دهید.
هشدار می‌دهم که اگر حتی یک نفر از معترضان اعدام شود، این‌بار شرایط با دفعات قبل تفاوت خواهد داشت و این اقدام قطعاً تأثیر مستقیمی بر سرنوشت حاکمان خواهد گذاشت.
از سرنوشت دیکتاتورهای پیشین مشابه خود عبرت بگیرید؛ تاریخ نشان داده است که سرکوب و خون‌ریزی، هرگز ضامن بقا نبوده است.

خطاب من به نیروهای نظامی و سرکوبگر نیز روشن است:
بدانید کسی که امروز هدف قرار می‌دهید، ممکن است فردا مشخص شود عضو خانواده‌ی خودتان بوده، همسایه‌تان، هم‌محلی‌تان، هم‌کلاسی یا دوست قدیمی‌تان.
تاریخ درباره‌ی شما قضاوت خواهد کرد که در کدام سوی ایستادید.
شرافت و وجدان خود را معیار قرار دهید، در کنار مردم بایستید و به سوی مردم شلیک نکنید.

این حکومت دیر یا زود رفتنی است، اما شما قرار است در همین ایران زندگی کنید.
آیا آن روز می‌توانید با سری بلند در چشم فرزندانتان نگاه کنید؟
تلاش کنید در این روزهای سرنوشت‌ساز، نامی نیک از خود به‌جا بگذارید.

و خطاب پایانی به حاکمان:
آنچه امروز می‌بینید، نتیجه‌ی مستقیم اعمال خود شماست. شما همان چیزی را درو می‌کنید که سال‌ها کاشته‌اید. نسبت دادن اعتراضات مردم به «بیگانه» و «دشمن» چیزی جز فریب و آدرس غلط دادن نیست.

این مردم اغتشاشگر نیستند، دشمن کشور خود نیستند. آن‌ها می‌خواهند در همین سرزمین کار کنند، زندگی کنند و با عزت و کرامت زیست کنند. اما شما همه‌چیز را از آن‌ها گرفته‌اید:
نه آب دارند، نه برق، نه گاز؛
نه عزت، نه کرامت، نه سربلندی.
پیش از آنکه دیرتر شود، قدرت را واگذار کنید و بروید.
ایران را رها کنید و آن را به مردمش بسپارید.
بگذارید برای یک‌بار، مردم واقعاً سرنوشت خود را به دست بگیرند و آزادانه انتخاب کنند.

بگذارید گذار، با کمترین خشونت و بدون فروپاشی سرزمین ایران، ممکن شود.

رضامحمدحسینی
چهارشنبه ۱۷ دی ۴۰۴
زندان قزلحصار

#رضا_محمدحسینی #بیانیه #اعتراضات_سراسری

@Tavaana_TavaanaTech
23🕊5
رد درخواست آزادی مشروط رضا محمدحسینی با مخالفت ضابط پرونده (اطلاعات سپاه)؛ تداوم حبس در زندان قزلحصار

علی شریف‌زاده اردکانی، وکیل دادگستری، با انتشار پیامی در اعلام کرد که درخواست آزادی مشروط موکلش، رضا محمدحسینی، به دلیل مخالفت ضابط پرونده تأیید نشده است. به گفته این وکیل، رضا محمدحسینی حدود سه سال است که بدون حتی یک روز مرخصی در زندان قزلحصار در حال تحمل حبس است.

این پرونده در حالی با مخالفت ضابط پرونده برای آزادی مشروط مواجه شده که به گفته نزدیکان و وکلای او، بازداشت رضا محمدحسینی در پی فعالیت‌ها و مواضع انتقادی‌اش علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صورت گرفته است. او پیش‌تر خواستار قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی به دلیل نقش مستقیم در سرکوب خونین اعتراضات مردمی، از جمله در آبان ۱۳۹۸، دی ۱۳۹۶ و پائیز ۱۴۰۱ شده بود.

