آموزشکده توانا
49.6K subscribers
41.2K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
🔶باروخ اسپینوزا تنها یک فیلسوف در میانه کتاب‌های غبارگرفته نیست، او یک «شورشیِ آرام» علیه زنجیرهای ذهنی بشریت بود. در جهانی که جزم‌اندیشی (Dogmatism) با تکیه بر ارعاب و خرافه، حقیقت را در انحصار خود می‌پنداشت، اسپینوزا با تیغ عقل، پیوند میان «دین نهادینه» و «قدرت سیاسی» را کالبدشکافی کرد. در ادامه به بررسی اهمیت میراث او در نبرد با انسداد فکری می‌پردازدیم.

🔶جزم‌اندیشی؛ زندانی برای پتانسیل انسانی
جزم‌اندیشی صرفا داشتن یک باور محکم نیست، بلکه ناتوانی در زیر سوال بردن آن است. اسپینوزا به درستی درک کرده بود که نظام‌های جزمی (سیاسی یا مذهبی) از «ترس» به عنوان ابزاری برای حکومت بر توده‌ها استفاده می‌کنند. وقتی تفکر انتقادی خاموش شود، انسان‌ها به «بندگیِ داوطلبانه» تن می‌دهند و زنجیرهای خود را به نام «سعادت» می‌بوسند. اسپینوزا با مطرح کردن مفهوم «خدا یا همان طبیعت» (Deus\ sive\ Natura)، واسطه‌های مقدس را حذف کرد و نشان داد که حقیقت نه در متون کهن، بلکه در قوانین لایتغیر طبیعت و از طریق شهود عقلی قابل دستیابی است.

🔶تفکر انتقادی راهی به سوی آزادی
از نظر اسپینوزا، بزرگترین دشمن آزادی، جهل است. تفکر انتقادی در فلسفه او یک تمرین ذهنی ساده نیست، بلکه راهی برای رسیدن به «شادی پایدار» است. او معتقد بود: هیچ عقیده‌ای نباید به صرف «مقدس بودن» از تیغ نقد مصون بماند و حقیقت با اکثریت آرا تعیین نمی‌شود، بلکه محصول تلاشی فردی برای فهم ضرورت‌های هستی است.
برخلاف دیکتاتورها که نقد را عامل بی‌ثباتی می‌دانند، اسپینوزا در «رساله الهی-سیاسی» استدلال کرد که حکومتی که جلوی اندیشه آزاد را بگیرد، خود را به سوی فروپاشی می‌برد.

🔶تکفیر اسپینوزا توسط جامعه یهودی آمستردام و ممنوعیت آثارش، بهای گزافی بود که او برای «آزاداندیشی» پرداخت. اما او ثابت کرد که جزم‌اندیشی شاید بتواند زبان‌ها را ببندد، اما هرگز نمی‌تواند بر ذهن‌های بیدار غلبه کند.
امروز میراث اسپینوزا به ما یادآوری می‌کند که تفکر انتقادی تنها راه نجات از ورطه تعصب و تنها ابزار برای ساختن جامعه‌ای است که در آن «انسان، گرگ انسان نباشد»، بلکه همکار او در مسیر فهم جهان باشد.
#تفکر_انتقادی #خرد_نقاد #جزم_اندیشی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
6👌3👍1🕊1
خیابانِ اشغال‌شده، جامعه‌ی ازهم‌گسیخته:
بررسی اثرات کوتاه‌مدت ارعاب و پیامدهای بلندمدت زوال مشروعیت

