سعید باقری، پدر یک کودک چهارساله، توسط نیروهای سرکوبگر کشته شد
جاویدنام سعید باقری، ۴۰ ساله، در جمعهی خونین ۱۹ دیماه در نارمک، ترس را شکست و آسمانی شد.
او که پدر کودکی چهارساله بود، جان خود را نثار کرد تا فرزندش و همهی فرزندان ایران روزی در هوای آزادی نفس بکشند.
پیکرش روزها بعد در کهریزک پیدا شد، اما روح بلندش هرگز تسلیم نشد و نامش در حافظهی دادخواهی این سرزمین ماندگار شد.
متن و عکس ارسالی مخاطبان
#سعید_باقری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام سعید باقری، ۴۰ ساله، در جمعهی خونین ۱۹ دیماه در نارمک، ترس را شکست و آسمانی شد.
او که پدر کودکی چهارساله بود، جان خود را نثار کرد تا فرزندش و همهی فرزندان ایران روزی در هوای آزادی نفس بکشند.
پیکرش روزها بعد در کهریزک پیدا شد، اما روح بلندش هرگز تسلیم نشد و نامش در حافظهی دادخواهی این سرزمین ماندگار شد.
متن و عکس ارسالی مخاطبان
#سعید_باقری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔22🕊9❤3
رضا محمدحسینی، زندانی محبوس در قزلحصار، در چهلم رویدادهای خونین دیماه ۱۴۰۴ با انتشار بیانیهای از ادامه بیپاسخماندن حقیقت این کشتار سخن گفته و خواستار همدلی با خانوادههای داغدار، تقویت عدالتخواهی و توجه فوری به وضعیت زندانیان سیاسی شده است.
بیانیه رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار
چهل روز از روزهای خونین دیماه ۱۴۰۴ گذشته و هنوز ابعاد این جنایت روشن نشده است.
هنوز نمیدانیم چند هزار نفر کشته، مجروح، مفقود و بازداشت شدهاند. هنوز نمیدانیم بر بازداشتشدگان چه گذشت. اما آنچه تاکنون آشکار شده، نشان از جنایتی گسترده و سازمانیافته دارد.
جمهوری اسلامی در خیابانها، به معنای واقعی کلمه، جوی خون به راه انداخت.
به مجروحان تیر خلاص زدند. با تکتیرانداز به سر و قلب مردم شلیک کردند. کودکان را هدف قرار دادند. مجروحان را از بیمارستانها ربودند. بازداشتشدگان را شکنجه کردند.
بسیاری با اتهاماتی چون «محاربه» و «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شدند.
از خانوادهها برای تحویل پیکر عزیزانشان پول گرفتند.
آنان را وادار کردند عزیزانشان را در قبرهای دوطبقه یا در روستاهای دور دفن کنند. حتی برخی خانوادهها ناچار شدند عزیزانشان را در باغچه خانه به خاک بسپارند.
حکومت با انواع سلاحها به مردم حمله کرد. در برخی شهرها، مردم را با خودروهای زرهی زیر گرفتند. سپس، پیکرها را از خیابانها جمع کردند، خونها را از خیابان شستند تا رد جنایت باقی نماند، ایستهای بازرسی برپا کردند و تلفنهای همراه را گشتند تا تصاویر از بین برود.
در سردخانهها و سولهها، پیکرها روی هم انباشته شد و خانوادهها ناچار بودند میان صدها پیکر، عزیزان خود را جستوجو کنند. رنجی که خود شکنجهای دیگر بود.
حکومت با مردم بیسلاح و بیپناه، همچون دشمن در جنگ رفتار کرد. و سپس کوشید کشتهشدگان را «تروریست» و «وابسته» بنامد. اما مردم حقیقت را با چشم خود دیده بودند.
تقریباً خانوادهای نمانده که عزیز، دوست یا آشنایی را از دست نداده باشد.
با این همه، شجاعت مردم در آن روزها بینظیر بود. مردمی که جانشان به لب رسیده بود، برای آزادی به خیابان آمدند. حکومت تصور میکرد با این سرکوب خونین، مردم را ساکت کرده است، اما زهی خیال باطل.
مردم در مراسم عزیزانشان، با وجود تهدیدها، حضور یافتند و تندترین شعارها را سر دادند.
سوگواری به اعتراض بدل شد.
خانوادهها بر مزار عزیزانشان رقصیدند تا بگویند:
ما تسلیم نمیشویم.
ما زندهایم.
ما ادامه داریم.
ما برای زندگی میجنگیم.
ما زندگی میخواهیم.
همان خواستهای که در خیزش «زن، زندگی، آزادی» متبلور شد. خواستهای که حکومت بیگانه با مردم، پاسخش را با سرکوب و کشتار میدهد.
اکنون به چهلم رسیدهایم.