بر اساس اطلاعات موجود، رضا محمدحسینی در اردیبهشت ۱۴۰۲، مقابل قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، پیامی ویدیویی منتشر کرد و در آن تأکید داشت که سپاه پاسداران به دلیل سرکوب گسترده، آدم‌ربایی، خشونت عریان علیه شهروندان و ارتکاب جنایت علیه بشریت، باید در فهرست گروه‌های تروریستی قرار گیرد. پس از این اقدام، نیروهای امنیتی به منزل او یورش برده، با ضرب‌وشتم بازداشتش کردند و به بازداشتگاه منتقل شد. ضابط پرونده او اطلاعات سپاه معرفی شده است.

پس از بازداشت خشونت‌آمیز رضا محمدحسینی و انتقال او به سلول انفرادی، پدرش که شاهد ضرب‌وشتم فرزندش بود، مدتی بعد دچار سکته شد و جان باخت. با وجود این، به رضا محمدحسینی اجازه حضور در مراسم خاکسپاری پدرش داده نشد و او تاکنون نتوانسته بر مزار پدر خود حاضر شود.

حالا با مخالفت ضابط (اطلاعات سپاه تروریستی) همچنان باید در زندان باشد.
لازم به ذکر است، به دلیل مشارکت سپاه در کشتار مردم ایران، اتحادیه اروپا این نهاد نظامی را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داده است.

رضا محمدحسینی سال پیش در نامه‌ای از زندان نوشته بود:
«ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بی‌رحم هستیم.»

حالا باید گفت در واقع رضا محمدحسینی گروگان یک سازمان تروریستی است!

رضا محمدحسینی پیش از بازداشت در سال ۱۴۰۲ نیز به دلیل فعالیت‌های اعتراضی، از جمله نوشتن شعار «مرگ بر دیکتاتور»، چندین سال از عمر خود را در زندان سپری کرده بود. رد درخواست آزادی مشروط او، بار دیگر نگرانی‌ها درباره برخورد امنیتی با زندانیان سیاسی و نقش ضابطان امنیتی در روند قضایی این پرونده را افزایش داده است.

#رضا_محمدحسینی #IRGCterrorists
#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊229🥰1
نزدیک به یک ماه پس از کشتار خونین دی‌ماه ۱۴۰۴، #رضا_محمدحسینی در بیانیه‌ای از زندان قزل‌حصار، بیانیه‌ای به شرح زیر صادر کرد:

مردم شریف و دلیر ایران،

ای دل‌های شکسته، ای مادران داغ‌دیده، ای جوانانی که هنوز نفس می‌کشید اما قلب‌تان از درد می‌تپد…

دی‌ماه ۱۴۰۴، زخمی عمیق بر پیکر این سرزمین است. ماهی که در آن، مشروعیت رژیم جنایت‌کار برای همیشه فرو ریخت، ورشکستگی اخلاقی و انسانی‌اش عریان شد و ملت ما، با چشمانی پر از اشک و خونی که ریخته شد، حساب‌کشی تاریخی خود را آغاز کرد.
حکومتی دیکتاتوری که برای یک لحظه بیشتر ماندن، ایران را به آتش کشید و فرزندانش را قربانی کرد.

اعتراض‌ها از ۷ دی، با بسته شدن بازار تهران و در واکنش به فشار خردکننده اقتصادی شعله‌ور شد؛ تورم افسارگسیخته، گرانی، بیکاری، فقر و فسادی که زندگی میلیون‌ها ایرانی را به مرز فروپاشی کشانده است.
اما این فریاد خیلی زود از اقتصاد فراتر رفت و به قلب سیاست رسید:
دیگر نمی‌پذیریم مسئله «مدیریت غلط» است. مسئله، ماهیت پلید این نظام است؛ نظامی که منابع ملی را در باتلاق سوریه، لبنان، یمن و غزه صرف کرد و برای ما فقط گلوله، گاز اشک‌آور، تیر خلاص و زندان باقی گذاشت.