پیام همراهان

در روزهایی که خیابان‌ها به صحنه‌ی حضور پررنگ اقلیتی وفادار به حکومت تبدیل می‌شود—اقلیتی که گاه تا سحر در فضاهای عمومی مانور می‌دهد—می‌توان این پدیده را نه صرفاً یک رفتار اجتماعی، بلکه یک راهبرد سیاسی دانست: اشغال فیزیکی و نمادین خیابان‌ها برای نمایش قدرت در غیاب رضایت اکثریت. این راهبرد را باید در دو سطح تحلیل کرد: اثرات کوتاه‌مدت آن بر کنترل اجتماعی، و پیامدهای بلندمدت آن بر سرمایه اجتماعی و مشروعیت سیاسی.
۱. اثرات کوتاه‌مدت: ارعاب، بازنمایی قدرت، و انسجام اقلیت
در کوتاه‌مدت، اشغال خیابان می‌تواند کارکردهای مشخصی برای حکومت داشته باشد:
ارعاب و مهار نارضایتی: حضور سازمان‌یافته‌ی گروهی پرصدا در خیابان، این پیام را به شهروندان منتقل می‌کند که هزینه‌ی مخالفت بالاست. در چنین فضایی، بسیاری ترجیح می‌دهند سکوت کنند؛ همان پدیده‌ای که در نظریه «مارپیچ سکوت» توصیف شده است.
بازنمایی قدرت و مقبولیت: تصاویر این حضورها می‌تواند در رسانه‌ها به‌عنوان نشانه‌ای از حمایت عمومی بازتولید شود و شکاف میان واقعیت اجتماعی و تصویر رسمی را موقتاً بپوشاند.
تقویت هویت درون‌گروهی: این تجمع‌ها برای خودِ اقلیت وفادار نیز کارکرد هویتی دارد؛ حس تعلق، مالکیت نمادین خیابان، و تمایز از «دیگران» را تقویت می‌کند.
با این حال، این کارکردها بیش از آنکه نشانه‌ی قدرت پایدار باشند، نوعی «مدیریت وضعیت» در کوتاه‌مدت‌اند—راهی برای خرید زمان، نه حل مسئله‌ی اصلی.
۲. پیامدهای بلندمدت: فرسایش سرمایه اجتماعی و زوال مشروعیت
در افق بلندمدت، هزینه‌های این راهبرد به‌مراتب سنگین‌تر است و مستقیماً به ازهم‌گسیختگی اجتماعی منجر می‌شود:
تخریب امر عمومی: خیابان به‌عنوان فضای مشترک همه‌ی شهروندان، وقتی در اختیار یک گروه خاص قرار می‌گیرد، معنای «حق برابر» تضعیف می‌شود. این امر اعتماد به قواعد مشترک را فرسایش می‌دهد.
کاهش اعتماد عمودی و افقی: شهروندان نه‌تنها اعتمادشان به حکومت کاهش می‌یابد (اعتماد عمودی)، بلکه نسبت به یکدیگر نیز بی‌اعتمادتر می‌شوند (اعتماد افقی)، زیرا جامعه به «دارندگان امتیاز» و «تحمل‌کنندگان» تقسیم می‌شود.
افشای شکاف دولت–ملت: تجربه‌ی روزمره‌ی اختلال در زندگی—از ترافیک تا ناامنی روانی—برای بسیاری از شهروندان نشانه‌ای ملموس از فاصله‌ی میان حکومت و جامعه است. این ادراک، پایه‌های مشروعیت را به‌تدریج تضعیف می‌کند.
قطبی‌سازی و کاهش مشارکت: جامعه‌ای که به دو قطب متخاصم تقسیم شود، کمتر قادر به همکاری و کنش جمعی مثبت است. نتیجه می‌تواند کاهش مشارکت مدنی، افت سرمایه‌گذاری اجتماعی، و گرایش به «کناره‌گیری خاموش» باشد.
ریسک بی‌ثباتی درون‌زا: اقلیتی که به حضور مسلط در خیابان عادت می‌کند، ممکن است به‌مرور خود به عاملی پیش‌بینی‌ناپذیر تبدیل شود و کنترل آن برای حاکمیت نیز پرهزینه‌تر گردد.
جمع‌بندی
اشغال خیابان توسط اقلیتی وفادار، اگرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند به ایجاد فضای ارعاب و نمایش قدرت کمک کند، اما در بلندمدت به قیمت ازهم‌گسیختگی جامعه و فرسایش سرمایه اجتماعی تمام می‌شود. حکمرانی‌ای که به‌جای اتکا بر رضایت عمومی، به مدیریت ترس و نمایش خیابانی متوسل شود، ممکن است برای مدتی ثبات ظاهری ایجاد کند، اما این ثبات بر زمینی سست بنا شده است—زمینی که با هر گام، شکاف میان دولت و جامعه را عمیق‌تر می‌کند.