برگزاری مراسمهای چهلم، سوگواری فردی را به اعتراض جمعی و کنش اجتماعی تبدیل میکند، دادخواهی را استمرار میبخشد و یاد جانباختگان را زنده نگه میدارد. این خود شکلی از مقاومت مدنی است.
از مردم ایران میخواهم با خانوادههای داغدار همدل باشند، همبستگی ملی در مسیر عدالتخواهی را تقویت کنند، و زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان را تنها نگذارند.
جانهای بسیاری در معرض خطر است.
چهل روز گذشته است، اما حقیقت فراموش یا خاموش نمیشود.
دادخواهی ادامه دارد.
زندگی ادامه دارد.
و امید، با وجود همه تاریکیها، ادامه خواهد داشت.
پاینده ایران
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
#رضا_محمدحسینی #همبستگی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
بیانیه رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار
چهل روز از روزهای خونین دیماه ۱۴۰۴ گذشته و هنوز ابعاد این جنایت روشن نشده است.
هنوز نمیدانیم چند هزار نفر کشته، مجروح، مفقود و بازداشت شدهاند. هنوز نمیدانیم بر بازداشتشدگان چه گذشت. اما آنچه تاکنون آشکار شده، نشان از جنایتی گسترده و سازمانیافته دارد.
جمهوری اسلامی در خیابانها، به معنای واقعی کلمه، جوی خون به راه انداخت.
به مجروحان تیر خلاص زدند. با تکتیرانداز به سر و قلب مردم شلیک کردند. کودکان را هدف قرار دادند. مجروحان را از بیمارستانها ربودند. بازداشتشدگان را شکنجه کردند.
بسیاری با اتهاماتی چون «محاربه» و «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شدند.
از خانوادهها برای تحویل پیکر عزیزانشان پول گرفتند.
آنان را وادار کردند عزیزانشان را در قبرهای دوطبقه یا در روستاهای دور دفن کنند. حتی برخی خانوادهها ناچار شدند عزیزانشان را در باغچه خانه به خاک بسپارند.
حکومت با انواع سلاحها به مردم حمله کرد. در برخی شهرها، مردم را با خودروهای زرهی زیر گرفتند. سپس، پیکرها را از خیابانها جمع کردند، خونها را از خیابان شستند تا رد جنایت باقی نماند، ایستهای بازرسی برپا کردند و تلفنهای همراه را گشتند تا تصاویر از بین برود.
در سردخانهها و سولهها، پیکرها روی هم انباشته شد و خانوادهها ناچار بودند میان صدها پیکر، عزیزان خود را جستوجو کنند. رنجی که خود شکنجهای دیگر بود.
حکومت با مردم بیسلاح و بیپناه، همچون دشمن در جنگ رفتار کرد. و سپس کوشید کشتهشدگان را «تروریست» و «وابسته» بنامد. اما مردم حقیقت را با چشم خود دیده بودند.
تقریباً خانوادهای نمانده که عزیز، دوست یا آشنایی را از دست نداده باشد.
با این همه، شجاعت مردم در آن روزها بینظیر بود. مردمی که جانشان به لب رسیده بود، برای آزادی به خیابان آمدند. حکومت تصور میکرد با این سرکوب خونین، مردم را ساکت کرده است، اما زهی خیال باطل.
مردم در مراسم عزیزانشان، با وجود تهدیدها، حضور یافتند و تندترین شعارها را سر دادند.
سوگواری به اعتراض بدل شد.
خانوادهها بر مزار عزیزانشان رقصیدند تا بگویند:
ما تسلیم نمیشویم.
ما زندهایم.
ما ادامه داریم.
ما برای زندگی میجنگیم.
ما زندگی میخواهیم.
همان خواستهای که در خیزش «زن، زندگی، آزادی» متبلور شد. خواستهای که حکومت بیگانه با مردم، پاسخش را با سرکوب و کشتار میدهد.
اکنون به چهلم رسیدهایم.
برگزاری مراسمهای چهلم، سوگواری فردی را به اعتراض جمعی و کنش اجتماعی تبدیل میکند، دادخواهی را استمرار میبخشد و یاد جانباختگان را زنده نگه میدارد. این خود شکلی از مقاومت مدنی است.
از مردم ایران میخواهم با خانوادههای داغدار همدل باشند، همبستگی ملی در مسیر عدالتخواهی را تقویت کنند، و زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان را تنها نگذارند.
جانهای بسیاری در معرض خطر است.
چهل روز گذشته است، اما حقیقت فراموش یا خاموش نمیشود.
دادخواهی ادامه دارد.
زندگی ادامه دارد.
و امید، با وجود همه تاریکیها، ادامه خواهد داشت.
پاینده ایران
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
#رضا_محمدحسینی #همبستگی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊6💔1