۱۸ و ۱۹ دی اوج این جنایت هولناک بود. کشتار جمعی، فاجعه‌ای که قلب هر انسانی را می‌لرزاند.
تک‌تیراندازها از پشت‌بام‌ها، تیربارها در کوچه‌ها، به سر و سینه زنان، کودکان، جوانان و نوجوانان بی‌گناه شلیک کردند.
زخمی‌ها را از تخت بیمارستان ربودند تا جهان نبیند و آمار پنهان بماند.

آمار رسمی رژیم (۳۱۱۷ نفر) دروغی شرم‌آور است. گزارش‌های حقوق بشری، شاهدان و منابع معتبر از شمار بسیار بالاتری از کشته‌شدگان و مجروحان سخن می‌گویند.
این‌ها عدد نیستند، بلکه فرزندان، مادران، دانشجویان، کارگران، پرستاران و آتش‌نشانانی بودند که با دست خالی، برای آزادی و کرامت انسانی جان دادند.

نام‌های جاودانه‌ای چون فائزه حسین‌نژاد (دانشجوی مامایی مشهد)، آروین سالمی راد، مهسا دزفولیان،سجادبخشعلی،بهنام درویش و هزاران جان‌باخته دیگر، خون‌شان فریاد می‌زند و در رگ‌های این ملت جریان دارد.

این رژیم، پس از شکست‌های زنجیره‌ای در منطقه، سقوط اسد، خرد شدن حماس، زمین‌گیر شدن حزب‌الله و افول حوثی‌ها، تنها با خون‌ریزی داخلی و سرکوب وحشیانه سر پا مانده است.
دیگر نه ایدئولوژی‌ای دارد، نه پایگاه مردمی، نه مشروعیت داخلی و نه اعتباری در جهان؛ فقط یک باند مافیایی-نظامی-مذهبی که برای بقا، ملت خود را قتل‌عام می‌کند.
به اصلاح‌طلبان درون‌نظام می‌گویم: اعتبارتان برای همیشه خاک شد. خون این جوانان، چکمه‌های شما را هم رنگین کرده است. مردم دیگر نه به وعده‌های پوچ‌تان گوش می‌دهند و نه از تهدیدهایتان می‌هراسند.
خطاب به همه کسانی که هنوز از مذاکره و مماشات با این رژیم سخن می‌گویند، می‌گویم:
مذاکره با جمهوری اسلامی دیگر ممکن و مشروع نیست. رژیمی که هزاران تن از فرزندان این ملت را در خیابان‌ها سلاخی کرد، بیمارستان‌ها را به کشتارگاه تبدیل کرد و پیکرهای قربانیان را ربود تا جنایتش پنهان بماند، شریک گفت‌وگو نیست، جنایتکار علیه بشریت است.
هرگونه مذاکره یا معامله با این نظام، خیانت به خون پاک جان‌باختگان و نادیده گرفتن رنج خانواده‌های داغ‌دیده است.
به جامعه جهانی پیام می‌دهم:
این جنایت علیه بشریت است؛ جنایتی که قلب هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد. سکوت شما همدستی با جنایت است.
اگر حقوق بشر برایتان ارزش دارد، اگر اشک مادران و فریاد کودکان برایتان مهم است، اکنون زمان عمل است:
تحریم هدفمند و شدید عاملان مستقیم کشتار، قطع کامل همه منابع مالی رژیم و سپاه، حمایت قاطع از دادخواهی خانواده‌های داغ‌دیده و قربانیان، به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملت ایران توسط خودشان، و مهم‌تر از همه، آزادی فوری همه معترضان بازداشت‌شده، زندانیان سیاسی و عقیدتی که در سیاه‌چال‌های این رژیم اسیرند و هر روز شکنجه می‌شوند تا صدای آزادی خاموش شود.
سپاه پاسداران، بازوی خون‌آلود سرکوب داخلی و صادرکننده تروریسم برون‌مرزی، مسئول مستقیم این جنایات هولناک است.