#ایران #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
👍61
Ghezel Hesar Prison: Over 50 Protesters Held in Inhuman "Full Solitary"

More than 50 detainees from the January 2026 protests are being held in inhumane conditions within Unit 2 of Ghezel Hesar Prison. Confined in cells known as "full solitary," these individuals are subjected to total isolation, denied medical care, phone calls, and family visitations. The complete lack of basic sanitary facilities further exacerbates their dire situation. This systematic deprivation of fundamental rights underscores the regime's strategy of using extreme psychological and physical pressure to break political prisoners while keeping them in a legal and humanitarian vacuum.


#HumanRights
#GhezelHesar
#IranProtests

@Tavaana_TavaanaTech
💔21
در شرایطی که قطع و محدودیت گسترده اینترنت در ایران وارد سومین ماه خود شده، نهادهای تخصصی نسبت به پیامدهای عمیق این وضعیت هشدار می‌دهند. انجمن علمی روان‌پزشکان ایران اعلام کرده که ادامه این محدودیت‌ها، فراتر از یک اختلال فنی، به بحرانی جدی در سلامت روان و روابط اجتماعی جامعه تبدیل شده است.

به گفته این انجمن، اینترنت امروز به یکی از ارکان اصلی زندگی بدل شده و محروم‌کردن مردم از آن، مستقیما به افزایش فشار روانی، احساس بی‌عدالتی و کاهش اعتماد عمومی دامن می‌زند. امیرحسین جلالی ندوشن، سخنگوی این انجمن، با تأکید بر تأثیر شدیدتر این وضعیت بر نسل جوان، هشدار داده که برای بسیاری از نوجوانان و جوانان، اینترنت بخشی از آموزش، ارتباطات و زیست روزمره است. ادامه این محدودیت‌ها، به‌ویژه در فضایی غیرشفاف، می‌تواند به یک بحران اجتماعی تمام‌عیار منجر شود و حتی صدای ایرانیان را در عرصه جهانی تضعیف کند.

در همین حال، گزارش تازه «نت‌بلاکس» نشان می‌دهد که قطع اینترنت در ایران به روز ۶۶ رسیده و از مرز ۱۵۶۰ ساعت عبور کرده است.

@Tavaana_TavaanaTech
🕊3
۶۳ نفر از اعضای مجلس شورای اسلامی در بیانیه‌ای از قوه قضاییه جمهوری اسلامی بابت اعدام معترضان دی‌ماه تشکر کرده و از رئیس دستگاه قضا، غلامحسین محسنی اژه‌ای، خواسته‌اند برخوردی «قاطع، علنی و عبرت‌آموز» با آنچه «عوامل اصلی» اعتراضات خوانده‌اند، انجام دهد.
این در حالی است که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون دست‌کم ۲۸ زندانی سیاسی، از جمله ۱۳ معترض بازداشت‌شده دی‌ماه و ۱۵ زندانی سیاسی دیگر را اعدام کرده است.

نکته مهم اینجاست که این افراد نه نمایندگان واقعی مردم، بلکه اعضای یک ساختار سیاسی امنیتی هستند که بارها با لباس و ادبیات نهادهای سرکوبگر شناخته شده‌اند؛ ساختاری که امروز نه‌تنها از پاسخگویی در برابر کشتار شهروندان سخن نمی‌گوید، بلکه آشکارا از اعدام و سرکوب بیشتر ابراز رضایت و تشویق می‌کند.

چنین مواضعی بیش از هر چیز نشان می‌دهد که شکاف میان حاکمیت و جامعه، برآمده از یک بحران عمیق در مشروعیت و مسئولیت‌پذیری است.

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
👍6💔21
اینترنت شناسنامه‌دار!
علی جعفری، عضو مجلس: به جای قطع اینترنت، کاربران را احراز هویت کنید!


🔹علی جعفری، نایب‌رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان اینکه قطع اینترنت راه‌حل نیست، پیشنهاد کرده تا با احراز هویت کاربران، هم دسترسی حفظ شود و هم از سوءاستفاده‌ها جلوگیری شود!
ایده‌ای که عملا اینترنت را تبدیل به یک فضای امنیتی خواهد کرد و با حقوق شهروندی در تضاد است.

