آموزشکده توانا
48.5K subscribers
42.3K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
جغرافیا، تصادف و باور
چرا ایمان ما تا حد زیادی به خاک زادگاه‌مان بند است؟

ریچارد داوکینز در گفت‌وگویی معروف با طرح یک پرسش بنیادین یادآور می‌شود که بسیاری از ما اگر در جغرافیایی دیگر متولد می‌شدیم، نظامی کاملا متفاوت از باورهای دینی یا عقیدتی را برمی‌گزیدیم. این گزاره ساده اما عمیق، پرده از حقیقتی پنهان برمی‌دارد: «عامل تصادف جغرافیایی و خانوادگی» نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری هویت عقیدتی انسان‌ها دارد.

▪️نقش تصادف در هندسه باورها
انسان‌ها در بستری چند وجهی چشم به جهان می‌گشایند که از پیش توسط نسل‌های پیشین طراحی شده است. زبان، فرهنگ، آداب‌ورسوم و از همه مهم‌تر «دین و مذهب»، میراثی تحمیلی در نخستین سال‌های زندگی است.
اگر کودکی در خانواده‌ای سنتی در شبه‌قاره هند متولد شود، احتمال هندو یا مسلمان شدنش بسیار بالاست.
همان کودک اگر در قلب اروپا یا آمریکا متولد شود، احتمالا آیین مسیحیت را به‌عنوان حقیقت مطلق خواهد پذیرفت.
این واقعیت نشان می‌دهد که بخش بزرگی از تعصبات مذهبی یا عقیدتی، محصول انتخاب آگاهانه و آزادانه نیست، بلکه نتیجه تصادف محض مکان تولد و محیط پیرامون است.

▪️فروتنی معرفت‌شناختی؛ راهی به سوی مدارا
اعتراف به این واقعیت تصادفی بودن، ما را به سوی مفهوم حیاتی «فروتنی در ایمان» رهنمون می‌شود. هنگامی که بپذیریم دینداری یا حتی خداناباوری ما تا حد زیادی تحت تاثیر جغرافیا و خانواده شکل گرفته است، نگاه ما به دیگران تغییر می‌کند و دیگر به راحتی مخالفان فکری خود را گمراه یا مستحق سرزنش نمی‌دانیم، زیرا درک می‌کنیم که اگر جای آن‌ها بودیم، احتمالا همان باور را داشتیم.
همچنین درک مداراجویانه از ایمان زمانی شکل می‌گیرد که بدانیم سیستم‌های اعتقادی ریشه در تاریخ و جغرافیا دارند، نه لزوما در اثبات‌های علمی و قطعی.

پذیرش عامل تصادف در باورمندی به ما می‌آموزد که به جای پافشاری کورکورانه بر حق مطلق بودن خود، به انسان‌های دیگر با تمام تفاوت‌های عقیدتی‌شان احترام بگذاریم و فضایی برای گفت‌وگو و مدارا فراهم کنیم.

شما چه تجربه و دیدگاهی در این مورد دارید ؟

#باور #ایمان #دین_موروثی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
14💯3👌2
جداسازی اندیشه از هویت
چرا نقد اندیشه، حمله به هویت تعبیر می‌شود؟

در فضای فکری برخی از ما، مرز میان باور و وجود به شدت مخدوش است و اندیشه انسان‌ها نه به عنوان ابزاری سیال برای شناخت جهان، بلکه به مثابه پوسته‌ای دفاعی و چسبیده به هویت فردی شناخته می‌شود.

در این ساختار سنتی و ریشه‌دار، وقتی ایده‌ای به چالش کشیده می‌شود یا زیر تیغ نقد می‌رود، صاحب آن ایده بلافاصله احساس می‌کند که کل وجود، اصالت و شرافتش هدف هجوم قرار گرفته است.

ذهن جمعی عادت کرده است عقاید را با ریشه‌های خونی و حیثیتی گره بزند و به جای برخورد با استدلال، به دفاع از سنگر شخص بلند شود.

این همانی میان فکر و هویت، ریشه در جوامعی دارد که در آن‌ها استقلال فردی و تفکر انتقادی به رسمیت شناخته نشده است. وقتی فرد در بستری رشد می‌کند که اعتبارش نه بر پایه انتخاب‌های آگاهانه، بلکه بر اساس وابستگی به مجموعه‌ای از باورهای از پیش تعیین شده سنجیده می‌شود، نقد آن باور به معنای خلع سلاح کردن و فروپاشی شخصیتی اوست.

در چنین فضایی، اندیشه لباس حریم خصوصی می‌پوشد و هر پرسشی پیرامون اعتبار یک گزاره، به خصومت شخصی تعبیر می‌شود. گفتگو جای خود را به میدان جنگ می‌دهد و افراد به جای تحلیل گزاره‌ها، سنگر می‌گیرند تا از آبرو و اعتبار فردی خود دفاع کنند.

نتیجه این در هم تنیدگی، فلج شدن جریان زنده اندیشه و شکل‌گیری فرهنگ سکوت یا تملق است. کسی جرات نمی‌کند خطایی را در ساختار یک تفکر نمایان کند، زیرا هزینه اجتماعی این جرات‌ورزی، ترور شخصیت و طرد شدن از دایره امن گروه است.

از این‌روی تا زمانی که نتوان میان آنچه انسان می‌اندیشد و آنچه انسان هست فاصله‌ای امن ایجاد کرد، هر نقد علمی یا اجتماعی به خصومتی شخصی تبدیل می‌شود.

بقای این فرهنگ بسته در گرو همین عدم تفکیک است؛ فضایی که در آن اندیشه‌ها مصون از پرسش می‌مانند، چون حاملان آن‌ها اجازه نمی‌دهند کسی به حریم هویتشان نزدیک شود.


#تفکر_انتقادی #آزاداندیشی #باور #هویت #گفتگو_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👌3