در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ (۹ بهمن ۱۴۰۴)، اتحادیه اروپا با اجماع کامل ۲۷ کشور، سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داد؛ در کنار القاعده، داعش، حماس و حزب‌الله.
مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با صدایی رسا گفت:
«سرکوب نمی‌تواند بدون پاسخ بماند. هر رژیمی که هزاران نفر از مردم خود را می‌کشد، در واقع در حال نابودی خودش است.»
دوران مماشات به اتمام رسیده و انزوای کامل رژیم آغاز شده است.
تا آزادی همه زندانیان سیاسی، تا تحقق عدالت و تا روزی که ایران آزاد شود، مبارزه ادامه دارد.

با عشق و امید به آزادی
پاینده ایران
رضا محمد حسینی
بهمن‌ماه ۱۴۰۴
زندان قزل‌حصار
#بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊28💔1912
ایران در آستانه تحولی بزرگ ایستاده است
مردم این سرزمین با جان‌فشانی،رنج و خون خود صفحه‌ای تازه در تاریخ گشوده‌اند؛ صفحه‌ای که نوید فردایی بهتر،آزادتر و انسانی‌تر را می‌دهد. اما باید به یاد داشته باشیم که این آغاز راه است. برای رسیدن به مقصد، لازم است همان آینده‌ای که آرزویش را داریم، از همین امروز در رفتار و اندیشه خود زندگی کنیم.

ما ایرانی آزاد می‌خواهیم؛ ایرانی که در آن همه شهروندان، فارغ از زبان، قومیت، باور، مذهب و گرایش فکری، در کنار یکدیگر برای آبادانی میهن و شکوفایی استعدادهای مردمانش تلاش کنند. آینده‌ای که در آن کرامت انسان معیار باشد و هیچ ایرانی به‌دلیل تفاوت‌هایش طرد نشود.
چنین فردایی تنها زمانی ممکن است که همبستگی را نه در شعار، بلکه در عمل بیاموزیم.
ثمردادن خون‌هایی که در راه آزادی و رهایی ایران ریخته شده، در گرو اتحاد همه نیروها و دل‌های دلسوز این سرزمین است. همبستگی با پذیرش و مدارا شکل می‌گیرد، نه با دیگری‌سازی، نفرت‌پراکنی، تهدید و انگ‌ زدن. هر سخن و رفتاری که بذر کینه بیفشاند، راه رسیدن به آزادی را طولانی‌تر می‌کند. امروز بیش از هر زمان دیگر به فرهنگی از گفت‌وگو، احترام متقابل و تحمل تفاوت‌ها نیاز داریم.

زمان آن رسیده است که همه نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، با هر دیدگاه و سلیقه‌ای، برای شکل‌دادن به جبهه‌ای بزرگ از همبستگی ملی گام بردارند. جبهه‌ای که می‌تواند رنگارنگ باشد، اما بر سر حداقل‌های روشنی چون آزادی، حاکمیت قانون، کرامت انسانی، حفظ تمامیت ارضی، جدایی دین از حکومت، حق انتخاب مردم و نفی هرگونه استبداد توافق کند. به‌رسمیت‌شناختن یکدیگر نخستین گام بلوغ سیاسی ماست. بلوغی که باید به جهان نشان دهد ایرانیان توان همکاری برای ساختن آینده‌ای مشترک را دارند.