اظهارات علی جعفری، نایب‌رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس، درباره اینکه «به جای قطع اینترنت، کاربران احراز هویت شوند»، در ظاهر شاید شبیه مخالفت با قطع اینترنت به نظر برسد؛ اما در عمل همان نسخه‌ کنترل امنیتی به شیوه دیگری است. تفاوت فقط در روش اجرای آن است، یعنی: به‌جای خاموش کردن کامل اینترنت، شهروندان زیر چتر شناسایی دائمی و نظارت امنیتی قرار می‌گیرند!

🔹اینترنت شناسنامه‌دار یعنی هر کلیک، هر جست‌وجو، هر پیام، هر عضویت در یک گروه، هر کامنت و هر ارتباط آنلاین می‌تواند به پرونده‌ای امنیتی تبدیل شود.
راه‌حل واقعی، بازگرداندن اینترنت آزاد، پایدار، امن و برابر برای همه شهروندان است؛ نه ساختن شبکه‌ای که در آن هر کاربر پیش از دسترسی، باید هویت خود را به ساختارهای نظارتی تحویل دهد.

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔2
در روزهای اخیر گزارش‌هایی از اعدام دست‌کم ۲۸ زندانی سیاسی منتشر شده؛ روندی که بار دیگر نگرانی‌ها درباره تشدید سرکوب قضایی و پیامدهای انسانی آن را افزایش داده است. در چنین شرایطی، حال و هوای زندانیان و شاهدان این فضای سنگین، ابعاد عمیق‌تری از این خشونت ساختاری را روشن می‌کند.

ضیا نبوی، زندانی سیاسی سابق، با توجه به تاثیر این خشونت بر زندانیان، در شبکه اجتماعی اکس نوشته است:

«جدای از رنج خودِ محکوم به اعدام و عزیزانش، اثر اجرایِ هر حکم اعدام در فضای زندان و میان هم‌بندی‌ها امری حقیقتاً ویرانگر و غیرقابل وصف است و من حتی جرات نمی‌کنم به این فکر کنم که این روزها اجرایِ متوالیِ احکام اعدام با فضایِ بندهای سیاسی چه کرده است.»

صدای ایران باشیم

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔3🕊1
فرشته تابانیان، وکیل دادگستری، در شبکه اکس خبر از بازداشت آستاره، مریم، انصاری، داد.
آستاره انصاری شامگاه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت شده است. تاکنون اطلاعاتی درباره دلیل بازداشت، نهاد بازداشت‌کننده و محل نگهداری او منتشر نشده است.
آستاره انصاری وکیل حقوق بشری است و در بسیاری از پرونده‌های سیاسی و امنیتی فعالیت داشته. ایشان، در جریان خیزش ۱۴۰۱ نیز بازداشت شده بود.

وکلایی که در پرونده‌های سیاسی و امنیتی فعالیت می‌کنند، اغلب با تهدید، احضار، بازداشت یا محرومیت از حرفه خود روبه‌رو می‌شوند. در برخی موارد، آنان تنها به دلیل انجام وظایف حرفه‌ای، مانند دفاع از متهمان یا اطلاع‌رسانی درباره وضعیت پرونده‌ها، به احکام سنگین حبس محکوم شده‌اند.

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔51
«ایدئولوژی مانند یک پُل، فرد و نظام را به هم وصل مى‌كند، فاصله میان خواست نظام با اهداف زندگی را می‌پوشاند و مدعی است که مطالبات نظام ناشی از ضرورت‌های زندگی است. زندگی در این نظام، آکنده از فریبکاری و دروغ خواهد بود.»

کتاب بخوانیم و بشنویم
قدرت بی‌قدرتان اثر واتسلاو هاول


هاول، نویسنده‌ایی است که با مقاله‌ها و نمایشنامه‌هایش ساختمان پوسیده رژیم کمونیستی را به لرزه می‌انداخت و در این کار بسیار موفق بود، او سیستم کمونیستی را یک دیکتاتوری فاقد ریشه‌های تاریخی می‌دانست که با «قدرت نظامی» به خود مشروعیت داده است.

کتاب قدرت بی‌قدرتان را به طور کامل بشنوید
https://tavaana.org/the_power_of_the_powerless/
کست‌باکس
https://castbox.fm/vb/592928904
ساندکلاود
https://soundcloud.com/tavaana/dq8es2ekzhvw


#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
4
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مستند «نسرین» به کارگردانی جف کافمن (۲۰۲۰)، پرتره‌ای عمیق و اثرگذار از زندگی و ایستادگی نسرین ستوده است.
این فیلم با بهره‌گیری از تصاویر مستند و گفتگوهای منحصر‌به‌فرد، تلاش‌های بی‌وقفه او را در مقام یک وکیل و فعال مدنی برای تحقق عدالت، حقوق زنان و دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی به تصویر می‌کشد. «نسرین» فراتر از یک بیوگرافی ساده، روایتی است از تلاقی شجاعانه زندگی حرفه‌ای و خانوادگی زنی که هزینه‌های سنگینی را برای باورهای انسانی‌اش پرداخته است.

نسرین ستوده، حقوق‌دان و وکیل برجسته ایرانی، یکی از نمادهای اصلی جنبش حقوق بشر در ایران شناخته می‌شود. تمرکز اصلی فعالیت‌های او بر دفاع از حقوق زنان، حقوق کودکان و زندانیان عقیدتی است. او به دلیل تعهد خلل‌ناپذیرش به حاکمیت قانون و آزادی‌های مدنی، برنده جوایز بین‌المللی معتبری همچون «جایزه ساخاروف» پارلمان اروپا شده است. ستوده در تمام سال‌های فعالیت خود، علیرغم فشارهای امنیتی و محرومیت‌های شغلی، همچنان بر لزوم رعایت حقوق بنیادین بشر تاکید ورزیده است.
در حال حاضر، این فعال حقوق بشر بار دیگر در بازداشت به سر می‌برد. نسرین ستوده در شامگاه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ (۱ آوریل ۲۰۲۶) در منزل شخصی‌اش در تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. طبق گزارش‌های منتشر شده در اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت ۱۴۰۵، خانواده او همچنان از محل دقیق نگهداری او بی‌اطلاع هستند و نام او در سامانه‌های قضایی ثبت نشده است که این موضوع نگرانی‌های بسیاری را در مورد وضعیت سلامت و امنیت وی ایجاد کرده است.

این فیلم را در این آدرس ببینید

https://youtu.be/RZ0fQpU0fg8?si=WLceJzF_8QtIxnzi


#نسرین_ستوده #زندانی_سیاسی #زندانی_عقیدتی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔4🕊2
Forwarded from گفت‌وشنود
بازداشت شکیلا قاسمی، شهروند بهایی، اکنون از مرز سه ماه (۹۰ روز) گذشته است. او که در پی هجوم نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه‌های نهادهای اطلاعاتی منتقل شد، بخش عمده‌ای از این مدت را در سلول انفرادی و تحت فشارهای روانی شدید سپری کرده است. علی‌رغم گذشت سه ماه، هنوز هیچ اتهام رسمی یا دادرسی شفافی برای او صورت نگرفته و خانواده‌اش در وضعیت دشوارِ «بی‌خبری» به‌سر می‌برند.

خواهر او در شبکه‌ی اجتماعی ایکس با دلتنگی و نگرانی چنین نوشته است:

«۹۰ روز است شکیلا در بازداشت است. هر روزش شبیه روز قبل، بدون خبر، بدون آرامش، بدون آینده‌ای روشن. این وضعیت قابل عادی‌سازی نیست. قابل سکوت هم نیست. شکیلا باید آزاد شود. همین حالا. صدای شکیلا باشیم. اسم شکیلا رو فریاد بزنیم.»

🔶آزار سیستماتیک؛ وقتی «باور» جرم تلقی می‌شود
آنچه بر شکیلا قاسمی و بسیاری دیگر از شهروندان بهایی می‌گذرد، صرفاً یک پرونده قضایی نیست، بلکه نمودی از آزار سیستماتیک و سیاست ممتد «دیگری‌ستیزی» در ساختار جمهوری اسلامی است.
حکومت با استفاده از اهرم اتهامات واهی امنیتی، تلاش می‌کند تا سرکوب عقیدتی و مذهبی را زیر لوای حفظ امنیت ملی پنهان کند.
در این دیدگاه، هر کسی که خارج از دایره‌ی خودی‌های مورد تایید نظام باشد، به عنوان یک «تهدید» بازتعریف می‌شود. این فشار مضاعف اجتماعی از محرومیت از تحصیل و کسب‌وکار گرفته تا حبس‌های بی‌دلیل هدفمندانه طراحی شده تا اراده‌ی زیستِ مدنی اقلیت‌ها را درهم بشکند.
بازداشت‌های طولانی‌مدت و بلاتکلیف، ابزاری برای شکنجه‌ی روانی است تا هزینه‌ی داشتنِ یک باور متفاوت را به بالاترین حد ممکن برساند. سهم شکیلا و امثال او، نه دیوارهای سرد زندان، بلکه برخورداری از حقوق برابر شهروندی است که دهه‌هاست از آن‌ها دریغ شده است.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا #شکیلا_قاسمی