همبستگی یعنی همه با هم؛ نه «همه با من»، نه پیروی از یک فرد یا یک تفکر واحد. آینده ایران باید از فردمحوری به سیستم‌محوری گذر کند؛ به سوی نظمی که در آن هیچ‌کس نتواند اراده شخصی خود را بر قانون و بر مردم تحمیل کند. تنها در چنین چارچوبی است که می‌توان امید داشت آزادی پایدار بماند و چرخه استبداد تکرار نشود. جهانیان نیز زمانی بیش از پیش به ما اعتماد خواهند کرد که نشان دهیم به‌جای قهرمان‌پرستی، به نهادها، قانون و مسئولیت جمعی باور داریم.

قدرت ما در همبستگی ماست. جمهوری اسلامی ممکن است سلاح، پول و رسانه داشته باشد؛ اما ما یکدیگر را داریم. ما مردم، امید و حقیقت را داریم و این‌ها سرمایه‌ای است که از هر قدرت مادی ماندگارتر و تعیین‌کننده‌تر است.

تظاهرات ایرانیان در سراسر جهان، این پیام را به ایرانیان داخل که گروگان یک حکومت تبهکار هستند می‌دهد که ما تنها نیستیم. نمایندگانی شایسته در خارج داریم که رنج ما را بیان می‌کنند، نام جاویدنامان را فریاد می‌زنند و از دنیا برای مردم ستم‌دیده ایران طلب یاری می‌کنند.

امروز جمع زیادی از مخالفان حکومت، در زندان هستند. آن‌ها با وجود گرایش‌های فکری‌ متفاوت در کنار یکدیگر ایستاده‌اند و برای لغو اعدام، آزادی عقیده و باور و برقراری عدالت هزینه می‌دهند.
امیدوارم در فردای پس از جمهوری اسلامی، این زندان‌ها و سیاهچال‌ها تغییر کاربری پیدا کنند و هیچ‌کس به‌خاطر عقایدش به زندان نیفتد. امید دارم که ایرانی داشته باشیم که در آن آزادی به معنی واقعی کلمه یعنی آزادی مخالف من به رسمیت شناخته شود.

اگر امروز کنفرانس مونیخ نماینده یا نمایندگانی از اپوزیسیون را به‌جای مسئولان جمهوری اسلامی دعوت می‌کند، این موضوع حاصل جان‌هایی است که در راه آزادی فدا شده‌اند و از این رو شایسته است که در چنین فرصتی، یاد آن عزیزان گرامی داشته شود و اسناد جنایت علیه بشریت که توسط حکومت اعمال شده، به جهانیان ارائه شود.

شاهزاده رضا پهلوی؛ حضور شما در کنفرانس امنیتی مونیخ، در نقطه‌ای که نگاه افکار عمومی جهان به آن دوخته شده و هم‌زمان با برگزاری تظاهرات گسترده ایرانیان در ۱۴ فوریه - روز جهانی اقدام - اهمیتی تاریخی یافته است. این لحظه می‌تواند به فرصتی تعیین‌کننده برای رساندن یک پیام روشن به رهبران جهان بدل شود: دوران مذاکره و مماشات با این رژیم به پایان رسیده و ادامه آن دیگر ممکن و مشروع نیست. جهان باید صدای واقعی ایران را بشنود؛ صدای ملتی که ۴۷ سال در بند بوده اما هرگز تسلیم نشده است. آزادی فوری زندانیان سیاسی، توقف ماشین اعدام، حمایت عملی از خیزش‌های مردمی و انزوای کامل ساختار سرکوب، حداقل اقداماتی است که می‌تواند راه پایان‌دادن به این چرخه رنج را هموار کند.

با ایمان به آینده‌ای روشن برای ایران، دست همبستگی به سوی همه فرزندان این سرزمین دراز می‌کنم. راه آزادی دشوار است، اما با هم می‌توان آن را پیمود. آینده از آنِ ملتی است که کنار یکدیگر می‌ایستند، نه در برابر هم.

زنده باد #همبستگی ملی
زنده باد #آزادی
پاینده ایران

#رضا_محمدحسینی
زندان قزلحصار کرج

#بیانیه
35👍15🕊4💔1