@Dialogue1402
3🕊3
Forwarded from گفت‌وشنود
در اقدامی که مقامات قضایی آن را «اسلام‌ستیزانه» توصیف کرده‌اند، ‌
افراد ناشناس بامداد جمعه به مسجد متعلق به جامعه اسلامی «دیتیب» در شهر ممینگن حمله کرده و با نصب سر یک خوک و پرتاب بادکنک‌های حاوی خون، به این مکان خبرساز شدند.

به گزارش پلیس شوابن جنوب/غرب، عاملان این حمله سر یک خوک را دقیقاً روی نماد هلال ماه در ورودی مسجد نصب کرده بودند. همچنین نمای ساختمان با بادکنک‌هایی که احتمالاً با خون خوک پر شده بود، هدف قرار گرفت و آلوده شد.
در پی این حادثه، نیروهای شهرداری و آتش‌نشانی منطقه بلافاصله در محل حاضر شده و پیش از ظهر، ساختمان مسجد را پاک‌سازی کردند.

دادستانی کل مونیخ با جدی ارزیابی کردن این پرونده، انگیزه این اقدام را «نفرت‌پراکنی و اسلام‌ستیزی» عنوان کرد. در حال حاضر، تحقیقات گسترده‌ای با همکاری پلیس جنایی ممینگن تحت عناوین اتهام اهانت به یک جامعه دینی و باورهای مذهبی، آسیب به اموال عمومی و خصوصی در جریان است.

مسئولان مسجد ممینگن که تحت پوشش اتحادیه «دیتیب» (ترکی-آلمانی) فعالیت می‌کنند، این حرکت را فراتر از یک تخریب ساده دانسته و آن را «حمله‌ای مستقیم علیه همزیستی مسالمت‌آمیز» در ایالت بایرن توصیف کردند.

این حمله در حالی صورت می‌گیرد که آمارهای رسمی از رشد تصاعدی خشونت علیه مسلمانان در آلمان حکایت دارد. بر اساس داده‌های ائتلاف Claim (مرکز گزارش‌دهی اسلام‌ستیزی) در سال ۲۰۲۴، حدود ۳,۰۸۰ مورد حمله و تبعیض علیه مسلمانان ثبت شده است.
این آمار نسبت به سال گذشته میلادی، افزایشی ۶۰ درصدی را نشان می‌دهد.
کارشناسان معتقدند تکرار چنین حوادثی نشان‌دهنده لزوم تقویت تدابیر امنیتی برای مراکز مذهبی و برخورد قاطع‌تر دستگاه قضایی با عاملان نفرت‌پراکنی است.

#اسلام_هراسی #اسلام_ستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌6😍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این روایت، بخشی از تجربه یکی از زندانیان تازه‌آزادشده از زندان قرچک است؛ روایتی از بازداشت‌های گسترده در زمستان ۱۴۰۴، از دختران ۱۹ ساله تا زنان ۶۰ و ۷۰ ساله، در فضایی کوچک و غیربهداشتی با جمعیتی که «به حدود ۸۵ نفر در یک بند قرنطینه» رسیده بود.

او می‌گوید: «اگر از کثیفی، آب شور، سرویس‌های خراب و اپیدمی سرماخوردگی بگذریم»، مسئله اصلی، محرومیت از درمان بود. «داروهای شخصی را نمی‌دادند؛ بعضی‌ها تشنج می‌کردند، پنیک می‌شدند.» از دختری می‌گوید که «تنگی نفس داشت و دستگاه تنفسی‌اش را نمی‌دادند» و شبی که «نفسش در خواب بند آمده بود» و تنها با فریاد هم‌بندی‌ها نجات پیدا کرد.

به گفته او، بسیاری از بازداشتی‌ها از اوین، از «بند ۲۰۹» و مکانی به نام «خط سبز» منتقل شده بودند؛ در انفرادی، تحت «شکنجه سفید» و گاه شکنجه فیزیکی. بازداشت‌ها اغلب با خشونت همراه بوده: «در خیابان، خانه یا حتی مراسم چهلم… با ضرب‌وشتم و به‌زور سوار ماشین.»

در قرچک، برخی زندانیان «ممنوع‌الملاقات و ممنوع‌تماس» بودند و با وجود تهدید، دیگران سعی می‌کردند «با همبستگی، برایشان خوراکی و لوازم تهیه کنند.» اما همین ارتباط‌ها هم به‌دنبال فشارها قطع شد و برخی دوباره به انفرادی منتقل شدند.

با شروع جنگ، شرایط بحرانی‌تر شد: «حداقل ۱۰ روز هیچ آزادی نداشتیم… بلاتکلیف بودیم و فکر می‌کردیم گروگان شده‌ایم.» همزمان، نگرانی برای خانواده‌ها به اوج رسید؛ «آن‌ها ساعت‌ها جلوی دادگاه‌های ناامن می‌ایستادند، بی‌خبر از ما.»

او از وثیقه‌های سنگین «۳ تا ۱۰ میلیاردی» می‌گوید که باعث شد بسیاری همچنان در زندان بمانند. از مادری که «سرپرست دو کودک بود اما ماه‌ها بلاتکلیف زندانی ماند» و از خانواده‌ای که هم‌زمان با اعدام فرزندشان، در زندان بودند.

او همچنین از مادر و خواهر زندانی سیاسی اعدام‌شده، بابک علی‌پور می‌گوید که در قرچک در بازداشت هستند.

لحظات جنگ در زندان با ترس و امید همراه بود: «صدای انفجار که آمد، همه زیر تخت‌ها پناه گرفتیم… حس عجیبی بود؛ هم ترس، هم امید.»

این روایت با یک درخواست تمام می‌شود:
«زندانیان را فراموش نکنیم… تمام امید ما این بود که فراموش نشده باشیم.»

#از_بازداشتیها_بگو #زندان_قرچک #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔104
احضار دوباره مطهره گونه‌ای با پرونده‌سازی جدید؛ طرح اتهامات متعدد در شرایط قطع طولانی اینترنت

مطهره گونه‌ای، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، بار دیگر با پرونده‌سازی جدید از سوی نهادهای امنیتی مواجه شده و برای روز شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ به دادسرا احضار شده است.

در این پرونده اتهاماتی از جمله «توهین به رهبری»، «توهین به مقدسات اسلام»، «توهین به مقامات و مأموران»، «تبلیغ علیه نظام» و «نشر اکاذیب» علیه او مطرح شده است؛ این در حالی است که حدود صد روز از محدودیت شدید و اختلال گسترده در دسترسی به اینترنت در ایران می‌گذرد.

مطهره گونه‌ای پیش‌تر در تابستان سال گذشته به‌صورت خشونت‌آمیز و با شلیک گلوله بازداشت شده بود؛ بازداشتی که به شکستن دست او انجامید. او پس از آزادی، در روایت‌هایی از تجربه خود، از بسته‌ماندن درهای سلول‌ها هنگام بمباران در جریان «جنگ ۱۲ روزه»، انتقال به بازداشتگاه‌های موسوم به «خانه امن»، محرومیت از رسیدگی درمانی و حتی «خون بالا آوردن» در دوران نگهداری در قرنطینه زندان قرچک خبر داده و رفتار مأموران را «نماد چهره واقعی و خبیث» حاکمیت توصیف کرده بود.

این فعال سیاسی در آذرماه ۱۴۰۴ نیز از صدور حکم یک سال حبس تعزیری علیه خود خبر داده بود.

مطهره گونه‌ای، دانشجوی اخراجی رشته دندانپزشکی و دبیر سابق سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران است. او پیش‌تر نیز به‌دلیل فعالیت‌هایش سابقه بازداشت و برخوردهای امنیتی داشته است. وی در اردیبهشت ۱۴۰۳ برای اجرای حکم حبس به زندان اوین منتقل شد و در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۳، پس از پایان دوره محکومیت، از این زندان آزاد شده بود.

#مطهره_گونه_ای

@Tavaana_TavaanaTech
💔11👌1